باضیا - آذرخش مکری

اطلاعات دانلود و جزئیات ویدیوی باضیا - آذرخش مکری
آپلود کننده:
Baziyaتاریخ انتشار:
۱۴۰۳/۱۱/۸بازدیدها:
338.4Kتوضیحات:
گفتگوی این اپیزود از باضیا با آذرخش مکری ست. او متولد ۱۳۴۷ در تهران است و روانپزشک. سال هاست در زمینه ترک اعتیاد کار می کند اما بسیاری از ما مکری را با پادکست هایش می شناسیم. همچنین می توانید نسخه صوتی این پادکست را در کست باکس،اسپاتیفای و اپل پادکست بشنوید. حامی همیشگی ما شرکت ویتابیوتیکس است. . . . تیتراژ 00:00 مقدمه 01:24 علی ضیا: دغدغه ساخت پادکست از کجا براتون ایجاد شد 02:25 علی ضیا: مسئله اعتیاد در نوجوانان خیلی شایع شده 06:02 مسئله خلاقیت ناشی از استفاده ازمواد مخدر 16:06 دکتر مکری: مواد هم اعتیاد داره هم عوارض 27:21 علی ضیا: بحث های زیادی درباره تاثیر ماشروم در خلاقیت بین جوانان مطرح شده 30:28 دکتر مکری: پژوهش درباره دود دست دوم و بخوری شدن افراد 35:59 علی ضیا: دوره های شمنی که در ایران برگزار میشه 40:25 پدیده هم نوایی 42:35 علی ضیا: ما شبیه پدر مادرمونیم 50:00 علی ضیا: حیا باعث شده تا رسانه درباه مسائلی مانند اعتیاد و زودانزالی حرفی نزنه 51:12 علی ضیا: آیا یار خوب تمام ماجراست 54:41 علی ضیا: اینکه میگن رابطهت اگه این چند تا مولفه رو نداشته باشه اشتباهه، دروغه؟ 1:00:35 دکتر مکری: خصوصیات جهان شمول نداریم 1:07:32 علی ضیا: انگیزه در جامعه ما از بین رفته؟ 1:11:52 علی ضیا: مولفه تراپیست خوب چیه 01:23:43 علی ضیا: آسیبهای نسل جدید به واسطه گسترش تکنولوژی بیشتر شده 1:27:13 سوالات عمومی
رونویسی ویدیو
موسیقی ساعت هشت شمس موسیقی بازیا موسیقی گاه و بیگاه پر از پنجرهای خطرم موسیقی دود و تهران ریبن و آبادان موسیقی
بازیا فصل دوم حالا حتی دو تا چیز دیگه هست که اقلو بدم مثلا میگم شما هشیش میکشین نه نه نه من گل میکشم
ماری جوانا پادکست های فراوانی در محسنات مشروع ساخته شده استقلال رأی لذت بخشترین چیزیه که میتونه کشور بکنه سالمندتر ها مینوشتن نسل بعدی دیگه دامونده بیتابیوتکس شما را به دیدن این بررامه دوت میده
خیلی خوش آمدید ممنونم محبت دارید من شما رو نمیشختم یک روزی خانم هانی توسطولی به هم گفتش که میخوای پادکست خوب گوش کنی برای من پادکست های شما رو فرستم
و جالبه که شما روی هیچ روند پادکستی کارهاتون جلو نمیره یک صداییه زبط شده که بعضی موقع هم خیلی بی کیفیته معلوم از یه صحبت خانی من شهرمنده علاقه منداب میشم کیفیتش خوب نیست تصویر ورداری خوب نیست ولی همینجوری خودم یه دونه همین موبایل میذارم جلو مالا تازگی ها یه مقدار گفتن میکروفون وز کنو اینو زبط میکنم میذارم آنلاین دید آره تدوینش خودتون میکنین؟ هم
با این برنامه های کمتیزی ها و اینا، آره، اونها رو خودم ادیت میکنم.
سرگرمیمه، فیلم میذارم کنارش، سلاید میذارم، پاورپوین میذارم.
چه جالب، من فکر کردم، یعنی... گفتم از دقیقا یه تیمی پشتش هست ولی یه نفره.
بیشتر کار فردیه، آره، آره.
چه جالب، از کجا دقدارش ایجاد شده داره تو؟ میتونه، خیلی وقت پیش، شاید مثلا ده سال پیش، کار آموزش رو شرو
و کلاس میزشتیم کلاس ها معمولا با ظرفیت ۳۰ نفر ۴۰ نفر ولی خیلی دشوار بود میدونی برقرار یک کلاس مکان میخواد رفت و آمد همه هنگی من به فکرم رسید که خب یه دوربین بذارم اینا رو ضبط کنم باید بدم به افراد یه مدت شروع کردم سی دی درست کردم تعداد زیادی سی دی شد یعنی ساعتش رو جه هم بزنم شاید مثلا ۴۰۰ ساعت ۵۰۰ ساعت با همین روش شروع کردم
کند بود یا کفیت خیلی کامپیوتر بالا میخواد کفیت هرفه ای میخواست من کاری که میگردم جلو پرده پروژکتر وای میستادم فیلم میگردم تا الان تعداد زیادی سی دی هاش در دست هست فکر میکنم صد و خورده ای سی دی شد و بعد اون کار چند تا اشکال پیدا کرد این که مثلا تکثیر سی دی دوشواره خیلی از لپتاپ ها دیگه سی دی ندارن
و آره، خیلیها میخریدن سیدی رو میخریدن و بعد میبردن میرخدن روی فلاپی، آره، میرخدن روی چیز فلش و بعد تازه از اون استفاده میگنید، این سیدی هم میناخدن تو از کنم خب این چه کاری هست؟ اینو میتونم و هم اینا رو آنلاین بذارم دیگه تازه میکنم شروع کردم، آنلاین رو داشتن نسل من که متوجه فلاپی میشن ولی نسل جدید اصلا نمیدونن فلاپی چی هست، یعنی
ولی این دیسک ها تقریبا 45 دقیقه یک ساعت روش زبط میشد فشرده میکردیم دو ساعت میشد و بعد خیلی از تدریس ها رو گذاشتن مطبع چیزی که برام عجیب بود اینه که بعضی ها به شدت استقبال میکردن میگفتن ما میتونیم رو لپتاب خیلی خوب یاد بگیریم بعضی ها میگفتن تا رودر رو نباشه این اثر نمیکنه حتی عجیبتر از اون مثلا وقتی اینستاگرام هست یوتیوب هست میگن لایوشو میتونیم گو
که خب چه فرقی میکنه؟ شما در حال اگر لایو هم هست تعاملی که باش نداری استلاحاً انترکتیف که نیست فقط یه طرفه نگام کنی فقط این حس رو داری که اون فرد اون طرف الان داره صحبت میکنه ولی وقتی بازپخشش رو نگام میکنی جالبه این از اون چیزهای عجیب روانه که مثلاً نگه اصلاً نمیتونی یاد بگیریم فقط با لایو شما یه بخشی راجع به این صحبت کردین اون چیز که من یادمه حتی راجع به ت
شما یه مسکین خیلی قوی به من بده هیچ اثری رو من نمی کنه ولی جیلوفین که میخورن اونگار همه دردهای کاملا حتی چیزهای جالبتر توش هست مثلا اگر اون مارک کارخونه اون بلیسترش اون بستبندیش عوض بشه اثرگذاریش عوض میشه
حالا حتی دو تا چیز دیگه هست که لو بدم یک کتابی هست که میخوام اون رو به زودی معرفی کنم اون اثر مغز تلقین پذیر نکته قشنگی که میگه اینه اگر شما شاهد این باشی یه نفر بقل دست شما اثر کنه رو شما چندین برابر میشه اثرش برای همین حالا تو بحث امروز امیدوارم بهش بپردازیم یعنی اگر یه تلقین جمعیه یعنی میبینی دو نفر اون قرص رو خوردن سرددشون خوب شد
این خیلی بیشتر اثر میکنه یعنی حتی یه عده اینو مطرح کرده بودم آیا ما اخلاقا اجازه داریم عدای خوب شدن یه عده رو در بیاریم به این نیت که به اون فرد کمک میشه دیگه اثر بخشی بیشتر میشه یعنی یه نفر خیلی درد داره خیلی حالش بده یه مداخله میکنیم حالش خوب میشه خب این فریبه ولی یه فریبیه که به نفع بیماره آیا ما اخلاقا اجازه داریم این کار رو بکنیم
و این تلقیم پذیری رو ایجاد کنیم آقای دکتور من یه سوال دارم این خود توضیحش یه ربطول میکشه ببینید من یه چیزی میدونم که روانشناس ها روانکاف ها متقدن خیلی از مشکلات ما ریشه در کدکی دارند الان ما با یک نوجوان های به شدت اسمارت درجه که طرفیم
که براشون گل، کوکاین، نمیدونم، ماشروم خیلی چیز عادیه خیلی هم تبلیغشون کنن که مصرف کنن و اتفاقا این چون اینی بعد از اون طرف اون جمعه رو میذارم یعنی مقصر همه اینا پدر مدراشونن نیستن بذارین از اعتیاد شروع کنیم چون خیلی به نظرم جدیه من گفتم توی برنامه
با یک دختر یکی از دوست هم صحبت میکردم جلوه مادرش متولد ۸۸ بود ۱۴ سرش ۱۳ سرش گفت باره ما که بچه هم همه گل میزنن تو مدرسه و حس میدونن و داره چی میشه؟ بحث خوب شروع کردی ببین تو همین شاید یک دقیقه فرمان شد کنار سه تا نکته خیلی مهم هست
بذار از نقطه روشنش شروع کنم اونه که امیدواریه چون خیلی ها میگن که نسل مردم ناامیدن میگن که خب آینده تیره و تاره شرایط خوب نیست یه چیزی بگین دل من گم شد یکی از چیزهایی که میخواهم بگم دل مردم گم بشه همین یکی اشاره کردید نسل باخوش سمار در جهان یه پدیده هست روش البته بحث ها ببینید هرچی ما میگیم تو حوضه روان بحث هایی چیز قاطعی نیست
شاید مثل فیزیک و شیمی اونقدر قطعیت نداریم یه پدیده است که میگن پدیده فلین پدیده فلین یه پدیده بحثانگیزه توی روان ولی اینو میگه میگه بشر قرنبیستوم حالا ما تو قرنبیستوم یکمیم ولی بشر قرنبیستوم خیلی باحوشتر شده حالا چرا باحوشتر شده؟
چیزهای مختلفی هست.
مثلا میگن آلودگی صورب رو از رنگ، بنزین و محیط کم کردن.
تغذیه بهتر شد.
کودکی کم آسیب تر از نظر بیماری های افونی تجربه شد.
ولی یکی از در واقع اون نقش آفرین های اصلی اینیه که میگن سواد آموزی فراگیر شد.
وقتی بچه ها سواد یاد میگیرن مثل اینیه که اون مکان باز شده برای رسیدن اطلاعات یعنی مغز تحریک میشه یه فردی که نمیتونه بخونه مغزش کمتر در معرض اطلاعاته و اطلاعات مغز رو میسازه مثل همونطور که وزنه و ازوله رو میسازه برای همین میگن کودکان روب باحوش شدن رفتن
مقدارش چقدره؟ بعضی ها حتی میگن تا ۳۰ شماره ی آیکیو یعنی شما اگر ابتدای قرن ۲۰ رو نگاه کنید اون آدمی که نابغه حساب میشده آیکیو ۱۳۰ داشته الان متوسط جهانه و این تو همه کشور ها مثل اینکه به ترتیب از صنعتی ها، پولدار ها، مرفه های
قربی، اروپای قربی، آمریکای شمالی شروع شده و به بقیه کشورها سنایت گردن.
البته کشورهای آفریقایی هم میگرد تو دحیه ۹۰ و اوائل قرن بیستون پدید فلین رو دیدن.
یعنی وقتی به بچه پنجام ابتدایی یه تستی رو میدن، بیس سال بعد به پنجام ابتدایی رو میدن، نمرات اونا خیلی بهتر شده.
پس یه امید هست با نسل باهوشتر مواجهیم.
نسل باهوشتر کمتر خطاب میکنه، کم
حتی به سرمایه گذاران صنعتی، به این هایی که در مسائل اقتصادی میگم، میگم چون ها کم کم با نیروی کار خوشمندتر مواجهی.
میتونی تو خوضه های مختلف به شدت روش کنی.
و این بستر خبر خوبه.
یعنی خیلی این جمعهی که گفتید نکته اولشی بود.
نکته دو، این هم از اون پدیده های خیلی بحث انگیز روانه.
استلاحاً میگن ما نظریه اعظم در روان نداریم.
نظریه اعظم یا بزرگ نظریه ترجمه ایست از Grand Theory.
Grand نه Ground.
Grand به معنی بزرگ.
مثل Grand Canyon.
که هیچ نظریه نیست که همه رفتار رو بتونه توضیح بده.
مثلا آسیب کدکی.
مثلا جنتیک.
مثلا ترما.
مثلا خلاقیت.
برای همین خبر خوب اینه که ما در واقع نمیتونیم هیچ متهم تمامایاری پیدا کنیم.
ولی جالبه در سالهای اخیر کودکی و کودکی ناشاد و اصطلاحا کودکی تروماتیزه یعنی کودکی آسیب دیده رو تقریبا دارن سرمنشه بسیاری از مشکلات میدونن.
اصلا شما نمیتونی باور کنید که هر چیزی یعنی مثل این یه متهمیه که هر پروندهی رو
بهش تحمیل میکنن یعنی از اینی که من بعدا از زندگیم خوب لذت نمیبرم از اینی که زود حسلم سر میره از اینی که خلاقیتم کمه از اینی که تو روابط انسانیم زود بدبین میشم با بقیه به هم میزنم قهرایی خیلی شدید میکنم تا اینی که همش دوست دارم مواد مصرف کنم بهش تحمیل شده حالا میتونه یه اقراق باشه چون میدونیم ما از این مودها تو تاریخ زیاد داریم
یه مدت می اومدن می گفتن رابطه با پدره یه مدت می گفتن رابطه خشمالود با مادره ولی الان تقریبا اینجوری بگم رو بورسه و وقتی می گم کودکی ناشاد یعنی چی؟ یعنی کودکی که توش ترما زیاد بوده؟ یعنی مثلا آسیب جدیدیده مثلا بستگان از دست رفتن زلزله اومده خیلی ها جونشون رو از دست دادن
فقر شدیده و از همه مهمتر لاقل در کشورهای قربی میگن پدر مادریه که با بچه محبت آمیز برخورد نمی کنن خشم دارن سرزنشش میکنن یا ازش بیزاری دارن در واقع انزجار دارن دوستش ندارن خیلی محبت بهش نمی کنن و جالبه پشتبند این اومدن مودل های حیوانی هم گذاشتن برای همینه که خیلی سنبهشون از نظر علمی پرزوره مثلا اومدن دیدن
حتی شاید به تنظ شبیه باشه موش هایی که پوشال به اندازه کافی توی لونه شون نیست یا مادرانشون به اندازه کافی اونها رو نلیسیدن هنگام نوزادی اینا بیشتر الکول مصرف میکنن
یعنی شاید اصلا تنظالوت باشه که میان چند تا بطری میذارن درجات مختلف قلزت الکول توی کش هم آب قند میذارن و بعد ببینن موش وقتی اتش داره میره طرف کدوم دیدن اون موشی که در اسطلاحن میگن bedding and nesting اون آشیانه و بسترش نرم نبوده یه سنگ سرد گذاشتن رو اون بزرگ شده مادرم زیاد نلیستیدتش این بیشتر میره طرف قلزت بالای الکول پس این متهمه اینه
ولی باز خبر خوب این خبر خوب دیگه است که گفتن ما هیچ نظریه اعظمی نداریم یعنی اگر کسی حس می کنه کدکش ناشاد بوده مادر من خیلی محبت نمی کرد خیلی سمیمی نبود خیلی منو بقل نمی کرد خیلی آتفی نبود
اینا هم قابل برگشته یعنی مغز میتونیم بگیم انعتاف پذیرتر چکشخارتر منعتفتر و تاباورتر از اونیه که تصور میکردیم افرادی که ترماهای خیلی شدید هم داشتن از توش در اومدن ولی یه متهمه اصلیه میگن که وقتی شما کودکی مشکل دار داری این باعث میشه طرف مواد بری و یه جور وسوسه مصرف سنگین این داروها رو داشته خب
حالا بیاییم راجع به این... البته یه چیز دیگه هم مونده بود آقا اونم بگم بگم من حرف شما رو قطع میکنم ولی چون میگم توی یه دقیقه دیدم سه تا نکته خیلی قشنگ مذرک کردید نشون میده تماستون با مردم زیاده و به نوعی اصطلاحاً کارازمونده و با تجربه هستید چون بعضی ها که میبینی هیچ تماسی ندارن سؤالی که مطمئن کنن تو دلش میبینی نکته ای نیست نکته سوم چیه؟
میگن همه دارن استفاده میکنن ببین من یه چیزهایی رو بحث میکنم توی سخنرانی و اینها به شعوبده های ذهن شما شعوبده باز دیدین جلو چشم شما قیب میکنه کارتارو یا مثلا یه چیز رو عرم میکنه مثلا دست باقی قط بشه و بعد میبین دست سالم میاد بیرون اینا شعوبده هست یعنی یه جور شما ذهن فریب میخوره
یکی از عبرفریب ها این ربطی به اعتیاد هم نداره الان مخاطبین دارن نگاه میکنن عبرفریب ها اینه که اگر بپرسی کجای زهن ما شعبته راحت میپذیره در تخمین فراوانی امور اطراف ماست یعنی این وحشدناک شعبته پذیره یه رو باید برمن توضیح بدیم بفهمم ببین تخمین فراوانی یعنی چی یعنی این که ما بپرسن مثلا چند نفر مردم ایران فرض کنید حیوان خانگیر
چند نفر مردم ایران پیانو میزنن.
چند نفر مردم ایران فرض کنید که کوکاین تجربه کردن.
چند نفر مردم ایران فرض کنید موزه لور رو دیدن.
اینا همه سوالید.
و جالبه که وقتی شما میخوایی رو تخمین این کار کنی میبینی بیشتر این خطا رو آدم ها میکنن.
برای همینه که حتی انریکو فرمی اگر درست اسمش یادم باشه چون اینقدر اسم زیاد تو زهنم هست
یک معمّایی رو مطرح کرده و به عنوان یک عبر سؤال خیلی جالبه پرسید بودن یه عبر سؤال چیه؟ گفته بود چند نفر در شهر شیکاگو شغلشون کوک کردن پیانوه و یکی گفت آقا این چه سؤالیه؟ که یه فیزیکدان برجسته که در طراز نوبله در طراز فیزیک هستهی و الکترومغناطیسه همچین سؤالی مطرح کنه از دانشگاهش گفت این سؤال خیلی معمول بود ولی که اولا شما باید یه تخمینی داشته
زندوشی گاگو چه خبره؟ و بعد اصولا یه پیانو چقدر کوک نیاز داره و بعد چند نفر از راه کوک کردن مثلا یه نفر چند تا پیانو رو میدن راجع به این سوال ده تا کتاب نوشته شده اصلا میدونی سوال معروفیه بله بسیار سوال معروفیه سوال معروفیه و به همین دلیل این سوالی که چند نفر کوکاین میزنن اومدن دیدن بیش از اینی که برخواسته از حوش باشه برخواسته از درایت افراد باشه به اون کانالهای ک
و حالا تو بحث شبکه اجتماعی میشه به این اشاره کرد که به نظر میاد ما دوروبر خودمون هر کسی یه شبکه ای میسازه از دوستان، آشنایان و بر اساس نظرات اون ادفراد تخمیناشو میسازه من میخوام اول این بحثو پیش ببرم بعد راجعه به شبکه اجتماعی صحبت کنم بیاییم اگه میشه جز جز
چون میدونم که شما سالها در مورد احتیاط کار کردین این همه سمینار، این همه کارهای درخشان و میخوام جز جز صحبت کنیم راجبش.
من خودم سه تا پادکست را شما راجب این گوش دادم.
میگن علف اطیاد ندارد کمک میکنه خلاقتر بشویم و هیچ آسیبی هم نداره غیر از این که تو خارج هم همه کشورها دیگه رو جازش کردن پس ما بزنیم به این میرسیم کاملا سؤال خوبیه من اون بحث قبلی رو فقط با یه جمله تموم کنم پس اگر کسی حس میکنه مثلا همه کوکاین میزنن
یا برعکس ما اون ورش هم داریم ما با افرادی صحبت می کنیم که در واقع می کنیم نه اصلا من اصلا باور نمی کنم تو ایران از این مسائل داشته باشیم یعنی هر جا شما این جملات رو شنیدی که اصلا باور نمی کنم تو ایران همچین مشکلی باشه یا از اون طرف هر کیو من دیدم این کار رو می کنه کامیونیتی اطراف خودش داره کامیونیتی اطراف خودش رو و یه سوگیری شعبده خیلی شایه زهن رو دار
با یه آلت قرور و یه چشمکی هم به بقیه میزنن گرفت و ما هم شعبادهای ذهنیمون اینجوریه دیگه وقتی یه نفر میبینی اون قاطعیت رو داره میگیم که تو همون خطا گیر کرده این نیاز بسیار داره پس اینو باید به خصوص برای نوجوان ها مهمه چون تخمینی که اینا میزنن چند نفر گل میزنن چند نفر مشروم میزنن تخمین هاییه که میتونه از صفت تا صد درصد باشه و بدونین اگه هر تخمین زد
راجب گل صبر کنیم بعد راجب کوک میخوام راجب مشروع هم میخوام راجب سطح هم میخوام ببین نکته قشنگشه چند تا چیز هست که من فکر کنم نیاز به روشن شدن داره این که چیز قانونیه به معنی بیخطریش نیست شاید شما باور نکنید ولی یک اصل خیلی مهمه که مخربترین مادهی که سلامت بشر رو داغون کرده سیگاره
کاملا هم قانونی هست تا اونجایی که من بیشتر تو همه کشور ها تا اونجایی که بیدم قانونی هست هیچ مشکل نیست قانونی بودن یه مسئله به معنی بی خطر بودنش نیست و جالبه باز یه پیام بهداشتی وسطش اگر میگن شما یه اقدام و فقط یه اقدام تو زندگیت انجام بدی که عمرت طولانی بشه
اون اقدام قوی ترینش کدومه میگن ترک سیگاره اگر سیگاری هستیم قشنگ تزمینی هشت و ده سال عمرو زیاد میکنه هشت و ده سال خیلیه در صورتی که مثلا من رفتم داروهای قندمو میخورم رفتم عمل بایپس کردم نمیدونم میرم کلونسکوپی میکنم که تومور نداشته باشم دیدن کدوم از اینا سه تا چهار سال متوسط ممکنه عمر آدمو زیاد کنه یه دونه سیگارو بزنی هشت و ده سال عمرو آدمو زیاد میش
یعنی میبینی که این چقدر هم میدونه پس اینه که یه چیزی قانونیه مطلقا به معنی بی خطر بودنش نیست سوال دوم، الف یا همین چیزی که مشتقات هشیشه چیم
یه چیزی که سالها برخورد با مصرف کننده ها هست مثلا یه تأثیب جالبی هم دارن روی اسماش مثلا میگم شما هشیش میکشید نه نه نه من گل میکشم ماری جوانا یا بعد جالبه یه جوری حتی بعضی ها برمیخوره بهشون میگه من بهتون توضیح دادم من هشیش نمیکشم من گل میکشم یا من ماری جوانا میکشم یا من علف میکشم یا من جوینت میکشم یا مثلا اسمای مختلف دیگه نکترش اینه که دوستان عزیز همه اینا یک
و این ماده تو همه اینا وجود داره تنها فرقش اینه که درصد اینا چقدره؟ از 2 درصد داره تا 40 درصد 50 درصد پس درصد اون ماده مهمه و تازه یه چیز دیگه هم هست این مواد با وجود که اسمشون ثابته درصداشون داره عوض میشه مثلا
اون هشیشی که قبلا بوده گاهی اوقات 5 تا 10 درصد THC داشته الان تونستن 40 تا 60 درصدشم بسازن پس قدرتش رفته بالا یا حتی یه چیز دیگه براتون میگم شاید باور نکنید که از مخربترین موادی که ما داریم رو میزم هست شکر و شیرینیه
یعنی جالبه که همه به این کار این که دیگه از این بیخطر تر شیرین تر چیزی نیست آره ولی وقتی در اون دوز بالا مصرف میشه میبینید که سرمنشه کلی از مشکلات ماست یعنی نسل جدیدی که با دیابت و افضایش قند و سندروم های متابولیک افضایش فشارخون و اینا مواجه هستن پس بیخطر بودنش مطلقا ربطی به قانونی بودنش نداره تازه دومیش حالا کشور ما ممنوعه ولی در اکثر کشور ها زاد
اونم اگر شما نگاه کنید یکی از متهمین اصلی برای سلامت روانه پس یه اصلو که قانونی شده بذارن کنار چه حاصلی باید داره؟ یه اصل دیگه هر چقدر سن شما پایین تر باشه اخ تخریبش بیشتره برای همینه تقریبا هیچ کشوری نیست که زیر 18 سال رو اجازه بده یا زیر 21 سال به روایتی چرا؟ چون مغز داره روشت میکنه وقتی این ماده میاد روشت جلوی روشت طبیعی مغز رو میگیره
من تقریبا مجاب شدم یعنی هرچی شواهده نگاه می کنم می بینم آسیب به مغزه در حال رشد می زنه و روی هیچ جای دنیا حمایت نمی کنن که کودکان بیان یا نوجوانان زیر 21 سال به روایتی به روایتی زیر 18 سال از این روایتی پس این نکته دیگه نکته سه بوم یک تیف از آسیب وجود داره به یکی خیلی آسیب می زنه به یکی حد اقل آسیب می زنه کاش یه راهی بود ما می فهمیدیم
اون آدم رو اون طیف کجا قرار داره ولی نمیدونیم یعنی تا طرف مثل اینه که تا مشتر رو نخوره نمیفهمین فکرش میشکنه یا نه باید بزنیم ولی یه حدس هایی زدن یکی از متهمین همون کودکیه اونایی که دیدن کودکیه تروماتیک دارن خیلی بیشتر بهشون آسیب میزنن اونایی که در استرس هستن
ببین هیچ جنبه تعیید یا رد اینجا نمیخوام بگم فقط اینو میخوام بگم اونایی که برای فرار از مشکلات میزنن اون آسیبش خیلی بیشتر از اوناییه که میگن مشکلی نداریم صرف هم برای شهرخوشی میزنن اونم آسیب میزنن ولی اون یکی خیلی بیشتر آسیب میزنن پس اگه آدم ناشاد با کودکی مشکل دار با سن کم طرف اینا میره که میگه مشکلات هم کم بشه این یه فاجه هست
یعنی تقریباً آسیب جدی به مغزش وارد خواه کرد.
هر چقدر این اناس رو کمتر بشه پیش... خب من رفیقام که میپرسن میگه هلی وقتی میزنم خلاختر میشن.
آره.
خب.
نکتهی بعدی ببین.
گفتم من تشکر میکنم از شما چون بعضی وقتا ما وارد گفتگون میشیم ببینیم سوال کننده سوالاش...
نابجا سوال هایی نشون میده تماس نداشته ولی این نشون میده خوب در واقع مطلب رو شخم زدید میگم تعیید شما اصلا پرشون حالا نکتش چیه میگه خلاختر میشیم ببین یه چیزی رو این شکلی براتون توضیح بدم پول چیزا خوبیه ولی اگه شما وام بگیری حتی بدترش نزول بگیری با بحره بالا و بعد شروع کنی با اون ول خرجی کردن و بعد بیر بگی خیلی مزه میده
یعنی عجیبه مثلا من اینو که استفاده میکنم خیلی جانبیه پول انگفتی گرفتم دارم ویل خرجی میکنم روزمون میگذرونم و خیلی شاد میشم ولی خب نکترش اینه این پولو باید پس بدی تقریبا هیچ ماده ای نیست که اثرات مصبتش با قرامت بالا نخواد پس بده
حالا بعضی ها میگن ما دیگه اون ورش رو نگاه نمیکنیم مثلا پوله رو میگیریم دیگه بعد پس نمیدیم دیگه متواری میشیم این هم ممکنه فلسفهش برای این باشه که دیگه متواری میشیم دیگه حالا جوانی رو گذروندیم میان سالی و آمندیم میریم یه گوشه با وارزش خودمون کنار میریم اون یه انتخابه ما اونو نمیتونیم کاریش کنیم ولی وقتی صحبت از خلاقیت صحبت از معنویت صحبت از س
چون همونجور که پول رو نمیشه انکار کرد ولی سرمنشه پول مهمه اگر پول رو از یه جایی گرفتی که طلب کاره ماه بعد میاد دم در اون موقع دیگه اون خوشگذرانیه درسته بده داره مزه میده ولی باید فکر اون لعظم باشی خب آره خلاقیت میره بالا حس خوب پیدا میشه حال اومیه خوب پیدا میشه این چیزیه که خود معتادان گمنامه این هم قرش میگن میگن وام با بهرهی بالا بعدم باید پس بدی بعدش چی میشه وقت
خیلی تو خودمم.
خوصله هیچ کسو ندارم.
اصلا ذهنم اینگار بسته شده.
و حس می کنم که هیچ انرژی ندارم.
یه گوشه می افتم.
یه خب اونو باید حالا چه کار کنیم؟ یه کار.
تو بازار چه کار می کنیم؟ میرن یه وامه دیگه می گیرن که اونو پاس کنن.
دیگه باز سنگینتر می شه.
اونم به یه ماده سنگینتر رو می آرم.
دیگه دیدم علف جواب نمی دهد.
کوکاین می زن.
بعد کوکاین میزنم.
اون جواب نمیدونه.
شیشه میزنم.
شیشه رو با هیروین مخلوط کنم.
اینه یه سنگین و سنگین.
بعد همینه که این مواد میبینیم مثل نزوله.
با سیگار شروع میشه و افراد همینجور سنگینش میکنن و نمیتونن.
من انکار نمی کنم.
یعنی هرچی اگه کسی گفت من اینو کشیدم.
نمیدونم راز کیهان برام روشن شد.
ممکنه.
مصرف میکنم.
نمیدونم.
یه جوری زندگیم از این ر
بگن واقعا من مواد زدم و حالم هم خوب شد و اون وامر هم تونستم بدم بله ممکنه شما تو بازار هم میبینی بعضی ها در اوج ورشکستگی یه نزول میگیرن یه جوری اصطلاحا سالم در میرن دیگه تو اون لحظه موجزه میشه بازار با هم میخوره فروش خوب میشه چی میشه میتونن تمام بده یاشون دارن ولی اکثر اونایی که میان بحری سنگین میگیرن ورشکستگی آهای دکتر من یه رفیقی دارم خیلی هم دوستش دارم
یه تایم بلندی کوکاین مصرف کرده و هنوز هم داره میکنه جالبه به من میگه حالی من جدیدن رو دارم صدا میشنم یعنی اسکیزوفرنی داره درسته درست میگم این سلاشو یعنی انگار فقط بهرهه بهره بدنی و دامی نیست ممکنه بیماری های روانی هم کامل
یه مشکلی که ما با مواد جدید داریم ببینید یه اتفاقی در دنیا مفتاده خب کیفیت مواد مثل هر چیز دیگه ای داره قوی تر میشه چون تولیدش بهتری مثلا شما فرض کنید همون هشیشی که اشاره کردین قبلن گیاه معمولی بود الان گیاه ها رو مهندسی جنتیک کردن وقتی مهندسی جنتیک شده در اون کلالهش در اون کاسپرگش در اون برکاش میزان تیهستیش خیلی رفته بالا
ببخش شده بسط حالا و قبلن هم وقتی کسی هشیش میزد اون موقعی که هشیش بود الان که ماری جوانان اون حرف رو میکنه اون موقعی که هشیش بود اون گفتن این هشیش میزنه مغزش پوکه یعنی استلاحی میگفتن مغز رو پوک میکنه حتی شبه رسه به الان که الان مثلا شما فرض کنید حالا همین تیه سی رو از گیاه شاهدانه در واقع چند نوع های مختلفش هست که میزان تیه سیش بالا هست همین شاهدانه ها تی
و از اون میگرفتن ولی الان خب اومدن دیدن تو آزماشگاه میشه تولیدش کرد نیاز نیست که شاهدانه بکاریم همین چیزی که تحت عنوان گل صنعتی میگن یا خیلی از این اسپایس اینا که میگن اینا آنالوگ هاش هستن یعنی مولوکولش رو شبیه سازی کردن یا یه مولوکولی ساختن که شبیه اون عمل میکنه قیمت خیلی اومده پایین قلزت خیلی رفته بالا و مسیر ترانزیزش هم اونوریه یعنی میبینیم
پس این اتفاق رو هم باید در نظر بگیریم حالا همون کوکاین که اشاره فهم بودین این مواد وقتی به اوج اثرشون میرسن دیگه فقط اعتیاد نیست من اصرار دارم هر وقت صحبت از مواد میشه دو تا چیزو ازم جدا کنیم یکی اعتیاد یکی عوارست بعضی از مواد اعتیاد سنگین دارن آرزهاشون پایینه بعضی ها آرزهی بالا دارن اعتیادشون سباکه ولی بعضی ها هر دور دارن مثلا کوکاین از اونهایی که هر دور
عوارض یعنی چی؟ یعنی دندون خراب میشه، فشار و خون پیدا میکنی، زخما خوب نمیشه، توهم پیدا میکنی صداهایی میشنوی با طرف میزنن، تو تنهایی نشستی هست میکنی، کسی از کنار رد شد، حتی بعضیش واقعا ترسناکه یعنی روایتهایی میشنوی که آدم مو به تنش سیخ میشه، حتی تو فیلمهای شاهکار آلفراتیشکا کم شما همچین چیزهایی رو نمیبینی که مثلا طبقه بالایی ها خیلی صدا میکن
یعنی این دیگه واقعا یه فیلم ترسناکه که بعد میبینی از بستگان میگن آده این همش از سباقه بالا یه شاکیه میگه بچهشون میدوه فهوش میدن نصف شب دعوا میکنن و بعد میگه خب ما با سباقه آخریم سباقه بالا نداریم یعنی اینقدر میتونه حتی این سیستم توهمی پیش اینا عوارزشه خبر خوب اینه که این عوارز رو تا حد زیادی میشه درمانگ کرد و اگه قط کنی اینا درست میشه حالا هر ماده
الکول و اون دار و دستهی که شبیه الکوله اونم یه مشکله الان متاسفانه ما یه مشکل جدی که داریم پیدا میکنیم با آنالوگ های الکولن یعنی چی؟ زولپیدم کلاناسپان آلپرازولان یعنی مثلا یه جمعیتی هستن که زولپیدمی شدن قرص زولپیدم ست تا میخورن
و این اثرش چیه؟ حافظه پاک میشه.
باز میگم کومیدی تراجیکه.
آدم جنبه کومیدیش رو نباید نگاه کنه.
این مردم دارن رنج میگشن.
ولی شبیه این فیلم های کومیدی شده که باش حرف میزنی پنج دقیقه بعد دوباره میبینی هیچی یادش نیست.
مثل این سریال های کومیدی هست که هیچی یادش نیمونه.
فردا دوباره همه حرف ها رو داره میزنه.
فردا میاد شما رو میبینه به عنوان پزهش خوشبهش میک
اینا همش اتفاقاییه که میتونه در دوزهای بالا بیاده ولی خبر خوب اینه بیشتر عوارز برطرف میشن به شرطی که قعتش کنی و به شرطی که زیر 18 سال خیلی شدید نباشه اون جنبهی که عذیت میکنه احتیاده احتیاده یعنی وقتی اینو میذارم کنار دیگه انگیزه ندارم دیگه حسله ندارم دیگه چیزی خوشحالم نمیکنه دل مردم اصلا نمیدونم هر حرکتی هر رفتار همون وام سنگینه هست ک
مثلا میگه وقتی این نباشه حتی رفتن به دیدار دوستان.
صحبت های عادی.
اصلا ذهنم بلوک میشه.
هنگ میشه.
میخوام همهش تو تخت خواب باشم.
اصلا انگار همه چی فرو ریخته.
اون چالش اصلیست و اون ریسمان مشترک همه مواد داره.
یعنی ربطی به ماده نداره.
یعنی گل این کارو میکنه.
الکول این کارو میکنه.
تریاک این کارو میکنه.
زلپیدم این کارو میکنه.
همهشون این کارو میکنه.
مسئله که امروز خیلی جوانها راجبش صحبت میکنن مشروعه خیلی مقالات در جاهای مختلف هم میان دکترهای مختلف هم من دیدم صحبت میکنن حتی دکترهایی که فارسی زبان هم میگن چقدر مشروع
خوبه برای درمان افزار دیگه استفاده میشه میکرو دوزشو مصرف کنین از این حرف ها بسیار زیاده پادکست های فراوانی در محسنات مشروع ساخته شده من اونها رو مفصلن شنیدم
نویسنده های بزرگ جهان آلیس در سرزمین عجایب رو با مشروم نوشتند فلان رو با مشروم نوشتند اگر می خواهید آدمی خفنی بشوید مشروم در مورد کوکاین هم هسته ولی مشروم اصلا یه جاییه مشروم، کاکتوز، سایلوسیبین یا پسیلوسیبین هر دو تلفز یکیش تلفز فرانسویه یکیش تلفز در واقع انگلیسیش هست همه اینا و الستی اینا همه اشون از یه خانواده ببینید یکی خانواده ا
که الستی توشه، پیوت، مسکالین توشه، سایلوسیبین توشه، مشروم توشه، قارچ توشه اینو اسطلاحا میگن تبهمزا و اینا یه جوری یه خورده با بقیه فرق دارند فرقش چیه؟ فرقش اینه که اون بقیه معمولا انرژی، سرخوشی، شنگولی میدن اینا یه حس عجیب قریبه آشکار شدن رازهای پنهان
و یک حالتی که بعضی ها بهش میگن ترانسلیمنالیتی ترانسلیمنالیتی رو شاید اینجوری ترجمه کنیم مثلا یک نوع احساس معنوی یک احساس دیدن جهان با یک دید متفاوت برگو با هم حرف میزنن برگو با هم حرف میزنن حساس میکنم که به راز همون کیهان رسیدم راز حسدی رسیدم نمیدونم یه معنویت عجیبیتون پیدا شده خب حالا باید اینو بیاییم سبک سنگین کنیم اگر نظر من رو بخوا
همه این دستاورت ها رو میشه با روش های دیگه هم رسید که اهم تره مثلا اومدن دیدن اینایی که در طبیعت میرن و یه مدتی از محیط خودشون رو قرانتینه میکنن خیلی راحت به این راز همه حصه ها رو پیدا میدن مثلا اونایی که سخله نوردن، کو نوردن، سهران نوردن، دریا نوردن یعنی مثلا تنهایی یا دیدن عظمت
محیطی مثلا آبشار عظیم میبینم کوه عظیم میبینم درخت بزرگ میبینم زیبایی های روباور مثلا شما میبینید رودخانه خروشان اینا همون تحریکات مغز رو ایجاد میکنند پس راه طبیعیش وجود داره دو آیا این شیمیایی ها چقدر چیز داره؟ ببینید اونایی که اثرات خوب از اینا گرفتن اثرات درمانی گرفتن مثلا شما تو مقالات میبینید
هیچ موردی نبوده که گایدت استلاحاً زیر راه نمایی دیگران نباشه یعنی این نیست خودت برو بکش راهو پیدا میکنی تور خاصیه که زیر نظر یه نفر انجام
و دیدن اینا این کار رو نمی کنه که یه دفعه رازهای هستی رو بر من روشنگ کنه.
یه سری استراب ها و اون فکر بسته و منجمد رو لق می کنه ولی لازمه که یک نفر به صورت راه نما اونجا باشه مثل قارنوردی به شما بگی ولی گم می شید.
یعنی مثل اینه که یه نوابگی برای اینکه من میخوام مثلا به همون معنویت برسم یه قار دیدم میرم توش دیگه بدونه هیچ آمادگی بدونه هیچ آشنایی بدونه هیچ وسیلهی و بعد یه چند تا دالان میرم تاریکه بعد معنویتش منو میره و بعد گم میشه دیگه یعنی یه خطر جدی که این خوددرمانی با این مواد داره اتفاقا همون حالت هاییه که الان اسمش رو اسکیزوفرینی نمیذاریم ولی پسیکوتیک میشن یعنی میبین
هیچ مداخله ای از این نوع در جهان اینجوری نیست که برو از داروخانه یا از مواد فروش اینا رو بگیر خودت استفاده کن حتی به این صورته که درمانگر میشینه کنارش یه خورده بهش میدن بعد اون حالت لق شده چون میبینید یک کاری که میکنه اینه میگه ذهن ما متسلبه
ما با آدم های محافظه کار یکبعدیه نمیدونم منجمد فکر مواجهیم و اینا نمیذاره من زندگیم خوب بشه مثلا من تو این تله گیر کردم که همه ی بدبختی های من مثلا این حرف هایی بوده که پدرم بهم
یعنی توی یک شیار شناختی افتادن و این رو هی نشخار میکنن برای خودم یه راهی که من خوب بشم اینه که این بازی رو بهم بزن دیگه از اون ریل دربی ها یه ریل دیگر رو برو امتحان کن حالا برای اینکه شما از توی این دربی های نیازمند به یک انفجار یک بامشلد دارید یه چیزی بزنه شما رو پرد کنه بیرون که یکیش میتونه مواد باشه منتها خب شما همینجوری منفجرش کنید ممکنه برو
اونی که میبینین جنب درمانی داره یه نفر میگه یه تکوب میدیم یه حساب شده منفجر میکنیم که مثلا راه باز شد و بعد سریع کمکش میکنیم بیاد تو یکی راه براد
خود درمانی نیست پس اگه کسی خودش میگه من رفتم قارچ بگیرم مصرف کنم که یه دفعه تمام فکرامو به هم بریزه مثل اینیه که شما مثلا همین لپتاپتو باز کنی خب اون متخصص هم باز میکنه ولی خب منم پیشکشتی بندازم باز کنم یه ذره با این مداراش ور برم شاید درست شده اعتماد زیاد میسودونش دیگه و این اتفاق میفته پس این نکته اولش نکته دوم راجب این قارچها و تواهمزها پجروهش های قش
خیلی وقت پیش راجب هشیش اینو دیدن و اسمش رو گذاشتن نهشگی سرایتی contact high دقیق تاریخش هم یادمه چون چند وقت پیش خوندمش 1971 یه سری متخصصین متوجه شدن اینایی که میرن تو محفل موادی ها میشینن اینا هم اثراتی نشون میدن و جالبه شدت اثرات اینا دست کمی از اونا نداره و اینا مونده بودن که این چیه
چیزی که بین خود معتادان هست میگه خب این سرایه بو رو کشده بوخور شده ما اینو بزرگ دود کردیم این دود دست دو رو استنشاق کرده بعد یه رو مادرن نه این نیست بوخور نشده مثل همون اثر پلاسبو قرص هست اون نشه شده اون رفته توی حالت و عوالم رو این اثر گذاشته
پس نشون میده که ماده شیمیاییه نیست لق کردن باورها و اون فکر متسلب و منجمده که اثر میکنه پس راه سرایت داره اون کانتکت های کانتکت که میشه کانتکت دیگه داره تماس و های هم یعنی سرخوشی اون سرخوشی سرایتی رو چجور توضیح میدی؟ بدون اینی که ماده شیمیاییه گربه پرید فکر کنم روی یک جایی
آه رو سقفه بینا آه آه آه آه آه آه آه آه آه آه آه آه آه آه آه آه
اینی که شما میگین یعنی مشرومین ها چیز خوبیه؟ نه ببین نکته ای که هست اینه که میبینین من استرس گرفتم نه نه ببین عجیبه شما چون اینجور برداشت کردین صحبت بر سر اینه که اونی که میبینین نقش درمانی داره چون میزنن توی انترنت میگن آره بعد درمان هفته دیگه آره اون اینجوری نیست که خودت میریم اصلاف میکنی اینه که یه نفر از اون استفاده میکنه درمانگر از اون استفاده میکنه که شما رو
نه اینه که مثل اینه که شما بگید مثلا دینامیت چیزا خوبه یا مثلا شما میخوایید دالان تونل رو باز کنید دینامیت میذارید که کوه بازشه ولی همینجوری دینامیت نمیدونه دست شما اینو منفجرش کن مشکلاتت حل میشه کجا باید بذاری چجوری بذاری و بعد پشت بندش چی کار کنی این چیزیه که توی مشروع هست حالا جنبه سه وم که خدمتون گفتم اون سرایتی شده انظر بگیریم ببینید یه چیزی ال
و این یه جوری رب داره به استفاده از مواد توی به خصوص نوجوانان یه اصطلاحی هست اگه دقیقه کرده باشه خیلی فراگیره مثلا میگن فرانی فیک فیک پوشیده حالا اصلا صحبت این نیست که برند ها چقدر میارزن و آیا واقعا کیفیت برند ها بهتره یا نه اون پولی که میدی واقعا چیزی نصیب میشه ولی خب یه عده حالا به دلائلی دوست دارن برند بپوشن ساعتشون برند باشه ماشینشون برند باشه و این ح
ولی در همون حلقه اگه یکی از همون وسایل فیکش رو بپوشه این خیلی چیز جالبی نیست.
میدونی؟ یعنی این فیکه.
حالا دیگه فیک رو با فیک نمیتونی پوز بدی.
برای همینه من فکر میکنم اون حالتهایی که ما به خصوص با توقع امزاها داریم اون حالتها رو میشه به شیوه اصیلش پیدا کرد.
و این تحجب میکنم که چگونه یه عده با فیکش کنار میاد.
یعنی چون راحته آره ولی اینجوری فکر کنید که خب آره خب همون فیک ها مرزونن دیگه یعنی شما چرا باید پول زیاد بدی مثلا میره یک پنجاوم یک صدوم قیمت فیکشو میخری ولی اون پرستیجو نداره من اینجوری فکر میکنم این عوالمی که توسط اینا اگر به دست بیا فیکه و میتونم تضمین بدم که آره خیلی ها با همون فعالیت هایی که گفتم رفتن به طبیعت مراوده با گروه های خاص انسانی
مثلا بعضی هم میگن وقتی توی حلقه از افراد مثلا یک فکری دارن یک ایدهی دارن قرار میگن یه دفعه ذهنم روشن میشه این مسئله یا حتی خیلی آش جالبه یک نوع سهرا دریا نوردی ذهنی یعنی اونایی که میبینی مثلا میخواد جهان رو بشناسه هنر رو بشناسه فلسفه میخونه علم رو دنبال میکنه اونا حالتهای معنویتی ایجاد میکنه که وقتی با این مقایسته میکنه اصلا این خیلی فیکه
و تحجبه که این تنها جاییه که به نظر می آه جامعه فکرشو از اصلیش قبول داره حالا اینو به شما بگم جالبه حتما شما روبرو شدیم من کلی استوری میبینم از آدم های مختلف من خیلی فضولی میکنم دیگه همه چیز همه بخاطر این فضولی پیدم کنم فلان شمن
اومده شمن ها اومدن میخوان یک دراغی رو که سرخبوستای باستان میزدن و در دیرینه به خاطر همون دراغی که مصرف میکردن میتونستن انقدر پیشرفت کرده باشن و کارهای عجیب و غریبی انجام بدن
یک دوره میذاره دو هزار دولار بریم فلان یه هفته باید در کنار این شمن بگذارونیم حالا خود در شکل مصری ها به این نرسیدن فلان سرپوست هاشون مصری ها بگن فلان نمیدونم آرفمون اومده موادی رو که زدن و احرام مصر ساخته شده است رو بیاییم خیلی خب بعد جالبه من میگم پس من به یک راز دیرینه دست میابم با دو هزار دولار
بدون اینکه خودم خوب زحمتی ازش کشته باشه نمیدونم قصد تویین به کسی ندارم ولی این شبیه همون فیک است دیگه که یه چیزی قیمتش خیلی بالا است و بعد شما میبینی خب از این بازار های شروع دست فروش ها میتونی تو تیران با همون مارک ها رو به قریه اسم مارک نبریم ولی میبینی که همونها خب خیلی ارزون تره شده دیگه مقایسه میکنی با دویست هزار تومن میتونی اون رو به قریه که مثلا دویست میلیون
و خب این یک نوع رسیدن فکری و بعد یه چیزهای دیگه هم هست اینا نیاز به روشنگری داره واقعا آیا شمن ها تونسته بودن به جایی برسن؟ یه سؤاله بسیاری از اینا تقریبا رو مرز اسکیزوفرینی بودن یعنی بعد از یه مدردختی نگاه میکنی بهداشت شخصی افول کرده فعالیت نداره بیشتر توهمات خودشون بوده آیا تمدنی و رساس شمنیزم ساخته شده؟ نه شده آیا دکتور یه مسئله در جامعه ما وجود داره
ولی یه چیزی هست با اینجا یادم به اون نوشت برمیگردیم شاید سرمنشعه این یه چیز مهمه این یکی یه ذره بحثش فرق داره ببینیم ممکنه بگیم ما میخواییم به معنویت برسیم میخواییم به راز هستی روشند بشه اینا یه داستانه یه داستانه مهمه دیگه داریم بهش میگن پدیده همنوائی یا کنفرمتی و نان کنفرمتی یعنی همسو بودن و غیر همسو
این یکی فرق میکنه اینو من فکر کنم اجازه بدین یه چند دقیقه راجمش صحبت بکنم چون بحث موقعی مهمه ببین الان یک یه اصطلاحی هست الان دیگه همه میشناسن فایروال دیوار آتش دیوار آتش تا اونجا که من میدونم اگر اشتباه نکنم اصطلاحی بود که بین دیوارای بتونیه بین ترانسفورماتور ها تو نیروگاه های برق میذاشتن که متقد بودن اگه یه دونه نیروگاه یه ترانسفورماتور آتیش گ
توی این جنگله هم همین آتش سوزی های اخیر لوسانجلس و اینا رو نگاه کنید میگن مشکل طبیعت و اینا اینه که وقتی آتش سرایت پیدا میکنه همینجور میرسه و همه رو میگیره پس لازم شما بین اینا فایروال داشته باشید حالا ما یک سرایت عمده داریم که اگر بپرسن عبر سرایت جهان چیه؟
آیا جنگل هاست؟ آیا الفزاره؟ آیا مخزن گاز و سخته؟ آیا ترانسفورماتور هاست؟ میگن انسان هاست.
یعنی انسان ها یک عبر سرایت کننده هستن.
حتی میگن چی شد ما از شامپانزه ها جلو افتادیم؟ چی شد ما از بقیه یه حیوان ها جلو افتادیم؟ میگن الگو برداری.
تقلید در انسان خیلی بیشتر از حلیفه.
یه جمله هست میگن تقلید کار میمونه این کاملا اشتباهه کودک انسان بسیار تقلیدگردتر از شامپانزه هاست یعنی اصلا اون چیزی که شد مثل این که مغزهای ما پارالله مثل هم بسته شده یکی یه کاری میکنه سریع به بقیه نشت پیدا میکنه
این یکی از خب آقای دکتور این پس یک کمکی میکنه الان حالا نه اجازه بده برسته برمیگردیم به شما میدونم چی میخوای بگید ببین این سرایته هست حالا یه چیز هست میگن دسته های بشری این خطر رو دارن وقتی یه فکری فراگیر شد این خیلی خطرناکه چون شما ببینید وقتی یه میلیون یه آدم یه حرفی رو میزنن لزومن درست نیست
یعنی پس شما فایروال انسانی نیاز دارین.
فایروال انسانی کیا هستن؟ اونایی که با جمعیت همخانی نمی کنند.
رولومه یه اسطلاح قشنگ داره.
میگه نقطه مقابل شجاعت بزدلی نیست.
نقطه مقابل شجاعت کانفرمتیه.
کانفرمتی یعنی رفتار گلهی.
هرچی بقیه میگن منم اون کارو بکنم.
پس به نظر میاد در بشر لازمه برای اینکه آتشای اونجوری شکل نگیره.
یه دفعه یه زمانهایی هم میگیره شما میبینیم مثلا یه دفعه حزب نازی میاد فراگیر میشه همه دیگه مقهورش میشن ولی یه عده به صورت دیوار آتش وای میستن به اینا میگن نان کانفرمیستا نان کانفرمیستا یکی از مهمترین ضروریترین و جذابترین حوضه های بشری هستن یعنی آدمی که میگی ببینی من کار ندارم ده ملیون همه حرف رو میزنن من حرف خودم رو میزنم من رو حرف خودم رو وای میزنم من ت
ممکنه ناخوشایند باشن، ممکنه زده حال باشن ولی نمیذارن اون موج همه ی وشریت رو بگیره و یه دفعه یه اتفاقی بیفته همه با هم گله ای اشتباه کنند حالا این یک عرضشه در به خصوص نوجوانان به خصوص افرادی که شاید حوشمند ترند که من نمیخوام مثل بقیه باشم من میخوام نان کانفورمیست باشم یه راهش اینه که خب مثلا برم مواد بزنم من میخوام بگم که راه های بهتری از نان کان
ناهم خانی چرا؟ چون که من میدونم خیلی از نوجوان ها انگیزه شون وقتی با هاشون صحبت میکنی میگه من نمیخوام زور بپذیرم من استقلال خودمو میخوام رعی خودمو میخوام و این میشه سمبول مواد زدن یعنی همشم از روی تاریکندیشی و لذت طلبی و خوشگزرانی و اینا نیست و حتی جالبه تو تاریخ مواد این رو کشف کرده بودن
یه زمانی تو امریکا به شدت من داشت که خانوم ها سیگار بکشن میدونید که و اون مشعل آزادی یا مشعل تورچز آف فریدم یکی از استراتیجی های اصلی اون شرکت های دوخانی بود که به خانوم ها میگفتن سیگار بکش میگه آخه چرا بکشن؟ میگفتن اگه حقیقتو باید بگیری چرا اجازه میدی بهت زور بگن؟ و سیگار شد سمبول آزادی سمبول نان کانفورمیتی سمبول این که من مثل بقیه نیستم هرچی بگن تح
برای همین این جنبه مواد در گروه هایی به خصوص نوجوان هم پررنگه یعنی این نیست که من دارم به خودم تقریب می کنم به خودم آسیب می زنم میگه من رو حرف خودم وایستدم من دیوار آتشم میخوام جلوی اون موج عظیم هم نوایی وایستم پیام سادش اینه این روش فیکو چرا انتخاب کرده از دستایی بیشتر هست
آزادی اندیشه، استقلال اندیشه، خوشفکری، اینی که بخوایی با مکاتبی فکری آشنا بشی که جلوی این رو میرنشن، اون خیلی اصلشه.
یک ایرادی که هست اینه که باید خیلی حواسمون باشه وقتی میخواییم پیشگیری از مواد رو دنبال بکنیم.
مواد، سمبول یک عبرعرزش بشری که میشه نان کانفورمتی، عدم همخانی نشه.
چون خیلی راحت میتونه این رو بشه اگه همه جامعه بیاد میگن این بده اونایی که این رو انتخاب میکنن همون قهرمانان این میشن که دیوار آتشن
و متاسفانه این در گروه های نوجوان خیلی راحت میشه ولی پیام سادش اینه این نان کانفومیتی چون ببخشیدم این اصطلاحش رو انگلیسی میگم معادلش رو نمیشه به راحتی تو فارسی گذاشت مثلا بگیم همنوایی بگیم همخانی همرنگی چون درسته که میگن همرنگی و اینا خب بلاخره شما مثل بقیه باش ولی هر انسانی دوست داره منحصر به فرق باشه
هر انسانی دوست داره جلوی اون دینامیک حرکت گلعی به ایسته
و این استادگی یک عرضشه و شانس بد اینه که و حتی بعضی هم با سوهنیت این کار رو میکنن مثلا گفتن شرکت های دو خانی میگفتن میخوای جلوی موجبایستی نشون بده تو استقلال داری نشون بده هرچی خانواده میگن نمیپذیری نشون بده که اینجورم که استلاحش تو ایران بد در میره میگن گصفن نیستی که هرچی بهت بگن انجام بدی ولی نکتش اینه خب چرا با مواد چرا با قارچ
خیلی چیزهایی هست که نماغذتو آسیب میزنه میتونی با اندیشه خاص خودت با استقلال رعی خودت با انتخاب سبک زندگی خودت با انتخاب اون الگوهای هنری عدبی فلسفی اینای خودت اون عدم همخانیت رو نشون بدید مثل اونی که دیدین همه سلام نازی میدادن یه دن مخالف هم که سلام نازی نمیدادن اکساش هست که اون عدم همخانیتشون رو اونجوری نشون میدادن و این یک مشکلی که تو ماشروم هست برای
کیا میرن طرف مواد؟ دیدن اونایی که دوست دارن نان کافرنس باشن اونایی که نوعاوری تو زنش هست برای همینه که میبینید گاه اوقاتو گروه های هنری گروه های آوانگارد ممکنه این مسئله بیشتر باشه
این میتونیم بگیم یک نقطه آسیب پذیره دیگه اگر شما دوست دارید همرنگ بقیه نشید دوست دارید یک کارهایی بکنید که ضد جریانه و این ضد جریان میگن به خودی خود نه تنها ضد ارزش نیست بلکه ارزشمنده آدم هایی که جلوی موجهای فراگیر طودعی فراگیر وای میستن رأی خود شنونگر میدارن اتاقا چرا با مواد با یه چیز دیگه درسته
من از وسط حرفاتون یه چیزی آقای دکتور متوجه شدم اونم اینه که گفتیم فرزند انسان تقلید میکنه خیلی ما شبیه ترین آدم ها به پدر مادر آمونیم کاملا پس بابا مامان ها مخصوصا توی تربیت بدونن که بچه ها نمیشنون میبینن و آن چیزی میشن که دیدن
و به گونهای رفتار کنن که حداقل به قول شما اگر قرار متفاوت باشه بچهشون تفاوتشون توی مدل کتاب خوندن میشون باشه درسته دقیقا دقیقا دقیقا این نقشه پدر مدل کنن دقیقا این نکته بسیار مهمیه که میدونید یعنی شاید اگه بخواییم شعار و من با شعار دادن اینو خیلی موافق نیستم و اصولا هیچ وقت تو سخنانهای نمیگم ولی اگه بخواییم توصیه گونه توصیه پز
اینه که خب ناهمخانی میتونه یک عرضش باشه استقلال رعی استقلال فکر این که هرچی دیگر رو میگن قبول نکن حالا درسته ممکنه انبوه مردم مثلا میگن این درسته شما میگن نه من با عقل خودم میخوام بگم این درست نیست دارم فکر میکنم ولی این رو اگه میخوایی به ظهور برسونی با اصرار بر مثلا گل هشیش به ظهور نرسون با چیزهایی دیگه برسون دقیقا آیا دکتر ما جامعه همون یه جامعه ع
حالا برخی این رو تعبیر به هیا میکنن راجع به همین مواد ما مثلا راجع به شیشه ما پنج سال قانون نداشتیم که حتی چجوری باش برخورد کنیم
راجب گرس ام و اکس هستن میگفتن صحبت نشه دونین راجب خیلی از مسائل دیگه که خانواده ها رو ممکنه از هم بپاشاند هم راجبش صحبت نشده اما شما انگار خدشکنین در این حوضه و دارین صحبت میکنین من دیدم ویدیو راجب زود انزالی دارین راجب سکس دارین ما راجب آلت ماهیانه خانوم ها مثلا چند وقت پیش توی برنامه من صحبت کردم
من داشتم راجع به یه اتفاق ساده صحبت میکردم یه اتفاق که باید سالها در جامعه همون میبوده یه خوره راجع به این خیلی کتاه به نظرم صحبت کنیم ولی اون موقع شما خودتونم نترسیدین بیان مثلا هیت بگیرین یا بگن جامعه هر دارین میبرین به سمت سکس و فلان و از این حرف های آقای دکتور بزنین؟
الان که شما گفتیم یه لحظه هست که اگه راست میگی ممکن بود یه انتفاقم برای بیاد به این قسمتش فکر نکردم یعنی مثل اینایی که خوششانس از قضیه رد میشن و میگن ممکن بود این بلا بیاد بچه ها بس هیت بدید دکتر هواسم به این نبود که این قسمت شده فکر نکردم ولی میدونی بیشتر احساس کردم که خب میدونی هر کسی میگین که اون کامیونیتی اطراف رو من مراجعه زیاد میدیدم دیگه خب تو
خب طبیعتا اینا گروه نماینده کل جامعه نیستند ولی خیلی مشکل بود یعنی می دیدیم که بسیاری از افراد یک زنجیره ای از همون مسئله که شما گفتین توشون هست مثلا وقتی خودش معتاده یه دفعه می دهید یه رگه های دیگه ای هم می اومد مثلا برادرم هم هست
بعد برادرش چی کار می کنیم؟ گو من مشکل جنسی دارم، ناتوانی جنسی دارم، همین زود انزادی دارم، این به مواد رو آباده بعد چرا؟ برای اینکه یه مشکل دیگه دارن توی مسائل زن شوید همینجور شما نگاه میکنیم او چه چیزایی هست و افراد مدتها از اون رنج بردن و در واقع فرصت درمان نبوده برای همین فکر کردم که شاید بعضی از مطالب باید
از نظر درمانی، مشاوره ای سریخ در جامعه مطرح بشه.
درم شما گفت.
جالبه یکی از چیزهایی که واقعاً یک همبستگی تنگا تنگ با مواد داره
که وقتی حتی اینو برای محققین خارجی این استادان خارجی صحبت می کنیم شاختر می آوردن این جنبه کار کردش در اصلاح یا به اصطلاح درمان بعضی مشکلات زناشویه مثلا طرف می گفت من ناتوانی جنسی دارم نمی تونم رابطه زناشوی داشته باشم مجبورم شیره بکشم
و این در صورت که در بعض کشورها که مثلا مسیر جور دیگهای رفته مشاورهی جنسی دارند نمیدونم اطلاعات بیشتر دارند گیر همچنین تلهای نمیفتند و مثلا میگوید من تا حالا کسی نیدم بیاد مواد افیونی استفاده کنه که بتونه رابطه جنسی داشته باشه با همسرش در صورت که این یکی از شایهترین مشکلات در
کشور ما بود من یه رفیقه کارتون خوابی دارم که خوب شده با اینا پیرو سبت شما خیلی جالب بود چند سال پیش با من میگفت میگفت ببین سن احتیاط هم کم شده هم زیاد شده گفته منی چی اکبر گفت ببین ما مثلا دوازه ساله چارده ساله داریم تو کارتون خوابه ها از اون طرف سی و هشت نه سالم داریم که تازه احتیاط شروع می کنه که همون مکتکی شما گفتیم برای مسائل جنسی و این حرف است آیا دکتر در اینست
پر شده که یار خوب تمام ماجراست واقعا یار خوب تمام ماجراست یعنی اگر ما زندگی خوب بخوایم داشته باشیم باید یک رابطه خوب شکلیم میخوام یه جمله بندازم از اون جملاتیه که پشتش ممکنه سر و صدا بشه اعتراض بشه و چالش برنگیز باشه ولی هرچی بیشتر نگاه میکنم جمله اینجوریه هر کدام از ما یک اقلیته
واقعی رفتارهای بین فردی یعنی چی؟ یعنی بعضی ها هستن واقعا نیازمند اینن که یک رابطه پایدار اشقی، آتفی تا آخر و عمود داشته باشن بعضی ها به نظر می آسنن تو تنهایی مطبق قاملا حالشون خوبه و وقتی میرن اززواج کنن میرن خیلی همه مشکلات اون زمان پیدا میشه ذات ثابت و فکس تو انسان نداره و همین دلیل توصیه ای که به افراد میکنم اینه که وقتی میخوایی با اون
شریک زندگیت وارد زندگی بشی حواست به این دکته باشه اینکه اوتوماتیک فرض نکنی که ما یه سری دست بندی هایی داریم که اینجور آدمیه پس اینه یا این نیست یه مقدار شاید تبعینش دوشوار باشه ولی وقتی ذهن هر انسانی رو
میایی جدا بکنیم اینی واقعا هر انسانی مناثر به فرده یه کسی به شدت نیازمنده وابستگیه آتفیه و کمکش میکنه بسیار زندگیشو از این رو به اون رو میکنه پس من نباید اوتوماتیک فکر کنم که منم مثل وقیم چون ممکنه یه نفر دیگه باشه که میگه ببین
من نیازمند یه نفر هستم تو زندگیم باشه ولی خیلی نمیخوام بهش وابسته امیق آتفی باشم من اصلا کار خودمو دارم کنم زندگی خودمو میکنم یه جوری علاق خودمو دارم یکی دوست داره 99 درصد ساعتش رو با اون شریک زندگیش بگذرونه یکی دیگه دوست داره فقط یه درصد
99% ایش تو کار خودشه میگه میخوام به کارم به پردازم مطالعه هم به پردازم نمیدونم یه جور اون بیزنس فردیمه حتی قضا خوردن هم هم ممکن تکیه باشه پس اینی که میان میگن یعنی پس ازدواج و رابطه برای همه مناسب نیست نکته پیچیده ایه حتی شما وقتی میگه ازدواج و عدم ازدواج داری به صورت یک
گذینه دوگانه نگاش میکنی یا اینی همه اینا یک محرس هایی داره مثلا یه نفر میبینی در ازدواجش اصرار داره که تماما همه چیه ذهنمون عواطفمون اینا درگیر باشه
یعنی همه چی رو با هم تمام ساعت رو با هم باشیم یکی دیگه میگن نه اتفاقا ما زوج هایی داریم که جالبه این زوج ها ممکنه احساس کنن که خیلی ازدواج ما عجیب قریبه ولی ما مثلا حتی در دو اتاق جدا میخوابیم ولی عجیبه ولی هستی که
یعنی کمتره شیوعش کمتره یعنی در واقع میتونی بگی اکثریت یک رویهی رو دارن ولی ما همواره اقلیتهای رو داریم که در واقع مثلا یه چیزی هست جالبه میگن پونزده درصد زناشویه ها عملا زندگی جنسی فعالی ندارن و بعد همیشه سوال میکنن که خب پس چجور داریم هم زندگی خیلی هم راحت
و بعض وقتا اینا احساس میکنن که یه مشکله پس ما باید حتما بریم درمان بگیریم حتما بریم اصلاح کنیم ولی اومدن دیدن نه اینجوریه دیگه سبکشونیگه یا مثلا شما فرض کنید که اینی که اون همسر من از نظر سنی چقدر با من فاصله داشته باشه دیدن انسان ها یک تنوع جیلی عجیبی دارد
اکثریت فاصله نزدیکه ولی بعضی ها میگن اتفاقا نه ما خیلی فاصله سنی زیادتر هست پس میبینیم این شکلی بیاییم نگاه کنیم به قول معروف فراوانی های مختلف هست ولی قاطع نیست و اگر کسی یک تفاوتی حس کرد که در اون تفاوت
رابطه پایدار مشکلی نداره نباید اصرار کنه که من بیام چون میگن شنیدم طبیعیش این شکلیه مثلا همین که گفتم پونزده درصد زوج ها میبینی زندگی جنسی پررنگی ندارند و یه دلیلی که خیلی از اینا میان برای درمان این نیست که نراحتن میگن خوب زندگی ما خوبه خیلی هم خوب داریم با هم زندگی میکنیم میسازیم ولی خب حس میکنیم این غیر عادیه ببین تو فشار خون ما این مسئله رو داری
شما ممکنه بگین فشارم و اندازه گرفتن ۱۸ه ولی حالم بد نیست دارم زندگی اومکنم میگن نه خطرناکه قند من ۳۵۰ه و دارم زندگی میکنم هم هیچ مشکلی ندارم میگه نه نه نه باید اصلاح کنی ولی تو روابط فردی این مسئله هست که باید ببینی آیا مشکل داره ایجاد میکنه آسیب بهت میزنه مثلا همسر من هیچی حرف نمیزنه همش تو خودشه آیا با این اوکی؟
اگر اوکی هستی خب میگه خب آره من اوکی هم ولی شما هم مثل قند هست دیگه من اوکی هم قند ۳۵۰ هیچ مشکل ندارم دارم زندگی میکنم ولی دکتر گفته باید این رو اصلاحش کنی آیا ما همچین چیزی در روابط بین فردی داریم یک حشداره میگن پزشکی سازی نکن پزشکی سازی یعنی چی؟ یعنی شما قند ۳۵۰ های حالت خوبه خوبم هست میگه ورزش هم میکنم باشگاه میرم دکتر میگه
ولی تو روابط مثلا آره ما خیلی چیز هستیم خیلی حرف نمیزنه یا اون حیجان نداره تو زندگی روابط جنسیمون خیلی پررنگه یا کمرنگه یا مثلا سبک زندگیمون این شکلیه میگن باید اینجا دیگه ما اون هنجار تزشگی رو نداریم آخه دکترها گفتن باید حتما اینجوری باشه دکترها گفتن روزی باید دو ساعت با هم حرف بزنیم
نمیدونم دکترها گفتن که باید همیشه حساب بانکیتون یکی باشه نمیدونم دکترها گفتن که باید همه چی هم اطلاع داشته نه سبکایی متفاهمه پس اینی که ما تو اینستاگرام خیلی زیاد آقای دکتر داریم باید ها یه ذره خطرناک ها یه هنجاری میتراشه که افراد مجبور میشن خودشون رو توی اون هنجار نکته قشنگی گفته
نه خواهش میکنم شخشقیه رو به هم رفتید این که میبینیم که اگر میخوای زندگی خوبی داشته باشی پس این پنج تا کار رو بکن پس این سه تا کار رو بکن وجود میدونی از این شکلی بهت بگم یه سؤال هست ببین تو پزشکی ما میگیم هنجار داریم ناب هنجار داریم مثلا اینی که خون تو ادراری نفر باشه این مشکلی
شما نمیتونی بگید آه غجیبه خون تو ادرال رنگش هم قرمزه خیلی هم خوش رنگه آره این یعنی کلیت داره از کار میفته به زودی نیازمند پیوند کلیه میشه آره ولی یه قسمت دیگر رو نگاه کنیم بهش میگن زائقه مثلا فرض کن شنبلیله ریختی توی خورشتت یا نریختی بعد یکی بیاد بگی نه نه این خورشت حتما باید تو شنبلیله باشه تو قلط درست کردی مثلا این که نمیدونم شما آیا حساب بانکیتون
آیا توی یه اتاق میخوابین یا نمیخوابین؟
آیا نمیدونم با هم صبحانه میخورید یا یکی جدا صبحانه میخورید یا نمیدونم آیا خرید کردن با هم میرید یا نمیرید این بیشتر از نوع ذائق است ببخشید اون خون توی ادرار رو فکری داریم بگین که تو رابطه اگر اینو دیدیم اینا خطرناکه؟ آها ببین یک لکته که عشق شد یعنی ببین میخوایم این سوال رو اینجوری ادام بدیم پس یه چیزی داریم بهش میگیم پزشکی یه چیز دیگه داریم بهش می
زاغه یعنی هنجار نداره فرهنگ اونو دیکته میکنه مثلا این که این خورش رو با این درست نمی کنن ولی من مثلا اومدم به جای لبیاتوش نخست بگیتم خیلی هم خوب شد هر دو هم میخوریم خیلی هم خوشمون میاد پس این در واقع آره ولی یکی نمیتونه بگی نه نه من رفتم تو کتاب دایرت المعارف خوراکای ایرانی نگاه کردم شما اجتباه است باید برید درمان شید
پس اینو باید حواسمون باشه خیلی از شکایت ها پنجار سازی پزشگیگونه است استلاحا میگن مدیکالیزیشن پزشگی سازی ما در پزشگی سازی پزش خوشدار میده خون در ادرارت مسئله است خب حالا سوال شما خیلی قشنگه ولی در این حال جوابش خیلی پیچیده است کجا ما بفهمیم که این خون در ادراره میدونیه
و کجا حس کنیم که تفاوت اینیه که آیا شنبلیله توی خروش ریختیم یا نریختیم واقعیتش اینه واقعا نمیدونم ولی فکر میکنم قسمت زیادیش رو فرهنگ مشخص میکنه و بعد شما در نظر بگیرید که اگر شما با فرهنگ داریم نیجنگی یعنی سربالایی هستی و سربالایی بودن امکان اینی که خون در ادرارت ایدامشه بیشتر میشه
یعنی میدونی برای همینه که در واقع اگر هنجارهای فرهنگی یه تحصیل کننده است دیگه یعنی من بعد چی بیام مثلا خلافه فرهنگ کردی کرد کنم یه جور دیگهای سبر ببرم بچههایی که خیانت میکنه خون در ادراره؟ یعنی دیگه اصل پایینتر برمیگرده اون اصل پایینتر اصل
در واقع صداقته خیلی از فیلسوف ها معتقدن که صداقت یک پدیده پندرداره یعنی اینه به این برمیگرد نداشتن صداقت آره
یعنی نداشتن وفاداری ببین یکی از البته باز میگم مرساش خیلی پیچیده شد بعضی از فیلسفا ممکنه بگن که آیا ما بایدهای اخلاقی داریم که مثل همون خون در ادرار باشه حالا من بیام اونوریشم برات بگم بعضی هم میگن که تو پزشگی هم قاطع نداریم مثلا فشار خون بالا میگن خب مریضیه دیگه میگن نه تو بعضی جاها فشار خون بالا ممکنه منحفظ باشه
اگه قرار خون ریزی کنی قرار مثلا در یک جدال تن به تن قرار بگیری و تیر بخوری شاید خون فشاخونت بالا باشه امکان زنده موندنت بیشتر میشه حسین از پشت میگه ببین گوش بده ببین یک پیچیدگی من یه چیزی آقای دکتر میفهمم میخوام چون برم سراغ یه مطلب دیگه و یه سوال دیگه
میفهمم شما میگین هیچ قطیتی وجود نداره بله ولی اون بایدهای اخلاقی یه سوال فلسفیه که آیا ما بایدهای اخلاقی داریم که همون خون در ادرار باشه با این فرض که خون در ادرار هم ممکنه بعضی ها بگن که تو بعضی شما مثلا شما فرض کنید یه بیماری های تو پزشکی هست که گاه یوقات میگن مثلا شما فرض کن میگن کمخونی داسی شکل خیلی ها میگن بیماریه ولی میگن اگر در جمعیتی باشید که م
آره ولی حالا من باش نظر شما مخالفم فرش کنیم که یک پزشکی قطعی وجود داشته باشه حالا من مخالفم هم بگم بگید بله من من نظر شما مخالفم و به نظرم بایدهای اخلاقی وجود دارد و مثلا میتونیم پنج شیشتا باید اخلاقی جهانی اعلام کنیم ببینید هیچ جایی کسی به کشورش خیانت بکنه نمیگن آفرین بهت
آدم دروبگو در هیچ جای دنیا آفرین بهت نداره دوز آفرین بهت نداره میدونی چی میخوام میگم یعنی پسیه باعیت های اخلاقی البته میگم اجازه بدید این بحث رو با فیلسوفا انجام بدید نه با من آره من میگم از منظر پزشکیش میتونم بگم که آیا ما واقعا اون جهانشمول های اخلاقی رو داریم یا نه
جهانشمول های رابطه ای شما میگید ندارید نه میگم که باید ببینیم اگر بپذیریم جهانشمول های اخلاقی داریم اون موقع جهانشمول های رابطه ای هم خواهیم پس یه بحثیه که فلسفیه بحث پزشگیش اینه که در واقع قسمت زیادی از آنچه که شما به عنوان هنجار میگن
نمیدونم چند ساعت با هم وقت بگذارید، نمیدونم با هم مسافرات برید، نرید، با هم حرف بزنید، نزدید.
اینا بیشتر ذاهق است.
نه هنجار.
و به همین دلیل یک موج سنگینی رو ما در شبکای اجتماعی داریم که یک هنجاری رو میخوان در واقع بفروشند.
و حالا خطرش چیه؟ خطرش اینه که خیلی از افراد تا قبل از این مثل داستان هست که قبل از این ما متوجه نبودیم مشکل داریم فهم کردیم داریم خیلی خوب هم زندگی میکنیم از موقعی که اینا گفتن احساس کردیم اه ما مشکل داریم چون من شنیدم مثلا باید برای هم حتما کادو بخریم حتما جشن تولده همو تبریک بگیم حتما باید این مسئله آتفی رو رایت کنیم و این رایت نمیکرده پس ما اشک
که این کاملاً پزشگی میشه، کاملاً هنجار میشه ارز کردم، اینو من توصیح می کنم چون حوضه ی فلسفه ی اخلاق هست میزه گردی با فیلسفا بزنید.
آره، یه فرواد داشتیم.
چون من چیزی نگم که توش تبخور ندارم.
قربونتون رو... ادعا نکنم.
چون من همجور احساسهای خودم رو بگم، میگم این یه پشتفانه نیست.
ادعی دارن اینو میبینن و بگن که...
من رو نظریه روانش میگم ولی واقعا یه سؤال جدیه برای من که آیا میشه توان فکر کرد دروغ گفت چون ببین حتی بیولوجیست هم اینو میگن میگن تکامل در تهیه میلیون ها سالش یه سری صفت هایی رو در افراد کاشته مثل همینی که مثلا من قدم کنترول باشه مثلا این که به هم نوع هم دروغ نگم یا خشونت بیمورد به هم نوع هم نداشته باشم یعنی اون که به من کاری نداره من برای چی برم اونو گاز بگیرم برای چی
پرخواب بکن ولی خیلی نهل نهل هست مکتب مکتبه و هزی ها میگن نه از این یونیورسال ها جهان شمول ها نداریم
یا مثلا اون مثالی که زدید اون شاید کمتر مطرح باشه چون اصلا مفهوم کشور مفهوم ملت یه مفهوم جهان شمول نیست دیگه و از این اصلا متوقعا جهان وطنی داریم چیزی به نام وطن نداریم حالا بحثش به قول شما خیلی گسترده است چون مثلا در این حوضه ازدواج با محارم در یک دوره ای از تاریخ وجود داشته بود
و آروم آروم یعنی به یک فضای رسته که این کار غیر اخلاقی است و باید دور بشیم.
یعنی انگار جامعه بشری آروم آروم اخلاقش رو سعی کرده تکمیل کن یا به یک... میگم دشواریش حالا... ولی بذار اینه که چون مطرح کردی.
حالا همینجا بگم که مرز پزشکی و فلسفه کجا با هم پیچیده میشه؟
یه نکته هست بسیاری از این در واقع نخستی ها پرایمت ها مثل شامپانزه مثل گوریل مثل بابون اینا که یه جور از در جنتیکی قرابتشون با ما بیشتره اونا هم دیدن مسئلی محارم توشون هست
پس اونجا داستان از فلسفه یه دفعه میاد به بیولوژی و روان پزشکی نوروساینس و لومعذبی مثلا دیدن شامپانزه ها با بستگان معنیس مادریشون ارتباط قرار نمی کنن و حتی چیز عجیب نه تنها با مادر خاله و حتی که دختر خاله یعنی اونی که از جانب مادر هر بستگان معنیسی هست یه جوری با اینهای شخص جفتگیری نمی کنن
حالا این سواله که قطعا نمیتونیم بگیم فیلسوفی اومده، مکتبی اومده، دینی اومده، نزاشته خب اینان به نظرم تو سخت افزار مغزشون رفته اگه تو سخت افزار مغزشون رفته اون موقع مقوله ای میشه که میتونه دستمایه پجروهش های علم پزشکی، علم زیستشناسی، علم نوروساینس بشه
من راجب انسان هنوز نمیدونم و واقعا سرگردانم و دوست دارم که اتفاقا میدونین یه سؤال این شکلی هست من تعداد فایل دارم راجب این که نهاد بشر ذات بشر اولا آیا ذات فکسی داره؟ مثلا بعضی هم میگن بشر ذاتش مهربانه با قریبه ها نمی جنگ
بعضی دیگه میگن نه اتفاقا اون حالت گریز از قریبه ها تو سخت افزار مغز ماست مثلا شما این حالت رو تو بعضی ایوانات میبینید یعنی اصلا ربطی به این نداره قریزه حمله میکنه آیا ما اون ذات قریزی رو داریم یا نه نمیدونم و نمیخوام هم تمومش کنم یعنی به ذهنم و به بندم هنوز دارم مطالعه میکنم غربونتون برام ما هم حتما ویدیوهای شما رو میدیم و این مطالعات شما رو ازش استفاده میکنی
اسپانسر برنامه بازیا شرکت محترم بیتا بیوتکسه بیتا بیوتکس محصولات خیلی خفنی تولید میکنه برای سلامتی شما برای بچه ها برای خانوم ها و آقایون بزرگ سال همچنین محصولاتی که میتونه کمک کنه برای حفظ سلامتیتون
و بسیار مفید هست برای اینکه ویتامین های مورد نظرتون رو دریافت کنید حتما اسم بالمن و بالوامن رو شنیدید اما این فقط دو تا محصول از محصولات زیاد ویتابیاتکسه لطفا همین الان برید صفحه اینستاگرامشون یا سایتشون ملاحظه کنید ببینید چه محصولاتی داره که تک تکشون ممکنه
مرد نیاز شما باشه و با یه فرمولاسیون درجه یک و بسیار مفید و منحصر به فرد برای بدن یه سوال خیلی مهم راجب نوجوانها دارم که اونو میخواهم جز سوالهای آخرم باشه اما یکی از پربیننده ترین ویدیوهای یوتیوب شما راجب انگیزه است
اصلا خیلی هم پمرسان شده واقعا جامعه ما جامعه که امروز انگیزه ندارد به خاطر همین خیلی اون ویدیو رو دیدن یا اینکه نه، اوضاع ما خوبه؟ من بیشتر اینجوری فکر میکنم سالهای اخیر
روان پزشکی و روان شناسی یک تمرکزی داشت رو چند بیماری مثال افسردگی، استراب، پنیک، وسواس یعنی علوم سلامت روان اومده بودن یه سری بیماری هایی رو خیلی پررنگ کرده بودن و مقدار زیادی یعنی شما هستن کتاب هایی که در درمان افسردگی خیلی زیاده روان درمانی افسردگی ولی همینجور که اومدن جلو دیدن خیلی از مردم بدونی که از اینا رنج جدی ببرن مشکل دارن
یعنی یه سری حالت هایی هست که در اون کتاب نامه ها درس نامه های روان پزشکی وارد نشده ولی میگه ببین زندگی من این عذیتم میکنه من افکار افسردگی که اشتها هم کور شده باشه شبا نتونم به خوابم ناامیدی مطلق از زندگی افکار خودکشی هیچ کدوم از اینا رو ندارم ولی صبح که بیدار میشم میگم یکاش امروز تحتیل بود یکاش لازم نبود برم سر کار یا میرم سر کار همکارها رو میبینم
یک جریان خوبی در علوم رفتاری شکل گرفته که میگن ببین اولا ما خیلی بیمار میور نگاه نکنیم
بیاییم قسمت های مصبت رو ببینیم چی میشه ما انگیزه داریم؟ چی میشه شعور و اشتیاق داریم؟ شوق چیه؟ اینها رو ببینیم چی میشه که از زندگیمون لذت میبریم؟ چون بعضی هم ببینیم خیلی خوشبه حالشونه از هر چیزی لذت میبره همین که مثلا در همین هوا کنار یک درخ بشینه یه چای تو لیوان یه بار مصرف بخوره خیلی بهش مزه میده یه نفر دیگه هم از در اوج نعمات همش قر میزنه
یا من مراجعه این رو میبینم که به نظر میاد که ما مثلا مسیر رو داریم اشتباه میریم مثلا همش نگران مصرف مواد داشتیم خب مصرف مواد رو گذاشته کنار الان میگه یه سال پاکم خب از نظر همه این یه درمان شده است ولی یه سال میپرسن ازش دلخوشید چیه؟ الان چی خوشحالت میکنه؟ توی یه هفته گذاشته چه کار لذت بخشی انجام دادیم؟
یا الان آرزو، حسرت داری چه کاری بکنه که خیلی بهت مذه بده؟ میشه من اینجا رو یه رسه نگردم بپرسم با بچه ها دلخوشیشون چیه؟ سوال سختیه، فکر نکن سوال راحتیه ولی آسانی دلخوشیت چیه؟ من دلخوشی ندارم نداری، فاطمه؟ باید فکر کنیم، محمد دلخوشیت؟ من دیشب راجعه شو فکر کردیم
سفر رفتن.
سفر رفتن؟ سفر پیش رو مثلا.
خیلی.
ما خواهیم بریم سیبری با محمد.
آره.
آره.
علی، سلام خوبی؟ دلخوشیت چیه؟ بودن پدر مادر.
بودن پدر مادر.
فاطم؟ منم و بابم خانواده هم.
صحیح.
عاشقی.
عشقی.
این همه همون میرزه آقای دکتر حالا یه چیز رو نگاه کن تازه این خودش عجزا داره دوستمون که مثال سفر رو زدن اومدن دیدن که همین که دلخوشیت چیه یا لذتت چیه سه جزه نسبتا جزا ها از هم داره یک انتظار دلخوشی کدکانو دیدین یه حالتی دارن واقعا حسرت برنگیزه من سالها دوست دارم یه بار دیگه فقط یه بار دیگه نستالجی این حالتو دارم شب از خوشحالی خوابش نم
فردا تولدشه خوابش نیبره فردا عیده خوابش نیبره فردا قراره مهمون بیاد خوابش نیبره براش کادو خریدن گفتن آخر هفته برو بازش کن قراره بریم برات دوچرخه بخریم اون سه روز اصلا میگه ول میخورم خوابم نیبره به این میگن انتظار لذت anticipation of pleasure
جالبه مدارهای مغزی که این کار رو میکنه زمین تا آسمون با اون لحظه ای که اون لذت رو تجربه میکنی فرق داره یعنی مثلا اینی که آخ جون قرار آخر هفته بریم این سفر یا این قضا رو بخوریم یه بخشی از مغزه اون لحظه که اون رو مصرف میکنی یه بخش دیگه هست و جالبه یه چیز خیلی عجیب این دوتا خیلی با هم رابطه ندارن
یعنی مثلا شما میبینی افراد داره آماده میشه برای سفر چمدوم میپندیم میریم اصلا یه دنیاییه حتی تو سفر فانتزیا داره بعد میریم اینجا بعد میریم اینجا بعد این کارو میکنیم بعد میریم از اینا خرید میکنیم میبینیم مثل که لذتت رو داره اینجا میبره و بعد جالبه میره توی سفر میگه اونقدر اتواقا لذت نداشت اون آمادگیشه یا مثلا ایام ایت میبینیم اون پونزه روزی که دارن شیرینی میقرن خونه ت
این پس شد امثال دوم مسرف لذت سومیش چیه؟ یاداوری و حافظه ی لذت یعنی یه عده میبینی یه تجربه خوب دارن تا آخر عمرشون با اون تجربه دارن برای دیگران تعریف میکنن حتی این تو شبکه های اجتماعی هم منکس شده که آیا این شعافه؟
یا اسطلاحن میشه میگن capitalizing on pleasure.
سرمایه گذاری کردن روی لذت.
چون یه تکنیک درمانیه.
میگن اگه یه چیزی بهت مذه داد برای دیگران تعریف کن.
ازش یاداوری کن.
مثلا تو روان شناسی، روان درمانی، روان پزشکی انتظار دارم پزشک کمش از بدبختیهاش سوال کنه.
خب این هفته دعوا کردم، خیلی ناومید بودم، میخواستم به خودم آسیب بزنم.
ولی اومدن نه چرا اونور نبرده این هفته چه کاری کردی خیلی بهت مزه بده از چیزهای خوبی که برات اتفاق افتاد بگو بیا برای من تعریف بگو خب چیزا برای چی بگم خب رفتم این کار گردم خیلی هم خوب بود بهش میگن یاداوری مزمزه کردن سیورینگ لذت
یعنی بعد از اینکه شما این رو تجربه کردی با آب و تاب میایی برای خودت برای دیگران و از اون نشانه هاش یادآوری میکنی برای همینه توریست ها که اینجا میرن میرن نمیدونم کارد پستالش رو میخرن جاکیلیدی رو میخرن چیزها رو میخرن غیر هم همیشه هم چند برابر قیمت به اینا میفروشن ولی بعدا میاخه یادش بخیر این مال اون سفر این آهنروبایی که روی این چیز هست این مال یادش بخیر رف
این یادش به خیر اینم یه جنبه دیگه هست حالا چیز عجیب اینه این سه تا هست هم جدان یعنی بعضی ها هستن خیلی اون لحظه آنچنان لذت داره میبره با شما داره شور و شوق نشون میده و میگه ببینی هر هفته اینجای ما بعد دیگه تموم میشه نه دیگه تلفون شما رو جواب میده هفته بعدم زنگ میزنی خواب مونده میگه نه دیگه حالا بعد چیشو شد حافظش نمونده این حافظش نمونده آره و بعد جالبه اومدن ر
و معسر ترینش تو انگیزه انتظار لذته و جالبه تو کودکان انتظار لذت خیلی پررنگه یعنی شما بچه ها رو دیدین دیگه مسافرات میری نمیتونه اصلا اینقدر بول میخوره کهی میرسیم کهی میرسیم کهی میرسیم نمیدونم یه جوری همش این پا اون پا داره میکنه از اون طرف استفاده لذت کم عرضش ترینشه یعنی اومدن دیدن حتی افسرده ترین آدم
حتی اونایی که بیماری های شدید روان پزشکی داریم قضای خوشمزه بهشون میدن خوششون میاد میگه آره خوب بود ممنون دیگه بعضی هسته که اونم ندارن تفلکی ها یعنی دیگه حتی اون لحظه هم میگه هیچ چی دیگه خوش آدم نمیگه و بعد اون قسمت یاد آوریشه یه اده میبینه انگار دنیا رو بشت دادن یه عمره داره با اون اتفاق خوب در واقع خاطره میبافه حالا یه بخشی از روان پزشک
چی میشه شما روزشماری کنی برای یه اتفاقی و حالا چرا اهمیت داره؟ اومدن دیدن اینا خیلی تو سلامت محسره خیلی تو انگیزه محسره یعنی اگر شما داری روزشماری میکنی تقویم رو نگاه میکنی که این مثلا 27 هم میشه 27 هم چه قراره قراره مثلا این کار اتفاقی افته این سلامت روانتو سالها تزمین میکنه از اون طرف مثلا مواد رو میذارن کنار معتادا واقعا این سآل رو میپرسم چی خوش
این روبات هر روز صبح میشم آدم و هنگی میرم این کارها رو میکنم واقعا حسرت ایچیون ندارم دلخوشی ایچیون ندارم و بعد وقتی اونا رو زنده میکنی ببینی درمان اتباه میکنه یکی از راه های درمان اتیاد اومدن دیدن اینه دلخوشی غیر مواد
و این یک تست خیلی قویه به جای اینکه بری آزمایش ادرار بگیری به جای اینکه همه رسدش کنی چی مصرف میکنی ببینی آیا دلخوشی غیر مواد داره یا نه؟ آیا حوص کرده؟ میدونی حوص در واقع ترجمه نیست از temptation یعنی آقای دکتور مثلا من که مصرف کننده مواد نیستم هم این توم کار میکنه که اگر قرار باشه تست سلامت از من بگیرن علی تو دلخوشی داری آره آره
بابند و بعد دلخوشیی که داری کم ارزشتری نشونیه که آره مثلا خب یه کسی چیز رایگان بهم بده منو همین الان وعد دارم ببنم سفر بهم خوش میده بعضی ها این هم نیست دا یعنی حتی میگه با حسل اونم نداریم اگه بابا هست تو رخت خواب بیایی بیرون لباس فرخوشی مصفات بزنی نمیدونم آماده شی حسل اونم ندارم ولی اونی که داره انتظارش رو میکشه یه جنبه چهارومم داره چقدر تلاش میک
اونم یه پیچی دیگه یعنی ببینی پیچی دیگه ها همش تو دل هم میاد تلاش میکنی یعنی خب مثلا شما دوست داری این سفر رو بری چقدر حاضری الان کار کنی پولات رو پسنداز کنی که اون سفر رو بری دیدن بعضی هم میگن خب خیلی دوست دارم ولی خوصله یه تلاشگری ندارم پس با همین چهار جنبه بخشی از سلامت روان ما انگیزش ما تمنی
و نگاه میکنی یکی از چیزهایی که میگم اون ویدئو چرا طرفدار پیدا کرد در اینکه خیلی ها حس میکنند ببین من به زور میخوان به من تشقیص بچسبونند چون میبینی این مشکل هم هست تشقیص چسبوندن به افراد متاسفانه یک حرکتیه که یه ذره پررنگ شده یه ذره هم نه خیلی پررنگ شده ها تو اختلاف شخصیتی
تو نمیدونم دو قطبی تو احتمالا افزارده ای اقا ADHD همه ADHD ولی وقتی نگاه میکنیم بیا بیمار مهور نگاه نکنیم انگ مهور نگاه نکنیم تشخیص مهور نگاه نکنیم شور و شوق هم تو زندگی کم شده و چجوری میتونم شور و شوق هم رو زیاد کنم جالبه تکنیک هایی داره مثلا از تکنیک های ساده شروع میشه که وقتی یه اتفاق خوب میفته اونو سعی کنیم برا خودت یاداور براش بذاری همین رفتی سفر
سقاطش رو نگرداری اکسش رو نگرداری یا برای دوستانی که میدونی احساس نمیکنن داری پوز میدی بدون اینکه بخوای پوز بدی و فخر بفروشی برای دیگران تعریف کن رفتی اینجا اینقدر قشنگ بود این هوتلش اینجوری بود ساحلش اینجوری بود من خیلی لذت بودم و روش تحلیل کن یه جور آگاه باش به این رساله آقای دکتر
یادم رفت.
ADHD گفته این که شده.
آره آخه ADHD خیلی ها... ببین حتی اینو میتونم برات مثال بزنم.
ببین همین که گفتی ADHD استلاحاً در علوم رفتاری میگن پرایمنگ.
این کارو کردن.
یعنی وقتی به آدم ها میان یک تشخیصی رو مطرح میکنن یا یاداوری میکنن روی کار کردشون اثر میذاره.
یعنی حتی همین لغت رو آبردی چه بسا این لغت به همریختن اون تسلسل فکرت یعنی میدونی یه چیز ها خیلی قشنگه یعنی وقتی نمود یک چیز رو در ذهن زنده کنی اثراتش هم میبینی ما اینو توی دردهای بدنی داریم توی فیزیولوژی ورزشی داریم توی اثر دارونما داریم یعنی حتی اصلا یاد یه چیزی میفتم
الائمش حتی اگه توی یه نفر دیگه باشه بگن فلانی مثلا آلسایمر داره فلانی سالمنده همین سرایت گفتم انسان نیازمنده دیوار هستیم فایروال هستیم همون سرایت پیدان کنه حتی یک سری پجروهش ها بود که این پجروهش ها خیلی بحث انگیز داره یکی از بحث انگیز ترین پجروهش های حوضه علوم رفتاریه که افراد وقتی به مطالب سالمندان فکر می کردن
فیلمشونو که گرفته بودن دیده بودن کندتر شدن آیا دکتر اینو میخواستم بپرسم الان تو ذهنم اومد ما الان در جامعهی که زندگی میکنیم خیلی انگار موت شده که همه برن تراپی و به نظرم چیز خوبیه
ولی ما به همون اندازه که ممکنه مثلا مجری بد داشته باشیم خودمونش امیدم تراپیست بعد هم داریم که میتونه تو رو درمانهای اشتباهی انجام بده اینجا معلفه داره که چجوری بفهمن که دکتر خوب چه شکلیه؟ ببینین پیچیده هست ولی یه معلفه رو میتونن در نظر بگیرن اگر تراپی دارم میرم و مثل همون داستان این که تا قبل از این است نمیگنم خیلی مشکل دارم فقط تراپی دارم میرم تراپی رو برای جن
اصطلاحا اون رشده میرم برای خودشگفت هایی میرم برای خودشناسی نه این که برای خودم تشخیصی مطرح کنم و اون تشخیص رو هز کنم یعنی شما الان نمیتونی میگین چه دکتر هایی اگر این شکلی بودن خوب بودن یا نه مثلا من میتونم خصوصات کلی میشه گفت کلیش اینه که تحکیدش بر جنبه هیجان مصبت و رشد باشه
ببین یا افرادی هستن که واضحاً از عوارض منفی رنج میبرن.
یعنی چی؟ یعنی من یک افزار دیگه شدید دارم.
یک وسواس خیلی محکم دارم.
میگن رفع علامت وظیفه اون درمان کرد.
خب رفع علامت.
ولی بعضی ها اصلا علامشون سبکه.
اصلا همه اونقدر ADHD نیستن.
اما اونقدر وسوس ندارن.
اونقدر پانیک ندارن.
یعنی علامت استلاحا میگن سیمتوم خیلی شدید نیست.
میگن در بسیاری از رواندرمانی ها به جایی که سیمتوم رو هزف کنی بیایی این ور رو درست کنیم.
نشاط رو بیشتر کنی علاقه مندی رو بیشتر کنی لذت زندگی رو بیشتر کنی شور و اشتیاق رو ببری بالا اون خودش اصلاح میشه پس یه ایرادی که به بخشی از پزشگی گرفته میشه یعنی که چرا همش بخوای سیمتوم رو رد کنی و حتی بررسی قشنگ شده اومدن دیدن وقتی افراد یه افسردگی دارن خب اینو اندازه گیری کردن مقالات خیلی خوبی هست دوست داری چی بشه تو تراپی خب یه جوابش
ولی جالبه اون جواب جواب اول نبوده خیلی هاشون گفتن مثل سابق شور داشته باشن کنچکاویم زنده بشه دوست داشته باشن با بقیه معاشرت کنیم این جمعه مصبتشه برای همین جمعه مصبت اقای ایراد داره که ممکنه یه ذره زهت بشه به سمت پوپولیستی بره به سمت در واقع کارهای غیر علمی بره ولی اون قسمت علمش خیلی قشنگید تقویت شور و اشتیاق تقویت انگیزه تقویت نگرش ل
انتظار رزد اینا خیلی بهتره تا اینه که من بخوام همه علاهم منفی مو برطرف کنم چون محلفه جرمی گفتیم و اینو بپذیریم که بیشتر ما علاهم منفی پررنگی داریم نوشخار داریم افکار منفی داریم استراب داریم
احساس بدبینی داریم خشم داریم لحظاتی به نظر میاد کارامون رو درست انجام نمیدیم اون تعلل داره جهانگیر میشه تقریبا همه میگن کارهای عقب مونده داریم و این سبک زندگی حالا این یه فرصت خیلی فکر کنم مجازا میخواد که سبک زندگی چجوری روی این اثر گذاشته برای چی؟ برای این که در یه سبکی که شما مسئولیتات مشخصه
جایگاه اجتماعیت مشخصه اون پیام هایی که تو زندگی بهت برسه محدوده این مغزت میتونه اینا رو پردازش کنه ولی وقتی داری بمباران میشی 500 تا پیام میاد با 200 تا آدم در تماسی کارهای مختلف باید بکنی از قبص های مختلف بگیر نمیدونه ماشین و موازه باش اقلام منزلت زیاد شده یه زمانی مات متوسط اقلام خونه افراد 3 یا 4 قلم بوده
الان میبینی افراد ۲۰۰ قلم دارن نمیدونم این ایرفون همه این نمیدونم ماوس همه این لپتاپ همه این اون یکی لپتاپ همه این کابلش همه اینا باید توی اون پردازشگر مغز ما بمونه یک مثال براتون بزنم الان همین روی میز نشستیم خیلی ها میان میگن همون ADHD و ریتالین به خصوص نوجوان ها پجروهاشه قشنگی شده شما گوشیت رو میذاری اینجا رو به بالا سایلنت داری کار میکنه
و تصمیم میگیری جواب ندی این ورژن اول ورژن دوم گوشی رو روبه پایین میذاری یعنی صفحه رو نمیبینی اینجا ورژن ثوم اینجا و ورژن چهارم در کامشنت که اونجاست در این چهار حالت میزان تمرکز و قدرت تصمیم گیری افراد فرق می کنه حتی اگر قرار جواب ندند قرار نیست جواب بدن مثلا منتظر تلفونی هم نیست
و اون مقداری که وقتی تو کاپشنشه تقریبا معادل 10 میلی گرم ریتالینه
یعنی اینایی که میگن ADHD شدیم تمرکزمون کمه یه سوال میتونه این باشه شاید بمباران محیطیت بالاست و این بمباران بالای محیطی رو چرا میایی بیماری سازی ازش میکنی؟ بدونی یه چیزی که باید باش مبارزه کنیم بیش از حد بیماری سازیه اول محیطت رو درست کن اون هجانات مصبتت رو درست کن شروع اشتیاقات رو درست کن هدفمندی پیدا کن نمیدونم اینا رو زنده کن بعد اگه دید
نه اینکه بگردم بگردم یه علامتی فیدا کنم مثلا خب آره من پنج تا گوچی جلون باشه ده تا کار رو همزمان انجام بدم اون چیزی که امروز بهش میکنم ملتی تاسکنگ دارم درگیر همه اینا هستم بعد هشت کنم حافظم خوب نیست و من نیازمندم ریتالین مردم آقای دکترون من آخرین سوالم رو میخوام بپرسم و بعد یه سری سوال عمومی دارم که ازتون خواهش میکنم که پرسید هم کتاب هم جواب بدید
ما یک کتابی هست به اسم نسل مستره که ریشه گابی میکنه در این دوران مختلف چه آسیبهایی رو نسل جدید دارن میبینن مخصوصا از ۲۱۱ به بعد به این طرف خب ما هم خودمون در ایران من چند وقت پیش از حسین شنیدم گفت یه دختر بچه مثلا نه ساله خودکشی کرده خاطره با پدرش نشست سو تفصیل
و این آسیبها رو داریم میبینیم.
تو اون کتاب اشاره میکنه که پسرها و دخترهای امروزی تو چرا آسیبهای زیادی هستند؟ دخترها بیشتر از پسرها؟
دخترها به جهت سوشال مدیا و مقایسه بسیار زیاد که یه خوره قبل از ضبطم راجبش صحبت کنیم که همه دوست داریم اینه هم باشیم اینفلومنسر این کاری کرد صفحه ها رو دنبال کنیم مثل اونا زندگی کنیم بلا بلا بلا بلا و اگر من این شکل نیستم ناکافی هم بلد نیستم و نمیتونم و پسرها تو اون کتاب اشاره میکنه که به جهت بازیای کامپیوتری و دسترسی راحت به پر درسته یعنی این استراب
یه خوره راجع به این نسل صحبت کنی؟ و چه برنامه در سرم؟ توی این رشته که آدم هست بدونی بعضی رشته ها شاید شست رفته ترن رشته های مهندسی، فیزیک البته اونا هم چون من عاشقایی ندارم شاید با متخصصینشون صحبت کنی اونا هم همین دقدقه های من رو داشته باشن واقعا مرز های قطعیت و علم از خطاهای محاسباتی خیلی مشخص نیست تو این رشته
از یه طرف ببین همیشه باید اینجوری نگاه کنیم که جنبه های مختلف داریم.
از یه طرف میگن از زمان نوشته های خومر ما شاهد این هستیم که سالمند ترها می نوشتن نسل بعدی دیگه داغون شده.
نسل بعدی واقعا اصطلاح های چیزی هم به کار می برن براش دیگه.
این نسل دیگه به فنا رفته و اینا.
و بعد الان تقریبا پس 2500 ساله که همه فکر میکنن نسل بعدی دیگه نه نسل پشتکارداره نه نسل سالمی در میاد از توی اینا اصلا چیزی در نمیاد یعنی این یک رونده و اسطلاحا بهش میگن عدبیات شوم و ناامیدی دوم ان گلوم دنیا دیگه به آخر خط رسیده یعنی از زمان هومر میگن که نسل بعد دیگه تمومه آخر خط اینو باید تو زنمون نگردادیم این از یه طرف از یه طرف دیگه شواهدی که افراد جور م
اینه که خب میگم ببین بمباران اطلاعاتی زیاده شبکه اجتماعی زیاده همین که گفتم اینقدر درگیری هست بالاخره این پردازشگر مغز ما
در جریان تکوینش که شاید هومو ساپینز رو در نظر بگیریم مثلا سی ست ازار سال چار ست ازار سال بوده بیشتر مشکلاتش چند تا بوده اینقدر بمباران نمی شده اینقدر در معرض پیام های متناقض نبوده در اینچه پردازش می کرده ولی الان شما داری ازش مثل این که یک کنتوری داری یک فیوزی داری که چند تا وسیله باش کام کرده الان این همه وسیله و یخچال و تلویزون بزرگ و برق نمی کشه فیوزش می پ
یعنی استرابه افضایش پیدا کرده
و اون تشخیص هایی که میبینین افضایش پیدا میکنه مثل ADHD و اینا فقط این نبوده که اون زمان کشف نمیشده به نظر میومد اونقدر نیاز نبوده که پردازش همزمان بکنی شما حلقه دوستات محدود بوده؟ مطالبی که میخوندی محدود بوده؟ که البته اونم ضررهای خودشو داشته ها از دنیا غافل بوده ولی الان در یک جانش اصلی تعداد اکس هایی که میبینی تعداد چیزهایی که میبینی بلاخره اینا روی اون مد
برای همین یه دید دوگانه به شبکای اجتماعی شکل گرفته.
از یه طرف میگن خب آزادی اطلاعاتو به هر مقام آورده.
میفهمیم دنیا چه خبره.
از اون محدوده ذهنی بستمون همه بشر خارج شده از یه جهت دیگه میگن که بمباران زیاد شدی و این سی پی او حالا اصطلاح کامپیوتریشو بگیم که درست هم نیست مغزو تشبیه کنی به کامپیوتر اصلا اینجوری کار نمی کنه ولی یه جهت دیگه داری بیش اصد ازش کار میکشی دیگه این حافظشو پر کردی نمی کشه برای همین فراموشی پیدا کرده دوچار اختلال میشه و به خصوص اون تناقض انتخاب
میگه وقتی شما تعداد زیادی گذینه میبینی خب یه حسرت میخوری دیگه
یعنی اگر این یکی از چالش های اصلی ما اسپش میگن تناقض انتخاب شما اگر پنج تا گذینه رو خودت داری گذینه یک رو انتخاب میکنی بلاخره یه حسرتی میخوری که اون چهارتا هم یه ویژگی های خوب داشتن دیگه اونا همشون شرم مطلق نبودن که حالا چه میخواد تو ازدواج باشه چه تو خرید کالا باشه چه انتقاب سفر تفریحی باشه چه هر چیز دیگه باشه اونایی رو که انتخاب نکردی حس
به طور میانگین حسرت خوردن شما خیلی بیشتر میشه دیگه اون رنگش قشنگ بود اون یکی کیفیتش خوب بود اون یکی خوشتست بود والا وسائل خونه اون یکی نمیدونم قابش خیلی خوب بود اون یکی میکروفونش خوب بود اون یکی در دنچه شما مرتب احساس زرر حسرت و خسران میکنیم به این میگن تناقض انتخاب و میگن با افضایش شبکه های اجتماعی این پرادکس آف چویس شما رو آزار میده یعنی شما همیشه
یعنی این گوشه رو که خریدم، این ماشین رو که خریدم، این هوتل رو که رفتم می زنم تو انترنت می بینم 500 تا هوتل دیگه هم بوده یعنی این چقدر هوتل خطابش خشنگ بود، این چه ویوه خشنگی داشت، این چه محبتش خشنگ بود، کاشون رو انتخاب کردن یعنی کاش اون کار رو کرده بودم افضایش پیدا می کنه و افراد دوچاره استراب می شن یه اتفاق دیگه هم افتاده بهش می گن در واقع خفگی زیر فشار
شما وقتی برای چهل نفر داری حرف میزنی یه اشتباه کنی میگی خب چهل نفر فهمیدن ولی الان من نمیدونم چند نفر ویو خواهند بود پس اشتباه من زب در یه عدد خیلی بالایی میشه پس طبیعیست که ذهن من احتمالاً یک بار سنگینتری داره این پدیده رو غیر کشف و قشنگی بود به عنوان مثال اومده بودن دیده بودن که فوتبالیست هایی که در واقع صاحب لقب هستند
اونی که جام طلایی پای طلایی کفش طلایی من خیلی فوتبال اطلاع ندارم اینا رو برده وقتی میخوان در بازی های حساس پنالتی بزنن امکان این که اون پنالتی به گل منجر بشه به طور متوسط 65 درصده اونی که هیچ لغبی نداره 72 خوردهی درصده نزدیک 80 درصده
یعنی اونی که خیلی مهارتش بالاتره هنگامی که حس کنه چشمهای بیشتری روش هست بدتر عمل میکنه و این هم باز در عصر جدید اتفاق افتاده یعنی هر چیزی که شما خواهید پیشرفت کنی چون امکان اینی که خرابکاریت یک حزینه سنگینتری وراد به هر مقام بیاره دوچاری استرابی میشی و برای همینه که شما میبینید در سلبریتی ها در افراد مشهور اینا یه استراب پایه پیدا میکنه
تو که خیلی کارامدتری، توانمندتری، چرا اینقدر استراب داری؟ تو این کار هر روزه ته ولی حواستون نیست که این چوکینگ آندر پریشر تو تنیس بازا بررسی شده، تو سخنران ها بررسی شده، تو جراهای تاب بررسی شده اونی که هیچ وقت اشتباه نکرده میبینی کم کم یک حتی فروپاشی عصبی تجربه میکنه بریک داون
و گاهی اوقات برگردیم به بحث اولمون مصرف مواد رو دابن میدن اگه میگه اینقدر استرابن رفته بالا اینقدر فشار روم زیاده فشار روم زیاده چرا فشار روم زیاده؟ چون چشم روم زیاده انتظار روم زیاده انتظار چرا روم زیاده؟ برای اینکه شبکه های اطلاع رسانی اینا دیگه اینا حوضه هاییست که میتونه به آسیب منجرشه
اینو درست میگن خیلی ممنونم آقای دکتور من چندتا سوال بپرسم ازتون و لطفاً کتاب به من بگین که همینقدر دوست داشتین تو تاریخ با کی الان چایی بخورین بفه بخورین بشین همکلام شین هر را جای تاریخ میتونین بیارین شاعر نویسنده موزیسیان هر کسی
این آخه جهابش رو فکر کردم ولی فکر میکنم که بتره نگیم چرا؟ شخصیت های چیزی هستن اگه شخصیت خارجی باشه میدونید چون با خاله دیگه سلیغه تونه سلیغه بود من فکرش رو کرده بودم که خارجی اگر بود من دوست داشتم اون کلاوس فلیپش توفنبرگ باشه ما نمیشه اگه بدونید کی بود اونی بود که بوم گذاشت هیتلر رو بکشه
اوه میدونی چون همیشه ذهنم درگیر بوده که دیگه اوج نان کانفرمتی بوده میدونی نان کانفرمتی یعنی چی؟ یعنی این که شما همه دارن یه جهت میرن خب آره مثلا ده درصد اینوری میرن
طرف میگه که خب حالا باز کلی بودند در موجه این که هیتلر هیتلر بوده هست آره این با چه آرامشی با چه ریلکسی میدونی اون فیلم والکیری هم هست که تام کروز نقشش رو بازی کرده ولی اصلا خوب بازی نگرده و با تاریخ هم خیلی منطقه نیست یه چیز عجیبی داشته مثلا چقدر این ریلکس بوده چقدر به قول معروف کول بوده و اصلا کاری به کار بقیه نداشته این رفته بمبشو درست کرده بذاره زیره می
حالا اینی که کارش چقدر درست بوده چون میدونید اصلا کلی بحث هست که خب بالاخره این یک نوع خیانت نظامی بوده شما سلام قسم نظامی خوردی که باید از مافوقت اطاعت کنید باید باید بری بکشید ولی و حتی ازش پرسیدن این کار چیه گفتین اوج خیانت قبول داره ولی من توضیح نم رسید این درسته باید انجام بزنید حتی همون باید اخلاقی عبرباید اخلاقی بشری رو که خیانت هست اونم ح
و میخواستم این روانشناسی آدم چیه که چجوری اینقدر نان کانفرمیس شدی و اینقدر ریلاکس این چون دو جنبه داره چون اونایی که اون سحنش رو دیدن میگن که این کیف نه استراب داشت اصلا اینقدر کل هرکی دیگه بود اصلا هول بود اصلا داری بمبا با خودت حمل میکنی بچه اینم یه داستان دیگه است آدم هایی که در شرایط خیلی پرتنشت خیلی کولن
این یه معماس برای من مثلا ستانلی راچمان پجوهش داره رو کی؟ اونایی که بوم خونسا میکنند دیده بعضی افراد هستن که وقتی میخوان بوم خونسا کنن چون بوم خونسا کردن یکی دیگه از اون عبرچالش های ماست چون هران سیمو اشتباه بزنی میتره که همه چی میره خودت هم کلت هم کنده میشه دیده بود زربان قلب پیشبینی کننده یه مهارتشونه یعنی بعضی ها هستن در اوجه
استرس که هر آن ممکنه یه اتفاقی بیافته نه دستشون تریمور داره لرزش داره نه زربان قلبشون میرون بالا و حتی به نظرم میاد این جنتیکی فیزیولوژیکی
یعنی خیلی هم این نیست عجب آدمیه میگه نمیدونم اصلا تکون نمیخورم بعضی دیگران مسترب میشن وای اگه این شد چی اگه این اتفاق من برای همین همیشه تو این ذهنم درگیر بود از این آدم این دوتا سآلو بپرسم که آخه چجوریه که داری خلافه دیگه عبرخلاف جریان میری حالا بعضی وقتا من مثلا
یه کتابی چندی پیش معرفی کردم.
خیلی ها یه ذره صدا کرد.
اون کتاب سپلسکی که ترجمه هم شد.
که باورش اینه که بشر رفتارش کاملا دیتمنیستیکه و چیزی به نام انتخاب یا اراده آزاد نداریم.
و خب دیگه این چالشه دیگه یعنی اینجوری فکر کنی چیزی که همه اسمو کنن ببین من دست همو میبرم بالا این دست خودمه باید بگه نه اینا همش خطاهای سیستم شراخی است اینی که آدمی اینقدر غیر همخوان فکر کنه و کتاب بنویسه قابل بررسید ولی داشتم فهم کردم اون آدم دیگه چقدر و دوم اینی که این آدم چه استرابی نداشته یعنی چجوری میشه مثلا شما فرض کن ماشین دو بعد جایی پارک کردی همش دار
الان نمیدونم چی هست گاز رو روشن گذاشته نمیدونم این که با خودت بوم رو هم کنی و اصلا کول هم باشی و در این حال از روی استیصال و اینا هم نباشه در شرایطی نبود که بگیم همه چیش تموم شده واقعا خیلی موفق بود در ستارهش در حال درخشش بود و حالش هم خوب بود این نبود که بگیم کلی به دهی جمع شده بود اگر این چیز داشته نیست این ذهن چجوری این حرکت آنجا از مادرتون چی یاد گرف
همین تهمل عقاید متضاد و سیاس افید ندیدن جهان فکر میکنیم بعد از شما چی از شما به یادگار میمونه؟ نمیدونم، باقی نمیتونم مهمه براتون؟ نه
یعنی خیلی اون حس رو ندارم.
یعنی جاودانگی براتون نمیاد.
نه، این حس رو ندارم.
چه ویژگی منحصر به فردی دارین که تو خلوت خودتون بهش فکر میکنی؟ اتفاقا این جزا همون چیزی بود.
برمیگرده با من اولی.
این احساس اینی که چرا دوست ندارم همخوان باشم.
یعنی حس میکنم که و اینو به عنوان یه عرضش تو خودم میبینم.
یعنی شما همرنگ جماعت نمیشید نه ببین یه همرنگ رفتاری داری یه همرنگ فکری داری مثلا شما قب همه دارن اتوبان به سمبیناق آدم نمیگه از این وری حرکت کنم این خودش یه همکانیه ولی حکمی کنم دیگران به احترام به همه میذارم
هیچ فکری رو بهش حمله نمیکنم، تختهش نمیکنم، مذقرهش نمیکنم و این تو دل خودم اون چیزی که درست میدونم و این نان کانفورمیتی جز اون چیزاییه که دوست دارم و برای همینه میخواستم اون اجتماعی با یکی رو ببینم که آقا تو چجوری اینقدر نان کانفورمیتی چون میدونید رو کاغذ نان کانفورمیتی بودن تو ذهن عدم همخان بودن
راحته چون شما... ولی تو اون جامعه... ولی تو اون جامعه... با اون پیشرفت های که هیچه... و بعد شما خود نظامی هستید یک افسر خیلی... و بعد چجوری میشه که در واقع اون جوجه اردک زشت درمی آید یا اون قوه سیاه درمی آید
و این رازش نه الان نه میگن به خاطر این نیست که بگیم کارش رو تعیید کنیم یا بگیم چون در سلسل مراتب نظامی جایی سواله یه ده هم میگن اتفاقا اون کارش اشتباه بود برای اینکه یک عمل تروریستی حساب میشد ولی این که چجوری میتوانی اینقدر ناهم خوام باشی این برای من مهم هست چون چیزی که همیشه من رو اونوری دیدم اینه که چقدر انسان ها راحت در واقع هم نوا میشن و تلقیم پذیری جم
یعنی چقدر راحت میدونی تحت تاثیر یه خبر هست تو اینستا هست توی یه مده، فشن، باور، اندیشه هست یعنی چجوری یه دفعه یه موج درست میشه و همه با هم بدون اینی که حتی بخوان قضاوت بکنن همسون میشن و یه ده این وسط اونوری بایم میستن اونای که اونوری بایم میستن کیه هن؟ اگه یه کسی تو خارج ازتون بپرسه ایران چشکیه بشه میگین چی؟
این احساس فراگیری که گاهی اوقات میشنویم مثلا ایرانی جماعت اینجوری نمیشه ایرانی جماعت نظم نمیپذیره ایرانی جماعت هم میشه همین شکلی اینو اصلا قبول ندارم فکر میکنم از اون خطاهای بیشتخمینی ماست
یعنی اتفاقا خیلی شباهت داریم به بقیه ملت ها خیلی رفتارامون شبیهه و این حالت جدا کردنی که یه چیز خاص چه از جهت مصبت چه از جهت منفی اینا بیشتر همون شعبده های ذهنه
یعنی وقتی نگاه میکنی از در آتفی از در مهمان نوازی همه اینا و از اون طرف هم نمیدونم از نظر نمیدونم بعضی ها میگن صداقت کمه تقلب میکنن نمیدونم شدید فکر میکنم که بیش تخمین زدیم فرقی نداریم آقای دکتور مهمترین ویژگیه که مرد ها دارن و بقیه متوجه شدن میشن
بهش فکر نکردم واقعا بهش فکر نکردم اگر بهتون زندگیتون رو به عقب برگردونین و از یه جایی یا یه سن شروع کنید چه سن شروع میکنید؟ دو باره اتفاقا فکر میکنم سی از سی سال شاید هم سی و پنج و دلیلش اینه که حس میکنم که
این مدت الان احساس می کنم تازه تمرکزم رو روی یه چیزهایی گذاشتم خیلی تمرکزم پخش بوده ای کاش همین مسیر متعالیهی منسجم نمیدونم مکتوب کردن مستند کردنشو از اون زمان گذاشته بودم و الان حس می کنم زمان زیادی از دست رفته این هدیه همون رو بیاریم من یه سوال دیگه دارم یه هدیه ناقابل داریم ممنون از شما یه سری
داروهای ویتامینه آقای دلیل خیلی محبته اگر یه صدا از شما به یادگار بمونه برای آزرخش مکری که سالها بعد از شما به دنیا میاد چه توصیه بشیم کنیم؟ خودم بریاد برونه برای کسی که سالها بعد هم نام شما هست یعنی یه چیزی بگم که برای توصیه بش بکنیم
میخوام داشت بگم که اون استقلال رای لذت بخشترین چیزیه که میتونی تجربه کنی.
یعنی واقعا مثل فرض کن این طبیعتگرده هست.
که شما میگی ببین مثلا این هوتل امن رو ول کردی شهر وسط مثلا قطب شمال داری میدی تو اون سرما در دریا ممکنه گم بشی اخی این چه لذتی داره اون برمیگرده به شما میگی نمیدونی تا تجربهش نکنی من فکر میکنم این حالتی این که ذهن تجازه بدی من با امکاناتش رو نداشتم و از اینجا باباتشم میگم انرژیشم زیاد نداشتم راست شو بخواییم مثلا این حوصله این که بگم کوه نوردی کنم
انرژی و اینجوری محیط امن خودم رو دوست دارم ولی از نظر ذهنی این دریانوردی رو دوست دارم سرک بکشم تو ایده های مختلف افکار مختلف آدم های مختلف
ادوانچری ذهنی میخوام بگم لذتی داره که وقتی تجربهش کردی نمیتونی دیگرش یعنی که مثلا این آدم افکارش عجیب قریبه ازا بخونم ببینم چی میگه یا این فکر خیلی دیگه افراتیه میگم مثلا ساپولسکی داره میگه شما اصلا ایچ اراده آزادی نداری یا یکی دیگه یه جملهی میگه که میگه ببین چیزی به نام آزادش مکری وجود نداره این یک ایلوژنه
ذهن ما این رو به صورت یک خیال ساخته فکر میکنه ما یه شخصیت واحد داریم که در بستر زمانی و مکانی ثابته یعنی من همون آزرش مکری دیروزم و همین آدمیم که تو خونه بودم در صورت که میتونن با تستایی نشون بدن که نه اتفاقا اینقدر تغییر میکنی تفاوتهای من در بستر زمان و مکان بیش از تفاوت من و شماست در صورت که من این رو به صورت ناخداگاه همون واحد فرض میکنم
و بعد یه عده مطرح میکنن که این میتونه نباشه و بعد ما این سرک کشیدن در جهان شگفتنگیز اندیشه های دیگران لذت بخشترین چیزه و به دیگران هم یه توصیه دوست داریم وقتی توش رفتید میبینید هیچ ماده ای
هیچ پدیده فیزیکی قدرت رقابت با این لذتشو نداره اصلا این چیز عجیبیه و علاقه محرومیت هم داره یعنی یه مدت که مثلا یه چیز جدید نمیبینم یه فکر جدید نمیبینم کلافه میشم دقیقا مثل این موتادا خمالی بیدام بودم یعنی عصبی میشم که بابا اینو که میدونستم خب این که چیز جدید نداره ولی آه یکی به این جمعه فکر نکرده بودم اینشو دیگه ناییده بود
و بعد مثل که این کوه رو نرفته بودم این دریا رو نرفته بودم و بعد میتونه خودش برای دیگران یک سرگرمی باشه برندون باشه من آخرین سوالم رو بپرسم و ممنونم که دوت مار قبول کرده بشر از تنهایی خواهد مارد؟
یا بشر پسا حوش مصنوعی تنها تر میشه چون ما یه فیلمی داشتیم چند وقت پیش هیر ما چند سال پیشه نمیگفت ما رو آسمون حرکت میکنیم میگفت تنها میشیم میگفت با حوش مصنوعی میخوابیم میگفت رابطه نمیتونیم برقرار کنیم و انگار تنهایی ما رو قرار بکشه ببین واقعا اگه حرفی بزنم علمی نیست چون از نظر علمی هر چیزی ممکنه
و حتی تو میدونی تو تهوریه های تکامل میگن تکامل جهت نداره یعنی ممکنه حتی گونه خیلی ساده منقرز بشه بسیاری از گونه ها بسیار کار آمد بودن خیلی سیستم فیزیولوژی که خوبی داشتن با محیطشون منطبق بودن و ناگه همون منقرز شدن چون از داینسور ها بگن تعداد گونه های منقرز شده خیلی خیلی بیشتر از گونه های موجوده
ولی قلباً حوش مصنوعینا رو تحدید جدی نیم بینم فکر می کنم یه مقدار از اون سر و صداهاییه که اول هر اتفاقی می افته ولی باید اینقدر سریع بهاش کنار میاد بشر و یه سؤال خیلی جدی هست که این حتی میتونه انسانها رو دستبندی کنه که به نظر شما جهان امروز بهترین جهان ممکنه یا نه
با کلی میگی ما نه مقتعی لحظهی مثلا فرض کن تورم تهران آلودگی تهران نمیدونم وضعیت اقتصادی نابسامان ایران اینا رو مقتعی و موزعی نگاه نمی کنیم روند کلی رو نگاه می کنیم مثلا هزاره قبل بهتر بود یا الان قرن 21 بهتره یا قرن پنجم و حس می کنم داریم بهتر می شیم
یعنی دیدم خوشبینان هست یعنی درسته میگی این همه جنگ هست این همه چی هست ولی روندشو نگاه میکنی یعنی اگه بگن تو کدوم قرن از آسمون ماشین زمان بود دوست داری باید گردی میگن خب این قرن بهترینه یعنی قرن شونزه ها ممکنه شما رومانتی سایزش کنی ولی نه اون جنبایی منفیش هم باید ببینی تا اون میومده کشتار بوده قطر بوده فقر بوده قهطی بوده الان هم هست ولی قابل مق
و فکر میکنم برای هم اینه که امیدوارم که حتی قرن بعدی که اگه چیزی از ما به یادگار بمونه میگن قرن بهتریه قرن بهتریه چرا؟ چرا؟ جهان بهتر شروع داره خوشبینانه بهش نگاه کنیم خیلی ممنون آقای بکتر خیلی یاد گرفتم ازتون خداتون بشم خداتون بشم مچکرم
من اسپانسر برنامه بازیا شرکت محترم بیتا بیوتکسه بیتا بیوتکس محصولات خیلی خفنی تولید میکنه برای سلامتی شما برای بچه ها برای خانوم ها و آقایون بزرگ سال همچنین محصولاتی که میتونه کمک کنه برای حفظ سلامتیتون
و بسیار مفید هست برای اینکه ویتامین های مورد نظرتون رو دریافت کنید حتما اسم بالمن و بالوومن رو شنیدید اما این فقط دو تا محصول از محصولات زیاد ویتابیاتکسه لطفا همین الان برید صفحه اینستاگرامشون یا سایتشون ملاحظه کنید ببینید چه محصولاتی داره که تک تکشون ممکنه مورد نیاز شما باشه با یه فرمولاسیون درجه یک
و بسیار مفید و منحصر به فردار بدن
ویدیوهای مشابه: باضیا

پارت اول و مقدمه اقتصاد ایران

محرمانههای جمهوری اسلامی | گفتگو با وکیل هاشمی رفسنجانی

تحریم واقتصاد | سعید لیلاز | قسمت پنجم از فصل گفتارها

بخش چهارم و پایانی پسا جنگ منتشر شد…
![چرا مردم ایران دینگریز شدهاند؟! | مناظره [مهم] میلاد دخانچی و احمد رهدار](https://videodownloadbot.com/images/video/c9c/ndhj17gt9azlpz665jimek7f3vjpf6xj_medium.jpeg)
چرا مردم ایران دینگریز شدهاند؟! | مناظره [مهم] میلاد دخانچی و احمد رهدار

