به خانه ای جن زده در طالقان رفتم و جن های عمار مکان کمکمون کردند

اطلاعات دانلود و جزئیات ویدیوی به خانه ای جن زده در طالقان رفتم و جن های عمار مکان کمکمون کردند
آپلود کننده:
VahshatAngiZتاریخ انتشار:
۱۴۰۲/۵/۹بازدیدها:
721.3Kرونویسی ویدیو
داری با من حرف بزنی یا من کمکی بهت کنم حرف بزن با من که بزن بدونم چی کار کنم این کارهایی که داری انزام میدی همش بیمانیه فقط خانواده ای من رو داری میترسونی
آقای کریم سلام من رسیدم الان سر این کوچه آقا جانی یه تعمیرگاه اینجاست باشه اومدی این مستندو تا آخر باید تماشا کنی تو متوجه بشی جریان این خونه چیه خودم به توضیح میدم
ها شاهای دنیا در شهر سلام صدای رد و برگ رو میشنوید؟ امیشه اونقدرم براتون یه جای متفاوت و یه فیلم متفاوت خونه آقای کریم سلام آقای کریم سلام خوش اومدین آب سروش توی این خونه به قدر فعالیت هست؟ من الان نیم ست یه سطحی اینجام دروینامو کار بذاشتم صحبت کردم باش
سنگینیشو دارم حس می کنم خیلی هم دارم حس می کنم خیلی چیزا برام تعریف کرد به هم گفت حالا میخوام با خودش صحبت بکنم به شما بگه آقا کریم چیزایی که به هم گفتی و میخوام از اول تو دوربین بگی حالا من همین وسط سوالی داشتم و زد میپرسم چند وقته اینجایی؟ تقریبا اینکه یه سال و خوده یه سال و پنج شش ماه میشه که اومدیم اینجا خیلی چیزا دیدیم شبا
مثلا اولا که یه پسر که یه سال رو خورده ای دارم اولا میدوید داخل امباری امباری اونجا رو منظورید؟ امباری اینجا که مثلا منگار با یه چیزی داره صحبت میکنه باهاش میخندید نمیدونم منگار داشت با اون واضی میکرد یا یه سری وسایل هایی گم میشد هرچی رو اونبارش میگشتیم خدا یا نیست اصلا نمیدونم یه بار حتی پندک هم گفت شد خونه رو زیر و رو کردیم پیدا نشد
که آخر بعد بالا شما بلند کردم زیر بالا شما که حتی گفتم من گفتم این حرکات مثلا چیز عادی نیست چیزی داره این خونه چون من تا سه سالیگیم تو این خونه بیدم یه سری چیزها اون ما که بچه بودم حالا تو تصویر ذهنی گذاشتم هست حالا الانم
خیلی چیزا یا مثلا خانم هم یه سری چیزا دیده صدای تخت تخت میشته به یا بعضی موقع مثلا خودم حتی یه بار رفته بودم هموم بیا اینجا بیا بیا تعریف کن خب تمومو بگو بعد میخوام اینجا رو تعریف کنیم حتی یه بار رفته بودم هموم دیدم خدایا اینگار یه نفر به در میزنه تخت تخت
بعد صدا میزنم خانمه هم میگم تایی میگه نه میگم دوباره دیدم طرفم میاد دوباره صدا زنم میگم تایی باز میگه نه باز طرفم بود تا آخر دوری شد از همه اومدم ایران دعوا موند در ایمت گفتم تایی منو فیلم کردی؟ گفت بابا به خدا من نیستم شاید به تو میگم ده بالای ده با هر دو دقیقه تخت تخت تخت تخت تخت پیم میزد عذیب میکرد نمیدونم
خیلی چیز ها خیلی چیز ها یا اینجا مثلا هم تو همین سراخ بخاریه دیگه رلول بخاریه هر اینجا دو تا تخمه ها پید دو تا تخمه ها نوشته هم پیدا کردم تخمه ها که روش دعا بوده دعا نوشته بود پیدا کردم گفتم که بعد یه من خدای بابا گفت ببریم بدیم به آب روون بره که ما بردیم انداختیم تو رودخونه به من گفتی که تخمه ها رو
پرسیدی و گفتن که تخمه ها خودش اومده رفته اینجا آره به نظر شما همچین چیزه میشه؟ به نظر من نمیشه بیا همباری هم به ما نشون بده ها کریم این خونه، خونه پدریش بوده خودش تا سه سالگی اینجا زندگی میکرده بعد رفته تو خونه خودش خانوادهشم اینجا داره بنابراین زمانت که از داره شام درست میکنه
رفته تو خونه خودش تو خونه خودش هیچ چیزی ندیده بوده هیچ چیزی نبوده هر چی هست اینجاست هر چی که هست اینجاست از وقتی که برگشته اینجا این چراخون میخواه یه دقیقه روشن بکنیم؟ این هم یه انباریه که نوزم ها اضافی مونو میشه این انباریه حالا من دوبین گذاشتم اینجا این انباری این قسمت قوغاست من توش هیچ شکی ندارم به خاطر اینکه
من زیاد روی برنامه های اسلسو اینا چیز نیستم این روی زمانت خاموشش کن ولی اسلسو اینجا که روشن کردم تو همون لحظه قوقا کرد تو این لحظه اینجا قوقا کرد و به غیر از خودش خانومش هم دیده داخل این خونه تلسم گذاشتن و هیچ شکی نیست اما تو گذشته ی جفتشونم دعا و جادو بوده
خب من تعریف میکنم دارمون حالا چیزایی که خودتون دیده بودید چند تا چیز گفتید و از گذشته تونم بگو گفتید یه دعا داشتید علاقه اینم بگم که حالا اینو نمیکنم شما بگو چند شب پیش من نشسته بودم بعد صدای تفتق از پاشه میست سلرزیون اومد من فکر کردم مثلا موشی یا مثلا مارمولک چیزیه بعد که رفتم نگاه کردم دیدم چیزی نیست اومدم وسط خونه صدای گربه اومد
رفتم در خونه یه گربه سیاه بود کجا دیدیش؟ گربه سیاه رو کجا دیدی؟ جای در خونه دیگه ترسیدم یه شهرم که خوابیده بودم ساعت سه شب یه چنگار تو رفت خوابم بود چنگار؟ آره در صورت که من خودم اون رو شستم گذاشتم سر جاشم چند بارم بچه مثلا میرفت انباری حرف میزد
میخندید یا مثلا یه بازی میکنه یه پسر یه سال و نیمه داره که میره توی اون انباری انگار اونجا داره یه چیز میبینه حرف میزنه داره با یه چیز اونجا بازی میکنه اون انباری هایی که میریم سراخش یه اتاق هم این پشته که حالت انبارتوره اتاق وسیله های مادرش اینجاست من تا الان دوتا چیز گرفتم پشت این تلویزیون هم تخمه ارق بوده
هم صدا و این چیزها رو از پشت تلویزیون بوده وسیله ها وسیله خودشون یه سال و نیمه اومدن اینجا ولی خونه خونه خیلی قدیمیه که میگه بچه هم بوده اینجا چیزهایی دیده هرچی هست به نظر من مال خونه هست جفتتون هم مالی داستان هایی داشتید از قبل این باعث شده که خیلی بیشتر بشه
یه چیز عجیب میخوام بهت بگم من وقتی که اومدم اینجا ببین سنگینی اینجا به نظر من بیشتر از تو انباریه یه فرقی اینجا با انباری داره و حتی اون اتاق پشت اینا با هم دیگه فرق میکنه اینکه اتیکه رو من اون اول بهت گفتم که اتیکه بیشتر هم تو این قسمت احساس میکنه بذار من دستگاه هم رو روشن کنم
ویه اوکی دستگاه روشن کنم اتفاقی که افتاد خیلی شکرمون کرد راز این خونه رو اسپریت باکس به همون گفت بچه ها این دستگاه انقدر بهش فشار اومد تو دو تا جستو جای قبلی باطیشو چند بار عوض کردم خراب شد حالا یه جوری تقریبا یه سره تور کردم برقشو روشن کردم خب دستگاه من روشنه
من باهاش صحبت میکنم ولی بهتره که خودتم باهاش صحبت بکنی خب سرکنی باهاش ارتباط بگیری هر موجودی اینجا هست ازت میخوام که با ما از طریق این دستگاه ارتباط بگیری صحبت بکنی من میدونم میدونم توی این خونه تلسمه اینو میدونم ازت میخوام اگر میخوای کمکشون کنی راه نمایمون که اون تلسمه پیدا بکنی
باید صحبت کن بگیر چیزی میدونیم یا تا حالا که به ما آزایی نرسونید بگیر اگه واقعا خواهی کمک کنید به ما به قول آقا تو بگیر حالا یه راهی به ما نشون برسید و هم موقعی که اومدیم تو این خونه همه چیمون به هم فیصیله خیلی هم فیصیله همین امروز صبح
یه سحنه با چشم رو دیدم اصلا تو آیمه چشم سیاهی رفت زدم به یه بیشکیش تصدیب کردم چشم سیاهی رفت یعنی سرگیج رفت یا نه؟ مثلا یه چیز سیاه رو دیدی؟ یه چیز سیاه دیدم و یه لحظه اصلا انگار یه پرده سیاه زوله چشم رو گرفت اصلا یه هیچی رو ندیدم من هم خانم هم دو توم و این سحنه که تعریف کرده یه مرتبه دیگه قبلا تو ماشین با خانمش با همدیگه دیدن اونم تعریف ک
بچه بقل خانمم بود انگار یه کسی صندلی عقب میشینه مثلا عدا در میاره واسه بچه بچه میخنده اینجوری نگاه میکنه امتدان یه همچین چیزی بسره هرچی ما میگرفتیم هی بر بگشت عقب نگاه میکردید میخندید انگار یه چیزی داشت باش بازی میکرد یا عدا در میاره واسهش بعد من بیرون بودم اومدم خانمم گفت
چیزی توی ماشینه بعد من گفتم نگاه کردم توی آیینه یه لحظه دیدم شستم گفتم یه چیزی توی ماشینه عذیت نکن تو رو خدا پیاده شو من خانمم میترسه که بعد چراق سخفی او شبم بود خاموش ششن شد که بعد دیگه چراق سخفی ماشینو داری میگی خاموش ششن شد چند بار سه چار بار که بعد دیگه خاموش شد و رفت خیلی چیزا حتی من
موقعی که هفت سلم بود بابام خود کرد خدا بیام بود همینجا خدا لفته باشه بابام خیلی به من وابسته بود باید باید محمد رسه؟ من هم یه همچیزی هست کردم خود محمد؟ آره خود محمد
چند دقیقه دستگاه روشن بود و چیزی نبود تا اینکه از پدرش حرف زد خب محمد چی؟ محمد؟ محمد چیه؟ اسمه کسیه؟ شاید فامیلی خودتو محمدیه ما داره به خودته میدونی به خودته اسم پدر چی بود؟ محمد حسن
یا گفت تنها یا گفت آنها؟ آنها آنها گفت؟ قصه بهت محمد حسن بوده؟ آه داشت نبازه محمد حسن صورت میکرد یا گفت آنها؟ نمیدونم شاید شاید رو به بابامه وابستگی که به من داره مواهد هم درست میشه چون موقعی که داشت فوت میکرد داشت از دنیا میرفت سرش رو پای من بود آه ها همینجا
دست من محکم فشار داد بعد مادرم اصدا کرد که بعد حتی به مادرم برگشت گفت زیون تو زیون کریم گفت یعنی نزار کریم بچه هست نزار کریم گه از گل نازکتر کسی به کریم بگیر اینقدر منو دوست داشت یعنی چی بت بگم دین و دنیاش من بودم دیگه تو این نقطه بچه دین و دنیاش من یه دونه بودم که بعد دیگه از حرف زدن افتاد که بعد دیگه
از وقتی که اومده تو این خونه طبق گفته خودش میگه برکت از زندگیش رفته و این خونه یه جورای مجبور اینجا باشه اگر تو این خونه نباشه دعا کنیم
ببینی یا باید برای یکی باید دعا کنی شاید واسه بابا دعا کنی چون برابرام شهید شده برابرام شهید شده یه خوهر زبونم خود کرد خوهر بی شهید شده ولی من یه حسی به هم میگه
یه ارتباطی شاید به روح بابام داره نمیدونم شاید هم چاید باید برای پدرت دعا کنی؟ پدرم دعا بخونم یا یه قرآنی بخونم یا نقضی بدن چاید تمام اینا یعنی نشونه این بوده که بخواهی براش دعا بکنی؟ شاید یه هرچی چیزی یا مثلا اون دنیا ولی ببین با تصوری که من داشتم
که من گفتم توی این خونه باید تلس بوده باشه الان این تخونه رو که دیدی ربطی به این قضایا نداره یعنی این های داستان جداستان؟ آره، این های داستان جداستان توی شاید، شاید چیزی که میگرد ما داریم بد برداشت میکنیم منظور چیز دیگه یه شاید خب، اینو باید خیلی بیشتر راجبش تحقیق بکنیم یه، میخوام
حالا میخوام وایس هم بالا سر دستگاه تا یه چند نقدگی ببینم دستگاه چی میگه ولی اونجا رو باید بریم بذار من همین الان این ارسالهزه رو به نظر شما ارتباط اون محمدی که شنیدیم با پدرش چی میتونه باشه؟
فکر نکن که حالا محمد که داره میگه نه منظور اینی که مثلا میخوام بگم تو ذهنت نره که فکر بکنی این محمدی که داره میگه مثلا کسیه که اومده برای دوازد و اینا این همچنین از ذهنت بیرون کن چون ما الان مفهومه شد نمیدونیم چی میگه آره خب و شاید راجع به این برنامه بگم این برنامه نیستش که بخوای اینا هیچی نیست بخوای بهش زیاد خیلی اعتماد بکنی یه سری غلق داره اگر بخوا
حالا مثلا من اینو بهتون بگم حالا این چیزی که داره اینجا میزنه بچه او به این من نیستش که حالا مثلا این جنه نه این یه ترکیبی داره روی این ترکیبه این داره اینو میزنه اما من اینجا اینو روشن کردم به اینجا این قوقایی که اینجا داره به همون نشون میده این رو ترکیب نیست چون هیچ شکل خواست اینجا نیست که بخواد شکل بگیره
و این دوربین باید ببینم که چی ها گرفته بر تاریکی مطلقه نمیتونه چیزی بگیره
یه دور دور خونه زدم تنها جایی که چیزی بهم نشون داد همونجا بود اما میخوام یه سرم اینجارم بگیریم بیا یه سرم اینجاره بگیریم
این اتاقی که داخلش رفتیم جاییه که وسیله های مادر کریم اونجا نگهداری میشه مادر کریم تو این خونه زندگی میکرده اما الان چند وقته که رفته جایی دیگه داره زندگی میکنه اما قسمت عجیب داستان اینجاست که مادرش حضور این موجوداتو داخل خونهش تکذیب میکنه این مهمیتون داره یه چهره رو ایران میگه
و این رو روی سایه های خودمون رو داره میزنه حالا چیزی که میخوام بهتون بگم باگ نیست اینه داره روی اون موبل میزنه نه این موبل دقیقا همون چیزی که فکر میکردم
اول فیلم گفتم احساس من به اینجا و اونو تا متفاوت تره به اون ورد اونجا رو گفتیم که خود فضایش سنگین تره ببین اون فضای سنگینی که حس می کنیم به نظرم مال گرمای خونه است مال گرمای خونه است اینجا حالا مثلا پخت و پذ و اجاق اینا روشن نیست ما اونو حس نمی کنیم ولی تفاوت اینجا با اونجا است بریم اون ورد
دیگه به نظرم دستگاه رو خاموش کنم چون چند دقیقه روشن بوده دیگه چیزی نگفته میخوام حرکتی که بزنم یه سری انواج صوتی درست کردم با یه سری متخصص که کارشون بوده یه سری فریکانسه تو حالت یه موزیک موزیک قشنگی نیست یعنی موزیکی نیست در اصل اینو میخوام با هدفون بذارم رو سرت یه جوری
شاید توسط این این اولین باری که دارم توی ویدئو میتوانش میکنم توسط این بتونی خودت مثلا اعتباط بدهیم آره با کمک چند تا متخصص یه سری انواج صوتی خیلی قوی و با فرکانس های مختلف ترکیب کردیم با یه موزیک آرامش بخش کسی که این هدفون رو بذاری و بوشش اگر بخواد
و تلاش بکنه میتونه ارتباط بگیره وصل بشه به یه دنیای دیگه البته این کاری که انجام دادم کار به شدت خطرناک و پر ریسکیه
موسیقی
چی هستی؟ چی هستی؟ چیزی میشنوی؟ از من خانه آدم چی میخواهی؟ متوجه من نشده چی میخواهی؟ حرف بسن دیگه
اگه بقیه چی واسه چی سسبیدی به ما؟ اگه من کاری کردم خطایی کردم یا به خاطر چیزهای دیگه به ما سسبیدی
همون یه دونه ایش کلمه حرفی نمیخوای بزنی همون الان چیزی بهت گفت؟ فقط گفت محمد الان دوباره گفت یعنی؟ الان تو گوشت گفت محمد؟ این اول یه بار گفت محمد و دیگه تمام شد این گفت؟ الان امو اول
من یه باید این دستگاه روشن بکنم
بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند ش
بیا بشین اینجا بشین اینجا اگه چیزی هست اینجا دوست داری با من حرف بزنی یا من کمکی بهت کنم یا فکر میکنی من میتونم کمکت کنم حرف بزن با من که بزن بدونم چی کار کنم چون این کارهایی که داری
انجام میدهی همش بیمانیه فقط خانواده ای منو داری میترسونی حالت حرف سدنش از وقتی که این هتفونو بذاشم تو گوشش زمین تا آسمون عوض شد
نه اینم دیگه بیشتر از این نباید باشه در بیار دستگاه دیگه به ما چیزی نمیگه دستگاه دیگه چیزی نمیگه هر چیزی که میخواسته بگر رو گفته
باش حرف بزن اگه هر چیزی که حس میکنی اگه حس میکنی یه راه نماییه از طرف پدر چیزی میخواد باش حرف بزن اگه بابم از قریب بابامه میخواد واسه خیلاتی بدنم دعایی کنم
بگو بذار من راحت بتونم کمکت کنم بتونم بدونم میخوام چی کار کنم چنین کارا میگم چند گال باید داشتن و پندک باید داشتن اینا چیزای بیمانیه فقط داری خانواده ای منو میترسونه چیز درست چیز با معنی بگو بذار من بدونم باید چی کار کنم یا
اگه روح بابام کمک میخواد نمیدونم اون محمدی که گفتی بذار صحبتشو بکنه من وقتی که اومدم باهاش صحبت کردم یه سری چیزا به من گفت یه سری صحبتهایی کردیم با هم
یه لحظه ریست کردم توی مایتورچی زیدا ازش پرسیدم که تا حالا به گنج فکر کردی گفاره ۱۷ سالش بوده یه مالی پیدا کرده بودن حالا دورت و دور خونه اش اینجا باغه نمیخوام داستانش رو بگم کنم ولی اینکه از این خونه نمیره خاطر اینه که یه جورایی بهتون میگم اگر از اینجا بلند شده مثلا ملکو از دست میده برای همین که اینجا مندگار شده
قبلش هم میگه بعضش خیلی خوب بوده خیلی اوکیه بوده و از وقت که اومده اینجا همه چی برگشته حالا خودش رفته بوده یه تایی میدنباله کنج بوده یه دعایی برای خانومش داشتن تو جوانی به نظر من توی یه خونه صد درزد یه تلسمی هست
چند تا علاقه بوده همین الان چند تا علاقه میداریم من ترجمه میدم که زبط قطب کنم تو خونه ما میگردیم ما اینجا نمیدیم تو خونه میگردیم اگه چیزی پیدا کردیم به تو نشون میدم نیم ساعتی گذشت و همه گی داشتیم دنبال تلس میگشتیم که من رفتم داخل انباری بقیه هم داشتن به حرفای اسپیریت باکس فکر میکردن محمد آنها دعا کنید
بعد جا من چراق اینو میخوام کاموش کنم من اینجا وایستم و فیلم بگیرم هر موجودی اینجا هست ازت میخوام که به ما نشونه بدی
یه نشونه من بدی این تلسم رو پیدا کنیم بچه ها توی این خونه یا تلسمه یا این که نه
یا اینکه یه حالت میتونم بگم مثلا امار مکانه اینجا هست داره بهشون نشونه میده ما واسطه شدیم تا به فهمن برای پدرشون نظری بدم نظر کنم خیرات کنم بیرون دارن حرف میزنن دارم صداشونو میشنبم چیزی که دارم میشنم انگاه که اصلا تا حالا برای پدرشون
خیرات نکردن مراسمی نگرفتن شاید نیاز داره تو ببینید من سنگینی آنچنانیه که بگم مجره شیطانی اینجا باشن حس نمی کنم اون تخمه رو که گفت خیلی عجیب بود احتمال داخلی زیاده ولی چیزی که احتمالش هست شاید یه وف
فقط کریم و همسرش بود که میتونستن معنی اصلی اون سه تا کلمه رو بفهمن که خانومش فهمید من داخل بودم الان بهتون داشتم فیلم میگرفتم حالا اومدم بیرون مثل اینکه صحبت کنم به این نتریجی رسیدن که خیلی عجیب غریب بوده عجیب غریب که نفقه اولاد جالب بوده و چه خوب که فهمیدیم خودت
من بابام که خود کرده هیچی بعد برادر بزرگم هم شهید شده اسم دوتاشونم محمد داره اولش اسمشونو بگو اسم بابام محمد حسنه اسم داداشم محمد رزاه و جالبش اینه که نه مادرم نه زنداداش هم هیچ کدومشون سالگرداشون نه خیراتی میدن نه نزدی میدن یعنی یاد بودی هیچی بعد مادرم عکس دوتاشونو
که دوتاشون کنار هم آیساده بودن دقیقا اینجا نصب کرده بود جای این تابلو نصب کرده بود خانم هم که اون عبایه نام زد بودیم همیشه میومدیم مثلا اینجا میخوابید همیشه میگفت احساس میکنم بابا داداش دارن از بالا سرم رد میشن این دارن من رو نگاه میکنن الان دستگاه که گفت اول گفت محمد و بعد گفت دعا کنید و بعد گفت آنها یعنی وره اونا دعا کنید
یعنی برای اونا دعا کنید جفت محمد رو دعا کنید جفت محمد رو دعا کنید پایانه قشنگی داشت دعا کنم دستتن دردن کنه خیلی عمزمت کشید
ویدیوهای مشابه: به خانه ای جن زده در طالقان رفتم و جن های عمار مکان کمکمون کردند

با سعید والکور رفتیم گیلان جن ها اجازه نمیدادن این خانواده زندگی کنن 😱 کتکشون میزنن

رفتم خونه بزرگترین جادوگر ایران😨فهمیدم طلسم دارم و کسی رو گفتم جادو کنه

چطور برنده هر بازی باشیم؟

رفتم رشت با صاحب خونه ای مصاحبه کردم که جن ها اونو بیرون کرده بودن 😨 اجنه نمیخواستن اونجا باشم

دختره این خانواده توسط جن ها دزدیده شده 😱 دعانویس ها گفتن نصف آدم نصف جن بوده

