آموزش مدیریت استراتژیک قسمت ۱۷

اطلاعات دانلود و جزئیات ویدیوی آموزش مدیریت استراتژیک قسمت ۱۷
آپلود کننده:
Maktabkhoonehتاریخ انتشار:
۱۴۰۲/۹/۲بازدیدها:
431توضیحات:
در دوره مدیریت استراتژیک که یکی از مباحث مهم در مدیریت است، پس از اینکه با مفاهیم پایهای مدیریت استراتژیک آشنا میشویم، در خواهیم یافت که چگونه افراد و شرکتهای مختلف با پیادهسازی مراحل مدیریت استراتژیک به موفقیت میرسند و به این سوال جواب خواهیم داد که چگونه میتوان موفقیت را ایجاد کرد. استاد: دکتر آرش خلیلی نصر برای مشاهده آموزش مدیریت استراتژیک در مکتبخونه از طریق لینک زیر وارد شوید
رونویسی ویدیو
خب بیاییم بعد از این مثاله که در واقع مال شرکت های مختلف خارجی بودیم مثال داخلی هم ببینیم بیاییم برای شرکت ملی صناعی پفروشیمی هست بیانی معمولیت شرکت ملی صناعی پفروشیمی به عنوان ایک سازمان توسعی با اتکاب بیش از نیم قرن تجربه کارامت و بهرمندی از سرمایه های انسانی و فکری خودش با روی کرده کاهش خانفروشی و تکمیل زنجیر ارزش
به برنامه ریزی کلان، تسهیل سرمایه گذاری، بسترسازی و پشتیبانی صنعت پتروشین میپردازد این قسمت هست که در واقع فلسطه وجودی شده
بعد اینکه شرکت ملی صناعی پتروشین با سیانت از منویت زیست و منابعی ملی، عرج نهادن به خلاقیت و نوابری، توجه به مسئولیت های اجتماعی، اخلاق حرفی و رعایت حقوق زین افغان، در رشد اقتصادی کشور و ارتقایی که یکی در زندگی مردم نقشه کلیده ای ایفان می کنه یعنی چون این تیکه دوم در واقع تیکه در واقع core value هست و ارزش های محتوی تیکه اول در واقع core purpose هست که جفتشون با
ببینیم یعنی چی؟ وقتی میگه شرکت ملی صناعی پتروشیمی دنبال این هستش که در واقع فلسفه بودش اینکه برنامه زی کلام بکنه تسهیل بکنه سرمایه گذاری و بسترسازی و کشتیبانی بکنه اگه بری به شرکت ملی صناعی پتروشیمی میگه که این پلنته خیلی موقعیت خوبی داره سود خیلی خوبی داشته میگه انجام بدی؟ این قطعا میگه نه دیگه میگه چون من
فلسفه وجودی من اینه که برنامه زی کلام بکنم تسهیل بکنم سرمایه بذاری و پسترسازی کنم و پشتیبانی بکنم این صنعت رو دیگه وزیف من خود پلانسازیه نیست اگه بیاد یک کسی به شرکت ملی صنعه پیتروشینی بگه بیا این پروژه رو بیاد توش فعالیت بکن منطقه این پروژه درسته که این پروژه در راستای مثلا تسهیل سرمایه بذاریه یا برنامه زی کلانه منطقه به محیط زی
ممکنه حالا خیلی جنبه های خلاقیت توش نباشه ممکنه مسئولت اجتماعی پیش در واقع باشه آسیب بزنه آقای شرکت ملی صنعه پیش روشیم این کار رو میکنه منطقه هم باید بگه نه نمیکنه چون قادرتا اگه ارزش هایی که نوشته واقعا این ارزش ها هست و بهش پای بنده یعنی واقعا داره ناکتو دو ها رو مشخص میکنه میگه نه نه نه من این کار نیستم و من این کار رو انجام نمی
بعد اینه به اعمال در واقع چیزی رو که شما متوجه در واقع میشید ببینید که معمولیت واقعا داره ناتودو ها رو مشخص میکنه دیگه من این کاری نیستم این ها عرضش های منه ولی این عرضش ها من واقعی نیستم
همونطور که من خدمتون گفتم ارزش در واقع یه جور ویژگی اخلاقی اون سازمانه شخصیت اون سازمانه یا ویژگی هایی که در واقع به اون سازمان میخوره که اون سازمانها انجام بده یعنی واقعا کسی که میخواد بستر تاز باشه یکی از ویژگی هاش اینه که مسئولیت اجتماعی دنبالش باشه یکی از ویژگی هاش اینه که خیلی هرفهی رفتار کنه یکی از ویژگی هاش اینه که واقعا
بحث خلاقیت و نابری براش مهم باشه که اون بخواهد خیلی از این کارها رو که انجام بده یعنی بیسش خلاقیت و نابریه یعنی برحال اینا خیلی خیلی براش مهمه یعنی value میشه از یه بابت به عنوان شخصیت سازمان اون میشه که اخلاقی سازمان در واقع تعریفش کرد و
همینطور که خدمتون گفتم دو تا نگاه هست هیلیا میگن که در واقع نباید تعینش بکنیم و باید بیشتر تبینش بکنیم مثل چیزی که اینجا من خدمتون نوشتم که در واقع بیشتر دانشمندایی پیاده سازی استراتژی معتقدن در واقع دارن اینو فالو میکنن یه دم که در واقع بحث یادگیری سازمانی هستن میگن که درسته
خیلی از ویژگی اخلاقی رو ممکنه یه سازمان الان نداشته باشه ولی آیا نمیتونه پیدا بکنه؟ آیا یک کسی که در واقع دوزده همیشه دوست میبونه؟ آیا یک کسی که پارانویلی همیشه پارانویل میبونه؟ آیا یک کسی که به مسئولیت اجتماع هیچوقت اهمیت نمیذاشته؟ همیشه اهمیت نمیذاره؟ یا میشه اینها رو تغییر داد؟ نگاه یادگیری سازمانه داره میگه میشه
این اون دانشمند هایی که قادرتا خیلی دیده اجرای استراتژی ندارن این نه که نمیخوانه کاراش نه اجرایی بشه بیشتر از این دیده که طرفدار مکتب یادگیری سازمانی در زمین ارزش ها هستن یه جدید هر واقع تعدیلش میکنن که کاملا قابل تغییر و تحبیل باشه اگه بخواهم یه سری ویژگی براش برم بشماریم و بخواهم راجعه به اون یه چکلیستی درست بکنیم
که از این سوال ها را باید بپرسیم.
سوال اول این است که اگر باید شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع
یعنی هر اتفاق بگفته شما روی این ارزش ها واقعی نیستید یعنی در واقع همین حرفی که الان زدیم چکلیسش کردیم یعنی ارزش ها چیزهایی که ما اگر تا که نابودن بشیم پاش هستیم یعنی این میشه ارزش یعنی تا ببینیم یه چیزی بهتره سریع عوض بکنیم غالبتا نیست
اینجور که خدمتون مثال زندم اینکه من رشته نمیگیرم آیا پای حرب هستی بدون اینکه درامدت کم روشه بدون اینکه یه بازار رو از دست بدی اون معلوم میکنه که چی واقعا عرضشه برات دیگه؟ یا یه سری پرسونل هستن که این عرضشو بهش اعتقادی ندارن؟
آیا واقعا اون رو نگه میداری؟ خیلی وقت ممکنه تورویه بگی که نه من این رو حتما اخراج میکنم یعنی یه کسی که مثلا به مردم میده دروغو میگه به من برای اون راست گفتن یکی از عرضش هایی کلیدیه خب اگه یه چنین چیزی هست شما اون افراد رو باید بفرستی برن
to demonstrate a score value in your leadership یا خود اون رهبر های سازمان خودشون در واقع تو اونا نمود داره چون این رهبر ها تو سازمان خودشون انگار فرهنگ سازن یعنی خود اونا در واقع یه پایه اصلی چیز رو دارن میذارن که بقیه اونا رو فالو میکنن و پیروی میکنن
اگر یه چنین چیزی نباشه یعنی تو خودمون رهبر ها مثلا اعتقاد به کیفیت وجود نداره منطقه از پرسونل بخواهیم که مثلا به کیفیت اهمیت بدن قطعا یه چنین اتفاقی نمیاخته
would you sell your company before giving up this core value یا میفروشیش قبل از اینکه در واقع این core value رو بخوای تسلیم بشیم یا من نمیتونم مثلا رشت بده اگه بخوای تو میفروشیش به خاطر اینکه اگه بخوای تو اون بیزنس باشی مثلا رشت بده میفروشیش به خاطر اینکه حقوق پرسونل رو مثلا یکی از ارزشات اینکه سر وقت بهشون نمیتونه بدی ممکنه شرکت رو بفروشی یعنی انقدر این ارزشات برات مهمه که ممکنه حسابی در واقع روش
Do you apply this core value in your personal activity؟ اینگه تو کارات هست که چون این عرضش یعنی واقعاً بی کیفیت هست تو خودت بی کیفیت اعتقاد داری خودت واقعاً ما رو از ماست میکشی بیرون یا نه فقط برای دیگرانه If you could do anything in the world, would you continue to apply this core value to your productive activity؟ یعنی واقعاً اگه دنیا رو بخواهید آمدی این کار رو در واقع به این عرضش های اعتقاد داری یا نه یعنی همین حرب هایی که الان من خدمت گذاریم چکلیست برابردیمش
حتی به صورت چه تیز درش پیردیم و یه سور نو بهش جواب میدیم اون وقت میتونیم در واقع شابلان داشته باشیم که آره واقعا ارزش های خوبی نوشتیم یا خوبی ننوشتیم یعنی ارزش چیزیه که شرکت اگه نابود بشه ما رو اون ارزش هستیم نه این که حالا ببینیم چی میشه میار خوبی نیست واقعا تو پرسونل سازمان و رهبران سازمان نمود داره
نمیتونیم بگیم ارزش برای دیگرانه ارزش زمانی ارزش میشه که یه فرهنگ بیسازمان شکل بگیره زمانی که اگه پرسونیشان و سازمانشان اونجوری عمل نمیکنن اصلا اونا رو بذاری کنار و این خودش خیلی خیلی مهمه






