قسمت 15عشق ابدی - Eshghe Abadi

قسمت 15عشق ابدی - Eshghe Abadi01:42:05

اطلاعات دانلود و جزئیات ویدیوی قسمت 15عشق ابدی - Eshghe Abadi

آپلود کننده:

Eshghe Abadi - عشق ابدی

تاریخ انتشار:

۱۴۰۴/۲/۲۶

بازدیدها:

5.7M

رونویسی ویدیو

گوینده 13

مدیالا، دیابرین بالا مدیالا دیابرین بالا

گوینده 15

اوخی خدا چقدر کیوتن اینو دلم میخواد یه چیز بگیرم از این چیز هستن ماشین بزرگا چی بهشون میگم؟ شاسیبونه آفروز؟ نه بابا اینا که توشون آشپس خونه و همه چی هست به ذهنم نمیرسه چی؟ ون؟ ون بهشون میگم نمیدونم الان یکی از اونو

بعد برم کل دنیا رو بگردم یعنی یک سال دو سال زمان بذارم هر جایی که میشه دید و نیازه دید توی این دنیا رو برم بگنم اصلا من همچنین فهمی کنم زندگی درست اینه که آدم تا قبل از اینکه بمیره همینجا سفر کنه حالا من میخوام از ترکیه شروع کنم

یه روز یه ون احتمالا تا به سون این کار رو کنم یه ون بگیرم با دوستان اگه خواستی میتونی بمون جاین شی اگه پسر خوبی باشی تا اون واقع دوان بیاری میتونی بمون جاین شی اگه تو ماشین ران بدی میرم نه من میرم اون ترمی شیم ساب ماشین شیم ولی ماشین رو زبطا اجاره میکنیم رو خیلی گرمی نمیتونیم بخریم

گوینده 24

جمعتون جمعه میرم جزیره ی عشق تنهایی بسه شده قلبم فریش آبه گرمه مثل قلبه از عاشقی جزیره میرم دل و قلبم و اینجا به تو بیدم عاشقتم تا عبد بدون اینو به همه میگم

گوینده 13

موسیقی

موسیقی

گوینده 24

آشقتم تا عبد بدون اینو به همه میگم

گوینده 13

دلم دیگه تنهایی نمیپذیره یکی شد این وقت فرداییه بهتر کناره همه جیده بذیره هنو مونده صدا همه بلنده عشق میگیرم عشق میدم برنده هوا گرمه بیا برین لبه ها برقه نگاهت واسه من کشنده آنیالا همه دست ها بیان بالا

هوا گرمه مثل قلبه نقل قلبم به تو بنده دست به دست تو میچرخم تو این جزیره این حس کنار تو بی نظیره دنها شدی ما تو این جزیره عادی الله عادی الله هوا گرمه مثل قلبه نقل قلبم به تو بنده دست به دست تو میچرخم تو این جزیره این حس کنار تو بی نظیره دنها شدی ما تو این جزیره

گوینده 11

اگه دو نفر قراره که با هم زندگی کنن باید در جهت شبیه شدن به هم حرکت کنن شبیه شدن... قشنگ... اصلا خواسته و نخواسته شبیه میشه و قبول تفاوتها

گوینده 21

قبول تفاوت ها اون سازش همه اینا باعث میشه که تو به اون چیزی که لیاقتش رو داری یا انتظارش رو داری برسه چون طرف مقابلت هم همون انتظار رو از تو داره دقیقا

ولی باز میگم در منطقه هم که هر انتقادی که بهت کردم حالا درسته شاید یه جایهایی تند رفتار کردی ولی باز احساس تغییرات وقتی میکنم وقتی میبینم طرف که کاریو داره میکنه در حقم احساس میکنم که اون احساسی که داره انجام میده یا اون کاری که داره انجام میده یا بروز حرفایی که باید میزنم واقعا از تهدیلشه احساس میکنم که داره

گوینده 11

حالا میدونم خوشت اومده ولی نه خوشت اومده به قول سیاهاش کرده سیاهاش همشون خوشت اومده مثلا یه رفتار بد میکنم خب بعد خودمم میدونم که الان رفتارم بد بوده ولی حالا دستم در رفته بعد پارتنرم میاد انتقاد کنه بعد مثلا حالا لحن انتقادش خوشم نمیاد اون لحظه ممکنه بهش بپرم با عصبانیت جوابشو بدم ولی صد در صد درجهت اینکه اونو درست کنم

یه کارهایی انجام میدم چون که دلم میخواد که دلش رو به دست بیارم دلم میخواد که اونجوری باشم که اون دوست داره اون لحظه اگرم باهاش بد حرف بزنم ولی بعدش میرم رفتارم رو درست میکنم من آفر نمیگم من دوست دارم اون چیزی باشی که من میخوام

گوینده 21

من احساس میکنم هممون یک کمبوت هایی داریم به عنوان دوست دارم راه نمایت میکنم هیچ جایگاهی ندارم مثلا دوست اگه دوست واقعی باشه برمیگرده بهتون میگه ببین مثلا به عنوان خیلی چیز کوچیکی هست حتی وارد خونت بشه یه چیزی رو ببینه خوب نیست قشنگ نیست به دکور خونت نمیاد میفکرم جای این دوتا رو با هم عوض کنی قشنگتر میشه حس خوبی بهت میده خب؟

توی رفتار آدم ها هم با همدیگه همینه من اگه بهت میگم الان اینجا باید این حرفو بزنی باید نه سلاح میبینم که برگردم بهت بگم این رفتار اگه اینجا میکردی اگه یکم مثلا تونه صدات پایین تر بود هم پذیرشش برای من قشنگ تر بود هم از این که تو دارم میبینم احترام میذاری به من که این کار رو داره میکنی

و من هم به سمت تو میام تو اگه یه قدم به سمت من بیایی به شخصه میگم تو اگه یه سمت یه قدم به سمت من بیایی من اون یه قدم تو رو که جبرا میکنم هیچ یه قدم دیگه هم اضافه برمیدارم به خاطر اینکه میبینم داری ارزش میذاری وقت تو سلامتی تو هر چیزی که هست و داری در مسیر این تکامل رابطه همون قدم برمیداری به نظرت من اگه یه روز قیب شدم کجا میتونی من رو پیدا کنی فرشاد؟ آره تو گل فروشی

گوینده 15

این بچه اصلا بلد نیست مخ بزنه ها و اصلا منو نمیشناسی خیلی کارم با تو خیلی کارم با تو زیاده اوه ببین درست کرد گله تو گل فروشی پیدا میکنه اوه ببین درست کرد گله تو گل فروشی پیدا میکنه اوه ببین درست کرد گله تو گل فروشی پیدا میکنه اوه ببین درست کرد گله تو گل فروشی پیدا میکنه

گوینده 30

ولی اومدی پیچوندی نه این نشوندنده اینه که منو نمیشنستی و بعد بیشتر وقت بذاری بر شده عزیزم من بخواهم گل بخواهم ببین بخواهم یکم راه نمایید کنم جاش خربت حالا این که کجا هستش دیگه توی خود تصمیم نمیدونی نه دیگه خودم بیمتر نشد تو اتاقش نشستی در فیلم ببینه کمک نمیدونی چی؟ بگم خونهتون تو اتاقش نشستی در فیلم ببینی نه غیب میشن گم میشن من نیستم تو خونه

مثلا تو جنگر یه جایی که هیچکی نیست توی کلبه یا یه خونه ساحلی تک نفره خوب می کمکت کنم مدیتیشن انجام میدم یوگا انجام میدم آره اگه می گفته خودشم می گفتم بگی قرار بود صبح یوگا یادم بگی آره فردا من یوگا انجام میدم آره

گوینده 15

اول مبتدی باید کار میکنن نه اصلا بدنم این اطاف نداره ولی بدن من خیلی این اطاف داره پس میتونیم زوج خوبی بندگی باشیم یکم بغلش کن فرشادو یکم محبت کنش به خدا سر صبح گریه کرد محبت کردن؟ آقا محبت کردن؟

محبت کردن چرا؟ سرم رو کرده بودم زیر بالایی زار زار داشت خب باشی چرا همتون برداشته اشتباهی دارید نسبت به محبت کردن که فقط با بوس و بقل و این چیزها میشه محبت کردن نه؟ این دوستاشنش اونجا تو با غیرتش میشه

گوینده 29

من حستم رو سعی میکنم بهش بفهم بودم اون که اوکیه ولی ببینی هر چه قدم آدم سفت و سختی باشه باز یک بغل محکم میتونه واسه لذت بخش زمانش برسه امت این کار رو نکردی سر صبح اومد من بغلش کردم

گوینده 30

تو بغل تو اومده بود بله تو بغل میخواست میومد اون من رو بغل میکرد چرا باید منتظر من باشه؟ من که همیشه بغلش میکنم قبوله؟ من همیشه بغلش میکنم بغل رو از تو میخواست یعنی یه موقعی تو برو بغلش میکنه بچه هم یکم صفه همون نیست اینقدر هم صف نباشه دو نفره این کار روش انجام بگیرن یکم تو دوربین هاینا معذره ولی خب دیگه آره ما این رو با هم صحبت کنیم

گوینده 16

بعد ما هم یه روزی قسمت شد و رفتیم دیت بیرون شما سر اون مسقله بازی که بذار لپم نتونستید ببرید اگه میذارشون دوار شانستون بیشتر بود تنها کسی بودیم که این کارو کردیم فقط سودا و امیر که اولیش اومد رو پیشونی رو بود دیدی؟ اولی رو پیشونی بود یه تیکه خب شاین داشت ازش میافتاد با دهنون گرفت بردش اصلا بره با

گوینده 31

علی و فرشاد اومده بودن بین منو یعنی دارن میبینن که من و تو با هم هیچ مشکلی نداریم رابطه اونم کاملا خوبه هر روز هم داره بهتر از دیروز میشه و هر روز که میگذره بیشتر من خودم شخصا میبینم که رابطه خیلی قشنگتر داره میشه چون بیشتر دارم آدم ها رو میشنسم ولی با هم دیگه دست بیکی کرده بودن منو بندازن تو بازی

دو تا از دوستا مون ولی خب چیزی که بود واقعیت بود دیگه با واقعیت روبرو شدن خودشون هم صحبت منه یکیش فرشاد و با علی میدونید جالبش چی بود؟ فرشاد من رو میداخت تو بازی علی تعیید میکرد و منتظر تعیید من هم بودم مثلا یه جمله فقط که فقط میکنه تو تعیید کنی بله یا خیلی انگار یا پذیرفتی یا نه پذیرفتی

گوینده 30

و منتظر این جمله بودن بچه نیستن ولی حالا درسته زهرا داشتن فاظ معرفت گرفتی بودیم با همدیگه رفاقت گرفتیم توی این جزیله ولی خب آره من رو من دیشب گفتم بعد نگار که گفتم زهرا گفتم بچه یه خیلی احساس تنهای نکنه نه خوب کاری کردی هر کسی دیگه ای به غیر از زهرا میگفتی بله بله نه میکشتم به اینه بد و بدتر بد انتخاب کرد

گوینده 15

میکه گفت؟ یه سیاست مردونه به کار بردی؟ خب؟ آره تا الان چقدر از من شناخت پیدا کردی؟ دیروز میخواستی توی جمله من رو وصف کنی ولی خب نشد نمیشه آره اونطوری اونجا نشد توی کلمه الان میخواهم اینجا کنار خودم تو تنایامون

گوینده 30

بله یه دختر شناختی که ازم تا الان بیده کرد یه دختر یه دختر زیبا در این سادگی یه دختر سخت سخت از چه نظر؟ سخت در این احساساتی سخت ببین یعنی سخت احساساتت فه فه فه میرد بیرون ها؟

یعنی دارم چیز میکنم من نقطه یا نقطه مقابل براش میذارم خوشگلی، سادهی سختی، احساساتی مغروری، ولی مهربانی تو از خودت بگو یکم پریس ها دیشتر بگو توضیح بده من که خیلی وقته چون درگیر کار و بیزنس بودم اصلا ورد رابطه نشدم

گوینده 8

کلان مشغول کارم بودم خیلی ویزی کار میکردم دیگه اومدم این برنامه که پیش اومد گفتم که هم یه ذره از کار دور باشم یه ذره استرات کنم رست بدم همین که شاید به خودم شانس بدم شاید ورده یه آمده شدم شایدت پیدا شد اینجور منم فکر نمی کردم من واقعا به شاید گفتم احساساتم رو کشته بودم و فکر نمی کردم که هم دوباره فعال بشه یعنی یه مدتی بود که

گوینده 9

شاید اصلا یه پسر میامد جلون وای میتوند که همه چیز تایپ هم بود ولی اصلا نمیتونستم اصلا اینجوری بودم که نمیخوام حسله ندارم ولی میگم امروز اون روز که شاهین اومد اومد تو من اینجور بودم که تایپ همه ولی بذار بگم نه

گوینده 29

من که از آخر این رو هم متوجه نشده هستم به اصلا یه مشکلی که هست الان با توجه به اینکه هوشه مصنوعی اومده خیلی ها اینجوری هستند که همه چی رو هوشه مصنوعی میگه ولی من با این یه مشکلی دارم من میگم که آقا هوشه مصنوعی چیزی که به خوردش دادن رو به تو تحفیل میده

و اینکه تو نمیتونی هیچ موقع جواب صد در صد از حوش مسئولی بگیری حوش مسئولی رو یه جوری درستش کردن که اون چیزی که دوست دارن رو به تو تحفیل بده دقیقا توی خیلی چیزها میتونه کمکت بکنه ولی توی خیلی مسائل باز تو باید بری به نظرم سراغ کتاب

چون چیزی که تو خودت راجبش تحقیق میکنی و ده تا کتاب میخونی راجبش و به دست میاری اون مطلبا واسه تو خیلی مفید تره واسه اینکه تو مقایسه کردیش تا اینکه به تو یک جواب آخر رو بدن تو جواب آخره رو میگیری شاید جواب درستی باشه ولی تو هیچ درکی از اون جواب درست آخرت نداری میدونن اگه خودشون رو نشون بدن هیچکی دوستشون نخواهد داشت

گوینده 15

میدونی چی بهت میگم؟ برای همین من دروغ نمیگم فکر میکنم تو دلت میخواد دروغ بشن این برای همین بهت میگم که فرشاد جان من الان اشق اولم ای تو اولین باره که عاشق شدم توی زندگیم و اگه مهمان جدید بیاد من اصلا نمیرم سمتش اگه باب میلم باشه اصلا بهش توجه نمیکنم و تا آخر عمرم باهاتم حتی خودم بهت پیشناد ازدواج میدم برای تو حلقه میگیرم

گوینده 30

جهاز رو هم میگیری؟ جهاز رو تحمیل میدم ولی خب نیست اینو دروغ همه خب الان من میگم نیاز نیست آدم دروغ بگیر ولی خب راستش هم نگیر

گوینده 15

چرا؟ چرا شنیدن واقعیت اینقدر باید برات سخت باشه؟ پس تو هم انسانی هستی که دوست داری دروغ رو باور کنی از اونایی که وقتی میرو توی یه رابطه مثلا دارم بهت میگم میبینی یارو خیانت کرده به خود دروغ میگی که خب این شاید این دلیل رو داشت خیانت کرده چرا تفسیر من بود خیانت کرده چرا فلان بود خیانت کرده من تردیر میدم خیانت رو ببینم تا اون لحظه که برسته توی اینکه یه نفر بگی من ی

گوینده 30

مثال زده من الان نگفتم ما الان اگه داریم بکنیم ولی من اینجا تو باشم کار نمی کنم چی کار نمی کنی؟ من یه آدم جد بیاد باش برم آشنام بشم باش نمیرم تو برم تو داری الان؟ الان خیلی متاسفانه انشالله با امید خدا بزین تو ایران داشتی؟ بله چی بود باشی ایران؟

گوینده 7

اسمشو بگم عمرم بدونشی چرا؟ پاژن پاژن؟ پاژن چیه؟ نمیدونم نمیدونی توضیح راجعه شده الان بهت میگم شما امروز گل نگرفتی احساس میخواهم گل همینجا درست همون باشه امروز شما گل نگرفتی؟ خیلی ممنونم نمونده از دیوزه؟ گل همون دیدی؟

گوینده 3

گله زیبا مو دیدی؟ ماشینم دقیقا میرنگی بود چون یه صحبتش بود پایجن لند روبر قدیمهاش میدین چه مدلی هست؟ باید عکسشون کنم اون رو بدم بشون بده لطفا بعدم خدا خیلی دوست دارم ماشین زیاد عوض کنم اما دقیقا مثل تو تو رابطه دوست دارم برعکسش بشم

گوینده 7

خودم از اون دست آدمهایی هم که سعی می کنم همیشه رابطه رو تازه نگه دارم فعال نگه دارم، جدید نگه دارم واسه طرف مقابل به خودم من حالا خودم سعی نیاز نیست بکنم چون مدل زندگیم یه جوریه که دائمان در رفت و آمد و چلنج و اینور و اونوره هم خودش تازه میمونه

خب چون هر روز یه لوکیشن آدم های جدید تا میایی به اینا عادت کنی دوباره اتفاق های جدید تا میایی به اونا عادت کنی شرایطا جدید و این به صورت مداوم تو بی کانتونیو هستش ولی تو روابط خیلی شخصی تر چرا؟ تلاش چشم گیری میکنم دوست دارم مثلا این تلاشو هیجان انگیزه باسم

گوینده 3

چالش رو بیشتر دوست داری؟ یا زندگی آرون رو؟ نمیتونم اینو که جواب صد درصد برای دائم بدم زندگی آرون مستقل من حسل زرور میشه ولی یک سر هم بخوام توی چالش باشم خواست بخوام پاره میشم

گوینده 7

باید به اندازه باشه دیگه یعنی بذاری مثلا بذاری هر جوری خودش پیش بره هم یه جه های آروم میشه آره آخو برای همه اینجوری نیست مثلا تو شخصیتت اینطوری یه سری ها هستن که کلا میگن ما اصلا دوست نداریم وارده چالشی بشیم دوست داریم راحت صبح باشیم قهوه مونو بخوریم کتابمونو بخونیم بره همینجوری نهاروش ها خیلی این شکلی هستن واقعا

گوینده 31

چه دختره، چه پسره، چه کوچی، بزرگ حالا توی این جمعه هم میبینی و بعض اوقات خیلی کم نگاه های بالا به پایین دارم سبک من نیست و اصلا اهمیتی نمیدونم هر کسی طبیعتا همه متفابط هست همه متفابط هست شاید تو دوست داری مثلا خیلی تاتو بزنی سبک تو مثلا یکی دیگه هم داریم تاتو زیاد بزنه یا مثلا یکی کمتر میزنه یکی دوست داره گوشواره بزنه یکی گوشواره نزدن مثلا من خود

بعد هم بیاد ولی دوست دارم گوشواره رو بزنم میبینی متفابطه یا مثلا میلاد مثلا گوشواره بزاشته سراخ کرده مانه من چیزه سراخ نیست ولی خب دوست دارم گوشواره بزاشتن اوه بله باید شب باشیم حتی بیای این طرف

گوینده 3

مگه من اینجا دوتا دست طوان من ندارم که تو سندلی عقب بگشی؟ من یه لحظه باید برم مگه من اینجا دوتا دست برم؟ یه کار خیلی واجب دارم شما ادامه بگید کار واجب رو بگو باید همه متقابلتن بگه یکی تاتوی بیشتر میزن یکی کمتر یکی

گوینده 31

یه پرسینگ بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر بیشتر

گوینده 30

خود شاین اعلام کرده که اگه دختر بهتری از این ویلا بیاد من میرم با اون فکر کن امروز بیا شاین بره با اون از فردا این بوست و بغلا بین شاین دختر جدیده شاین از نظر تو آدم قشنگی به نظر میاد وقتی تو دیروزشو با تناز دیدی امروزشو با آدم جدیدی اصلا به نظر من که پسرم این چیز قشنگی نیست منه من میگم خاطرات و لحظه هایی که تا الان با تناز ساخته نباید تکرار باشه با آدم جدید

اول اینکه به خود پسر توحین میشه دو اینکه دختر خورد میشه سه اینکه اون نفر جدید این رو تو مغز خودش میکنه که الان یکی دیگه از درگیاز شاین میره با اون شاین رو مثال میزنم چون دارم یک مثال واضح بردارم اگه من مشکلی با شاین نرم رفیقم رو دوست داشتم من این مودلیه نیم پسرم

گوینده 15

ذاتا ببین خاطرات زیادی نمیتونیم اینجا با همدیگه ایجاد کنی مثلا دیگه نمی آیی باش اینجا بشینی چرا؟ نمیشینی تو جنب باش بازی نمی کنی؟ چرا بازی نمی کنی؟ خب میکنی دور استخر باش قدم نمیزنی؟ نمیزنی خب باید بزنی زیر بارون باش راه نمیری؟ نمیرقصی؟ خب میرقصی نه اینو چیزایی نیست که تو بگی که نمیشه اون حرف هایی که به تو زدم با اون نمیزنم اون لحظه ه

گوینده 30

از دقیق این تایم کتایی که هستیم ندارم شاید بعدها خیلی لحظات قشنگتر هم داشته باشم باشه اینجا نمیتونم خودم و سریع تغییر بدم به خودم نمیتونم به قبول دارم بس تغییر دادن نیست با یه دیدگاهی پاشده ای اومدی اینجا به نظر من با دیدگاه این که اومدی

گوینده 15

عشق پیدا کنی کسی که شبیه بهته هم دردته هم رنگته پیدا کنی و وقتی نتونستی پیدا کنی و وقتی نتونستی پیدا کنی به نظر من باید بیری سراخ پردی تو اومدی اینجا که پیدا کنی اگه پیدا نکنی باید بیری بیرون

گوینده 9

ببین، من وقتی خودم، من یه مشکلی که دارم، آره هم مثل پرسین، مثل تاتو، درد تاتو، من درد پرسین که هم دوست دارم، خیلی خوبه، من کلن یه مشکلی که مامانم همیشه با هم داشت، من هر اتفاقی تو زندگی میفته، چه خودم مقصر باشم، چه نباشم خودم مقصر، یه قایق عشقمونو بندازیم داخل دریا، رفته اینو درست کرده اومده؟

گوینده 3

ببینم روش چی نوشته؟ ام ام ام میلاد و محروق وزد قلب بگذارم یه دلتا رو بوز کنم به خاطر این روبوزی ایدی اینم دوتا ها؟ یه مرسی که اینقدر باقص هستیم بریم روزی رو کنم نریا بلت همیشه بندازیم رو کنم بلت هم گره بشیم

گوینده 31

بابا سیسی کارمون شده بابا میری برای... نکن دیگه سیسی به من دست دردن به من دست دردن دست دردن خودم بتونه بفرماییم مرسی اینو یکم کتاهش کنیم بیاییم مالتون این خلال دندون شد دیگه

گوینده 3

بریم اینو بندازیم داخل دریان بذار بذارم وسطش؟ انشالله درد بشیم میتونیم اینجوری اینجاشو با ناخون سراخ کنم اینو بکنم توش خیلی خوشگیر میشیم اینو بده به طراح خود قایق برستش میکنیم آااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

گوینده 32

فکر کنم دوستان لطفاً همگی توجه بفرمایید قایق عشق من و محروق میخواد بیفته داخل آب

گوینده 7

من میخوام با یه آرزو حالش بدن بله ولی با یه آرزو واقعی حلشون یکم جلوتر خودش بده باشه اونو اینو باید اینجوری هل بدن نه نه نه همجوری با همون خدا بذار خودش میده فکر یه جوری بذار که با همونش بدید؟ بله واقعا خدا میخوام اون چیزی که به صلاح مونه برامون اتفاق میفته واقعا انشاءالله یکم جلوتر میشه اینجا خوبه؟ خیز شد دیگه بیا

آروم رفت حالا با سنگ بزنیدش حسود پلاستیکی رو نگاه کن

گوینده 9

اصلا میگفت اصلا مامانم همیشه با مشکه داشت من هر مشکه تو زندگی به وجود میاد چون مقصدش خودم بودم چه نه خودمو مقصد رو اون داست ها میدونه اصلا مثلا اگه انا شاهی منو عذیت کنه و من مقصد رو اون دعوا نماشم خودمو مقصد رو میدونم که شاهی نو وارد زندگی می کردم که اجازت دادم که اون کارو با من بکنه

گوینده 8

تو این خیلی عذیتت میکنه باید تعادل داشته باشین نه باید همیشه بریزی رو این و اون یه سری از آدم ها هستن که همیشه میگن که تقصیر تو بگن تو کرد تقصیر تو بگن یعنی هر چی میشه میرزن رو سر چرمی ها نه باید همیشه میرزن رو سر خوب

گوینده 9

نه خوبه نه اینجوری خب باید تعادل نشته میشه باید منطقیش رو فکر کنیم باید تنبیه میکنم خب مثلا یا هیچ چی نمیخوام دست خودم نیست درانه هم اینجوریه که اشتاقم کور میشه اصلا یا میبینی کل روز خوابم یا اصلا نمیخوابم دیگه چند روز خب سر این قضیه هم حتما به مشابه رو صحبت خواب صحبت کردم مشابه خودشه من باید خودش میاز دیگه به مشابه از اونجایی که الان دور گوشت

گوینده 31

گل خالیه جاش آقا گلای این جزیره رو نکنی آقا عجبا ما صبح میاییم بیرون مدیتیشن میکنیم با این گلا بیادمه دیگه بیادمه گلت معلوم نمیشه که موهات اومد روش بهتر کش میخوانیم

گوینده 7

باز داره باباده من چی کار کنم با این بچه؟ ها؟ من چی کار کنم؟ هی منو خجلت زده میکنه روزانه میلیونها آدم خجلت زده پریشتا فکر کنم تا حالا اینقدر احساساتی منو ندیده

گوینده 9

امیروسه مثلا میگه که من تایپم اینجوریه که طرفم شلوق باشه که کودک درون منو فعال کنه و مثلا سودا آرومه تنها مشکلش باشه اینه میگم آدم درستی که کنارت باشه کودک درونت فعال بشه اصلا همه چی خیلی غشنگی تر بشه آره

گوینده 7

نمیدونم آخه واقعا نمیدونم چی بگم راجع به رابطه شو من خیلی دوستشون دارم کنار همدیگه اما این یه واقعیته که باید پذیرش بالا باشه تا ولی امیدوارم واقعا بتونن همدیگر رو بوش کنن از توی حالت های مختلف

گوینده 9

کیا؟ امیروسین و سودا چون سودا واقعا خیلی دختره دوست داشتن اینه و مهربونه ولی خیلی آروم یه آدم آروم میخواد ولی امیروسین یه شریطنتی درون داره که دوست داره با طرفش فعال بشه ولی با سودا براش فعال نمیشه دلیل نیست که سودا دختره بدی باشه اصلا سودا واقعا مهم

گوینده 31

آدم هستاسی و مدیرو سهاران دل هم از زهرا شکسته چرا؟ بیماره فتی کرد سر اینکه اونجا چیز کرده کفتش رو باید موقعیت استفاده کنی؟ چی؟ که تو باید از این موقعیت استفاده کنی نه که من بهش گفتم ولی گردن نگرفتن بخاطر این موضوع آره دیگه گردن نگرفتن این موضوع

گوینده 29

شخصیتی علی رو دوست دارم خب علی آدم مهربونیه و این که

اگه دقیق بکنی از موقعی که با پربانه رفته ترانه جدیه هنی از من سیرویس شده چرا به این دختر میگم پربانه نمیدونم؟ من فهمیدم چی میخوایی بگی ولی من اینو فکر نمیکنم ترانه به نظر من شخصیتی یکم آروم تر شده و این واسه من قشنگه شاید این آدم عشق کم داشته حالی دوتا مود خیلی خوب و عصبی دارن بابا ولی قلبم هم از این طرف هم مهربونه از اون طرف هم اینجوریه که مثلا صبح اگه پ

به نظرم امکان داره که اصلا کسی چون همه روش این هستر رو دارن یعنی مثلا دو قطبیه رو میبینن توش ولی مثلا آدمیه که امکان داره لحظه آخر یه فاید یه جوری مغز همه رو داغون کنه ولی خیلی آره در هر سال در یک کلی بخواییم بگی خیلی بچه بامعرفت و بچه خوبه بلی من فکر نمیکنم از وقتی که مثلا با ترانه دوست شده بخواد عوض شده باشه علی چند روزه که عوض شده؟

گوینده 21

میدونی کمتر حرف میزنه، کمتر دخالت میکنه، کمتر میره میاد آره این به نظر من از ترانه نیاد دوت آدمی که شاید دنبال مثلا میگم یه جوی بودن که بخوانی هایشیه ایجاد بشه یا حالا هایشیه ها خواسته روشون ریخته شد حالا چه ترانه چه علی الان مصبته که ترانه کنارش شده و این سطح رو میکش کرد آره من میدونی رابطه همون چون شروع میکنم؟

گوینده 15

من زمان میدم هم به خودم هم به طرف میگم بیا همدیگه رو بشناسیم و توی اون مدت سعی میکنم اون سمیمیتی که بعد از چند سال باید ایجاد بشه رو من ایجاد نکنم میخوام از راه دور ببینم ریکشن هاش چیه چیوری برخورد میکنه چقدر میتونه من رو دوست داشته باشه چقدر میتونم دوستش داشته باشم چقدر تو مواردی که مثلا

من عصبی میشم اون که ریاکشن نشون میده یا اون عصبی میشه من چرا ریاکشن نشون میدم و مهمترین چیزی که برای من خیلی بلدش گردم تو رابطه اینه که من

زندگی راحتی نداشتم تا الان یعنی فکر نمیکنم میشه کدومد دختره مستقل اینجوری باشن یعنی همه اینجوری هستن مثل من همه زندگی سختی رو داشتن من اولین تستی که میزنم اینه که ببینم تو شرایط سخت من چقدر میتونه مرد من باشه چقدر میتونه پشت من باشه

من نمیگم هر ماه اینقدر پول میخوام باید برام بزنی ولی میگم اگه توی کرای خونم من این ماه پول کم آوردم نداشتی برو برای من قرز کن کرای خونه منو بدیم میدونی چی بهت میگم؟ اگه کم آوردم من کار میکنم در کنار تو من مثل چجوری بهت بگم مثل یه مرد کنار تو من خانوم مثل یه مرد کنار تو هم توی همه شرایط کنار تو هم

خب اما تو هم مثل یک دوست علاوه بر اشقی که بینمونه نیاز مثل یک دوست کنار من باشی درسته من اینا خیلی برام مهمه و رابطه هایی که شروع میکنم معمولا همینجوریه حتی یکم دورتر اینجوری شروعشون میکنم و تا الان پیش نیمده که اشتباه کنم توی انتخاب هم شاید اشتباه کرده باشن

خب ولی پیش نایمده رابطه کتاه مدت داشته باشم و اصلا دوست ندارم یعنی به شخصیت خودم برمیخوره بخوام رابطه کتاه مدت داشته باشم اصلا دو ماه، سه ماه، چار ماه، شیش ماه نبوده تا الان واقعا

گوینده 30

نمیگم دوست میشم رابطه برقار میکنم که ازدواج بکنم همچین چیزی هم از تو نمیخوام حالا اونجور گفتم حلقه علماس میخوام شوکی کردم ولی حالا بخریم بعد نه حالا یه چیزی بت بگیرم این که یه رابطه دوامی چقدر باشه یا این که پارتنر باشه جاست باشه فلان باشه همین اسمهایی که جدید براش در میارن

این خیلی خیلی خیلی بستگی به سن زمان و مکان فرد بستگیدن مثلا 90 درصد مواقع دختر پسر وقتی از 30 سال میگذرن حالا دختر زودتر ولی پسر روسی شدیدن دنبال بچه بازی یا دیگه پارتن مارتنر ها این داستان نیست دنبال یک کسی هست که بدونن قراره یون باید زندگی کنه چند سال؟

یه عمر برای ازدواج نه انسانهای چند سال پسرهای نزدیک سیا رد میکنن دخترم فکر کنم رو بیست و هفتش دیگه رد میکنن اونم نزدیک سیا موافق استنباه من خیلی با این قضیه موافقم خیلی شدید

گوینده 12

من اولین تجربه هم بود خیلی واسه هم باحال بود میدونی؟ چرا چون همه همون تو فضای مجازیم الان اینجا واقعی داریم و اشغال میکنیم و خیلی جالبه خیلی باحاله واقعا خیلی دوست داشتم الان خیلی خوش گذاشتم من خیلی حالم خوبه خیلی دوست داشتم که

اصلا این اتفاق رو افتاد.

تک نمیکردم اینقدر دوستت داشته باشم.

گوینده 4

واقعی جدید.

من قلبم واقعا اون چیزی نیست.

یه خورد اصبی.

هستم قبول میکنم.

گوینده 12

ولی خب به خاطر اینه که مهربونی.

کسایی که قلبشون خیلی پاکه زود اصبانی میشن.

و واقعا زود نراحت میشن.

من درکت میکنم.

چون تو دقیقا مثل منی ها گفت کنی.

گوینده 4

خیلی خوش گذاشت.

گوینده 12

نگه نه؟ اولا سردستن همونوز هنوز داره پا من میل

گوینده 4

ای بله ولی هنوز داره با من میلرد عشقا از این که کنارم دارمه توی این مکان به این خفنی خیلی خوشحالم از طبیعتم ممنونم بابت عصبانیت من بخوام یه نکته بگم اینه که حق داری؟

بازم میگم به هر حال اتفاق پیش میاد دیگه ما هم عصوانی میشیم آرون میشیم ولی در کل همه ای ما خانواده ایم من همه بچه رو دیشبم بهت بفهم همه بچه ها مثل خانواده هم میمونن از اونجایی که خانواده همون خیلی ساله ندیدم همه بچه ها مثل خانواده همون دوست دارم همون حالمون خوب باشه برام مهمترین چیز اینه که کرکتر موزیسیانیم کرکتر انسانیم خراب نشه اینجا تو این برنامه

بیا راجع به خودمون بگو نه رو دیگه میخواستم میگم عشق پیدا کردم دارم با عشق زنده ای میکنم از این که دارم بهت هممسیر میخواییم بشیم خیلی خوشحالم خیلی حال میده بهم خدا رو شکر میکنم تنمون سالمه هممون هم من هم تو همه بچه تنمون سالمه بابت بحثا همه جدالا

هم خوشحالم هم نراحت چون برحال توی مسابقه ایم داریم مسابقه میدیم یه چیزی که تو دلمونده رو میخوام بهت بگم من خیلی بسر احساسیم خب بهت گفتم از این که با درتبات میگیرم خیلی خفنه ارتباط دوست داشتنی یعنی دوستت دارم دارم با درتبات میگیرم فکر نمیخوام توی رابطه باشم دوستت دارم جدی دارم بهت میگم

دوست دارم تمامم رو برات بذارم حالا تمام من اینقدرش هم عصبانیت هست هم موزیک هم میتونم هزار تا حرفه خیلی کارها میتونم انجام بدم حالا اینقدرش هم عصبانیت داریم تو هم موزیک قرار شد بخونیم موزیک بخونیم میخونیم داریم روی یوتیوب دوست داشتنی هستی؟ چرا دوست نداشته باشم؟ خفنی؟ دوست داشتنی هستی؟ قوی هستی؟ پیگیر کارتی؟ داری تلاش میکنی برای بهتر شدن؟ و اینو مطمئ

منم برات قرم سبزی میکنم قرم سبزی یا قیمه؟ جفتش خفنه با تو خب کدو باشی؟ قرم سبزی من میرم یه تشکراش کنم باشه

گوینده 9

بزرگ من هم بیام یه ماست میخواهم درست کنم بریم بشیم بزنیم چون بچه هایی دیگه دیشب؟ تو بودی؟ دیشب تو بودی تو اتاق دیگه؟ پرسا گفتم که خدا شکر تا با شاهین دوست از خطر دور شدم دوست باشیم دلیل نمیشه بی خطر باشم اووو نمیخواه شاهین انا با من تو هم

گوینده 7

هر چیزی امکان رو اتفاق بیوخته؟ آره دیگه بابا محیط بازه شاید واقعا دوست داشته باشن با همدیگه آشنا بشن محیط بازه؟ محیط بسته بسته آره شرایط بازه محیط بازه واقعا شاید دوست داشته باشن با همدیگه آشنا بشن چرا؟ مقاومت میخوای نشون بدی چون دوست داشته همشن اینا خب شاید اونم اگه دوست داشته باشه کار دیگه ای نمیکنه آره نه همین کم ریختن ها فالن ها

اصابه آدم رو خورد میکنه بذار یه ذر رابطه جنجالی پیش بره عبدالقل ببین، بشناس، بفهم اون که صد رفتن ولی شما منظر تو پرسه نقطه یه هست که یه قابله اینجوری میبینه بره وسطش؟ نه شایدم باشه؟ ولی نیست از نظر من نیست، از نظر این شایدم باشه قایقمون عزیزم ببینیم قایقمون رفته وسط وایستاده دیگه

گوینده 11

خوش خودمون هم الان توش بودیم بابا چون اصلا دوست ندم چه حسیت داری به اینجا؟ دیشب تو بازی فهمیدی زهرا و امیر میتونن با هم دیگه آشنا بشن و رو هم دیگه حس دارن ولی اصلا امیر زهرا رو به عنوان چیز انتخاب نکرد ماهرو خب انتخاب کرد چون که امیر شخصیت های از نظر اصطلاح نشرال دوست داره ولی خب زهرا امیر رو انتخاب کرد

مشکل نداره آفریم میبینم که میبینم که حساسیتتو کمتر کردی آره حساسیتت کمتر شده من خودم زهرا رو گفتم چون تا اینجا که امیرو شناختم خب دخترهای دیگر رو نگاه میکنم میبینم که

گوینده 29

تایپ امیر نیستن یعنی اگه قرار باشه بعد من انتخاب کنه شاید زهرا رو انتخاب کنم امیر زهرا رو اونقدر کامل نمیشناس از این نمیترسی که امیر و زهرا با هم دیگه بخوان آشنا بشن و یهو یک اتفاقی بینشون بیفته؟

گوینده 11

امیر میتونه الان باش صحبت کنه شخصیتشو بیشتر بشناسه اگه احساس کرد اون بهتر از منه براش بره چون به نظرم الان تایم احساسیه و اینکه باش میتونه هر کسی رو تو استرس قرار بده استرس که داریم اگه بگیم نداریم دروغ میگیم افتا امروز آرامبخش قربی خوردی نه؟ ولی دیشب آرامبخش خوردم خوابیدم امروز ریلکس هم یعنی هر کاریکورین استرس باشه بله، کی؟ راحت، خوبه

گوینده 21

احساس میکنم حدا چند روزی هم که با هم صحبت کردیم احساس میکنم تو هم طرز فکر خوبی داری اون آدم مهربونه ای جمع میتونی باشی تا ببینیم چجوری میشه دیگه یعنی میتونم با هات آشنا بشم آشنا داریم میشه میتونم اون شام رومانتیک ها رو برم شب شاید اولا بلیر اولا بلیر خب ببینیم چی میشه

گوینده 10

حالا من که شونده اینجا این حرف رو بزنی؟ دیگه گفتم بگیری دیگه انداختم ببینم میگیری یا نه؟ من بگیرم؟ تو چرا تا حالا منم چون مشکلی سیاوش با تو داره تو رو گردن نمیگیره؟ من با سیاوش هیچ مشکلی ندارم سیاوشان ما هم مشکلی نداره فقط مشکل... فکر میدونی؟ من اینو فکر کنم و اینکه فقط فکر کنم تایپش نیستم اون تایپ توه؟

نه سیاه باشم خیلی تایپ من نیست چیه تایپ تو؟ چون پسر که من کچکتر باشه نه تایپ من کلن نیستش تایپ تو چیه؟ ولی خب خیلی دوستش دارم خیلی دوست داشتنیه من دیروزم گفتم دیگه شخصیت اصلا اون حالت مردونگی پسرها رو خیلی دوست دارم از این که یه پسر حالت چهره بچه گونه داشته باشه واقعا خوشم نمیاد

و صد در صد تو زندگی میخوام که پسری که وارد زندگی من میشه کمی کمی کم دیگه چهار پنگ سال از من باید بزرگتر باشه پنگ سالو باید داشته باشه چون من رو بهتر درک میکنه من بیست و هفت سانمه دقیقا گفتی بیست و هفت که میگم سی و دو سه پنگ سال دیگه داشته باشه تا سی و پنج هم من راضیم ها تا سی و پنج هم من راضیم حتی سی و هفت هم باشه اشکال نداره

یا این که برعکسش هم شاید اتفاق بیفته شاید یه پسر مثلا 27-28 ساله بیاد که اینقدر پخته باشه در حد یک پسر 35 ساله بدونه این هم هست ولی توی بچه ها ندیدم اینو شاید مثلا الان یکم شاهین نزدیک تر باشه یا اینکه فرشاد تو زمانی که فعلا این چرایتی که من به خود سودا هم گفتم یه سری چیزها و اخلاقیاتی که بهش گفتم تغییر نکنه یه حالت بلا تکلیفی بین من و خودش خواهد

آره شما الان بلا تکلیف این احساس میکنن و خیلی هم آرونید چون روابط خوبی داریم ولی با هم احترام میذاریم ولی خب میگم اهل سازشیم جفته ما سازشی که آقا شما اصلا نه شوقی دارید نه زوقی دارید نه حرکتی میکنید نه من از سفدا حرکتی میبینم میدونی؟ مثلا شما مثلا میشه سفدا من نظرم اینه میتونه صبح بلند شد واسط انرژی بذاره صبح اول صبح که بیدار میشه با یه روی خنده با یه صبحان

گوینده 11

پریس ها رو من اصلاً باش صحبتی نداشتم فکر میکنم دیشبه هم گفت با فاز و صفده ها حال نمی کنم تو بازی خب متقابله چون شبیه هم نیستیم دو تایپ شخصیتی متفاوتیم ولی اگر بخواد به من نزدیک شه آقوش من بازه اگر نخواد نزدیک شه که تمام سر اون داستانی که امیر واسه سندلی و کشید و اینا

باش رفتی تو گارد با کی؟ با پریسا صحبت من ندیدم اون سحنه رو ندیدی اون سحنه رو نه من دو سه بارم سعی کردم به پریسا نزدیک شم ولی احساس کردم اون گارد داره خواستم باش حرف بزنم جوابایی یک کلمه ای داد؟ خوبه چی واسط تو اتفاقایی که دیشب افتاد جالب بود؟ بازی

باشم بازی رو از بیرون نگاه میکردم که جواب سوال رو چی میده مثلا من ماهروخ رو به عنوان دوست انتخاب کردم تو فضایی بیرون از برنامه اون من رو به عنوان دوست انتخاب نکرد اینا رو زیر نظر میگیرم

بله به هر حال هر کسی یک سیاستی در پیش گرفته و یه چیزی که فهمیدم گفتم آدم هایی که اینجا اول برنامه خیلی خوب بودن ممکنه خیلی بد باشن اونایی که خیلی بد وارد شدن پرهاشیه وارد شدن ممکنه خیلی خوب باشن

گوینده 31

ولی آخه لعنتی زهرا با فرشاد میتونه خوب باشه زهرا با امیر نمیتونن با هم اوکی در بیان چرا؟ امیر شلوق میخواد زهرا نگاه کن شلوق نیست امیر با طرا نمیتونه

عمیر با ترانه میتونه میتونه میتونه خیلی خوبم میتونه این میتونه اونو کنتر کن اون میتونه بچه اینو من به این دقت نکرده بودم که با کی میتونه فقط میدونم که با زفران نمیشه با این دوتا نمیشه چون جفتشون ساکتن

آره راست نیست دقیقا هرچند که البته تایپ مثلا پریسا امیر نیست اگرنه این پریسا هم میتونست گذینه باشه برای امیر برای پریسا تایپش فهم کنم آره پریسا تایپش فهم کنم چقدر تو هم تو هم همینشی

گوینده 10

چی شد؟ چی شد؟ چی شد؟ بیا بیا دو تا درست گردی نصف است نه خب نه بخور نصف است میخوای یه گازم هم واسه من بزنی؟ پسر ها رو هم نمیگیرم گازم خیلی داقه دیگه پسر ها خوب همینه دیگه چیکار کنی؟ پسر های سرشه زبونت میسوزه نگار میگم خودت بخور عمیر دست داره مرسی داریم در مورد زهرا چی میگه؟

اشخام دستات مشکلی براشون پیش اومده؟ شما... از دو طرف قضا خوردن رو بگو آقا شاہین یکی دیگه هم نشیدنه بیاره امیر جا خیلی باشه دوتا دوتا دوتا دوتا دوتا دارن قضا میخواد یکی از این و یکی از اون برن زنگ میزنم اپیلونتو دیگه هم بیار یه گازه دیگه میخوری؟ بیا یه گازه هم میخوای شما بده؟ بیا بزرگتر بچه ها میگم که اصلا خیلی اشتعاشون کمه

گوینده 11

ای من از این... این چه کارهاییه دارین بکنیم؟ نه من دقالت نمیکنم یا باید ستاتون رو بیندازم تو دسته این دوتا رو بنداز خواه ای با امیر که از خدا شدت داریم ببینیم تو دسته خدا داریم دست دارم نه جدی میگم داره با لبخند حرفاش رو میزنه مجلس داره؟ آره

گوینده 14

ببین خودشو نگهر داشته خدا میده که این میاد سمدم حالا میاد حرکتی که تو زدی دیروز دستشو گرفتی بردی اینم حالا انجام میده اینجوری داری فکر میکنی که انجام میده؟ نمیده فکر میکنی انجام میده؟ اگه انجام نده میگیم اوکی یا از این حرکت ما خوش ادومده دوست داری پارتنر تو هم برات انجام میده من که دوست دارم چه خوشگله میکاپتو هست

گوینده 31

با توجه بشناختی که از علی گرفتیم حالا من کشی زیگرداشم رو گفتم حالا میلادم که نیست تو بازی حالا ببین که میخوای انتخاب کنیم یه دقیقه تو رو با این اخلاق گندت خدایش شکریت

گوینده 4

خیلی خوشحالم میخوام بهتون بگم احساس میکنم خیلی عاشق شدم خیلی عاشق شدم عاشق این دختر شدم دوستش دارم میخوام همیشه کنارم باشه بچه ها همه تونینو باید بدونید منطق میدونی چی میگه؟ منطق میگه که این دور از واقعیته

گوینده 21

ما زندگی کردیم ما دیدیم ما شنیدیم عشق در یک نگاه اعتقادی نداری؟ نه من به عشق در یک نگاه اعتقاد دارم اما عشق در یک نگاه اینجا اتفاق نیفتاده چون اول رفت با سیاوش بعد رفت با فرشاد بعد رفت با علی و علی هم از همون اول چرا آمده امروز همه چشم این بره؟ نه از بابت علی میگم علی شاید عشق در یک نگاه بوده چون علی بعد از ماهروخ دیگه با کسی نبوده که اونم پس ماهروخ انتخ

عشق در یک نگاه... نه انتخابه؟ علی چاید محروق نبوده؟ چی؟ حس من میگه فیکه فیک تا؟ فیکه؟ حالا فیلم بخور خوبی؟ عب بیارم برات؟ برات؟

گوینده 11

بگو نمانه نیاز دارم اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ اخ

گوینده 10

سودا دوست بسر خودت به هیچی نه نمیگه آره افرام قائل نمیشه بذار بره دوراشو بزنه میاد نه دیگه حق دور زدن داره دیگه بذار دوراشو بزنه آدمهای دیگه رو بیشتر بشناسه خودم مطمئنم چون مثلا یه نمونه منو مثلا میتونه بیشتر بشناسه بشناسم اون چی میگه اونجا؟

گوینده 14

توی بازی هم که گفته بود بدش همه نمیاد نه جدی من میخوام بشناسم پسرهای اینجا رو نه شاهین و شخصیتشو من دوست ندارم پس نمیخواید بشناسی اونو کیا دیگه میتونی بشناسی؟ اون شیطنت شرورانه ای که دارم سیامه شو اجازه نمیدی بشناسی؟ نه

گوینده 10

میلاد رو میخوایی بشناسی؟ من فکر میکنم، فکر کنم بدت هم نمیاد فکر میکنم و فکر کنم میلاد هم بدش نمیاد از تو و در کنار هم احساس کنم خیلی هم به هم نمیاد از کجا؟ چی دیدی که فکر میکنی میلاد بدش نمیاد؟ نیمیدونم ولی نمیدونم چون احساس کنم از کنار هم هم بشنگ دیده میشی میلاد هم گفته بود نگار یابان روخ آره آره آره

گوینده 4

خوه قلاده بود اینقدر به اون خوشبودش رو بیاریم؟ خوه قلاده بود دوستت دارم میخوام فقط بگم دوستت دارم عاشقتم نه الان سوال هم نیست تازه ما میخواییم با هم 5-6 تا بچه بیاریم عاشقتم چند تا بچه بیاریم؟ هر چند تا تو دوست داریم هر چند تا تو دوست داریم چند تا خوب؟ مادر خوبی هستی تو بسه اگه به تو نرمیداشت من سوال هم نیست دستتو میدی ببوسم؟ دستتو میدی ببوسم؟ اخو اخو اخو

گوینده 30

این ست دارم من لغمی دارم بهتون میده دهن رو دوباره میده لغمه همه میگیرم ببخش واو واو واو واو داره لغمه میده دهنمو حواست باشه ارژیمونو ببین چطور بیا بخدم بابا حواست باشه بابا این داره به من لغمه میده بابا محبت داداشی بابا محبت داره میکنه به تو بگی بابا آره تو هر چی بگی همه هیچی نمیشه تو هر چی بگی من میگم بابا

گوینده 9

اون مثل برادرم میمونه اون مثل داداشم بود تنها نگه عمیر حسین بیاد بهت پیشنها داده و مثلا میلاد یه کاری کنه که تو از دست میلاد ناراه چی و دیگه نخواهی باشه ادامه بدی

گوینده 7

همون موقع امیر روسیم بیاد به تو پیشنهاده قبول میکنه؟ نه چون؟ از نظر افکاری خیلی به هم دیگه نزدیکیم خب ولی تایپ استایلی امیر روسیم با من یکی نیست خب اونو که میتونی عوض کن نه نه دیگه اون یه ذره همه چونیمش عوض کرد؟

گوینده 21

استایل میشه و از که برای استایل طرف مشخص دیگه آقام این سبت میپوشیدیم من بس نکنم من کسی رو بخواد رو خودم رو عوض کنم اونون جوریه ولی من چون اونجایی که میلاد رو احساس میکنم گذینه خوبی هستش و خیلی اوقاتی میتونه همه چیز رو همدل کنه احساس میکنم با پریس ها به تمت رو احساس میکنم چون تایپش یه جوریه که میتونه با همه ارتباط برقرار کنن میلاد من نمیدونم پریس ها

فکر نمی کنم پریس ها بره به رفیقش بزنه بره دوست به سرشو برداره نمیدونم یادیدی چند هم یادیدی زد خوشش اومد اومد سیاوش که کلن بیادب روی همرفته الان این دوتا رو من دوست دارم میلاد و ماهروخ با هم خیلی بهم

شاید در نظر فکری به هم میاد نه من احساس میکنم که محروق داره یه لایه از اون مردونگی ها حالا میگه حس زنانگی که نداشته اینا داره برمیگرد انگار بهش یه سری چیزها آها یعنی حس زنانگی محروق داره بهش برمیگرده به خاطر این که در کنار آره اینو خیلی مهمه

شاید میتونه باشه چون زیاد هم شناختی ندارم اصلا توی مرد اون حس کودک درونه خیلی برمیگرده و توی خانوها من به نظرم اینه که اون حسی که الان تجربه داره میکنه ماهروخ خیلی به شدت کاملک میکنه که توی این رابطه بمونه یا نمونه

گوینده 10

من اصلا احساس دارم علی و این دختر موچی اصلا واسه هم ساخته شده بودن از اول روز اول پیشتانداشو بهش دادم آره اصلا اینگاه برای همدیگه ساخته شده بودن ناخداگاه ولی هیچکه اومدنشون خوشحال نشد که بیم دیت شب تواسط بود؟ شما دارم حرف میزنم بفرماییم

گوینده 17

میگم هیچکی از اومدنشون خوشحال نشده همه اینجوری بود میشد حالا تو همون کافه زندگی کنی؟ چه اتفاقی داره میافته؟ من که اینجوری بودی واقعا من دوست دارم باهات الان یه تایمی رو فیکس کنم که یکم بیشتر با هم دیگه صحبت کنیم هر وقت دلتون خواست

گوینده 10

یکم روبه شب باشه زیبا تر و رومانتیک تر هر وقت دلتون خواست حتما روزو دوست ندارم زیاد من جفتشو دوست دارم میخوایی توی شب احساس راحتی بیشتر؟ فکر میکنی کسی نمیبیندت میری یه جرم نه شب رومانتیک تر احساس میکنم که با امیر رومانتیک تر صحبت بکنم بهتر

گوینده 7

اون زمانی که اوکی شدیم مگه ما هنوز الان به هم اونایی صد در صد دادیم نه بله قایق عشق درست میکنیم آره آره آره گل میذاره رو سره آره من دارم خودم میگم مثل تو تو کبوتر عاشقید من خودم خب علاقه من شدم بهش واقعا بعد از مدت ها تونستم اگه پسر خوشم بیاد خب بعد تو همین علاقه من شدنه من بارده رابطه یه

خیلی عمیقی با میلات نشدم که آمن رفتاراش واسه من جذابه اوکیه و من میتونم بگم که الان ما با همدیگه پارتنرین تو همدیگه رو بشناسیم ولی اگه یه از الان مثلا بخواد چون اینجوری یه ذره خیالش راحت تر شده و اینا شول کنه قایدتاً وقتی با همدیگه اوکی شدیم

گوینده 8

بلی به نظر من اصلا منی که از دور دارم از بیرون دارم رابطتونو نگاه میکنم به نظر من اصلا میلاد شل نیست و اینکه خیلی رفتارش جنتلمنه صندلی ها برات میکشه همش بهش توجه میکنه دستاتو میگیره قدم میزنی با هم خب بس من توضیح بدم خیلی رفتارش با هات خوبه خب بخشی شهرمنده بگو آه اینا خیلی خوبه آره میدونم

گوینده 29

ببین تو با عنوان یک دختر توی یک جمعه پسرونه یعنی با دوست پسر و پیش جمعه دخترونه چقدر رفتار تغییر میکنه؟ هیچی هیچی

گوینده 21

در کنار سودا باید یک نفر باشه که یکم هیجانش رو بیاره بالا و تو آدم آرودتون هر دوتون ساکتین الان من این مشکل رو با فرشاد دارم قبول دارم اینو چون من هم گفتم یه شخصیتی هستم که پل باید داده بسم و اونم همین شخصیتو داره در کنار هم طرز فکرمون خوبه طرز فکرمون نزدیک به هم ولی هیجان نداری چون من یه رابطه هیجانی دوست دارم

گوینده 19

اوه، واقعا خیلی خوشی داریم زندگیم لچه ها نیو فیس داریم، نیو فیس سلام سلام عزیزم سلام عزیزم مارو اومدن تو بهش، از امباری درمونه بودن سلام عزیزم خوبی این؟ ممنون، ترمه هستم ترمه جا من فشبانم، خوشبختن همه همینجا مارو مردونه اما تو امباری داشتیم سکتم کردیم حالا الان اوکی میشه بچه ها، بچه ها میمونه

گوینده 4

یه هدیه براتون رو بردم از بیرون یه هدیه جالب میشه لطفاً بیاید مهمون عزیزمون و دوست عزیزمونو میشه بیاید لطفاً بفرمایید بفرمایید بفرمایید بفرمایید بفرمایید بفرمایید بفرمایید بفرمایید بفرمایید بفرمایید

گوینده 19

خوشبخشیم بچه ها یه زنیستم؟ من هم خوشبخشیم داشتیم راه همی رفتیم تو خیامی بودم یه پسر خیلی خوشبخشیم تو تاکسی

چون ماشاله همه خوشتیپ و خوشستایل قربون شما باشیم تاکسی می آمدیم دیگه ایشون گفت یه برنامه ایرانیه می آمدی با افتخار دیگه سریع هم به ما بزنید آبش باید یکی از ادامه خفن روزگاره حالا بیشتر باشه آشنا میشین

گوینده 4

محمد رضا گلزار اگه این برنامه رو ببینه خب پشیمون میشه واقعا میگه من سپرستار نیستم آقا پجمان سپرستار واقعا خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

گوینده 19

نه واقعا انقدر تقریبا تون جعبتون خوبه حدا فکر میکنه ده هست تا دو بیشتر صدتونه آقا برای ما نگه داریم شما یه غذا نخورید از در اون وعده هست تا با شما نخورید از در اون وعده هست تا با شما نخورید از در اون وعده هست تا با شما نخورید از در اون وعده هست تا با شما نخورید از در اون وعده هست تا با شما نخورید از در اون وعده هست تا با شما نخورید از در اون وعده هست تا با ش

ما رو سریع بیا بشیم چند سنتونه؟ من هفتادا یکی هم، امیر هفتادی هست دونه دونه سب کنیم، موارد کنیم حتی هفت سنتیم تقریبا خیلی هم هم فکر کردم خیلی بزرگتر باشن کنیدن؟ چندی هستی؟ زود پیر شدیم بکنم من متولد هفتاد و نو هم هفتاد و نو؟ آره گیریم هم کردن باید هم شوختن هم کردن من شست و دو هم

یه دقیقه سب کنیم اصلا دونه دونه همه اینا دونه دونه معرفیم ارگونه تاره یادم رفت اسمارو همه رو جان اینو یه سر طول میکنه این همه خوشتیب یه جا نیده بودم این اسمارو یادم رفت من شاین هستم ۲۹ سالمه و داخل سینما فعالیت میکنم ماشالله همه سینمایی چهره ها خوشتیب همه

گوینده 9

چون ها خب بگذره از چون ها دوباره بیدم سراغتون من تنازم 23 سالمه پارتنرم ایشونه و طراح لباسم مدلم نگاره هستم؟ یه نفره فکر کنم جا باشه بای جانم من ندیدم معذرت میخوام من فرشادم پیش وقتم 30 سالمه

گوینده 15

و کار فیتنس و بدنسازی هم گرده بله خب بیا داری اینجا نگار جامعه فرمید بله دوباره میگم نگار هستم 29 سالمه و مدل و دستیر دندو پزشکی بله بسیاری من زهرا هستم 27 سالمه طراح لباس هم و تریدم هم اینجا بیندم بله بله یه حدوان یه چند سوال ازتون ببینم خیلی اوزا خیته من محروخ هستم رپر هم بلوگر هم مدل هم بازیگر هم خیلی خوشحال هستم پارتنر هم همشون خیلی خوشحال

گوینده 8

میلاد هستم، بیست و شیش سالمه، معلم زبان انگلیسی هم پاردنم هم که مشخصیه بله، بسیار عالی من سیودام، سی و دو سالمه، کارشانست پرستاری هم، اما بازیگرم پاردنم همه مدیر حسین بله، بله آسمایل خوش اومدید، من پاریسا هم، بیست و هشت سالمه کار مودلینگ، یوتیوبر، دی جای، معلم زبان بله، بله، اوشالله اسم رو عصب دارید بله بچه هم که

گوینده 4

ما هم نخودی های اینجا تو تاکسی کچیلو هشتا شدیم آره علی هستم کچیکی شما باعث افتخاره که اینجا داریم اترو رپر هم در خدمت شما هستم سی سالمه پارتنرم هم ترانه خانم هستم بله خیلی خوشبخط من هم ترانه هستم ایمفلوینسر هم و یوتیوبر هم خیلی خیلی خوشبخط هم بچه ها واقعا لذت بردم از در تو

گوینده 19

خیلی؟ همچنین سیا خواهد تا پهره خواهد تا پهره خواهد تا پهره خواهد تا پهره خواهد تا پهره خواهد تا پهره خواهد تا پهره خواهد تا پهره خواهد تا پهره

گوینده 31

کدوم دخترها مون که همشون دهناشون آب افتاده بود مشخص بود کدومشون بخواد بیشتر را بده نگار زهرا پریسا حالا درست مال خودم رو نمیگم همچین حسی نمیگیرم ولی شایدم اولا بیلیر ولی بهش میخورد با شخصیت باشه زیاد اهل جنجاله بست نماشه از اینش خوبه

گوینده 29

شلوختر نمیشه برحال آقای دکتر آقای دکترها بدون رست بلدن چجوری کنن آقای دکتر بازی حرفا رو میزنن براخره دکتر بازیشو بلده چجوری بکنن همین که فقط شلوختر نشه مغزمون قاطی پاطی تر نشه من فکر می کنم تو به حرفای من زودتر میرسی خدایا کار ما کجاست؟ خدایا باشن یه فعل ما رو بگیریم بخت ما که ای باز میشه

گوینده 7

چون بابا یه من هم 20 سال و همه اختلاف سنی نیزنم من خیلی خوشبخت هستم چونه؟ نه نظر ایجاد دلگرد نه باید جا که 20 سال نیز گمتری بگیم نه اون میگه ما رو فکر میکنیم که پسرها حسودی کردن چرا زیاد؟ ببین

لبخند صدا دیگه نداره لبخند هه آمیز داره شاهین که آنجا آنشقه شد چون داشت غذا هم میخود رفتم پیششیدم دارم اینجور نگاهش بکنم و معذبه بخاطر این رو مردم اینجور

نظرت کنه؟ آره خیلی جنترمن بود آره خیلی خوشبال بود و اینکه شوختب بود خیلی به حال بود خوشبال بود خوشبال بود خوشبال بود خوشبال بود خوشبال بود خوشبال بود خوشبال بود خوشبال بود خوشبال بود خوشبال بود خوشبال بود خوشبال بود خوشبال بود خوشبال بود خوشبال بود خوشبال بود خوشبال بود خوشبال بود خوشبال بود

هست واقعا خوب ولی من واقعا این شکل نیست من که اگه بسر خفندتر یا بهتر یا هر چیزی که بیاد بخوام پارتن رو میکنم دارم باید شما میشم خوب خوشم اومد دیگه همیشه بهتر از کسی که وجود داره هست مگه بهتر از من نیست

گوینده 31

ماهروخ پارتنرشو گفت، سودا گفت یا نه؟ سودا نگفت، نبایی کن ماهروخ پارتنرشو گفت، ترانه پارتنرشو گفت، تنازم گفت، خب پیکسی که سینگل هیچی زهرم که سینگل هیچی نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار نگار

گوینده 29

باید ببینیم هایا سبکش هست چه این میدونم؟ والا اینقدر خوب اومد جلو که سبک منو دست یه چیزی گردم دقیق شده این خیلی به حال بود تا حالا نگار خودشو به ما به عنوان دستیار دندون بزه افغاری بزه چیز خوشکنگی رو افغاری که الان دستیار دندون بزه که این دستیار به تو گفته بود؟ نه گفته بود

گوینده 30

حجم خریه چقدر راهنگیاره میگه حجم خریه آه خدا بری شده خواه

گوینده 31

خیلی خوب شد خیلی چیز غشنگ رو توجه کردی من من متوجه شدم گفت دندون پذرش کمیه خورده ولی این نکته رو نگرفتم تأثیر دندون پذرش کنیم ولی چرا الان گفت ما تا الان نفهمیده بودیم نمیدونستیم مثلا با من صحبت کرد نگفت با منم صحبت کرد نگفت

گوینده 3

حاجی این سی سی یا اون سی سی؟ قرار ما نبود این دستان ها به ما گفتن فقط دیگه مدل وازیگر اینجا دوشتور هستن ایشون مثالی هست که روزانه آقا عمیر

گوینده 31

روزانه چانس ما رو ببین تخت کنار من علی میخوابه تخت جایی که خالیه این با کنار توی میاد پیش خودت داداش ما گفتیم اینجا یه واستا واشتا میبینیم

گوینده 29

بفتی اینجا یه چشم رنگی تو داریم تو هم رفتی لادر اینجا اومد بفتی به هیکل خوب داریم این هم رفت لادر بفتی مدل داریم مدل اومد علی باش خوب حرف سد و اینا تعبیرش گرفت و این داستانه احران اگه ترانه رو انتخاب کنه دیوامش نیم داری خدایا محروق خود دورت هر تیشوگه رو نگهدار

گوینده 31

لعنت بر شیطان یه چیزی بهت بگم، محروق برگشت که فاصله من پول مهم نیست، پارتنر با نخواهی خیاله انشالله، انشالله، انشالله افاظت باشید شایی خودم سزار دولار برده شایی خودم سزار دولار برده از کجا آمده بود؟ آلانیه نقاب آلانیه، قبلش تورنتون امریکایی بود امریکایی که نه، از کانادا زندگی میکرد مثل اینجا

خب پس با دولار اومده اگه سه هزار دولار منو بده من میرم ما به ما بدیم من دیگه شما رو نمیبینم با دولار اومده داریش؟ دست پر هم اومده با دولار هم اومده ما چرا تنظیم کنیم؟ نه یه حد بزنیم میگیم سفتا

گوینده 29

ما جا رو تنها گذاشتیم برار دور ما جا رو تنها گذاشتیم شوگر رو با این همه خانومه هم یاد ندیم اصلا برانداز میکنه داره برانداز میکنه یه نگاه غشن اقابی انداخت شاین جان به چی؟ منو؟ نه دیگه دخترها رو یه اینجوری چخمیست اطباق چشمی رو داره برقرار میکنه اما چیه این رقابت خانست؟ من چی رو کنم؟

ببین به نظرم تو رو یکم باشه انگلیسی حرف بزن و همین زندگی کرده تو بزن ببین شاید داره چرتوپت میکنه بعد خرابه باشه بعد

بعد یه هرو اصلا این هم بالا که دروق نمیگه تو اگه خوب بلد ایسی همارو خراب کنی نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه

گوینده 31

این ارموز مغزش خوب چی ها چه کارا بود؟ دکتر تریندو هم بودش خوب تو این گیلیسی باید صحبت کن تو کالوری و اینا رو به چه هست؟ خوب؟ نه بد دیدی که چه تیکه یه همه انداخت ها ما رو خود

گوینده 29

زهرا گفت من ترید می کنم و اینو گفت پس برای یه سوال هایی هم بپستن آه اونو بسپارش به من یعنی اینکه یه سرمایه هی هم اونجا دارن این تریدشو بسپار به من من ببینم دوتا تحقیق کنه آنالیز بزنه ببینم چجور این قسمت چی بگیره؟ سوسکی سوسکی یعنی دکتر زرنگ یا سوسکی سوسکی اوند همه چی رو داد و قشنگ گفت من هم سرمایه ها رو دارم هم دکتر هم اینکه برای یه پاسی اعت

گوینده 9

من گفت سنمون بمنه خیلی دیگه فرق می کنه بابا 20 سال از من بزرگ کردم تا من اگه اینجوری ارتباط نداشت گفتی من سنبالا دوست دارم؟ قبلا آره ولی من هم فقط شاهد کنم تا 20 سال هم دوست داری؟ الان شاهین هم خودش برای تو سنبالا داره تا 20 سال نداری که 15-16 نهایت ببخشی یه سال پدرتون چند سالشه؟ بابا هم 50-59 سالشه خب 62 این کلن 41-42 سالش میشه

خب بابا 3 سال اختلاف کرده خب من که نگفتم از این خوشم بومده یعنی خب اینجوری دوست داری؟ نه نه پارتنر قبل نیست در این مراقب داخل آره ولی اصلا تایپ هم نیست پسر که عمل داشته باشه دوست داره پارتنر قبل چند سالش بود؟ ۶۴ بود این ۶۲ این عمل داره بعد من حیکل اینجوری دوست ندارم پیلی فرق داره استایل اینجوری دوست ندارم دو سال نرمانه دو سال برای دو سال دیگه مثلا امیر

گوینده 3

بیانش کن بیان

گوینده 9

از این رو هست من اصلا خوشم نداری طرف وقتی میاد دوست دارم یه جنتلمن بیاد نه کسی که یه جوری هیز به همه این دختر رو نگاه میکنه نگاه خریداره خریدار؟ اونجوری عزیز کردی؟ والا منم میخواست بخری اینقدر خوب اومد تو خودم خواستی بخوری نگاه سیاه درش رو افتده ببین من یه لحظه موقع سلام کردم کشش شدم دست بده؟ باش کشش شدم نه من کلن خیلی بردم میاد از اینجوری

اصلا عملی داشته باشه تو صورتش پسر بازم کرده از این شهر هم میشیم همه پسرانو یه گلد و گل میزنیم منو صدا زدن از خب پیجم کردن بعد یه چیزی هم بهتون میگم همه دختران خوششون اومده تنها گست که داره میگه نه این بده بله

گوینده 12

من مدر بزرگم فشار خون داشت چهار پنج تا گربه گرفت فشار خونش رو مشکل قلبیش رو همه خوب شد به خاطر اینکه یه صدایی از خودشون میدن دیرون خیلی خیلی خیلی اونش اینقدر انرژی مصبت داره که همه ی مریضی ها رو میگن خوب میکنن دقیقا خیلی زیاد انرژی داره نمیدونم چرا شامپت نداشتین که حالا؟ والا من چرا ولی بیشتر سبک من سگه

گوینده 8

من هم سکت دارم من هم سکت بودم من حقیقت حالا باید بگم دیگه من گربه رو خیلی نیستم من جفتش هم دوست دارم گربه هم خیلی انرژی خوبی داره ولی خب من سکت ترجیب دارم چیه سکت تو؟ اشپیتزه اشپیتزه، اشپیتزه هم که خیلی باقی یه دونه هم اینجا هست یه دونه اشپیتزه هم اینجا هست این راه میره، آره آره سکت من هم هست همونه، سفیدشه

گوینده 30

بیا زهرا بشین هیلو زهرا نه پرامیره من ندارم چرا نگار هر چی از خدا میخواد بشم میره سنده تو به نظرم شمتر بگو ببخشت من میگم ندارم چرا نگار هر چی از خدا میخواد بشم میره روز اول رفت اونجا گره زد یه دختر یه فسار لک چشم و عبرو مشکی خواست همون روز من آمده فرداش اومده میشه سویم اینجا گفتش که خدایا همینجا نشسته بود جا سیاه میبره میره سو نامشابهش اینجاستی کل در

دیرم امروز بارون میخواد بارون اما از شب رفتیم زیر بار چقدر دلیش پاک هست امروز هم به من گفت بعد این اتفاقاتی که دوتر پارتنر اومدن من رو انتخاب کردن و هرس خود گفت خدا یا ازت میخوام یه پسر خیلی خوب بیاری امروز تا من این رو دهنش رو سریز کنم حالا الان بهش گفتم گفتم این هرز من رو خدا خیلی دوستت داره هرچی هم میخوای داره به میده

الان هم داری لجه من رو در میده خب ولی اینقدر مرد باش مثل من که میرم میشنم تو دید سر بلند میاد بیم تا هم سر بلند میاد بیم گو حالات رو ببینیم چی نیشه حالات رو ببینیم چی نیشه بابا این بچه همون امروز الان رفته قهوه بده کل گاز رو قهوه کرده اینقدر که قهوه رو ریخ روی قهوه روی چایی ریخته بوده سینه چایی ریخته بوده داشت میبن گفتم نگاه داری تو این کار کرد؟ نه

وای داره همین کار رو میکنه گفت حالا وایست خیلی باید کار دارم نمیگم میخواد تلافی کنش دارم کاش تلافی باشه چون از اینقدر دلت پای که بگفت تلافیه اون دنبال یه لقمه خوشمزه تره الان به نظرت الان اوکه یا میده به چیست؟ جواب نده به این فردا فیلم خود موندن نه الان جلو خودم داری بگیر آقا نظر خواهی نظر نده

گوینده 29

من دو تا نکته ریز بهت میگن یکی اینکه نگار اینجا خودشه باید کسی دستیار دنبال بهش معارف نکرده بود آره دومامیشم دومامیشم این رفیقه چه داره میگه آره من نمیدونستم تا الان ببینید این عجیب چیت نیست نگفته بود الان دکتر شد

گوینده 30

که الان همه جا گردن بگیریم بردن خدایی چایی واسه من ندیخده بود تو این مورده نه چیزی الان سینی گرفته دستی از تو با هم مشکل پیدا کردین اینجا نشسته بودی که چرا پشتش نشسته بودی نمیدیده تو رو اون رو آدمون نمیدن شاید واقعا ندید او دیدش بهدر بود اون رو بگردم که بازگیر شاید ندید چقدر دلش پاید بله اصلا اینا هیچی ایچی الان نمیاد پشت کمک میخوایی؟ نه نه

گوینده 15

من به جای صابخونه دارم از مهمانمون پذیره میکنم و بهش احترام میذارم نه اصلا شما در این صابخونه که سلدوت شده متاسفانه صابخونه به همراه دوستان نمیدونم چرا تو در این صابخونه سلدوتن احساس کم لیوان های ست همینه شما نبودی، شما چای خواستیم احساس کم هم یه برد خواستی تو چشای نگاه رو میبینم امروز

گوینده 4

هشگیه درست نکن چایی تو بخور حرف نداره این قهوه؟ مال من اون عشق هم برام درست کرده الان داری به اون بیعترافی میکنه یا به ما؟ این چیز برقه هست یا نیست؟ ما بدونیم تکتیب اونو مشخص کنیم من این چیزی که از نگار دیدم اولین برقه دیدم جالب اجماع به خدا قسم سینی بگذاره چایی بگذاره نگار رفتگان هم اصلا میدونم چشم نه من یه برقه خیلی جذابی تو چه چای نگار دیدم بعد از ورود شما

آه نه دروخ داریم تو اینجا تو چشای منو برق نیزی دیگه از من چشای تو که مادرزادی داره برق میزن خودمون برق برقی شد نگو بابا الان هی میخواد انکار کنه هی میگه برق نمیدن فال او داره فالشو میگیری نیت کن شما چرا چیز کردین؟ چیز کرد؟ لیوانتونو برق کردین؟ خال بلدی؟ بلدی؟ بله خواهی فالت بگیرم؟ به سمت قلبت بگیرم اول بگی قلبت یه نیت کن بگو آقای

به نظرتون آقایی منو میگیره یا نه؟ نه من دنبال گرفتنه نیستم نه ببینی جواد پولو برمیگرد اینو میشه یه دقیقه بزارید من نیت کنم آقا میذاره دختره چشش برق میزنه میخواد نیت کنه فعال بگیره به نظر من میتونه اسم بچه همونو چی بزار؟ برو بریم ا؟ ا؟ میخوام نیت کنم از تای دلا؟

میخوام اونی که سهم منه دستشو نگاه کنید مال خودم شد اونی که سهم منه سهم خودم خب نه جدینیت کردم گاز ببین خب الان میشه چیزی بگم معروف توی این چیزا خیلی بیلگی داره چی به فارسی چی میشه؟ اطلاعات اطلاعات داره

به نظر من الان یه حرفی بزنیم میگن آقای نیری به نظر من محروق فکر کنم میتونه کمکت کنه فال نمیتونه بگیره فکر کنم بلهت نیستی فال بگیری ولی فکر کنم میتونی احساسات خوبی رو توی چشماش میخوام ببینم شما برق میبینیم یا نمیبینیم

امرو بیشتر شده ببین شیشتا چایی ببین شیشتا چایی ریخت نگر ناشون من انجاز میکردم ببین شیشتا چایی ریخت ماهرو خانم دقیق دفترم شیشتا چایی ریخت قهوه ریخت فالش هم گره بعد اینجوری کرد به خدا این کار رو که بچه ها الان که اینجوری کرد میخوام ببینم من به شوهر آدم هم میرسم یا نه آقا میلاد هم حتی اینجوری کرد یعنی ما که کاری نداریم ببینیم بعد فرشت چی شد؟

گوینده 9

من که الان از این به بعد نه لوس بازی از من میبینیم نه بچه گونه بازی همینه که هست من شکلم رو گرفتم با اینم بیشتر تکمیل میشم خلاص با این؟ با ایشون آقا الان زهرا تو به عنوان دوستش اگه اینا به عنوان انتخابش کرد واسه دیت به نظر نگاه اوکی میده یا نمیده؟ آره یا نه؟

گوینده 30

ببنش ببنش ببنش ببنش ببنش ببنش ببنش ببنش ببنش ببنش ببنش

گوینده 9

داشتی شاین؟ گفت اوکه میده گفت اوکه میده گفت اوکه میده ولی آره این رفت تو موقع من الان که چجوری من که دوستشم چرا دست یا دنوکزشکیشون میدونی چرا عزیزم؟ تو خیلی ساده ای او از تو استفاده میکنه واسه تنهاییاش و هر موقع تو قراره که بری با یکی اوکه شی بلا فاصله نگار میره سمت اون

با فرشاد اوکیه شد یه مشاوره خواستی ایشون اومد گفتی کات کردم برو غوغا بپاکه الان هم تا یکی اومد الان همین چسبش نمیذاره تو باش اوکیه شد چون تو رو چسب بوده به خودش که بگی رفیقمه رفیقمه نکنی ولی خودش هر کاری میخواد میکنه و تویی که ضرر میکنی اون بردشو داره میکنه از سیاه استفاده کرد شما خودتون میدونستین تا الان من دکتوری خوندم ولی نگفته بودم

بارو دکتر بارو دکتر بارو دکتر من هم که بدون دوست پس همجایی نمیشینم خدا نگهترم ولی ساده نباشه عزیزم باشه ساده نباشه اگه به همه تون ثابت بشه اون وقت میفهمید فرشاد ساده یا زرن من که از خدامه از خدامه من اینقدر واقعا میگم دوست دارم و دلت پاکه دلم نمیخواد دلت بشه من هم الان منتظرم رو سفیدم الان منتظری؟

گوینده 29

تو دوست نداری یه زید درست تر بشین؟ این چه طرز نشستنه؟ من شنگین چی کارش داری؟ چی کار من داری؟ اون چهار زن رو نشستن دارم تو فکر میکنم مدیتیشن همون میکنم من ۸۰ درصد فکر میکنم مطمئن یعنی با هم برن صحبت بکنن تایپ شخصیتش با نگاه یک این سیاهش علکی هر پر یعنی بیشتر تو رو دوست دارم من که ای بهت گفتم اصلا دیست داشتن که تو چند روز شکر میکنن؟ همه

گوینده 30

من به همه گفتم من به خودشم گفتم

گوینده 31

حالا بستگی داره که تایپ آدم توی یه روز دو روز، سه روز، چهار روز یه هفته نمیشه خدایی روی، بچه روی هستی و مثلا خیلی از بچه ها تا دیروز دکتر نبودن، امروز دستگیر دندون پزش شدن حالا امروز شدن

گوینده 15

خداوکیلی از کجا در اومدم یه امروز؟ عزیز من کسایی که توی معرفی بودن همه دیدن من گفتم مانتنم ما دستیر دم دیدیم آقا کارت خیلی سخته خیلی اضاقیته آقا اصلا شاید کادر در من دوست ندارم

گوینده 29

بنابراین آتش لشال شاهین یک دقیقه اجازه میدید من جواب شاهین میدم اولین که من نیازی نمیبینم مثل بقیه بیام همه چی رو بزرگ کنم بگم که آره من این کار رو بلدم اون کار رو بلدم منظورت با منه نگار غیر از تو گزینه دیگه ای نداره ولی تو پربانه بباشه ترانه رو داشتی خب پیکسی نمیدونم چرا من بگم پربانه پیکسی هم داشتی تو واسه اون دوتا گزینه رد کردی الان مشخص میشه

گوینده 30

الان مشخص میشه که این خانم پشت من هست یعنی بچه ها من کارم رو بلدن یعنی تو میگی هست؟ اگر که پشتم خالی کرد تا آخر عمرم به ایش دختری اعتماد نمیخونم وایستا تو میگی هست پشتش؟ من نداشت من از همون روز اولم گفتم نگاه تو چون میشناسی اکسش نگاه حالی نگاه داشت من بیست دقیقه حرف زدن خب ولی من شما رو ساعتها دیدم

گوینده 29

درسته خب واسه همین من میگم آدمیه که واسه خودش بازی میکنه اگر منفعتی از توش در بیاد صد میپیچه فرش

گوینده 32

من اونقدر که دلم میخواد نگار رو انتخاب کنه اوزا داخل واسه آقا فرشاد خوبیش نمیده اینو از من نشنیده بگیم و جالبه که من داخل به نگار میگم که

گوینده 31

تو تا به امرو داستان این دندون پزشکه میگم تا به امرو سوشکه ما نمیدونیم سفرها اینا حتی نگار زهرا سعیمترین رفیبتر میدونیم میگه اصلا نجومم نه من بخواهم به زهرا بگم بد بد بیا محرفت بذار گردن نگیرم بگن که میشه حالا چقدر دلم مونده بگو زهرا رو میگم

گوینده 29

نه آره الان راجعه نیست من باید باید اینو بگم برم چون نمیتونم این سختن رو تنها بذارم تو میخوره خب منم نمیتونم خدا وکیلی اوزا باسه آقا فرشاد زیاد جالب نیست جالب نیست یه کاری کن تا همین آقا شما بروید یه سری بزنم به سفزا خیالم راحته آچی من دیگه ماهی ها ول کردم تو روتمانه دیگه باید بروید دوراشو بزنه برگرده برو دوراتو بزن نه

چیم نمیاد بیرون میشینه من گشنه برم بالا سر اون آشک بست کنه به خاطر گفته شما احترام بر شما بده من برم چی میخواستم بیرون برم من گشنه همه اونا رو بکنم بیرون من برم اسپاله میرم چی میتونم بخورم من قهرمان داستانش همه که بگیر یک آدمی که خودش باشه خودش رو بازی بکنه همیشه سر بلند میاد آفرین آفرین اینجور چقدر حرف های قشنگ بگذارم

گوینده 30

بهش گفتم من اگه دختر جدید از این دربیا تو مطمئن باش نمیرم باش گفت برای چه گفتم برای که من تو رو بوس میکنم بغل میکنم نمیتونم پسفر دارم یکی یه بوس رو بغل میکنم حد اقل ته تهش اگه خیلی خفم بود همینطوری بغلش وای میرسم باش آشنا میکنم بر شایم بسه شایم بگو بر شایم بیا مالتو صف بچه هست مالتو بلد تالق احمر من خواستم بگیرم بعد ایشون گرفت

فالق احمر رو من قرار بگیرم ایشون گره داره من که داخل نمیدونم بینیم بچه ها مالاتون رو بچستین که خدافزی میکنیم تا چند تا که هیچی تا که هیچی تو برو بچست بله خب تو که داری یه خود بشین اینجا من که تو نمیدونم خود شعورش میرسه بیاد گیرون که تا حالا نرسیده دو تو به نظرت اگه برند توی دیت نگار اوکر میده به مهم جدید؟

اوکیه و داده دادش الان داده یعنی به نظرت اوکیه داده؟ به همچین پسرهایی نبذیار توجه بکنی؟

گوینده 12

نه میخواه میدم داره لجه من رو درمی آره بخواهی بخواهی من و علی با هم تصمیم گرفتیم که اصلا نه با کسی دیت بریم خب نه اون با کسی دیت بره نه یه لحظه گوش بده گوش بده ببین اصلا اینو مهم نیست اگر واقعا یکی دوست داشته باشه هیچوقت اصلا همچنین کاری نمی کنه و تو رو انتخاب می کنه پس تو هم اینقدر احمق نباش اگر واقعا کسی تو رو بخواد به خاطر یک کس دیگه تو رو بله می کن

گوینده 7

تا فکر میکنین نگاه من رو سابولن میکنین یا نه من هیچ واقعا ایده ای راجب به این موضوع ندارم ولی اینجا پخش باشه تو تلویزیون پخش باشه هر جایی که دیده باشه تو روش میکنم پوسترشم میگم اصلا رفتار درست نیستش که یه دختر وقتی حتی ببخشی شاهزاده با عصب سفید هم میبینه آبدنش تا اینجا رابی افتاده مگه اینکه هول باشه مگه اینکه هول باشه افتاده پخش نمیشه لطفا

من به عنوان یه دختر بگم برمیخورم ببخشید ها میشه قبال بگن کنی عزیزم؟ گفتم واقعا یه شاسده با عصف سفید هم بیاد از نظر من یه دختر نباید آب درنشتان اینجا آبزون بشه وقتی داره میبیندتش اوکی خوشت اومد یه ذره خوددار باش کنترل شو باشو خودت بعد که رفتی جلوتر دیدی پارتنه بعد دختری که پارتنر داشته باشه این بده

گوینده 30

اخیر اینجور هم میگفتش که خدا میخوام یه پسر خوب بیاد تا همچین بسودونم و بفهمین من این دو بار چی کشیدم که رفتی سر دید الان انشالله که قرار باشیم بسودونم ببین یه چیزی ببین رفتی سر دید که ببخشید و تو دقن تا ویزون نشد تو انتخاب شدی که رفتی سر دید خودم با شخصیت رفتی صحبت کردی برگشت منم خیلی قشن رفتم گفتم من نگاه رو میخوام به هرکی هم نشستم گفتم بلند ش

گوینده 29

من چی رو باید میگم؟ ترانه اینقدر حرف میزدی و دورش میچرخیدی یا پریسا یا هر کس دیگه ای چه واکنشی داشتی؟ یه چی مثل تناز الان گردنم آویز آمد

پا قشنگ گارد میگرفت و شروع میکرد دیز کردن تو اینو و میدونی این تو هر شرایطی واسه تو هاشگره به وجود بود سر کرد تو رو تو گزینهات محدود بکنه الان سر این که هم تو رو داشته باشه هم گزینهاشو اینجوریه که تو منو حرس دادی منم میخوام تو رو حرس دادم اگه تو با پارتنرت خوشحالی دلیلی نداره بخوای چیز جدیدی رو امتحان کنی

گوینده 30

نه میگم کاش بخواست حرس بده بعد بیا تا شب الان کنه بگی خود دیگه تموم شده اینو الان مگه اونجا نبودی من نشستدم اومد اون توی تاولو دست من رو گرفت چشید بلندم کرد من الان از این کار رو بلد نیستم بکنم نمی کنم بلایی به وقع اینقدر ناراحتم من موضوع فرشت با قوت این طرفیه نه خودش بحشیر داشته باشه

گوینده 4

سکوتی هم کرده سنگینتر از فریاد کسی هم که سکوت میکنه مطمئن باشه کمر باشه گونی جمله چرا قشنگ گفتیم عاشقتم هرکی هم که سکوت میکنه مطمئن باشه خیلی جذابتر میتونه اداره کن یه رابطه رو هیچی نمیگه نشسته بقالت هم کم کم اونجا رف رف لباسهای قشنگ کرده چون پیشید اتکلانو زد اومد الان اونجا نشسته من فکر میکنم یه دو روز دیگه یه روز دیگه دو ساعت دی

گوینده 7

ببین یه آغوشه محترم میتونه یه خانه محترم و گرم خانه اینو محترم باشه ولی من واقعا از دستاتو ناراحت شدم آره به خاطر اینکه اونجا ما نشستیم یه مهمونه جدید اومده ببخشید واقعا من ندید بدید نیستم

و اینقدر پسر و مرد توی زندگیم بیدم کلن از رخی چشم رو با کردم پسر و مرد دروبر من بوده تا همین الان خب لایف استایلم هم یه جوری بوده که همیشه بودن اینا خب اگر میخواستم انتخاب کنم انتخاب کرده بودم و

وقتی میاد تو اونجوری هستیریک میشیم بیری اون شکلی غذا میخویی بقیه پسرها همه اومدن اینجا این حرکت حرکت درستی نیست از نظر اخلاقی و شخصیتی چرا؟ بخاطر اینکه یه مهمون جدید اومده خب یه نظر استقبال یه نظر چی؟ و میلاد حالا اومده پیش من سازه من اینجا اشاره کردم بهش که بیاد اومده پیش من نشسته

و چی گفتی؟ گفتی من گفتم که راحت تر باشید من اینقدر جسارت اینو دارم که اگر بخوام با کسی آشنا بشم وگم میلا جا من میخوام برم با فلانی آشنا بشم و اگر شرایطی پیش بیاد حتی ما دوتایی بشیدیم و هم دیگه تنها حرف بزنیم دلیل برای این نیست که بخوام من باشم آشنا بشم اون هم یه فرده که به این ویلا وارد شده و ممکنه هزار تا حرف زده بشه مثل حمیر حسین مثل این مثل اون

گوینده 29

اینجوری فکر میکنی میلاد اینجا نشسته بود گفتش یعنی دقیقت بکنید محروق اصلا اینجوری نیست و اینا چون اون موقع که خودشو داشت محرفی میکرد بعدش گفت پارتنرم میلاد پس یعنی من از این موابط خیالم راحته چون اگه چهش ملاد شده استانی بود اینجوری خودشو محرفی نمیکرد

گوینده 7

خیلی ممنون از توضیحت و ممنون از شما که به این موضوع توجه کردی من از این نراحت شدم که این بچه رفت اون بالا غذا بخوره عشقی غذاش رو داشت با حرف کامل بخورد و اینو من نگفتم بچه ها دیدم و به اشاره کردم اصلا نفهمید غذا رو چجوری خورد و خب تو مثلا الان تا یه نسبی به هر حال یه شناخت یا شخصیت من پیدا کردی دیگه من نمیتونم همه چیز بلوب بزنم که

درست و اون وقت من واسه هم مهمترین چیز از پارتنرم من هیچوقت پارتنرم رو به خاطر یک کس دیگه که جایید اومده که یه ها اینجوری بله میکنم برم ولی پارتنرم رو کهی بله میکنم زمانی که بفهمم واقعا خودشو باور نداره یا زمانی که بفهم نداره اصلا ضعف کنه صدقه اصلا من تو رو بابر کردم یه سوال موقعی که داشتم معرفی میکردم که این نگاه شروع نداشت بگم من پارتنر دارم یعنی این

گوینده 30

یه سوال ازتون بپرسم من واقعا چیزی نشید حاجی من میگم آدم وقتی با یه نفر چند روز حرف زده دیگه مخش نمیکشه برو با آدم جدید بگه متولده چندی چی خوندی چند تا خوهر برادری اما یه بار گفتیم بگه نسخمون در اومد بیاد یه قرار این سر چند روزه بابرم این جمعه رو که بگم کن

ولی خب اینا رو واقعا کسایی که نصفت به رابطه یه مقدار پخته تر هستن به حول داستان دیستن میفهمن من اگه بیس سالم بود موقع جاهلیت و توفولیتم بود اینجا رخ نمیکردم به دختر و ویلا مثل این آدم های ندید بدید الان دنبال یه نفرم که از اینجا رفتم این دستشو بگم سرم بگیرم بالا باشم برم تو شهر تو شهر رو بگو رابطه یه دور بدم

گوینده 29

رابطه رو یه نفر نمیتونه نگه داره رابطه باید از طرف دو طرف حفظ بشه یعنی هر کسی احترام خودش و دیدگاه خودش و حسی که به پارتنرش میدهد رو خودش انتخاب میکنه مثلا شما میتونید ببینید ترانه

الان با علی داره چه رابطه میده و چه حسی به علی میده ترانه با من چشم روی بازی میکرد و خب اینا مشخصه یعنی من که اشکول نیستم به انها طبیعتا قبل از اینم دختر دیدم و آدم میتونه بفهمه یکی که به تو سلام میگه پشت سلامش چی در میاد

گوینده 7

عزیزم ببین من از اینجا متوجه این شخصیت از مثلا زهرا که خب بند خدا خوب از اول چیز بوده مجرد بوده و بعد با کسی نبوده خب اون حقش اصلا واسه همین شاید اینجاست خب اگه مثلا وقتی وای میستی جلوی دوربین دارن ازت اکت میگیرن برمیگردی میگی خفنتر این پسر این جزیره واسه منه که؟ بابا مگه اغده پسر داری چی رفته؟

نگار زهرا بگی چیزی بگو حتی اقل یه تعریف قشنگی ازش بکن چهار تا بچه دیدن نفرم همیشه توی پسر خلصت میشه نگار یه حرف داده؟ ببین نم میگم که نگار یا نه نگار یا چیز زهرا خب جفتشون راجع به این من فکر میکنم اشتباه نگم یه موقع فکر کنم نگار هم دقیقا همینجوری گفت خب فکر میکنم حالا مشخص میشه اونجور اگه اشتباه بگم یا نگم ولی گفت یه اشاره به موضوع د

اصلا تو چجوری شخصیتت بهت اجازه میده این همه آدم تو رو ببینن و تو خودتو نیازمند به یه پسر نشون بدی اصلا اینو نمیترسه اینه چهار روز بگن پخشی یه آدم اول دیده بشن بابا همونو میگم زشته زشت اصلا یه چیزی هستی حالا یه ذره سکون ظاهرتو حفظ کنی حتی اقل

گوینده 4

چی شد؟ هنوز نه اومده هاشیه درست کرد هاشیه درست نکرد آقا آدم خوشتی با شخصیت خفنیه نگار چشماش به عرق زد اوکی؟ به همین سادگی بلش کن بلش کن چون گفت توی رابطه ما نمیخواد دخالت کنه تو هم دخالت کن چون اونجا یه حرف هایی زد من کلن صدا شو نشنم الان موصله شنیدن همه حرف باقی نمیدونی اصلا راجبش صحبت نکنی چشم من به پارتنرم اعترام میذارم ولی

گوینده 30

با خود آقای پجمان حالا ما خصوصی صحبت هایی میکنیم آخه نگاه کن آخه چشم درد گفت من نگاه کن آخه آخه آخه آخه آخه آخه زهرا رو بگو خوبی؟ آره چی شده؟ چرا کلافه بودی؟ نه خاطر پریس آمد اینجا نگاه آمد وگرم حالا حالا مینشست خیلی خوشی شد خوش گذشت؟ مینشستی تو بیا اینجا سرده برو تو آره برو برو چای بریز براش

گوینده 11

تهوه دارد، چایی دارد تا الان به شما خوش میگذره؟ سلام سلام، عالی سلام، عالی جیزم سلام سلام من خیم داکتار تو هم خوشحالی آره، یه کادره درمان به هر حال همکار من یه احساس خاصی نسبت همکار دارم هفتی رو زنبا با تو حتی نه، حتی مخشم ببینیتونو بازی کنه، دیدی؟ من کادره درمان یه جور دیگه ای دوست دارم

گوینده 8

خب پرستا تو منم همینچون منم چیستم الاخی تب کنم کادر را کنم تو باشیم خوشتیت و خوشتب جوجه و شاهی شوختب به حاله خونگرمه

گوینده 4

ورداشگاره و بعد ورداشو دوست داره یعنی نگار خوشش اومده از چیزی حالا میتونه از آقا پشمان باشه میتونه از تریپ مثلا امیر باشه نگار امروز حالش یه جور دیگه هست آرامش باحالی داره نگار خیلی تغییر کرد نگار هشتا چایی ریخت

نگاری که اینجا ما رو بلند میکرد به خط میکرد میگفت روی پا باید وایستید دو سر نگار همچنین آدم آلفایی بله نگار الان داره میبافونه اینجوری هست پس؟ اصلا واسه همین من هیچی نگفتم چون این آقا هم آلفا هست و اونجایی که من... آلفا چیه؟ آلفا یعنی مرد کامل یه انسان کامل آلفا خود شاهده دیگه هجم اطلاعاتی که میاد به ذهنمو بستم خیلی من هیچی نمیدونم آلفا اینا رو من بگید

گوینده 7

نه به نظرم به نگار میاد نه نمیاد حالا با یک کاری که داری میکنه میاد؟ اونطوری پریس های در بقیه من اون دستم رو گرفت من گفتم تو روشم میگم نگار به شدت از چشمان افتاد چه اونجا چه محیط بیرون دختری که نتونه نفس خودش رو نگه داره در برابر یه پسر خوشجیب حالا خوشستن یا هر چیز که میاد اونجورید

ریاکشن نشون بده من خجالت میکشم از این که بگم دوست دارم خب شاید میخواد آشنا شه فضا رو باز باز آشنا شه بابا آشنا شه اوکی پارتنر مگه نداره اوکی مگه نداره مگه نداره مگه نداره مگه نداره مگه نداره مگه نداره مگه نداره مگه نداره مگه نداره مگه نداره

گوینده 11

نه میگه اومدن با رو دوباره رفت میگه فرشاد گفت برو تو گفتی برو؟ آره میگه من اومدم بشینم پیشش گفت برو آره دیگه میگم بعد شیست ساعت میخواد میخواد هست حسادت تو رو تحریک کنه باشه تش معلوم میشه دیگه معلوم میشه

دختر پیک میشه میگن نه اصلا این ربطی رو حسادت نداره چرا؟ حسادت نداره؟ واقعا تو احساس واقعی رو از سندگی میزینش کنی چرا به حس ندیدن دارا؟ چرا ولی یه چیز رو در نظر بگیرید که تا الان هر دختری که اومد گفتن دوتا پسر رو انتخاب کن تو گذینه های انتخابیش فرشاد بوده اولا اولا چرا ربطی داره؟ فرشاد اگه آبدنش آبیزور شد

گوینده 30

فرشادهای خودش رفتم به دختره شاید اونو میخواد هسته هستادت رو فرشاد هستن بکنه از روزم هسته هستادت اون شکلی نیستش والبه شکلی به برگی دختره نه دیگه شاید میخواد این کار رو کنه که از طرف اون انتخاب بشه من یه سال اینجا نشسته بودم من اونجا نشسته بودم تا قبل اینکه کنار اسطخ یه گفتی من میخوام با پارتنرم بمونم بیا اینم پارتنرت

گوینده 7

دیدی حالا بیا اینم پاردره بزرگ خب این وفاداره که تهرون رو داری که با من فرشادو داره نشونده خب معلوم بود که نگار وفادار نیستش خب اوکی شاید فرشاد اونقدر نتونسته بوده به اشناستش و من فرشادو واقعا میشتستم از اولین روزم بهش کنم واقعا لیول شخصیتیش اونجوریه که وفادار باشه نست به رابطهش و این خیلی ارزشمنده خیلی ارزشمنده ای خدا حالا ببینیم تا شب چی خواه

گوینده 2

پیشمان چی کاره بودی؟ من نفهمیدم کادر درمانشو متوجه نمیدونیم من پیزهش گفتم من همین الان دوچار تمام عوارض خلقی، مغزی، همه چی شدم منتظر یه چی جد؟ منتظرم یه موجزه ای اتفاق بیافته راز و نیازم رو ببرم بالا و این داستانه که خدا یه دری هم باست ما آباز بکنه

گوینده 5

دوبار اومد کنار تو اینقدر محبه یارو بودی ندیدیش ما دیدیم من صداش گرفتن بیبون نمیم اینا حسادته یا رقابته یا فاقه هم فکر میکنن اینا خیلی خوبن من خیلی بدم فرشاد کسی که اینقدر به همه چیز حساسه یعنی یه جایی کار خودش میلنگه نباید اینقدر ساده باشی روی حسادت میاد

گوینده 4

بچه من این پلن دارم من چرتو پرت بخوای بگی هم قبول نمی کنم هم تو رو بگذارم از کنار چرتو پرت نیست من اصلا ببین بازم بهت میگم من فهمیدم علی اوه اوه اوه نه اکسشم کشیده که چیز میگذاره اوه

گوینده 31

از دنبه شما فوالده خوش کردید و خوش اقلا باید بستید فرشون جا دقیقا رو گرفتی یه ساعت بیرونم بجا پنج دقیقا یک ساعت رو دارم صحبت کنیم میگم به جان شایین برام مول نیست شایین کتک میکنه برو ترانه من تو رو میشنوزم تو بچه ما شعبی زهر مرخ

گوینده 1

PYM JBZ