جدال، با چه کسی جدال میکند؟| اپیزود ۰۶ خرداد | گفتگو میلاد دخانچی و علی علیزاده

اطلاعات دانلود و جزئیات ویدیوی جدال، با چه کسی جدال میکند؟| اپیزود ۰۶ خرداد | گفتگو میلاد دخانچی و علی علیزاده
آپلود کننده:
Jivegi School | مدرسه علوم انسانی براکت جیوگیتاریخ انتشار:
۱۴۰۴/۸/۲۲بازدیدها:
38.7Kتوضیحات:
در این روایت، مشاور در سنگشکنی و معدن با نام "علی علیزاده"، با سه دوره در سال 92-94 درباره برجام در ایران گفته دوبال ستاره خلیج فارس و فساد شده دولتی و مسائل ملی ایران را بررسی میکنه. من به سیاست های برجام و نقضات اقتصادی در ایران نظر میگم. در این مدل، من ممکنم به شکل یک نظام مدلیزم برای حل مسئله ایران نقد و تحلیل کنم. در این مدل، ما به سه بخش برقرار میشن: سبب، علاقه مندیت، و سرشته. سبب در این صدای از برجام و معادله بین دولات و سیاستهای برجام است. علاقه مندیت به حدود 400 تا 800 هممت دسترسی داره و سرشته به سیاستهای برجام و مدارک
رونویسی ویدیو
شما اینجوری دارید تلقی میشید در داخل که روابطومی جریان پایداری هستید این پایداری انگیه مثل انگی که در اول انقلاب به هر کسی که متفاوت میاندیشید میگفتن لیبرال اگر جریان پایداری قشن اصولگرها اینقدر حوشمند شده بود که میخواست یه پروپاگاندای سفید تورید بکنه آیا به پروژه غیر از شبیه اون چیز که شما دارید انجام میدید میرسید؟ اسم زوریان پایداری نیست اما ا
محار بانک آینده ایم از بهایی و مسلمان بودن از گی و نرمال بودن از مسلمان و کافر بودن مهمتره در ایران ایم آی علی علی زاده خودت باش پیشینه تاریخی خودت باش لحن خودت رو پروژکت کن چون غیر از این شبیه یک پیمونکار رسانهی داری به نظرم رسید حداقل بین نخبه و الیت جامعه اگه تو من رو میخوای تحریف کنی من 700 تا اپیزود بستم منم علی زاده سال 98 نیستم خب از این سال من خودم برای
ترامپ عوضی نبود ترامپ اتفاقا فرصت خوی برای ایران بود ترامپ سگش طرف داشت به اوباما و اینکه برای اینکه من مشکم رو خوندم چرا چون با ما حمله کرد؟ چون با ما حمله کرد؟ اوباما حمله نکرد؟ من بخلاف تو بخلاف تو خب این سالها مشکم رو خوندم چون فوردر از نکرد؟ اوزای ایران رو اوزای خیلی روبه جلوی نیبینم مثل شعروی در حال فروپاشی میبینم که از دلش یک یلسینی میاد و به قول معروف
به نام خدا سلام اینجا خورداد است برنامهی که به تحلیل شرایط ایران از منظر جنگ دوازده روزه میپردازه مهمان این اپیزود خورداد علیه علیزاده است با خورداد هم باشید مرز شما یا مرز بندی شما با کسایی که از این گفتمان و روی کرد شما استفاده میکنن تا آزادی خواهی های
مبتنی بر قانون اصلاسی، حاضرتی خواهی مشروع و ادالت خواهی مشروع و اخلاقیتی مشروع رو سرکوب میکنن چی هستش؟
ببینید من به شما بگم شما چاقو و توفنگ نیست شما توفنگ هم روی سر من بگذارید خب همون نیروی امنیتی که اگر من پام رو در فرودگاه امام قومینی بگذارم احتمال داری که من رو دستگیر کنه خب من با اون مرز بندی نمی کنم این چرا؟ برای اینکه قطر اون نیست قطر اینه که شما با کاخ استفید مرز بندی نمی کنید آقای دوخانچی قطر اینه که دوستان ادالت طلب شما با
با مجموعه از نهادهای درون قرب خب که ریختن و در خصاص در این سال چهل سال گذشته ایران مشغولن با اونها مرز بندیده میخواد من ترجیح میدهم که مرزم با نیروی امنیتی کشورم که مسئول دفاع از مرزهای کشورمه مبهم باشه و به هم بگن امنیتی اما با سی آی ای و با موساد و با بی بی سی و با سی این این و با مجموعه جنگ روانی لیبرال های امریکایی
از این گفتگو بیش از پنج سال می گذرد زمانی که علیه علی زاده هنوز در فضای رسانه ای ایرانی فعال نشده بود و حالا سؤال این است که آیا او همچنان بر مدار تفکر قبلی خود باقی مونده بیا تغییر کرده است؟
علیزاده که این سالها زیل نام جدال به یک تولید کننده محتوى با تمرکز بر سیاست خارجی و دلگشته حرف حسابش چیست؟ در جنگ دوازده روزه فضای جامعه ایران را چگونه ادراک می کرده و آیا این امکان وجود دارد که جدال را به بوته نخت گذاشت و آن را به چالش کشید؟ چگونه؟ به این اپیزود پر افتخیز خورداد خوش آمدید.
خب آیه علیزاده به خورداد خوش اومدید از آخرین گفتگوی که با همدیگی داشتیم که خیلی جدی بود و خیلی هم چالشی بود فکر کنم بیشتر از پنی سال میگذره دورانی گذشته به یک معنا و اون وقت شما خیلی فعال نبودید در عرصه رسانهی و من فکر میکنم فعالتن بیشتر بود الان جامعه نوز شده حدود هفتاد اپیزود جدال ساختید در
وقای جنگ هم فعال بودید در خورداد ما به همطور که عرض کردم به تحلیل وقای جنگ میپردازیم و از منظر جنگ به سیاست نگاه میکنیم و خب شما یه طولایی در این حوضه داشتید و به طور خاص تمرکزتونم روی سیاست خارجیه
خیلی خلاصه دوست دارم تحلیلتون از جنگ در وقت اول بشندم این جنگ چی رو به ما یاد داد چه شکلی به این جنگ نگاه میکنید خیلی خلاصه حرفای شما رو شنیدیم ولی دوست دارم خیلی خلاصه نقطه نظر شما رو داشته باشیم در اول بحث
اولا سلام میلا جان مرسی که من را دعوت کردی و فکر کنم که از اون پنج یا سال 98 بودش.
این درست بعد از ماجلای سیل جنوب و غرب ایران بوده.
سال 98 باید تو فروردین یا اولیبش بوده باشه اون گفتگوی من و شما.
و از اون موقع تا حالا 6 سال گذاشته و تو این 6 سال بسیاری از گروه ها از نیروه های معروف به مثلا اصولگره ها و حزب اللهی گرفته تا اصلاح طلبان تا برندازان تا چپ ها تا راس ها زحمت خیلی زیادی کشیدن که انواع و اقسام اتحام ها و تهمت ها از
از اون زمان که تو این زحمت خشیدی تا حالا هیچ کس این کار انجام ندهد برای همینه که ترجیح اینه که چیزها رو رازورزانه کنن و بتونن قولش اون کاریکاتوری که می کنن رو بسازن و بعد از توش پروپاگاند رو بسازن برای همین ممنون که
این فرصت رو در اختیار من دادیم بحث جنگ به نظر من یه مقدار نادقیق خواهد بود که اگه ما بگیم این جنگ دوازده روزه که شروع شد جنگ به عبارتی از هفته اکتوبر شروع شد انتخابش هم با ما نبوده این انتخاب رو یه یاسنوار و نیروهای مقاومت در فلسطین کردن من وارد درست و غلط بودنش از منظر روال پولیتیک نمیشم اما
زنجیری از اتفاقات رو آزاد کردن که کنش و واکنشش لاجرم به این لحظه تقابل بین اسرائیل و ایران میرسید ایران هم با محافظی کاری بیش از اندازه که حالا به دلائل مختلف میشه وش بحث کنیم عقب رفت تا این که
اسرائیل آغازگر جنگ بود و لحظه جنگ رو هم اسرائیل طوری انتخاب کرد که بتونه قافلگیری حد اکثری انجام بده مسلمان این جنگ تصویر ایران از آن قدرت بلا مناظه منطقی رو ببینید به شکلی که الان در داخل روایت رسمی می ساختهش برهم زد همینطور هم اون تصویری که
و اسرائیل یا بخشی از این عرب یا در حال غربی ها از ایران به عنوان نیروی که میخواد هجمان منطقه شه و خرابکار منطقه هست اونو هم بهم زد و از یک سونشون داد که ایران قدرتش کمتر از آن چیزیست که
بیان می شده اما از طرف دیگه آن شکل از ریزیلینس یا به قول معروف اون تاباوری که ایران نشون داد تونستش که مقابل اون جنگ رعد آسای اون بلیتسکریگی که اسرائیل انجام داد بلاخره سرپاشه و تونست اون دوازه روز معادله رو به یک ثبات نسبی برسونه نشون داد که نه ایران اون چیزی که از اون سمت هم می گفتن که افول کرده و نابود شده و تموم شده و محور مقابلت هم از بین رفته نیستش
نه به اون افراد بود و نه به اون تفرید حالا ایران بعد از این جنگ دوازده روزه داره دنبال پیدا کردن جای خودش در منطقه و باز تعریف جایگاه خودشه هم در نظم منطقه هم در نظم جهانی و حالا مسلمان اینها طبعاتی در داخل هم داره اگر اون ایدالوژی داخلی بحث سیاست منطقهی رو به عنوان منبع
مشروعیت خودش در نظر می گرفتش و از اونجا قدرت می گرفت برای ساماندادن به بعضی مسائل در داخل یا حتی دقیقا اعمال اقتدار در داخل مثلا من حالا در قیاب اون مسئله منطقهی نظم داخلی هم دوشار تغییراتی خواهد شد که حالا در وضع
به قول معروف پوشهش در خیلی چیزهایی که نظام قبلن سخت جانی می کرد و نیپذیروف داره اون بخشیشون می بینیم در بخشهای دیگه هم خواهیم دید این یک روایته اما روایته دیگه اینه که این جنگ دوازده روزه مثل هر جنگی یک بحران بود و ما می دونیم که سرمایداری از بحران استفاده می کنه تا سود خودش رو بیشینه کنه و بحران اگرچه برای مردم عادی برای نیروهای کارگر
نیروهای عادی پرستاران معلمان مستعجران روانده های اسناب یک اتفاق خیلی خیلی دردناکه اما برای نیروی سرمایه یک فرصته و وقتی میگم نیروی سرمایه منظورم نیستش که فرده حالا سرمایی دار خودش آگاهانه داره این رو میبینه و آدم خیلی نامردیه که داره از جنگ دوازار ازم سود میبره
برای این که نه اون نیرون رو به این سمت می رونه و از این منظر هم این دوازه روز جنگ احتمالا استفاده خواهد شد برای تغییرات کلانی که در فرم قدرت در ایران در ساختار قدرت در ایران به وجود خواهد اومد به ویژه در راستای بحث جانشینی و ورود ایران به جمهوری اسلامی سوام یعنی رحبری سوام و اون چیزی که من بهش میگم ناجمهوری ناسلامی
ممنونم.
من دوست دارم که توی این گفتگو این خط تحلیله با هم دیگه ادامه بدیم چون هدف خورداری نستش که از زوای مختلف جنگ رو بفهمه و مده برسی قرار بده.
ولی اگه عزیزه بدید دوست دارم یه مقدار روی جدال تمرکز کنیم.
روی گفتمانی که جدال به عنوان یک رسانه به طور خاص با تمرکزگی روی سیاست خارجی داشته.
و ازت هم میخوام که پیشا پیش به من عجزه بدید که خیلی چالشی و سخت و
انتقادی با شما و جدال رو به رو بشم و در واقع یک امکانی فراهم بکنیم برای اینکه جدال رو در محکمه آزمهش بگذاریم خب ببینید از چار پنج سال پیش یا شیش سال پیش که با همگی گفته رو کردیم یادتون هستش که موضوع اختلافی ما سر در واقع دوگانه آزادی و امنیت بود به یک معنی
من بحثم اونجا این بود که ما باید در این دوگانه یا در این سگانه آزادی ادالت و امنیت یک موضع متوازن ایجاد بکنیم و یکی رو فرده دیگری نکنیم شما خیلی سفت و سخت موضعیتون این بود که نه باید امنیت رو امره اصیل و مقدم بدونیم حالا اونا خیلی اولادیت نداره حالا کم و بیش حالا تغییر اون لحظه رو دارم ارائه میدم
سوال همینستش که ته این سالها بعد ساخته این 700 تا برنامه آیا موضع شما تغییر کرده یا همچنان بر همون موضع هستید؟ علی علی زاده اموز فرقش با علی زاده 7 سال پیش یا 6 سال پیش چی دقیقا رو این موضوع خواست؟ 700 تا که نگهر 7000 تا برنامه هم آدم بسازه برنامه ساختن که در واقع شنیدن صدای خواهده و اون
در تو تغییر به وجود نمیاده اما تاریخ بیرونیم یک تاریخ خیلی خیلی پرسرعتی بوده و مستلمه این تاریخ اگر مقابله تغییر نکنه آدم خطاکاره و منشون میده که اندیشنده نیستش و اون چیزی که بهش میگفتن قبل یا جزمندیش یا دوگماتیک مستلمه که من تغییر کرده نگاه هم چند اتفاق افتاد از زمانی که من با شما صحبت کردم حدوداً پنج ماه شش ماه بعدش
آبان ۱۸ اتفاق افتاد در اتفاقی که نظام سیاسی اقتصادی حاکم بر ایران با این که می دونست خطرات قضیه چیه اما دستور عملی و انجام داد که شش ماه قبلش در اردیبش ۱۸ تبسط مشاوران آی ایم اف به ایران داده شده بود و
بنزین رو یک شبه گرون کرد و دویست و هفتاد نفر حد اقل به گفته مقامات رسمی از مصدفین و هاشینشینان شهرها رو کشت یه اتفاق خیلی خیلی مهم و یک تکانه خیلی مهم برای خود من و برای خیلی های دیگه در ایران بودش در بخش دوم در سال همون سال 98 این اتفاق هم حتی درش بی تحصیل نبودنی این ماجره که حتی بود خارجی هم داشته چون همزمان در لبنان و عراق هم نارامی های روخ داد
سردار قاسم سلیمانی در وسط آمریکا ترور شد یعنی آمریکا احساس کنه که این فضای داخلی هم شاید محیص بود این هم بخش دومش بودش یک اتفاق استفاده هم هستش که تو روایت طبقه متوسطی ایران خیلی خیلی کلیدیست و بحث هواپیمای اوکرانیه که حالا دماش اما و اگر خیلی زیاده و من همچنان فکر میکنم که این هواپیما اوکرانی هم باید قضایش زیل همون اتفاقی که به زدن
سرده سلیمانی مربوط بود احتمال زیاد من واقعا شواهد میبینم که جنگ الکترونیک امریکایی ها بود ایران رو آتسمارتش کردن یعنی از حوش نظامی ایران بالاتر رفتم بدونی که ایران بدونه و کاری کردن که ایران مجبورش خودش رو گردم بگیر شاید گردم نمیگرفت
زدن احواب ما اوکرانی رو و بعد اون بخش طبق ما توسته میگفت شمایی که نمیتونید پایا پای قرب به جنگش بگیرید خب قلط کردین که این رو اصد رو زدید میانیم جلوتر نظام چیزی رو برمیداری که من اون موقعی گمان کردم بناپارتیزمه یعنی آقای سعیده لیلا در اولین برنامه جدال اولین اپیزود جدال در بحمن 98 در زمانی که
انتخابات مجلس هم تقریبا تحریم شده بود تا وسط اقلاب گروه ها کرونا آمده بود خیلی فضای مبهم و عجیبی بعد از ماجرای سلیمانی و ماجرای حکمه اوکرانی و غیره بودش و آبانه 98 بودش تو اون فضا سعید لیلاز گفتش که این آغاز بونوپارتیزم ایرانه جمهوری اسلامی آزادی های سیاسی رو کمتر خواهد کرد آزادی های اجتماعی رو خیلی بیشتر خواهد کرد رها خواهد کرد و یک بدن در
در منظر بالادستی پشت درهای بسته پنی سال ده سال شاید به قول من رو همین نیمه دموقراسی حاصلات جمهوری اسلامی هم تعلیق بشه تا این که باز باز کنم به این میگم باناپارتیزم و من گوام می کنم که آقای رئیسی پاسخی به این باناپارتیزم جمهوری اسلامیه و این
معفق نشوند به دلائل مختلفی یک دلیلش این بود که به نظر من جناه مقابل بازیشو به هم زد در غالب اتفاقات پایز 401 در تسریب تشدید شکافهای ارگانیک و واقعی که وجود داشتهش مثلا شکاف جنسیدی در ایران واقعی و ارگانیک بودهش اما اون جناه هم از این قضیه استفاده کرد نیروهای خارجی هم ازش استفاده کردن دخالت اسرائیل به ویژه در مورد قضیه در در
در منیپولیت کردن قضیه در شکل دهی به قضیه غیر قابل کتمانه چهار صدایی که من همیشه گفتم اولش ایک شورش بسیار خودنگیخته و بسیار اورگانیک اجتماعیه و شورش رو هیچ کس نمیتونه مهندسی کنه و شروع کنه هیچ کس نه شورش آبان 98 رو نه این رو ولی این بعدش چی شد و چگونه دیده شد تبدیل شد به ایک چیزی که قراری کنه تغییر نظام بده برای حاکمیت و اینقدر موفق بود تبدیل شد به
نیروهای بیرونی بودش و بخشی از ماجراهای کلانی بود که کمک ایران به روسیه در جنگ اوکرایم و چرخش این هزم جهانی و چیز خیلی بزرگتر از من و شما در قلب شهرونده مربوط بودش و این توحد زیادی زربه اصلی به رئیسی بوده این رئیسی از پایز چهار سال دیگه به بعد عملا دولت فلج بود دولت ناکارا بود و دولت از کار افتاده بودش
در کنار فقدان هر گونه بنیان نظری در بدن رئیسی یعنی رئیسی در همون دو سه سال نشون داد دولتش که ناتوانه از این که یک تکنوکراسی اقتدارگره رو به وجود بیاره یعنی ما اینجا با کلمه اقتدارگرهش گفتیم که مشکل نداریم در غالبه یک چیزی مثل بوناپارتی چهار سال پنگ سال ده سال آخرش تحمل میکنیم شما اقتدارگره باش شما مردم بیرون کن ولی
بتونی کار آمد باشی و نتونست رئیسی این کار را انجام بده اگرچه همچنان متقدم در بحث سیاست خارجی چون فرمانبر بود تا حد زیادی و مجری انتخاب های نظام بود و چرخش به شرق انجام شد و تا حد زیادی این بالانس کشنده در سیاست خارجی ایران که دو جناح همدیگر مرتب خونستان می کنند یه خوره تحلیق شد ایران یک تنفسی کرد
ایران جیدی پیش در واقع رشد نخالص ملیش از منفی در دوره روحانی حتی شما به وقعی کورونا از 3 درصد به 4-5 درصد رسید و نقاض تنفس باز شد اما رئیسی در ترجمه کردن این قضیه به اقتصاد داخلی کاملا ناتوان بود اولیگارشی رو نتونست مهار کنه فر بهتر شدن و در نهایت دیدیم که گره خورد به بحث جنگ احتمالا با ترورش توسط اسرائیلی ها در قالب زدن هلیکوبترش و بعد هم نظام خ
و این نظر من نشونه حالا تا حدی حوشمندی و انعتاف جمهوری اسلامیه احساس کرد که این انتخابات میتونه شانسی باشه که ما بخشی از ضربه که سر زنزندگی آزادی خوردیم و شکافای اجتماعی بود رو ابزورب کنیم جذب کنیم و یک مقدار فاصله رو کم کنیم برای این پزشکیان رو اجازه دادن بیا تو زریف رو اجازه دادن که بازیگر شه و بعد با قول معروف استید به این سمت رفته شه
من تغییراتو کردم فرق جمعه پایانی هم بگم سوال شما از این نظر تغییراتو کردم ولی همچنان متقدم همچنان متقدم اگرچه برای من شهروند برای من آدمی که دارم تو ایران یا حتی خارج از ایران زندگی میکنم ولی بقیه حوییتم به ایران وصله زندگیم به ایران وصله برای من آدم
درست میگی تو امنیت چه معنایی داره؟ وقتی که تو خیابون ممکنه من رو بکشن وقتی که اولیگارشی داره فرده در میشه سحم من داره از اقتصاد هر روز کم و کم و کم تر میشه یک سلب مالکیت سیستماتیک داره اتفاق میشه اهمیتی داره ولی وقتی که از منظر استیت نگاه میکنی و من اون گفتگوی با شما کردم از منظر استیت نگاه میکنم الان همچنان لاجرم مجبورم از منظر استیت نگاه کنم همچنان منتقدم ا
همچنان در ایران عرجه بر بدون نظام بودن بر یک آنارشی بدون نظام مثل جنگ داخلی سوریه مثل جنگ داخلی لیبی مثل وضعیت عراق بعد از اشقال همچنان من بر اون اصل اولیه ی حابزی خودم در اینجا موندم من خابرمیانی
افوردنس یا بضاعت این که بی دولتی رو تجربه کنم بی حکومتی رو تجربه کنم در شرایطی که همچنان امریکا یک نیروی مهمه تا اطلاع سانوی رو ندارم ممکنه بشه بیست سال دیگه ممکنه توازن رو قوا بین چین و امریکا طوری بشه که کسی جرات نکنه بیاد اینجا نیرو پیاده کنه
بیاد بالا بهدو سوار کنه مثل دمان اپسال 57 تا عدی که توازن قوه بین دو عبر قدرت متوازن بود شاید بشه حتی بیدولتی رو باش بازی کرد باش لاست زد ریسکش رو باش بازی کرد ولی الان در این شرایط بیدولتی بی حکومتی یک خودکشی ملدیه
ببینید کل بحث هم اون وقت این بود که نه اینکه ما بخواییم حابز و نادیده بگیریم یا به قول شما امنیت رو نادیده بگیریم کل بحث داره این بود که نادیده گرفتن انصار آزادی و ادالت میتونه به ضد خودش تبدیل بشه و بیاد این امنیت رو در واقع سرکوب کنه و از به میبره یعنی نقطه عظیمت بحث
قطعا امنیته یعنی ما میخواییم مطمئن بشیم که اقتدار دولت مرکزی سر جاشه و جامعه میتونه در یک آزادی نسبی با اعتناب ادالت اجتماعی پویایی و نشاد خودشو حفظ بکنه ولی وقتی که اون دو انصار ارزانه میشن به زد امنیت تبدیل میشن اینجاست که ادالت و آزادی موضوعیت پیدا میکنه لذا اینجا لاک
مکمل حبزه ولی به نظر میسه همچنان در گفتار شما حبز امر اصیله و پررنگه و مهمه حالا سوالی که مطرحه اینه که فرض بکنید که این بصیرت علی علیزاده رو
ما پیشفرز میگیریم که تا این سال ها ایجاد شده به قول شما علی عزیزده متوجه اهمیت ادالت میشه در 98 در مجره هواپیمای اوکراینی و 1401 طبق متوسط و آزیده اجتماعی بستش موضوعیت پیدا میکنه سوالی که وجود داره اینه که چرا جدال تقریبا
ترجمه این بصیرت علی علیزاده نیست یعنی به نظر میرسه اگر علی علیزاده این تجربه رو نمیداشت این بصیرت رو نمیداشت این پنج سال تجربه ایران رو نمیداشت همچنان با همین ریتم و همین لحن طول برنامه میکرد نشان به اون نشان که مثلا وقتی که ما لیست مهمونایی که تو برنامه شما حضور پیدا میکنند رو رسد میکنیم خب بیشتر تیفه جریانه حالا نمیدونم از تو چی بذاریم چون این اسلام هم
جناح اصولگرای نزدیک به حالا جرین های نظامی رو داریم بیشتر میبینیم شما خیلی سریح اعلام کردید که به سعید جلیلی رأی دادید تیریبونتون به گفتار آقای رسایی و ثابتی نزدیک به یک معنی شما اینجوری دارید تلقی میشید در داخل که روابطومی جرین پایداری هستید
و راوه تومی جریان پایداری بودن با علی علی زده ای که میه که من این بصیرت چند سال رو درونی کردم و ادالت و آزادی رو مال خودم کردم در توروز این توروزش یه رو حل میکنید بسیار خوب اولا من نگفتم که اهمیت آزادی اجتماعی آگاه شدم در آبان نوازداش به هیچ فرش آبان نوازداش بحثش آزادی اجتماعی نبود بحث آزادی آبان نوازداش ادالت هایی خیلی خیلی جدی اقتصادی و بحث سلب مالک
و دو متوجه شدم که چگونه همین که شما میفرمایید چگونه امنیت میتونه به ضد خودش بدل شد وقتی که اولیگارشی منافعش رو به سپاه پاسداران تحمیل میکنه در نهایت سپاه هم مجبوره برای اینکه امنیت رو برگردونه بره در خیابان به قول گفته شمخانی حالا به سرشون شلیک نکردین به زانشون شلیک کردین درسته و برقرار حزینش چی میشه این لازم نیستش که من بگم حزینش این میشه که
شلیک به پای مصرفان شلیک به چشم طبقه متوسط خواهان تغییرات جنسیتی و تغییرات به قول معروف آزادی های اجتماعی در پایز 401 این میشه که دست خب همون سپاه روی ماشه میلرزه و باید منتظر شه که اسرائیل بیاد و قافلگیرش کنه اینا با همدیگه تضادی نداره من وقتی که با جامعه حرف میزنم جامعهی که زیر بمباران 24 ساعتی که
دیگه الان بحثی بی بی سی ایرانی تنشون هم میزه.
هجمونی و اون در باید گفتار مسلط قرب گرایانه است.
که آقا ما باید بریم اتقام شیم.
ما چاره نداریم.
اصلا این ما دولت غیر نرمالیم.
ما دولت غیر متعارفیم.
این از دانشگاهش میاد.
از حوضه علمیش میاد.
از اطلاعات سپاهش میاد.
از وزارت اطلاعاتش میاد.
از شبکه خانگی خصوصیش میاد.
از...
داخل حاکمیتش هم میاد از داخل بیتش هم میاد خب این که ما اتقامشیم میلاد جان این دیگه حرف قربگرایان کرواتی یا مثلا صادق زیبا کلام نیست حرف کسانیست که به واسطه نردبان انقلاب در این 45 سال اومدن بالا انباشه سرمایه رو انجام دادن حالا میخواد نردبان رو بندازن تغییر فرم بدن تقمه مرگ جوجه میخواد از داخل تقمه بیاد بیرون خب
خالا میخواد راحت بتونه پولوشو وردره بره توی دوبایی ترکیه سرمایه گذاری کنه اونجا فریز نشه و غیره برامی یه تحلیل اقتصاد سیاسی اون پایین هست اما بایستم من وقتی با جامعه حرف میزنم که 24 ساعت بهش میگن گور بابای امنیت خب اصلا مهم نیستش مهی بقیه کشورها موشک دارن مهی بقیه کشورها هستهی دارن من همچنان همونجا بایستم بهش یاداوری میکنم که ببین فاصله تو
تا سوریه شدن 24 ساعته خود از اون جمهوری اسلامی که همیشه خواسته بگه ما خیلی گنده ایم تو منطقه الان داره میگه که ما با تدبیر رهبری با انایت الهی با فلان تونستیم از این 12 روز عبور کنیم طرف اومده بود که استیتو بزنه بعد تو خیابون شروعش به وجود بیاره تغییر نظام به وجود بیاره بره سمت لیبی کردن درسته موفق نشده پروژه اینه این که اسرائیل
به لیبی کردن ایران فکر کرده یعنی ایران قدرتش اونطور نیستش یعنی در مقابل ناتو و اسرائیل و امریکا رو هم دیگه ایران هنوز مطمئن سورشه بس اون حرفی که من 98 نه من 96 زدم شما برید مناظره من با صادق زیبا کلام در اسفند 96 رو ببینید من اونجا حتی به طبقه متوسط ایران میکنم میگم اگر شما از پولدارای بالا شهر الهی ایران هستید
نگرانی هستین که فردا نگرانی باشین فردا بام بخورید شما برید از سپا دفع کنید برید خواهانه اینشین که روحانی به سپا بجه بیشتری بده از منظرت منافع شخصی و طبقاتی حقیر خودتون و الان شما دیدید که تو همین شیش ماه قیمت خونه تو ایران یک سپا اومد پایین
تمام این سروتمندان ایران هم متلاتم شدم خب و این حرف من همچنان صادقه در توازن قوای امروز تا اطلاع سانوی ایران همچنان خطر سوریه شدن داره اما با این فرق من اون موقع با مانه کسی که بیرون از نظامم بودم هنوزم هستم غیر خودی تو لندن تا حرفم میزدن به هم تو اومد میزدن تو منافقی اونجا با مجاهدین هستی اونجا با آپوزیسی و نینفوزی هستی دست و دلم با صحبت با
امنیتی ها میرزید اما الان دارم سریع با شما حرف میزنم رومو که از مردم میکنم این ور با استیت حرف میزنم میشه اما حرف هایی که در آبان سال گذشته شما شنیدی و وایرال شد که به سردار حاجی زده به سردار سلامی گفتم که برید سنگ قبر خودتون رو سفارش بدید و متاسفانه این حرف با همه تلخیش هشت ماه بعدش درست در اومد و گفتم اگر نمیتونید با اولیگارشی ایران بیستید و مهارشون کنید
یک قاسه حد اقلی حتی نگفتم با سرمایداری به جنگی نه نه گفتم بهار کنین سرمایداری باشه باید سرمایداری در خدمت دولت ملت ملی نه برعکس باید به این سنگ قبر خودتون سفارش کنید الان دارم میگم الان دارم میگم که الان سنگ قبر دیگه سلامی و حاجزاد و پاکبال و رئیس جهید سپاه اینا نیستن سنگ قبر کلیت جمهوری اسلامیه جمهوری اسلامی در این لحظه به خاطر این که توازن داخلی رو ن
اولیگارشی داخل مهار کنه سرمایی داری زیاد چاک شده داره میزنه پوستره میزنه ممکنه که کل پروژه دولت ملت سازی و اون امنیتی که حد دقل از قبل انقلاب و جمهورستانی میتونست بیاد اون رو هم از بین ببره و زیر سال ببره برای من نگاه هم عوض نشد بهش میکنه چی پارالکس ویو درسته شما از این منظر نگاه کنی یک نگاه داری از این منظر یک نگاه شهروند ایرانی همچنان باید بدونه
فرم و در واقع ساختاری کلی امنیت رو نباید زیر سآل ببره شما بی بی سی که نگاه میکنید میگه اصلا سازمان اطلاعات امنیت برای چی میخوای؟ من میگم میخوای چون سویس هم داره لازم داری اگه نداشته باشی 24 ساعته اینجا جنگ داخلی میشه اما به اطلاعات سپا که میرسم بتونم اینو بگم به اطلاعات سپا که میرسم میگم به تو چرا ربط داره از بابک زنجایی دفاع میکنی؟ تو با چی تو بخشی فرهن
تو با چی رفتی چهار تا چپ بدون قدرت مثل چند پرویست داقت و گیره رو گرفتی خب الان رابطه من با اون نواقع امنیتی انتقادیه و خودم رو سوار میدونم که محق میدونم که سآل کنم اما نمیدونم انترنشنال و بی بی سی بیان بگن که اصلا هر گونه حرکت امنیتی در ایران به خاطر قلدوریه به خاطر قدرت گرفتن داخلیه و ایران اصلا مسئله امنیت نداره و اینا همش متوهمان است
ببینید من متوجه این که شما دارید تلاش میکنید از یک منظر اسمشو بذارید ملی و همی جانبگر اهمیت قوای نظامی و امنیتی رو پررنگ کنید مخصوصا برای شهروند عادی ایرانی که زیل این جنگ به قول شما هیبریدی و ترکیبی تحت فشاره و ممکنه
دستگاه های شناختیش اینقدر دستگاری شده باشه که نمیتونه درست تحلیل بکنه من اینو میفهمم ولی این یه بحثه این که شما کم و بیش شبیه یک نوع رعبتومی هستید واسه جرین پایداری حد دقل داره این شکلی به نظر نرسه یعنی سوال من از شما این هستش که اگر جرین پایداری قشن و سولگره
اینقدر حوشمند شده بود که میخواست یه پروپاگاندای سفید تورید بکنه آیا به پروژه غیر از شبیه اون چیز که شما دارید انجام میدید میشه و میرسید شما تویتاتون دارید شب و راست دارید میگید که آقای ریسایی نگفته آقای ثابتی تو برنامه تونه تیف آقای فواد ریزایی تو برنامه شما سریع اینقش نمیگم که اخشاری دیگر هم نیستن ولی بالاخره
شما داری ایک اپیستمه می سازید دیگه خب یه مقدار فوکایی حرف بزنید شما داری اپیستمه می سازید این اپیستمه تو ایران بازیگره خودشو داره و انگاری که یه شاخه برومرزی داره شاخه برومرزیش علی علی زاده هست ببین میلا جان شما باید یک نفر حتی یک نفر حتی یک نفر به من بگی که از جپه پایداری بوده باشه و پاش رو تا با حال در جدال گذاشته باشه حتی یک نفر
حتی یک نفر از پایداری اگر اومده باشه من همیه الان را جمع می کنم میرم این پایداری انگیه مثل انگی که در اول انقلاب به هر کسی که متفاوت می اندیشید می گفتن لیبرال درسته همون قد که لیبرال اول انقلاب بود بنی صدری که در موده
اقتصاد اسلامی کتاب نوشته بود و در رابطه با مبارزه با استعمار کتاب نوشته و هنوز من معتقدم که از مهمترین متفکران انقلاب بودش بر این سطح خب خیلی خیلی سرتر بود از خیلی کسایی که بعدا اومدن به قدرت رسیدن ادرقل چهار تا کتاب نوشته بود ادرقل فلسفه قرب رو میشناخت ریشه های خودش هم میشناخت و سرمی کرد که استنتاج کنه تلفیک کنه و به قول محروف یه
ممزوش کنه اینها رو با هم دیگه از درون فرهنگ بومی خودش داشت فکر میکرد بهش بودن لیبرال به بازرگان هم میگفتم لیبرال خب هر کسی که مخالف بود میگفتم لیبرال خب الان اینجا هم به هر کسی که مخالفه میگن پایداری شما باید بگو چه کسی از پایداری تا به حال پاش رو در برنامه جدار موضوع شده آقای علی زده وقتی داریم میگیم پایداری داریم در برای جریان صحبت میکنیم مثل
شلیم ای پایدریه همین دیگه وقتی داریم آفرین منظورم همین بود که وقتی داریم در باره پایدریه صحبت میکنیم در باره یک عشق خاص و چون که اوزویت حزبی که نداره داریم در باره یک جریان سیاسی تو ایران صحبت میکنیم که جریان نزدیک آقای سعید جلیلیه که آقای وعید جلیلی هم برادرشون صدا سیما رو در واقع در اختیار گرفتن
و آقای زرشناس تو برنامه جریان صدا سیما حضور پیدا میکنه تو برنامه شما حضور پیدا میکنه همون حرف رو داره میزنه کم و بیشت ولی صداهای دیگه اخشار دیگه هستن که در فعالیتهای مدنی در ایران دارن فعالیت
فعالیت های معسری انجام میدن در حوضه ادالت خواهی فعالون زیادی هستن ولی این ها تو روایت و اپیستمی شما قایب هستن همونطور که عرض کردم اصلا تویت ها من از بالا اموز داشتم تویت های شما نگاه میکردم از ده تا تویت بالایی که اومدم پایین فش به زریف رو دیدم یعنی کما بیشت زریف این کاری کرده زریف اون کاری کرده اصلا زریف زدن بر جمع زدن خودش زیل یک برنگ خاص معنادار میشه خب
یه وقتی شما میگید که من حواسم نیست که خب بعید میدونم چون انقدر توش سیاسی شما بالا هستش که بتونین آره ترجیه بدید از بیرون این شکل داره به نظرم نیسته که این جریان، جریان آقای سعید جلیلی، دلواپسان که یک قشری هستن که از قضا با کمترین اقبال در انتخابات وارد مجلس شدن طرفتارانشون یا
در واقع افرادی که در این جریان هستن مسئله شون ادالت های اجتماعی از غذا نیست آزادی نیست و ادالت اجتماعی رو با افشاگری اشتباه گرفتن نشون مانگشین که الان تو مجلس دوست عزیزمون داره در واقع پودیم مجلس رو با افشاگری اشتباه میگیری کاری که قبلن بگ جلیلی میکرد اینا فکر میکنن که باید تو مجلس نجا بودن خلاصه حرفم اینستش که
اگر شما به من بگید که میلاد من ته این سالها به آزادی و ادالت التفات پیدا کردم زیل مقبوله امنیت من دارم میگم که شواهد اینجوری نشون نمیده کنش شما اینو نشون نمیده حتی میتونم اینقدر شخصیشم بکنم
من یادم استش که سالگرد جدال سالگرد حالی شخصیه میتونیم ازش رد شیم ولی سالگرد جدال وقتی جدال هنوز جدال نشده بود به روایت کنینی شما من رو دعوت کردید در برنامه خودتون من در منزلم ریشسته بودم
لوگو جیویی هم اونجا بود و شما قبل شما زنگ زدید گفتی که میلاد بیا و میخوایم در باره این رسانه مستقل با هم دیگه حرف بزنیم و بیا اگر فکر میکنید که مستقل در واقع رسانه تورید کردن عرضش داره با من صحبت کن که من این کار رو انجام دادم از اون سال به بعد چهار سال پنی سال گذاشته من یک بار هم در برنامه شما به عنوان مثال دعوتی نشدم خب
وقتی که میلاد دوخانچی دعوت نمیشه واقعا مثلا و موضوع هم شخصی نیست دار این یک گفتمانه دیگه علی علیزاده دوستایی پیدا کرده رفقایی پیدا کرده داره پروژه ای رو پیش میبره این پروژه علی علیزاده میتونه بگی پروژه خودمه هیچ مشکلی هم نیست ولی علی علیزاده با من نمیتونه بگی که من مثلا امنیت ملیه علی علیزاده با روایت من با تفسیر من روابط عمومیه هوشمندانهیست برای ج
برعکس به این شما دلیل به من اتهام میزنی و توحمت میزنی که من روابط اموی برای جلیلی هستم بذار من برعکسش کنم بذار من برعکسش کنم مثل کاری که مثلا آی مهراین باشه که گفت با شما امنیتی هستی بذار من برعکسش کنم
من از آقای جلیلی استدعای کردم که بیاد من رو روابط اونو میشه همه الان میگم آقای جلیلی و آقای اون شبیه آقای جلیلی بیاید بیاید من رو استفاده کنید من فردم نیستم به عنوان مثلا جدال علی علی زده من یک نیرو تاریخی هم من یک نیرو تاریخی هم به اسم چپ استعمار ستیز برامده از تاریخ ایران یک پام روی مصدقه یک پام روی
گل سرخیه یک پام روی شریعتیه یک پام روی حتی حضب تودست یک پام روی خمینیه یک پام روی اون کسان دویست و سی هزار نفر ای که در جپه شهید شدن و از دل تاریخ اینجا آمدن بیاید من استفاده کنیم استفاده افزاری کنیم برام بندازیم دور خب خدا خیلی جلیل نمی کنه جلیلی نمی کنه جلیلی اگر اتفاقا اگر این خداگاهی تاریخی رو داشت این کارو میکن من در انتخابات به جلی
استدعا می کنم یک کلمه یک کلمه بگو من از سندیکاهای کارگایی دفاع می کنم من از اتحادیهای کارگایی دفاع می کنم چون بدون او تو پیروز نخواهید شد اون سمت تو یک قدرت خیلی عظیمی داره خب و همین اول این چیزی باید توحمت می زنی توحمت نیست این یک پروژه شخصی جمعی سیاسیست همونطور که در ابتدای انقلاب
چپ ایران، چپ زده استعمار ایران، نه چپ هپروتی اومده از نیویورک، بخشی از کنفدراسیون که حالا چند ایران رو با بادر مانه هفت اشتباه گرفته باید چپی که جنبشای جهان ثوم و جنوب جهانی رو میشناخت، به قول معروف فانانش رو خونده با گیره اومد ایران بقل آیتولو خمینی و آیستاد بهش گفتن که شما به قول معروف جادباز کن استبداد هستید
من فهم می کنم که اون موقعی کار درستی کرد الان هم کار درستی هست قضیه اینه که آیا آی جلیری می کنه می کنه من هرگز شما یک سال گذشتر دیده باشید تمام ما کارمون در جدال نقد جلیری بوده و هنوز هم امید من اینه که از دل اون بدنه یک نیروی جوانی بیاد که بتونه خودشو آپدیت کنه من اتفاقا منتظر یک زهران ممدانی در بدنه جوان بیاد
بدنه انقلابی هم بدنه انقلابی هم منظورم اون چارتا آدم ریشو جامهوری که اون بالا توی این نهاد فرهنگی اون نشستن با تفکرات پنج و پنج پنج و پنج هزار سال پیش نیستن خب چون تفکراتشون به هزار سال سال پیش هم ربزی ندارد بزرگم بگم اینها منظورم از بدنه خب بدنه یکی همون بدنه یکی
همشون پراید سواران مستجر خب ده میلون نفر به جدیدی تو دوره اول رای دادن من دوره دوم کار ندارم تو دوره اول ده میلون نفر به قالیباف گفتن نه ده میلون نفر به تراهی بالادستی فرماندان سپا و بخش از بیت به جزای خامنیگ البته خب گفتن نه
این ده میلون نفر ایجنسی دارن آمیلیت دارن و این ده میلون نفر از دار اقتصادی هم له و لورده هستن و از دار سیاسی هم هنوز چون اونورم گروه هستن که له و لورده هم ولی میخواد نابود کنن خشمشون طوریه که مگه توماج کیه توماج رپر اونو از بدن پایین شهری میاد اونو از بدن له و لورده اقتصادی میاد ولی خشمش طوریه که میخواد بزنه منهده میکنه و منفجر کنه ولی این ده میلون نفر که هنوز د
حرف می زنم من فکر می کنم که این واجد بیشترین پوتانسیل اجتماعیه برای این رو خیلی علمی دارم شبش بگو پایداری پایداری که پایداری آقا تهرانی چار تا آدمی که اتفاقا از زمان وفاق تا حالا دهنشون باز نشده که یک کلام نقد کنن که رانتاشون بست نشد کدوم پایداری پایداری که یک جپی از کسایی که دارن رانتاشون رو می گیرن حتی جرعت نقد وفاق رو هم نکردن برای
تهمت پایداری زدن یا به خود رسائی تهمت پایداری زدن این واقعا بینصافی و بخش از پروپاگاندای غربگراها و حسن مرشی هست خب ببینید آی عریزاده این که شما متقددید که من یه پام روی حضب تو دست یه پام روی امام حکومانی یه پام روی شهده هست یه پام روی شریعتیه این یعنی که من میخواهم یه موضع ملی بگیرم یعنی رسانم یک رسانه ملی دارم یه پروژه ملی رو دارم پیش میبرم من د
در واقع دارم اینو میگم که این موزگیری جدال بیشتر تدایر یک پروژه و یک رسانهی در بهترین حالات جناهیه در داخل فریمینگ ایران سوالم از شما اینه که فرق شما یعنی اگر جدال از بالا بیاییم تا پایین و نطق پیش از دستور آقای امیر رسیدن ثابتی رو بوش بدیم فرق شما با آقای ثابتی چیه واقع؟
چون شما درباره بانک آینده صحبت میکنید، ایشون هم درباره بانک آینده صحبت میکنه.
شما به ضریف فش میدید، ایشون هم به ضریف فش میده.
ایشون میگه آلیگارکا، شما میگه آلیگارکا.
شما میگی بابک زنجانی، ایشون هم میگی بابک زنجانی.
شما تویت میزنید که حرفای رئیس هایی رو گوش نکردید، ملت تو رو خدا یه بار دیگه گوش بدید، یه بار دیگه تماشا کنید.
این یعنی که ی
اینو اینم بگم که هم من هم شما سه نمون گذشته که با همگه جدل کنیم و با هم کنایی بندازیم نه من علاقه دارم به این اتفاق ها نه شما و داریم یک گفتگوی چالشی و صادقانه ها رو پیش میدهیم که همدیگره بهتر بتونیم بفهمیم و برای اصلا تنویر اصحان اموی لذا این که اصلا بسیار شخصی نیست با شما ولی من دارم تلقی خودم رو از جدال خدمت شما ارائه میدم جدال بیشتر از اون چ
محبوبی نیست چون با کمترین اقبال عمومی وارده ساز و کارهای انتخابی شده داری یک حرف رو میزنه این رو میپذیری نیپذیری یعنی شما میگید من پروژم ملیه ولی کنش شما و صدایی که داره در وقت از احساطه میشه مندی به نظر نمیرسه در درام همچین برداشت میدونم
حالا من دارم خودم نگاه می کنم ببینم که مهمان هایی که ما داشتیم در این مدت کین خب آخر این مهمان ما که امیر خورستانی بود که از دوستان خود شما هم هستش و بارها شما باش برنامه داشتید نفر قبلش آقای رزا فانی یزی بود نه سوال من رو جواب بدید فرق شما بود نه من به ترتیب می کنم نه اصلا سوال من جواب بدید ملا جان فرق شما با آقای سوابتی چیه؟ نه نه باید ملا جان ببین این چیزهایی که ش
این انگ زدنه و میمونه من میخوام فقط برای مقاتبی که حتی حال نخواهد داشت و بره صفحه جدارو ببینه توضیح میدم که امیر خراسانی زندانی سیاسی سال هشتاد و چهار کسی که برقم زندانی بودن در ایران برقم این که محروم تحصیلش کردن سالها و برقم این که تو همین اواخر ممنوع خروجش کردن کسانی که خودشون بچهاشون بچهاشون با رانت رفتن بیرون آمدن ولی چی
خوراستانی پای همین استعمار ستیزی وایستاده و پروژهش اتفاقا پروژه ای که آقا باید از کلیت جمهورستان میدفع کرد نفر بعدی بگو من بگم بگم وایستان میلاده سه ثانی وقت دیگه جای دور نمیره رزا فانی ازی کسی که شیخ سال در دهه شست زندانی بود از جمعه دو سال
امفرادی در یه اتاق سمتری و حکم اعدام داشت با مانه یکی از اعضای حزب توده و الان داره میگه که من از حق قنیصازی ایران دفع میکنم و مخالف زریف هستش اینا پایداری نیستن پایدار بودنشون به خاطر این که پای انقلاب بایستن پایداری که به انقلاب ربطی نداره که پایداری با اون نگاه متحجر ما قبل تاریخیش و خانشش از اسلام به انقلاب ربطی نداره که پایداری یه تومور بیرون
بسه سوال این شکلی بپرسم اگر آقای جلیلی در انتخابات پیروز شده بود با توجه به روی کرد ملی که مدنظر شما اصلا میگید که پای من روی این در واقع چهرا و شخص اتای تاریخی اگر آقای جلیلی رئیس جمع شده بود به نظر شما جنگ اسرائیل علیه ایران روخ میداد؟ دو تا سوال دارم احتمال زیاد...
بعید نبود که بده من متوهم نیستم اصلا اینجا شما نمیدونم که پروپاگاندهی صحبت کنم جلیلی اگر میومد اما بینیم همونطور که رئیسی برای همه زعفهای فراوانش زعفهای باور نکردنیش خطاهای عظیم و حکرانی من
علاقه من به قدرت و اقتدار سرزمینی ایرانم خب کسی که بیاد با اسرار روی گشت ارشاد کشور رو منهدم کنه و منفجر کنه بعد نتونه از سرزمینی ایران دفاع کنه بعد اسرائیل بیاد اینجا با اون گذاری کنه خب معلومه که به قول معروف کیاسات و حکرانی نداره اما به رقم همه اونها رئیسی چون در دوره اش اگر به قول معروف
زاهدی میخورد ایران به اونور پاسخ میداد توازن قواب به نفی بود به شکلی بود که ایران میتونست بازدارندگیش رو پشتش وایسه خب جلیدی هم همینطور اگر بود اگرچه جلیدی هم احتمالا خطاهای دیگهی میکرد یا خطاهای بهش تحمیل میکردن تو بحث فرهنگ تو بحث های دیگه براش بحران میساختن و من گمانم جلیدی من میخوام صادقانه بگم جلیدی
به هیچ فرش حوش حکرانی احمدی نجاد رو نداشتش یارگیری اجتماعی زعیف بودش گفت می شد حاکمیت هم گفت می شد توانه یارگیری از اون نخبگان بالدستی هم نداشتش و جلیلی هم می اومد کشور بدون خطر نبودش به هیچ فرش خب من اصلا فکر نمی کنم کشور بدون خطر بود خب
حالا اگر آقای جلیلی شما متقدید که رئیس شمور می شد امکان حمله اسرائیل به ایران وجود می داشت خب حالا احساس میکنین اگر آقای جلیلی رئیس شمور می بود واکنش که طبقه متوسط در طول جنگ به جنگ داد همچنان یک سان می بود چون سرعتن میخوام خدمتون عرض بکنم اگر شخص غیر از پزشگیان با سازوکاری که انتخاب شد و جنس مزاکری که روختاد
داشت روخ میداد و حمله که به ما شد اگر کسی و سازکاری غیر از این بود واکنش طبق متوسط ما نمیداشتیم آنگونه که داشتیم یعنی این انسجام که شکل کرده اگر آقای جلی بود احتمالا ما شورش های داخلی داشتیم و همین قدرت مرکزی که مدنظر من و شما هست از درون احتمال فروپاشش خیلی زیاد میبود
اگر این احتمال رو به پذیریم که فراد یک احتماله سوال که من از علی علی زاده دارم این است که این بینش تاریخی علی علی زاده که سعی میکنه ملی باشه با توجه با این چیزی که رخ داده به نظر میرسه که خلاف امنیت ملی اتوش در واقع نتایجی ازش حاصل میشد سوال درستیه میلا جان و من که یه آدمی هم که از بیرون بدون شناخت از پیچیدگی های درون حکومت ایران دارم
به نظری پردازی هایی می کنم که آلوشاقیلم درست باشه شاید نباشه غلط باشه و غیره ولی مسلمان اونهایی که در داخل هم یه دفعه خط رو عوض کردن راه رو برای آمدن پزشکیانی باز کردن که 1400 رد سلایت شد و من با پزشکیان مصاحبه کردم 1400 قرار بود کاندید باشه خیلی راحت انداختنش بیرون و رد سلایتش کردن اونها هم چنین سناریو و در واقع این مجموعه بازی های چطرنج رو دیده بود
باید بریم به سمت ایجاد انسجام اجتماعی یا غیره ولی بحث اینه که کدام جلیدی حرف شما که در حرف درستی بزنم بحث جالبی پیش میاد جلیدی که بخواد بیاد بگه که آقا زن یک مفهوم استراتیجیک هست اگر اجتماعی کنم امری راه بردیست خب میاد بگن محروف نسل جدید ایران رو هم
ایلینیت میکنه از خود بیگانه میکنه خیلی راحتی که اونها رو تحریک کرد و چند تا خطا رو پشت رمدیه گذاشت آره میشه گفتش که انسجام داخلی هم پاره میشه ولی جلیدی هم من امیدم این باشه که این هست جلیدی افراد اطرافش همه این گروه های سیاسی و برای همین یه مسجد که من در ابتدا از آمدن پیزشکان استقبال کردم شما برید مطالب منو بخونید
اینستاگرام من از آمدن پزشکیان استقبال کردم این رو به فعال نیک گرفتم فکرم که فضای سیاسی ایران میتونه باشه اجازه بدید که انتخابات از اون حالت رکود در بیاد و این قوام و انسجام اجتماعی بده ولی بعد که زریف اومد دوباره
دوباره دو قطبی رو و اون شکاف اصلی رو حول سیاست خارجی ساخت من مقابل پدشکیان و انتخابات شش دادم یعنی شما یه هفته اول قبل از اومدن زریفی ببینید همه میگن که چی شده طرفتار پدشکیان شدی بقیه من پدشکیان رو واقعا اتفاق مهم میمیدیدم غیر از اینکه پدشکیان
ادالت خواه شناخته میشه در بین اصلاح دلبا درسته منش ادالت خواهی داشت زریف که اومد شکاف رو برو سیاستر خارجی میبنیم تمام بیچاره شدیم ما دوباره اولیگارشی غربگرا به این شکل میخواد بیاد و در اون نظام میخواد بیاد تنشال بالا ببره وایستان
اما امید من این بود که اگر جلیری بیاد جلیری به جای این که بقیه رو مسائلی که شکافساز دو قطبی های نازروری مثل بحث فرهنگی به وجود میاره بیاد رو بحث فساد رو بحث ادالت اجتماعی یارگیری کنه ببین جلیری به صورت بلقوه نه بلفل بلقوه توانه اینو داشتهش که حسین مرعشی ها و شعمخانی ها و اولیگارک های ایران رو به محاق ببره و این براش نیروی اجتماعی میساخت
این فضا مستعد یک زهران ممدانیه این فضا همینطور که مستعد یک پاپولیست راسته مستعد یک پاپولیست چپه خب این حرف
این که من که گفتم سال 1993 در اون جمع پاریس گفتم که گفتم برای منافقین سخنرانی که علی ماله یه جمعی از اصلاح طلبان و نیروهای چپ شمسکولار ترفتار جمعی بروف حامی رأی دادن به اصلاح طلب ها بود اونجا گفتم که آقاب
اگر در ایران جلیلی ادالت خواهی بخواد شکل بگیر از اطراف اونهاست این که جلیلی این رو دلیور نکرد نتونست این رو در تاریخ به وجود بیاره زعفه خودش و شخصیتشه برای همینه منظمان نباید به هیچ فراج اجازه حضورش در هیچ انتخابات دیگه ای داد اما فضا در ایران فضا در ایران
اگر قرار باشه پاپولیس چپ بیاد این پاپولیس چپ از دل اون جریان کنج هزباللهی ها و مذهبی ها میاد جریان اصلاح طلب نشون داده به خاطر وابستگی عمیقش در سطح اقتصاد سیاسی به کارگزاران سازندگی و اولیگارشی غرگره هر چقدر هم از ادالت بگه مارکس بخونه بیاد بدیو بخونه بره گرامشی ورداره بیاره روز آخر میره به کاندید محسن مرشی رای میده همونطور که در انتخابات
824 به رفسنجانی رایی داد آقای یوسف عبازری مگه نبود رفتش از میدون تجریش وایستاد گفتش که رفسنجانی رایی بدید خب همونطور که باید در فرانسه به شیراک رایی داد که لپن نیاد بریم به رفسنجانی رایی بدید که احمد نجات نشه بگه آقای فرادپور نبود سال 824 که رفسنجانی رایی داد که احمد نجات نشه خب
همون تفکر، همه حرف ما اینه که از دل بدنه طبقه متوسط سیکولار ایران چون گرفتار و اسیر و عبیر و گروگان این گفتار مسلطی هستن که یه برش براندازی به نفق قرب، یه برش...
اصلاح طلاعی به واسطه کارگزاران سازن دیگه از دلیل این متاسفانه ادارت خواهی در نمیده و بسیار دردناک هم چون اتفاقا طبق متوسط فقیر شده طبق متوسط سکور فقیر شده اتفاقا مستحیل دید که برای برای حقوق بیکارش بجنگه برای تحمیل درمان بجنگه برای آموزش بجنگه
ولی این بدنه روز آخر در دعوای علی زده و غنی نجات بخلی غنی نجات میره چون غنی نجات کلمه آزادی رو مصرف میکنه این جمله آخرم بگم و حتی نمیفهمه این طبقه متوسط ایران که جمله زهران ممدانی رو که میگه for too long the freedom has been only for those who could afford it now is the time to give freedom to everyone نه این فهمه که آزادی بدون ادالت یعنی روزنامه دنیا اقتصاد یعنی فیلیمو یعنی
شبکه خانگی خصوصی و امپراتوری رسانه این جماعت فیلم نت و اون یکی اون یکی این اولیگارش ها که بیان هر کاری خواستن بکنن فردا روزهایی که چه ارز کنم شورت هم اجازه میده جمهوری اسلامی شما بردارید خب اهمون بهتون آزادی نقد اولیگارش ها رو نخواهد داد اهمون بهتون آزادی پس گرفتن حقوق اقتصادی که از شما در این سه دهه سلب مالکیت شده رو نخواهد داد برامیده در نهایت با
قبول دارید که تحلیل شما اشتباه بود اگر سرد جلی به قدرت می رسید هم احتمال حمله اسرائیل به ایران وجود می داشت هم احتمال از بین رفتن و مزمن شدن طبق مترسه در شروعش خیابانی
خیلی برای اینکه از زمانی که جلیری اومد در خورداد 1403 میتونست فرایندی رو آغاز کنه فرایندی که اون نیروهای بی صدا هم صدا دارشن و این جلیری یک نکته در مددش هست که هیچ کسی شکر نکرده بهش و پاک دسته ستیزه و پاک دسته ببینی با توجه به اون چیزی که من دارم کف خیابو میبینم توجه متوسط خشب این جز از مسیر این امتخابات با این شکل که روخ داد
که یکی از این مثل فزشگیان اونجاست که توی آزاده اجتماعی حالا یه حد دقلهایی رو داره به جامعه میده تا همه مقوله هجاب خب یک دو این که ما رفتیم سمت مزاکره یعنی اگر آقای سعید جلیلی میومد در انتخابات پیروز میشد در محل اول آزاده اجتماعی محدودتر میشد مقوله هجاب به یک بحران تبدیل میشد یعنی اگر قدرت لابیگری آقای فزشگیان نبود در بیت رهبری
ما این بهرانها رو می داشتیم و سعی جلیلی نبود یعنی گفتمانش ایجاب می کرد که اون نقشه بازی نکنه آزاده اجتماعی به یک مسئله تبدیل می شد به طور خواست هجاب طبق متوسط همکاری و همراهی نمی کرد حمله روخ می داد احتمال این که قطعا مزاکران جلون نمی رفت و ما در یک موقعیتی روبرو بودیم که اون قشنی از جامعه می گفتن که زودتر بیان
جمعشون کنن اینا رو یا به ماچه به منچه جنگ اینا صداشون خیلی بیشتر میشد و این یعنی خطر به شدت مهم امنیتی یعنی مزمر شدن و دیسمانتل شدن استد در ایران و تو این گفتار و با این چارچوب فکریم علی علیزاده که میگه که من دوست دارم ایک آدم ملی باشم با این تحلیل من دارم بهش میگم ملی نیستی حالا صحبت زریف شد
نه جوابی نه بدم دیگه چون من این نکتر در حال زریف بگیرم و دوستان رو همه رو یک جا جا بیدید شما در برنامه مسایبه می کنید ولی بعد جنبندی آخر رو می کنید یک وایستا میلادچان خب نکتی خیلی جالبی گفتیم ولی نکتر در تناقض با روایت تمامی گروه های مختلف برای جنگ دوازده روزه من هیچ کس رو نمی شناستم که بگه که مردم به خاطر پزشکیان گفتن که ایران نباید بومباران
روح ملی ریشدار و قدیمی تر از این جناح و اون جناح و این حکومت و اون حکومته گفتن که آقا این نشانه اینه که آقا ایرانیت و ریشه های فرهنگی جمع کننده ما خیلی خیلی فراتر از این حرف هاست که با این بادهای دعواهی سیاسی بدرزه و برای اولین باره فقط مقاتب یادش بمونه که میلاد دکانچی میگه که اگر مردم ایران
به اینجا رسیدن که گفتن آقای نتان یهو بوم سر ما نریز به خاطر این موضوعی که پزشکیان اومده نکته دوم مردم از خودشون بپرسن منی نگفتم اگه تو من رو میخوای تحریف کنی من 700 تا اپیزاد رستم منم علی زده سال 98 نیستم خوبه سال من خودم اران یه پایین کارم وایستم
دوملا دوامین که میلاد دوخانچی میگه دولت پزشکیانی که با اون بعدها سرکار اومد که من خیلی ساده میتونم مسئله ایران رو حل کنم و غیره همون دولتی که وقتی پنجا پنج تا معدنچی زیر خاک مدفون شدن
ادالت خواهد در این عضوش میدری که منم برای انتخاب شدنش تلاش کردم گفتم مجلس بهش رعی بده تغاظه کردم گفتش که اینجا همه جا اتفاق میفته چیز عجیبی نیستش خب دولتی که در این یک سال دوتا جههش عرضی داشته دولتی که رسمن میگه وظیفه من مالوندن پشت شما نیستش خب
و رسمن مقابل طبقات پایین و طبقات متوسط پایین استاده میگه محسستون مسئله خودتونه بهتاش مسئله خودتونه منشون از این رو نمیخوام و میلاد گودرزی میگه این دولت چنان خوبه که مسئله حل میکرد میلاد جامعه بایستان من جمله پایانیه بگم تمام حرفایی که تو میزنی مال اتفاقا محلیه که توش زندگی میکنی میگی من دروبرم رو نگاه میکنم تو به عنوانی کسی که از منقل باسوادتری دکترهای چه میدونم دک
و برخلاف من که تموم نکردم اومدم واردی کارای سیاسی اینجوری شدم و خودت بهتر میدونین که هیچ کس جامعه رو بر اساس شناخت دورووره تشخیص نمیده کشور هشت داره پنگ ملونی ایران بر اساس این که دورووره من تو خیابون چیزه اتفاق نمیدونه معلوم این که خیلی جای خواستی زندگی میکنه ایران وسیع تر از اونه خب
و از این نظر من معتقدم که دولت پزشکیان تأثیر چندانی نداشت اما یک نکته هست تصفیری که شما میدین این که آقا جلیری میخواست بیاد کارای حیولایی کنه دیوار بکشه بین زن و مر روستری رو سرشون بیاره کشت ارشاد بیاره من به شما میگم بعد از ماجاره پایز 401 هیچ کی نمیتوانست روستری رو برگردنه
جلیدی و بزرگتر از جلیدی نمیتونست این کار رو برگردینه اتفاقی که افتاده بود استیت رو بیدار کرده بود و استیت باش همراه میشد چه پزشکیان میومد چه زاکانی میومد چه عباساقا میومد چه جلیدی میومد مسال فرهنگی یه 5 درست تغییر میکنه اما رسانهی که دست اولیگارشی غربگراست میتونه اون 5 درست و 500 درست نشون بده و اگر جلیدی یه جمعهی میگفت اون رو هم بزرگ میکرد تغ
یک جمله بگم همونطور که رئیسی نتونست هجاب رو برگردونه جلیده هم نمیتونست برگردن و همینه که
خواهش میکنم از ذات که حیفه تو با دکتورای کالچورال استادیز از کانادا بیایی پروپاگاندای حسن مرشی و کارگزاران سازندگی شی حیفه تو آدم درس خونده آدم باهوش و این که بخوای بیای شعبه درون مرزی حسن مرشی این همه رسانه داره حسن مرشی ست ها روزنامه داره به بی بی سی هم وصل شد به شب بی بی سی هم که چی بگی چرا با میلاد دوخانچی بیاد شعبه درون مرزی کارگزاران سازند
این سوال رو با من جواب بده اولا که مسئله ما اصلا نه شخصیه نه به اون معناه سیاسیه مسئله ما ملیه ما داریم تلاش میکنیم یک معادله از امنیت ملی رو حل بکنیم سوال من خیلی واضح و شفافه از شما آیا شما قبول دارید که حضور پزشکیان در تعدیل کردن و همراه کردن طبقه متوسط با نظام جمهوری اسلام ایران تأثیر گذار بود؟ آره یا نه؟ صد درصد تموم شده رفت خب اگه شما بگید آره در این
آیا قبول داری که حضور پزشکیان در فاصله افتادن بین طبقات محروم و مصداف پایین دستی دهکای یک و دو و سه با جمهوری اسلامی معصر بود و اون فاصله رو بیشتر کرد و ما امکان شورش افتوی دستانمون بیشتر شد از زمانی که پزشکیان اومد؟ لزومان همچی شوادی نداریم با توجه به اتفاقی رو اختاده در جنگ پاسخ دادم
خب این همه ترسی که الان در مورد ناترازی ها دارن این ترسی که در مورد بحث بنزین دارن این ترسی که مراتب دارن میگن این ترس همیشه بوده این ترس همیشه بوده رئیسی سرکار بوده خب حالا نمیخوایم جدل بکنیم واقعا آقا پزشکیان زبانش به این بحث منطقیه اگر پزشکیان
مرجع جملاتش طبقه متوسطن خب یک سه چیز هم جا افتادن در سیاست تو نمیتونی همه رو با هم داشته باشی که درسته بلاخره یک جا افتادگی یک حضوی در گفتار پیداشکن انتفاق افتاده دیگه پایین دستی ها محسوب نمیشن تو گفتارش درسته پایین دستی ها در گفتارش محسوب نمیشن و مهم هم نیسته چون پایین دستی ها
رسانه ندارن که بگن می آییم پدرتون در می آییم بخلال طبق مدستد که خشمشون تو اینستاگرامشون هست خشمشون توی تویترشون هست خشمشون که می آییم براتون می داریم اماماتون رو آویزون می کنیم این طبقه سدا داره اون پایین دستیه رو تو اصلا نمی دونی کجاست
آقای علی زده یه اشتباهی که داره در این گفتار از سمت شما صورت میگیره اینه که طبقه رو فقط دارید اقتصادی میفهمید در صورتی که فرهنگ اقتصاد و سیاست رابطه انترلاکین دارن با همدیگه یک نفر ممکنه طبقه توی دست توی دست پایین دست پایین باشه ولی تو معقوله های مثلا فرهنگی طرفتر آزاده اجتماعی باشه تو اون لحظه نمیتونیم میگیم این لیبراله که
یا نشون به اون نشون که ممکنه نفر طبقه متوسط باشه یعنی داره اموراتش میگذره توهی دست نیست ولی به لحاظ سیاست خارجی خب ترجیاتش با جناه های مثلا نزدیک به امنیتی میخوام میگم خیلی انترلاکینگه این تلقی شما از مقاوله طبقه خیلی در سنت مارکتیزمی کلاسیک میشینه
مسلمه که این بحث رو ما 24 سالی داریم به اتفاقا که اتفاقا طبقات پایین دست ایران هم خیلیشون در ماده هجاب نگاهشون به طبق متوسط نزدیک شده و همینطور هم منبع ارزش های اجتماعی در ایران تریکل دان می کنه یعنی از بالا طبق متوسط ساخته می شه میاد پایین اون بچه طبقی کارگران دوست داره شبیه اون رو باید پوش که توی انستاگرام می پوشن من متوجه هستم که این ارزش ها میاد
اما همزمان ببین همزمان رئیسی رفت بقل کارگران هفتپهی وایستاد که دولت اصلا روحانی و استاندارش در خوزستان شریعت مداری داشت تحویل اطلاع سپایشون میداد که از بالا آویزونشون کنن خب چون گفته بودن خوزیسازی اصلا بگی پراز فساد بوده خب و رئیسی رفت اینها رو نجات داد براخره یک سویاهایی از بحث اقتصادی در اونجا بود جلیلی هم هر اینطور این که نمیتونست
از دل این روایت بسازه از دل این روایت سیاسی بسازه و جمع کنه بهشون میگه آقا من آمده هم که برای منافع شما بجنگم اونطوری که احمد اینجاد کرد نمیتونست تقابل بسازه چون هم جلیری هم رئیسی اینا میخواد استیتیست باشن اینا میخواد صداهای حاکمیت باشن تو نمیتونی هم صدای حاکمیت باشی هم صدای طبقه یه لح شده یه معترض پایین دستی باشی احمد اینجاد میتونست برای همینه که ش
با این فهم تو همون گفتگوی هم که داره همون سخنرانی هم که میخواهم چرا به جلی رای میدن میگن به رقم این ترس ها به رقم این نگرانی ها ولی باز میگم که این پوتانسیل رو داره و میتونه حداقه نیرو منسجم کنه من بسیار بسیار مفتخرم که تو انتخابها به جلی رای ددم چون حداقه اون ده میلون نفری که به جلی رای ددن رو
الان میتونم کنارشون وایستم و انتخابات پایان سیاست نیستش این 10 ملیون نفر الان میتونم کاره ای کنن تو هم باید خوشحال باشی که این رعی به پزشکیان به جای 17 ملیون 27 ملیون نبود اگر 27 ملیون بود این 10 ملیون جلیلی هم به پزشکیان رعی میدادن الان حسین مرعشی مناطور رو خورده بود الان حسین مرعشی آب فازل آب رو خصوصی کرده بود الان این علی انساری دیگه برده بود و خورده بود الان
مهدی جهانگیری و برادرش خب دیگه چیزی باقی نداشته بودن تو هم باید خوشحال باشی که مقابل یک لیبرالی که اومده بحث مزاکره های اینها رو جلوه ببره یه نیم روی هم اون بر باشه تو چون میخوای جلیدیه رو حصف کنی؟ تو چون میخوای اون ده میلیون فقیر مذهبی رو میخوای نابود و ناپدید و ناموجود کنی؟ چون این برای حصفی؟
نه من نمیخوام که اون ده میلیون فقیر مذهبی رو ناپدید بکنم من نمیخوام علی علی زاده بشه صفنگوی اونها چون حس استعماری به من میده چون علی علی زاده همیاد بهشون میگه که بچه های خوب شما خیلی آدم های خوبی هستید میتونین کار فوقلاده بکنید
اما به لحاظ ایدیولوژیک و فرهنگی یه مقدار مشکل داری تو قضیه هجاب بیخیالش بشی تو رو خدا بیخیال شید بیاد وفاق بکنی و من بشم صداتون این که یک نفر از لندن بشینه و هی مرتب تکرار بکنه که من میخوام صدای این طبقه این ده ملیون باشن خودش این یک لحن استعمالی داره یک دو این که هی داره بشونی که بیاد معامله کنید فرهنگو بدید و اقتصاد نمیدونم سیاست نگردارید
نه تنها توحین به اونها است بلکه اصلا هوبیت اونها رو ازشون در واقع دریل کردن و گرفتنه این یک بحث دو شما یک فرضیهی داری یک نقطه عظیمتی داری و نقطه عظیمت این است که این ده میلیون نفر به دلاله که خودتو تحلیلات بهش رسیدی قشن مهم میان در تاریخ ماستر ما خب؟
و با این پیشفز و با این عصف شروع میکنی ورود به سیاست در ایران در صورتی که به همون اندازه که در این قشن آدم راندخار وجود داره آدم هایی که میخوان از آلیگارشیق ودت برند بالا وجود داره در این قشن آدم هایی که میرن مدافع هرم میجنگن در خدمت منافع ملی حسن وجود داره آدم هایی ساده وجود داره به همون میزن که در اخشار دیگه یه وجود داره و شما روایتی از ایران میسازید که یک به
ده همه درصد، یا هفتاد درصد، هشتاد درصد مردم ایران تو روادت شما نیستن، هی میخواد با این ده درصد ببندی.
بعد هی میگی زهران ممدانی، زهران ممدانی میگی آقای علی علی زده شما نه مذهبی هستی به روادت خود سکولاری، نه به لحاظ سیاسی عقب تاریخی مال این جریانی، خب؟
و هی میخوای اینا رو نمایندگی کنی و چیزی که اینجا فاقده فقدانش حس میشه اصالته شما ما لینا نیستی و به اونام تعلق نداری و هی میخوای اینا نمایندگی کنی اونام بکلش میکنن در بهترین حالت رابطه ابزاری با شما برقرار میکنن میگنگی حالا تا اونجایی که حرفای ما رو میزنه باشه بینشون هم اختلاف میشه میگن این نفوزیه لذا اتفاقا من دوست ندارم که
یعنی مسئله همین نیستش که از جناه جلیلی زهران محمدانی در بیاد من دوست دارم علی علی زاده تأثیر زهران محمدانی داشته باشه آی علی علی زاده خودت باش پیشینه تاریخی خودت باش لحن خودت رو در واقع پروژکت کن چون غیر از این شبیه یک پیمونکار رستانهی داری به نظر میرسی حتی دقل بین نخبه و الیت جامعه
اولا که بحث استعمالی که گفتی خیلی جالبه چون گفتن این که به نیروی سیاسی من منطوری که به اصلاح طلاب ها گفتم چون اون موقعی که من خودم رو در اختیار اصلاح طلاب بدنه اصلاح طلاب گذاشتم بی بی سی میرفتم سعی میکردم که دو تا پروژه هست من دو بار پیمان کار اگه بخوای بگی پیمان کار جالبه که اون موقع نمیگفتی من سال هشت
من سال هشت و نه اولین بار بی بی سی فارسی رفتم از هشت و نه تا نواد و پنج که دیگه واقعا بعدش ممنون تصویرم کردن حرفم چی بود؟ به بدن اصلاح طلبی که در جنبش سبز هم شریکت میکرد به بدن غربگرهایی که در جنبش سبز شریکت میکرد میگذارم که یک بینید اولین مسابقه هم با وی آی ببینید خب امریکا دوست شما نیستش شعار نقضه نه لبنان خودکشیه اگرچه باید برای آزادی اجتماع
نقش مهدی خلجی رو سال 92 در مقاله سرهنگ های امپراتوری در ردای روشن فکران عرص عمومی نوشتم بعد حمله میکردم به قول معروف اسرائیل و غیره و اینها و بعد اونجا دیدم که بی بی سی دارد من استفاده ابزاری میکنه بی بی سی میخواد یه چپه به قول معروف زده اسرائیلی هم توی ویترونش باشه که بگی آقا من به همه صداها دارم اجازه میدم خب
چرا اون موقع نفهمیدی؟ حداقه اینجا که من ایجنسی دارم، صدا دارم، داد میزنم، فوش میزنم، اونا من رو لگت میزنم، بیرونم میکنم، میگن نفوزی از سیستم ها با هم قهری و غیره ولی من چرا از اون پروژه اومدم بیرون؟ چون احساس کردم که مسایمن با محمود صادقی شما ببین، مسایمن با رزا جلایی پور ببین، مسایمن با اصلاح طلب ها ببین، خب احساس کردم که آقا تا زمانی که
طوق قدرت اقتصادی کارگزاران و وزارت بازرگانی بر گردن اصلاح طلبان و بدنشون هست این نمیتونه نمیتونه ادارت خواهی کنه ولی اون پایینیه به نظرم پوتانسیلش بیشتره نمیگم نیروی مهمی ها اتفاقا آخرین نیروی
و این نیرو هم در حال ازمهلال اتفاقنه من اوزای ایران رو اوزای خیلی روبه جلوی نیبینم مثل شعروی در حال فروپاشی میبینم که از دلش یه یلسینی میاد و به قول معروف یه قالت خیلی عظیمتری روخ میده اما وایسا این استعماری نیستش همونطور که در دایه هفتاد نیروهای نزدیک به آقای حاشمی رفتنجانی سعی میکردن که بخشی از بدن هزبولایی بگن هجاب مهمه هجاب مهمه میتونستن
روی ماجرست توی با سایه می جنگی همه این سالهایی که هم توی با هجاب هم توی بی هجاب داشتین سلب مالکیت می شدین سهمتون از انفال از قدرت گرفته می شده سال هفتاد باباتون با ده سال کار بدون قضا خوردن می تونست خونه بخرید تو تهران شسمت الان تو با پنجا سال کار کنی خونه بخری خب این سلب مالکیت محصول می شدی که تو سهمت از
این بیت المال کم و کم و کمتر شده خب هجاب و بیه هجابی نیستش به اون نشون میراد به اون نشون که دیدی جمهورستانی سر قضیه هجاب چقدر راحت کنار رفت چون سپرسترکچر بود چون روبنا بود روبنا رو عوض کرده روبنا دیگه گذاشتش خب و این سر اقتصاد تا یه پا سلزان نفرم کشته نشن تکون نخواهد خورد اجازه اتحادی کارگری نخواهد داد اجازه اون نخواهد داد اجازه این که مالیات ها شفاف شد نخ
مدارس باز دوباره دولتیش مردم لح نباشن زیر مدارس نخواهد داد و همه چیز به سمت خصوصی و خصوصی سر کردن خواهد برد و این به نظر من همچنان متقدم که هر نیروی سیاسی که به این حرفه گوش کنه باید گوش کنه حالا کی گوش میکنه؟ من که خودم بایکوت نکردم که من تو رسانهی هستی و داری جرزنی میکنی
همونطور که تو قبل از این به من زنگ زنی به زنگ بزنی به 20 نفر دیگه زنگ زنی که قبول نکردم بیان درسته با من حرف میزنی من مطمئنم به جلیلی زنگ زنی به ثابتی زنگ زنی به قبول نکردم بیان به اونور زنگ زنی به حاتم قادری زنگ زنی به قبول نکردم بیان داری با من حرف میزنیم
من هم تو از خودی میدهیم به کیا زنگ زدم من رسانه جدالو در اختیار همه گذاشتم سعید لیلاز قبول کرده بیاد سعید لیلاز پایدریه ولی جلایی پور قبول نکرده بیاد ولی اون یکی قبول نکرده بیاد خب من برای هر برنامه سراغ 20 نفر میرم اصلاح طلبان با حوشیاری اسیار و حوشمندی اسیار بایکود کردم این چرا؟ چون اصلاح طلبان که بدنششون مجاهدین انقلاب اسلامیه با مجاهدین خلق قبل انقلاب یکی ب
اصلاح طلبا براقب میگه خانم آزار منصوری سک بغل میکنه تیریپ سیاست ورزیش اینه مسئول رجعوی و مریم رجعویه بایکود متخصصان بایکود هستن وگرنه من تو من گفتی بیا من دارم میگم بیا به تو هم نگفتم بیا به اینکه تو تو ایران بودی تو جیوگی داری تو شن میدونم من فکر میکنم که تو اصلا نیاز نداری تو اینقدر رسانه های زیاد داری که نیازی به صحبت با من نداری وگرنه تو هم بیا بیا هفته یه بار من بر
و باعث خیلی خوشحالی من هم هستش خب من کسی رو بایکود نمی کنم اونها ما رو بایکود کردن برای همین من با همه صحبت کردم هر کسی هم بخواد به این گوش کنه ولی فارق از هزبالایی و غیر هزبالایی پایداری غیر هزبالایی
جامعه ایران اگر متوجه نشه که یک از بینرفتن قدرت موشکی پهبادی و هستهیه بلقوه یعنی همین هستهیه نیمکاره باعث میشه ایران لهولاورده شه و لیبی شه همین دوازده روزه میشه سد و بیست روزه و هزار دویست روزه به خودش دیگه مربوطه دو
اگر جامعه ایران متوجه نشه اگر جامعه و حاکمیت متوجه نشه که سطح بیدارتی اگر از این بیشتر شده ممکنه که کلیت ایران رو از همدیگه بپشونه فرو بپاشه و از بین ببره باز همه یک مسئله دیگه هست و این پیچیدگیش چیه این که میگه آقای تو قبول داری که سطح بیدارتی اینقدر بالا چه دفاع میکنی؟
اصلا پیچه دقیقی همینه پیچه دقیقی اینکه چرا میتونی نرونه این ساختار موجود بجنگی بجنگی بجنگی برای چیزهای کوچیک برای کارزارهای کوچیک برای اینکه 3 درصد حقوق زیاد شد 5 درصد مالیات اقنی ها بیشتر شد کارهای کوچیکه که اصلا سیاست تولید میکنه و سیاست به وجود میاره بگرنه بعدش که همش حرفهای کلی پای منقلی بوزیسی و ایران انترنشنال و اینقیرست
تو خیلی از معوضه با شما همراه هستم اگه یادت باشه اولین گفتگوی که ما با هم دیگه تو فیسبوک داشتیم که شاید هم هنوز باشه من جز افرادی بودم که وقتی که شما فعالیت داشتید در لندن به شما خودم یعنی من به شما استولن ریچاوت کردم پیغام دادم سلام فلانی داری کار خوبی میکنی و اومدیم با هم دیگه ویدیو کار کردیم با هم گفتگوی کردیم یعنی در مجموع این کنش شما و این دردق
کل بحث این استش که آی علی علی زاده به هدفی که میخواد برسه میتونه برسه یا من به عنوان یک نیروی ملی یا کسی که حد اقل فکر میکنه که ملی هستم تو این نقشه و مپ فرهنگی سیاسی کلان دارم به این
مقوله فکر میکنم که آی علی علی زاده داره به سمت ملی کردن ما حرکت میکنه یا نه اگر نه من چی کار میتونم بکنم که اون رو مثلا به اون سمت برم قطعا تو هم یک همچین مسئولی نسبت به من داری احساس میکنی من هم یک همچین مسئولی دارم نسبت به شما احساس میکنم کل حرف این استش که نحوه که شما داری خودتو برند میکنی خب
نهوه که خودت داری فریم می کنی در شرایط ایران نهوه موزگیری و انتخاب هایی که داری می کنی و تعلیل هایی که اتخاذ می کنی ببین مثلا مدام میگی مرشید میگی آلیگارک میگی ببین وقتی که می آی تو جلسه واقعی می شینی توی ایران توی
تو همین برنامه تو همین برنامه خورداد هفته پیش تو همین اتاق که من نشستم دارم داریم با هم دیگه گفتگو میکنیم دوتا اقتصادان اومده بودن نشسته بودن واقعا مقبوله یارانه انرژی مقبوله جدیه و ما نمیدونیم چی کارش داریم میکنیم یعنی از یه طرف یارانه دادیم از یه طرف در واقع از اینجا مونده از اونجا مونده شدیم نه اعتبار دولت سوسیالیستی رو داریم از آن خودمون م
بهران ها و پیچیدگی های معتوف خودش هست که من هم تو همه شون متخصص نیستم میخوام میگم که وقتی که اتفاقا وارده خورد مسئله در ایران میشیم با جرایه های بشه در پیچیده روبرو هستیم که هر کدومشون موزگیری و نزدیک شدن خاص خودشونو میخواد بعد یعنی علی علیزه تو لندن نشسته با یک مفهوم مثل نیولیبرالیزم و آلیگارک نسخه میپیشه
و این کمکی به گفتگوی ملی نمی کنه کمکی به فهم ما از شرایط نمی کنه و به همون اندازه که علی علی زاده رو در سیاست خارجی به زنم خودش رالیست می کنه در داخل ایدالیست هم نمی کنه یک چیزی شبیه یک ایدالوژی عجیب قریب یک ره به جایی نی بره یعنی کل حرف همینستش که علی علی زاده در حل مسائل ملی ما
آنگونه که من دارم میفهمم پوتانسیل های بیشتری داری ولی پوتانسیلش داره حرز میره چون سه چهار تا کانسپتو از در واقع مارکسیزم کلاسیک و ماکیویلی با همدیگه خاکی کرده هی داره میزنه و بعد میگه من میخوام اون ده نفر رو نمونم اون ده میلیون نموندی کن آقا بلون کن اون ده میلیون نفر رو بیا به هفتات میلی نشتت میلی نفر کل ما برس
خیلی خیلی عالی.
ببین میلاد جان یه اتفاقی که افتاد خوب خیلی خویتن گفتی گفتی که اگر اون تلاش برای مزاکره نبود و مردم نیده بودن که ایران جمهور اسلامی پزشگیان زریف عراقشی برای مزاکره رفتن پشت ایران نمیموندن.
بیا روالیسی و با عدد رقم حرف بزنیم.
میدونی که حسن روحانی که با یک از پر نیکی با پر مشارکتترین انتخابات تاریخ ایران
سال 96 برای دوانی بار انتخاب شد با پنج درصد محبوبیت پاستور را رها کرد و رفت سال 1400 و میدونید که بعد از این که در اردیبه شهده سال 97 ترامپ پاره کرد بر جامرو اعتماد جامعه به مزاکره به شده خیلی خیلی جدی پایین اومد میدونید که وقتی که باغری کنی میرد مزاکره میکنه میومد دیگه جامعه بهش کاری نداشت و به عبارت اون اسوسییشن یا اون
بقول من رو تداعی شدگی زیست اجتماعی و اختصایی در ایران با عمر مزاکره از بینی رفته بود چون هنر زریف هنر روحانی این بود که مزاکره رو اجتماعی کردن یعنی چی یعنی به جامعه گفتن که مثل سگ پاولوف که باید بزاقش ترشت رو کنه که مزاکره اگر خوب باشه وضع اقتصاد شما خوب میشه اگر بد باشه وضع بد میشه جامعه ایران از دل این تجربه تاریخی آمو که آقای مزاکر
این که از سال 1403 به واسطه آمدن زریف و کمک رسانه های خارجی و دولت خارجی که به اینا سیگنال میده داوید کافت میگفت راست میگه زریف اگه من بیام همه چی درست میشه 3 ملیار 3 هزار 2 هزار ملیار دولار اشی میگفت تو ایران به قول معروف
سرمایه گذاری خارجی میاد و غیره این دروغ بودش خب و همین این مذاکری که تو میگی اگه مردم نمی کردن اصلا ناموجود بود قبل از انتخابات 1403 مردم مذاکره رو فراموش کرده بودن به عبارت داغ یک عشق قدیم اومدی تازه کردی اصلا مردم از توهم و هپروت این که مذاکره با امریکا میتواند تأثیر روی اقتصاد رانتی کشفهی داشته باشه که با مذاکره هم
هرچی بیاد تو دهن علی انصاری و جهانگیری و چه میدونم بابک زنجانی ها میره فراموش کرده بودن خب از نکته اول تو هم داری این پروپاگاندار رو باستولید میخونید سال دوفم ببین تو میگی نوالیبرالیز بنده اتفاقا هرگز من از دل چپ هپروتی اروپایی اومدم بیرون من از دل چپ هپروتی استکولار اومدم بیرون و اومدم اینجایی جای انزمامی و عملی بایستدم اتفاقا من در ایران
علاقه من مدافع و حامی سرمایداری ملی هم اصلا من دنبال چپ بازی نیستم کلمه چپ رو هم ارزانی همه چپ ها میکنم من نه چپ هم نه راست هم وغیره من اتفاقا خواهانه هم که ایران سرمایداری ملی داشته باشه خواهانه الان این سرمایداری ملی میتونه واسطه یه شکل دولتی باشه میتونه چهار تا
شمخانی و بابک زنجانی و اینا پاشونو بذارون شونه ما برن بالا به شرطی که به شرط و شروطها به شرطی که در لحظه ای که ایران در خطره دیگه غلط زیادی نکنن که بگن بازم میخوایم بخوریم نه نه تو اول باید اینجا باید در خدمت ملت باشی کاری که پوتین با اولیگارشی در روسیه کرد کاری که شیرین پینگ با اولیگارشی در چین میکنه در چین طبقه سروتمند داری تو لندن الان پره این بچ
جمعه مارکس چی میگه در سال 1848 میگه که استیت یا حاکمیت در خدمت طبقه فربه و برجوازی است چین این رو برعکس کرد گفت ما اجازه میدیم سرمایداری شکل بگیره اما سرمایداران در خدمت دولت چینی هستند و جمهوری اسلامی این پروژه رو هم در دوره رفسند جانی شروع کرد هم در دوره احمد نجا شروع کرد دو بار سعی کرد که اولیگارشی خودش رو بسازه که در خدمت استیت باشند این اولیگارشی هر بار
اصلا به عرض ترجیح من کار ندارم این که در 6 سال گذشت 620 ملیار دولار از ایران رفته گم شده یعنی کی؟ یعنی فولاد مبارکه پتروشیمی ستاره خلیج فارس اون یکی که آقای علی اسکری از دوستان سابق شما آفق کنم اداره میکنه و غیره جواهایی رو گرفتن و اینها پولهایی رو قرار بوده که سادرات کردن پولش برنگشته ایران پول خجا رفته؟
شده برژ در تورنتو شده برژ در لندن در استانبول در دوبای وغیره این قارته به دست اولیگارشی خود جمهوری اسلامی این اولیگارشی موجوده این توهم من نیستش بنده اصلا نولیبرالیزم نولیبرالیزم نکردم در مورد عرض ترجیح برنامه تخصیصی داشتم با متخصصانش در مورد بحث دولار اصلا همین تسبیت نزدیک شدیم با های جبریلی بعد فاصله گرفتیم در این بحث خود بحث پیچیده یه اصلا ما اصلا ا
اما یک نفر باید بیاد بتونه جلوی بانک آینده وای سه بعد از سه دولت که ناتوان و فلج بودن که بتونن بانک آینده رو کنترول کنن دولت روحانی دولت رئیسی و دولت پزشکیان اگه میسم زهوریان میاد من میرم کنارش وای میستم میسم زهوریان پایداری نیست اما اگه پایداری هم بود میرفتم وای میستم اگه اصلاح طلب بودم بغلش وای میستم اگر خارج از نظام بودم بغلش وای میستم اگر بهایی هم بود بغلش وا
محار بانک آینده از بهایی و مسلمان بودن از گی و نرمال بودن از مسلمان و کافر بودن مهمتره در ایران امروز اگر بانک آینده باشه چیزی به اسم ایران چهار سال دیگه باقی نخواهد ماند اگر به مهدی جهانگیری که فرضیست که پروانه و در زندان باشه دو میلیار دولار از صندوق زخیر ارزی داده میشه و کسی اینو بیاد
مطرح کنه چه عبیر حسین ثابتی باشه چه دهنفردی که من کنارش وایستم همزمانم میگم آقایون اگر میخواین جامعه هفتاد ملی نفر بقیلتون وایسته نه فقط من سر مسئله دو قطبی ساز وارد نشید با هجاب و بی هجاب یکسان دارن فقیر میشن اینا رو اصلا سوا نکنید خب نمیگم که اینا دخترانه منن حرف شعاری آقای خامنه یو سرده سلیمانیو نمیذارم با هجاب و بی هجاب دارن یکسان ل
نرد اونجا ولی بیاین سر این بحث بیستید خب چون ایران در خطره اولیگارشی ایرانی زده ملیست اولیگارشی ایرانی نمیتونه تن نمیده به خواست استیت و استیت ایرانی هم چون باش درامیخته است چون اولیگارشی کیه خوهرزاده فلان سرداره برادر فلان آدمی که توی خبرگان و رحبری نشسته
پسر فلان کسی تو شورای عالی امنیت ملی نشست و هم در همتنی دست نمیتونه این رو مهار کنه داره استیت خودش از درون خودش نابود میکنه مثل بیماری خود ایمنی مثل سرطانی که از درون افتاده این لحظه رو چه کسی میتونه متوقف کنه؟ هر کسی که بتونه نباید نیروی برنداز باشه این آخری نیروی که دارم بهت میگم همین بچه هایی که وایستادن اینجا نباشن نیروی بعدی برنداز هاست
حالا تو میگی چرا اینا پایداری هن؟ یه اصلاح طلب یک اصلاح طلب به من نشون بده که در مورد بانک آینده سینه داده باشه جلو آقای یاشار سلطانی که اسم خبرنگار زد فساد به خودش میبنده اومده در دفاع از بانک آینده داره حرف میزنه از هفته پیش تا حالا
میگه بانک آینده خودش خوب بوده تغییر مدیریتش به بانک مرکزی خرابش کرده بابر نکردنی تو یقین اونو نمیگیری یقین من نمیگیری برای همین من ممکنه که از جزئیات داخل ایران خبر نداشته باشم هر وقت نداشتم آدم گفتم اما معتقدم که این اولیگارشی باید مهار شه اگر مهار نشه قولیت جمهوری اسلامی به خطر میفته و سلام
خب ببینید کل حرف این بود که تلاش بکنیم که اون معدل موقعیت و امنیت ملی رو پیدا بکنیم.
من به این جمعندی رسیدم که اون چیزی که ریشه همه مشکلات ما هستیدید دوله وقتی می تره که میرن نشتی رو پیدا میکنن
اون نشدی اصلی در جامعه ما، در نظم حکرانی ما، فقدان احترام به امر متکسره ما یاد نگرفتیم که متکسر جامعه را اداره بکنیم هم تکسر اقتصادی، هم تکسر سیاسی، هم تکسر فرنگی و من به عنوان نیروی ملی باید هی تلاش بکنم که این معدله را پیدا بکنم
که در نقطه کانونی کسرات در نقطه کانونی وحدت بخش این کسرات باشه این چیزی که من فهمیدم لذا من باید گفتمانی تولید بکنم که حتی بتونم این مرعشی که توی روایت شما آنتاگونیسته رو بتونم حضمش کنم جا بهش بدم بذارمش اونجا ببگم که ببین تو جات اینجاست بتونم واسه همه این تیک های مختلف آینه جا پیدا بکنم لحن و گفتمان آنتاگونیستی شما در واقع
هستمانی نستش که نمیتونه یک همچین پرایندی رو ممکن میکنه فوقارده است واسه یک نظاه هزبی جناهی و نمیتونه روایت ملی بسازه این رو هم بگیم که حالا هیچ شما به بانک آینده اشاره میکنید من هیچ تخصیل در مورد کیس بانک آینده ندارم ولی چیزی که میفهمم اینه که یک همچین فسادهایی در این سطح خارج از و منظر از روایت قدرت که شکل نمیگیرن که همون آدم هایی که خدا خی
با یک واسطه و دو تا واسطه زینف انتوی این مناسبات بعد نشون به اون نشون که دولت آقای رئیسی که در واقع سمت ادالت میستاد و از قضا پیشینه قضایی هم داشت و اصلا خودش رئیس قوه قضایی هم بود و این پرونده ها رو خونده بود اینو منحل نکرد در این دولت این منحل شد حالا ممکنه این حرف من این طریق تحبیل بشه که من دارم از این دولت دفاع میکنم اصلا
نه تنها به این دولت به دولت ها تعلق مدد.
من یه فعمل فرنگم تو بخش خصوصی توضیح فرنگ دارم کار میکنم.
اینجا هم تقلام برای این هستش که بتونیم یه گفتگیر در سطح ملی و حسیب شناسی ملی پیش برم.
یه مثلا در مورد زریف مثلا با اون مثال بخواهم عرض بکنم
تویت های شما رو دنبال میکنیم یا اکس هایی که انتخاب میکنید توی این میزانسن هایی که واسه جدال انتخاب میکنید همیشه زریف یا انتاگونیسته یعنی یه آدم ردددهیه قب قبه داره ناراحته یه آدم بدیه یه انتاگونیسته تو رو باید جمع در صورتی که برای من به امان مثال
برجام و همه مشکلاتی که داشت از غذا جز مستاقهای اراده ورزی و حل مسئله در این کشور بود در کشوری که هیچ کس حل مسئله نمی کنه اراده نمی ورزه یعنی درست این هستش که تو اگر در مقام دولتی باشی تصمیم نگیرید
یکی از بزرگترین مشکلات بروکراتیک ما این است که تصمیم نمیگیرن آدم ها یعنی تو وارد این سازمان میشی اون سازمان میشی زندگی روز مره دارن بگیرن اما این که ما یک اجماعی رو ایجاد کردیم تصمیم گرفتیم بله و به قلط به قوله
آقای حامد بهداد رفتیم این تصمیم رو گرفتیم ولو به قلط برای من یه قدم رو به جلو در تاریخ معصر ما محسوب میشه و حالا این رو بذاریم کنار برای طبق متوسط همین که زریف داره میره اونجا مزاکره میکنه
زریف تدایگر یک نوع امید بخشیه که میشه در چارچوب همین جمهوری اسلامی همین نظم آخوندی بریم و یه قرارداد رو امزا کنیم به خاطر میشه اون وقتی که به زریف حمله میکنی داری به امید طبقه متوسط که به زریف بساش اون جهان رو تدایگر هست حمله میکنیم
و وقتی که اون طبقه متوسطه عصبش خود میشه و ناامید میشه از نظم سیاسی چیکار میکنه؟ فاسد میشه شروع میکنه فساد کردن شروع میکنه بغزدن توی خیابون رانندگی امثال من رو مختل میکنه کی داره توی این نظر روانی بازی میکنه؟ علی علی زده آره میخندی چون که
من باعث بوغ زدن شدم ببین میلا جا الان دیگه واقعا دیگه بحثت خوب اصلا باور نکردنی اصلاح طلب شد شما بحث بوغ نیستش بحث این این که اون طبقات پایینی بحث واقعا سر بوغه بحث واقعا سر بوغه که اون طبقات پایینی اصلاحه ور میداره نه نه کلاش ور میداره خب توی کردستان کلاش خیلی عرضونه توی بلوچستان کلاش خیلی عرضونه خب از بوغ میگذاره بس من چار پنج نکتر رو گفتی هم
من خیلی کتا میکنم بحث برجام رو برن ببینن من از برجام دفاع کردم در موقع خودش از خود زریفم دفاع کردم جز دلواپسانم نبودم و تا اگه الان با این فهمی که دارم روبع عقب از شخصیت زریف و روحانی و پروژه کلانی که داشتن به واسطه برجام و میخواستن نیروی حاصل از برجام رو بیرن در داخل و به کار سیاست داخلی و بحث جانشینی و بحث تغییرات در داخل بزنن الان دفاع نمی کردم ولی با این حال
و هنوز هم فهمی کنم که اون کسایی که از برجام در سال 92 تا 94 دفعه کردن براشون خورده من نمی گیرم بحث بحث برجام نیست بحث اینه که پس از آنکه امریکا از برجام بیرون اومد و ما تجربه تاریخی اینو داشتیم که با این میزان قدرت اندکی که داریم
سر هر مذاکری که بریم اصلا نمیتونیم چانه زنی مفصل کنیم و توی پاچه همون خواهد رفت چرا؟ چون اگه تو قیمتت یه ماشین قرازه پراید داشته باشی بخوایی بری با قصی که یه برج کامل تو الهی داره چانه زنی کنی خب اصلا کی هستی؟ سر تحویلت نمیگیره خب
بعد بادیگارش میگه پردیس کنن بیرون ماشینیت هم میگیرن ازش برای همینی که من مشکل هم با این هست که آنهایی که حول برجام یک دین سیاسی ساختن و پولیتیکال ریلیجن ساختن و از دلش آیدیولوژی ساختن که آقا ما میتونیم بریم اتقام کنیم خیلی هم مشکل به وجود نمیاد و در واقع ذهن های ایرانیان رو غیر راالیست کردن ذهن های ایران رو هپروتی کردن این ما مفید می کنیم هزب
تا قدس می رویم تا کربلا می رویم ولی این ور بدن متوسط رو هپروتی کرد یه امزا یه امزا کاریم تمومه آقای مرشد میگه یه دست دادن بین روحانی و ترام تموم بود میراد تو برای خیلی آدم درست خونده یستی آیا توی سیاست جهان ایران ویل کن توی سیاست جهان یه دست دادن بین دود رحبر مسائل سخت به قول معروف جوپولیتیک رو حل میکنه به من بگو
ببینید شما فکر میکنید که نقض چارچوب نظری شما قرار به نفع روایت اصطلاح طلبان تمام بشه این اشتباه رو نکن من دارم چارچوب نظری جدار رو نقض میکنم شما داری میگی به من داری میخوای اثبات بکنی که بعض اصطلاح طلبان در مای عوضی هستن من میدونم باید که بعض اصطلاح طلبان در مای عوضی هستن
کلمات که یک معنی ندارن که زمان گذشته خب مزاکره امنیت در سال 97 یعنی قاسم سلیمانی سال 98 بعد از آبان 98 که مصطفیم کشته شدن یا مثلا بعد پایز 400 که جوانان کور شدن امنیت یعنی تو در سر من میزنید کلمات که در تاریخ معنی ندارن در سیاسدیه معنی واحد مزاکرهی که زریف سال 92-94 گفت
یه مشرویتی داشت.
مزاکری که این بار گفت تحمیق توده ها و زرنگی بود.
نکتی اول.
چرا یه لحظه آلیزاده آی آلیزاده اسم کچی که یادم رو بستم.
علی آلیزاده یه لحظه آی آلیزاده چرا توی این روایت
بود استعماری ماجره قافله چرا ما در نظر نگیریم که یه ترامپ عوضی استعماری اونور داره کار میکنه دوبال استعماری داره اینجا کار میکنه چرا وقتی که به شکست برجام و ساخت این دیسکورس برجام هولشک میگیره که هم با شما موافقم که زین افعانی هم داره و دارن از این آب گلالت ماهی میگیرن و با این درد شما کاملا همراه هستن ولی تو کل این کلان روایت سمت قربی و دوبال استعماری و به طور خواست شما اصلاً
خواهبه.
چون هر منتقد بر جمهورگی پیدا می کنی ببینی که اصلا توی گفتارش اصلا انگار نه انگار که بابا از اون به یه سری آدم های عوضی یه سری آدم های هیلگر نشستن و دارن همونو مچلش کنن.
نه اصلا به هیچ فرق.
ترامب اتفاق عوضی نبود ترامب عوضی نبود.
ترامب اتفاق فرصت خوبی برای ایران بود.
ترامب سگشترفت داشت به اوباما.
برای این که من مشکم رو خوندم.
چون با ما حمله کر
باید من بزرگترین نصیحت که در زندگی کسی وهم کرد نصیحت پیتر آزبورن استاد راهنمان بود که سال دویزار و دوازده سیزه دید که نمیشه من توی اعتصابای اساتید دانشگاه و توی چند اون ماجره والستریت و بحث این استنگو باید اگه میخوای به سیاست بکنی کار سیاستی کنی سیاست رو از سیاست میاموزی و از آن کارزارهای روزمره برو از فلسفه قاردهی بیرون
از خوندن آل تو سر و از خوندن جم دلوز و بدیو و هیگل سیاست نمیتونه استنتاج کنیم و تو هنوز تو نظریه موندی و به واسطه نظریه بدون میانجی میخوای مستقیم سیاست ورزی شد شاید نظرش چیه برای هم؟
من نزدیک چهل ساعت توی جدال یه برجام برنامه تولید کردم با این برنامه هاست که من آموخت که در زمان اوباما در همون فیوریه سال دوزار و شونزه آقای سیف در کانسیل آف فارن ریلیشنز گفتش که ما به روبه امریکایی ها گفت محصول ما ایران از برجام was nothing
nothing گفت یک دونه swift برای ایران باز نشد خب اگه میرفتی میخوندی و میدیدی که کار روزنامه نگاری تحقیقی روزنامه نگاری این روزنامه نگاری از فلسفه خیلی پایینتره دیگه من خودم اون رو downgrade کردم تو زندگی یعنی او بردم پایین گفتم من نمیخوام نظریه کردازی کلان کنم رفتم جزئیات و یه جزئیات به چشم من رو باز کرد برجام در همون دوره اوباما گفت شده بود یعنی
آقای جانکری ادعا کرد اومد لندن که با HSBC صحبت کنه برای ایران گشاهیش باز کنه.
هیچ گشاهیشی باز نشد.
ترامپ از جنازه برجام اومد بیرون.
برجام مرده بدان یا آمده بود.
هیچ فرق امریکا اجازه نمیده که سیستم بانکی به روی ایران باز شد.
بجز پول های بلوک شده ایران که اومد معلوم شد کجا خرد شد اتفاقی نیفتاد.
وضع خوب برجام هم که دیدید که خود آی سیف دوباره اومد گفت گفت روحانی باید گفت برو سکارو بفوش تلاها رو آب کن و گفتم این باعث میشه که صندوق دخیره خالی شد که بعد از من مهم نیستش و همین یک شعبه بازیست وسط آی تیب نیا و سیف اتفاق افتاد در دوره روحانی که ما فکر کردیم که مزاکره داره چی میشه وضع ما رو خوب میکنه از نظر فلسفی های علاقه مندی ما رابطه تدایی یا
مزاکره گرایی از این نظر بله این مزاکره بود اما این که مزاکره گرایی در قالبه ایک ایدالوژی سیاسی یعنی ما با مزاکره این مسائل رو حل کنیم خیلی ما اگه قدرت نداشته باشیم نمیتونیم بکنیم زریف مشکلش چیه؟ زریف کسیست که راهای این که ایران بتونه درد برجام رو
در طبقه متوسط در طبقه بالا حتی در طبقه پایین کم کنه رو جلوشو میگیره میگه یا مرگ یا شهادت ببینید وقتی که تارق رفتش از شاید مثلا چیه برگرده؟ از میدیترانه گذشت یا میجنگیم با این اندلوسی ها یا کشته میشیم زریف میگه یا به قرب میریم یا نابود میشیم در قالب یک ملدت شاید مثال همینه که روسیه و چین برای ایران گشایشی هستن روسیه و چین میتونستن بخشت مشکل
دولت روحانی به صد آمدانه هر دو رو نابود کرد همیه الان صحبت هایی که زریف کرد و مخالفه آرتیکل ثومه این معاهده امنیتی بین ایران و روسیه هست و نشون میدهید که صدای قالیبه هم در آورد نمیخوان بگذارن راهی بجاز قرب برای ایران باشه گمان میکنن که اگر ایران
مسئله شو با شرق حل کنه اینو خانمه الهی کلایی تو جدال گفت باعث میشه که استیت قدرت بگیره مانه پروژه دمکراسی خواهی در ایران شه برای همین نمیخوان حل شه ولی من چی میگم؟ من میگم اگر مسئله اقتصادی ایران حل شه اگر ایران زیر تحریم لح نشه اگر ایران بتونه نفتشو بفروشه هر چیزی خواست صادر کنه وارد کنه بعد در داخل شما این دمکراسی بسازی
نکته دوم زریف محصول زریف روحانی اصلاح طلبا نکته کلیزی فهم منه محصول راب انترنشنال ریلیشنز درسته
یا درس روابط بینمالیه 1990-1995-2000-2005-2010 هستن در حالی که جهان عوض شده الان توی این حرف های زریف و روحانی رو توی وسط لندن توی دانشخوای LSE جلوی یک لیبرال بذاری به تو میگه که این سه ده هست عقب افتاده خب؟
الان چین یک واقعیت مسلمه روحانی دو سال توی چین سفیر نذاشت موضوع اختلاف ما این بحثا نیست موضوع همینه موضوع همینه مشکل من با ضریف اینه که منع عظیم میشه که ایران بتونه بخش از مشکل تحریمشو حل کنه من میگم که شما با ضریف گفتمان انتقادی قرار کن اونو با بانه نیروی ملی به رسمیت بشناس
نیست زریف استعمار تری زریف از دوره قاجار تا امروز ما نیرو به استعماری بودن زریف و اطرافیانش نداریم خب یعنی آن کسانی که آن شازده های قاجار یا بده من از اون بیشتر بگم من معتقدم خیلی از
خیلی از دیپلومات های دوره شاه به نظرم بسیار ملیتر بودن حالا موضوع سر زریف نیست ولی کل حرف من این استش که آن چیزی که من برجام میفهمم ترجیح نظام جمهوری اسلامی برای حل مسئله است مسئلهی که حل نمیشه مسئلهی که به یک بومبست میخوره و توی این بومبست طرف مقابل یعنی دول استعماری و نیروی خارجی به شدت اثیر گذار بودن و توی این معادله ما در این رو لحاظ نمی کنیم دوتا ساله خیلی کنیم
نبودن همون آقای خامنی همون آقای خامنی که یه آدم بگارم بروف هوزوی درس خونده هست هشت و پنگ سالش هم بود و موقعی گفت این برجام قابل اعتماد نیستش ممکنه از بین بره خب ایشون نمیر شایمر بودش نه چامسکی بود نه کسی دیگه ای بود خب الان نه شما ولایی هستی نه من ولایی هستم آقای خامنی چطور تونست بفهمی که به این برجام نمیشه اعتماد کرد؟
چطور سعید جلیدی که تو براد نماد تحجره اومد روش دفترچه نوشت و تک تک این مسئله پیشبینی کرد؟ چطور سعید زیبا کلام برادر صادق زیبا کلام در دفترچه بحث مکانیزماشتر پیشبینی کرد؟ میلاد سآلی که من هسته دارم اینه که میلاد دوخانچی که دفترچه با من حرف سد بر من دفترچه نوشت در مورد نوعدالت خواهی در مورد چگونه پروژه شریعتی رو در ایران زنده کنیم؟
و این فرایند تحول تکوین یا به عبارتی مسق میلاد دخانچی در پروژه کلان گفتار مسلط لیبرالی در ایران در این پنج سال که تو به ایران برگشتی به نظر من نکته خیلی خوبی برای شروعه و این به نظر من
من عجیب نیستم تو عجیبی تو کسی که از شریعتی برگشتی میخواستی وعید اشدری و امیر خورستانی و چپهاب و سعید زیبا کلام رو بیاری چی شد که از سال 98 به این سمت هر روز در این گفتار مسلط کارگزارانی اصلاح طلبی زریفی بیشتر اتخام شدی که در اقل مثلا لعن نشی کسی به پایداری نگه از ترس این که پایداری بهت بگن رفتی خودتو در این گفتار اتخام که چه چیزی از ادالت خ
مراتب میگیشم آزادی های اجتماعی همون آزادی های اجتماعی که 24 ساعته دادن در کافه های بالا شهر تو برو ده منو تو من خرش کن هرچی خواستی بهت میدن مشروع بهت میدن وید بهت میدن کنابیس بهت میدن هرچی خواستی اون آزادی های اجتماعی که تا داشت خرف میزنی اونجا بود اما آزادی صحبت از علی انصاری جهانگیری مرعشی این که پول اون چی شد اون پول این چی شد رو تو من نخواهیم به نکته پای
نکته پایانیه بگم تو گمان می کنید روایت ملدی از جمع دو بلو دو اتفاق می افته یعنی همه با هم دوست باشیم اقنی ها و دو افا خائنین و نیرهایی که آذارن برن شهید شن همه با هم سال سه سفره باشیم نگاه وفاقت شبیه نگاه صداستی ماست نه یونیورسال
همیشه توسط پارتیکولار ساخته میشه امر جهان شمول توسط یک جوز همیشه ساخته میشه خب همونطور که تاریخ رسقاری مثلا برای مسیحی ها توسط یه فردی که حاضر مسلوب شه همونطور که تاریخ ما در واقع الهیات رحای بخش ما توسط یک فردیست که حاضر خودش کشته بشه و خانوادش سلاخی بشن خب
امر ملی هم توسط یک جوز اتفاق می افته نه این که مجموع همه جوز ها کنار هم بیستن امر ملی در ایران توسط انقلاب پنجاف اتفاق افتاد آیا انقلاب پنجاف سواکی ها را شامل می شد آیا انقلاب پنجاف از برایند سواکی ها و انقلابی ها و خوانین و فودال ها و فلان بودش نه یک جوز این اومد از جامعه یک نیروی انقلابی اومد و جای کل استاد و کل ساخت
ببینید اینجا قاعدتاً با همدی اختلاف داریم.
اولاً که من در ایران در همین مدرسه جیوگی که درش نشستم کارم تروج دیالکتیکه.
یعنی منم که دارم اتفاقاً تنش و تزاد رو نورمالایز می کنم و دارم به جامعه یاد می دهم که اتفاقاً ما غیر نیست همیشه با همدی گوگولی باشیم.
اتفاقاً با همدی تنش داشته باشیم.
با همدی نزاهای گفتمانی جدی داشته باشیم و کنش
در مورد فعالیت های من به طور خواست ببین نقطه عظیمت شاید تفاوت اینجاست ببین من با یه طبقه متوسط رو برو هستم که عصبانیه پونزه تا کارمند نسل زدی دارم که آخر ماه باید حقوقشونو بدم یه اسرائیل دارم که به هم حمله میکنه به زنگا یه طبقه متوسط دارم که تو اون لحظه باید برم بهش بگم که ببین تو باید در واقع سمت منافع ملی بیستی
یک نظام الیتیست نخبهگرهای دانشگاهی دارم که کلن خوابه و باید اونو بیدار کنم و تو این معادله به شدت پیچیده با یک حوشمانی به شدت تنبله پر از تناغاز روی رو هستم که صبح و شب داره به من میگه که از نوعاتهای رسمی کلن منو انداخته بیرون من اگه قرار بود که مثلا توسط اصلاح طلبانم مثلا مورد و افاق واقع بشن من تو دولت مثلا اینجای بودم دیگه مثلا
اصولگرم که را به من نشون نمیدن آقای علی هسکری هم من از اطلاع دوست بنده نیست همین نشون من و صدا سیما ممنون تصویر کرد آقای جلیلی هم مورد تایید روش دارد این از این گفتمانه در واقع اجتماعی متعارض با این هم همون حرفی هستش که آقای مهران میزنه ولی کل این وضعیت پیچیده رو من باید حل بکنم و در واقع تو این معادله به شدت پیچیده انتاگونیس کردن زریف نمیدونم آل
یه اده این حل مسئله نمی کنه این تقلیل مسئله هست و شما میگی که اندلاب نقطه عظیمتش همه نبوده اتفاقا نقطه عظیمتش همه بودن بله اتفاقا هوشمندی وزارت اطلاعات ما اون وقت این بود که تونست قشنی از ساباکو جز بکنه و نهاده امنیتی خودشو باستازی بکنه
اونها که انقلابی نبودن که کارمن برن میگه الان جمهوری سنمه من گفتم جمهوری سنمه بره مردم رو هز کنه من میگم که اتفاقا من میگم که من میگم که اتفاقا من میگم که اتفاقا من میگم که اتفاقا من میگم که اتفاقا من میگم که اتفاقا همین گفتمانه که تداییگر سنت چپه که هیدر موزه اینه که این خاینه اینو هز بکنیم اینو هز بکنیم که چون نسخه مسلمانیش تولید شده نس
آقا وایسا هشتاله پنج میلون هشتاله پنج میلون ایرانی هستن شیش میلون ایرانی هستن از اینکه دو سه میلونشون توی انگلیس و امریکا و کانادا و استرالیا هستن خب من میگم ببین جمعه منو گوش کن من میگم کسی که پدرش بهاییه رو ورداریم بیاییم وزیر خارجی ایران کنیم به شرطی که به اصل اولیه یه
منافع ملی ایران و تمامیت عرضی ایران تم بده ولی زریف حدیتیه رو نیارین از من نگوین حرفو نگو من ردیم من میگم آدم بهایی رو بردارین بیارین بیارین وزیر خالی جیران گیه بذارید خب ولی زریف رو نذارید که میره پشت در با امریکایی ها میبنده نذارید خب ببین میلاد برا من این جرزنیه رو نکنه زریف و روحانی منافعشون در این کشور نیست خب حسن روحانی و زریف در
سالهای 9400 ایران رو داشتن به پرتکا میرسوندن روحانی آدم ها رو به خیابون آور و به کشتن داد ولی حاضر نشد توی پکن سفیر بذاره حاضر نشد نفت بفروشه زنگنه حاضر نشد نفت بفروشه این کارها بر اساس فهم من که توی انگلیس 25 سال زندگی کردم همشون خیانه در منافع ملدیه و اگر توی انگلیس بودن بذارم ببگم جمهوری اسلامیه جمهوری اسلامیه
1404 حاکمیت نیمه فاسده بدون قدرتیه که اولیگارشیش تا اینجا آمده مثل کسی سرطان تا اینجاش آمده و جرات نداره با این را مقابله کنه با اناثار فاسده خودش اگر زریف و روحانی و شمخانی و اون یکیش در انگریز و امریکا بودن تا به حال سه بار آویزو نشون کرده بودن اصلا برای من این که همه با هم دوست باشیم رو انجام نده دو تا سال سریع برسم
سوال پایین نیست برای همینه که این این که ما بتونیم این رو آشتی بدیم نیست سوال بعدی میخوای امر ملی بسازی میلا جان میخوای سکستو حرف بزنی بگم من اینجور در مورد تو بگم من کارهایی که تو کردی دیدم و اتفاقا برا من جذابه و برا من خیلی قابل احترامه رفتی ایران بر خلاف من برای خب قبول کنم که من و تو یکی نیستیم برای خیلی تو در صدا سیما کار میکردی من بیام هیچ تزمینی نیستش که بگن من
ولی من دارم نگاه میکنم که یک بخش از کاری که تو میکنی برای این که باید بکنی اگه میلاد دخانچی نباشه تاریخ ایران چیزی کم داره تو داری در سطح تاریخ میجنگی درسته و میگی آقا اون قصی که وای میسه میگی اگر هجاب نباشه باید فلان کنی ببینیم اصلا اصیب دپاشیم باید با اون حرف سد و تو داری سمی کنی تکون بدی
منم واقعا باید بیامش این کاری کنم و اگه من از پشت تاریخ واقعی میستم از بالای تاریخ و نمیگم حالا Absolute Knowing ولی بالاخره از لحظه Observing Consciousness خداقایی ده حالا Observe کردن اگه با فنومنالوجی آشنا باشی واقعی میستم میگم این دواه زورش خیلی زیاد نیستش اونو آخونده دو سال دیگه میپذیره همونطور که از قدی گفتش که ما از داف به ناف رسیدیم تو بابرت میشد که از قدی به ناف دیدن هم فقط د
من معتقدم این دعواها زورشون کمه جایی که دعوا سنگینه دعوا سیاست خارجی و دعوای اقتصاده اونجا خیلی زور میخواد اونجا بدون نیروی اجتماعی عظیم کار نمیشه کرد خب برای من به تلاشهای تو تلاشهای آدمهایی که دارن سعی میکنن که این مومن نسبها رو آقل کنن احترام میذارم اما من فکر میکنم که لحظه ای که بیاد
تاریخ یه شبه مومن نسبه رو آزاد میکنه همونطوری که 401 بحث شس برد کی فکر میکرد آقای سدجاد سفارهرندی در مرداد 401 در جدال به آقای مامرزا اسنافی رفیق شما گفتیگون میکرد و میگفت نه گشت ارشاد شریعت الهی خدا تمام
دو ماه بعد تمام اصلا کلمه گشت ارشاد هیجاب اینو از دهن افتاد خیلی سجاد سفارندی پدرش از نزدیکان رهبری وزیر به قول معروف ارشاد بوده خودشم به قول معروف نیروی تراز انقلابی نزدیک به آقای غالباف تمام شد برای این من معتقدم بادهای تاریخی که داره میاد از دل تزادهای اجتماعی برامده از انقلاب و جمهوری اسلامی که اکسلیریتر و شتاب دهنده تزادهای تاریخی بوده
مسئله فرنگی رو حل خواهد کرد حالا با حزینه 400 تا چشم اینجا خور میشه 300 تا اونجا و غیره جایی که بسیار پیچیده است اینه که آقا هنوز یک نیروی مختده در اینجا میخواد ایران رو اتقام کنه در قرب و این گنبل و یک گمار بزرگ دو آن که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد اون چیزی که از مردم سلب مالکیت شده این معلمی که دهیش هست میتونست خونه بخره اگر نخواهید خونه رو
بچهش تا عبد مستجر خواهد باد چون سوشل موبیلیتی و تحرک طبقاتی در ایران به کمتری میزان خودش بر از انقلاب رسیده و آنهایی که دارن بیشتر خواهند داشت آنهایی که ندارن نخواهند داشت نکته پایانی چون انباش سرمایه انجام شده بخش امدهش اولیگارشی به زودی ایران رو عادی خواهد کرد متعارف خواهد کرد به زودی ایران شبیه کشورای غربی میشه چون دیگه اهمیت نداره شاید دم
900 هممت دسترسی داره و نقی اون یکی هم به 800 هممت دسترسی داره بعد میگنه آقا بازی باز همه بیان شما همه تو انتخابات شرکت کنی بعد میلادو خانچی که کل سرمایهش مثلا 10 ملیار تومنه آقایی میتونه رقابت کنه برای همین نخودی هم میتونن بیان ایران چه بسطه به زودی به این دموقراسی امریکایی برسه چون انبای سرمایه توسط گنده ها و بالایی ها به جای خیلی خیلی حسابی رسید
دوتا سوال خیلی کتا میدونم زمانمون تموم شده توی اینستاگرام من ترک کرده بودم که چه سوالی دوست دارید از علیه علیزاده رو پرستم سوال ها رو خوندم یک سوال خیلی برام جالب بود یک نفر از من پرسیده بود یا پرسیده بود که از شما پرسم
گفته بود که اون سوالی که از همین پرسی از علی علیزاده بپرس که علی علیزاده سنت خودتو برای ما شفاف کن این سوالی که من از بیشتر افرادی که باشون گفته بود کردم که تأثیر گذار هستن پرسیدم که بالاخره ما در خلق تولید گفتما نمی کنیم و خودمون رو منتصب بکنیم به یک تراسی به یک خط فکری سنتتو برای من تشکیل کن یک دو این که من بگو کردم آیا علاقه من هستی که در یکی از و اینو با
بیشتر فعالیتات روی یوتیوب روی ایکسه و این یعنی الگوریتم نیولیبرالیزم جهانی و سرمداری جهانی و اصلا خود این میتونه
گمراه کننده باشه یعنی وقتی ما روی این الگوریت داریم بازی میکنیم نگاه میکنیم میدیم چی حساسه توی یوتیوب چی کار باید بکنم خودمون بعد از یه مدتی حواستمون نیست و احساس میکنیم که این دیگه کوده که داره اونها جهت میده پس سوال اول سنتو برای من تشریف کن و من بگو که غیر از رسانه های در واقع استعماری که روشون نشستی و داری از اونها استفاده میکنی به این داری فکر میکنی که پ
بسیاریم.
حالا برای اینکه من یک بار دیگر ازت تشکر می کنم میلاد که خیلی هم به من گوش کردی بیشتر از این که من صحبت کنم و واقعا از این قضیه ممنون دوباره اینکه
تلاشی که تو در ایران میکنی من با حسرت و حسادت بهش نگاه میکنم برای این که تو در بین این نیروه هستی و به قول معروف من در موضوعشون تقییل میکنم میگم این چیزی که ما در موضوعشون تقییل میکنیم تو در اجرا میکنیم و یک تجربه یه من وقتی از تکستر حرف میزنم معتقدم که تکستر یعنی باید میلادوخانچی ها یک نیروه اجتماعی شنند
اون یکی وعید اشتریان باید بشن اون نیروه ها باید بشن در داخل هم باید بشه اون هزبالایی که داره برای ادالت می جنگه اون اصلاح طلبی که همینطور هست من از رزا جلایی پور مثلا برای همیشه دفاع کردم خب برای اینکه رزا اومد ایران رفت زندان نه یه بار یه بار کشتودهاش رفته بود دو بار هم الان بعد از اومدنش رفتش سر زنزندگی آزادی هم رفت هرگز هم از چارچوبا خارج نشد و
و نگاه محمد رزا چون برای من همیشه نگاه معتدلی بود و همون میزان این بدبینی که به لحاظ تحلیل و ساختای تو نسبت به زریفتوری من هیچوقت پیدا نکردم زریف کافی بود که یک جمعه زریف کافی بود که یک جمعه ما انگریسی نیستیم بگیم یا یک سیاست مداری که من اشتباه کردم بین لازمش دور نه ما میگیم آقا کسی مثل زریف شاید مثلا تو قرار
زریف خواهید یک جمله بگیر که آقا ما در دوره برجام سادلوهی کردیم اشتباه کردیم و الان داریم ریوایز میکنیم زریف به جاش یک نارسیزیزمی به خرج داد گفت من همه چی درست بوده این تندروها اومد سیاست پاپولیسی به خرج داد و ایجاد کرد و زریف بزرگترین پاپولیس ایرانه و به نظر من به اطرافیان خودشم خیانت کرد و همینم هستید که محبوبتش داره روز به روز کمتر میشه زریف این بخت رو د
و دوام نگیرد.
دوام نگیرد.
دوام نگیرد.
دوام نگیرد.
دوام نگیرد.
دوام نگیرد.
دوام نگیرد.
برای همینه که چهار تا آدمی که دارن بانک آینده رو نقد میکنن یا حتی امیرسین ثابتی که داره قاری میکنه که قبلن وعدشتری میکردن یعنی سوگزنی و افشاگری میکنه خب و چهار تا آدم اینجوری بودنشون بهتره و تو به عنوان آدم خوان تکستر باید بگی اینا باشن نه این که بعد از انتخابات بلا فاصله بگن میرباقری، فعاده ایزدی، جلیلی، علی زاده اینا باید هستشن، پایداری ها بای
چون هم سنت هگلی گرفتم بلی از هگل چی میاموزیم خب هیستوریک آز سیف ریفلکسیویتی یعنی خداگاهی خود انعکاسی تاریخی یعنی چی یعنی من مرتب بیام تاریخ خودم رو بازخانی کنم هیچ چیزی از بیرون داده نخواهد شد همه چیز ایمننته از درون داده میشه ما هیچ چاره نداریم جز این که این 45 سال رو باز بخانیم برای همینه که من اینجا باید میستم میگم چه زریفش بذار با دکتر ب
یه جور دیگه روایت کنه نظر ما از تاریخمون درست بگیریم آقای خامنی هم مقابل ایران بود فرق نمی کنه فرق نیستش ما تجربیاتی که می کنیم توش یکی پونست نفر کشته شده توی یکی هزار نفر کشته شده اگر ما می خواستیم برای زنزنی گازالی همون راه رو بریم خب یعنی اون تجربه صفر شده بود و ما به هیچ گرفته بودیم بهش
برای این همینطور که امروز اگه سپاه کاری میکنه از دل تجربه جنگ هیس ساله است که حتی اپدیت نشده متاسفانه برای این همه حرف اینه که ما با بازخانی مدام تاریخ و اشتباهاتی کردیم میاموزیم از بیرون نمیتونیم بیاموزیم نه سنت رالزی به ما میتونیم چیزی بیاموزه الان اونقدر میتونیم ازش متحصر شیما نه فقه میتونه بیاموزه نه دلوزش میتونه بیاموزه نه غیره ما الان مجب
اپوزیسیون و داخل و غیره به شرطی که توش یک خداگاهی باشه نه این که تبدیل بشه به فروپاشی اتفاقاً عبزار و ملات کار ملت سازی ماست نکته اول نکته دوم که من اصرار داشتم که در اپارات با عنوان یک پلتفورم ایرانی باشم اپارات گفتگوی من و محمود احمدی نجاد رو حتی بدون این که به من خبر بده برداشت همینطورم چند تا از گفتگوهای ما با پریسان اسرابادی چون بدون هجاب بود رو در حالی که نس
که به ما پول میده اونو پاک نکرد من تمام درامدم از یوتیوب برخلاف شما که پونزده کارمنداریم من اغلب کار فندی رو خود من اجام میدم و دو سه نفرم که کمک میکنن به واسط همین یوتیوب درامد داره برای این من بیام اپارات هم من رو سانسور میکنه همین که به من پول نمیده به همین سادگی ولی اگر یک پلتفرم ایرانی بود که مثلا نصف یوتیوبم میداد ما قبول میکردیم
همزمان همه کارمون رو روز بعدش روی پلاتفورم های ایرانی هم میذاریم این نیستش که ما پلاتفورم های ایرانی رو ممنون کرده باشیم خب ولی در حال حاضر یوتیوب جاییست که من ازش این گروه خیلی اندکت رو میگردونم برمیگیریم به اول بس که آزادی کمک حال مقاوله امنیت ممنون از علی علیزاده و
تلاش صادقانه و گفتار صادقانهی که با من پیش بردی ممنون از همه تلاش هایی که می کنی و همطوری گفتم تلاش ما بر این هست هم من هم شما که تلاش بکنیم به این روایت ملی که از پیش نوشته نشده و ما با کمک همدیگه باید به سازمش نزدیک و نزدیک و نزدیک تر بشیم علی علیزاده ممنون هم از شما و ممنون از شما بینندگان عزیز که در این اپیزاد خورداد هم با من همراه بودید تا یک اپیز


![چرا مردم ایران دینگریز شدهاند؟! | مناظره [مهم] میلاد دخانچی و احمد رهدار](https://videodownloadbot.com/images/video/c9c/ndhj17gt9azlpz665jimek7f3vjpf6xj_medium.jpeg)



