چرا به امام خمینی و بزرگان انقلاب میگویند کمونیست؟ / حجت الاسلام محسن خاکی

اطلاعات دانلود و جزئیات ویدیوی چرا به امام خمینی و بزرگان انقلاب میگویند کمونیست؟ / حجت الاسلام محسن خاکی
آپلود کننده:
Hokmranتاریخ انتشار:
۱۴۰۳/۱۲/۲۴بازدیدها:
3.3Kتوضیحات:
سلام. کانال یوتیوب حکمران به تازگی شروع به کار کرده است. شما با عضویت، لایک و معرفی حکمران به دوستانتان به ما کمک می کنید که شروعی پرقدرت داشته باشیم همچنین از طریق لینک زیر میتوانید با حمایت مالی خود ما را در افزایش کیفیت و فعالیت منظم کمک کنید:
رونویسی ویدیو
بسم الله الرحمن الرحیم امروز ما گرفتار دو جریان هستیم یکی آن جریانیست که همین که به نفع مستضفین و محرومین سخن گفته شود و از کاخنشین ها و قاسبین حقوق مردم صحبتی بشود میگویند این همون کومونیزم هست
و جریان دیگر، این که وقتی گفته شود خودسرانه اقدام به تقسیم زمین یا گرفتن اموال ننمایید، میگویم طرفداری از سرمایداری و فودالها شده.
در حالی که همانطور که میدانید، اسلام نه با سرمایداری موافق است، نه با کومونیست.
اسلام راه و رسم دیگری از اینها دارد.
من متاسفم که در بین گروه اول، همونهایی که تا اقدامی به نفع مستضفین میشه، میگه اینا کومونیستیه.
من متاسفم که در بین گروه اول گاهی کسانی هستند که بعضی اوقات به احادیثی متوصل میشوند و مثلاً مستند خود را آن فرمان حضرت امیر قرار میدهند که ایشان به مالک انشدار فرمودند.
اولاً، این فرمایش حضرت یک حکم حکومتی است و نمیشوند به آن فتوی داد.
سانیا در مورد زکاة هست در حالی که حکومت اسلامی به وسیله خمس اداره می شود احتمال این هم هست که حضرت یا به لحاظ وضع خاص منطقه چنین حکمی کرده باشد یا این که علم داشته مردم آن منطقه افرادی راستگو و صادق هستند می دونید کلومو همون فرمان حضرت به مالک رو که مالک نرو تو انوالشون تجسرس کن و بگیر هران چه گفتند زکاة همونو ازشون بپذیر اعتماد کن و بگیر
میگه میان میگن آقا چرا سرک میکشی تو اصابه های مردم؟ چرا سرک میکشی تو زمین فهدان؟ چرا سرک میکشی؟ حالا که استاد قنبریان و بزرگوار به ما نشان دادند که در پنج لایه بندی نظام مالکیت قطعا لایه هایی وجود داره که حکومت ولایت تامه در اموالی داره که
تصرف میکنه قطعاً لایه هایی وجود داره که حکومت طولیت داره و در اینجا مال مال مردمه اما حکومته که پاسبان امانت داره این تعبیر شهید صدره و یه پاسبان امانتدار باید بره به سنج آمار در آره تطوی قصر رو که چند سانتیمتر زمین چند سانتیمتر
لیتر نفت چند متر مکعب گاز کجا رفته چرا رفته و باید کجا بره و چرا بره و چند ریال پول کجا تخصیص داده شده و چرا و کجا باید بره و چرا اما ما حدیث داریم که می شود با آن فتوا داد و عمل کرد و آن این است که باشد به این که فقراء در مال اغنیا شریک هستند خمینی داره فتوا می گه مگر نه این است که مال مورد شرکت مشاه است
استنتاج امام از روایات فقراء در انوال اغنیا شریکند مگر نه این است که مال مورد شرکت مشاع است پس فقراء در مال اغنیا شرکت دارند کسی که حقوق مالی خود را پرداخت نکرده سهمی که میبایست پرداخت کند به صورت مشاع در دست اوست
مال قصبی مردم دستشه و در صورت عدم پرداخت به صورت تساؤدی افزایش پیدا می کند و کار به جایی می رسد که اگر تمامی انوالشان را هم بعضی از این سرمایی داران بدهند باز هم بدهکارند امام عرضش نسبیه در طول زمان رو ضرب می کند در اون مال مشاهی که دوزدیده می گه ببین در این لحظه کل انوالت رو هم مصادره کنن به نفع عموم باز هم بدهکاری مالته کجا مال عموم در دست اقلیتی؟
انباشته میشه و اکثریتی محروم میمونن و اسلام پای این امضا میزنه؟ حاشا در مورد مسئله زمین آقایان دقت کند که احیای مواد شرایطی دارد همینجوری علکی نیست هر خانی، هر شیخی، هر گنده و فعدالی، هر کجا دور هر زمینی دیواری کشید مالش بشه
من جلسه دیگری عرض کردم تو نوجوانیم جایی دامداری میکردم در هاشیه شهر احواز که از هزار هکتار زمین آباده بهترین زمین های ای پلاس هستن یعنی زمین های درجه یک کشت جهانی هستن هاشیه کارون ابتدای جاده احواز شوشتر از هزار هکتار زمین سهم مردم محلی رستای کوت صدشریف و کوت صدعباز صد صد و پنجه هکتاره دو شیخه گردن کلوفت حدود هشت صد و پنجه نه صد هکتار دو نفر
چطور ممکنه احیا کرده باشن نفری 500 اکتار زمین رو؟ در مورد مسئله زمین آقایان دقت کنند که احیا مواد شرایطی دارد من من امام من خمینی من خودم از ظلم و ستم خوانین و فودالها اطلاع دارم که چگونه مردم فقیر را به زور به کار می گرفتن با زجر و شکلجه آنها را وادار به کار می کردن زمین احیا شده اما نبا اراده آزاد روستایان ایران
با جبر ارباب که توفنگچیهاش استاده بودن و مباشر شلاق به دستش استاده بود و مگر تو میتونستی نطق بکشی بی خود یک ثوم زمین شهری بهبهان من دست سناتور موسوی بوده که منطقه ای ما در جنوب اصطان خوزستان و یه تعدادی از شهرهای اطرافشو از سوق و لنده و باشت و کجای اصطان کوگیلویه بگیرید تا اون سر رو بی خود یک ثوم این زمین ها مال یک سناتور دوره پهلوی بوده سناتور موسوی؟
بی خود مسیر جاده احواز به آبادان یک تیکه عظیمی از زمینهاش دست یک گردنک و لفت دیگه ای بوده که اول دست یک عضو سنای پهلاوی بوده یه هودی مشه تاهباز بعد یک دست گشته افتاده دست گردنک و لفتی که این شیخ بزرگوار آخر جلسه آجان های ریسمانسنج رو زندانی کرده شوخیه من که اینها
من اطلاع دارم که چگونه مردم فقیر را به زور به کار می گرفتند چگونه با زج و شکنج آنها را وادار به کار می کردند در این گونه موارد اگر زمین هم احیا بشود آن ظالم که مردم را به زور وادار به کار کرده و صاحب ده ها و ست ها و گاهی بیشتر زمین شده من نمی گوین کسی که خانه دارد یک خانه دارد در آن ساکن است یک خانه دیگر هم دارد که اجاره داده تا از مال اجارهش زندگی خودش را بچرخوند مث
امام میگه من اینو نمیگم یا کسی که به زحمت زمینی را آباد کرده و حالا از همین زمین دارد زندگی خود را میگذراند زمین او را بگیرند اما ببینید این سروتهای بزرگ چطورم باشده شده من احتمال این را که اینها حقوق شریع خود را پرداخته باشند حتی در مورد یک نفرشان هم نمیدهم
همونهایی که بعد از تقسیم ارازی بند جین آقایان نامه مینوشتند و اون بزرگوار میگفت که به امام پیغام داده که آقا در خونهی فقههای قوم رو از پاشنه کندند این فودالها و سرمایدارهایی که هی میان میگن آقا چرا زمینهای ما رو میگیرید؟ خلاف شرعه مال ماست، مال شماست انفاله یا به تعریف پنجم که استاد قمرگان فرمودن یا به تعریف چهارم یا مال حکومته یا مال مردم در دست حکومت که
امام معصوم بر شیعه حلال کرده بر همه افراد در جامعه او به اهل زمش هم میگه بر سر زمینت کار کن خراج بده کجا بناست در دست اقلیت اینها هم باشد بشن؟
تجربه تاریخی کار انفال در ایران رو انحساری کرده در دست عده ای یا تجربه تاریخی قارت ساخت سیاسی قارتی نظام ملوک و توایفی مبتنی بر سلاح که هرکی در یه دوره یه ایل و ایلخانی آمده سر کار کنده به نفع خودش و وابستگان خودش
وضع مالکیت انفال در ایران امروز ما و در جهان امروز یک وضع طبیعی حاصل تکامل اقتصادی است یا یک وضع کاملا غیر طبیعی و برساخته حاصل اعمال قدرت زورمندانی سیاسی در طول تاریخ قطعا دومی است
امام می فرماد من احتمال این را که اینها حقوق شریع خود را پرداخته باشند حتی در مورد یک نفرشان هم نمی دهم در مواردی اگر تمام انوارشان هم گرفته شود باز بابت حقوق شریع به دهکارند امام نرخ تصادیش را حساب می کنه می گه
وقتی در پاریس بودم ادعی از سرمایدارها که حس کرده بودند دیگر رژیم سابق رفت نیست و لذا برای اینکه در حکومت بعدی هم آنها به همان گونه که بودند زندگی کنند پیش من آمدند همین بچه زرنگ هایی که در انتخابات اخیر هم به ستاد آقای الف کمک کرده بودند و هم به ستاد آقای به که هر کدوم رئیس جمع شد بلاخره توبرو و آخر ما برقرار باشه
پیش من آمدند که می خواهید وجوه شرعی خود را پرداخت کنید.
من مقصود آنها را فهمیدم.
گفتم شما بروید اساس کارتان را درست کنید.
من پولی از شما نمی گیرم.
خمینی ساده نمی گیر.
گفتم شما بروید اساس کارتان را درست کنید.
من پولی از شما نمی گیرم.
الان هم عدهای هستند که میروند و مثلاً ۱۰۰۰ تومان به یکی از آقایان میدهند که این حقوق نیست که شرعن و رهنهی من هست آنها هم میگویند بله فلانی وجوه شرعی خود را پرداخته در حالی که این شخص ۵۰ میلیون تومان از این بابت به دهکار بوده حالا میخواهد با پرداخت ۱۰۰۰ تومان اموال دیگر را مال خودش به نامند شما بیایید ارکام الهی را اجرا کنید باید
وظیفهی شماست متاسفانه در برخی موارد قوانین خوب هستن ولی خوب اجرا نمیشوند ما معمولین اجرای خوب کم داریم اگر معمولین اجرا افراد صالح و واردی باشن دیگر سر و صدای کسی در نمیآید این چالشهای حیطهای هفتنفرهی واگزاری زمینه که ریشتفیلای جمعمون خبردارن در اول امپرام برای این هم هم باید فکری کرد من از خداوند میخواهم که به همه توفیق پیاده کردن
در جمع کیا باشه خوبه؟ بیانات امام در مورد زمین و مالکیت در جمع اعضای شورای نگهبان از کدوم جزوه اینا رو خونده باشن خوبه؟ تو سحیفه امام؟ بله تو سحیفه هست اما از جزوهی که بالا سمت راستش نوشته معاونت پرورشی و نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش دفتر آموزش زمن خدمت بهشتی، رجائی و با هنر
و خامنه ای و رفسن جانی به رفتگانشون رحمت و با آهای مونده اون اززت و سلامت انایت بفرماد می دانستند که مسئله احیای انفال امر عمومیه جزوه درست کردن برای تقسیم عادلانه انفال و دفاع از ایده امام و شاگردانش
به شاخه معلمان حزب جمهوری آقای بهشتی گفته متن جلسهش هست، چاب شده فرصت نیست بخونم، گاهی تو جمع معلمان هستن دوستانی شنیدن از من به شاخه معلمان حزب جمهوری گفته برید اینا رو گفتمانسازی کنید شاخه معلمان حزب 63 اینا رو تبدیل به دوره زمن خدمت کرده تو مدارس برای معلمان در ادارات آموزش پرورش تدریس میشده جز زمن خدمت معلمی
نمیشود معلم انقلاب اسلامی، آخوند انقلاب اسلامی، دانشگاهی انقلاب اسلامی، شما بگو هزباللهی انقلاب اسلامی مسلح به ثبات اقتصاد سیاسی و فقه اقتصادی و فقه سیاسی انقلاب اسلامی نباشه و به تعبیر استاد بزرگوار که فرمودن فقط کلیات بگیم که اسلام ادالت میخواه نه، جزبیات بگیم حرف مو سر عرض، حرف مو سر انفال، حرف مو سر منابع طبیعی کجاست؟
خواستم عرض کنم خدمت خوهرها و برداره بزرگوارم که سواد انفال یه سواد تفنونی اکادمیک نیست سواد انفال یه سواد انقلابی مسلمانانه که لازم برای همه ایماست و اگر بر مسلمانی واجب است که احکامی را که معمولاً با آنها نیاز دارد مبتلا به هاشو یاد بگیره بر مسلمانی که رهبرش میفرماد خدا لعنت کند کسانی را که میخواهد دانشجو و جوان و
حتی نوجمانان دانش آموز کشور ما سیاسی نباشند و من می خواهم شما دانش آموزان دانشجویان حتی دانش آموزان کشور بر سر این ریزترین پدیده های سیاسی کشور فکر کنید و تحلیل بدهید گیرم تحلیلتان غلط باشد باشد
آیا مسئله توضیح انفال امروز مسئله مردم ایران هست یا نه؟ اگر هست آنچنان که آقا در جایی میفرماد بیهجابی هم حرام شرعیست هم حرام سیاسی آیا سواد انفال واجب شرعی سیاسی ما هست یا نه؟ چجوری مسلمانه؟
انقلابی در ایران امروز یه ایرانی غیرتمند تو شرایط فعلی میتونه گردن خودش رو از این سطح سواد مبرار بدونه نمیشه این سواد برای توصیه ایران گردن ماست
برای خوشبختی و رفاه ایران لازمه برای پیاده سازی احکام اسلام واجبه هر جور حساب کنیم ما گریزی اخلاقی انسانی و شرعی از ثواد و دانش انفال و کنشگری و دانش انفال نداریم عرض اول عرض دوم داریم در مورد چی صحبت میکنیم
قواره چیزی که میخوایم در عمولش صحبت کنیم و جناب مصطفی قنبریان به خوبی مبانی فقهیش و قدری از تجربه اسلامیش در صدر اسلام رو برای ما بیان کردن در ایران امروز چقدر کجاست و چه شکلیه؟
من عرضم رو باید به سه قسمت تقسیم بکنم در قسمت اول خیلی گذرا و خیلی سریع به اندازه ها و عداد و ارقام انفال یه نگاه بسیار سریع میندازیم چون صفحه جلسمون محدوده مجبورم واقعا بزن در روی با بست ها بکنم باشد که انشالله جدیدتر گرفته بشه این مسئله و بشه جاهای دیگهی مفصلتر در موقعی صحبت کنیم در قسمت دومه بحث وارد این میشیم که
زنجیری تحکید میکنم زنجیری چهار حلقه ای در استحصال تا بکارگیری منابع انفال حاصل از انفال و محصولات منابع حاصل از انفال وجود دارد که بر اساس اون میتونیم بگیم آیا انفال به درستی تقسیم شد یا نه
تصور ساده انگارانه یه بشک نفت رو بگیر شیش تا لوله بزن توش بین شیش نفر تقسیم کن یا یه تیکه سنگ آهن رو بذار چاگو بردار شیش تیکش کن بین شیش نفر تقسیم کن نه انفال اینجوری به صورت خام و ساده اندیشانه سر صفره ما نمیاد این اصطلاح پسکو پول نفت سر صفره ما این اصطلاح پسکو سهم 6 تا 7 درصدی ایران در حد دقلی ترین حالت سهم 5.5 درصدی ایران از منابع معد
کون سر صفره ما؟ اینجوری نیست که سنگ آهنو ورداریم بذاریم سر صفره فرایند چهار مرحله ای تیم میشه که در اون فرایند چهار مرحله ای که بلاز اقتصادی باید بشناسیمش منابع حاصل از انفال
یا به قامه میرسه یا در دست اشرافی دولتاً بین الاغنیا میشه و بین اونها میچرخه و عرض ثومت نسخه اصلی تراهی اقتصادی انقلاب اسلامی برای اینکه آن هر چهار حلقهای که انفال رو تبدیل به مال عمومی میکنه نه مال خواست
نقطه اصلی عملش چگونه است؟ کنون تکنولوژی کنون فناوری سیاسی اقتصادی در قانون اصاسی انقلاب اسلامی و بنابود در قوانین موضوعی ما پیاده سازی بشه تا مطمئن بشین چهار حلقه انفال به درستی منابع انفال رو به تک تک ایرانیان میرسونند نه به حوزها و استخرهای انباشته از اقلیتی از ایرانیان
وقتی در مورد انفال صحبت میکنیم داریم در مورد سالی چند میلیارد دلار منابعی که به دست میاد بگید نفت، بگید گاز، بگید سنگ آهنگ، بگید مص، بگید سر بگید دریاچه مهارلوی شیراز و نمکی که ازش استحصال میشه بگید مقدن مثل سونگون و مثلی که ازش برداشت میشه بگید مقادن فولاد کجا، بگید
مدن شن و ماسب و سنگ قلوه به قول ما بهبانی ها سنگ شالده از این سنگ گنده هایی که توی پیریزی ساختمون استفاده میشه و بابا بزرگ مرحوم من بابا عبدی اون دهه 50 و 60 که کمپرسی داشت میرفت جاده خیراباد بهبان لب رودخونه کنار مدن سنگ شکن سنگ بار میزد و میبرد پرش میکرد اینا همشون با همدیگه تو ایران امروز و ایران 10، 15، 20، 30، 40، 50 سال گذشته
چند میلیارد دلار در سال باشن خوبه؟ ما سالی چقدر انفال در میاریم؟ بگید چونهایی که در استانهای شمالی ما از جنگل ها برداشت میشه بگید اجازه استفاده از یک معدنی که مثلا در استان خراسان جنوبی تقریبا سالی سه هزار میلیار تومن تلا از توش در میاد و و و هران چیز دیگه ای که ما از انفال ایرانی ها استخراج میکنیم سالی چقدر باشه خوبه؟
بگید نفت، بگید گاز یکی یه عدد میگه؟ نه هجم انفال از جی دی پی ایران؟ خام انفال؟ معمول آقا زوجو ما داریم چیزی نزدیک به ۲۰۰ میلیارد دلار سالانه انفال درمیاریم اگه چهار واحد در نظرش بگیریم حدود دو واحدش نفته، خود نفته حدود دو واحد دیگهش، یعنی صدتاش خود نفته
که از این صد تا نفت پنجاتاشو تقریبا صاف سادر میکنیم نفت خام میفروشیم پولشو میکریم پنجاتای دیگهشو توی کشور به صورت نفت وارد زنجیرهای از تولید میکنیم اون صدتای دیگه یه حدود سی چل پنجاتاش گازه یه حدود چقدر سنگ آهن باشه خوبه چقدر فلزات باشه خوبه
یه عدد تقریباً 25 میلیار دولاری که از اون 25 میلیار دولار من سریع از اندازه ها میگذرم و فقط میخوام حیکل موجه ها رو تصور کنین بفهمین با چی طرفی اعداد شوخی بردار نیستن ما با عبر اعدادی طرفیم که نظم قدرت میسازه تو کشور ما 25 میلیار دولار کانی های فنزی
که مثلاً ۶۲۳۴ درصدش سنگ آهنه ۲۲۳ درصدش سنگ مصه ۵۶ درصدش صربه فقط آهن و مص و صرب استقلم عمده کانی های فلزی ما یه چیزی نزدیک ۸۵۶ درصده اون ۲۳۴ میلیارد دلار پول رو تشکیل میدن سم فلزان چقدرش تلاست چقدرش نمیدونم اون همین
بقل خودتون قمیه ها پایین کوه خضر پشت شرک مهدیه تا کوه خضر دارن سنگ برداشت میکنن دیگه چقدرش اینه؟ از دریاچه مهارلو تا برداشت سنگ پای کوه خضر قم تا جنگل های شمال تا میدان گازی مارون و آقا جری زیر شهر من بهبهان در جنوب استان خوزستان تا نفت تا سالی دویست میلیار دولار سروت ایرانی استخراج میشه
اما این سالی دویست میلیار دولار رو باید چاقو برداریم اره برداریم نصفش کنیم تیکه تیکه بذاریم سر صفره مردم نکته دومی که باید دماغش محس کنیم اینه این سالی دویست میلیار دولار چه بر سرش میاد؟ اتفاقی که میفته اینه ما وقتی میگیم انوال عمومی وقتی میگیم انفال یه نکته ای رو باید عرض بکنم قبل از محاسبه اون چهار لایه اونم اینه که به لازم
فقهی نمیتونم الان دقیق بحث بکنم دقایق و اختلافات فقهی رو الان کنار میذاریم بذارید از مفهوم انفال در معنای موسعش استفاده کنم حتی کلمه انفال رو بکار نبرم بگم انوال عمومی چون راستشو بخوای توی فقه و اقتصاد سیاسی حتی بر سر این مثال هم دعواست که معدنی که از سطح بشه برداشتش کرد مثل همون نمک دریاچه محالو
و معدنی که از عمق بشه برداشتش کرد کدوم جز انفال هست کدوم جز انفال نیست تا اینجا هم تفاوته که حالا تو عدبیات اقتصاد سیاسی استلاحندش میگن معادن رانتیر و معادن غیر رانتیر تو بعضی از معادن شما تقریبا برای استحصال نیاز به تلاش خاصی نداری آقای درخت بر سر پای استاده در جنگل های هیرکانی شما یا یه عره غیش غیش تق میذاری پشت کامیون یا علی خیلی زحمتی نداره
در مقابل با حالتی که سنگ رو استحصال کنی ببری فراوری کنی بعد بشه گندله بعد این این این این این بشه فولاد هنوزم کارخونه نورد نبردیش ها نه فولاده رو فیلن به دست بیاری سنگاش برن بشه آهنگ که حالا بعدن اینو بخوام کارخونه نورد ببرم یا لوله سازی ببرم یا بدن فولاد خوزه یا یا یا اون حرف های دیگه است
چهار اتفاق بر سر این منبع میفته تا دسته ما برسه در واقع اینجوری بگم اموال عمومی رو باید در چهار لایه تصور بکنیم بعد در موردشون حرف بزنیم گاهی ما در مورد منبع اموال عمومی صحبت میکنیم مثلا چاه نفت میدان گازی پارس جنوبی جنگل هیرکانی دریاچه مهارلو رودخانه خیراباد
اینا من برم سلامتی همی خدمت گذاران اسلام صلواتی بفرستیم آمد صلی علی محمد با به محمد حاج آقا شهر بندن با اجازه گذاریم گواهاتون گاهی ما به معدن اشاره میکنیم خود دریاچه مهار رو
هنوز نمکشو سوا نکردم خود رود خیراباد بهبهان هنوز سنگوشنشو سوا نکردم خود میدان پارس جنوبی هنوز گازشو استخراج نکردم این
پس ما اول با ریزرف، با معدن طرفیم این معدن میتونه معنیش جنگل باشه، منبع دو، گاهی با محصول حالا چه درجه، چه استحصال شده و استحصال نه، برداشت بگم گاهی با محصول درجه یا برداشت شده مخزن طرفیم نفتی که الان تو مخزنه، نه خود مخزنها چون مخزن قصهایست، نفت توش قصهای گاز قصهایست
میدان گازی قصه ایست رودخونه قصه ایست سنگ لاشه ای که از اونجا برمیداری قصه دیگه ایه گاهی در مورد این محصول استحصال شده محصول استخراج شده حرف میزنند
این لایه دوم گاهی محصول استخراج شده رو میبرم فراوری میکنم به محصول قابل استفاده سنگ لاشه همچی که ورش داشتی از کنار تمومه یه پوتی زدی شکسته میتونی ببری داخل پیه ساختمون به کار بگیری اما سنگ آهنگ رو میتونی الان ببری با شمشیر بسازی نه باید بره فولاد کار کنه فولاد
اینی که میاد تو کارخونه فولاد فرایند فراوری تیمی کنه اتفاقی که میفته مثل اینه که بگیم نفت خام رو استخراج کردی بردی پتروشینی سنگاهم رو استخراج کردی بردی کارخونه فولاد اینجا شما اون محصول معدنی رو به دست میاری
حالا چی داری؟ شمش آلمینیوم داری چی داری؟ شمش فولاد داری چی داری؟ پولیستیرن داری یه چیزی داری که از خلال فرایند تولید به دست آمده حالا چی داری؟ اتیلن داری سی آش چار داری؟ میتونی بدیش به پتروشیمی ها بعد خط نوره اتیلن قربو میسازی دوازده تا پتروشیمی از پایین تا بالاش میکاری به درست و غلطش کار نداره میگه آقا بفرمایی سی آش چار خدمت شده
حالا پتروشینی باز دوباره اینو میتونه تببیل بکنه؟ یعنی از اتیلن چیز دیگری دراره؟ اینم به یه بیان فندی الان گوی خودش شد چهار مرحله من این دوتا رو یکی کردم گفتم یک خود منبع دو محصولی که از منبع بر میداریم به طور خام سه
که توی سه پالایشگارم بهش ملحق میکنم مشتری شید توی سه به نوعی من کارخونهی فولاد و کارخونهی نورد رو یکی میکنم گرچه به لازم فنی این رو دوتا هم یکی میکنم میگم آقا الان فولاد استحصال شد پس معدن آهن، سنگ آهن استخراج شده
فولادی که الان استحصال شده و حالا تو کارخونه نوکت ورق شده چهار این ورق امیدم ایران خود رو باش تنه ماشین بسازه این منصول پتروشیمی رو میدم فلان شرکت قطعات پلاستیک سازی یا فلان شرکت موکت حالا این موکت هم که باز دوباره یه لایه دیگه میخوره اول باید بره نساجی اونجا رشته بشه بعد اون رشته بیاد موکت بشه
در یه حالت حد اقلی خیلی خیلی ساده ما محل چهار لایه رو برنیم لایه مخزن، لایه منبع از مخزن به دست آمده لایه منبع فراوری شده و آماده استفاده در فرایند تولید کارهای نهایی شده
ورق آهنگ رو میشه برد کارخونه ایران خود رو و باهاش اتاق خود رو ساخت این الان آماده تبرید به محصول نهاییست اتاق خود رو اون وقت دیگه محصول نهایی منه چون اونجا اون اتاق و این و این و اینا همه سره هم میشن بفرما بیا برو مثلا سمندت و سمنشون
سوال در هر کدام از این چهار لایه چه میزان اتمینان داریم که در ایران امروز یا در هر کجای جهان امروز منابع حاصل از او داره به صدیه به تعریف لایه پنج که استاد بزرگوار فرمودن آنجا که دولت فقط طولیت دارد
و طولیت یعنی پاسدار امانتدار همون تعبیر حارس امین شهید صدر مبذفه فقط تقسیم کنه بین مردم ملای که تقسیمش هم از پیش مشخصه گاهی گفتن به نفع برابر هر ایرانی یک تر نود میلیونو گاهی هم نه خود اون فقاحت گفته به نفع برابر نیست ولی اعداد اندازه ها و جدابن تقسیم از پیش مشخص
کجا حاکمیت میتونه مطمئن شه من انفال رو دارم طبق اون جدول تقسیم میکنم؟ کسی ممکنه بگه آقا کاری نداره اینجا اولین دوگانه مهم به ما اتفاق میافته کسانی ممکنه بگن آقا کاری نداره اونی بود که از مدن درمی آوردی اونو به سویه بین همه ایرانیان تقسیم کن میگم یعنی چی؟ یعنی من گاز بکنم تو تانکر ببرم در خونه ایرانی ها؟ میگه نه معادل ریالیش رو حساب کن
بگو ایرانیها شما همهتون الان ۱۹ میلیونوم خب این چند ۱۰ میلیون متر مکعبگازی رو که استخراج کردیم مالکید خب حالا میتونید بفروشید نفروشید میتونید نگه دارید
میگن تبدیل به عدد مالی کن استلاحاً financializeش کن خب و بعد بگو ایرانی تو که خودت پتروشیمی نداری آه که من اتیلن بدم دستت یه دسته بالاتر تو که خودت نمیتونی میدان گازی اونجا چاه بزنی گاز استخراج کنه پارس جنوبی منم پتروشیمی هم پتروشیمی هم تو هیچ کدومش نیستی تو مالک این سحمت از اینی
استخراج شدهای میتونی بفروشیش من یه سوال ساده میپرسم حتی اگر ۱۹ میلیونم سنگ آهنگ ۱۹ میلیونم تلا ۱۹ میلیونم نفت و گاز و جنگلهای شمال و سنگ لاشهای کنار رودخونهها و نمک دریاچهی محلو و اینا و اینا رو به هممون بدن ولی بگن ببین معادل پولیش رو داری میتونی بفروشیش ۱۹ میلیونم گیرمون میاد یا نمیاد؟ چرا؟
چون در اقتصاد مفهومی وجود داره به نام Determinant Factor آمل تعین کننده سوال این تا پتروشیمی تو ایران داری؟ این ۱۰ میلیون آدم این ۱۰ میلیون آدمی که خودشون پتروشیمی؟ سهمدان هیچ پتروشیمی هم؟ گاز اما دارن گازشون رو چی کار کنن؟ باد کنن که تولد باش باد کنن؟ خب بعد بفروشن این ۱۰ میلیون آدم باید گاز بفروشن؟
انده نفر آدم باید گاز بخرن سوال کدوم بر انصار وجود داره؟ سمت انده میلیونی که چارهی جز فروختن ندارن یا انده نفری که نشستن خب گازاتونو باید به ما بفروشید راستشو بخواهید انصار کدوم بره؟ سمت تقاظا سمت صاحب پتروشینی سمت صاحب کارخونه فولادی
سمت اونی که میره تلا رو به محصول نهایی تبدیل میکنه.
چه ضرب سکه باشه، چه تلایی.
حالا، کی قیمت گذاری میکنه این لایران؟ تقاضا کننده.
توی اقتصاد بهش میگن منابسونی.
انحساره، طرف تقاضا.
منوپولی شنیدیم انحسار طرف عرضه؟ میگه یه کارخونه یه، همه جلس ها دست خودشه، بعد قیمتی دوست داشته باشه میده.
یه لحظه برعکسشو فرض کنید.
هزار نفر جلس دارن، خریدار دو نف
اگه منوپولیتو عرض داری، منوبسونی، انحسار تقاضا هم دارید.
حالا، اگر در لایه اول انفال دیدیم که پاره از این نسلولاتی که گفتیم، از نمک تا نفت، یادمون را، از نمک تا نفت تا تلا،
طرف تقاضاشون انحسار وجود داره این یعنی چی؟ تو همون لایه اول هرکی به ما میگه بیاید معادل ریالی انفال رو به مردم بدید هر تری هم اسمش رو میخواد بذاره هرکس که میخواهد انفال عمومی را ریالی سازی، پولی سازی یا بازاری سازی کند دارد کلاهی به گشادی آنچنان بر سر ما میذاره که تا پشت پامون کش میاد
دوگان اول دوگان مالی سازی سرانه منابع انفال یا حالا ادامه میدیم که تو این زنجیره چارگانه باید چه اتفاقی دیفت اولی شفافه؟ نه من کجاش گنگه؟
پتوشیمی هایی که گفتی شخصی نیستن اینا هم بر اساس از سرمایه همون انفار ایجاد شدن و خود اونها هم جزا انفار هستن خود اونها هم جزا همین افراد در انده همه دیگر اون نفر هستن الان ما پتوشیمی مالکی ما جماعت نه بازه شما گفتی نه شما گفتی بازه میخواییم بدهیم به اونه اینه که ما مالک هستیم یا نیستیم یه برسیه که الان مشکل داریم و امالی نشازی میجمع شده میدونم که این
نوت درصد پتروشیمی ها خصوصیه نوت درصد ظرفیت 67 اگه درست بگم 67 میلیون تنیه محصولات ما اول انقلاب 2 میلیون تن ظرفیت محصولات پتروشیمی بوده مرز بکنم بعد شما بفرمایید نوت درصد ظرفیت 67 میلیون تن محصولات پتروشیمی حالا خصوصیه این ها حالا خودشان نیست آهان آفری پس شما تو تیب مایید
به قول آخوندان میگن معیدید چشتون شبیه مستشکلاست پس ماجرا اینه چون پتروشینی مال ما باید باشد اما مال ما نیست ما داریم از لایه اول باخت میدیم
حتی اگه به ما بگن آقا بیا پول گازتو بگیر بفروش به پتروشیمی من به خودم نفروختم که به انحسار طرف تقاظا دارم میفروشم مجبورم به یک قیمتی بفروشم خب بریم این قدم اول قدم دوم قدم دوم کجا بود؟ قدم اول که افتی منبعه معدن باید در دست دولت باشه چرا؟ باید پاسبانی کنه از عرصه عمومی بگه حسن، تقی، زرا، مرزیه هر کدومتون چقدر حق دارید بردارید؟
آقا جنگل شمال اگر ادارش رو فلان مرتب مثلا فرض کنید ارتفاعات خایز تو بهبهان من که به لحاظ هوییتی برای ما ایرانیان آخرین دج دفاع ما در برابر حمله اسکندر مقدونی قلعه آریو برزنه ما وقتی میریم خایز کوه نوردی بالای دریاچه صد مارون قلعه آریو برزن پیش پامونه
زمینی رو به فلان سرمایی دار واگذار زمین رو واگذار کردی که پایین پاش طلعه آریو برزنه
نه فقط حوییت اقتصادی ایران، حوییت تاریخی ایران رو دادی فلان سرمایه داره گردن کلخت برو اونجا مجتمع توریستی بساز یا چه بساز سلمالکیت کردی از اراده دولت بر کنترل اون نگفتی زمین دست منه، بیایید ببینم هر کدوم اتون قرفه بسازید، اقامتگاه گم گردی زمین رو دادی، نکار بری زمین رو
معدن تو امریکا که این در ته ماجرست یعنی تو امریکا رسمن طرف تو زمینش چای نفت پیدا شد چاه مال خودشه
مخزن، رزرو زیر مال خودشه ما که هرگز در اسلام هم چیزی نداریم جنگل مال ملت نیه برو جنگل چوب وردار اندازه چوب برداشتانتن باید به اندازه ای باشه که از بقیه سلب امکان برداشته چوب نکنی تولیدتن سیانتی باشه به اندازه چوب برداری که سال بعد دوباره اینجا درخ عمل بیاد و و و و تمام اون شرط هایی که استاد در مورد مالکیت هایی که به ظاهر میاد مال ماست ولی دیدیم پنج لایه است
آه یه تیفه ساده نیست چاردیواری اختیاری نه هر کدومش یه قواعدی داره بعضی هاشو تو مالکی اما تا حکومت نذاره کف دستت حق استفاده نداری مثل اون قصه خمس سیدها بود آقا خمس سید مال سیده من رو سید میرم ورد تو بی خود میکنی اول باید بره دست مرجع تقلید حاکم اسلامی او بت بده وقتی داد بعد القبض او وقتو مالکی میتونی امال راده و تصرف میکنی توش آه پنوکته اول
در لایه اول از زنجیر انفال هر گونه واگذاری منبر یا معدن یا هر اقدامی که دلالت واقعی عملیش مثل واگذاری باشه حالا آقا یعنی سند شیشدنگ اون ارتفاعو تو خواهی زدن به اسم فلان سرمایدار بهوانی؟ نه آیا سند معدن تلا رو تو فلان جای خراسان جنوبی زدن به اسم فلان سرمایدار؟ نه
اما گونه استفاده او به طوریست مثلا بهش گفتن آقا حق استحصال مال توه تمام خب اومد این پس فردا یه تعدادی بچه دیگه توی بیرجند پیدا شدن خورانسان جنوبی که تونستن اون سالی مثلا یک تن تلا رو با قیمت اعلان تلا بگیرید چند هزار میلیار تومن اقلن 3 هزار 4 هزار میلیار تومن میشه دیگه تونستن اون سالی یک تن تلا رو به نحوه بهره ورتری استخراج کنن
شما هر سال داری دوباره معدن رو به واگذاری و مزایده میذاری یا نه یه بار سپردی به یه طرفی حق 50 ساله بشنادی؟ آبا زمین خصوصی رو بسیاری از فقه ها فتوه دادن اگر کسی رفت زمینی رو آباد کرد همین امام گفت احیاء مواد شرایطی دارد اگر کسی رفت زمین موادی رو آباد کرد
حالا این زمین احیا شد حق استفاده داره سه سال اگه در اون زمین کاش نکرد و استفاده نکرد تمام انگار احیا نکردی زمین بر میگرد ملحق به مواد میشه دوباره هرکی رفت رفت سراغش اونو که حق تقدم پیدا میکنه بعد ما در مورد معدن گونه های از واگزاری در ایران رو داریم که عملاً گویا با این که بگیم مال خودت فرقی نذاره سند من گوله دار نذار دیواری یه چوری واگزار کرده که عددی که د
از همون ۳۴ هزار میلیار تومن موادن تلا خلاصان جنوبی هزار کیلو تلا در سال خوبه چقدر حقوق معدنی دولت میگیره؟ کمتر از ۵۰ میلیار تومن دو تا عدد رو با هم مقایسه کنید ۳۰ هزار میلیار تومن کمتر از ۵۰ میلیار تومن خب این داریم با هم بگه شوخه میکنیم دیگه از اون زمین تا اون دریاچه تا اون هاشه رودخونه
و این اتفاق میوفته فلان نماینده مجلس فلانجا را میگیرد برای فلانکس و این فساد نیست به لحاظ قانونی ما الان خلای قانونی در ایران هم در مکانیزم های واگذاری انفال و هم در اعداد و اندازه های گرفتن حقوق دولتی میخوای جسمش رو بذارید مثلا فرض کنید مثل ارازی خراجیه خب یه زمینی رو میداد عددی خراج میگرفت دیگه
حالا نمیخوام دلالت فقهی بگیرم و استحصانات فقهی نمیخوام بکنم اینجا فتوا نمیدیم نه دارم تشبیح های اقتصادی برقرار میکنم حالا معدن طلا دادی چند درصدشو بگیری؟ در فلان نقطه دنیا ۹۷ درصد آیدی معدن را دولت حقوق معدنی میگیره ۹۷ درصد بعد ما اینجا حساب کنیم دیگه عدد میشه چند درصد نکته دوم
محصول آمده حالا این محصول فراوری شده باید به ایرانیان عرضه شود سنگ آهنگ اومده شده فولاد سنگ مص اومده استحصال شده شده مص گاز اومده شده اتیلند اینو ما داریم چجوری عرضه میکنیم؟
در زنجیره دوم یعنی پس از مخزن در محصول در ارزه محصول آیا تک تک ما ایرانیان امکان این که بگیریم و به کار بگیریم رو داریم یا تو لایه دوم هم مجددن تشکیلات کنترل کننده لایه دوم از اون کارگاه ضرب سکه بگیرید که دولت بهش گفته آقا تا پارسال من تلا رو به سکه تبدیل می کردم الان تو ضرب کن آیا این ها عمومی سازی شده در ایران امروز ما یا نه؟
قانونش هست اما در میدان اتفاق نیفتاده در میدان اتفاق نیفتاده بزرگوارا یعنی چی؟ یعنی در میدان وقتی 90 درصد پتروشیمی های ایران خصوصی هست این پتروشیمی مالو میگیره فولادیات به همین ترتیب سایر مدنیات به همین ترتیب کارخانه های فراوری چوبت به همین ترتیب بهترینش که ما حد اکثر تداد بحر و بردان رو توش داریم
موادن سنگه که وقتی میگیم سنگ هم یعنی همین ماسه وشن و اینها اگه درست یادم باشه عدد مجووز های بره برداریش یه عدد چنده هزار فکر کنم سی هزار تاییه چه عددیه تو ایرانه به این عظمت که این دیگه ساده ترین و سهر الوصول ترین مدنیه که به لازه تکنولوژیک خیلی چیز خفنی نداره شما بخوای اینو سوامو کنید
هر چقدر که این اتفاق به سمت صنایه پیچیده تر میره صنایه که فرایند استحصال محصول توشون پیچیده تره سخت تر میشه سخت تر میشه یعنی چی میشه؟ یعنی سرمایه ام باشته میتونه بره اونجا یه پتروشینی بسازه چند تا از کارگرهای ایران میتونن با هم جمع شن مثلا 20 هزار میلیار تونن پول بذارن یه مجتمع پتروشینی هوا کنن
اعتمالا یا شب دولتی ها یا خصوصی ها میتونن این کار رو بکنن دیگه؟ تو لایک دوم من یه سال میپرسم از انفال یه لحظه بریم ویرون گرچه بعضی ها قوه مالی دولت رو هم چون فرض اینه هجم پول تولید شده در کشور معادله بنیه اقتصادی حاصل از بنابه از تاج جواهر نشان نادرشاه تا هجم تلایک کشور داره هستند آقایانی که میگن
حجم پول یا نقدینگی کشور تالی تلو یا ملازم منطقی اقتصادی انفال فلزا احکام انفال بر اون جاری است و طرفدار تقسیم هر ایرانی ۱۹ میلیونومش هستند تو اقتصاد اون همین نظریه طرفدار داره استعمال میشه میگن نظریه پول آزاد یا نظریه پول سرانه در مقابلش چی وجود داره؟ نظریه که بهش میگه جیربندی اعتباری چه کسانی میتوانند بروند پول بگیرند وام بگیرند
پتروشیمی تحسیس کنن وان بگیرن یک فولاد تحسیس کنن وان بگیرن چیزی برای فراوری محصولی تحسیس کنن سؤال باید ببینیم که حجم توضیح منابع مالی و بانکی در کشور ما چگونه است؟
آیا ما در کشورمون امکان دسترسی آزاد هی میگم در کشورمون در کشورمون معنیش این نیست که الان سایر دنیا گلو بلبله ها نه جهان به تعبیر حضرت آقا جهان کسیفیست جهان بدیست جهان ظلمه در مورد امریکا و کجا و کجا که صحبت کنیم که فاجعه فقط باید دید منطقه ما ایم و ایران و ما الان در مقام مقایسته نیستیم در مقام بررسی خودمونیم
توضیح اعتبارات نظام بانکی در ایران چگونه است؟ چه به لحاظ جغرافیایی اصل 49 قانون اساسی رو بیاریم؟ باید تقسیم امکانات به گونه ای باشد که هر اصطانی به فراخور امکانات خودش امکان پیشرفت داشته باشد خب میبینیم که مثلا اصطان تهران با 15 درصد جمعیت کشور چیزی نزدیک 60 درصده کم تر از 60 درصده منابع اعتباری کشور اونجا تخصیص پیدا میکنه
در دورهای مختلف متفاوت بوده حالا تو دورهای اخیر کمی تعدیل شده هنوز داره سه برابر سهم جمعیتیش منبع میبره و این سه برابر فقط تو منابع پولی و بانکی نیست ها سه مستان تهران از پونزده هزار رتبه برتر کنکور هم یعنی نسبت جمعیت دانش آموزی کلاس دوازده همش به تعداد رتبه های برتری که تو پونزده هزار رتبه برتر کنکور داره دو ممیز نوید و هشت سد همه سه برابر اگ
میریم جلو به اون آخر میرسیم فقط دارم اینو اشاره میکنم نکته اول جلسه تقسیم منابع عمومی تقسیم زندگی است تقسیم قدرت است تقسیم تحصیله تقسیم مدرسه است تقسیم همه چیه
اگه پتروشیمی ها در جایی متمرکز و مالکیتشون برای عده ای خاص شد معنیش اینه که منابع بانکی به جایی خاص می روند معنیش اینه که بچه های طبقه ای خاص رتبه های برتر دانشگاهی را خواهند آورده ببینید ما در مورد سنگ و آهن و مص صحبت نمی کنیم ما در مورد زندگی ایرانی ها صحبت می کنیم اگر دیدیم به لحاظ جغرافیایی منابع بانکی دارن توی جغرافیای خاصی سرمایه
اگر دیدیم به لحاظ مالکیتی منابع بانکی سمت مالکیت خاصی رفتن میدونید الان 65 درصده تقریباً حجم نقدینگی کشور داره تو بانکای غیردولتی میچرخه یعنی نه بانک مسکن که بناست پول بده به دولت که دولت مسکن برامون بسازه اگه دولت قبول داشته باشه ساختن مسکن او تازه و نگه مسکن سازی دولت مزخرفه
نه بانک توصیح تجارت یا بانک توصیح تعاون که وظیفش اینه که به تعاونی های کوچیک فلان نقدار بلوچستانی که خودش میخواد سادرات بکنه براش ال سی باز کنه و بهش وان بده تا او بتونه با این خط اعتباری یا با این سرمایه اولیه
چه تجارت بکنه و چه کارخونه فراوری و خورماشوری را بندازه نه اینها بلکه بانک های خصوصی که میدونید شاخشون با رکرد خیلی دوست داشتنیه 127 هزار میلیار تومن تراز منفی بر صدر بانک های بدهکار ایران استاده و با گردن کلفتی ایران مال میسازه که نه به تولید در ایران مربوطه و نه به زندگی ایرانی ها به دلالی زمین و مسکن در تهران مربوطه
یک میلیون و دویست هزار متر مربع زمین خوب اگه به لحاظ جغرافی هایی پول آنگونه که باید تقسیم نشده بود به لحاظ مالکیتی پول آنگونه که باید تقسیم نشده بود به لحاظ کار کردی خوب یه بخشی از منابع انفال چی بود؟ آقا چوب درخت بود
یه بخشی از منابع زمین هایی بود که کشاورزان میتوانستن دران کشت بکنن احتمالا برای این کشت کردن باید مثلا سیستم آبیاری زیرزمینی میداشتن یا آبیاری تحت فشار میداشتن حالا این بشر میخواد بره پول بده خب شبکه آبیاری سطحی تحت فشار توی زمین کشاورزیش بذاره
اگه دیدیم سهم روستا از جی دی پی ایرانی چیزی نزدیک به 20 درصده اما سهم روستا از منابع بانکی کم از یک ثبت این عدده اومقی سوال رو نمیپرسیم که آقا 6 درصد کجا؟ 20 درصد کجا؟ اونک من دارم 20 درصد سروت ایران رو تولید میکنم چرا باید 6 درصد با ما ایران رو بگیرم؟
اگر به لحاظ کار کردی جغرافیایی یا مالکیتی منابع پولی برای برپا کردن مرحله فراوری منابع انفال
وام برای برپا کردن پتروشیمی وام برای برپا کردن معدن سنگ وام برای برپا کردن یک کارخونه فرض کنید استحصال محصولات جانبی خورما نبود اون وقت چه اتفاقی میفته؟ اون وقت فر لایه دوم انفال هم کسانی پس از تسلط بر خرید محصول امکان
استحصال، تصفیه، تبدیل محصول به یک محصول ثانویه و واسطهای رو پیدا میکنن که دیگرها میدهیم کار رو ندارن تو لایه دوم هم کار میافته دستهی عده بعد بقیه باید چی بشن؟ برن تو اون پتروشیمی استخدام بشن برن تو اون فولات استخدام بشن چقدر از سهمشون رو میگیرن؟
آمار میگه سهم ارزش افزوده نیروی کار از GDP در ایران 15 درصده تو همون لایه سنتی یا نیروی کار سنتی داره کار میکنه 15 درصده GDP رو حل کرد سرمش از محصول نهایی که به صورت دست مزبش پرداخت میشه 5 درصده
تو لایه دوم که استحصال اتفاق میفته چون من مالک نیستم یه ارزش افزوده سانویهی دقیق بکنید ارزش افزوده سانویهیه مگه ما مثلا به همین شرکت های پتروشیمی چقدر نفت و گاز میدیم که میتونند برای ما چهل و دو اگه درست بگم میلیارد دولار سادرات غیر نفتی همین مشتقات نفت بالا میگم غیر نفتی یا مشتقات نفت دیگه یه فراوری ساده
چلو دو میلیارد دلار محصول تولید کنن اون نفت خام یا اون گاز ترش چلو دو میلیارد دلار قیمتش نبوده با یه فراولی شده چلو دو میلیارد دلار سوال سرمون رو تو لایه اول که نتونستیم بگیریم و بعضی آمدن به ما گفتن برو مالی سازیش کن تو لایه دوم که مرحله تبدیل به محصول واسطهی برای تولیده هم من مالک آن کارخانه نیستم چرا؟
چون چیزی که امکان استفاده از انفال رو فراهم میکنه یعنی منابع بانکی دست من نیست استفاده همش میگن جیربندی اعتباری credential rationing اتفاق افتاده جیره جیره جیره حدود 40 درصد ایرانی ها هنوز هیچ بامی از بانک نگرفتن 5 درصد صاحبان سپرده 5 درصد ایرانی ها 85 درصد حجم منابع بانکی رو گرفتن این تو مالکیت
تو کاربری هم که عرض کردم رستا چقدر میبره؟ شهر چقدر میبره؟ تو جغرافی هم که گفتیم تهران چقدر میبره؟ بوشهر چقدر میبره؟ منبع مالی چون امکان مالکیت رو نمیده امکان استثال از دست خارج میشه چی میشه؟ میشه کارگر لایه دوم مهندس لایه دوم چقدر میگیری؟ یک ثومه ارزش افزوده لایه دوم بریم لایه ثوم تو لایه ثوم ما ایمو خب الان
محصولات پتروشیمی اومده میره مثلا فرض کنید توی کارخونه کروز که اخیرن دهنوا کرده ایران خود رو رو کرت بده و انشالله خداوند کمک کنه اراده ملت ایران کروز رو کرت بده نه کروز ایران خود رو رو سیش هزار تا خانوم سه هزار تا نه هزار تا خانوم سه هزار تا آقا مثلا مشغوله به کارن چی کار میکنن؟ لایه ثبوت محصول رسیده بهشون این لایه ثبوت محصول تبلیغ به چی میشه؟ قطعات خود رو قطع
چند نفر امکان تولیدش رو دارن؟ آقای بشیری تو جمعه؟ گوشه من اگه برسونم نمون میشم پیداش کنید گوشه من ازش بگیر درست میخوام یه تیکه از شهید برشتی بخونم خدمت شریفتون چند درصد ایرانیان امکان اینکه در این لایه ثوم از محصولات آمده یعنی محصول اول اومد فراوری شد کالای مصرفی نهایی رو بسازند؟ قطعات خود رو تولید بکنند؟
برن پلاستیک تولید بکنن برن محصولات آهنی تولید بکنن ابزار تولید بکنن چند درصد ایرانی ها میتونن کارخونه ابزار مهدی داشته باشن کارخونه نمیدونم توسن داشته باشن کارخونه آخرین ابزاری که میخرید داشته باشن چند درصد ایرانی ها این امکان رو دارند که اخیرن خب ملت زرنگن دیگه
ملت وقتی میدونند که میخوان برن یه شرکت بزرگی رو که ملت ایران میشناسدش گورت بدن و ادعای مالکیت سه تا از پنجتا سندلیای هیتر میشو بکنن صفحه 283 اینو میارید
قبلش میرن توی مسیر چارشیر به دروازه احواز توی مسیری که خیلی از احوازی ها در طول روز ازش رد میشن بالای اون پل هوایی گنده بعد از دروازه یه تبلیغ بازرگانی میزنن این قطعه هماهنگ است
یه نفر با گیتار نشسته داره آهنگ میزنه و قطعات اون گیتار قطعات خود روی یعنی زیرش هم نوشته گروه قطعات خود روی ازام این قطعه همه هنگ هست چون میدونه چهار ماه بعد مسئله تسلط من بر ایران خود رو سر و صدا خواهد کرد چهار ماه قبلش تبلیغات شهری میکنه تبلیغات شهری قطعه سازی خود رو شما دیده بودید تو ایران باید ذهنیت سازی بکنه باید ذهنیت سازی بکنه باید نشون بد
باید تو این لایه بره باشگاهداری بکنه تراکتور بگیره فولاد خوزستان را بندازه چه کار کنه چه کار کنه حالا هم بچه زنگبازی در بیار مالیات نده هم بگه من ماحصل اراده ایرانیان هم این تراکتور هست که تبریزی ها جان میدن براش این فولاد هست که خوزستانی ها جان میدن براش این استیلازین هست که این منم ملت من شما در حالی که اون ما نیست ما کارگرای اونیم
او با باشگاه علاوه برای اینکه مالیات نمیده میخواد خودشو ما جا بزنه میخواد خودشو ما جا بزنه حالا اینکه ما نیست در لایه سوم او میخواد بگه من تولید ایرانیم من تولید کننده ایرانیم من ایرانم که دارم تولید میکنم او ایران نیست که داره تولید میکنه او داره دومی لایه انفال رو تحویل میگیره به طور انحساری تولید میکنه میده به ما چون؟
و از انواع تکنیک های روانشناختی تا سیاسی تا اقتصادی لازم برای محب کردن این انحسار در لایه سوم انفال استفاده می کنه و لایه چهارم اینو باز برید با آقای بشیر
در نایه چهارم، آقای صلاح تماس میگیم، من خیلی معذرت میخوام دو سه روز در سفرم و بیعدبی اینجوری وسط جلس کار شخصی انجام دادن ولی خب، هم قبلش جایی بودم، هم بعدش باید جایی برم، خیلی معذرت میخوام از چهارمازی
این زرنگ های لایه 3 در لایه 4 چه می کنند؟ وقتی تونستیم گونه ای از مالکیت رو بر منابع انفال به دست بیاریم که تو لایه اول رقیب بلامون پیدا نشه یعنی مهندس های جوان معدن در خراسان جنوبی نتونن سال به سال بیان حق استحصال من بر معدن رو مورد تحدید قرار بدن سال به سال اینو به مزایده نمیذاریم
یه چون گفتی آقا پنج سال لسه تو ده سال لسه تو حال آنکه هزار و یک روش دیگه داره که طرف خیمه نزنه اونجا بشینه طولای دوم محصول استحصال شده به نحو انحساری به جاهایی فروخته شده طولای سوم آن محصول انفال محصول فراوری شده ی انفال که به نحو انحساری فروخته شده برای تبدیل به کالای مصرفی توی ساختار سرمایه داریه
مالکیت متمرکز داره تولید میشه دیویس و شمزه هزار بنگاه این طرف چارده پمزه میلیون کارگر این طرف یعنی لایه سوم تولید که نتایج انفالم داره میاد باز چیه؟ انصاریه باز به قول اقتصادی ها دترمینند فکتورش کیه؟ من و قطعه سار سی درصد تعمیل قطعه ایران خود رو سایپا منم معلومه که میتونم
قاعده گذاری کنند معلومه که میتونم رهبری بازار دست بگیرم معلومه که میتونم قیمت سازی کنم معلومه که میتونم مجبورشون کنم بخرم مگه من از فردا بهشون گفتم دیگه قطع نمیفرستم تو خط تولید ایران خود رو پس فردا میتونه بره قطع ساز به جای من جای گذین کنه نه اگر بنگاه های قطع سازی در ایران به این تعداد زیاد بودند هر جوون یه پرینتر سبودی و چهار تا دستگاه CNC تو خونه شون داشت ه
هر کسی داشت که مثلا اندازه ۳۰۰ دلار از این قطعات رو تولید میکنه نه یه نفر یه تیکه ۳ میلیارد دلار قطعه تولید کنه ۳۰۰ تا تو، ۳۰۰ تا تو، ۳۰۰ تا تو، ۳۰۰ تا تو بعد هزار تا از این ۳۰۰ تایی ها بودن یه میلیون تا از این ۳۰۰ دلار در سالی ها بودن اون وقت هیچکی نمیتونست بیرون خود رو بگه اینقدر بهت قطعه میدم اینجوری میدم
و ما ایرانیان بر سر ایران خدروه مظلوم داد بزنیم که ای ستمگر، ای انحسارگر و این سوال رو نپرسیم که چه بخشی از هزینه ایران خدروه بیچاره به خاطر اینی که مجبوره قطعات خودش رو به صورت انحساری از کسانی تغییر کنه و چه بخش عزیمتر و عذیت کننده تری از هزینه ایران خدروه و سایپا هزینه فایننسه بره وام ربوی بگیره از همون
نظام بانکی که 65 درصد گردش مالش تو بانک های دولتی نیست و اگر بود تو بانک توصیح صنعت مدن بود تو بانک مسکن بود تو بانک ملی بود آن وقت ایران خود رو به نفع توصیعی میرفت و همون میگرفت
با سود صف، با سود دو، با سود سه کاری که کره و آلمان و امریکا در دوره رشد صنعت خود رو انجام دادن نه با سود 18 و 22 و 3 درصد و کجای دنیا خود رو سازی؟ ما تو ایران دو تا صنعت پیشران داریم مسکن و خود رو کجای دنیا خود رو سازی؟ صنعت پیشران کشورشون میشه تأمین مالیشون رو 20 درصد انجام میدن کی از صنعت پیشرانش 20 درصد روای بانکی میگیره؟ اونی که
منامه نظام بانکیش داره به صورت جیربندی تقسیم میشه نه به صورت عادلان اونی که مجلس مثلاً اصولگراش قانون تصویب میکنه قانون بانک مرکزی رو و ستا وزیر راه و شهرزازی سنت و مدد و کشاورزی که ستا وزیر توسعگرای کشورند رو از ارکان بانک مرکزی هست و نماینده اتاق بازرگانی را جای بزین میکنه تو ارکان بانک مرکزی
و بعد ما ایران خدرو و سایپا رو مغصر میدونیم و بعد همون امپراتوری رسانهی اون کار میکنه میدونی چرا ایران خدرو و سایپا، ناکاران، خدرو بنجل با قیمت خون پدرشون به شما میاندازن؟ چون اما اندهای مجلس اینقدر سفارش کردن کارمند تویش زیاد استخدام شده چون؟ چون هیچکی نافی اینا نیست هیچکی نافی این نیست که ممکنه تو فلان خط ایران خدرو چهار تا
کارگره یا مهندس یا تو فلان قسمت اداریش چار نفر نمیدونم کارمند اضافه هم باشه اما مسئله اصلی اینه هاشیه یا مت کدوم؟ این هاشیه هست مت اون ربایی که این بیچاره برای خرید قطع اولیه باید بده مت اون انحساری که این بیچاره در خرید قطعاتش مجبوره تحمل بکنه خب اینم از لایه سه بار
لایه چهارم کجاست؟ لایه چهارم نقطه یک انفال آمده بناست عرضه بشه خدروی ایرانی تولید شده حالا ما آدم ها میخواییم خدرو بخریم یا با خدروی که خریدیم کار کنیم
میخوام کامیون بخرم میخوام لاستیک یزد و کبیر بخرم بندازم زیر کامیونم باش کار کنم منمو تایر ایران تایر منمو کویک سایپا منمو چیزی که باید بخرم و باهاش کسب و کار کنم یا مصرفش کنم تو این لایه چه اتفاق میفته؟
اگر سایر نظامات کشور دارائی های مالی و قدرت خرید مردم رو به گونه ای تنظیم کرده باشن که توان اونها برای خرید کاله ها به صویه نماشن فکر کنید اعلام میکنن آقا ایران خود رو مسئولات خود رو میفروشد یه ها این میلیون ایرانی میرن سبتنام میکنن اما این ده میلیون ایرانی پولش رو ندارن سبتنام کنن چه اتفاقی میفته؟
محصول محصول محصول انفال که الان شده کویک به ایرانیانی فروخته میشه که در لایه چارم امکان گرفتنش رو دارن
آقام توی آپارتمان شیش طبقه زندگی میکنه که الان ماشینا توی پارکینگ اون آپارتمان اینجوری جفت به جفت پارکن چرا؟ چون واحد دو یه دونه تیبا خریده الان یک سال گذاشته اونجا که قیمتش بره بالا چرا؟ چون واحد دو اینقدر پول داشته که بره یه تیبای اضافه بخره انبار کنه که بره بالا این چیه اونجا گذاشته؟
پلاستیکه.
آهنه.
لاستیکه.
محصوله.
محصوله.
محصوله.
انفاله.
اون تیباه خودش در لایه چهارم به صورت یک قدرت انحساری تقسیم میشه.
چدر خرید؟ چدر نقطه به کارگیری؟ پرسش.
چند درصد از کشاورزان ایرانی بر زمین خود و چند درصد بر زمین اجارهی کار میکنن؟
چند درصد از رانندگان کامیون ایرانی بر کامیون خود و چند درصد بر کامیون اجاره ای شوفر هست؟ چند درصد از صاحبان ماشین ایرانی وقتی رانندگی می کنن محصول کارشان مال خودشان و چند درصد پونزده درصد محصول کارشان مال اصناف هست؟ در لایه چهارم محصول محصول محصول انفال داره آخرین تیکه ارزش افزوده رو تولید می کنه
دقت کنید بزرگواران گاهی به خطا گفته میشه ایران یک کشور نفتیه یعنی در این کشور نفتی همه پول پول نفته نه ماجرا این نیست ارز کردیم مجموع انفالی که ما استخراج میکنیم دویست میلیارد دولاره اما این انفال سه لایه ارزش افزوده میخوره
سه لایه ارزش افزوده میخوره تو لایه چهارم وقتی مصرف میشه میشه کل جدی پی ما ایرانیان اون وقت جدی پی ما ایرانیان رانندگی و رانده تاکسی هم هست اون آقای سلمونی هم که الان یه دونه تیغ دستش گرفته با پیس پیس میکنه با یه افشانه ای که تنه اون افشانه محصولات پتروشینیه اما تمام اینا رو با ما حساب میکنه رو سندلی من باید برم داخله
سلمونی حسن آقا بنشینم که اون سندلی محصول محصول محصول انفاله و حسن آقا اونو با من حساب میکنه مجموع اینا چی ایران رو تشکیل میده؟ جی دی پی ایران تنوید ناخالص داخلی ما ایرانی ها ایران یک کشور نفتیه
نصف بیشتر ایران نفته نه یعنی از ۱۴ هزار هزار ملیار تومن ۱۴ هزار هممت جی دی پی الان ما ایرانیانه تقریبا نه یعنی از ۱۴ هزار هممت جی دی پی ما ایرانیان نصف بیشترش یعنی بیش از ۷ هزار هممتش نفته نه یعنی تو لایه اولیه بود نفت و مشابه نفت که گاز باشد که مص باشد که سنگ و هن باشد که تلا باشد
200 میلیار دولار مطوره که این مطور چار دور بزرگ میشه تا برسه به 14 هزار هزار میلیار تومن جی دی پی ایرانی هست اگه لایه اول ملی شد لایه دوم ملی میشه به میزانی که لایه اول ملی یعنی عمومی نشده لایه دوم هم ملی نمیشه اگه لایه دوم کمتر ملی باشه لایه ثوم هم کمتر ملی و ثوم کمتر چاروم هم کمتر ملی خواهد بود
ما با یک فرایند ملیت زدائی و مردم زدائی چهار لایعی روبرونیم بزرگواران حالاست که خیلی از تصورات ما جای درست خودشون رو پیدا میکنن میفهمیم مطالبات دست مزدی کارگری لایع چندومه مسئله انفاله میفهمیم
فروش دلاری محصولات پتروشینی ها لایک چندوم مسئله انفاله.
ساده بگم کل بحث ما صحبت در مورد مال مردمه.
ولی مال مردم چهار دست میچرخه میشه زندگی مردم.
میشه اون چهارده هزار همه جی دی پی ایرانی ها.
این چهار لایه رو باید درک کنیم.
و هر کدوم از ما در نقطه ای از این چهار لایه مثلا لایه 3 و در موضوع مثلا محصولات پتروشینی در نقطه ای از این چهار لایه مثلا چوب و در مثلا
فراوردهای جنگل یعنی اون چوب خام و در مسئله مثلا چوب باید بنشین و بررسیش بکنیم در واقع اگر بخواییم هر کدوم از ما ایرانیانی که دغدغه ملی شدن و جمهوری شدن انفال رو داریم رفتار درستی تو این مسئله داشته باشیم توی یه ماتریس چهار در ان چارش کدومه چهار لایه فراوری تا نتیجه انفال انش چیه؟
انواع تولیداتی که میشه در ایران متصور شد مثلا کامیونداراست خب باید برم لاستیک این این این پتروشیمی اونجا قیر فلانجه مسئلم کشاورزاست باید برم صناعی تبدیلی کشاورزی این این این این اه زمین اه آب چون لایه خودمون و مسئله خودمون رو باید در انفال پیدا بکنیم تا کمک کنیم به سیاستگذاری درست انفال در ایران
سه تیکه دو تیکه اصلی ارزمند تا اینجا تمامه تیکه اول که درک عدد و رقمهای انفال و تیکه دوم که درک فرایند یا زنجیره چهار مرحلهی رسیدن انفال به زندگی اقتصادی ایرانیانه تا اینجا تمامه
تیکه سموم بحث ما اینه انقلاب اسلامی چه نسخه ای برای عمومی سازی انفال و منابع حاصل از انفال و منابع منابع حاصل از انفال و محصولات محصولات منابع حاصل از انفال ترایی کرد سعاده ارزما در چهار مرحله این بود در هر مرحله
اون determinant factor آمل تعین کننده که میتونه سهم ویژه از ارزش افزوده اون مرحله رو بکنه کیه؟ ما چهار مرحله داریم که توش 200 میلیار دولار تبدیل میشه به 14 هزار هزار میلیار تومن خب، هی رشد میکنه، هی ارزش افزوده میاد توش اون نفتی که تو مدنه هنوز دانش مهندس پتروشیمی توش قاطی نشده که، ها؟
اون لاستیکی که زیر کامیونه هنوز فرابعی شرکت ایران تاییه روش اضافه نشده که قبل از اون اما الان شده در واقع ما سه مرحله ارزش افزوده های تازه داریم سوال اینه در هر کدام از اون چهار مرحله کی
تیکه گنده که ارزش افزوده رو میکنه و کی؟ تیکه کوچکترش رو همه ی تلاش اینه از تصور ساده انگارانهی که نفت، پنیر، چاقو میذاریم تیکه تیکش میکنیم میذاریم سر صفر بیان بیرون همچین چیزی وجود نداره هرکی اینجوری ساده اندیشی بکنه میوفته تو کدوم راه حل؟
پولیش بکنیم معادل پولیش رو بدیم مردم که بدترین راه حل ممکنه که انحسال طرف تقاضا ایجاد میکنه از این تصور بیاییم بریم چهار مرحله درکش بکنیم حالا تو چهار مرحلهش میتونیم ما هم گفت بزنیم اجازه بدید نه هر تولیدی این تولید با تولیدی که تو جاپن اتفاق میفته فرق داره جاپن مثل ما بین 5.5 تا 7 درصد منابع مدنی دنیا رو
نداره این زنجیر تولید ایرانیست که سهم بزرگی از منابع داخلی ایرانی در اون لحاظ میشود انسان آلمانی این فرصت رو نداره انسان آلمانی اون ۲۰۰ میلیاردی بود که ما قلومبه میابردیم میذاشتیم ما مثل این بچه تاجرهای مایداری که از پول بابا میاد ما یه پول بابا داریم که باید بین پسرها عادلانه تقسیم شد بین بچه ها
بعضی از کشورهای دیگه این مسئله مسئله اصلیشون نیست تو هر کشوری منابع اون مسئله است در ایرانی که سالی 200 ملیار دولار نفت و گاز و سنگ فلز و کانی و چه و چه در می آورد این عبر مسئله ماست پس ما در مورد هر زنجیری تولیدی صحبت نمی کنیم
در مورد زنجیری تولید مبتنی بر انفعال ملی که برای ایران مسئله بیجز صحبت میکنیم آرام پرسش دقیقا همینه که اگر تون سه لایه بعد از منبر ایرانیان خودشون توانمندی و مالکیت در تولید داشتن
هیچ مهندس جوان مکانیکی نمیومد همین چندلغازی رو که یا با اسناف کار کردن یا با کار کردن برای فلان شرکت داره نه توی کارگاه خودش یه CNC دارم با رفقام یه CNC دیگه هم بخریم بذاریم اینجا نمیذاره چون CNC نداره چون کارگاهی نداره کجا میذاره؟ تو اون نقطه که شما به درستی میگید یعنی کسانی که یعنی کسانی که تولید را به گروگان گرفتن سه تا کار با هم کردن یک یک
اجازه تولید عمومی رو ندادن یعنی گفتن فقط من تولید کنم بقیه تولید نکنن ارزش افزودی تولید مال من دو اصل تولید رو تضعیف کردن یعنی وقتی تو انحسار داری و میتونی قیمت گذاری های خاص بکنی خیلی وقتا میله به خانفروشیت زیاد میشه میگی چرا من باید تو زحمت بکشم این ارزش افزوده وقتی دسترسی انحساری به پول بابا دارم بچه هایی که مفت خارن و
بابا بهشون پول بیده نمیرن عمدتاً با پولشون سرمایه گذاری کنن تولید کنن نه پولو میبرن نقترین جایی ممکن است که تلا دلار باشون میخرن یعنی جریانی که در ایران منابع انفال و انحساری به دست گرفته قوه تولیدی ایران رو هم تضعیف کرده دو سه وقت این اتفاق افتاد او مباجه با یه کرور آدمی که لنگ نون شبن و من که امکانهای
همون فرصتهای غیرمولده دست همه چیکار میکنه؟ همون ۱۲۰۰ ها رو هم جمع میکنه و میبره تو فرصت غیرمولده میاد تو به اوان من ۵۰۰ میلیارد تومن محسسهی آرمان از ملت جمع میکنه همین ۲ هفتهی پیش فرماندی انتظامی استان خوزستان اعلام کرد فلان کسک در دسفول ۳۲۰ میلیارد تومن پول از مردم دسفول جمع کرده به وعدهی این که میخوام برم داخل ف
سه تا اتفاق با هم میفته تولید رو گروگان میگیره یعنی مالا خود میکنه دو، اصلا تولید نمیکنه خانفروشی میکنه سه، همین میزان آورده های حاصل از تولید رو هم به صورت مکنده طولایی آخر، طولایی مالی جمع میکنه میبره جایی که خودش میخواد باش مرتبازی میکنه کاملا درست میفرمایید نکته اینه نباید عرصه گرفتن حق بهر برداری انفال امن باشه
این عرصه باید عرصه ناعمر و پرخطری باشه پرخطر نه یعنی این که مثلا توفنگ بذاری بالا سرش نه یعنی گونه ای قراردادهای واگذاری حق اکتشافها رو ببندی که به محض هر گونه تاهشت و بهروری جامعه بتونه جایگذین بکنه حالا حتما برای تلا با نفت با فلان با بهمان فرق وجود داره اون فقط یه عدد مثال بود درگیر مثال که نمیشید خلاصش اینه باید عرصه یه
گرفتن حق امتیازهای بهره برداری معادن عرصه ریسکی به لحاظ فنی باشه به لحاظ فنی ریسکیش کن دائمان گفت چون وید بر سر ایمان خیش میلرزم تنش بلرزه که اگه کمکاری کنم مثل زمین احیا شده ای که رها بشه فلان میشه عرضش گذاری دارایی های عمومی ما که الان برخیش در دست حاکمیته توسط خود ما اتفاق نمیفته
گاهی توسط مؤسساتی اتفاق میفته که اونا خودشون تو مسئله ارزشگذاری ها زینف هستن فلان منبع قرار واگذار بشه نماینده اتحادی صنفی چیچیه میره اونجا نظر میده اون نظر نظر کارشناسی تو مجموع تلقی میشه و علیه جامعه است
پس نه فقط مالکیت بلکه مسئولیت اداره ای مالمون هم گردن خودمونه حالا اگر مسئولیت اداره ای مالمون گردن خودمونه چند تا حلقه مردمی ارزش گذاری و ارزش سنجی انفال داریم؟ چند تا حلقه مردمی نظارت بر زنجیری توضیح انفال و فراوری انفال داریم؟ اینا اون اتفاقی که در جمهوری اسلامی باید شکل بگیره اینا اون اتفاقاتی که اصل شمراهای قانون اساسی به دنبالش بگیره
نکته دوم بانک مرکزی چیه؟ ببینید تو بانک مرکزی نه زمین هست نه نفت هست نه گاز نه نمک پس این تعبیر که بانک مرکزی انفاله خیلی تعبیره خیلی مسامههیه به لحاظ فنی هم شاید قابل دفاع نباشه پول
و نهاد مدیریت و سیاستگذار پول که بانک مرکزی باشه ما به اعضا یا بهتر بگم سایه اقتصاد ملیه یعنی 200 ملیار دولار انفعالمون یه سایه پولی داره 14 هزار هزار ملیار تومن جی دی پیمون هم یه سایه پولی داره سایه نقنینگی
یه اتفاقی تو دنیای جدید دنیای مدرن افتاده تو نظام بانکداری زخیره جزئی نیشه با خلق پول یا جا به جایی پول ارزش چیزایی رو که دست آدم هاست کم و زیاد کرد من یه ماشین دستمه محصول محصول محصول انفال اگه یه جایی تو بانک ها خلق پول بشه ارزش ماشین من میره بالا یا میاد پایین پس خود انفال تو بانک مرکزی نیست تنقیل سیاست های پولی که
نتیجهش میشه تعین ارزش انفاله در دست ما حتما کارمانک مرکزیه سیاست پولی سایه سنگینه دارم با دقت جمعه ما میگم سیاست پولی سایه سنگینه مالکیت در یه کشوره با پول میشه مالکیتها رو جا به جا کرد بدون این که خود کارخونه رو جا به جا کنید ارزشها رو جا به جا میکنه بهش بگن ارزش نسبی
اگه چیزی گران و چیزی ارزان بشه گویی چیزی از ملک من به ملک دیگری رفته این همون نکته بود که استاد و بزرگوار فرمودن اگه یه سیاست عرضی باعث شد دارای ما ایرانیان کم یا زیاد بشه میتونیم بریم شکایت کنیم بگیم کاش دارای ما پس بده؟ مالمون بود دیگه مالمون رو میتونیم استیفا بکنیم حق استیفا داریم حق جبران غرامت بر مالمون داریم حالا
اگر در لایه اول ما چارچوب اندازه انفال رو شناختیم و در لایه دوم دیدیم که این چهار لایه توضیح انفال دارن یه عرضش متضایدی رو به نحو انحساری تقسیم میکنن هرچی میری جلوتر پول خلق شده از اون 200 ملیار دولار بزرگتر و سبک تقسیمش انحساری تر میشه چیزهای بیشتری رو داریم بدتر توضیح میکنیم
یعنی شکاف بیشتر میشه لایه رو لایه که میاد قوز با لایه قوز میاد تبعیز روی تبعیز میشه چی کار کنیم کمر این زنجیره تبعیز بشکنه؟ آقای بهشتی رحمت الله علیه به روح متحره اون و به روح متحره امام سلوات لا امه سلالا محمد و آله محمد به من اشاره کردن ده دقیقه وقت داریم من تو ده دقیقه نهور سبم رو عرض میکنم و جمعه میدیم
آبان ۵۸ پیش از خطبه های نواز جمعه تهران سخنرانی دارند من تعمدن چون در مورد موضوع جلسه اول مشورت کوچه که از استاد بزرگوار آجای قنبریان گرفته بودم می دونستم ایشون بناست چی ارائه بدن عنوان سخنرانی شهید بشتی هست همبستگی امام و امت
موضوع بحث آجاگاه با ما چی بود؟ حکومت این ولی فقی که میگید انفال دستشه این حکومت اسلامی چیا مالشه؟ چیا مبسرشه؟ چیا نه مالشه نه مبسرشه؟ ما تا کجای مال چاردیواری اختیاری مونه؟ از کجا از چاردیواری اختیاری خارج مال عمومه؟ کدوماش نه فقط مال ما ایرانی ها بلکه ایرانی های نسلای قبل و بعد از ماست حاجمیت چقدر دستش دو مال ماست
ساده همبستگی ما و او و رابطه ما با او اگه به لحاظ اقتصاد سیاسی اونیه که استاد فرمودن به لحاظ اجرایی چجوری کار در میاد؟ عنوان سخنانی شهید بشتی هست همبستگی امام و امت در کتاب ولایت رهبری و روحانیت دارم از صفحه 239 به بعدش رو میخونم این مدت قابل مراجعه است مدت امام رو هم که عرض کردم دیدار امام با اعضای شروع نگهبان سال 59
همبستگی امام امت جمعه چهارم آبان ۵۸ سخنانی شهید بیشتی پیش از خطبای نمازشونه اولا ایشون یه بحثی میگن که میگن آقا دانشجوها به ما نامه زدن که آقا کجایید؟ چرا ما حرفای شما رو نمیشنویم؟ میگه باور کنید سرمون شروع گیر کار انقلابیم اما
اگر شما به این جنبندی رسیده اید که این نبودن یا کم بودن فرصت حضور مسئولین در بین مردم و سوال و جواب و شفاف کردن خط انقلاب خطر بزرگی برای نیروهای انقلاب فراهم می کند یعنی ما نمی دونیم شما داری چیکار می کنید
و این چه جمهوریه که ما ندونیم شما دارید چیکار میکنید؟ اگر شما به اینجا رسیده اید که این نبودن و کم بودن فرصت برای سوال و جواب خطر بزرگی برای انقلاب فراهم میکنند با سراحت به شما اعلام میکنند برادران و خوهران ما آماده هستیم جلسات هفتهگی با شما داشته باشید تا سوالات تان رابطه پرسید پاسخ روشنگر بشنوید
و جوانان مبارزی که سرمایه بزرگ انقلابید مبادا در اثر این ندانستن به وادی یعص و نومیدی بیفتید من نمیدونم تو داری چیکار میکنی؟ چرا باید احساس مشارکت در سرنوشن کشور کنم؟ به قول اون آقای کشاورزه که به اون وزیره گفت برید خودتون و مملکتتون هر کاری میخوایید بکنید اونم بهش گفت برو خودت به مال دیگه اینجوری میشه اگه رابطه اونجوری بشه
اگر بناست نه او بگه خودت به مال نه ای بگه برو خودت میدونی و کشوره چه اتفاقی باید بیفته؟ کارگران، کشاورزان، تحصیل کرده های برومند و علاقه منده به اسلام تز اقتصادی ما برای بیرون بردن جامعه ما از بنبست فقر و محرومیت خلاصه میشود در این بیان که دولت جمهوری اسلامی ما در برابر هر انسانی که میخواهد کار مولد انجام بدهد
چه کار کشاورزی باشد چه کار صنعتی باشد و چه کار خدماتی وظیفه دارد برای هر کسی که می خواهد کار کند سرمایه و ابزار کاری فراهم کند که در اختیار خود او باشد کشاورزان ما در جمهوری اسلامی باید روی زمینی کار کند که متعلق به خود آنها باشد این 32 میلیون هکتار زمین کشاورزی قابل کشت الانمون که حدود 20 میلیون هکتارشو داریم میکاریم
همش رو باید کسی روش کار کنه که مال خودشه نه اون ۴۰۵۰ هکتارهایی که کدوم مرحله است؟ دومی مرحلهی انفال زمین مواد ریخته کی رفته احیا کرده؟ دای مالکیت کرده امام گفت این مالکیتها و این احیاها کشکه مگه احیا ۵۰۰ هکتاری داری؟ مگه احیا ۶۰۰ هکتاری داری؟ این حرفها چیه؟ آدم ازاد احیا کنه ۲۰ هکتار نمیشه بیشتر
من دامدار نمونه شهرستانم دارم و میفهمم زمین یعنی چی باغ دارم و میفهمم بخواستم بیس اکتار مگه داری پونسد اکتار احیا نمیشه پونسد اکتار باشه مگه اینکه یه تاوانی بیس نفره باشه غیر از او از آسمان زر نبارید سرش یا خودش دوزبود یا پدرش یا پدره پدره پدره پدرش این میشه
کشاورز باید بر زمینی کار کند که متعلق به خود او باشد کارگران ما در جمهوری اسلامی باید با ابزار کار و سرمایهی کار کند که متعلق به خود آنها باشد یک مثال کوچک می زنم از نظر اسلام وقتی یک مسلمان می خواهد رانندگی کند و در شهر با تاکسیرانی روزی خود و زن و بچه اش را در بیاورد آقای بشتی پنجاونو نسخه اسناپو پیچیده
که ضد دینه و ضد توسعست و ضد عدله و ضد تولیده میخواهد روزی خود و زن و بچهش را در بیاورت دو حالت دارد یا روی یک تاکسی کار میکند که مال فرد دیگریست که آن را در اختیار این فرق گذاشته و گفته روزها برو کار کن و زحمت بکش مقداری از درامت تو مال منه هست مقداری هم مال خودت ما فیلن در این بحث نداریم که آیا از نظر اسلام و از نظر مالکیت این درست هست یا نه این یک بحث فقهی ج
ما اینجا بحث داریم که این راننده در جامعه اسلامی و در اقتصاد اسلام نباید مجبور شود برود روی ماشین دیگری کار کند دولت اسلامی وظیفه دارد ماشین در اختیار این راننده بگذارد تا راننده مجبور نباشد روی ماشین یک فرد دیگر کار کند
اگر خواست خیاتی کند خودش میتواند خیاتی کند یه وقت یک کسی مغازه و چرخ و میز و لوازم در اختیارش میگذارد میگوید کار کن آخر ماه قدریش را به من بده در این که این مشروع است یا نامشروع است من کار ندارم گوش کنیم آن چه از نظر من نامشروع است و از نظر اسلام نامشروع است این است
که اگر دولت این خیات بیپناه را تنها بگذارد و او مجبور شود برای صاحب دکان و میز و چرخ کار کند این برای دولت نامشروع است حرام حکومتی است ما الان به هستمون نیست که من اگه چرخ مهجانه دادم به یه نفر گفتم حق ولجانه یه چرخ رو بدین حلاله یا حرامه الاز ظاهر حلاله اما اگه امده جامعه مجبور شدن برن با چرخ بقیه کار کنن
یعنی عمدهی جامعه دارن زحمت میکشن میدن یکی برا کی حرومه؟ برا حکومتی که انفال رو به من نداده که خودم چرخ و کامیون داشته باشم و زمین برا حکومتی که مدیریت احیای زمینهای مواد رو به گونهای در دست نگرفته به گونهای تخص نکرده که یکی ۸ اکتار ۱۰ اکتار زمین داشته باشیم یکی ۵۰ تا داره یکی هیچ این برای دولت نامشروع است
شهید بشتی داره حرام حکومتی میگه حرام سیاسی میگه همینطور برمید سراغ کشاورز و بافنده و ریسنده و تعمیرکار و ماشینساز ماشینساز من تو هنرستانم رشته ماشین افزار داریم چند مهندس مکانیک یا ماشین افزار یا ساخت و تولید ایران میتوانند خودشان CNC بخرند کار کنند خودشان دستگاه تراش بخرند کار کنند
چند درصد سر دستگاه تراش های دیگران در صوله های دیگران کار میکنن؟ این مسئله است بعد سوال اینه اون آقای مهندسی که باید شمش آلمینیوم رو انتومن بخره اولاً میتونه انتومن بخره؟ ثانیاً چرا انتومن میخره؟ انحسار آلمینیوم دست کیه که من دارم شمش آلمینیوم به اون قیمت میخرم؟ اگه کارخونه هرمزآل، آلمینیوم هرمزگان
تعاونی بود من به این قیمت شمش آلمینیوم نمیخریدم ارزونتر میخریدم دو شمش آلمینیوم رو خودم میخرم محصول منبع انفاله دیگه محصول منبع انفال شمش آلمینیوم خودم میخرم یا نه میرم دوباره تو کارگاه ساخت و تولید یه نفر که او شمش میخره جنسها برا اوه پته برا اوه چند راست نقو به من میده و به همین ترتیب بریم تا اون لایه آخر
دولت اسلامی وظیفه دارد ماشین در اختیارش بگذارد و همثال اینها به این ترتیب ترح اقتصادی جمهوری با انفال تموم میشه ترح اقتصادی جمهوری اسلامی این است که دولت اسلام دولت جمهوری اسلامی از بیت المال عمومی از درامد نفت از درامدهای دیگر از مالیاتهایی که میگیرد
وظیفه دارد برای هر مسلمان ایرانی برای هر ایرانی ولو غیر مسلمان برای هر کس که تابع قانون این جمهوری اسلامی این دولت ملته ابزار و سرمایه کاری فراهم کند تا او مجبور نباشد کار خودش را به مزد ناچیز به دیگران بفروشد سه چهار روز پیش تو احواز داشتم از ترمیرال برمی گشتم رفته بودم خورما بفرستم برای که از رفیقام کرمان
از جلو دانشگاه چمران سر این راسته فلافلی لشکر آباد فلکه لشکر رد شدم یه وانتی جلوم بود وانت پرایدی بود پشت شیشهش نوشته بود جوونیمو به دست موزد کارگری فروختم این همه ی حرفه جوونیمو به دست موزد کارگری فروختم
تو هنرستان یه شاگردی داشتم اشق ماشین بود باباشم ماشین سنگین داشت این کلیپ های گاهی که دور هم با بچه همین شستیم کلیپ های اینستایی مثلا خودش و رفقه ها نشون داد یه وقت کلیپی نشونم داد یه پسری پشت میخورد سی سال باشه همین چیزهایی که تو اینستا میذارم سیبول کلوفت استیل رانندهی قشنگ فاز خود راننده یکی هم سواری بنز آکسور بود مردای جمع میدونند دیگه کشنده ای
یا یا از ماشین گفت و اینا و اینا و اینا یه دو دقیقه قربان صدقه این بنز آکسور رفت آخرش اینجوری زد رو داشت و گفت هفت که مال من نیستی عروسک بعد برگشت به دوربین نگاه کرد گفت دنیا یه بنز آکسور به من بده کار دنیا یه بنز آکسور بهش بده کار
این دنیا ۱۲ میلیار تومن سرمایه از نفت از بانک از مالیات و از هر درآمد مشروع دیگری که دولت میتواند داشته باشد به این جوان ۳۰ ساله بدهکاره که عشق رانندگیش رو زندگیش رو بسازه بیاد بالا دیشن از یاسوج رفتم کرج این بند خدایی که من رو رسوند تو را سر گفت مرباه شد گفتم چه میکنی فلان این رو گفتم شوتیگری هم کردی گویی دو سالی شوتی بودم گفتم چرا
بری که علی گفت اوه یه فضایی ما اینا گفت گفت من گفت شیخ یه چیزی بت بگم لوره یاسوچ بود گفت یکی تو شهرمونه مامانش دکتره باباش تاجر محفظ مایدار خونه ای که براش خلیدن به نامش زدن که وقتی زن گرفت و اینا پومزه ملیارد قیمت خونه هست پسره میره شوتی گفتم یا ما یعنی چی؟
با این وضع چرا باید یه نفر بره شوتی؟ گفت ببین پسره میگه تجارت کردن جملات اونم گفت پول دراموردن و تجارت کردن بابامو دوست ندارم دوست دارم تو جده بکشم برم بیا دوست دارم خودم تجارت کنم مرا این حال و مرام شوتیگری هست؟
شیش تا پشت سرم کاروان میکنن حالا کار و خلافاشون ندارن پلاک مخدوش میکنن و شیش تا پشت سرم کاروان میکنن میچسبونن صد و چلتون ویش ویش ویش حال بازرگانی داره آها میخواد بازرگانی کنه آها کن اون شرکه ای که بتونه بازرگانی کنه به حتی اون بچه مایی دارن میفهم ها میفهمه وسیل برای پول درو بردن نیست برای زندگی کردنه وقتی با زندگی بازرگانی کنی بله پولت هم در میاری
این دنیا یه جای کار به اونی که جوانیش رو به پول کارگری فروخته مود یه بمز آکسور به اونی که سر کشنده مردم کار میکرد و یه کارمان تجاری به اون پسری که عشق شوتی بازی بدهکاره محل صاف کردن این بدهیا انفال دولت اسلامیه
دست طوانمندی که باید ابدهیه رو صاف کنه دست ولی الهیه دست نائب امام زمانه اما نکند خدا اینه کرده حال بشه حالی که گفت يَقُونُونَ اِنَّ عَلِي يَبْنَ عَبِي طَالِبِ لَا اِلْمَ لَهُمْ بِالْحَرْمِ میگن علی جنگ بلد نیست لله ابو هان پدر و مرزیده خُذْتُ فِيهْ وَمَا بَلَغْتُ الْعِشْرِينَ
من تو دریای جنگ شناور بودم بیس سالم نبود پیغمبر سریعه دستم می سپرد گردان می بردم این بر اون ور عملیات برون مرزی می کردم از مدینه بیس سالم نبود ولی قد ور رفته علی ستین دم شهست سالگی من جنگ بلد نیستم ولی که لا رأی لمن لای دار اونی که نیروی متیع مجری نداره
دست ولی الهی هست اراده آقا بر رساندن انفال به دست مدوم ایران هست ولی دست هایی باید باشه که اون ماتریس چهار در این رو برای آقا حل کنه هر کدوم امون باید توی یکی از این چهار لایه روی یکی از مسئله ها بنشینی برادر بزرگوارم معلمه پرسید که آقا اون پولی که میاد تو معلمی چی؟ اونی که میاد در فلان چی؟ این این این
هر کلوم امون باید یه مهندس طولاوی بشیم بریم توی فولاد شادگان بگیم فولاد شادگان نباید این گونه باشه فولاد شادگان باید به صورت تعاونی نیروشو بگیره فولاد شادگان نباید اینجوری بفروشه هر کلوم امون هر جا تو هر نقطه ای که استادیم آقا کلن شده
انجام دادن گله به گله تیکه به تیکه تلاش کردن انفال رو ملی کنن در مقیاس ملی در دهه شهست در حجم عظیم قابل دفاع انفال رو ملی کردیم میشه یه جلسه مفصل بهش پرداخت کمک کنیم این دنیا یه بنز آکسور به اون جوان به دهکار نماشه به دست ادالت گستر و رفاه آور و آسمان بر مولامون آقا امیر المؤمنین سلامت
ویدیوهای مشابه: چرا به امام خمینی و بزرگان انقلاب میگویند کمونیست

یوم الحساب (بخش اول) | گفتگو با مهدی خراتیان

قطعی اینترنت و سایه شوم اینترنت طبقانی | گفتوگو با رضا قربانی پیرامون وضعیت اینترنت در و آیندهاش

Економічні свободи в Україні: як їх створити

ЧОМУ ТУРЕЧЧИНА ВОЮЄ З КУРДАМИ

بسبب حملة مجتمعية ضد المتلاعبين بالأسعار.. اعتقال شاب في عدن | ترند ويك

