عشق ابدی فصل 2 قسمت 50 - Eshghe Abadi

اطلاعات دانلود و جزئیات ویدیوی عشق ابدی فصل 2 قسمت 50 - Eshghe Abadi
آپلود کننده:
Eshghe Abadi - عشق ابدیتاریخ انتشار:
۱۴۰۴/۹/۷بازدیدها:
827.9Kتوضیحات:
رونویسی ویدیو
اومدم عشق عبدی پیدا کنم یه یار من میخوام بوستت خونم نمیزنی من بوستت خونم بعد میگه چی؟ چی تو خودت بیدی؟ عشق چشم این برامون برنمی توی دنبالی کسی هم بگو یه خیانت اشتباه پشت یه بازی اشتباه بره بعد برگشت گفتش که پیره، خرفته، هوله
همه جی دل پردیره هنو مونده صدام همه بلنده عشق میگیرم عشق میدم مورد سر هوا گرمه بیا برو لبه آر برقه نگاه باسه من کشنده باید بیالا بیا بریم بالا
به من خیلی تنهایم آدم تنهایم واقعا میگم اصلا نه دوست دارم زیاد نه رفیق دارم زیاد اینجا؟ اینجا
چون هر کسی که واقعا اومد تو زندگی اگه مرد بود برای منفعتش اومد اگه دختر بود حسادت کرد برای همین ترجد هم کسی رو تو زندگی نگهر ندارم برای همین خیلی تنها شدم و این تنهایی من رو خیلی عذیب کرد بعد که اومدم اینجا به خدا یکی از ضلال همین بود گفتم بیام اینجا دوست بیرون کنم چهار تا ایرانی ببینم، چهار تا همزبون ببینم
میگم از دختری که ناز نکشه خوشم نمیاد ناز نکشه؟ من نظر نمیدونم فقط گوش شدم نه حرف ساده نداریم بیا سجاد بهت نظر بده بیا سجاد بهت نظر
اون که خوشت توی دستش معلومه آی آی آی آی آی آی آی آی آی آی آی آی آی آی آی آی آی آی آی آی آی آی آی
گفتی نتایب ظاهری من نتایب اخلاقی احسان جدا از این یه چیزی بگی اینو بده شیزی زیر پام قلبم با خدا عادت کرده اینو خود زیرم بود
ببین توی دنیای بیرون من و تو میشینیم راجع به مثلا با سر صحبت میکنیم ولی کسی نبه بره به گوشه کسی برسون نبه بره صحبت میکنیم خب دقیق حالتی نمی کنیم مثلا اگه این حرفی باشه به طرف میزنیم میگیم خودت میدونی دیگه به ما ربطی نداره بعد اینجا ببینی اینها اووریکت هستن مثلا خیلی چیزها رو بیشتر صحبت برشید ریاکشن نشون میدن
فقط به خاطر اینکه دیدهش همین وسط میگه به نظر من سجاد فقط میخواد دیدش ولی عصبیتش رو اصلا پرام میریزه مثلا عصبانی شدنش خیلی عجیبه واسه میدونم که خیلی طلع هاشیه ها اینو میبینم داره سر میکنه بیا توی هاشیه ولی عصبانی شدنش انگار واقعیه داره واقعیه آخه چرا؟ سر چی؟
چندی دارم با چون باید می کنم؟ اصلا هیچ چوخه ای نمی کنم من هم با چوخه ای ندارم اصلا با چشم دیدم با گوشاتم شنیدی؟ شنیدم که تو اون وطره تخ شد که این خانم نه تایپ اخلاقیش تایپ منه نه تایپ ظاهریش ظاهری تو؟ سی بار توضیح داد عمت نیزی روح مذرد میخوام تصور بدیم این پرنگات هم دو ماده اینکه تخ شد کاملا اخلا اگه ظاهریش نبودی که اصلا از من خوش کردن می
ببین همیشه از هر کسی خوشگل تند آره من به چشش خوشگل بیان صد در صد اومدی که خب کسی دیگه یا نمیبینه کسی دیگه یا نداره اگه توش میره؟ من عشقم نه ببین یکی گذشتم مسته هست یه دو سه بار چون بهش بیعترامی شد بخشید این خانوم و رابطه ازشو کاملا عادی ادامه داد من واسه همین میگم همه رو نباید ببخشی یا سامن هر کسی لیاقت بخشیده شدن ندارم
دیدن میبخشه دیگه دیدن چیز مهره آسان تای همه اینجا یک کسی دارن که باش تو ارتباط بشن خب دیدن مهره آسان اینه بازشان واسه که زن آرده اینجا خیفه چشم تو حالت عادی خوش نمیدونی خب الان دختره چیز کرد داره خوش میبنه شاید شما خود
من که اولا به کسی پشت نادن به کسی به اعترامی نکنم ولی خب الان الان تمام ما تو زندگی عادی اون یه سری لفظ ها استفاده میکنیم دیگه طبیعتن ولی زشت تو بیایی جلو دور بین جلو یه عالم آدم که برنامه که بچه ها میبینن خانواده میشین موکنه با هم ببینه بیایی نورو بگی گفت چون تو این کار رو نمی کنی پس تو واقعی نیستی پس تو هم واقعی نیستی من باهیر بود خیلی رفیدم
به کی؟ فردر زودم، پشت ساله چه، الان هیوی با من پیمده هم و دلم برا تنش شده پس که این میه پیشم من اولوی هیروود هم خب بر فرض، خیلی باشم حالا فکر کن مثلا اولوی هیروود مگر منم و بخوام رفتارم مثلا چیزی که هم دارم ببینم یک چیز عجیبی باشه پس من اولوی مناسب دارش نیستم دارمش قیانت میکنم خب
چون اگه من رفیق اونم اینجا هم باید همون جوری که با من رفاقت میکنم رفاقت هم اونجا هم بهش نشون بگیرم خب ولی این هم اصلا برای شما مهم نیست حتی حداقه خانواده خودت میده تو خانواده بسیار سرتو بالا بگیری دیگه من رفتم اونجا کدوم آدمی احترام میذاره یه سری حرف ها رو نمیزنه که بقیه ازش یاد نگیرن یا اشتباه برداشت نکنن میشه غیر مواقعی اون اصلا بکنی رساش مهمه؟
من فکر کنم مثلا ما توی خانواده تا حالا نشده یک فخش خدا شده توی خونمون یعنی جراد نداره کسی اینقدر احترام وجود داره حالا فکر کنم مثلا من بیام اینجا یک کسی اجازه بدم مثلا و بیترون کنم پس من اگه اونجا دارم حرمت نگرم دارم اینجا هم باید حرمت خانواده هم نگردم چون خانواده هم روی این مسئله خیلی اساس هستند
نراحتی سجاد و محیار احساس می کنم از همه چیز بیشتر مخصوصا سجاد روی من این بوده که من اومدم و گفتم من این آقا رو رد کردم من این آقا رو نخواستم و خب واقعا همینطوری بود وقتی شروعی های من حس می کنم این از اون که مثلا من اومدم و گفتم من این نخواستم مثلا رابطه هم باش کات کردم و اینا این خیلی چیزه که این من رو رد نکرده من رو رد کردم مثلا تو رد کردی مثلا تو نخواستی مثلا هر چی تو میگی
اونو راجعه بگیرن الان چیز نگاه بازی نگه دارسن درست میکنن درست کنن همه چیز این حرف ها صحبت شده میرون دوباره حالا یه رو یه طور رو عذیب کن یه کسی دیگه اصلا باید میذار تو دهنش همونه اولی کار به عنوان یه زن که اون اصلا به یه رو دیگه شد
مرد که پارتنرش احترام بذاره این کار رو نمی کنه وقتی پارتنرش اینقدر میتونه نسبت به یه ونه دیگه کسیب باشه مثلا من کنار تو هم میگم آه نگاه کن
یا سمن رفته این کارو بکنه اون کارو نگاه و الان اونو اونجاسته چی؟ چی؟ مثلا من از هم کنار تو هم یا از هر کنار تو هم الان مثلا میگن چیزی که مطمئن نمیگه نیا کن چجوریه فردانه الان مثلا اون دختره خواسته این کارو بکنه اون کارو کنه الان نگاه رفته پیچه که نشسته اما این قضیه اینو میدونین دیگه؟
همون شبیه بود که بعد فینال اومد بالا به من گفت ایشون دیگه نمیتونی سمت دختره بره گفتیم چرا احسان فکر کرده داره مثلا شوخی میکنه احسان گفت ایه فکر خدا احسان گفت مایار فراد دختره چه هست بیا باش چیز ما خوش زده گفت
ایشون نه اگه ای کار بکنه میکنه میشه بیرون تو بیرون از هم بیرون از هم بود؟ آره به ناموشت برو احسان بپرس میگم خداش اگه بابا من که دروت نمیگم نمیخوام بدش بکنم میگم خداش گفتش که ایشون ای اگه بره پس عشقش فیک بوده فقط یاشور رکی اینجا این فرق رقی عدوان یاشور با من به خاطر پارتنش
همه اشاره احترام میذاره بهش واقعا خیلی واقعی میبینم اش رو اره واقعا یاشار و کیمیا رو من دوست دارم واقعا من خیلی دوست دارم یاشار و کیمیا رو دوست دارم من تن و پسر و احسان رو دوست دارم من احسان رو دوست دارم شخصت محترمی ولی یاشار برام یه چیز دیگه است یاشار مثلا یه چیز متفاوتی خیلی آدمه درستیه
دیگه ها فکر میکنه
سی بار بقیه آمدند و من گفتم توضیح بدید.
بیس بار به خود روزان توضیح دادم.
اگه هرکی من گفت توضیح بده توضیح بده توضیح بده.
پس چقدر توضیح بدم؟ یک مکالمه ۳۰ ثانیه بود.
۱۵ ثانیه چه گذاشتن؟ یه ساعت باید توضیح بدی بره همه.
بارو شان صحبت کرد و آشتی کرد دوباره اینجا صحبت کرد و آشتی کرد هر بار که هرکی میاد صحبت میکنه دوباره ریکشن میخواد نشون بده خب قلبم من ده بار برای توضیح دارم آشتی کردین متوجه شدید من از جورم چیه دوباره اینجا بهت گفتم اونجا هم بهت گفتم پس این هرکی جدیدی من پرسه تو باید بنده خدا هم چیست چی میدونم واقعا نمیدونم چیه تقییم اونم حق داره اونم حق داره من یکم
صبرم توی چیزهای کم است در لحاظ احساسی و عاطفی توی رابطه کمکارم یه چیز میگم من یک چیزی دیگه بهت بگم من واقعا نمیدونم چرا اونایی که روز اول بودن حرفا من یادشون میره من که گفتم خیلی توی کلام تطلیل رو گادن گادم آقا من بدبین و بی جنبم
بعد خودش میدونه میخوامش بسه هم به دیوانست بمونه با من یا من بمونم باشد وقتا ما نمیخوایم
خودم از نظر خودم میفندم چی به چیه من میفندم چی به چیه باید نمیخوام چیزی رو تعمیل کنم بگم خوشتانه من که من گفت گفتش آبروی از ما برده سرجاد نمیتونیم سرمانو باید بگیم میرسید گفت ما این همه تعریف کردیم که ما ایرانی ها خیلی به کیمیا به من خوشتانه جنگ گفت گفت آبروی از ما برده گفت همش درست خوش میداره سرجاد گفت گفت آبروی از ما و از شما برده خب
گفت اگه این کار رو نمی کردی خیلی براتون بره تمام شد گفت آب روی ازمون برو اصلا اونجا بودش دیگه اگه چی کار نمی کردی؟ برست نمی کردی اصلا اونجا بودی گفت آب روی ازمون بره اینقدر فش داره چی فش داره؟ همین آقایی که فش میده
اگر بد بود یا خوب بود ولی در حال حاضر داخل اون موقعیت داشت آشنامی شد با مهیار و واقعا هم داشتن با همدیگه خوب پیش میرفتن داخل اون یکان این روزی که من بودم
یه مسئله دیگه این این از دخترمون پسرمونم که شما دو روز پیش به من خیلی دخترها این رو فرناز به من گفت گفت ما دختره که میشینیم میگیم چرا وحید یه دفعه حمله میکنه با یارون میگه میخنده بعد یه دفعه میگیره روش چون من از موهین رودست خوردم تو رفاهت من موهین رو خیلی قبول داشتم پشت سر تو میومد میگفت نه این سیاهه
بعد دقیقه ۹۹ رایش را عوض کرد
به چون رای دادمونون باسه خود رای رای دادمونون؟ به خود رای جاوید رای دادمون به خود رای جاوید رای دادمون به خود رای جاوید رای دادمون به خود رای جاوید رای دادمون به خود رای جاوید رای دادمون
اصلا با یاسمن حرف نمیزن چجوری یه دفعه بگیرداره اینجا بابا اصلا با یاسمن درست حرف نمیزن نه یاسمن گفتهش که از قبل رو بخشید اصلا من از اول نظرم رو این بوده که بگیرداره اگه سفیسی ها رو ما نفرمیده بودیم تنها سفیسی ها رو یاسمن یاسمن
شما فکر کنید الان مثلا آقای سریع عصبانی بوده من کسی عصبانی بود نه من کلی میگم کسی کلا نباید به خودش اجازه بده علکی به کسی تو این بکنه حمله بکنه فشت بده اینقرار من نه با صدای بلند نه چیزی گفتم با احترام همون داشته باشید با احترام با هم صحبت کنید
عزیزم من یک نکته ریز میخوام بگم من نه این مردم به هیچ من از افرادش دارم بگم
به پشت سحنه گفتم که من فردا میرم که من رو رسید بدم که من اینجا و اینجا نمیتونم بگم که این با شخصت من رو واضح میشم که یک کسی میاد به دختر جای من خوش بده و بعد به من خوش بده و بعد به درمان حمله کنه گفتم من دوستم در اونجا بگم اگه یک چیزی من رو اونجا فردا رو رسید بدم ای باید پامادم رو خوردم بخاطر یک انتخاب اشتباه به این چیز برداریدم سرش میکنم سر که میکنیم؟ نمیتونم
اصلا ببینید کنن واسه باز نکنید اصلا دو کنید به خاطر این بیشتر خواهران و برادران رو بکنید سمت طرف اشتباه نمیدونید من دیگه که اونجا
از همه دفاع کردم و تو هم بودی این کار رو میکرد با حال تو خود تو بس بودی مطمئن هم این کار رو میکرد ولی به خاطر مثل محیال و اگه یه نفردگی داره چیزی میخوانه نداره شخصتتون زیر سوال داره که چاقیه به معلومتون فوش بدن سر چیزی که شما هیچ موقع دخت و تصرفی توش نداشتید آره همینو گفت دیگه
خب اون دیگه چی میخواه؟ نه هم میگم دیگه چی؟ بدتر از اینم گفته؟ گفتش که یاد... این تو گفت یه تیم فوتبال تو رو قبول نکردن خب؟ بس اصلا یادم برای خیلی نه هست من ببینیم به قرآن سیاه شده بودم گفتن خدا چجوری دارم این دختر همیشه حرفی میزنه؟ اصلا یادم نه اصلا... دیگه... اصلا چرا باید به خودت اجازه؟ اصلا هر اتفاقی که افتاده خب؟ خودت برو با دوست دختر دوست دختر
از نگاه های عجیب محیال خستم چی؟ از نگاه های زلزدن های محیال خستم زرنگی های محیال؟ زلزدناش نمیدونم تو زلزدن ها یعنی چی معنی چون نمیفهمم
PYM JBZ
جمعه دون جمعه میرم جزیره ی عشق تنهایی بسته شده قلبم فرشت هوا گرمه مثل قلبت از عاشقی جزیره میرم دل و قلبمو اینجا به تو میدم عاشقتم تا اول بدون اینو به همه میدم دل من شده برا تو میبوسم گوشه ی لبا تو اینجا تابستونم عاشقونم بدون تو دیگه هیچ جا نمیرم دلو دادم به تو جزیره
موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی
شدی ما تی جزیره هست
پریشب من اینجا دفترم رو آوردم شروع کردم نوشتم هر وقت که کم حالم بد میشه دفترم رو برم دارم می نویستم حصه حالم و اینا از پریشب این حالت رو داشتم دیشب قشنگ جرققهه خورد یعنی نمیخواستم بشه که شد و من از دعوا خیلی میترسم دیشب را جاوی صحبت کردی
اصلا دوست ندارم دعوه و نمیدونم داد بیداد و فش و اینا و الان کسی که داد بیداد و فش رو انداخته خب پارتنرمون
تو راست میشه صحبت کنم نره نمیدونم چیکار باید بکنم من خیلی میترسم از یه چیزی دیشبان به تو گفتم سجاد خب به خاطر حمایت از من این کار رو کرد موشکور نیستم که بگم این کار رو چرا کردی واسه چی کردی میخواست از من حمایت کنه ولی یکم خیلی زیاد ادعا کنشش
چند بارم مذرخواهی کرده ولی کلن طول میکشه تا اوکیشم الان با یاسمانم نمیتونم حرف بزنم دیشب فقط حال همه پرسیدیم تمام شد رفع یعنی از دیشب اصلا صحبتی نکردیم دیگه نمیتونم وقتی که از اینکه ناراحت هستم اصلا نمیتونم نگاش کنم تو چی؟
منم که اومد لحظه که بهتر پخشی خب انقدر که دیگه یه داستان رو دعوا شد نکنیستیم صحبت کنیم و تا این صحبت کردید از اون داستان اطول شما بود قبلش ما خودمون رفتیم از این یه چیز دیگه شد آره بعد
حالا کات دادن اولا اونجا یه سر صحبت کرد قبل کات بعد کات دادن رفتیم اونجا برو رو اینو اول آخرشون ازشون اینجوری بوده برو به حالا ببین دیگه سجاد و موینه آمدن توضیح دادن که این داشته میگفته که تایپ ظاهری من نبوده یعنی اون لحظه من داشتم با ماسک انتخاب میکردم نمیدونستم چیه و من دوبه تره بگشته بودم گفته بودم که نه به نظر من خیلی خوشکرده به تایپ اخلاقیمونم تا هفته د
من جورم خب چرا دلیل داره این رو بگی؟ اصلا من هنوز هم برام سؤاله که چی باعث این شد که تو دیروز اینجا یه ها از داخل وقتی بچه ها داشتن اخلاق خوبه بعد همون میگفتن یه ها بیا اینجا بشینی بگی من حالم بده با اینا خب اصلا چی شد که یه ها اینجوری باید بشه؟ خب بد نمیگه میتونی وقتی ناراحتی وقتی به من نگی من نمیتونم بسندم چرا که بیتری؟
اون روز چی ما همه صحبت میکردیم بودی دیگه فکر میکنم که داشت میگو من چند بار شیش هفت بار توضیح دادم از نظر خودشه چون من هم ازش چیز میخواستم توضیح میخواستم یعنی وایستاده بودم پشت تو چی میگن مستمر مستمن مستمن من هم ازش توضیح میخواستم یعنی توضیح دیگه
ای سوچین این گفتش که من برای شیشه هفار توضیح دادم حالا دیگه به خودش مربوطه که بخواد قبول بکنه یا نکنه من بیشتر از این توضیح نمیدونم اونم اخلاقات خیلی بدی داشت ولی دیروز من هنوز هم میگم هیچ اتفاقی نیفتاد بچه ها آمدن اخلاق خوب و بد همدیگر رو گفتن یه هست حالا درمی کنه میرم اونجا ها بگن ایچی خیلی لگی
در پیش سایت های باید میکنیم.
در پیش سایت های باید میکنیم.
خب الان میخوای چیکار کنی؟ دیگه الان یعنی پذیرفتی؟ یا میخوای بیشتر صحبت کنی؟ نه صحبت میکنم، هنوز نراحتمشش ولی اونجا هم حرفتد این روشن، باز هم دیدی که گفتش که اصلا منظور من کی بود، فرلم بود ولی یه چیز دلیل چیز منصب میکنم نه حرفی رو بیزن و... چند ماه یه حرفی رو بزنی؟ خب از آخر چرک از دیگه میدونم الان چون خیلی جداشتی کنی ولی خیلی بزرگش هم نکن
از اول رو فقط با تو بودی یعنی... من از اول با اون بودم دیگه هم دیگه یعنی میگم شما دوتا با همدیگه بودی این پارتنر... پارتنر رو عوض نکردید شما اصلا نه شما اوکی؟ نه شما اوکی؟ نه شما اوکی؟ نه شما اوکی؟ نه شما اوکی؟ نه شما اوکی؟ نه شما اوکی؟ نه شما اوکی؟ نه شما اوکی؟ نه شما اوکی؟ نه شما اوکی؟
اصلا اگه یه چیزی واسه مشکل باشه خب یه روک میگه نمیگه دیگه همه یه مشکله الان من از یه روکی رو شده که تو یه خود یه روز نه رو هرچگاه با اومدی بیرون نمیگه خب ببخشه دیگه وقتی نه تو بخواهی نمیگی نه مزن بگی روستاتم نمیگی نمیگی
شاید نشستان همینطوری چیز خاص... آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ�
باید چنگ میزنه برای درویش به همه ثابت شده همون یه تیکه که فقط رفتن پشت رفتن به ترشون بخش شد که خود تصویرشون نبود ولی صداشون بود همونی ثابت میکنه که اینا
چون نه پارتنر دارم اگه پارتنر داشتم خب اینجوری نمیشد خیلی کمتر میشد خیلی مسائل میخوابید و چون یک گزنه آسانم سعی میکنن که برای اینکه خودشونو بیارن توی چشم همش یه جوری به من آسیب بسن مثلا خود سجاد خب
هر وقت هر حرف و مسئله از من شده یا من حرفی زدم که اصلا به اونم ربط نداشته اصلا این وقت منظورم اون نبوده اومده یه حرفی زده که فقط منو خراب کنه اون تایمی که مهیار بعد از زب نیاد اینجای من فوش میداد شما هم بودید چقدر گفتید سکوت کن بلش کن بذار بره
اونا رو نمیاد نمیگه ولی مثلا من کافیه یک حرف بزنم که فوشم نیست یک لفظه که ما تو دنیای مثلا طبیعیش ممکنه استفاده بکنیم ولی دوبین زشته به من میگه چون تو این کار نمی کنی پس تو واقعی نیستی نه من دارم احترام میذارم به جمع به کسایی که دارن این برنامه میبینم به خانواده خودم و فقط احساس میکنم که این حرف رو فوش میگنه که فقط یاد بالا
من اصلا مشکل نداشتم اولا حرفی که بحثی که دیروز بود اصلا یه بحث خیلی عادی بود که من هم به کیمیا گفته بودم هم به تو مادرم چی گفتم؟ من گفتم به تو من احساس میکنم اون هم مثل کوتاه که آقا آیدا از قضیه یاشار و کیمیا دلخوره نه که به تو هست داره یا تو به آیدا هست داری خب اصلا همچین بحثی نبود این رو به خود هم گفتم آره من به آیدا گفتم که تو همچین چیزی به من گفت
برای اصلا همچین بحثی نبود.
دیروز هم به اصرار خودش من اومدم.
تازه تو دوربینم نگفتم.
اصرار کرد.
بالا گفتم.
گفتم نمیگم.
گفت نگو.
مسئله همچینجور خودم باشه نمیگم.
که میگه ما چقدر بالا من و تو و روژان و نمیدونم فرناز و اصل چقدر ما حرف میزنیم.
میگید فلان چیز رو نگو.
من میارم میگم.
مگه من آزار دارم.
بیان بخوام کسی رو اینجا عذیت کنم یا کسی رو نراحت بکنم.
بچه اون مسئله ما بوده بهتره من واقعا نراحت هستم چون اصلا همه اینجوری هستند گروه جان چجوری مثلا اوکی با این قضیه؟ وقتی من میدونم به من توضیح دادم این بچه هار نمیگن
حالا خیلی عصبی هم نمیتونم ببخشم، پخشیدم بیشتر باید ببخشم بیشتر باید ببخشم نه دیگه راحت باش به خودت حالا باید بیشتر نازش رو بکشیم نه اونم نمیخوام فقط دوست دارم باید ازش توضیح بدم من متوجه شدم که خب این منظورش چی بود چون که حرفش کلانه که چون تو جمع اتفاق افراد که جامعه باشه سی باید بیاد حرف شما درست اوکی انجام میشون
برای اول قضا بخوریم حالا ببرم بهش قضا بده بعد مشکل رو حرکو خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی
ببین یه سری مشکلات از حال باید بشیم باید صحبت بکنم اونجا همه نشسته بودیم خواهم سرایم نشسته بود گفتم یه سری چیزها هست که من نسمی کنم که به مشکل خواهیم برخورد چیه آزم؟ سرش اخلاقیتش با من نه ببین اینکه دنیا همون فرق میکنه خیلی مرد خوبیه سجاد خیلی آدمی جنتلمن با شخصیه یه خیلی آراماتو خیلی هایپر اکتری نه با اونم اکم حالا حتما نباید پاردن
من این اخلاق انرژی مردونه سجاد خیلی زیاده این اخلاق مردونه و انرژی مردونه زیاده دوست دارم اتفاقا ولی دنیا همون اسمی کنم متفابطه میدونی؟ چرا؟ از لحاظ ترز فکری یه مقدار فرق میکنیم با هم دیگه
این مسئله هم خودش گفت نگو من نمیدونم یه مسئله خیلی عادی در مورد نراحتی خودش هم بود اصلا چرا باید بیاد بیان بشه من که گفتم به تو نمیگم سپیده چقدر به من حرف زدی تو آره من کدومش آمدم گفتم هیچ کدوم
من کبیه میشم آمدن بخونم؟ اونم فکر نمی کرده این تاریبش نمیدونی؟ خب ببین این وقتی که با سرژو مثلا دوباره با هم شدن و اینا با هم بودن این فکر نمی کرد اون فکر نمی کرد اون فکر نمی کرد این فکر نمی کرد نمی خواست حلش کنه نمیدونم نمیدونم
ولی میدونی چیه اینکه با سرژیو اکیه شد من دیگه ازشون فاصله گرفتم که مثلا توی رابطهشون نباشم اصلا راجع به اونا حرفی نمیزدیم جز همین یکی دو تا مسئله بود که حرف میزدیم چیز دیگه ای بود من راجع به آیدا چیز دیگه ای تا حالا بتون گفتم راجع به آیدا و سرژیو روابطشون هیچوقت حرفی نزدم یه بار اونجا به خود جلو سرژیو گفتم که از من پرسیدن یک بار همینجا بود یه بار هم
بعد از اینکه روابط اینا با هم خیلی اوکی شد من دیگه سمتشون نرفتم برای همین روابط من و آیدا خیلی کم شد شاید برای همین احساس کرد که نمیدونم شاید من بیان بگم با اینکه همچین چیزی نبود اگه آیدا اون تایمی که با سرژیو به من نزدیک میشد و من صحبت میکرد اصلا شخصیت من رو میفهمی که همچین شخصیتی ندارم بگم بگم بگم بگم بگم بگم بگم بگم بگم بگم بگم بگ
من کلا در هر صورت، اینجا یه خانه راده هستیم، در هر صورت چه مغصر تو بودی، چه مغصر صدجان بودی، چه هر داستانی خب توحین به دختر محکومه کلا من از طرف پسرها از خودت و تایتای خانمها اوضحای میکنیم در حالی که ما تا حالا از گلناده تر نگفتیم ولی از طرف پسرها دیگه وظیفمونه، اوضحای میکنیم نه وظیفتون هست
دیشب ما خیلی احسنیم من وظیفه خودم دونستم چون من تفکر کنم رو رابطه همه توجه کنی این وسط دعوه مهوه بتونم الام کردم گفتم اگه دعوه بشم ها دست بادنم میگرم میرم اوور ولی بازم پامون کشیده میشه ما دو روزه کسانی که داریم حالا مثل شما که کابلی
چون ما که تو آشناییم گفتیم آقا دیگه ها این جنگ و دعوا بیاییم بیرون و تمرکز آن رو بزنیم به آدم ها که داریم باشیم شناف قیدا می کنیم برای چون من از اول توی مسئله همیشه طرف دخترها رو گرفتم سر محیار که اون حمل رو زد اومدم گفتم من خودم اول از شما آسخایی کردم بعد از محیار خواستم از شما آسخایی کنم
ولی دیشب جریان یه جوری بود که ما اگه جلو اصلا توی یه ثانیه اتفاق افتاد یعنی اگه جلوی بچه ها رو نمیگرفتیم اتفاقهای بدتری شاید میافتاد اتفاقها خیلی بدتر یعنی فکر نکن ما سر حرفی که سرژو زده پسرها هیچکی طرف داره حرف سرژو نیست حتی اگه تو مغصر باشی هم مغصر نیستم میگم حتی اگه تو هم مغصر باشی همه بچه ها با سرژو هم حرف زدن سرژو هم
ولی حرفی که زده حرف بسیار زشتیه و من از طرف نمایندگی همه پسر رو اول خودم ازت عذرخواهی میکنم و سیرژیو هم قراره که توی جمع از شما عذرخواهی کنه من در طوانم نیست من مغزم آروم نمیگیره که پارتنر من عزیز من کسی که کنار منه از من دور باشه باز من احساس رو تنهایی کنم وقتی پارتنر دارم نمیتونم بدم خوشم نمیاد بالا نمیخواد پارتنر دارم تنهایی برم تنهایی
یا اصلا اون با دوستش بره بیرون اصلا هر چیزی هم شده شما خب گفتیم همیشه تنها این کار رو انجام میدن نه خب من تو تنهای خودم این کار رو انجام میدم وقتی پارتنر ندارم با من باشم وقتی پارتنر ندارم باشم دارم نمیخواد کسی که دوستش دارم کنار من نباشه دارم میخواد اون بغلست من باشه پیش من باشه با اون برم اون کار رو انجام میدم
گوشی دوست شدی با یه موبایل دوستی؟ من اصلا من آدمه تو گوشی آیده من اصلا آدم اینکه هر ثانیه چت کنی زنگ بزنی ویدیو کار من اصلا یادم میره مثلا گوشیمو کارمو انجام میدم گوشیمو میذارم کنار میرم پی زندگیم ولی چقدر عجیبه تو اون شهر بی بزرگی تو که شهر بی بزرگی با کسی کاری نمیشه از اون کسی که ازت دوره خوشت میاد؟ خوشت میاد اصلا خیلی عجیبه من یه گوشی هست
بچه اخو تو وایب یه نفر رو میکنی؟ این همه آدم هست دون شهر کشور این همه آدم یه نفره این اتفاق تا حالا داشته میوفته؟ یعنی مثلا من خب برنامه سینگل هستم همه شه این اتفاق میوفته
خدایا بیشتر است میکنم به خاطر مجازیه من تو فضای مجازی من اینجور نیستم من تو فضای مجازی عاشق نمیشم تو دنیا واقعی عاشق نمیشم یعنی مثلا تا الان مثلا خیلی کم پیش اومد یکی دایرکت بده یا من دایرکت بدم یا یه چیزی بشه دایرکت بازی یا اینستاگرام و اینا
اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده اینجا بوده
بچه ها یه چیز دیگه ای هم هست من و تو دیروز داشتیم حرف میزدیم
حرفی که تو میزنی درسته ولی تو دنیای واقعی هم وقتی دو نفر با هم درام کنند وقتی قبل از اینکه به زد و خورد برسه تو وقتی خودت رو دخالت بدی تو هم میری تو اون آشوب یعنی حس طبیعیه تو باید اول سعی کنی اون آشوب رلوش رو بگیری بعد که همه آروم شدن منطقی تر شدن بشینی دوتا دوتا صحبت کنی تا قضیه حل بشه
من شاید اصلا بیتجابهی کرده باشم ولی من اینو یاد گرفتم تو دعوا وقتی دخالت میکنی آتیش گر میگیره خاموش نمیشه آقا وحید خب من یه سوال دارم اون قضیه که سر اصل پیش اومد شما اومدی و
همه پسرها تو هم رفتن ولی وقتی که به من میرسه همه سوکیت می کنن چرا؟ خون بعدی از من رنگین تره؟ یا من اینجا ضعیفترم و راحتتر رنگین میشنن؟ این چرا فرق نیست؟ اشتماع فکر نکن ولی داستان محیا
داستان مهیار با سرژیو زمین تا آسمان فرق داشت به خاطر چی؟ به خاطر که سرژیو از موین هم یه ناراحتی های از قبل داشت موین کارش درست بود که حتی دفاع کرد تو جمع ولی سرژیو اون رو بابت دفاع از تو نگرفت بابت این گرفت که موین میخواد تو جمع خودش خوب نشون بده همچین چیزی نیست من اصلا این رو فرق نمیکنم میگم دارم طرز فکر خودمون رو میگم میدونم نه ولی من همچین چیزی رو قبول
نه نه نه سرژیا اومد اونجا نشست بقل ماهین نشست بعد ماهین فقط گفت یک کلمه گفت آقا بی احترامی نکن این حرف بدی نیست؟ نه گفتش حرف بدی گفت آقا بی احترامی نکن چی؟ یعنی شما که هیچ کدوم حرف نزدید این آقا هم نباید اون حرف رو میزد این آقا همینطوری سرژیا همینطوری باید ادامه داد فشکش میکرد منو
از اون بر محیار میاد میگه که وقتی یه نفر عصبانیه بهش کاری نداشته باشید یعنی چی؟ یعنی من اونجا بایستم همجوری نقار نگاه کنم سرژان به من فش بده فش بده فش بده یه نفر که همونم مهم بودم نباید بگه بی احترامی نکن اینجا به خسر قضیه اذر همه داشتن همون میزدن
من اصلا این حتی قبول ندارم در مورد ماین ماین تنها کسی بود که پشت من در اومد همون یه جمله بی احترامی نکن از صد تا سکوت بقیه برای من با عرضش منتره شاید در ظاهر جمله بزرگی نباشه ولی تنها پسر بود که پشت سر من در اومد
تنها فسره که من یک دختر تنها هم بابا ۲۵ سالمه نه همون لحظه ای که اون کلمه در اومد همه ماهایی که بقل فکر کنم ما همه بقل ۳۰۰ ما همه صد دار گفتیم آقا فش نده فش نده منم گفت من الان مشکلم یه چیزا دیگه است مشکلم راه نیست اگرم راه بود الان مشکلم راه نیست
بسیاری رابطه هست که اول اونا به نظرم باید درست بشه اگه تو رابطه تو واقعا بخوای و اون فرد رو دوست داشته باشی خیلی چیزا حل میتونه بشه اگه دو طرف بخوان واقعا اون مشکلات اولیه باید حل بشه من بدونم که این آدم رو واقعا میخوام که به خاطرش یه سری کار هم بکنم از یه سری چیزا بزنم
اصلا اینجا به خاطر همینه تو اگه تایم طولانی با یکی میگذرونی همه چی رو میبینی هر روز پیششه میدونی صبح تشد صبح تشد دقیقا اون وابستگی هم به وجود میاد من همین وابستگی نیستم ولی اینجا با اینکه بعد از اون دوای دیشب هم حتی اگه همین دیشب هم اینجا میرفتم شاید یه روز حالا بد بود مثلا به خاطر فضا و جب و آدم ها
از حتی حرف کاندیده ای چیزا انتخاب کرده فکر کنم صبح تصمیم بگیر راجبش شاید نه دخترها که یاسمان رو میخوام بذارم کاندیده هست کلا اینجا نباشه به نفش شهلا اگه تا ده روز همه بگن نه من تویت هم نمیره چون نباشه به نظرم بهتره حالا نظر شما رو بعد هم میپرسم دخترها ولی به عنوان کسی که هر بیرون داره میبینی یاسمان نباشه خیلی بهتره رسرها چی؟
پسرم محیط من دوست دارم یاسمن هی هر شب گریه کنه همین نظری مهم نگه منم الان نظرم باید بگم؟ میتونی الان نظرتو بگیرم؟ منم باید خانم انتخاب کنم یا آقا؟ ما انتخاب میکنیم که اونجایی که بوده واسه سمی فینال رو فقط سابخونه انتخاب میکنه اگه من باید انتخاب میکردم منم همین نظرم بود
چون که نه سابخانه انتخاب نکنه چون که به نظر من خدا دهد بشین آلو فکر کنم سابخانه چیتون کنه آخرش که فینالی ما افغانستان دوسته هفته اینطوری بودیم افغانستان دوسته هفته اینطوری بودیم
خدا اگه من هر پسرم میخوایسم پسرها چیه؟ مایار که میگه من نگله ها رو میخوام اگر اینجا هست نگله ها هم هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها هست نگله ها ه
منم دقیقا همینو میخواستم اگر بره بهتره که بره پیش پاردنرش و اینجا دیگه واقعا خودش هم دوست داره که این اتفاقی است مثلا اگر بفهم کنم بیام استانبول و فلسطین دیگه خیلی مشخصه اصلا گزینه دیگه اینه سجاد که تازه اومده میتونه آشنا بشه پس همون گزینه محیط باشه محیط باشه خب داره با اصل دیگه آخر راه داره کاپل اعلام میکنه ریکارم کاپل اعلام کنن دیگه آره بگیم
دمت گرم راستی سجاد آیده برای تو سوقونو درست کرده بود خوردی؟ خداوکی من یه اطمین دیدم خواستم بزنمش فرمیدم کارتون برای سجاده این برای سجاده من بیایم کردم برای شما ایسا برای دیگرم بابا خواهان گیرم موانم کتن را اگه بخورم شده مربون در میاد میخواهش؟ آره؟ میخواهش؟ برای لطفا که چرا نمیخواهم؟ اختباشه بیرون مرسی من نمیخورم با همین خورم
اشکال نداره شغال خوره اشکال نداره
بگیرش خیلی سنگینه ازم چیه؟ کارباسه؟ و هرحال من قصد
اعتراض کردن این چیزها ندارن این یک چیزی بوده که حالا بین خودتون بوده تصمیم شخصی خودتون بوده ولی من به شخصه حالم از این دخترها به هم میخوره خیلی مستقیم دارم میگم با خیلی چپه واقعی دارم اینو حرف میزنم من حالم از این که بهش نگاه میکنم به هم میخوره یعنی یه تنفر خیلی خاصی دارم نه به خاطر اینکه
باعث شد توی رعی گیرید پارتنر من بره خودش موند نه از اول من باهاش مشکل داشتم من با آدم درویی که پشت دوربین یه شکل دیگه ایه جلو دوربین یه شکل دیگه ایه و سعی میکنه که تنش درست کنه تا دیده شه خودش محتوایی نداره سعی میکنه که موش بده اونه توی روابط این و اون خودش محتوایی نداره
اینجوری بهتره بهت بگم بذار خیلی قشنگ بگم که من راجع به این کلمه تا حالا نشنیدم وای فلان ولی رکیکترین کلمهاتو میاد پشت دربین اینجا میگه وای مثل میرخصه و لباسشو چیز میکنه آینا
من با اینجور آدم ها مشکل دارم من توی دنیا واقعی هم با همچین آدم هایی نمیتونم کنار بیام توی دنیا بیرون از اینجا هم نمیتونم کنار بیام من مستقیما به یلا گفتم اگر من اومدم از اینجا بیرون ما با همدیگه توی ارتباط بودیم و ببینم یک دونه پی ایم بین تو و یاسمن
رد و بدل شده همونجا باید قید منو بزنی و خدا نگهدار چون من ببینیم من اصلا نمیفهمم و اونجا اوکی فیک بود برای شما ببینید هیچ جور من اینو نمیفذینم اون فیک بود برای شما درست داریم میگه رعیهاشون مساوی شده بود تو میتونستی به خاطر اینکه منو تو که به خودت به من رعی داده من هیچوقت باید اعتراض نکردم حتی چرا به من رعی دادی
پارتنرت به من رأی داد من اعتراض نکردم به پارتنرم رأی داد این اعتراضی نکردم بازم دارم میگم ولی زمانی که رأی های مساوی شد و من مونده بودم شما دیدید که من مونده بودم به نظرم جز این که هدفتون جدایی بود هیچ چیز دیگه نبود چون به هر فیکی به هر نقش بازی کردن به هر چیزی بود این خانم هم اون اندازه مشکل داشت خیلی مشکلات بیشتر بود پارتنر من نمیرفت
موش بدونه توی رابطه این و اون خب نمیرفت خیلی کارارو بکنه خب سرش با من گرم بود اینجا و ما با داشتیم هم دیگه تایم میگذرونیم خب وقتی که مساوی شدن با کمال احترامی که برای رفاقتمون قاهل هم
تو میتونستی که زمانی که گفتن صاحب خونه میتونه یکی رو سیف کنه به احترام من که رفیقت بودم به احترام اینکه من مونده بودم اینجا و توی رابطه بودم با آشدشم آشنامی شدم اون رو سیف کنم خب حرفات کاملا تا این لحظه منطقه درست این از بعد کامیرا درست بود تک تک حرفات از بعد کامیرا به دوربین درست
من از اولشم اعلام کردم شما هیچ کارکتر شخصی تو تا حالا دفاع کردم دفاعم قرارم بکنم پیش اصلا نیاز به دفاع من اصلا نداری کلم میگم قدم فیکی نیستی ولی پارتنر شما وقتی یه شخص فیک باشه من میدونم آقا شاید اون شخص فیک
به شما و رابطتون هیچ آسیب نزنه برایش تو هم شاید مشکلی پیش نرد ولی شخص فیک اینجا ممکنه من آسیب بزنم تو از کجا تظمین میکرده که طرفی که صد صد فیک فرد پس فرد رو به تک تک آدم ها اینجا آسیب نمیزد؟ آسیب خب آفرین ایشونم ایشونم یعنی من به اینه گذینه بد و بدتر بدر رو انداخته بیرون بدتر رو میگردشت برای بدتر الان داره میره
همه چی خونکه، هوا، رابطه
ما دوستی رفاه هستیم ما هم خونکی نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با روزان نه با ر
بقیه اصلا هر رو جدی میتونی بزنی با سجاد دو دقیقه بس زیاد سرد میسیم و خدا سه دقیقه میزنم این جزخانه در بیرونه من یخ سدم نیکرد سرما با سجاد من خدایی اگه منظرم اگه رابطه سرد چه باید دختره برس طلاق برس بعد روژان اینطوری میکنه با من
یعنی حتی دیشب نه اومد واقعا چرا دید دو سه دقیقه اومد نشست رفت که فقط بگه من هستم شب اومدم اینجا اون دو نشست داره با ارسانس رو بکنه من هیچ وقت دشمنم هم بود میرفتم پیشش بعد میاد سر نیمه فینال نیمه فینال نیمه فینال بود نیمه فینال به من رعی میده به من رعی میده آه فینال بود به من رعی میده اصلا من هنوزم سر اون قضیه شکر کردم بعد میگه که خب شاید آیده چون دوستشه این کارو کر
گلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگه
چرا من رای دادی اصلا؟ منم به تو رای دادم حالا من با شما کار ندارم من اصلا به شما حرفی زدم روژان دوستی سمیمی من چرا؟ من گفتگی بلاکت میکنم روژان بود همش پیشه؟ آره دیگه دوستی دخترانه با ما فرق داره
من دارم میگم من دارم میگم اون حد اقلش نمیرفت فکر میندازه تو راهات اینو حالا فعلا مسئله اینجاست هلان داره چنگ میندازه نه چنگ نمیتون دوست دختر تو حامیش خودت داری میبینی اگه من با دوست دخترم صحبت کردم حامیش نیست من یه نکته بهت بگم
الان یه چیزی که من و تو تو دنیای خودمون دوتا اون میدونیم الان هنم میدونیم صد هم میدونیم تا فردا هم میدونیم تا بعد از این برنامه من و تو دوتا اون حرف ها میدونیم من بودم اینجاست دیگه تو اون موقعیت فقط نمیشه گفت که فقط دیدگاه من بوده اوکی تو لحظه آخری که من صاحب خانه بودم اوکی من حالا با هر تشخیصی
من اعتراضی نه این اولین بار که من دارم راجع می کنم با هر تشخیصی اون بند خدا رفت ایشون هم الان داره میره من دارم میگم وقتش این بود که این زودتر بره حرف من اینه حالا دیگه شده دیگه شده من حالا اعتراضی ندارم میگم اونو میخواستی بپسی خب وقتش این بود که این زودتر خداحافظی کنه گه دک بکنه بره از اینجا در این زمینه این شخص
محریه سوخته تر بود تا یلا چرا حالا اجازه نمیدونیم من بهت بگم
اگه من شما نمیدونید وقتی میگم یک آدم فیکه اگه طرف همون داستان فیکشو با قدرت ادامه میداد صد درصد تو این هفته رأی نمیابرد و اصلا من به درک یه آدم صاف و صادق واقعی هفته بعدی میرفت بیرون در حال که یلا کارشو کرده بود حالا من بعدن که برنامه تقوم شد حالا خداشه کمره هست ثابت میکنم حرفم رو خب صد درصد هم ثابت میکنم که چرا مثلا این کار رو کردم این اوکی اون بند خدا رفت
ایشونان که الان صدقت به یقین نمی کنن نمیتونن نه نه همه عقل دارن معیار نمیشه اصلا غیر ممکنه قضاوت باشه بعدا با همه جدی دارم میگم این میمونه این جالبت بگم این شخص
نداره رایه جمع میکنه نمیتونه رایه جمع کنه من میدونم که کرده این کار را شما اگه نمیدونید من اطلاع دارم شما اگه نمیدونید من میدونم که این کار را کرده من تو وعید احسان سجاد سجاد این شش نفر درسته شش نفر سب کن
کیمیا صد درصد با من وقتی میگم با من یا پارتنران با من یه هفت نفر اگه یه دونه سینگر قرار باشه بره بین من اون کی رعی میده؟ قطعه بالاقی و من فکر میکنم بیشترین رعی من میگم من راضیم از اینجا برم قرار نوز چجوری میگه بیشترین؟ من راضیم از اینجا برم ولی دلم نمیخواد یادم فیکی بین چهار نفر یه میبه گندیده وقتی دیگه سبد هست همه رو خراب میکنه حالا نکت جا بیم، پونز
تا الان همه هم همه چی رو دیدن درسته؟ همه همه چی رو دیدن الان رابطه اش رو با ماهین اوکی کرده رابطه اش رو با اصل اوکی کرده کسی که با اصل اینجا دعوای کتکاری رو بزن بزن اوکی کرده الان من سوالم اینجاست میگم 15 نفر اینجاست به سابخونه گفته من رو سیبم کنم خب سابخونه که نمیاد سیبخونه که درسته؟ منظورم اینه که پشت دوربان میشینه عشق تمسام میریزه که آی من رو ا
نتیجه حال بگیرم الان ما پونزه نفریم گیریم رای سه نفر رو هم مثال میزنم تونسته باشه بگیره پونزده نفر خودشون عقل دارن، چشم دارن، گوش دارن دیدن تفاصیل رو وقتی این رو میبینن و سابخونه داریم الان منو تو اینجا نباید میفهمم درکت میکنم درکت میکنم منم میفهمم داستان خودتو بذار سر جای من، منو بذار سر جای خودت
نه دادش میگن میگن منو بذار سر جای خودتون چرایت خودتون بذار سر جای من من فقط بخاطری که پارتنر داشتون کنم من با شما هیچ مشکلی ندارم چلی سمیمی بود با یلدار تو سمیمیتی دیده اینجا با یلدار؟ نه نه اینجا نه بیرون از اینجا بود
ببینی تو وقتی من و تو با هم بیرون سمیم باشیم اینجا هم با هم سمیمیم دیگه من سمیمیتی بین روژان و یلده ندیدم و حرکت روژان نه نه روژان نه نه عایده و یلده ببین من گفتم ما سالی یه بار همون میبینیم آخرین بار یه سال پیش فکر کنم گفتم رفتم ترتیلاتونم
نه باید میگفت من تا الان باید میگفت باید دقلش باید میگفت باید میگفت آره بابا به من میگفت من میگفتم از اون به من میگفت رای بده فدا سرت رای بده اشکال نداری اصلا امروز از اولش که اومدیم همه یه بار سنگین روی گوشه شده اصلا من یکم مونده غشت کنم بابا تو آمپولو باید بزنی چند نمیزن؟ من آمپولو نمیزنم سرام میزنم من اصلا آمپولو نمیتونم آمپولو نیستم سرام
بشناتون نیست؟ نه سفرم دو تا کیک خوردم چرا؟ دو تا کیک؟ کیک مگه اومده؟ داشتم فادم چیزه مختی هم داری فرد نه جاوی دارم خریده بود چرا دارم تا اینجا بود؟ پهناز جان عزیز من پهناز دیشب پهناز جانم بیا جانم دیشب چکیمه شب که بود من اینجا بودم محیای لذه از در اومد توضیح فشبم اینجوری کرد
که محیط که مثلا بخواد چیز کنه منو چیز کنه مثلا دوباره استای من در بیاره خودت آنون باش نه من اصلا ریاکشنشون ندارم ولی خواستم بگم اینا چه آدم هایی هستن و هدفشون چیه؟ آره
ماهیار میاد اینجا میگه من میخوام برم میخوام برم میخوام برم ولی درعص همه ما خیلی خوب میدونیم که ماهیار نمیخواد بره میخواد بمونه برای ماهیار هیچ عرضشی نداره که چجوری میخواد دیده بشه فقط میخواد فالوارج رز بکنه اگرم من نرم اینو بهتون میگم بعد از این ویلا این آقا رفت پیش یلدا
فقط برای اینه که بگه ببینید رابطه ما واقعی بود و همون کاری که اکس یلدا باهاش کرد و دقیقا همین آقا هم با این یلدا خانم میکنه از دهاز جا مکان به خواسته هاش میرسه خودش هم خوب میخواد جل و بده من دارم اینو میگم همینجا زیرش امضا میزنم نه بهتون نه فکر میکنم خوشبه شعرم دارم یه رسوله فکر نمیکنم به نظرم میدی به نظرم میدی
فاشت به تو؟ فاشت چی میدن؟ نمیدونم دارم پیش پینی میکنم به نظر میدن؟ همه چی رو مثلا ندید برای ندید میگی؟ عزیزم دارم میپرسم نه به فاشت چی رو بگم به تو؟ من ایمان به کی فاشت شدم تو اینجا؟ باشه یه فاشت خیلی بد بود از یادم نمیره به من ندادی برای حمایت از من دادی حتی ولی
سنگین تموم شد واسه من هم حتی چه برستم اصلا من کاری ندارم من با اون کانون صحبتی ندارم دیگه صحبتی هم نکردم دلم هم خیلی ازش پره نمیدونم واقعا چرا همچین حرفی رو هم به من زده هم به یاشار زده هم به کیمیا زده ازش ما باید جمع میدونی داره چی کار میکنه
ولی من چیزی که واسه مهم هست اینجا و به خاطرش اومدم اینجا رابطه ای که دارم و خیلی ترسیدم من چی کار کنم؟ نمیدونم کاری نیست که بگم میگه ترسم اینه یه دوزی نه با آقا من نمیگم خیلی کنجکابم آقا با عنوان مثال من با تو
رابطم خیلی اوکیشه بره جلو ماها خوب بعد از چندین ماه تو از من یه چیز بدی ببینی خوب مثال دارم میزنم بدترین چیز رو از من ببینی که تا اصلا انتظارش رو از من نداشتی این آیدا اون آیداه؟ دارم پیشپیلی میکنم همچین چیزی شاید یک درصد تو هر رابطه ای به وجود بیاد رفتارت با من چیه؟ جدا میشم
چطوری، اوکی جدا شدن رو میتونی جدا شی اگه یک کار خیلی بلی باشه ولی چه رفتاری قبلش نشون میدی؟ عصبی میشه دیگه تو عصبانیت، عصبانیت رو تا من دیشتر دیدم
هم از یلده هم از شرایط یلدس رو استفاده میکنه اون اوائل رو منم میگفت آه تو استانبول زندگی میکنی منم میخوام بیام استانبول که من گفتم هم با خانوادم زندگی میکنم همون اوائل من گفت خب من که به تو کاری ندارم من میخوام بیام در خونه بگیرم و فلان میکنم خودتون هم از یلدس رو استفاده میکنه از شرایطش هم هر دو نفر میگن نگاه کنید ما خوبه بازیم
بعد میاد اینجا میگه که من میخوام هز بشم که جمعه در از آمن از این پشت میره نگه من نمیخوام هز بشم در از آمن حال داری دوباره همون بحث بیا تو؟ بحثی ندارم این حرف ها باید زده بشه مگه من از کسی اینجا ترسی دارم نه ترس یکم آرامش بعد از این همه خوشی که به هم داده شد؟ خب همون به خاطر همین دارم میگم نموز قریب از پشت داده عشق شد
بچه منو چند سالی کردم بیرون؟ چیزه، سرژیو برگشته گفته که من میخوام بیام اینجلو بگم که من آیدا رو حذف بکنید و از من معذرت خواهی کنه
به که گفته سیرژیو مثل اینکه رفته گفته گفتم این آقا اگه میخواست از من معذرت خواهی بکنه قلبن پشت سحنه رو پله منو دید تو آشپس خونه منو دید اون پشت منو دید میومد معذرت خواهی میکرد اگه قلبی بود گفتم نه اصلا میمونم که معذرت خواهیشو بشنبم نه قبول میکنم میرم بیرون از هرکی دلش میخواد معذرت خواهی کنم
بدترین چیزی که از بابام شنیدم یا دیدم یه داده کچودو بوده خب ولی من خیلی حساسم من یادم بابام یه بار بچه بودم سرم داد زد خیلی هم آروم هم یعنی اونطوری نه بعد توی دفتر خاطراتم روی خاطری که بابام نوشته بود اینطوری خط کشیدم
یعنی خیلی روی این موضوع که یه مرد به خصوص مرد مامانم مثلا اصلا داد بزنه هرچی بگه اصلا انگار به دلم نمیگیرم خیلی اوکیم ولی روی رفتار یک مرد خیلی حساسم از داد و دعوه و فش من بیزارم من میگم کچکترین بی احترامی و رفتاری مهم بالا
من با یه منده نفر دیگه به مشکل خوردم کرده همه بهش فرش رکیق دادن مریا بهش فرش رکیق داد، جاوید مگه بهش فرش رکیق نداد؟ بذار در مورد این جوابه که گفتیم جاوید هم آدم چیز بود، مگه جاوید دیگه بود، مگه کلتره جاوید هم من کاری ندارم، من نبایی جاوید کار دارم، نبایی اکس کار دارم، نبایی اکس میگم مگه میشه در اینجا بهش فرش شده؟ میگم من توی زندگی
خب میگم دیگه تو داره یه تو داره میگه فرشتو اگه میگم از هم همه ده تا دختری اجازه بده حرفم رو بزنم خب؟ نه اجازه نمیدونم از حرفتو بزنم حالا که که میزنم بگو بگو میگم من تو زندگیم از هیچ کس هیچ حرفی نکردم حتی بابام خب شاید تو رو درمی بردم گوش کن مثل گل رفتار کرده همیشه رو هم بابام
بابا هم داداشو هم این گل رفتار کردن همچین چیزی رو نمیتونم بپذیرم من میترسم از این که رابطه همون جدی تر شد بره جلو و تو بخوای همون رفتار دیگه شبیهش رو با منم داشته باشیم من رفتم با یکی دیگه میمشکل خوردم با یکی نه میدونم ریشته پوسیده باشه ایچون نداشت
اونجا میدونی وحید اومده و من نشسته میگی که از ضقیق سراینا عذر خواهی میکنم ازت
فیلا منم گفتم کسی اینجا وظیفه نداره از من حمایت کنه ولی من چون اینجا تنها بودم خیلی دوست داشتم مثلا یه نفر فقط بین آبه که ساکت چون ادامه نده خب بعد اومدت گفتش که من منظورت میکنم از اینجا همه پسر رو ازخواهی میکنم یه ذره دیر فقط متوجه این موضوع شده از بقیه پسر ها از همه پسر ها ازت ازخواهی میکنم بعد بعدش گفتش که موین اومده اینجا گفته اون حرف رو زده که
گفتم یعنی چی؟ موین تنها پسری بود که اومد از من حمایت کرد موین داشت دست و پاش میدردید من بزرگ بهش گفتم چیز نکنم موین حرف نمیزد من میزدم چرتو پرتات چیه دیگه؟ میگه این نظر همه پسراست که موین اومده اینجا خودشو خوب نشون بده واسه یه همین گفتم یعنی چی؟ موین تنها پسری بود باشه عزیزم موین اومده اینجا عکس کنه ولی
به دهنم حالا یک کلمه ای میاد بس شر میشه دیگه عزیزم قربونت برم تو کاملا حرکتت واقعی بود من چشم رو دیدم قرمز شده بود میدونستم قبلش هم میخوایی صحبت بکنی مرسی همون جمله کتا از صد تا سکوت برای من باعرضش داد یعنی من نمیدونم میدونت خونه خودشون ناموس ندارن که انقدر با این مسائل راحت کنار میان که میگن این عکس میکنه؟ طرف هایی میگه به ناموس هم به ناموس هم
دیشب اینجا آمدیم همه رفتن با هم میخندن میگن اصلا انگار هیچی به هیچی.
کی اومد دیشب پیش من نشست جز تو اما این؟ سجاده اومد حال من رو پرسید.
کی اومد جا گفت یاسمن حالت خوبه یا نه؟
ولی دیگه میگه به این نقطه حساب نمیشه نقطه حسابانیت خانه من رسون به خاطر اینکه کارش شده داخل کالن ویلا اینکه تفترها بیندازه بیندازه میدونم میدونم میدونم منم میگم منم متوجه اشتباه هم هستم نمیگم من توجه ایم کنم ولی میگه اعتمال داره رو من مثلا چرا روتو هستم چرا فکر فکر برسه به تو من مثلا با یه پسر اینجا دعوا بکنم چرا رابطه داره که بخوام توجه حسابانیت مثلا این همچنین رفت
بیرون دنیای بیرون یارو پسره دوا میکنه چیز میکنه سخترش مثل گل رفتار میکنه ربطی نداره اصلا مگه مثلا برای تو بارم والا کردم به من داری گزرت میکنه که دوباره تکار نه نه نه نه منظورش نیست پا الان از صد واسه من صد بودی عزیزم هم رفتاری هم هر جوری همیشه حواست به من بوده ولی دست خودم نیست دست کیه؟ دست کیه این؟
یا منم اولاش اینجا دو سه بار مثل سرژیو عصبانی شدم حرف بدم زدم دیگه ولی به خدا موقعی که فرناز گفت وید یکم آروم باش چون این تو رابطه خودمونم تصویر میزاره دیدی من شاید از یکی بدی ببینم به روش بیارم تو جنب ولی سعی میکنم صدامو بالا نبرم فرناز دختریه که پشت تو خالی نمیکنه سپورت میکنه حمایتگره
حامیته ولی نه بابا حامیه حالا فهناز اون روزی که من دعوی کردم یه ستر در اون چشمک میزنم نمیبینم خب چشمک اینکش این چیزی خب بای من پشت کسی رو خوری نمیکنم ایشون فکر خودشون هستن فکر وجهه خودشون هستن صد درصد فکر وجهه خودم هستن آره خب مهمه صد درصد
اون چیز پرده حرمته وقتی دیگه برداشته شده
یعنی هر کسی به خودش یک روزون میده چون فکر میکنه راحت تره چون تو اینجا پارتنری نداری باید بیعتره میکنه تو نباید این برخونه رو دست کسی بده یاسم عشقم من دیشتر چی کار کردم؟ تا دیشتر بله هر کاری کردی دهانه، پوچولو یه چیزی دستش اومد از اونجا فش، فش، فش، فش، فش، فش، فش، فش، فش، فش، فش، فش، فش، فش بعد از دعوه اومد حوشم اینطوری میکنه من دارم گریه
دارم اینجا گریه میکنم بعد از اینکه آماین دعوا کرد نه آماین چقدر میتونی آدم رو قبلش باشی؟ قبلش بود قبلش بود که بعد من گفتم به هم بیترون نکنم
نه، اینجا آمد در گوشم گفت اون بعد از دواقع قبلش بود، بعدش مهم بهش گفت میخوایی صحبت کرده؟ میخواستم بیعترام بینکن قبلش بود قبلش بود اونور بهش گفتم اومد اینجا به اونو حرف بزرگ گفتم آقا میشینی تو هم بیعترام نکنی حالا من نه ایمدم تو این برنامه فش بخورم یا فش بدم هر کس مشکل داره، حرفی داره، دردی داره میاد میشن و صحبت میکنه، اصلا داد میزنه تو چی میخوایی بگی؟ مونه تو ده
نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو... نه خودشو...
اینکه اگه داره عذیب میشه بمونه یا بره یاسمانو داری میگی؟ ببین من تا حالا از روز اول ازش حمایت کردم خب و گفتم
با اقتدارم گفتم گفتم یه آدم فیک و بدم بیرون بهتر از اینه که یه آدم حتی بد ولی واقعی خب چون اینجا جایی فیک نیست یعنی من تو سینه فیک بد میخوابم یعنی با تیپا میکنم توی زیر اینکه فیک باشه خب ولی یه آدم واقعی حتی اگه بدم باشه حداقل نمیترسم میگم آه واقعیه چون آدم فیک میترسم چون فیکه هر لحظه ممکنه هر چیزی انجام بده به نظر من
خودت میدونی چقدر برات اعترام قایلم چقدر هم دوست دارم سه بار سیویت کردم باگی هم رود نمیذارم اعترام هم دارم برات خب ولی به نظر من بودن اینجاد نه تنها به خودت بیشتر از همه آسیب میزنه یعنی آسیب اصلی رو خودت میخوری خب چون الان توی انتخاب بین دخترها
تو تعرفات ندارم اگه بحث این بود که بخوای پارتنر تو پیدا کنی عشق تو پیدا کنی میدونم نه کانسپت برنامه همینه ولی الان بحث پارتنر کلان برای من آف شد الان حتی گیریم از این پله شهازاده رویاه تو هم بیاد پایین با این جو تو نمیتونی به عشقت برسی ولی من واقعا من یه آقا رو همون موقع اومد از دو سه روز پیش که من به خودت گفتم یه آقا چه کاره هست خدا بابا خدا آیده هم باستابت میکنه
من که دیگه تو جمع گفتم هستم پشتم نگفتم تبلیغ خودشو میکنه یهو قهر میکنه من بهشون گفتم اینا فردا آشتی هستن ایتوری هستن با هم دیگه همون اتفاق گفتن اینا آیدا گفتم اینا دنگشونه دارن عدا درمیارن اید که با هم دیگه قهرن خودشو هستن
گفتن اینا فردا با همدیگه عاشقین دیروز با همدیگه اتاری شدن دو روز هم هستن اصلا این رابطهشون به عاشقی شدن نمیخورد بعد دو روز هم هستن به خدا باید اصلا رابطهشون به عاشقی اصلا کل روز که در همدیگه نیمدن یه روز فردا با همدیگه اتاری شدن جالب بگم تو دنیا یه واقعی اصلا اینجا بیلا رو بلکن شما یه پسر رو میری میبینی اصلا خیلی خانوم محترم برای خودت یه خ
بعد از پنج جلسه رفتن بیرون رستوران این وقت اون وقت اگه اون پسر دست شما رو بگیره شما دستش رو پست نمیزنید شما تا حالا دیدید ما این دست حسلا بگیره؟ نه
اصل رو نیگر داشته که هیچ پسر دیگه ای بهش نزدیک نشه یک پرشم که از این برنامه رفت بگه که ببین تحویلش نگرفتم یکی از بهترین دخترهای اینجا رو من تحویل نگرفتم آفرین آفرین اونکه بچه نیستم میگم میدون دارش کار میکنه من میدون دارش کار میکنه
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی
ولی من اگه اینجوری از اینجا برم با گریه و نراحتی به خاطر اینکه اون به من فش داد من تو زندگیم اینقدر سختی کشیدم به چهار تا فش اصلا تکونم هم نمیده و نمیخوام اینجوری برم میخوام اینا روی واقعی خودشون و شخصیت های واقعی که تا امروز پنهون کردن ها نشون بدن من از روز اول همین بودم الان هم همینم
دیگه هم کم نمیارم، دیگه هم نمیذارم، هیچکی به این بیعترامی کنه کوچکترین فش، کوچکترین حمله فیزیکی سریع گزارش میدن، اخدار بگیره یا دیسکالیفیه بشه هر کسی میخواد بیاد حرف بزنه با من اینجا مشکلی داره، بحثی هست، بیاد به هم بگیرم برداشت پشت بیاد بحث منطقی
دیگه الان وقت دو هفته مونده تایمت زندگیت این به خودم مربوطه ببین اگه قرار باشه رای بیارم برم میرم ولی الان من میگم خواسته من اینه که اینجا بمونم چرا؟ به خاطر چهار تا یه آدم که من فش بده برم؟ نه بحث فشدن نیست چرا؟ الان من باید منطقی صحبت کردم منطقی جوابات دادم
من نمیخوام با این تصویر از اینجا برم یا شاد؟ با یه تصویر اینجایی نمیخوام از اینجا برم جواب منو بده؟
اونا دیگه نمیدونم شاید اصلا دختر هز نشد یه سوال دارم یاسمی خانم یاسمن هست یاسمن شما میگی میخوام بمونم که جبران کنم این دلیل اینکه دوست پسر پیدا کنیم نیست نه الان دیگه کدوم دوست پسر الان ببین قانون وازی الان کدوم دوست پسر میدونم درسته تو این شرایط کدوم دوست پسر ولی من به شخصه رفیق خودم که اینجایی ساده گفته من دوست دخترم بیرونه اینجاست میخوام برم پیش او نمیخ
احسان جان خیلی ها اینجا حرف میزنن پشت سحن ایزه دیگه دارن میگن خب تو خودت یکی از اونایی آی بابا اینو ببرید من نمیخوام افراد من با این نمیخوام صحبت کنم من با این نمیخوام صحبت کنم با منم صحبت نکنه من دارم با احسان صحبت کنم من یه نویته میخوام بهت بگم ایشون خودش یکی از اون آدم هست خواهش بکنم من بهت گفتم اطراف ها گوش بدی
تا الان طبقه الگوریتم برنامه که عشق بوده فرصتاتو از دست دادی چون یه هفته مونید من فرصتی نداشتم که از دست دادم اصلا کلیان نمیگم فرصتی داشتی نداشتی در هر صورت الان رسمند دیگه وارده هفته هایی شدیم که کاپل ها باید بمونند و به جنگند و طبقه چیزی که تا الان اتفاق افتاده چه با تخصیر باشی چه بی تخصیر باشی
این بودن عزیز من من نمیگم شما این کار رو نکن شما حق داری هر کاری که میخوایی بکنی به هرکی که میخوایی رای بدی من دارم اینو اصلا نمیگم نکن بکن ولی من دارم میگم من با تصویر اینجوری نمیدونم از اینجا برم این خواسته منه
به خواستای شما هرچی باشم به جهتران بگذارم پونزه نفر اینجاست بهشونو میدن آره من که به اون حرفی نزدن منم مشکلی میدونی که نه منم میدونم عزیزم تو به هرکی میخوای احسان هم هرکاری میخواد بکنه بکنه من دارم خواستای خودمو میگم احسان خودش عقل داره نمایندهاتو مشخص میکنی اینجا اعلام میکنی ما وظیفامون رای بدیم
پس درست فکر کن دادش من با چند نفر هم اخواد دخترها و پسرها مشورت گردم خودت نگه یک قسمت دیگه که اینجور نبودی چرا مشورت میگیری؟ نه خب باشه دیگه اوکی مشورت میگیری بگیری آخر مغز خودته
لطفاً آقا احسان کسی نیاب اینجا علکی از من معذرت خواهی نکنه اگه واقعاً معذرت خواهی دلی بود پشت سعنه انجام میشد روپله انجام میشد توی آشپسخونه هم انجام میشد بچه ها فکر کنم کسی جدید میخواد بیاد فکر کنم آره یکم صالح یا یکی داره بیاد آره؟ آه پسر جد فکر کنم میخواد بیاد وگرنه همه درو بزرگ بسته داره لو میره خانم صالحی فیکاتو الان خودشون رو میشون داریم
مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی
سلام بر همگی خوش اومدین و امروز سومی نیمه فینال در فصل دوم عشق عبدیه و پر از حیجان
خیلی اتفاقات پر هیجان و پر استرسی قطعا میفته برای تک تکتون ولی قبل از اینکه بریم سراغ سبومین نیمه فینال خودمون باید راجع به شب گذشته صحبت کنیم که فکر میکنم پرتنشترین شب ویلا بوده در فصل دوم خب از که شروع کنم و چطور شروع شد این جنجال و این ماجرا؟ اجازه میدین من بگم؟ آیدا شروع کن
من دیروز نشسته بودم روی مبل که یاسمن میاد یه حالتی به هم نشون میده که انگار یه چیزی ازت فهمیدم و حالا میخوام بهت بگم آینا بعد من میگم چیه داستانیه بگو به هم میگه بعدم بهت میگم که میریم به الان من اصرار میکنم که لطفا به هم بگو
چون که یه حسی حتما از من گرفتی که اون حرکت رو نشون دادی اینا نمیگه بعد من اصرار میکنم اصرار میکنم و ایشون میگن و این ریاکشن بله فاصله بعد از پخش وطره کیمیا بود که از یاشار یه ذره دلخوری داشت و اینا
حالا حرفی که ایشون احساس کردن این بوده که تو همچنان ناراحتی مثلا از این حرف ها ناراحت شدی و همچنان برای اون اتفاقی که اوایل ویلا افتاد ناراحتی و حس داری به یاشار یعنی همچین چیزی آکیمیا این رو تو بهتره گفت نه نه نه یاسمن این رو بالا به من گفت
یاسمن یک دیگه درست توضیح نداریم خوب خوب کدوم قسمتشه؟ نه کلن تو درست توضیح نداریم درست توضیح شفاف توضیح نداریم بعد اینو به من گفتم و من گفتم که نه بابا اصلا همچین چیزی نیستش اگه بخواد همچین چیزی باشه من میگم و رابطه الان من و سرژاد خیلی اوکیه اون دوتا هم رابطهشون خیلی اوکیه همچین حرفی اصلا نباید باشه شما میشه یه هواشی گنده دوتا رابطه ها رو خراب میکنه
بعد میگم که لطفا جلو دوربین نگیم تمومشه بره اصلا ولش کن که ما میاییم پایین اونجا میشینیم و من یه ریاکشنی میبینم و کلا تو این تایمی که تا ما بیاییم پایین میک آپ کنیم و اینا من این تو ذهنم بود که چرا همچین برداشتی شده آخه؟ مگه چی کار کردیم ماها که بخواست همچین برداشتی بشه؟ ببخشید میان صحبتت این برداشت یاسمین بود فقط یاسمین از من
آه مرداش شخصیش بود آره بعد که ما اونجا میشینیم خب ما راجع به این موضوع صحبت کردیم که اصلا جال و دوربین نیاد اونجا که میشینیم یا سمن اولین حرفی که میزنه میگه بگم جال و دوربین بعد من خب هنگ میکنم چرا؟ وقتی که ما راجع بهش صحبت کردیم چرا باید گفته شد؟ من میترسم
چون که مثلا یاسلامانو من خیلی دوست داشتم واقعا رفیقم بود اینجا و همیشه پشتش در اومدم به خاطرش هزاران بار جلو دهن سجاده گرفتم که ولکن میدونم یه سری موضوعات هست اما بی خیال
خلاصه من اونجا استرس گرفتم اومدم اینور پیش بچه ها گفتم که یه داستانی هست دارم بهتون میگم اگه چیزی از من شنیدید درست نیست به کیمیا میگم که یه وقت اگه چیزی شنید ناراحت نشو اینه خیلی خلاصه بگم که نمیتونم طاقت بیارم نمیتونم طاقت بیارم و سجاد رو میبرم اونجا کامل واسه توضیح میدم سجاد رو وسط حرفان بلندم میکنه میگه ببخشی چرت و پرتیه من به تو اعتماد دارم تو هم به من اعتماد
اصلا نیاز نیست نگران باشیم واسه همچین موضوعینا که می آییم داخل وطره می خواد پخش و من فکر می کنم اونه و داستان رو میگم
که دعوه میشه دعوه بالا میگیره و اینا و بعدش دعوه بالا میگیره ولی نه در حده خیلی خیلی بالا یه ست جا جان اجازه بده بهت فرصت دارم فرصت میدم صحبت کنی خب بعد من اونجا عذاب باشدن اینو میگیرم که چرا گفتم کاش همون پنهون میمون چرا مثلا گفتم و اینا حالاً بد میشه
که یاشار و کیمیا رو میکشم کنار بهشون کامل میگم میگم همچین داستانیه و یاشار و کیمیا میگن که همچین حرفی به ما هم زده شده دو روز پیش توسط یاسمن و من اونجا خوشحال میشم از اینکه خدا را شد که گفتم چون اگه نمیگفتم اون دختر حس بدی پیدا میکرد و
اون خانم من رو نمیشنسته و دیرتر از همه وارده دیرتر از من و یاشار و سجاد وارده اینجا شده و شاید یک درصد حس بدی کنه خب منم بیرون از اینجا شاید با یک نفر دو روز چت کردم تمام شده رفته قرار نیست حتی با یکی دو روز صحبت میکنی بعد از سالها این حس بمونه من اگه همچین دختری بودم هیچوقت نمیتونستم رابطه ما با این آقا انقدر خوب داشته باشم برم جلو
این یعنی یه توحین به من هم بود که آیدا میتونه همچنان توی یک رابطه خیلی قشنگ باشه ولی حس داشته باشه به رابطه اولش به خاطر همین اصلا نتونستم طاقت بیارم و گفتم و دعوا بالا گرفت و دعوا بین کیا در واقع اتفاق افتاد؟ اول بین ایشون و یاسمن که این حرف ها رو زدی و اینا مثلا چرا همچین اتفاقی اصلا باید بیافته و بعدش هم بین ایشون و موین
بین ایشون و مهین چرا؟ ایشون که اصلا کارشون از آب گلادمایی گرفتنه همین آقای
تکفاندوکار اینجا ما نشسته بودیم صحبتم دیگه کلن تموم شده بود هیچ حرفی هم نمیذارم هیچ حرفی فیلمش هست به من اصرار فرش نده به یاشار فرش نده یاشار تو فرشی داده بودی که به تو گفت فرش نده؟ نمیخوام بیارم بسیار یاشار رو فرش نده به من فرش نده
اصلا بی دلیل من اصلا دیگه هیچ حرفی نمیذارم دوباره بابات اینطوری چپ چپ فرش ندی یا گفتم چرا یک تکرار میکنه حرف تو اصلا به تو ربطی نداره به من خیلی ربط داره به من همین آقا اینجا دوست دخترشو
همین آقا به دوست دختری خوشنگو کسی که به دوست دختری... این مسئله به تو رو حقیقی نده نمیتونه بگه همچی حرفی بزنی خب؟ نه کسی که فرش میده نمیتونه بگه به خانم فرش نده بعد اینجا اومده میخواد خودشینی بکنه مثلا اینجا به خاطر که یه اتفاقاتی واسهش افتاد حالا مثلا میخواست من رو بندازه وسط جمع که تو داری مثلا من نشسته بودم هیچ فرشی هم قبلش داده بودم قبلش پس این کار رو کردی
نه فرش داده بودم قبلش اصلا اون موقع که من نشسته بودم روما اصلا بهتره بود رو بهترم کسی حرف نمیزنه این آقا آقا شاین از اون فرصه استفاده کرد که مثلا بگه آره مثلا تو شما مثلا من یا هر که به خانوما توین میکنیم من آقای متشخصی هستم و به هیچکی توین نمیکنم مثلا فرش نمیدم
در صورت اگه خودش آقا بی غیرت بی شرف همه این الفاظ استفاده کرده بود کسی نمیتونه کسی که همچین الفاظ استفاده میکنه نمیتونه بگه فرش نده اگه آقای واقعا متشخصی بود آدم معترمی بود اصلا فرش از دنش در نمیومد من قبول میکردم ازش حالا برحال اینجا من چی بهش میگم اینجا دیگه من که بقیه دیدم این آقا اینقدر مارموزه که همچین چیزی میکنه از کوره در رفتم از کوره در ر
دروهم نمیگه من خیلی آدم آنستی هستم ولی خود دیگه بچه ها خوشبختانه یا متاسفانه جلو من رو گرفتن الان کناراتون هستم و
فیتیل هم ده رفت یه لحظه و یه لحظه بقیه یه چیز هم میگم من از همه بچه ها خانوم ها بابت فرشی که دارم مذرخواهی میکنم من سه هفته هست اینجورم کلان دو مرتبه من بحث داشتم دو مرتبه هم با این خانوم بود بایش کنم دیگه من با کی دیگه بحث دیگه کوچیک با کیمیا که خودش میدون داستان چی من با هیچ کی دیگه بحث نداشتم بقیه هم باید صحبت بکنم ما این میشنویم
فقط بلند صحبت کن صدا بادم هست نمیشتم اینجای آقایی بودن آقای فردین انتخابشون آیده خانم بود آقایی که
فوقلا شخص زن احترام میذاشتن و از اینجا که رفتن آیده خانم بین سرژیو آفردین سرژیو انتخاب کردن شخصیتی که فوقلا ضد زنه و من از آیده خانم واقعا سپرایزم که همچنین انتخابی کرده واقعا پیش هم بچه هم همه دیدن خب الفاظی که به کار بردن نمیخوام من بازگو بکنم دستم و سه همه روی تو باشه من دستم و سه همه روی میگفتن که
ببخشی من نمیخوام بازو کنم گفتش که یه تیم فوتبال شما رو قبول نکرده و یه حرفی زد اصل بود بقیه بچه هم والا بودن که من رو کنترل کردن که چیزی نگم اومدم پایین باز از یاسمت رو فکر کنم گفتم اگر آدم اشتباهی هم کرده نباید بهش یه حرفایی بزنی که بخوای یه شخص دختر رو خورد کنه اگر پدر خانم اینجا بود آیا میذاشت که این آقا که میگه من به ناموس همین کار میکنم به نام
و اینکه من اونجا که نشسته بودم این آقا اومدش گفته داشت حرفای محیا رو تکیار میکرد شغال زرد فلان اینا که نشستن یاشار اومد گفتم یاشار به همدیگه بی احترامی نکنید که این آقای گفتش به تو چرا ربطی داری؟ گفتم از این من فوش ندهد قبلش هم رفتم اونور بهش گفتم که آقای سرژی لطفا فوش نده اینجا دختر نشست شغال زرد فوش نیست حالا هر چیز بی احترامیه
دارم صحبت می کنم کلن ما اختیار خودمونو داریم که چیزی بیشتر می کنیم دارم صحبت می کنم وقتی یک کسی صحبت می کنه نفر دیگر داخل صحبتش نباید بپره
میشنوید و اینکه من خیلی محترمم با صدای خیلی پایین گفتم بچه هایی نشستید به من بیعترامی نکنید که این آقا بهش بخف و گفت به تو چرا ربطی کنید آقا به من ربط داره من کاپل هم اینجا نشستم دختری ها که نشستم آقا من به شخصتم برمیخورم اگر شما فکر میکنید اکت آقا من به پشت سنم گفتم من نمیتونم تعمل کنم همچین چیزی که به
شخصیت زن ما از اول برنامه میگه آقا زن برای ما همچین شخصیتی باید شما میخواییم بهش توحین کنید بیعتار میکنید واقعا اگر دوست داره خودش بگو اون جمعه که داری تکرار بکن یا بذار توی برنامه پخش بشه ببینم که اون چیزی که راجع به یاسمن خانم گفتی تو خودت به خوهر خودت میگی؟
یک بار دیگه تکرار بکنی مجبور میشم جور دیگه برخود کنم وقتی شما صحبت میکردی هیچکی وسط صحبت شما نپرید ولی هر بار من دارم میگم کسی که داره صحبت میکنه نپر وسط حرفش این برای بار آخری که دارم به تذکر میدم
و خانم صالحی من واقعا اونجا بچه ها خودشون میدونن من چه شخص هستن اگر من رو شناخته باشن میدونن اگر واقعا فکر می کنم من برای دیدهشان نیازی به دیدهشان ندارم اگر کسی بخواد من رو بشناسه شناخته تو ادام پشت هنم گفته هستم من نمیتونم همچین شرکت عمل کنم که آقا جلو من بخوام به یه خانم بیعتار میکنم اگر فکر میکنید عکس همین الان من رای بهتون میگیرم اصلا دوست ن
هر وقت اجازه دادم شما میتونی صحبت کنید قبل از شما کسای دیگه هم هستند که میخوان صحبت کنند یک جمله رو من فکر میکنم به یک آدم بالغ وقتی یک بار میگم باید گوش بده چند بار من الان دارم تکرار کن نه پر وسط هم
شما صحبت کردی هیچکی حرف نزد آیا صحبت کرد هیچکی حرف نزد شما فرصت نمیدی دیگران صحبت کنن اجازه نداری اینکارو بکنی ماهی جان ممنون ازت که حمایت کردی از خانوم ها هر کسی هر برداشتی میکنه مهم نیست واهید جان شما فرصت داری صحبت کنی
میگم من از اول برنامه که اومدم چون خودم گذشته خودم رو میگم کاری به بچه های اینجا ندارم من یه رابطه خیلی قشنگ داشتم که... یه ذره یه نفس همیق بکش
آروم و ادامه بده خان یکی دیگه صاف است مانو بس به خاطر حرف بدی کردن هم نر اومد رابطه ما از دست دادم این نقطه ضعف زندگیم بوده همیشه چون آدم خیلی مهربونی هم
از اول این برنامه هم سعی کردم اگه کسی حرف بدی به یه دختر میزنه چه به حق چه به ناحق طرف دختر رو بگیرم چون میگم جنس ضعیفتر از ما هستن و بی احترامی کار قشنگی نیست ولی دیروز اینقدر اوضاع اینجا آشفته بود من مثل داورای فیلا فقط داشتم آدم ها رو از هم جدا میکردم اصلا نتونستم صحبتی کنم
همین امروز هم گفتم که ما با سرژی و بالا صحبت کردیم خودش میدونه حرفی که زده بسیار حرف زشتیه و من از طرف خودم و تمامی پسر و خود آقا سجاد از تمام دخترهای اینجام و تمام بانوا نسخایی میکنم اصلا کار قشنگی نبوده حتی اگه یاسمن تمام کارهایی که ما میگیم درست به اشتباه انجام داده باشه کار درستی نبوده این حرفی که من تو دلم مونده بود باید میزنم
و امیدوارم من خودم بگم برنامه که اومدم بیشترین چیزی که خودم خواستم تو خودم تست کنم همین بود که بتونم تو عصبانیت جور دهنمو بگیرم خیلی مهمه کنترل خشم بسیار مهمه وگرنه در شرایط نرمال همه با هم اوکی هستن اینکه تو زمانی که یا واقع یه تنشی ایجاد میشه بتونیم کنترل بکنیم خودمونو مخصوصا از الفاظ رکی که استفاده نکنیم و
تنش رو بیشتر نکنیم این خیلی مهمه یا سوانجام با شما از زبان شما بشنبیم اتفاق رو؟ برای من ممکنه یکم طولانی بشه نه نه سعی کن که خیلی نشه و اینکه بلند باشه باشه مختصر و بلند من از آیدا شروع میکنم حرفای آیدا درست بود ولی از دیدگاه خودش درست بود اصلا بلند صحبت
حرفای آیدا در مورد آیدا حرفای آیدا درست بود ولی از دیدگاه خودش درست بود من دو روز پیشم که این بحث رو با کیمیا و یا شهر کردم میخوام خودشونم بگن آیا من دارم اشتباه میگم یا درست میگم ما اینجا نشسته بودیم من بهشون گفتم که من احساس میکنم آیدا
این اتفاقاتی که افتاده کلن مثلا اینشون کات کردن بعد اینشون با این رفتن توی رابطه دلخوره نه اینکه به یاشار حس داره نه اینکه یاشار به آیدا حس داره گفتم از این قضیه دلخوره چون اینا مثلا با هم که می نشستن کمیان پیشش بود و بعد این مسائل پیش گفتم شاید دلخور باشه همین
راجع به آیده و سجاد کلا من هیچ نظری ندادم یه بار هم اینجا جلوی خودشون از من پرسیدم بهشون گفتم سر وطره هم من وقتی شما به شخصیت یاشار حرف میزدم من احساس کردم که قیافه آیده رفت تو هم
این چیزی بود که من برداشت کردم اومدم بهش نگاه کردم اینجوری شیطون شیطونی و بعد برگشت گفتش که بگو بگو چی شده قضیه چیه گفتم نمیگم بدش کن چیز مهمی نیست بعد که اصرار کرد گفتم میرم بعد از ضبط بد میگم اومدیم بالا
باز هم گفت بگو که من گفتم خب من همچین احساسی کردم گفتش نه اصلا همچین چیزی نیست من هیچ حسی ندارم اصلا بحث حس داشته نبود بحث دلخوری بود از اینکه اینجوری این مسائل به هم پیچ خورد یعنی اصلا من نگفتم تو مثلا به یاشار حس داری یا یاشار به تو حس داره نه فقط دلخوری و ناراحتیش رو من میخواستم بریان کنم
بعد اومدیم پایین روی اینجا نشستیم شب که نمیدونم یه بحث دیگه بود فکر کنم یاسمین بود پرسید یا خود آیدا پرسید یا من گفتم نمیدونم ولی این بحث یه جوری باز شد و گفتم مثل اینکه من شیطانی نگاه کردی یادم نمیاد گفتم خب میخوای اینو بگم گفت نگو گفتم نمیگم من اینجا اصل روژان
کی می آه؟ حتی شما سپیده چون بیشتر با اینها صحبت کردم ما بالا خیلی حرف زدیم شما تا الان به من حرفی زدید و گفتید نگو و من بیارم اونو حرف پایین؟ واقعا راست بگید
من صحبت هایی باش داشتم درد و دل باش کردم ولی خب پایین نمی آمده مرسی آسمان جا ممنون ازت همه شما اجازه دارید وقتی در این برنامه شکر کرد که اجازه دارید نظرات خودتون رو بگید
حتی اگر منفی باشه حتی اگر که نظر مخالف داشته باشین در چارچوب عدب احترام بدون فهاشی و بدون خشونت این رو میتونین یعنی اجازه دارید حتی تو اجازه دارین تصور رو داشته باشی که دو نفر اصلا رابطهشون فکره فکر نیست چجوریه این نظر توه و میتونی بگی
ولی همه اینها باید در چهار چوب اتفاق بیفته و در آخری ماجرا رو ببندیم سجاد حشدار میگیری بابت رفتاری که با یاسمند داشتی بابت خشونت که از خودت نشوندادی بابت فهاشی که کردی و اگر دوباره این اتفاق بیفته متاسفانه مجبوریم ازت خداحافظی کنیم بریم سراغ حال و هوا رو عوض کنیم
یه سپرایز داریم براتون یه سپرایز داریم براتون اسخواهی میکنم خانم میخواستم از روژان خانم یه اسخواهی کنم داخل جمع یه صحبتی اونجا بین من و پسرها شده بود که اول و آخرش برش داده شده بود فقط اون موضوع اصلی رو به تره اومد
که راجعه من روژان بود خواستم بگم با بهتر حرفی که زدن مذارت خواهی می کنم من منظورم این بود که روز اول که هممون استاده بودیم تایپ ظاهری من انتخاب نکردم همون اول شما هم دادونه گفتم من فقط اخلاق و رفتار واسه هم مهمه که کنار روژان خانم بیستادم که دیدم خوشکله ولی در کل واسه هم رفتار ظاهری اخلاقی مهم بودش
که اولویت هم همونه اگر به مشکل خوردیم به خاطر یه سری موضوعات کچیکه هر چند دو طرف خیلی تلاش کریم تا درست شد ولی چون حساسیت کاذب دارم خیلی چیزهای کچیک که از نظرشون چیزی نیست شاید گفتم که اونجا گفتم بچه هست ولی معذرت میخوام شاید به خاطر سنشه و رابطه هایی که تا الان نداشته هست یه سری چیزها رو نمیدونه که نخواسته من نارهد میکنه هم من خیلی کاذب احساساتم هم ی
ریزبین نیستش نه خب اینا تو طول زمان تو اخلاقای هم دستتون بیا یه وطره دیگه در اومد یه وطره دیگه در اومد دلبری کردی احسان دلبری کردی دست دردگاره فکر کنم هم مقبول واقع شد داره لفخند میزن خب بریم یه سپرایز قشنگ داریم براتون یک مهمان ویژه داریم فکر میدونم همه تون خوشحال بشین از دیدنش و
دعوت میکنیم از مهمانمون که بیاد پیش ما بفرمایی گفتم مهمان جدید آره مهمان جاوید جاویده؟ علیه کیه؟ علیه جاویده؟ علیه اشقعبدیه یه کی میتونه باشه؟ لژن اشقعبدیه سیزن یکه مهمان ایه دیگه
علیه، من میگم علیه علیه کیه؟ علیه اشقه، بدیه یش شاید مهمون اومده ای بابا، فکر کنم رفته گل بچینه نه، ولی من حالا میزنم چیه؟
خوش آمدید خوش آمدید خوش آمدید خیلی دلم تنگه تو بود خدایی چقدر دلتنگ شده برای من باید بیشتر مطمئنن همینطوره اگه غیر از این باشه میری تو آخ بیرون چه خواب؟ آمدید بامونی؟ باقی نمیتونم چیکار کنم
شنیده رو امروز داشتم کش بیایید آره خاطر همین که شنیدیم شنیدیم که خیلی هاتون از اینکه جاوید رفته ناراحتید و خیلی هاتون دوست دارید دوباره ببینیدش ما گروه اشخواه بدیم تصمیم گرفتیم که جاوید رو دوت بکنیم که شما ببینیدش و
تصمیم با شماست که رأی بدین و انتخاب کنید که جاوید بماند بماند بماند بماند بماند نظر خود چیه؟ بماند اول قبلش آره اول قبل از اینکه برید سراغ رایگیری یزار برامون صحبت کنید بیرون چه خبر بود؟ بعد اینکه رفتی چه حسی داشتی؟
باید که رفتم روز اول که قشنگ افسردگی بود یه دلتنگی داشتم همه چیز رنگ میزنم به بچه ها با همه چیز صحبت میکنم اوه ای نه که قشنگه تو درست شده تو ببینیم مشکل بده من یه دقیقه مشکلم دلم واسه همه تنگ شده بودش بعد
به نظر من هر آدمی شانس دوباره تو زندگیش نیاز داره نیاز داره که یه شانسی بهش داده بشه تا بتونه حتی اگه همون شده که یاد گرفته دوباره با بقیه درمیون بذاره از همه تو ممنونم مچکه توی مدت خیلی بهم لطف داشتین زنگاتون تماساتون ثانیه به ثانیه دلم پیشتون بودش و از همه بیشتر برای سپید دلم تنگون
نه اومده دلبری رو شروع کرد خب؟ چون میگم هر کوچکترین لحظه که پیدا میکرد به هم زنگ میزه سپیده از اون روز که چشماتو دیده خب با محیا صحبت کردم یاشار، فادی، روژان، احسان همه یه بچه همه یه بچه همه یه بچه همه یه بچه همه یه بچه همه یه بچه همه یه بچه همه یه بچه همه یه بچه همه یه بچه همه یه بچه همه یه بچه همه یه بچه همه یه بچه همه
به یاسمن زنگزن و از همه شو ممنونم امیدوارم که سر بلندتون کنم یعنی برای این نایمدم که بخوام اینجا دیگه دوا ببینم اومدم که فقط بخوام تمرکز ما بذارم که بخوام تایم ما با سپیده بگذردنم و کنار شما چیزای جایی دادتون یاد بگیرم
طبیعیه ولی تا جایی که بتونیم این نظرش بخواییم ابچه اجتناب کنیم بخواییم با همدیگه توی مسالمت ها میز زندگی کنیم گفتم اول از همه همتون خانواده این یعنی جز این هم نیستش توی خانواده هم بحث و گفتگو پیش میادش مشکلی هم نیستش یه موقع های آدم ها از کوره در میرن اختلاف نظر هست ولی قشنگیش اینه که بتونیم اون لحظه که داره این اتفاق میفته خودمون رو کنترل ک
همدیگر رو بپذیریم اونجوری که هستن بپذیریم این از هر چیزی خوشگیرده تفاوت های هم رو بپذیریم این اولین شرط اینه که آدم ها بتونن کنار همدیگر زندگی کنن
دلوری، دلوری، دلوری آره بابا آبروی منم بردیم مگه علکیه همجور اطلاعات رو بدیم به شما خب بریم ببینیم که نظر جمع چیه؟ نظر تک تک بپرسم؟ نه دیگه اصلا رای گیر نمیخواد مشخصه یه ساکونه یه بمونه دیگه
بابا ساخنه کمکشی نیست میخوایم رأی بگیم، ما دوست داریم رأی رو بگیریم آره خب بریم اول از همه کیمیا؟ باید این بله بله یاشار؟ صد درصد مهیار؟ امیدوارم واسه پیره، کاپل خوبی بسه بله روژان؟ بله احسان؟ صد درصد ماهین؟
خوش اومدی بباره چی شد نشنیدم بله خوش اومدی بباره بله بله بله اصد جا نه نه نه صد درصد نه نه؟ بیا دیدی من میگم باید رایی بگیریم شاید یه دونه را نبود دیگه آره میشه چرا؟ همه که قرار نیست باهم اوکر باشه صد جدا بله آقا صد درصد خوشحال بشم کنار همدیگه زوجم خیلی عاشق رو ببینم مرسی مرسی و...
سپیده از اون روز که... سپیده که از اون موقع تردار گریه میکنه برای جاوید خب آده؟ آیدا؟ اطلاً برای ممکنه که بگم نه خوب چیزگرد و قشنگی حسن حسن سجاد؟ بله مرسی یاسی؟ آره با اینکه نیدمتون ولی همه بچه ها وقتی دوستتون دارن خب حتما یه دلیلی هست دیگه صد در صد بله
و اینجا همش لایف داشتیم صحبت میکردیم صد بابا بلند کن تا همه هرکی میاد میگه فرناز من از اخواستی راستیشو بخواهی نرم من تا به جمعم آکه و یاسمن بله بله خیلی واضح و مبرهنه که جاوی در کنار ما میمونه
واه، واه، واه، واه خوب، حالا بخندین، داریم میریم جاهای سختش شروع کنیم رأیگیری رو و سلجد فرنس من به اصل رأی میدم قهوه ریخته بودم براش قبل اینکه خواهم ظالمه دوتایی با هم بخور
والا رفته نیست باید بره دیگه به همین اومدم با اشتباه کنم گفت خفه شو این فینال هم ما کافر اعلام نمی کنیم ما هنوز هر حال آشناییم چون من دیگه نمی کنم اشتباه کنم خوب یه جوری اینجا داره خودت رو نشون میده یه داره فقط بخاطر مسابقه اینجایی بشین با پارتنر رفت وقت بگذارون من پارتنرم سرد شده اونجایی که وایستاده از اکس قبلیت میگی عشق میریزی میشه هنوکم رو غص
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی
PYM JBZ






