آموزش مدیریت استراتژیک قسمت ۱۰

اطلاعات دانلود و جزئیات ویدیوی آموزش مدیریت استراتژیک قسمت ۱۰
آپلود کننده:
Maktabkhoonehتاریخ انتشار:
۱۴۰۲/۹/۲بازدیدها:
546توضیحات:
در دوره مدیریت استراتژیک که یکی از مباحث مهم در مدیریت است، پس از اینکه با مفاهیم پایهای مدیریت استراتژیک آشنا میشویم، در خواهیم یافت که چگونه افراد و شرکتهای مختلف با پیادهسازی مراحل مدیریت استراتژیک به موفقیت میرسند و به این سوال جواب خواهیم داد که چگونه میتوان موفقیت را ایجاد کرد. استاد: دکتر آرش خلیلی نصر برای مشاهده آموزش مدیریت استراتژیک در مکتبخونه از طریق لینک زیر وارد شوید
رونویسی ویدیو
خب بریم به این سوال جواب بدیم که اصلا ویژن و میشن چی هست و اینا خب به چه دردی میخوره؟ ببینید ویژن در واقع یا چشمنداز یه بیانیه یه در واقع نوشته یکی ما مینویسیم که بر اساس اون نوشته در واقع سازمان متمرکز میشه روی یه آیندهی که در واقع برای خودش پنج سال دیگه متصوره یعنی ما میخواییم بگیم که ما پنج سال دیگه به کجا میخواییم برسیم
در واقع اون بیانیه که به ما کمک میکنه که ما یه ذره بلند مدت فکر کنیم فکر کنیم که واقعا پنج سال دیگه کجا هستیم خیلی خیلی به ما کمک میکنه که ذهن سازمان و خود رو متمرکز کنیم رو اون آینده حالا خیلی وقتا به نظرم داد خب حالا این چه اهمیتی داره که ما یه چیزی بنویستیم که بگیم که حالا پنج سال دیگه کجا هستیم اصلا مهمه یا نه
من تو جلسات قبلم خدمتون گفتم اگه شما راجع به آینده اصولا فکر نکنید و عرضیابی درستی از خودتون از وضع حالتون نداشته باشید خب چجوری میتونید فکر کنید که من چه راهی رو میخوام برم؟ یعنی استراتژی که در واقع اون انجام کار متفاوت است یا اون راه موفقیت بلند مدت است که میخواد وضع کنونیتون رو به وضع مطلوب برسونه وقتی این وضع مطلوب اصلا روشن نیست نمیدونی کجا میخواییم
خب وضع خیلی های که توی وضعی موجودشون هم خیلی اقراق میکنن فکر میکنن که لابد خیلی از روغباشون جدوترن یا برعکت ممکنه خیلی فکر کنن زعیفترن یعنی وضعی موجود هم خیلی ها نمیدونن نمیدونن که الان تهران هم نمیدونن مشهد هم نمیدونن شمال هم اون جایی که میخوان برن نمیدونن اون دوبهی میخوان برن آنتالیا میخوان برن میخوان برن تایلند فنلانگ تر
پس یکی از چیزهایی که خیلی خیلی مهمه یعنی شما اگه بخواید این راه رو به دست بیارید خیلی مهمه که بدونید که در واقع به کجا میخواید برسید بیاید الان راجع به شخص خودتون میتونید فکر کنید که من پنج سال دیگه کجا هم؟ یعنی به این سوال راجع بهش فکر کنید
بگیم بیشتر افراد راجع به این سوال حالا فکر نکردن یعنی من خودم خیلی وقتا از دانشجوهایی که حالا جای مختلف، خب شریف جای مختلف که من میرم میپرسم حتی میگم آدم هایی که در واقع جزه طاقای جامعه میتونن باشن، اصلا راجع به این سوال فکری نمیکنن
چرا؟ چون به نظرشون میاد که خب حالا ببینیم چی میشه یعنی معمولاً جواب اینه حالا ببینیم چی میشه در صورتی که وقتی شما حالا ببینید چی میشه یعنی اون آخره اون تهه اصلاً معلوم نیست کجاست وقتی این تهه معلوم نیست کجاست خب شما هر مسیری برید اوکیه یعنی وقتی که نمیدونید که پنج سال دیگه میخواید نامبر وان تو چه حوضه بشید میخواید تو چه حوضه بالاخره یه سری تو سرا بردن کن
خب چه راهی که شما رو میخواد به اون در واقع مقصده برسونه و این بیانیه خیلی خیلی کمک میکنه برای اینکه ذهن سازمان، ذهن افراد مختلف تو سازمان یه جا یک بارچه بشه معمولاً جوری که به دست ندینه اینکه
یه در واقع حیط مدیره و مدیران رو جمع میکنن حالا افرادی کلیدی و زین و حضور و از اونها در واقع شروع میکنن فکر کردن راجم پنج سال آینده سازمان و یه بیانیهای در میاد که حالا در واقع اون چیزی که به اسم ویژن مینویسن در واقع فعلا مثالهایی مختلفش رو شما با هم
میبینیمش منطقه ها معمولا در وحله اول خیلی کامپریس شده است ولی برای اینکه این کاربوردی تر بشه از ابزارهای دیگه حالا میبینید که ما استفاده میکنیم یعنی ما ویژن رو صرفا یه بیانیه نمیبینیم چون خیلی وقتا اون بیانیه خودش ممکنه گمی باشه و چیزی آیده شما نکنه
ولی خب بحث کلی اینه که اگه ما راجع به آینده فکری نکنیم خب هر مسیری داریم درسته پس نشون میده که واقعا این مسئله خیلی خیلی ضروری و مهم نه اینکه شما راجع به آینده اصلا فکری بکنید راجع به اینکه من پنج سال دیگه کجا هستم؟ سه سال دیگه کجا هستم؟ یعنی ویژن همه هم میتونن داشته باشن یعنی یه فرد میتونه داشته باشه یه کشور میتونه داشته باشه یه بیزنس میتونه داشته ب
یعنی این ابزار هایی که خیلی وقت هم میگی موجود به زندگی فردی هم محقق هستن چون هم خیلی از افرادی که میبینه دو دنیا آدمی موفقی هستن خب بالاخره راجب آینده هشون فکر کردن یه جور نبود که یه دفعه در واقع اینا به ایجایی رسیده باشن یعنی معمولا این اتفاق خیلی خیلی نادر اتفاق بکنه که یه فردی خیلی شانسی به ایجایی برسه ولی در اینی که خب شانس هم میتون
راجعه با آیندهه در واقع فکر کنید و خود آیندهه مثل ذره بینی میشه که شروع میکنه سوزوندن یعنی ذهن شما رو متمرکز میکنه تو سازمان همین در واقع فکرها متمرکز میشه و این تمرکز باعث میشه که خیلی از کارهای دیگر هم طرفش نرید یعنی وقتی ما فکر کنیم که مثلا پنج سال آینده مثلا نخواهیم نامبر وان تو صنعت بانکی داری باشیم
خیلی وقتی وقتی میخوای نامبر وان توی یه صنعت بشیم خیلی فرصت های دیگه قایده تن تو این سالها به وجود میاد راجبش دیگه یک تعمل جدی میتونه واقعا این فرصت های تازه تو اون کار کمک میکنه یا نه چون میخوای مثلا نامبر وان شخصا حوضه زبان ایتالیایی بشه
پس این کارهای مختلفی که به شما پیشنهاد میشه واقعا کمک میکنه شاید این موقع به شما کار تو سفارت پیشنهاد بشه یا مثلا کمک کردن توی یه آموزشگاه پس اینا در راستای کار منه ولی کارهایی که از شما خیلی احتمالا دوره ممکنه اونا رو بهش بها ندید پس این قضیه میتونه خیلی خیلی مهم باشه که در واقع ما راجب اون آیندهه فکر کنیم






