کارگاه غلبه بر تعلل

کارگاه غلبه بر تعلل01:44:09

اطلاعات دانلود و جزئیات ویدیوی کارگاه غلبه بر تعلل

آپلود کننده:

John Boghossian

تاریخ انتشار:

۱۴۰۳/۹/۲۰

بازدیدها:

7.7K

رونویسی ویدیو

سلام به دوستان خوب خیلی خوش اومدید صحبت این کارگاه در باره غلبه بر تعلل هست و اسمش رو گذاشتم آناتومی تعلل آناتومی معنی شما میدونید چی هست؟

میشه کالبوت چکافی.

تو پزشگی ها خیلی جاها استفاده میکنن.

ما وقتی یک موضوعی رو به عمقش برسیم کالبوت چکافی کنیم.

اصلا بفهمیم چرا مثلا تعلول میکنیم.

بعدش خیلی راحت تره که بفهمیم چطور میتونیم قلبه کنیم برای تعلول و جلوشو بگیریم.

برای این اسمشو گذاشتم آناتومی تعلول و اول بلا فاصله بریم سراغ تعریف تعلول تعلول اصلا چی هست؟ به تعویق انداختنه یه کاریه که میدونیم باید انجام بشه میدونیم

انجامش به نفرمونه ولی باز به تحویقش بیندازیم خیلی از افراد میدونن اگر تو خونه هن یک ست وقت آزادی دارن اگر یه کتابی بخونن خیلی بیشتر به نفرشونه ترجیم میدن به جای اون کتاب خوندن یه فیلم بی سر و ته ها نگاه کنن که آخرش هم هیچ چیز خاصی گیرشون نمید یا تعریف دیگر تحلول تفره رفتن از کارهای مهمه

حالا کم کم توضیح ها هم داد.

کسانی که تعلل زیاد می کنند لزمن افراد تنبالی نیستند.

شاید خیلی هم از ما پرتلاشتر باشند ولی از کارهای مهم و اصلی تفره می روند.

خودشون رو با کارهای دیگه سرگرم می کنند.

و یک تعریف دیگر تعلل اینه.

موکوله یک کاری انجامه.

یک کاری به یک آینده نامعلوم.

اگر کاری رو الان انجام نمیدیم تو تقویم همون مینویسیم مثلا 18 روز بعد صبح 10 تا 12 انجام خواهیم داد این خیلی خوبه.

به لحظه یه برقمه ریزهی کردی و کاری رو انجام خواهیم دادی.

حالت خیلی بدش که تعلل میذاریم اسمشو اینه که کار رو به یک آیندهی موکول میکنیم که خودمونم نمیدونیم که ای هست و همه افراد حالا نه تنها در ایران در دنیا خیلی رایشتره در روز سال نو اصلا در یک مراسم نمادینی میشینن ریزولوشن یا اون هدف ها و اون برنامه های سالش نومی نویسن من امسال 18 تا کار بکنم

لاغر میشم کس با که اما رشد میدم ده تا کتاب میخونم یه دو روز بعد سه روز بعد چهار روز به یه هفته نرستم و عمولا به روال عادی زندگیشون برمیگردم و هیچ تغییری هم ایجاد نمیشه در واقع کارهای خیلی خوبی مینویسن که در اون سال انجام بدند مشکل اینه به یه آینده نامعلومی محکول میکنن الان شروع میکنیم الان هفته بعد هر وقت شد و هیچ وقت اون آینده نامعلوم نمیرسه

و میخوام شما رو به عنوان یک کرافرین، به عنوان یک مدرس، کسی که میخوایید دنیا رو عوض کنید، آگاه کنم که خیلی خطرناکه تعلل، خیلی خطرناکه.

و چند تا خطر کلیش رو میگم و بعد میگم مثلا برای سلامتی اما هم تعلل خطرناکه.

تحقیقات دانشگاهیه و منابعش رو هم یکی دوتا میگم.

چرا تعلل خطرناکه؟

اینا همه تحقیقاتیه که من همون دو سه سال پیش انجام دادم برای این موضوع تعلل دقیقا مثل اعتیاده یعنی اولین بار که تعلل میکنید خب یکم غیر عادیه دو و این بار باز غیر عادیه کم کم وقتی عادت به تعلل میکنید ساده ترین کارها انجامش براتون ترسنه

یعنی ترجمیدید همه چی رو فعلا مندازید به یک آیندهی که الان ببینیم چی میشه.

پس شاید بعضی از ماها عادت کردیم به تعلول و میدونید که ترک یک عادت یا خارج شدن از یک عادت کار خیلی آسونی نیست.

تلاش میخواد.

و این یک از خطرناکترین عادتهاییه که ما میتونیم داشته باشیم.

مثل ایتیاد که پیشورز ما اینه که هر کاری که باید انجام شده به تحویق مندازیم تعلول اینه.

مگر این که دیگه در یه شرایط خیلی عجیبی قرار بگیم تحت فشار خانوادهی نمیدونم کس با کارمون دیگه داره میپاشه یک تحدیدی اتفاقی از بیرون نباشه کارهایی که لازمه را انجام نمیدیم ما میتونیم به رایتی به این وضعیت عادت کنیم که برای یک کارافرین بسیار خطرناکه

و تعلل چیزیه که با تکرارش تقویت میشه.

هرچی تعلل کنیم دفعات بعد راحت تعلل میکنیم.

سریع تر تصمیم میگیم که این کار را نکنیم.

ولش کنیم.

حالا بعدن ببینیم چی میشه.

ترسناکه خطرناکه ندیم صداقش.

با تعلل خیلی از فرصتها را از دست خواهیم دادیم.

من سالها پیش با یک ناشر خیلی بزرگی کار میکردم که تهرانم نبود.

اشون یک بیزنسمن خیلی قوی بود.

یکی از ده ها کاری که انجام میداد نشته کتاب بود.

و منو در یک جلسهی دید و یک فرصتی پیش مد گفت بیایید کتاباتون رو در یک مقیاس خیلی زیادی چپ کنیم به همه سازمان ها بفروشیم.

منم گفتم ایده عالیه و حتما استقبال میکنم.

یه جلسهی گذاشتیم و

بالاخره در اولین صحبت مثلا بیشتر صد هزار تا از کتاب هم چپ شد و پخ شد.

ایشون هم خیلی به اسطلاح آشنایانی داشت، مارکترهایی داشت، با سازمان هم مذاکره کرد.

یک سازمان هشت هزار تا از کتاب هم، یک سازمان دیگه پنج هزار تا.

خیلی اتفاق خوبی بود که بدون تلاش ده ها هزار نسخه از کتاب هم پخش می شد و می شناختن، بعد زنگ می زدن، سخنرانی هم می کنید در مورد همین کتاب

که اون کتاب رو هم این آقای ناشه خیلی اصطاد کرده این خیلی پوتانسیل فروش بالایی داره اینو سریع آماده کنید و تعداد بالا چپ کنید بفروشید و اینو چون با ناشه قبلی به قرار دادی بسته بودم انتشارت قبلی هم غیرفعال شده بوده یکم دوندگی داشت یک هفتهی که مجووز از اون ناشه قبلی گرفته بشه خود ناشه هم همکاری میکرد ولی چون تحتیل شده بود انتشارتش

یکم پردرده سر بودیم فراین من تعلل کردم در واقع میدونستم خیلی کار مهمیه بعد بعضی از کتاب ترجامه بود این تعلیف خودم بود خیلی به اعتبار من کمک میکرد تعلل کردم یه ماه گذاشته شون چند بای پیگیری کرد دو ماه گذاشت پیگیری کرد دیگه من اومدم آماده کنم ایشون زنگ زد گفت دیگه من پلنم عوض شده اصلا دیگه نمیخوام رو کتاب کار کنم الان میخوام رو نمایشگاه های خارجی کار کنم

یعنی یک فرصت خیلی عالی که من هم می دونستم مهمه، من می دونستم باید انجام بدن.

یکم سریتای واکنش نشون دادم، انجام می دادم.

شاید یه پنجا هزار تا از اون کتاب فروخته می شود، مشتریان زیاده خوب.

بلی ایک تعلول باعث شد که این فرصت هست به این بره.

و تعلول اعتماد به نفس رو کم می کنه.

یکم کم وقتی هر کاری انجام می خواهیم بدیم رو فعلا به بعد واگذار می کنیم.

کم کم به این نتجه میرسیم ما خیلی هم آدام قوی نیستیم اصلا کار ما نیست موفقیت کار ما نیست کتاب نوشتن کار ما نیست کس با کار در طوان ما نیست کم کم آدت میکنیم به این موضوع دیگه و اعتماد به نفس ما کم میشه و دیگه برای کمترین و کچکترین کارها هم باز تعلول میکنیم اون موقع برای کارهای بزرگ و ترسناک تعلول میکردیم الان دیگه برای کارهای کچیک هم همین اتفاق برای ما میفته که خوب ن

و معمولاً تعلل همیشه بعدش پشیمانی امیغ ایجاد میکنه.

اصلاً تو این موضوع هیچ شکی نکنید.

اگر کاری که سخته، ترسناکه به هر دلیلی از انجامش فرار میکنیم یه روزی خواهد رسید 6 ماه بعد، یک سال بعد، ده سال بعد که میگفتیم کاش این کار اون موقع انجام میدادم.

ولی ترسشم تعمل میکردم.

هر اتفاقی هم میخواست بیافته.

من در کتاب افضایش عمل کرد اولین نسخهش که

دوزده سیزده ساله پیش فکر کنم نوشتم اسمش شکستن محرس های عملکر بود کتابو این طورو تموم کردم که یک فرد استرالیایی یک پدستادی بوده که تحقیق میکنه افراد موقع فوتشون چه افسوس هایی دادند حالا پنج تا افسوس رایج رو اونجا نوشتم مثلا کاش بیشتر خوش میکزنند اما چیزای دیگه

یکی از بزرگترین پشیمانی های آخر عمش اینه که خیلی از کارها رو انجام ندادم.

چی میشد تهش؟ مثلا

به یک فردی پیشناد ازدواج ندادم چونی میشد ترش؟ رد میشد دیگه چرا مثلا در تموم کردن یک کاری تعلل کردم یه کتابی داشتم مینوشتم تو جوونه و هیچ وقت تموم نشد و چپ نشد تعلل میتونه کاری کنه که هر چیز سنه اون بالا تر میره طوری پشیمون بشیم که دیگه رویمونو ببازیم که کارهای مفید انجام بدیم حالا این خطرات تعلله ولی تحقیقاتی در دانشگاه

بیشابس یونیورسیتی کانادا انجام شده که تعلل کسانی که بیشتر تعلل میکنن این تبدیل به عادت شده نسبت مستقیمی داره با فشار خون بالا عجیب نیست افسردگی استراب نامعمول استرابی که بی خودی مرتب استراب داریم

حتی میتونه باعث حمله قلبی و کاهش رضایت از زندگی بشه مسلمه که این تایه نیست تا ما دوباره تعلول کردیم حمله قلبی به ما دست میده این تحقیقات در یه مقیاس امادی بزرگیه که مثلا 1.5 درصد احتمال حمله قلبی در افرادی که تعلول زیاد میکنن بیشتر از افراد دیگه است لزومن هم قرار نیست اتفاقی بیفته ولی خیلی ها سعی میکنن

سالم زندگی بکنن پیاده روی کنن غذای سالم بخورن در کنارش روز دوتا کار مهم رو هم به تحقیق میدازن این ترکیب این ها شاید باید باشه خیلی هم سلامتی بالایی نداشته باشن غذا سالم میخورن در کنارش انقدر استراب دارند که کارهای مهم رو انجام ندادند که اون تأثیر سالم خوردن رو از بین میبره در کل خیلی هم آدم سالمی شاید نباشه

پس تا الان دیدیم که تعلل

میتونه خیلی مزر باشه و حتما همه همون میدونسته مثلا لزومی به تحکیدش نبود ولی خواستم بیشتر تحکید کنم که بقیه مطلبو با دقیقه بیشتری گوش کنید حالا یک دیدگاه رایج اشتباهی که ماستان تو جامعه ما خیلی مد شده و همه صحبت میکنن اینه که اگر کسی تعلل میکنه آدم تنبالی بیمسولیتیه و حتی به اشتباه کلامه تعلل رو خیلی ها احمالکاری میگن

کلمه تعلل انگلیسیش پروکراستینیشنه.

چون تو واجه نامه سرش کنید.

تعریفش چیه؟ اهمال کاری اصلا یه چیز دیگه است.

اهمال کاری نتیجه یک کتاهیه.

یک کاری که باید انجام می دادیم.

ما بیمسئولیت بودیم.

مسئولیت پذیر نبودیم یا به هر تعییلی انجام ندادیم.

تعلل لزومن

بیمسئولیت بودن نیست خیلی از افراد خیلی مسئولیت پذیرن خیلی پرتلاشن الان توضیح میدون ولی دوچار تعلولن و باید به این موضوع غلبه کنن مشکل چیه که ما تعلول میکنیم؟ آیا مشکل تنبالیه که تعلول میکنیم؟ همیشه تنبالیم خوابیم من افرادی رو میشناسم کارافرینانی حد دقل میشناسم روزی ده ساعت کار میکنن واقعا هم کار میکنن

و آدم هایی هم که همیشه در حال تعلولن به جای این که برن سراغ اون کار ترسناک اصلی که بریم یک تبلیغی بدیم

مرتب، غبز، فیش پرداخت میکنن، غبز برق اومده، این کارو بکنیم، به این پیک بگیم چرا گرون گرفت، ارزونتر حساب کنه، کار میکنن، روز ده ساعت در حال فعالیتن، بلی خیلی هم تعلل میکنن.

پس لزومن کسی که تعلل میکنه به این معنی است که آدم تنبالیه، شاید خیلی هم آدم پرکاریه، ولی باز تعلل میکنه، دلیل ریشهشو خواهیم دید.

آیا تعلل همیشه نبوده برنامه ریزیه؟ یعنی ما چون برنامه ریزی ندادیم تعلل میکنیم نه خیلی از افراد برنامه ریزی هم دادن چکلیست هم دادن از این اپلیکیشن های مثل انیدو و اپلیکیشن های دیگه هم استفاده میکنن باز مادام تعلل میکنند یعنی به این معنی که الان بیشتر توضیح خواهیم ده تا کار نوشته انجام بدن اون چهار پنج تای آسون و سریع میدن انجام میدن به اون سخت ها

و حتی شاید تعلال نتیجه زفت در مدیریت زمان نباشه ما شاید مدیریت زمان خوبی داشته باشیم برانرزی میکنیم برای همه کارها ولی ترجیح میدیم تو این مدیریت زمان ما وزن بیشتر رو بدیم به کارهایی که هیچ ترسی نداره و هیچ خطر نداره و هیچ اتفاق بدی برامون نمیافته و نمیدیم صداق ترسناکتر

و آیا تعلل نتیجه زیاد بودن کارهاست؟ چون ما روز پنجاه تا کار دادیم تعلل میکنیم.

این هم همیشه اینطور نیست.

افرادی هستند که کارهاشون اصلا زیاد نیست.

روزی دوتا کار دادن.

باز تعلل میکنند.

افرادی همه هستند روزی ست تا کار دادن.

با حوشمندی میدن صداق دسته های اصلی ترسناک و بقیه اصلا رهان میکنند و انجام نمیدند.

و من برای پیدا کردن تعریف درست و دقیقی از تعلل که انوز نگفتم اصلاً، تعریفش نکردم، خیلی رخ گذاشتم.

و یک تعریفی پیدا کردم که در ایش کتابی و هیچ منبعی هم اینان نیست.

به نظرم دقیق تریم و بهترین تعریف برای تعلله که اگر اینو بفهمیم خیلی کمک میکنه راحت تر غلبه کنیم برای تعلل.

از دیده من تعلل اینه تعریفش.

تصمیم یعنی یه تصمیم تعلل به تغییر اولویت یک کار مهم با یک کار پست.

همدن هم کار پست نوشتم که هست بدی پیدا کنید.

نگه هم یک کار غیر مهم یا کچیک.

پس تعلل چی هست؟ یک تصمیمه.

ما هر لحظه تصمیم میگیریم

بین این دوتا کاش، الان انتراک شده، موقع استرات همین کارگاه امروزه، شما بدید یک قهوه برای خودتون برزید و بشیندید انستاگرامتون رو چک کنید یا با دوستان گفت بزنید یا

قهوه رو بذارید پایین الان بیرون بارون هم میاد هوای خیلی خوب یعنی محیط دانشگاه هم خیلی محیط شیکیه برای ویدیو گرفت از یکی از دوستان خواهش کنید ازتون ویدیو بگیرن بدید وایستید همجا الان زیر بارون یک ویدیو دو سه دقیقهی ریکورد کنید و همین امروز همون تشریف کنید در اینستاگرام جایی

شما اگر گذینه یک رو انتخاب کردید، لزومان آدم تنبالی نیستید.

ولی دوتا کار، دوتا گذینه داشتید، تصمیم گرفتید اولاویاتاش رو عوض کنید.

خودتونم میدونید اون ویدیو گرفتن کار سخته و ارزشمند تریه.

این که با دوستان گپی بزنیم و خوش بگذارم نمیدونیم، کار ارزشمندیه.

اینجا همه کار فرقی نمیتونید.

دوتا ایده رد و عدل کنید ولی ارزشش کم تره.

میتون

پس تعلل انجام ندادن یک کار نیست.

اگه ما هیچ کاری انجام نمیدیم، پنبلیم.

افرادی که تعلل دارن لزومن یا اکثراً اصلاً تنبال نیستن مدام جای کارها رو عوض میکنن الان یک کار جدید دارن با یک کار پست کمرزش و خیلی پیش پا افتاده تصمیم میگیم فعلاً جاشو عوض کنیم اینو انجام بدیم بعد میریم سراغم و این کارهای بیارزش پست در زندگی من منقدر زیادند که با همین ها میتونیم سالها سرگرم بشیم هیچ فرق سراغ کارهای بزرگ و جدید ندیم تا اینجا میخ

یه چیز ذاتی یا ارسی یا چنین چیزی نیست قابل یادگیریه که چه کار کنیم تصمیم گیری قابل یادگیریه همیشه حتی اگر به ارس رسیده باشه به ما حتی اگر از بچگی اشتباه یاد گرفتیم تصمیم گیری رو الان میتونیم تصمیم گیری همون رو تصحیح کنیم و چه تصمیمیه؟ تصمیم به تغییر اولویت دوتا کار ما هممون در روز کاریمون در محل کار در خونه که میرسیم

یه سری کارهایی داریم، تسکایی داریم، وظایفی داریم که میتونیم انتخاب کنیم، الان کدوم رو انجام بدیم، کدوم رو بذاریم بعدن.

تعلول اینه که اولویت ها رو عوض کنیم، فعلا بی ارزش ها رو بریم سراغش.

نریم به خوابیم لزومن، تنبل نباشیم، بریم سراغ ساده ترین ها، کم ارزش ترین ها و اون اصلی ترین ها رو بذاریم بعدن.

این تعریف ساده تعلوله.

و چند تا استدلال اشتباه همیشه باعث میشه که ما تعلل کنیم.

چند تا استدلال اشتباهی که خودمون با خودمون انجام میدیم هر روز باعث میشه که تعلل کنیم.

یکی از استدلال های اشتباه اینه که کار از کار گذشتهه.

الان دیگه من که اگر این کارم انجام بدم چیزی نمیشه.

الان بدم یه ویدیو ریکارد کنم بذارم تو اینستاگرام.

کار از کار گذاشته.

قبلی ها افرادی که از ما قوی ترن الان 2300 تا ویدیو گذاشتن.

الان من یه ویدیو هم بذارم یا نذارم چطور میخوام با اون فرق رقابت کنم.

اصلا فایده این نداره.

یا خیلی وقتا ما عرضش زمانهای کچیک رو دست کم میگیریم.

رفتیم متبه یه پزش که میدونیم

میگیم کار از کار گذاشته تو نیم ساعت که نمیشه کاری کرد تو نیم ساعت خیلی کار هم میشه کرد یعنی این دیدگاه روش های مغزمونه که ما رو فریب بده که الان دلیلش رو توضیح میدم که تعلول کنیم انجام ندیم یا این استدلال اشتباه که خب ما ده تا کار داریم ده تا تسک وظیفه داریم همش باید انجام بشه دیگه چه فرمکانه فعلا میدم اون کار آسونه بی درد سر انجام میدم بعد میام سراغ این

ولی واقعیت اینه که هیچ کسی در زندگیش وجود نداره که به کارهاش رسیده باشه.

کارهاش تمام شده باشه.

پس ما هیچ وقت کارهامون تمام نمیشه.

و این استدلال اشتباه با خودمون انجام ندیم که خب کارهای بیارزش هم باید انجام شدیگه.

کارهای بی ارزش راه داره.

اگه کارافرین هستیم میتونیم واگذار کنیم به کسی که برای اون فرد ارزشمنده انجام بده.

میتونیم کلا هستوش کنیم کلا انجام ندیم.

میتونیم از اوتوماسیان استفاده کنیم و ابزارهای حوشمندی استفاده کنیم انجام بدند.

پس با این استدلال خودمون رو فریب ندیم که خب همه کارها من ده تا تصد دارم ده تاشان باید انجام بشه.

دیگه چه فرام کنیم؟ فعلا این کچیکار

هست کار یا کارهایی که ما به عنوان مدرس یا کارافرین انجام میدیم من بهتون با جورت میگم تعدادش اصلاً اهم نیست.

تعداد کسی با تعداد کارهای زیاده کچیک به جایی نرسته.

اون اهمیتش اثرگذاریش مهمه.

شما ده تا تسک نوشتید تو لیستتون یکیش پرداخت قبضه خب باید انجام بشه یکیش مثلا چک کردن این سایته یکیش ببینم تو اینستاگرام کی کامنت گذاشته برای ما اینا هفت هشتا کار و یک کار اینه باید بشینم یک پارپاینت درست کنم یک ویدیو هموزشی زب کنم

تعدادی حساب نکنید.

اون یک کار وزنش از مجموع همه اینا همش هم انجام ندید.

غبز موبایل هم پرداخت نکنید.

اصلا سه روز هم موبایل قط بشه شاید بیشتر پیشرفت کنید.

ولی اگر اون دو ساعت رو نزدادید، سلاید درست نکنید یا ویدیوی ریکارد نکنید شاید خیلی ضررش بزرگتر باشه.

پس با تعداد کارها خودتون فریب ندید که من چلتا کار دارم دیگه چه فراموش

اصل کار همون چارتای اوله که نمیدید سراغش.

اونها نتایج شما رو جا به جا میکنه.

ما تو انگلیسی یک اسطلاحی داریم مووینگ ده نیدل که اسطلاح از اینجا آمده نیدل حالا حالا برای سوزن مثلا سرعتی که رو اتنوبیل هست جاهایی که یک اسطلاح اغربهی هست

یک سری کارها کارهاییه که اون اغربه ما رو جا به جا میکنه دستاورت همون و نتایج همون یک سری کارها هم هست که اون اغربه رو جا به جا نمیکنه

توی اوتوموبیل اگه گاز رو فشار بدید چی میشه؟ اون اغربه جا به جا میشه.

اگه زبط رو روشن کنید اون اغربه جا به جا نمیشه.

صورتتون بیشتر نمیشه.

ما اغلب میدیم سراغ کارهایی که اون اغربه نتای جامعه رو اصلا جا به جا نمی کنیم.

خوشحالیم فقط چند تا کار.

این این که کسی خوشحال باشه من در رانندگی هفت تا کار انجام دادم.

زبط رو روشن کردم سندلی رو یکم اغرب بردم آ

وسط راهندگی این وردی کردم این ها ماشین ها جلو نیبرده خوب هم هست ها ولی جلو نیبرده ماشین آخر باید گاز بدید که ماشین بره جلو و یکی از رایجترین بدترین استدلال هایی که ما با خودمون انجام میدیم که کار انجام ندیم و خیلی رایجه

اتصال اون کاری که باید انجام بدیم و سخته به یک کار ناممکن مثلا من الان کتاب بنویسم خب چطور بفروشم؟ پس نمی نویسم دیگه یعنی یه بحانه پیدا می کنیم که این کار کتاب نوشتم وصله به یک کار دیگهی که ناممکنه بنویسم هم فروخته نمی شد شما فعلا بنویسید من همیشه نظرم اینه بچیند یه زیرپله ای چیز کتاباتونو

یه افسردگی بگیرید بعد مجبور میشه دیگه رای پیدا کنید خانواده میگن ببین کتاب نوشتن که آنها نیست فقط زیر پله ما پر کردید انبایو پر کردید بعد این حرف ها انگیزه میشه بدید یک کاری بکنید بفروشید یا مثلا میدونید چند سال دو سال شاید قبل از فیلتر شدن اینستاگام چند ست نفر به من گفتن پیام دادن تو همایش ها دیدن اینستاگام دیگه فایده نداره من ویدیو هم بذارم شای

یعنی اتصال میدن این کارشون رو به یه کار دیگه ای که خب اگه اون اتفاق بیافته دیگه این به در نمیخواد.

شما فعلا هر کاری که انجام میدید تمرکز کنید رو اون کاری.

بعد چی شد اصلا مهم است.

بعد اصلا دور ریختید کتابتون رو.

اگر تعلل نکنید یه هفته بشین یه کتاب بنویسید بعد کتابتون امکان چپ نداشته باشه پول چپ رو ندارید.

هیچ وقت هم چپ نشد.

از خیلی از افراد جلوترید.

حداقل خودتون یه اعتماد به نفسی کسب کردید خودتون و ارزشمند میدونید یه عزت نفسی کسب کردید من میتونم توی یه هفته کتاب به امسال و چاب داشت خیلی جلوته از افرادی هستید که یک فعالیت رو به یک فعالیت ناممکن وصل میکنن که بگن این بخواد نتیجه بده خب اون مشکل داره پس من همین یک کارم انجام نده یا مثلا اگر من بیام الان دوده آموزشی ریکارد کنم کی از من میخواده؟

خب پس فعلا دوده آموزشی زب نکنم بدم همجور بازی کنم فعلا این کاری که ممکن هست رو و کاملا دست خودتون هست رو انجام بدید تا بعد که تمام شد بگید سراغه بعدی ما توی بیزنس دوتا استلاح دادیم که قبلا شاید اینجا یا جای دیگه گفتم خیلی من روش تحکید میکنم جدن یکیش آوتپوته یکیش آوتکام آوتپوت توی بیزنس توی فرایم توی سیستم سازی به فارسی چی میشه خروجی

خروجی ها، آوتپوت های یه سر ریکار ها همیشه دست ماست.

آوتکام ها یعنی اون پیامد اون خروجی هیچ وقت دست ما نیست.

مثال بزنم.

من تصمیم میگم روزی یک ویدیو در اینستاگرام منتشر کنم.

آیا این کاملا دست منه یا نیست؟ کاملا دست منه دیگه.

من میتونم هر روز یک ویدیو ریکورد کنم و منتشر کنم.

آیا این ویدیو ها استقبال بشه یا نشه؟ لایکش بالا باشه یا نه؟ دست منه؟

دست من نیست شاید بشه شاید نشه چون دیگران باید این اقدام رو انجام بدن من نمیتونم کاری بکنم اون آتکامه پیامده کاره ما خیلی وقتا چون فکر میکنه اون آتکام اون پیامد به اندازه کافی خوب نخواهد بود اگر ویدیو بذارم لایک نخواهد خورد اگر مقاله بنویسم کسی نخواهد خوند این آتپوتمون رو کم میکنه مثل یک کارخانهی که هیچ خروجی نمیده محصول تولید نمی کنه چون میگه ایش

شما باید فعلا خروجی تولید کنید با تمام طوان به خصوص به عنوان مدرس یک مدرس کارش تولید خروجی هر روز از صبح تا شب یک روز کاری میتونید ده تا ویدیو اینستاگرام رکارد کنید پنج تا مقاله بنویسید دو سه تا ویدیو یوتیوب رکارد کنید یک چکلیست درست کنید همه اینها در یک روز کاری شما اون خروجی لازم را تولید کنید

بعد نگران این باشید آیا این خروجی اون آتکام اون پیامت رو ایجاد میکنه اون نتایج دلخواه شما رو ایجاد میکنه یعنی فوقش نکرد فردا از اول ده تا ویدیو جدیده دیگه اینستاگرام ده تا مقاله پنج تا مقاله رو بکنید ده همین طور های خروجیتون رو بیشتر کنید بعد تازه حالا میشه با یک آمارگان بررسی کرد چرا اون پیامت ها چرا اون نتایجی که میخوایید ایجاد نمیشه

تا خروجی کافی تولید نکنید اصلا خنده داره که من نتیجه ای نمیگیرم نتیجه زمانی گرفته میشه انقدر خروجی تولید کردید که میشه با آمالگیری فهمید کدوم ها خوبه کدوم ها بده اما خاطب چی دوست داره تو این قسمت اول ضعیفه ایم تعلول میکنیم چون اینو وست میکنیم به یه کار ناممکن که این خروجی ها رو هم تولید کنیم که میبینه که اهمیت داره براش کتاب بنویسن بجه چاپشون ندار

برید با سازمان ها یه جایی با مشتری ها صحبت کنید.

چند تا ویدیو در موردش بگیرید.

سفارش بگیرید.

و بعد که خیلی تلاش کردید.

پنجاه نسخه رو فروختید پیش فروش کردید.

تازه برید پنجاه تا دیژیتال چاپ کنید.

بعد کم کم برید سراغ تیراج هزارتا و دو هزارتا و ده هزارتا و بیشتر.

یکی از اشتباه ترین استدلال های کارافرینان و مدرسه.

یه بحانه برای تعلل.

من

اگر تحت فشار قرار بگیرم بهتر کار میکنم پس فیلن کار با عرضش انجام نمیدونم کارهای پس رو کم عرضش رو پیش میبنم بعد در آخرین لحظه تحت فشار قرار میگیرم و کار اصلی و سخت رو انجام میدونم این استدلال همیشه اشتباه دانشمندهای روس سالها رو این موضوع تحقیق کردن برای ورزشکاران اولمپیک که آیا کسی تحت فشار بهتر عمل میکنه یا بهتر عمل نمیکنه

در تمام آزمایشات نتیجه اینه که هر کسی تحت فشار خطه هاش بیشتر میشه اگر کاری رو میشه در دو ساعت خوب انجام داد بگیم در نیم ساعت انجام بده اغلب افراد شاید بتونن تعم کنن من میتونم تو ده دقیقه هم یه مقاله بنویسم ولی چون تحت فشار هم کفیت پایین میاد خطه ها بیشتر میشه پس با این استدلال خودتون رو فریب ندید که اگر من تحت فشار قرار بگیرم بهتر کار میکنم این فقط یک بحانه

غیر قابل و قبول برای تعلل و فراد از کارهای سخت است.

این آقا رو که احتمالا نمیشناسیدهش خیلی آدم معروفی نیست اسمش آقای تیموتی پیکیل هست که سالها در مورد تعلول به انگلیسی پروکرستینیشن تحقیق کرده تحقیقات زیادی کرده جمعالات خیلی کلیدی و خوبی داره یکی از بهترین جمعالاتش که من تو مقالاتش خوندم اینه که ریشه تعلول مشکل در مادریت زمان نیست اگر کسی کارهای مهم رو انجام نمیده و هر روز میگه وقت ندارم سرم شلو ا

کسی که تعلل میکنه مشکلش اینه که احساساتش رو نمیتونه مدیریت کنه مشکل تعلل مدیریت زعیف احساساته این آقای تیموتی پیکیل میگه اگر ما نتونیم احساساتمون رو مدیریت کنیم همیشه تعلل داریم حتی اگر مدیریت زمانمون عالی باشه برام ارزی کنیم دقیق از این ساعت تا این ساعت این کار رو میکنم

وقتی رسید موقع انجام اون کار، چون اون کار ترسناکه، چون اون کار پیامت های ایداد افراد نظر خواهند داد و ما میترسیم احتمالاً و نمیتونیم احساسات ما رو کنترل کنیم، اون کار رو فعلاً سرفنظر میکنیم، میریم سراغ یک کار دیگه و هیچ وقت کارهای کلیدی و مهم انجام نخواهد شد.

پس از این بروز یه تصمیم بگیرید، میخوایید تعلولتون خیلی کمتر بشه؟

فقط یک چیز رو باید خوب یاد بگیرید چطور احساساتتون رو مدیریت کنید که در ادامه بیشتر توضیح هم دادیم و حالا چرا تعلول میکنیم با توضیحاتی که تا الان دادم فهمیدیم که تعلول یک تصمیمه تصمیمه به تغییر علاویت دوتا کار یک کار با عرضشه یکیش بی عرضشه میویم تصمیم میگیم فعلا علاویتش رو عوض کنیم چرا این کار رو میکنیم؟ چون میخواییم از یک احساس منفی لح

میخواییم از یک احساس منفی لحظهی دوری کنیم مغز ما یک قسمت اصلیش که قسمتیه که بغای ما رو حفظ میکنه که در بعضی از کتاب ها مغز قدیم خونده میشه در بعضی از کتاب ها استلاحات دیگه کارش حفظ بغاست و برای حفظ بغا فقط تصمیماتی میگیره که در جهت کسب لذت و دوری از درد کسب لذت و دوری از درد

همین مغز قدیم ما که کارش حفظ بقاست، اگر قرار باشه شما یک کار سخت الان انجام بدید یا به جاش برید یه فیلم جذاب ببینید، مغز قدیم دستور میده فیلم ببین، بلش کن کار سخت رو.

چرا؟ چون از یک احساس منفی لحظهی دارید دوره میکنید دیگه.

و این سیستم دفاعی مغزه که کلن ما رو همیشه به این سمت صور میده که دنبال احساس مصبت و لذت لحظهی باشیم و از احساسات منفی لحظهی دوری کنیم.

اینه که رژیم گرفتن رژیم غذایی خیلی کار سختیه.

چون مدام باید با مغز قدیمون بجنگیم.

مغز قدیم میگه بعدا رو ولش کنه.

الان برای بغات یه نخامهی بزرگ بخور.

سیب به چه درد میخوره؟

ما خیلی باید غلبه کنیم به این موضوع که بتونیم تصمیم بگیریم احساس منفی لحظه ای رو فرلان ترمول کنیم اصلا اقا من میخوام به صورت لحظه ای حالم بعد باشه که در آینده حالم در بازه زمانی طولانی تری خوب باشه

پس دلیله اصلی تعلیل همینه خودتون حالا که فریب ندید من برمان ریزیم مادیدت زمان هم نمیدونم ضعیفه خیلی صدم شلوقه شما نمیدونید چقدر کار ریخته صدم من روی همه ماه ها از من خیلی بیشتر از شما که فکر کنید کار ریخته یعنی

باور نمیکنید این یه مدت اخیر دو سه هفته اخیر من در روز چند تا کار باید انجام بدم و تموم نمیشه احساس خوبی هم نیست همزمان دو تا کتاب رو دارم به نتجه میرسونم باید به چاپ برای دوله جدید سیستم سازیمون میخواییم اینو ارائه بدیم کتاب های خیلی خاص و تاپیه

همزمان دارم یه دوره ترراحی میکنم هفته بعد یه کاری پیش مده باید یه ده روزی بدم خارج از ایران و قبل از این باید همه کارها تموم بشه دوره اینستاگرام مارکتینگ ریکورد جلساتش مونده هر هفته باید ویدیو منتشر بشه مقالات سایت و ده ها مورد دیگه اگر من این کارهای اصاسی رو انجام نمیدم و میگم خب خیلی سرمشور لغه فقط دارم سر خودم رو کلاه میذارم

مشکل من اینه که در مدیریت احساساتم ضعیفم.

الان میخوام از احساس منفی لحظهی دوری کنم برای همین یک استدلالی میادم.

دیگه یک انسان چقدر میتونه کار کنه؟ خیلی میتونه کار کنه.

تا فوت نکرده میتونه کار کنه.

تا زنده است و یکم احساس زفت میکنه سردرد داره کمردرد داره پس میتونه هنوز کار کنه.

من یک آموزشی دیدم که توی نیروی نمیدونم دریایی امریکا یا یک جایی توی امریکا به افراد یاد میدن چطور کارهای سخت انجام بدن.

یکی از تمریناتشون اینه.

میفرستن بالا یک تیر فردا میگن همینجور با دست و پا مثلا سیمت از یک تیر عمودی بالا بادا.

حالا تیر نمیدونم بتونیه چیه جنسی.

شخص دیگه به جایی رفته که دستاش داره رهان میشه دیگه زفت احساس زفت داره احساس کن همین الان میافتم میگم باید همینقدر که اومدی اینقدر باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید

و دیده شو اینه که خیلی وقتا مغز به اشتباه این دستورو میده که ما بیشتر توان نداریم باتریمون خالی شده باتریتون خالی نشدن خیلی بیشتر میتونید کار کنید و چقدر خوبه ما خودمون بتونیم خودمونو عادت بدیم که فریب ندیم خودمونو کاری که انجام نمیدیم واقعا دیگه انرژیشو نداریم واقعا امکانش نیست واقعا وقت نداریم یا میخواییم از یک احساس منفی لحظهی فرار کنیم

احتمالا گذینه دوه اغلب.

برای ما ها از ما خیلی کارهای عجیب غریبی نمیخوان دیگه.

شما مدرسید.

از شما چی میخوان؟ مقاله ای برم سید.

ویدیوی زب کنید.

به چار تا کامنت جواب بدید.

دوره زب کنید.

کدوم یکی از این کارها در حد مرگ ترسناک و طاقت فرسست؟ هیچ کدوم.

خیلی کارهای ساده ایه.

باید ذهنیتت رو عوض کنید و دنبال این نباشید.

فعلا لحظه ای ولش کن

و به این موضوع که الان از یک احساس بد لحظهی فرار میکنه و بعدش حتما پشیمون میشیم میگن پارادوکس تعلول پارادوکس تعلول اینه که افراد چرا کارهای ما رو به تحویق میدازن؟ چرا؟ که از یک احساس منفی فرار کنن ولی بلا فاصله بعد از این کار یه احساس منفی بزرگتر میاد صداقشون

یعنی افراد برای فرار از احساس منفی تعلل میکنن همین تعلل احساس منفی براشون میاد اون لحظه نه پنج دقیقه بعد استراب میگیرم کاش این کار رو انجام داده بودیم شیش ماه بعد یک سال بعد کاش پار سال من کتابم رو نشته بودم کاش این تبلیغ رو انجام دادم کاش رفته بودم و اون مشتری جلسه گذاشته بودم پس تعلل

یه مدت خیلی کتاهی حالتونو خوب میکنه شاید سی ثانیه شاید دو دقیقه شاید پنج دقیقه شاید یک ساعت بعدش یک احساس منفی بزرگتری میاد سراغتون که چرا این کارو به موقع انجام ندادم من بارها پیش اومده توی ستودیو همون هستیم ما یه ستودیو جدایی داریم توی مادری صرف که اونجا ویدیوها رکورد میکنیم یا اصلا توی محل کارم هستم و یه جایی میرسه که دیگه خسته این ویلش کن

دو حالتش هم پیش اومده یعنی گاهی گفتیم باشیم بزاریم بعدن دیگه نیم ساعت مونده فردا بای انرژی زد میکنم میایید خونه الان یه غذایی میخوادید یه فیلمی دارید نگاهید مادام هی استعداد دارید کاش تمومش میکردم الان ساعت نوه شبه به جای شیش من شیش و نیم از استودیا خارج میشدم تموم شده بود فیلم ریکورد شده بود همه کار انجام شد فردا باز از اول باید برم انجام میده و گاهی هم برع

میگیم کلش نیم ساعته دیگه یه آب سردی بزنیم به صورت زب کنیم به طعم شد یه چیزی میشه دیگه

و بعد شب که رستیم خونه شامی میخودیم فیل نگاه میکنیم حال ما خیلی بهتره یک کاری رو تموم کردیم رفت پس تو این پارادوکس دوچار نشید که خب کارها درد سر داره عواقب داره به طویق میندازم بعد همون میاد صداقتون همون احساس منفی با یه محقیص خیلی بزرگتر میاد صداقتون پس همین الان احساس منفی رو تجربه کنید کارتون رو انجام بدید به طویق هم نندازید

و K مناسبترین زمان برای انجام کاریه که می دونیم باید انجام بشه.

پاسخم اینه که اولین فرصت ممکنه.

اگر الان میتونید کاری انجام بدید که باید انجام بشه وقتش هم دارید انجام بدید.

حالا حال و سلوینا رو کنار بسیارید.

دیگه وقتش رو دارید انجام بدید.

اینو میخوام با یه مثال توضیح بدم.

من باید برای پنشنبه فرض کنید امروز

دوشنبه است.

امروز دوشنبه است فرض کنید.

من برای پنشنبه باید یک پاورپاینت جدید درست کنم.

یه سخن رایی دارم.

بهترین زمان ساختن اون پاورپاینت از دید من که الان دوشنبه هستم کیه؟

چون هممون دوست داریم تعلیل کنیم، از دیده من الان نیست.

حالا سه شنبه هست، چهار شنبه هم هست، امروز بعد از اون هست، کلی هم کار دارم، میذارم سه شنبه، فردا خوبه دیگه.

پس فعلاً که دو شنبه هستم، مسلمان از دیده من دو شنبه بهترین روز نیست.

مغز قدیم من میگه فعلاً دنبای لذت باش.

بلش کن، حالا سه روز فرصت هست دیگه.

میشیم سه شنبه.

سه شنبه احتمالاً ا

البته کاش دیدوز که دوشنبه بود انجام می دادم.

تموم شده بود رفته بود.

انجام ندادم.

می رسیم چالشنبه.

چه اتفاق می آفد؟ استداب خیلی بالاتر.

دیگه فرصت سیوخت ها ندارم.

فردا باید سخنرانی کنم.

امروز باید آده بشه.

این سخنرانی.

و...

چاشنبه شب به نظرتون اگه من خودم رو عرضیابی کنم بهترین زمان ساختن پاولپونت کی بود؟ همون دو شنبه بود تاون شده و رفته بود دو روزم فرصت بوده فکر میکردم با مباعث شخصهای بهتری انتخاب میکردم و بالاخره میرسیم به پنشنبه صبح پنشنبه صبح چه فکری میکنم؟ اون موقعی که دیگه تاون شده فکر میکنم کاش در اولین فرصت ممکن اون فعالیت رو اون مسئولیت رو انجام میدادم تاون میشد می

پس خیلی مهمه که ما

قبول کنیم همیشه پیشبینیمون از بهترین زمان انجام کار اشتباهه چون مغز ما دنبال لذت لذریه و فرار از درده پیشبینی های مغز ما اغلب اشتباهه که کهی بهترین زمان انجام یک کاریه ما باید آمدانه تصمیم بگیریم به مغز قدیم غلا بکنیم با مغز تحلیلگرمون با مغز منطقیمون و بگیم من همین الان انجام میدم مثلا دردناکه سخته همین الان انجام میدم تمام شد

خیلی گذنه بهتریم و میخواهم الان شما با یه مفهومی آشنا کنم در روانشناسی و کتاب های دیگه هست به اسم افکتیف فورکستینگ افکتیف فورکستینگ معادل خیلی حدودیش میشه پیشبینی احساسی یا پیشبینی احساسات در واقع معنیش اینه که ما احساسات و عواطف خودمون رو در آینده

بتونیم پیشبینی کنیم زمانی که در لحظه حالی در آینده نیستیم.

و واقعیت اینه که تقریبا همه مردم در پیشبینی احساسات خودشون در آینده زعف خیلی بزرگی دار.

اغلب افراد اینطوری بگم اغلب افراد نمیتونند احساسات خودشون رو در آینده درست پیشبینی کنند افرادی که الان در آستانه ازدواجن و خوش میگذارن آن رو کافی شاپ میرن آینه اگر بپرسید ده سال بعد هم احساستون چی خواهد بود با احساسات فعیلی نمیتونند احساسات ده سال بعد رو پیشبینی کنند میگن حتما مثل الان خوشحال و شاد خواهیم بود

و نمیدونن که الان فیلن کافی شاپ میدن زندگی خیلی جدی تره مسئولیت های جدی حالا من فرضم اینه زوج هر دوشون عالی با اخلاق متحد همه چی هستن یعنی بعدن از این ازدواش پشیمون نشدن خیلی هم راضی هستن ولی مشکلات خیلی بزرگتر زیادتر ارتباط بود و تا خانواده ارتباط بود و دوستان سلیغه های مختلف ولی کسی که الان کافی شاپ میده به قصد ازدواش با یک فردی

در جایگاه نیست بتونه احساسات ده سال بعدش رو پیشبینی کنه پرست احتمالا تصمت اشتباهی میگیره برعکسش هم هست هممون امیدوارم همیشه وقت پیش نیمده باشه ولی متاسفانه برای خیلی همون پیش مده که عزیزی رو از دست دادیم و شاید یه هفته بعدش یک ماه بعد چند ماه بعد فکر کردیم دیگه هیچ وقت نمیتونیم زندگی کنیم هیچ وقت نمیتونیم به روال عادی برگردیم اون موقع هم پ

یعنی نمیتونیم ده سال بعدمون رو پیشبینی کنیم شاید این درد هیچ وقت از بین نده سالها بعد ولی مسلما اینقدر مسلط شدیم میتونیم کنترول کنیم که چند سال بعد هم بخندیم هم هوای بقیه رو داشته باشیم هم شخی کنیم هم سعی کنیم به خودمون اهمیت بدیم پس خیلی وقتها ما تعلل میکنیم چون الان داریم در مورد بعدمون پیشبینی میکنیم و عقلب اشتباهه

و همین باعث میشه تعلل کنیم مثلا من الان پیشبینی میکنم اگر شروع به ساختن پاورپاینت کنم پنج دقیقه بعد خیلی تجربه دردناک و سختی خواهد بود در صورت که وقت که شروع میکنم اینقدر سخت نیست دو سه ساعت گذشت و تمام شد کارم علکی داشتم بزرگش میکنم و در این زمینه میخوام دوتا تیوری خیلی مهم روانشناسی بهتون بگم که

این دوتا تیوری رو خوب درک کنیم باعث میشه پیشبینی های احساسی من بهتر بشه بهتر بتونیم احساسات آینده من رو درست پیشبینی کنیم و همین باعث میشه تعلول نکنیم کمتر تعلول کنیم

یک ایده یا تهوری اسمش فوکالیزم هست یا کانونگرایی یا تمرکزگرایی یا هر چیز دیگه ای که اسمشو بذاریم من نمیدونم دقیقش چیه فارسی ولی تعریفش اینه تمایل به وزدادن یک قطعه از اطلاعات توی داده های زیاد ما ده تا داده دیتا دریافت میکنیم

به یکی از اینها به صورت خیلی بیمالدی یا شاید اشتباهی وزن خیلی زیادی می دهیم.

این عکسی که اینجا استفاده کردم یک فردیه و در یک ریستوران پر از غذاهای خوشمزه و یک زنبوری اونجا داشته پرواز می کرده و الان هم نشسته رو میز اون زنبوره.

این شخص میتونه به این زنبور انقدر وزن بده تو این داده های زیادی که غذای خوشمزده هست من وزن خوبه الان توی یه رستوران هم میتونم لذت ببرم انقدر وزن زیادی به وجود یک زنبور روی میز بده که کلن از اون غذا خوردن و از اون رستوران و از شرایطی که داده لذت نبوده به این میگیم فوکلیزم در واقع یک وزن بیش از حدی به یک بخشی میدیم که انقدر هم شاید بزرگ و مهم نباشه

یک تعریف دیگه یا نتیجه اون تخمین نامتادل در میزان تأثیر اتفاقات و رفکار و احساسات ما در آینده.

در واقع ما تخمین اشتباهی میزنیم که اگر من الان برم با این مشتری جلسه بذارم؟

چقدر کار ترسناکیه احتمالا ناراضیه چقدر توحین میکنه چقدر حالم بد میشه در صورتی که شاید اصلا این اتفاقات پیش نیاد ما یک تخمین اشتباه و نامتادلی زدیم از افکار و احساساتمون حالا به چه چیز وزن زیادی دادیم؟ اون مشتری گفته من خیلی به جوزیات اهمیت میدیم با همین یه جمله به این نتجه میرسیم چه درد سریعه بریم اونجا چقدر به ما بیهترامی میکنه چقدر از ما ایراد خواهد گ

یک وزن متعادلی به یک بخشی از داده هایی میدیم که شاید اینقدر هم مهم نیست شنیدید بعضی همی مثلا به یک عروسی 600 نفره در وطن همه چی عالی عروسی عزیزانه کل یک هفته آخر نگرانی و تمرکزشونه پسرخاله هم میاد 600 نفره اصلا شاید پسرخاله تو نبینه تو اونجا شاید دیدی با یه لبخند سلام کنی اونم سلام کنه تمام شه بره

اصلا شاید جرو بحثی پیش ندارد.

حالا ده سال پیش یک بحثی داشتید با هم.

یعنی یک وزن زیادی به یک دادهی میدیم.

یه بخشی از دادهی که اصلا شاید انقدر مهم نیست.

و همین یکی از اوامل تعلوله که ما به مواردی که به آینده مربوطه وزن اشتباهی میدیم.

یکی از وزنها اشتباه برای هممون اینه که اگر یک مسئول آموزشی درست کنیم

بعد چی میشه؟ اولین کسی که دید چقدر توانین میکنه؟ میگه همه رو که بلد بودم این هستون چیزی نگفتید که اینا بدیهیاته که همچین افکاری داشتید تا الان من همیشه داشتم الانم دارم دوره هایی ترایی میکنم که شیش ماه شبانه روزی هم تحقیق کردم همیشه نگرانه میده نکنه اولین کسی که دید بگه اینا که همه شما میدونستم این هستون هیچی نداشتید برای من یک

وضع دادن به یک بخشی از داده هاست حالا این قسمت که شیش ماه تحقیق کردم همه چیزایی که میگیم منبع داره دقیقی و اینها رو ولش میکنیم به یک قسمت موضوع وضع نبیدیم که باعث بشه تعلیل کنیم کاری پیش نبریم بگیم ولش کنیم اصلا دوره تعلیل نکنیم و همین فاکلیزم در واقع باعث میشه یعنی

وزدادن به قسمت کچی که از داده های زیاد باعث میشه کارهای سخت رو خیلی طولانی و نفسگیر جلوه بدیم پیش خودمون به خیلی هم میگید بشین الان یه مقالب هست نمیشه الان یک ساعت بیشتر وقت ندارم یک ساعت بعد باید این کار شروع بشه

فکر میکنن یه مقاله نشتن 18 ساعت کاره عمدن کارهای سخت رو طولانی و سخت جلوه میدن که انجام ندن و کارهای لذت بخش رو کتا جلوه میدن من یه دقیقه برم تو اینستاگرام برم ببینم چه خبره برگردم کارم رو انجام بدم دیگه اون یک دقیقه میشه یک ساعت کارهایی که از آشت لذت ببرن خیلی کتا جلوه میدن کارهایی که سخته بیماره طولانی جلوه میدن و بزرگش میکنند

و همین باعث میشه که تعلولشون بیشتر بشه.

یک تهوری دیگه، این تهوری اسمش پریزنتیزم هست.

پریزنتیزم یا در تمرکز بیش از حد روی حال، روی لحظه حال، حالگیدائی، نمیدونم چه اسم میشه روش گذاشت.

در واقع معنیش اینه، تمایل به تحکید زیاد،

بر اهمیت زمان حال در پیشبینه های آینده.

یعنی چی؟ مخصوصا روی احساسات و افکار ما.

یعنی فکر می کنیم پریزنتیزم به زبان ساده که به درد ما می خوده که تعلل کم تر کنیم تعلل نکنیم اینه که فکر می کنیم افکار و احساسات آینده ما هم دقیقا مثل الان خواهد بوده.

اینه که خوشحالیم میتونیم خیلی راحت قولهایی بدیم که بعدا نمیتونیم انجام بدیم.

الان خوشحالیم فکر کنیم کاری نداره.

مثلا با اون که قهرم میرم الان صحبت کنم عشقی میکنم.

یه دو ساعت که گذشت خوشحالیمون گذشت اون استرابه برمیگرده.

خیلی کار سختیه که الان چطور برم با اون صحبت کنم.

وقتی خوشحالیم خیلی قولهای راحت تری میدیم.

و برعکسش هم هست.

الان نارا

میگیم هیچ وقت من دیگه نمیتونم تو کس بکنم.

با این کارمندم کنار بیام.

الان پنج دقیقه اصلا بید ناردید.

دو ساعت بعد شاید احساس کنید اصلا مهم هم نبود.

یه مشکل یه بحث پیشون ها تمام شده.

پس پرزنتیزم اینه که

وزن خیلی زیادی به احساس و افکارمون در این لحظه بدیم به احساساتمون فکر کنیم در آینده هم همین احساسات و افکارو خواهیم داشت چرا خیلی از افراد چاخ خیلی از افرادی که سلامتی بالایی ندادند یا خسته هند یا بیماره هند حاضر نیستن یه روبه هم پیاد روی کنند

چون با احساسات لحظه ای الان که رو کناپه نشستن دادن فیل نگاه میکنن نمیتونن احساسات و افکار ده دقیقه بعد رو پیشبینی کنن احساس میکنن خیلی ترسناک و وحشتناکه و من الان حالم خوبه بعد که میاد یکم پیاده روی میکنن خیلی حالشون بهتر شد در واقع پریزنتیسم اینه که

ما افکار و احساسات ما رو در مورد آینده اغلب اشتباه تخمین می زنیم.

اگر الان بیماریم، الان بیماریم احساس کنیم خیلی ضعیفم، حسله ندارم قدم بزنم، پس اصلاً بدم پیاده روی حالاً بدتر می شه.

بیماریم، حسله نداریم، خسته ایم.

ده دقیقه پیاده روی کنیم، می بینیم حالاً خیلی بهتر شد، پر انرژی ترم شدیم.

الان حسله نوشتن مقاله نداریم،

شروع به کار میکنیم، پنج دقیقه بعد میبینیم حال ما خیلی بهتر شد.

الان که حسله نداریم تخمینمونینه ده دقیقه بعد هم حسله نخواهیم داشت.

شاید حسله عوض بشه، افکار احساسات عوض بشه به راحتی.

و وقتی هم الان شاد هستیم، فکر میکنیم همیشه اینقدر شاد خواهیم بود.

تصمیمات اشتباهی میگیم در مورد ده دقیقه بعد، یه رو بعد، نیم ساعت بعد.

خب در ادامه میخوام پنج تا راه کار غلبه برای تعلل بگم پنج تا راه بگم که همین پنج تا عنوان رو یاد داشت کنید روش کار کنید میتونید در غلبه برای تعلل خیلی موفق تر عمل کنید خیلی راحت تر بشه در واقع وقتی فهمیدیم

تعلول یک تصمیم گیری اشتباهه تصمیم میگیم که اولویت دوتا کار رو عوض کنیم و تصمیم گیری هم به احساسات ما مربوطه پس خلاصش اینه چطوری در شرایط احساسی بهتری خودمون رو قرار بدیم که بتونیم تصمیمات درستری بگیریم تعلول نکنیم تصمیم بگیریم همون کار سخته رو انجام بدیم تصمیم بگیریم کارهای ترسناکتر رو انجام بدیم و عادت کنیم کم کم که کارهای سریع انجام بدیم به ت

پنج تا ایده میخوام بهتون بدم.

اولین ایده اینه که از وضعیت احساسی خودتون هرچه بهتر محافظت کنید به خصوص اول روز باعث میشه تعلالتون کمتر بشه.

از وضعیت احساسی خودتون بهتر محافظت کنید به خصوص ابتدای روز باعث میشه که تعلالتون کمتر بشه و کارهای ترسناک بیشتری انجام بدید.

من اینو توی یک حمایشی از آقای دینگرازیوسی یک فردیه که توی امریکا کتاب نوشته و فرد موفقیه شنیدم این مطلب رو که ایشون میگفت ما صبح بیدار میشیم بعضی روزا احساس میکنیم خیلی قدرتمنده میتونیم دنیا رو عوض کنیم بعضی روزا بیدار میشیم خیلی حاله اون بده احساس میکنیم خیلی قربانی هستیم همه میخوان به ما توهین کنن همه بده ما رو میخوان و این دیدگاه ها رو دادیم تو

حالت برنده ایم حمله ایم میریم همه سخترین کارها هم انجام میدیم تعلول هم کمتر میکنیم یا نمیکنیم اگر صبح حالمون اینطوری که ما چقدر بدبختیم چقدر قربانی هستیم اینقدر تلاش میکنیم اشکی نیبیدن حتی جمعه رو احتمالاً با کچکترین مواجهه با کارهای سخت فرار خواهیم کرد تعلول همون بیشتر خواهد شد پس ما معمولاً در محل کار در یکی از این دوتا مد هستیم حالت هستیم یا حال

حمله هستیم خودمون رو برنده احساس کنیم میتونیم کارهای سخت انجام بدیم تعلیل کمتره یا حالت بازنده هستیم حالت دفاعی هستیم احساس کنیم بازنده ای ما فایده نداره این کار سخت هم انجام بدن نه کسی قدر میدونه نه نتیجه ای میگیره ما چیزایی مثل این حالا چطور میتونیم از وضعیت احساسی ما اون در اغلب روزها محافظت کنیم خب نزاریم در حالت دفاعی و بازنده باشیم چند تا ای

آغاز روز خیلی مهمه.

روزمون رو چطور آغاز میکنیم میتونه تا چند ساعت تعین کنه که ما در حالت حمله و برنده هستیم یا در حالت دفاعی هستیم یا بازنده هستیم.

وضعیت احساسیم رو در حالت چطور پیش میده؟

افرادی که آغاز روزشون ریاکتیف هست یعنی واکنشیه یعنی به جایی که خودشون تصمیم بگیرن آمل باشن یک کار مهم ارزشمندی انجام بدن تصمیم میگیرن بریم ببینیم اینستاگرام چه خبره شاید دوتا پیام منفی هم ببینن دوتا فوش هم ببینن روبه خودشون شخص گفته این چه پست بیخودی بود با نخت چین چرا این رو مثلا درست کردی یا هر چیز خب ما خودمون انتخاب میکنیم با

اون روتین با برنامه صبحگاهی من که شرایط ما رو ببره در حالت مد بازنده یا ببره در مد برنده در حالت کدوم یکی از این دوته حالت باشیم در حالت حمله باشیم یا دفاع

برنامه صوبگاهی که ما رو ساعتها در حالت برنده نگاه داره برنامه صوبگاهی هست که کاملان پروکتیوه یعنی ما آملیم دیگران نمیذاریم چیزی رو برای ما تعین کنن مثلا حتما کتاب باشگاه پنجه صوبیه رو یا خوندید یا به گوشتون خورده که

این آقای رابین شارما پیشناد میده حالا پنج بیداشت که من معافق نیستم با این موضوع هر وقت دوست دارید بیداشت هیچ تحقیق نشون نداده صبح زود بیداشتن مزید خاصی داشته باشه حالا بجاز این که زمانتون طولانی میشه ولی خب شب هم میتونید دیگه تر به خوابید زمانتون طولانی باشه ولی ایشون پیشناد میده که حد دقل 20 دقیقه ورزش کنید ورزش و فعالیت بدنی سنگین حتما ما رو بیشت

خودمون قوی تر و بهتر احساس میکنیم یک کار پروکتیوه آملانه است ما آملیم ما تصمیم میگیم چه کار کنیم نمیدونیم تو اینستاگرام ببینیم دیگران چطور اینی کردن با یک پیان با یک اکس با یک ویدیو روزمون جهتش عوض چه غمگیم باشیم یا خوشحال باشیم و میتونیم بیس دقیقه دیگه به معنویات به آفریدگار ما به هر چیز مثل این بپردازیم که کل زندگی فراد خوردن و لذت بردن

و میتونیم بیس دقیقه هم به یادگیری بپردازیم.

این ستا بیس دقیقه کل همش یک ست.

به یادگیری بپردازیم.

یادگیری هم کارهایی یکی از کارهاییه که ما رو در مد حمله یا برنده قرار میده.

من خودم در بدترین روزها که اصلا حالم خوب نیست کمه هم درد نکنه.

روحی هم خوب نیست دیدوزی هم مشکل سرکار پیش اومده توحین های زیادی از طرف مخاطبه و از جاهای دیگه به دلائلی که اصلا ربطی به اون من نداره اومده و چیزهای دیگه کافیه پونزده دقیقه یک ویدیو خوب ببینم از یک مدرس خوب دنیا که میگه مثلا من روش کارم اینه کل روز احتمالا میرم تو حالت برنده

و هرچه اول روزمون کارهایی بکنیم که در حالت برنده و حمله باشیم احتمال تعلول کمتر میشه هرچه اول روزمون رو اجازه بدیم دیگران تعین کنن در حالت بازنده قرار میگیریم براحتی تعلول میکنیم

حتی کارهای پیش پا افتاده رو همگاهی با کارهای خیلی پیش پا افتاده تش اولاویاتش رو عوض میکنیم که فعلا ما خیلی آدم بدبختی هستیم غربانی هستیم که قدر ما رو میدونه چرا باید اصلا زحمت بکشم این حرف ها رو باید دور برزیم با شروع درست روزمان آیا روزمان رو خوب و قوی شروع کردیم تزمینی هست که همین طور ادامه پیدا کنه؟ خیلی

کافیه شما فیلم سینمایی ساعت پنجه اصر آقای مهدان مادیری رو ببینید یک فردیه اگر اشتراک کنم وکیل بود یه همشین چیزی که آقای سیامک انسادی بازی میکنه روزشو با همین چیزهایی که گفتم شروع میکنه بیدار میشه یک خونه خیلی لوکسی داشت موسیقی میزاده قهوه درست میکنه خیلی موده خوبی ایجاد میکنه و از همون صبح اتفاقاتی میافته

تو زمستان بود آب گرم قط میشه موقع همون بود بعد میاد از پارکین خواهد چه نفر ماشینشو گذاشته دم در پارکین تا بعد از اون دستگیر میشه و بیمارستانو میگیرنشو چشاش قرمز میشه از یه جایی رد میشه که گازشکاور میزدن و این فیل نشون میده که همیشه همین وضعیت احساسی دستمان نیست حتی اگه روزمنام خیلی عالی شروع کردیم

ولی حداقل ما که سر کار میریم تا حد زیاده میتونیم حفظ کنیم این وضعیت احساسی رو از چیزهایی که احساسات ما رو زیر سوال میبره لطمه میزنه به احساسات دوری کنیم تا جای ما امکان پذیر هست

ما میتونیم روال روزانه خودمون رو هم تغییر بدیم که در وضعیت احساسی بهتری باشیم اغلب روال روزانه من خودم چه کارهایی انجام دادم دو سه تا کار برای شخص خودم برای فرد دیگه شاید صدق نکنه یکی از کارهایی که انجام دادم سال هاست رانندگی نمی کنم راننده بیاد بدم نبود آجانس نشد سناپ ماشین پارک بذارید باشه خرابش خیلی گذنه بهتری برای من چون رانندگی

هرس ایجاد میکنه در محل.

چرا مردم قواین را رایت نمی کنند؟ چرا این شخص بدون راه نما پیچید؟ وقتی میشنم سندلی پشت ماشین یا ای بوکی هم باز میکنم اصلا نیفرم که ای رسیدم سر کاش یا برگشتم.

یکی از تغییراتی که در من خیلی ترسیه مصبتی داشت که وضعیت احساسیم بهتر بشه، کارهای سخته هر جامعه.

تعلول هم کمتر بشه این بود که از اتاقم سالها پیش، پنج سی سال پیش، تلفون رو جمع کردم.

من در محل کار، یه اتاقی دارم، اتاق مادیده.

یک ویوه خیلی خوبی هم داره به یک باقی تو ولی اصر.

خیلی جای خوبی پیدا کردم که کلش ویوه باقیه.

در و از داخل غف

بعضی پنشنبه ها که همه ترتیلا میرم شرکت مقالهی بنویسم تحقیقی کنم یا هر چیز در و از داخل غفت میکنم تو اتاقم قطعه یا وسیله یا اسم تلفن وجود ندارد آیا کسی میتونه به من زنگ بزنه یا صحبت کنه؟ نمیتونه موبایلم هم میذارم تو کشور در و میبندم و

باعث میشه که وضعیت احساسی بهتری داشته باشه.

هر تماس میتونه اضطراب و نگرانی ایجاد کن.

حالا سوال پیش میاد خب تماس مهمی بود چی میشه اونها رو باید فکر کرده باشید.

دیگه خط اضافه ای براش شرکت میگیرید.

خط تماس دقیقی که اصلا تو سیستم سانترالویی چی نده مثلا به عزیزان و افراد مهم من میگید اگه موارد خیلی مهمی بود مستقیم به اون خط زنگ بزن.

و اگر اون خط زنگ ز

اغلب نگرانی های ما بیمارده.

اصلا هیچ کسی کاری نداره اغلب با ما.

یا خودمون عادت دادیم که برای هر چیز پیش پا افتاده با ما کاری داشته باشن.

پس روال روزانت نو چطور عوض کنید بهتر میشه؟ من خیلی وقته که تیکت ها و پیام هایی که برای سایت میادو چک نمی کنم.

همکارم چک می کنم.

من چک کنم شاید یه چیزی گفته شخص طوری من رو یک ساعت به هم برزه که میخوام الان یک دوره آموزشی دارست کنم بگم اصلا ولش کنم.

فیلا انجام ندارم.

وقتی مشتری هم دیدگاهشون اینه چرا باید این کار رو بکنیم؟

من دو سه روز پیش یک پستی توی اینستاگرام منتشر کردم.

از دید خودم دیگه بیهاشیه تدین چیزیه که میتونم منتشر کنم و ویوه بالایی بگیره.

یک سایت معرفی کردم که توش چنده هزار تا خلاصه کتاب رائیگان هست.

نوزویت میخواد نه چیزی نگفتم عددی کامنت کنید نه چیزی به من بدید نه منو فالو کنید گفتم این سایت دوست دارید وید کتاب بخونید.

حد درقل تو این دو سه روز بیشتر ست تا توحین و فوش و این آماده اینا رو دیگه خودم چک می کردم می خواهم بگم یک مورد کچیک می تونه وضعیت احساسیتون رو طوری برم بریزه که چه کار کنید؟ یک روز نتونید کار کنید تعلال کنید ترجیب بدید تعلال کنید و حق رو به خودتون بدید حالا مثلا در مورد کسی که یک کتاب معرفی می کنه یک سایتی که مال خودش نیست چه توحین هایی می توان به فستن؟

مثلا چیزی به زن تو میرسه.

من کلی دیدم خیلی آدم های خلاق و بابوشی وجود دارن.

از هیچی میتونن یه چیزی درست کنن.

مثلا یکی نوشته بود این کتاب ها همش جهددار امتخاب شده در جایت تخریب فرهنگ ما.

من یک کتاب سرش کردم بود.

یک کتاب سرش کردم نبود.

اینا یک کده اومدن برای تخریب ما.

الان سایت اصلا نه ایرانیه.

نه ربطی به ایران داره.

خارجی امریکاییه.

یه نفر نوشته ب

یعنی افراد اینقدر احمق هستن که خلاصه کتاب میخونن، خلاصه کتاب به چه درمی خوده؟ من در پاسخ الان دیگه اینو نتمستم خودم رو کنترل کنم، نوشتم به درد شما که اصلا نمیخونه وقتتون رو طلاف نکنید.

گفتم خب یه توحین نرمی بود توش که به درد نمیخونه، شما مگه نمیگه به درد نمیخونه؟ دو دقیقا دیدم فوشایی میفرسته که وسط اونا بلاک کردم دیگه بقیهشو ندیدم چی میفرست؟

و اینقدر پیام های عجیب غریب حالا یه مثال بودین چند روز چون ویو خوبی هم داشت من خودم کنشگاه بودم ببینم یک نفری که اصلا مهم نیست کیه برای ما اصلا چه اغده هایی داره چطوری بزرگ شده اصلا واقعی اکانتش فهی که صفر فالاره داره صفر پست داره اکس پروفایلش هم یه گلیه ککتوسیه چیزیه در واقعیت میتونه باعث تعلال ما بشه

یه پیام بده دیگه ما طولی به هم برزیم امروز بگیم اصلا ولش کن من بعد اینا محتوی طولی کنم نمیخواد اصلا امروز محتوی طولی نمیکنم ویدیو زب نمیکنم ویدیو رایگان ما باید محافظت کنیم که این پیام ها به ما نرسه ما باید روال روزانه هم نطولی عوض کنیم که براحتی مواردی پیش نیاد که ما رو در حالت دفاعی و بازنده ببریم و یک ایده خیلی جالبی از یه کتاب یاد گرفتم این

ما از روزهای مهم خودمون نه همه روزها شاید نتونیم بیاییم حد دقیقا از روزهای مهم خودمون محافظت کنیم بعضی از شرکت ها روزهایی دارن که اسمش رو گذاشتن EPD Extreme Productivity Day یعنی یه روز خاصیه میگن تو این روز مثلا میخواییم یک پروژه خیلی سنگین انجام بدیم میخواییم یک تغییر بزرگ در کسب و کارمون انجام بدیم به همه کارکنان حالا پنج نفر باشن یا پنج هزار نفر یا پنج

اعلام میکنن مثلا دوشنبه هفته بعد روز Extreme Productivity Day برای ما خیلی اهمیت داره تو این روز به همه اقوام فامیل خانواده بگید حق ندارن با شما تماس بگیدن به همه در رسانه ها همه جا اعلام کنید من اون روز در دسترست نیستم یک کار مهمیه دوستاتون زنگ نزنن پیام ندن

اون روز روز خیلی مهم میه و باید همه محافظت بشن از اوامل بیرونی چون میخواییم یک پروژه سخت و مهم انجام بدیم خیلی ده خوبیه به نظر من که نه همه روزها بعضی روزها میتونیم این کار انجام بدیم من اگر بخواییم بخواییم کار خیلی سختی انجام بدم

مثلا اولین کتابم رو که نوشتم ما یه باقی داریم خارج از تهران رفتم اونجا به همه گفتم ده روز فکر کنید من رو کده زمین نیستم اگر خیلی مورد ضروری نبود با من تماس نگیرید خیلی کار سختیه ده روز موبایلتونو خاموش کنید حالا سالها قبل بود

و شما یه تلفن باغ رو هم خب دوستانی که نزدیکان و عزیزان دارن لازم باشه زنگ میزنن ده روز نشستم و کتاب بردی بهشتم بود هوا هم بارانی خیلی شرایط خوب یه ویوه خوب درختان و استخد و بارش باران و اینها شما فقط خوب محافظت کنید از بعضی از روزاتون یا ده روز مطفالی

تعلل خیلی معنی پیدا نمی کنه.

اصلا در حالت حمله و همچین در حالت برد هستید که میدید یک کار سخت و شکست بدید.

یک پروژه رو اصلا به زانو در بیارید.

میتونید در این شرایط خودتون و خودتون رو در این شرایط قرار بدید.

من یک دوره از آقای دارنهاردی سبت نام کردم پار سال پیدیه دو سال پیش شاید.

خیلی دوره گیرون و وی آی پی بیزنس مستر کلاس رسمشید.

ایشون بعد از این که سبتنام میکنید یه ویدیویه که اونجای توضیحاتی میده میگه تبریک میگیم که سبتنام کردید سه روز لایو بود از صبح تاشه میگه یک درخواست دارم از اتون که حتما انجام بدید همین امروز بدید بعد اون سه روزی که لایو من هست یکی از بهترین هوتل های ممکنه رو رزرف کنید به خانواده بگید از خانواده جدا شید میدید تو اون هوتل هیچکی نباشه نیاز به کاری نباشه اول خ

حالا من هوتل نه رفتم ولی همچین کار شبیه سازی کردم که یه جایی برم هیچکی نباشه ولی ایشون به صورت غیر مستقیل میگفت از اون چند روزتون محافظت کنید اگر محافظت نکنید جدا نکنید تو یادگیری هم تعلل میکنید روزی 8 ساعت 10 ساعت یادگیری خیلی کار سختیه خسته میشه دوید ولش کنید حالا بقیه شو بعدم فیلمشو میبینم یا هرچی

و آقای دارنهاردی هم تنها کسیه که دیدم خیلی سخت گیره از من سخت گیره تره تو کلاس های حضوری و لایف ها و اینا ایشون برای دستشوی فرصت نمیده بدید مثلا میگید دو ساعت پایستره هم صحبت کرده تو چت میبنید مثلا میخواییم بریم دستشوی پنج دقیقه انتراک بدید میگه نه هر کسی میتونه تا سه ساعت مثلا خودشو حفظ کنه یک ساعت هم تعمل کنید بعد من یه سه دقیقه بهتون انتراک ب

و این سخگیده هم خودش روش جالبی بود خب تا اینجا اولین پنج تا راهکارو میخوام بگم که چطور تعلولتون رو کمتر کنید یا غلبه کنید اولین راهکارو گفتم از وضعیت احساسی خودتون به خصوص روزهایی که مهمه مثل گنج محافظت کنید تعلول فقط یک تصمیمه و تصمیم به احساس مربوطه اگر در اشارت احساسی بهتری باشیم تعلولمون کمتر میشه نمیدونم برای چند نفر شما پیش اومده که

هر مسافرتی که خوش میگذر از سر کوچه تا اون طرف دنیا هر کدوم که باشه خوش بگذر استراتی بکنید بعد که برمیگردید احساس میکنید باید برد کس با کارتون رو متعول کنید چون در شرایط احساسی بهتری قرار گرفتید الان موقعی هستید که کارهای خیلی شدید کارهایی از جنس حمله انجام بدید کارهایی پروکتیف کارهایی که تغییر بدید همه چیوه

وقتی مدت ها خسته هستید در شرایط احساسی ضعیف بعد پشت سرده هم کار میکنید لذتی نباردید در زندگی بدیهیه که تعلولتون هم بیشتر میشه مغزتون دستور میدهید کارهای پیش پا افتاده و انجام بدهید این اولی نیده حفظه یا محافظت از وضعیت احساسیمون باعث میشه تعلولمون کم تر بشه دومین راهکار خیلی کار باردید تصمیم بگیرید از امروز

هر کار سختی که پیش روتون قرار میگیده اصلا تمومش نکنید.

فقط شروع کنید.

شروع.

تکمیل و تمام کردن کار رو ولش کنید.

به خودتون بگید.

اصلا قرار نیست کل کار انجام بشه.

الان من میخوام یک کتاب بنویسم و تو مرتب دکترم.

الان میخوام شروع کنم.

پنج دقیقه بعدم نوبت همه.

اقلا به افراد خودشون میگن خب نمیشه.

باید بدم یه روز کاری از صبح بشینم در آرامه شروع کنم.

ولی به خودتون این رو روزی صد باید بگید.

زندگیتون رو عوض میکنم.

من نمیخوام کتاب بینستم.

میخوام یه رنگ جلد کتاب انتخاب کنم.

پنج دقیقه وقت دارم.

بدم تو آمازون.

بدم تو فیدیبو.

بدم تو دیژیکالا.

ببینم چه کتاب های رنگ جلدش جزبن میکنه.

رنگ جلد رو انتخاب کنم

حالا باز یه نیم ساعتی وقت دارم.

فکر کنم موضوع کتابم چی باشه.

عنوان نه ها موضوع کلی کتاب چی باشه.

مثلا درسته اگه من باشم در حوضه کسب و کاره در کدوم زیر مجموعهش.

یکم کتاب ببینم سرگرم شدم فکر کنم.

دو روز بعد الان رسید دیگه موضوع انتخاب شده رنگ جلد انتخاب شده میخوایم کتابمو بنویسم من کتاب اولمو اینطایی نشتن هیچ روش کتاب نوشتم بلد نبودم و نمیدونستم خب از کجا شروع کنم الان مقدمه خب کتابو نوشتم مقدمه شد چی باید بنویسم

فصل یک موضوعش چی باید باشه؟ یه ایده ساده به ذهن آمد با همین ایده ساده کل کتاب شکستن مرزهای فروش رو در ده روز نوشتم.

به خودم گفتم من که تالا کتاب نوشتم.

روششم بلد نیستم.

نمیدونم تو مقدمه چی بمیسنم.

نمیدونم چند فصله.

فقط میدونم موضوعش فروشه دیگه.

بیام یه فایل ورد باز کنم چند صفه هم انتر بزنم وسطای اون فایل ورد برای حفظ روحیم.

یه جمله اگه تو این کتاب از طرف من بود اون یه جمله چی بود؟ چه اعتقاداتی مثلا در مورد فروش دارم؟ من یه جمله بزنم اومد که هیچ وقت به زوری به کسی چیزی نفروشم ما فقط توصیه میکنیم خواست بخره نخواستم اونو نوشتم بعد گفتم دیگه اگه من یه کتابی در مورد فروش داشتم یه جمله دیگه کتاب که نمیدونم کجای کتاب میبود فصل اول، هشت، فصل آخر مقدار چی میشد؟ مثلا این که

واقعا جنس به دربخور اول لاشته باشیم بعد سعی کنیم بفروشیم فروشی نیست هر چیز بی خودی و به هر کسی بفروشیم اون هنر نیست اون دوزدیه اصلا فریب دادن ما خواهد هست اونو نوشتم بعد فکر کردم خب خودم چطور میفروشم تا الان مثلا باید خوب اطلاعات کافی بدیم اینو نوشتم کم کم این شد یک کتاب خیلی کار سختیه بعد جستگاری ختمی نویسید خب نزدادنش خیلی پیچیده است

بعد چار پنج جمله که می نویسید یه دفعه برای یکی از این جوانلات یه داستان بزنه تون میاد پار سال خودم رفته بودم نمائشگاه یه نفر بزرگ می خواست به من چیزی بفروشه من باش جروبه هست کردم نخریدم که یچی جروبه هست هم کردم اون داستان رو نوشت و کم کم شد کتاب پس یکی از بهترین روش های غلبه بر تعلل اینه که بزرگترین پروژه های دنیا رو به خودمون بگیم الان که نمی خواهم تمامش کنم

الان کچکترین قسمت ممکن رو انجام بدم.

هر چقدر تونست.

و این مغزمون رو فریب میده.

مغز قدیم رو فریب میده.

میگه این دو دقیقهی که میخوایی رنگ کتاب انتخاب کنی احتمالا احساس بدی نخوایید رو شروع کنید.

مشکل پیش نمید.

و شروع میکنید کم کم پیش مید.

شروع به جای تکمیل.

دومین روش غلبه برای تعلیم اینه که شروع کنید اصلا به فکر تکمیل نباشید.

کچکترین اقدام ممکنی که برای یک پروژه بزرگ انجام میتونید بدید چیه؟ اونو انجام بدید.

کچکترین اقدام ممکن.

برای یک پروژه من وقتی گاهی پیش میاد اصلاً حسله ساختن یک جلسه جدید از یک دوره رو ندارم ما حالاً در حال ریکارد دورهی به اسم اینستاگرام مارکتینگ هستم که یه جلسهش مونده یک شنبه باید ریکارد کنم و تموم شد چند هفته پیش واقعاً حسلهش رو نداشتم در شرایطی بودم خیلی خسته و تحت فشار و نراحت و اینا

الان باید مثلا جلسه هشت دوره اینستاگرام مارکتینگ رو درست کنم.

اول باید پاورپوینتش رو درست کنم.

بعد روز بعدش ریکورد کنم جلوه دور.

من واقعا این رو به خودم میگم.

میگم من یه پاورپوینتی دارم.

سلاید اولش یه اکس اینستاگرام مارکتینگ پایینش نشته جلسه هفت.

برمون هفت رو پاک کنم هشتش کنم.

یه سلاید ساخته شد.

بعد نیست دیگه الان سی ثانیه وقت میبوده.

یه سلاید ا

و بعد به خودم میگم خب موضوع کلی جلسه هم انتخاب کنم دیگه بلش کنم.

موضوع این جلسه مثلا تحلیل آمار و ارگام در اینستاگرام باشه فقط میرسم تحلیل اینستاگرام خب یه عکس خوب بابو شنسنوی درست کنم یه نفر داره تحلیل میکنه تو اکانت اینستاگرام پنج دقیقه عکس پیدا کردنم کار لذت بخشی عکس ساختم بابو شنسنوی کار لذت بخشی اونم انجام میدم بعد حالا اصلا نمیخواستم شروع کنم و به خودم میگم خب حالا چار پنج تا پارامتر و عددی که حتما بای

چون خودم خودم فریب میدم.

حسله ندارم درسته.

نمیخوام انجام بدم درسته.

میتوانم که اون عدد هفت و عشت کنم.

اولین سلایت ساخته شدی.

جلسه هشت.

حالا بقیه شویه کاری میکنیم.

کچکترین اقدام همون که.

قانون دو دقیقه رو که آقای دیوید آلن تو کتابش توضیح داده.

من یک ویدیو کتایی هم ریکارد کردم تو گوگل سرش کنید میتونید از سایتمون ببینید.

قانون دو دقیقه میگه که هر کاری که کمتر از دو دقیقه طول میکشه رو نه برنامه ریزی کنید نه یاد داشت کنید نه به بعد محکول کنید.

همون لحظه انجام بدید.

مثلا شما یک قهوه خوردید این فنجون رو میبادید به سمت سینگ.

شستن این فنجان زید دو دقیقه طول میکشه یا پیشتر از دو دقیقه

اگر آقا هستید ده ثانیه فوقش.

اگر خانم هستید اون خیلی تمیزنه یه دقیقه یه دو دقیقه.

پس همیشه کار اشتباهیه که ما فنجان قهوه رو بذاریم توی جایی که بعدن باید چسته شید.

همون لحظه باید چسته شید.

حتی دقیقا یه بار دیگه اون مسافت رو از یه اتاق یا از حال باید پذیرایی برید تا هاشپسخونه یا هر جایی که هست بشورید اطلاف علکی همون جا بشورید

سال هاست این کار رو انجام میده.

شخص زنگ میزنه میگه پسوردمو تو سایت میخواهم عوض کنید.

چون دو دقیقه بیشتر معمولا طول نمی کشه معمولا.

حالا گاهی هم استثناء پیش میده.

هیچ وقت نمیگم خوب یاد داشت میکنیم نیم ساعت بعد.

همونجا که دارن صحبت میکنن همکارا میرن تو سایت پروفایل کاربری پسوردشو عوض میکنن.

در پایین مکاله میگن پسوردتون این شد.

حالا بعدن خواستید خود

حالا واقعیت زندگی اینه که خب اغلب کارها بیشتر از دو دقیقه طول میکشه ما تو کسب و کار یا تو بیزنس یا به عنوان مدرس کارهای کمی داریم که دو دقیقه طول بکشه یا کمتر آقای دیوید آلن این قانونش یک تبصدهی هم داره میگه هر کاری که بیشتر از دو دقیقه طول میکشه اگر همین الان میتونید دو دقیقه اولشو انجام بدید الان من میخوام یک کار خیلی سخت انجام بدم

میخوام یک حمایش برگذار کنم و دو دقیقه فرصت دارم.

تو دو دقیقه چه کار میتونم بکنم؟ تو گوگل سرش کنم دو تا سالون حمایش جدید اکسشو ببینم.

همین.

حالا بعدن یه دو دقیقه دیگه ای هم داشتم چه کار کنم.

در ماید موضوع همه اش دو دقیقه فکر کنم.

به نتیجه هم نرستم مهم نیست.

و قانون دو دقیقه فلسفه پشتش چیه؟ فلسفهش این نیست که دو دقیقه کار کنیم رها کنیم.

فلسفه پشتش اینه که با دو دقیقه میتونیم مغزمون رو فلیب بدیم.

دو دقیقه که کاریو شروع کردیم میبینیم انقدر ترسناک و وحشتناک نبود که

خیلی هم وحشتنک نیست ادامه بدید.

من هر وقت پاورپوینت هم رو باز میکنم، اون جلسه هفت رو میکنم، جلسه هشت، احساس بکنم پاورپوینت ساختن که همشون کار ترستن که ایستاله یه سلاید هم درست کنم تا اینجا که اومدم.

فایل رو باز کردم، میرم میرم میبینم، گاهی تمام میشه، گاهی هم نصفه میمونه، بعدم تمام میکنم.

و یک نکته خیلی مهم اینه که ما اغلب انگیزه شروع کاری رو ند

ما خیلی بچه بودیم این قدیمی ها و مادر بزرگ ها و اینا وقتی سرما خورده بودیم و اصلا نشته های خوردن قضا نداشتیم به ما میگفتن من صوب دوست کردم صوب خوشمزده از تو لیمون ریختم روشونه اینا من فقط ازت میخوام یه قاشاق بخوای و نخوش من میگفتیم ببین و اصلا اشتناب یه قاشاق بخوای

یه قاشق سوپ خوشمزده ای باید اصلا اشتراح ندارید چون بیمار هستیم صرف ما خوردیم احساس می کنیم اشتراح نداریم که خیلی هم لیمون داره و لیمون تازه و خوشمزده یه قاشق بخوریم میتواند از دست اون فرد میگیریم و کلشون میخوریم یعنی اقدام گاهی خودش باعث میشه انگیزه ایجاد بشه همیشه لازم نیست انگیزه داشته باشیم تا اقدام رو شروع کنیم یک کم از کار رو شروع کن

و وقتی کاری رو یکم پیش میبریم، پیش روی خودش احساس خوب ایجاد میکنه.

من وقتی میگم یک پاورپاینت درست کنم فقط سلاید اولش و پونزده تا سلاید کلن فقط هفت و هشت میکنم جلسه هشت.

احساس میکنم پیش روی داشتم.

یک پانزده همه کار انجام شد.

در صورت که یک پانزده همه انجام نشد سلاید های باید سخت هست.

ولی این احساس باعث میشه دوست داشته باشم بیشتر پیش روی داشته ب

اینم پس دومین ایده بود.

اولین ایده برای غلبه برای تعلل چی بود؟ این بود که وضعیت احساسی خودمون رو حفظ کنیم چون احساسات باعث میشه تصمیم بگیریم تعلل کنیم یعنی.

دومین ایده این بود که تصمیم بگیریم فقط شروع کنیم.

به این فکر نباشیم به پایان برسونیم وقت دادیم موفق میشه.

شروع تصمیم خیلی آقلانه تدیه.

فعلا شروع کنیم بعدش دیگه ببینیم چی میشه.

سه وامی نیده اینه که آمادگی ذهنی قبلی داشته باشیم برای کارهای مهم برای کارهای کلیدی من آمادگی ذهنی قبلی به ما کمک میکنه کارها راحت تر شروع کنیم و اگر هم به مشکلی خوردیم ادامه بدیم

من اینطوری بگم ما از بچگی تحت تحصیل آموزش اطرافیان والدین فیلم هایی که دیدیم جامعه و هر چیزی یک سری شرط هایی در ذهنمون شکل گرفته که بعضی ها شاید تبدیل به باوره همون شده یک سری پهانگاه کیوها دوستانی که ریاضت جدید خوندید قدیم یا الان نمیدونم تو کتاب های درسی هست یا نه یه پهانگاه کیو اگر په اگر این اتفاق افتاد نتیجهش اینه که این کارو باید ان

این پهانگاه کیوها شاید اغلب اشتباهه.

ما اینها رو باید برای غلبه برای تعلل تصیح کنیم.

مثلا خانواده ما در بچگی چون شاید خیلی به فکر ما بودن تا دیدن یکم حال ما خوب نیست گفتم ادرسه نرو.

ما چه پهانگاه کیوی در ذهن ما شکل دادیم؟ اگر حال ما خوب نیست کار ماهمها رو باید تطیل کنیم.

باید استرات کنیم.

البته برای من اغلب این طور نبوده یعنی من اگه حالا هم جدی خوب نبود میگفتم برو برف اومده یمت برفه چیز نیست میده یاد میگیری که چطور تو یمت برف راه بدی و برسی به مدرسه و این باعث شده پهانگاه کیوه بهتری شکل بگیره که الانم به خودم به تو هم راحت بگم خب سرم درد میکنه دیدوز یه نفر سر منو کلاه گذاشته عدد زیاد بوده نصفی از حسابم خالی شده ست تا توحین هم داشتم تو اینستاگام و

حال فیزیکی من خوب نیست.

کلسترال هم یکم بالا رفته.

الان سرم گیج میده.

این په آنگاهش چیه؟ پس بشینم کتابم رو بهفیزم.

این په باعث بشه که کیوین باشه بدم بخوابم.

و یک اسطلاحی به انگلیسی وجود داره به اسم پری

determination یا به فارسی شاید بتونیم بگیم هم مصمم بودن به انجام کاری یا یک چیزی ولی من تجربه بیدم کلمه پیش مصمم رو انتخاب کنم با این که خیلی شاید دوست نباشه predetermined بودن به چه معنیه؟ یعنی از قبل صد درصد تصمیممون رو گرفتیم خب فرض کنید یکی از عزیزان شما

هنگام رانندگی زده به یه نفر اون فرد افتاده زمین هیچیشم نشده داده عدا در میاده نمایش بازی میکنه میگه حالم خوب نیست و ببرید من رو بیمارستانه الان رضایت نمیده یک فرد متقلب زدنگی که میدونید میخواد از شما سو استفاده کنه اون فردی هم که زده بهش یکی از افراد خانوادتونه شما میخوایید بدید رضایت این فرد رو جلب کنید

دوتا حالت دارید یا پری دی ترمیند هستید پیش مصممید یعنی به خودتون سد باید گفتید ایشون هر چی گفت زدنگوازی کرد توهین کرد من لبخند میزنم مزد خواهی میکنم و هر جو شده رضاعتش رو جل میکنم چون پای عزیزم در میانه باید شب بازداشتگاه بخوابه نمیخوام این اتفاق بیفته

و میدهید ایشون توحین میکنه میگه برو به اون فرد خانوادت رانندگی یاد بده کی به شما گفاین ها میدهد شما باید حفظ کنید خون سردیتون توحین میکنه به خودتون چرا دید اومدی فلان خسارت میخواد در صورت که حقش نیست شما همه این کارها رو انجام میدید رضایت رو میگید و اون فرد عزیز خانواده از بازداشتگاه در میاد با این که مقصد هم نبوده ولی خب اون شخص رضایت نداد اگر این طریق پیش

میدید اونجا کلانتری نیم ساعت بعد چون ما توی بازداشتگاه بغلی نشستید حالا یه نفر سه باید بیاد برای دوتاتون رضایت بگیر چرا؟ چون وقتی ما

مصمم نیستیم، آمادگی ذهنی صد در صد ندادیم، مغز ما آمید تو حالت درد و لذت، توهین کرد باید این تخلیه کنم خدا ما، بیشتر توهین کنم، دیگه منطقی تصمیم نمی گیریم، در زمین تعلل هم دقیقا همینه،

اگر صبح فردا میخواییم بیدال بشیم و تصمیم بگیریم من یک ویدیو ریکورد کنم یا نه اگر خوب بودم ریکورد میکنم اگر اوضاع خوب بود ریکورد کنم یا نه من بهتون قول میدم ریکورد نخواهید کرد چون پیشمسمم نیستید اون پهانگاه کیوتون رو نساختید که په اینه که فردا صبح هل شداریتی پیش اومد حالم هل طولی بود کیو باید این باشه که ما این ویدیو ریکورد میکنیم

در این حالت کار انجام میشه.

دقیقا مثل مثالی که زدم.

په هرچه بود شخص توهین کرد.

خواست باج بگیره از من.

بی احترامی کرد.

من خونسردی ها حسن کنم.

رضایت فرد رو جلب میکنم که عزیزم خارج بشه از اون وازداشتگاه.

پس مهم نیست په چی باشه.

په هرچی باشه.

ما در خیلی از کارهای کلیدی و مهممون اینطوری عمل نمی کنیم.

اینطوری عمل می کنیم که در حالت لحظه ای مغز بره تو دیفالتش که چه چیزی لذت بخشه چه چیزی دوری از درده لازمه داد بزنیم لازمه کار انجام ندیم لازمه فرار کنیم بگیم آقا من اصلا کار نمی کنم بریم خونه بخوابیم وقتی اینجوری از پیش تصمیم گرفتید و مصممید خیلی نتارج متفاوت می شه

من وقتی تصمیم میگیدم کتابی بنویسم به همه اعلان میکنم به همه میگم در این چند روز باید کتاب تموم بشه با من کاری نداشته باشید دیگه اگر توان چهار پنج روز اون کتاب رو تموم نکنم باید به صدها نفر پاسخگو باشم شما هم که همش حرف میزنید و نتونستید که تازه فهمیدید دنیا واقعی چطوری باید کلی تا این تعمال کنم پس مصممم هم که هر چی شد اون کار رو پیش میبرم

و یکی از بهترین مثال ها برای این موضوع آقای هنری فورده.

آقای هنری فورد هیچ سوا دو دانش مهندسی نداشت تصمیم میگیده یک اوتوموبیل اگر اشتغال نکنم هشت سیلندر یک پارچه که کار خیلی سختیه ساختنش

درست کنه و یک تیم مهندسی جمع میکنه میگه من اینو میخوام و اونا میگن تو اصلا مهندس نیست اما که مهندسیم و میفهمیم نمیشه اصلا یک پارچه نمیدونم حالا ریختگری اسمش چیه اونو درووردنش امکان پذیر نیست ایشون میگه اصلا شما کاری نداشته باشید شما راه پیدا کنید حقوق بگیرید اضافه کار میدن بیشتر راهشو پیدا کنید یه مادت بعد باز میگن نمیشه

میگه یا از این تیم خالد شید یا حقوق بیشتر میدن راهشو پیدا کنید و بالاخره ساخته میشه این موتور کسی که

آمادگی زهنی قبلی داره مسممه که کاری انجام بشه دیگه هر بحانهی میره کنار تعلل یک چیز خنددار به نظر میاد و کار انجام میشه حتی اگه کل دنیا میگن غیر ممکنه انجام این کار ما باید برای کارهای مهم زندگیمون اینطوری آمادگی زهنی داشته باشیم من میرم و این کارو انجام میدم دیگه اصلا همچین گذینه قابل تصور نیست که نرم و انجام نشه به هر قیمتی

آمادگی ذهنی بسیار مهمه پهانگاه کیوهای ذهنیتونو عوض کنید یکی از ساده ترین کارهایی که توصیه میکنم انجام بدید اینه که کارهایی که قبلن قرار بود شروع کنید و شروع نکردید رو سال قبل تصمیم گفتید یه همه هایش برگذار کنید و نکردید الان فکر کنید بردید یادتون میاد چرا برگذار نکردید اگر یادتون اومد اگر یه پهانگاه کیوه اشتباهی تو ذهنتون بوده که ما سه

اون پهانگا کیوه تونو الان عوض کنید از اول تست کنید من هزار جا میدم از هزار جا اولین جایی که مجاوز داد من اون حمایش رو برگذارم

من بجه ندارم مثلا پول ندارم سالون همایش اجاره کنم کل سالون های ایران رو کل سالون های ایران نشهرم و مذاکره میکنم اولین جایی که قبول کرد رائیگان اونجا همایش بذارم اونجا همایش بذارم ازشون خواهش میکنن یه پذیرایی هم بدن به مهمونم میدونید من چند نفر میشنستم این کار رو انجام دادن از شاگردار دوره کارخانه تولد اطلاعات گفتن پول ندارم یه پسر

توی خوزستان کمسن به کنکوری آموزش میده.

چند سال پیش شرکت کرد.

اومد پیش من و گفت من هیچ پولی ندارم.

این پولی هم که آمدن دور کارخانه تولد تلات به سختی فراهم کردم.

من میرم یه همایش چند ست نفری تا جلسه بعد برگذارم می کنم می آم.

پولم ندارم ولی روم زیاده.

کم نمی آم.

اینقدر رفته بود مذاکره کرده بود یه سالون شهرداری پیدا کرده بود گفته بود میخوام بعد کنکوری ها یک آموزش رایگان همایش داشته باشم گفته بودم باشه و پس از دوندگی و اینا اجازه داده بودم گفته بود یه پذیرایی هم به اینا بدید کنکوری هم من هم پول ندارم بدن چای و کیک و اینا هم از طرف شهرداری خریده بودن و میز پذیرایی و اینا ویدیو پروژکت و همه چی دوت کرده بودن بیا سخنران

این فرد آمادگی ذهنیش باعث میشه که تعلل معنی نداشته باشه میدم تا نتیجه میگم اگر آمادگی ذهنی اون مسمم بودن ذهنی رو نداشته باشیم با اولین درد و لذت اولین نفر به من توحین کرد احساس درد داشت دیگه دوم اینجا نمیدونم پیشناد برم تمام شد ولش کن اصلا قدر ما رو نمیدونن بهتر امایش باید گذار نکنیم و تعلل میکنیم چهارومین نکته یا چهارومین راهکار برای غلابه برای تعلل

دوری از وخفه کتاهه وخفه کتاه منظورم یک فعالیت یک تسکی که ما یا قبل از شروع کار ما هم انجام بدیم یا بین کار ما هم کیار در بچگی این طوری بودید که مثلا من از پنج و نیم شروع میکنم درس خوندم باید میشد پنج و سی و پنج دقیقه خب ولش کنید شیش بشه ران من از شیش دیگه شروع میکنم درس خوندم حالا یکم به چرخم غیرم

از یک وقفه کتاهی شما سو استفاده میکردید ما هم همه که خیلی هم کتاه نبود اسمش کتاه بود و میدونید نیم ساعت وقت تلف شد بزرگم که شدیم هیچ چی عوض نشد یعنی الان به هر کدوممون به خودم بگن برو یک کار سخت انجام بده

اولش میگم یه اینستاگرام نگاه کنم ببینم فالویرام زیاد شده یا نه.

بعد کار سخت رو شروع کنم.

یه دقیقه نمیشه دیگه.

میدم فالویرام رو چک کنم.

اه یه نفر یه کامنتی فرسته.

چی نوشته؟ اه بیخود کرده اینو گفته.

ازا جوابشو بدم.

دارم جواب میدم.

اونم جوابشو میده.

بعد میدم نیم ساعت گذشت.

اصلا این وقفه نه کتاه بود نه مفید بود.

فقط داشتم خودم رو فریب میدادم که سراغ

سختر و اصلی نرم حالا در دوره های مادریت زمان هزار بار همه تون شنیدید که نزارید دیگران در کارتون انترابت یا وقفه ایجاد کنن مثلا همکارتون میاد میگه یه لحظه مثلا یه روگوشی منجام میدی زمان اینایی برای سی ثانی هست خب اینو همه همون بلدی ما یاد گرفتیم کار سختر اینه که به خودمون اجازه ندیم برای خودمون مرتب وقفه ایجاد کنیم به خودمون اجازه ندیم که

برای فرار از کار اصلی حتی برای پنج دقیقه فرار که پنج دقیقه دیتر شروع کنیم یه وقفه کتایی ایجاد کنیم شاید کلن چون تعلیل یک تصمیم گیری احساسیه تو اون پنج دقیقه تصمیم بگیریم مثلا ولش کنیم امروز شروع نکنیم به همین راحتی منصرف بشیم و کار مهمی را انجام ندیم

پس منظورم از نکته چارون میبود تغییر موقعتی اولویت به دلیل کتاه بودن کار پست باعث ترلول میشه ما اولویت رو عوض میکنیم میگیم کار اصلی رو انجام میدم سه دقیقه بعد هم شروع میکنم ولی فعلا یه کار کچیکی که حالم رو خوب میکنه از اون حس منفیه بعد میتونم پناه ببرم بهش رو انجام بدم بعد میرم سراغ کار اصلی و اون کار اصلی رو دیرتر شروع میکنیم و معمولا باعث درد سر میشه

اصلا قبل از شروع کاری وقفه یا کار کتا نداشته باشید.

یکی از بهترین عادت ها که خیلی کار سختیه.

من سالها برای شکل دادن این عادت در خودم یک کامپدان تایمر یا تایمری روی دستاپ ویندوزم نست کردم.

الان دیگه پاک کردم بعد سالها.

نیازی نمیبینم ولی سالها این کار رو کردم وقتی میرسیدم محل کار کامپیوترم رو روشن میکردم ویندوز که بالا میاد با اون ستارتاپ تعریف کردم یه تایمل میده کامپتان نیست کامپتان اونه که زیاد بکمه یه تایمل میده جلو

و این تایمر و صدومه ثانیه هم داشته هم ثانیه داشته هم صدومه ثانیه این تایمر باعث میشه خب یه چرخی میزنی دوتا بیان بشن و از پنجره ببینم اون ماشین چرا اونجا پارک کرده چرا پرنده قشنگی روده رخت و اینا ببینم هفت دقیقه و سی و هشت ثانیه گذاشته از روز کاری منوز هیچ کاری نکردم

یعنی با اسم شدیم وقفه های علکی یا بریم علکی ما همکارو گپ بزنیم و چه خبر رو دیدید دیروز فوتبال چی شدین چی شد اول روزکاری حد دقل خیلی عرضش منده خوب پیش بریم یا یک ساعت دو ساعت کار سنگین بدون تعلول انجام بدیم حال ما خوب بشه بعد برای جایزه خودمون بریم با همکارو هم صحبت کنیم نتیجه فوتبال دیشب هم عرضیابی کنیم

پرندر هم سر بزنیم همه چی رو سر بزنیم ولی نه اول صبح به محض شروع کار این خیلی عادت هم هم میه افرادی هم هم میشنستن تو محل کارشون نیم ساعت طول میکشه تا کامتر رو روشن کنن شروع بکار کنن

اول میشینن کپشنشون رو تامی کنن خب چای نیورده عبدالچی برم ببینم چه خبر آد خیلی عادت خوبیه سرکار میرسید در بدترین حالت یه دو دقیقه دستات نمیشونید به علت رایت بهداشت و این چیزا و عادتهایی که از کلونا رایشتره شده میشینیم کامپتر روشن شروع میکنیم یکی از کارهای اصلی من که از قبل تعین کرده میشه نه اینکه الان تازه فکر کنم چه کاری باز میدم صداق ساده ترین و

نزارید به هیچی این خیلی تمنه ساده است دیگه هر کار اصلی میخوایید شروع کنید اجازه ندید حتی یک ثانیه یک کار کمرزشی رو فیلن انجام بدید بعد بدید سراغش به خودتون بگید به این آگاهی برسید که این فریب مغز همه خودم دارم خودم فریب میدم که تا جای ممکن اون وقفه رو هم کش بدم زمان طول بکشه که این کار اصلی دیری تر شروع بشه کار اصلی که دیری تر شروع میشه استرابتون میده ولی

و بعضی از کارهایی هم که تعلل میکنیم اصلا زمانبر نیست شاید پنج دقیقه است ولی خیلی ترسناک از لحاظ احساسی باید ایک اضطراب خیلی سنگینی را تعمل کنیم برای این انجام نمیدیم مثلا من دوستانی ها میشناسم که

یک کارمند نامناسب رو پنگ سال دارن تعمال میکنن.

نامناسب که میگم نه این که بازدهیش یکم پایینه یا کونت کار میکنن.

این مواد اخلاقیه که به زربه میزنه به اون کس با کار.

مثلا فریب میده.

هم مشتری رو فریب میده پول بیشتر میگه هم شرکت رو فریب میده پول رو میخوره این وضع.

شخص مادی پنگ سال اخراجش نکرده.

هر وقت هم به این جلسه ای امروز یکم شدارت هم خوب نیست بدون یه روزی که سر و غزم بهتر باشه دیگه میخوام خداحافظی کنم خوب باشه فردا مثلا امروز حالا مثلا نزدیک آخرم های بزارید حالا بگو بدیم یه دو سه روز بعدش دیگه تصمیم همه پنگ ساله نمیتونه یه تصمیم بگیر

الولی که کل کار پنج دقیقه است من روششم بهش گفتم اون شخصم ناراحت نمیشه و اون فرد کل اون پول هایی که میخوده در ماه میشه دو سه ملیون شما بهش پیشنات بدونم سی ملیون هم اضافه میدم همین امروز بود و از شرکت بود یه جایی دیگر همین فریبا رو پیاده کنید بچه خوشحالیه بیده ازتون تشکرم میکنه قدچناسیم میکنه

همه تعهدات وزارتکار و همه چی بدید یه پول اضافی هم بدید سه ماه همه وقت بدید بگید مهمون من بیکار برو خونه بخواب سه ماه از طرف من بعدش یه کاری پیدا کن ببینید چطوری میده یکی هم فکر شده و استراتیجیک باشه اینقدر ترسناک هم نیست شخص اونجا داد و عوار کنه و اینو خودش هم میدونه فریب میده و با یه شکارت اصلا درد سر میشه براش با خوشحالی میده ولی پنج سال شخص موفق نمیشه کار

بعد سال ها میتونه یک احساس مصبت که کارکنان دیگه هم احساس کنن اینجا بیادالتی نیست، اوزا بهتره یه نفر سور استفاده نمیخونه، کل جبهتین بهتر بشه ولی انجام نمیتونه پس این از این وقفه های کتاه و بحانه ها و دیدید بچه ها رو یه کار سخت برش میسپارید معمولاً چی میگن؟ بیا دستشوی برم، دستشوی نمیخواد برشم یا یه آب تشتم شد، یه آب بخورم بعد بزرگم که میشی

به جای آب خوردن یه بحانه ای پیدا میکنه من زنگ بزنم یه کار مهمی اونو حل کنم بعد نمیدونیم مستقیم صد اصل مطلب من در کتاب افزایش عمل کرد که خیلی سال پیش نشتم بارها هم ویرایش شده بهبود پیدا کرده و توصیه میکنم حتما بخونید

توضیح دادم که واقعا هیچ کسی تا جایی که من دیدم اگر 8 ساعت در محل کاره یک ساعت هم با این میارهای بالا کار نمی کنه.

مغزشون در یه حالتیه به اسم گریزون یعنی نه صد درصد درگیر کاره نه جدا.

همزمان داریم کارو پیش می بریم و فکر بردازورم هستیم خونه باید این کارو انجام بدم.

همزمان با همکارم صحبت می کنیم.

نوتیفیکیشن هم چک می کنیم.

معلومه کاری از پیش نمی

و پنجومین و آخرین نکته برای غلبه بر تعلل اینه که از امروز تصمیم بگیرید خیلی عجیب آباز برای فریب مغزمانه.

من از امروز کار بی نخص انجام نمیدن.

اصلا دوست دارم کار با نخص انجام بدن.

البته واقعیت اینه هیچ وقت شما کار بی نقص انجام نمی دادید.

همه اش نقص داشته.

ولی به این بحانه که من کار عالی می خواهم انجام بدم کار ایدئال کارها رو به تحقیق می داختید.

از امروز با واقعیت رو به روشید.

اصلا کارهای ما هیچ وقت بی نقص نیست.

هیچ وقت هم عالی نیست.

هیچ وقت هم عالی نخواهد بود.

چون تاخره هم جای پیش رفت دارید.

پس از امروز تصمیم بگیریم مثلا می خواهم کارها ر

به فکرش هستم یه کچلوه هم دیدم آبی اونو بخدم دیگه در فرصت هم نمی کنم برم بخدم اونو بخدم دیگه شروع کردم من به این فرد میگم آقا یک کار افتزاه انجام بده امروز با بدترین لباسی که تو خونه دادی قدیمیترین کچلوه های تو بپوش بدرنگترینی که از دید خودت افتزاه بپوش و یک ساعت دوره آموزشتو زب کن

این نشون میده داره پیشرفت میکنه.

نه این که یک ماه به دلیل تهیه کتچلوار یک ساعت آموزه زب نکرده شد.

من یک دوره یه جایی صحبت میکردم به اسم مسترمانی مادیان در مورد باورها و اینا و تحقیقاتی بود که خب در همون عدت اخیر انجام داده بودم و تحقیقات زیادی نکردم در این زمینه و اصلا کارم نیست تخصصم نیست علاقه اصلیم نیست.

و آقای دکتر معظمی هم تو اون جمع بودن که تو این زمینه ۳۰۰ سال تجربه داد.

با خیلی هم با لبخند و گوش کردن و اینا آخرم رفتم پیششون گفتم خیلی حرس خوردن مثلا میتونستم بهتر ارائه بدم و میتونست مثلا یکی دوتا نکترش با مثال بهتر شما هم اینجا بودید میخواستم خیلی بهتر توضیح بدم اینا خوشحالتر میدونم.

اینجوری نگاه کرد که مثلا چی میگی؟ گفت سال بعد همین موقع این دوده هر سال تکارش.

به نظرت بهتر خواهی گفت؟ گفتم بله.

گفت سال قبل اگه همین مطالب رو میخواستی بگی در همین حدی که امروز گفتی میگفتی گفتن.

همین دیگه هر سال داری پیش رفت میکنه.

هیچ چیزی عالی نیست.

سال بعد هم که همه این نکاتی که گفتی مثال رو هم اضافه کنی بازم عالی نمیشه.

خیلی زهنیت خیلی ساده

رقابت سر اوناییه که کار انجام میدن.

حالا عالی هم نبود نبود.

کار با نخص هم انجام میدید شما.

نمیخواد عالی باشیم.

افتزا.

کار افتزا چند تا انجام میدید.

روز پنج تا ویدیو رکورد کنید که هر ای که میبینه بگه چقدر نورش افتزایه.

چقدر رنگش افتزایه.

خیلی خوبه.

با همون پنج تا ویدیو توجه یه نفر رو جلب کردید که نظر میده.

خودتون یه اعتماد و نفسی پ

پس ایدئالگرایی که به نظر من یک توهم بیشتر یعنی اونایی که میگن من ایدئالگرام کار عالی میخوام انجام بدم نمیخوام کار عالی انجام بدن میخوام کار انجام ندن ایدئالگرایی خوبه یا بده؟ عالیه بله دید کار عالی انجام بدید انجام بدید همین الان یه ویدیو زبن کنید عالی اگه انجام نمیدید که یه روزی عالی انجام بدید ایدئالگرام نیستید فردت

فردی هستید که تحلول دادید فرار میکنید از کار پروکرستینیشن اتون تحلول اتون خیلی بیش از حد استاندارده که فرار میکنید از واقعیت زندگی کل موضوع اینه ایدالگره های خیلی عمالیه من تو تمام کاره هم تک تک اکسان برحد ایدالگره هم که شما کنار من بشنید کار کنید یک ساعت بگذاره میگید اصلا ولش کن من مدرس نمیشم

الان اکسایی که امروز تو سلاید ها دیدید دیروز من تا ده شب شرکت برم.

سه ساعت فقط اکسا زمان بردم.

مطلب بازنگریش و تحصیلات کچی کم چند ساعتی زمان بردم.

خب پس ایدئالگدایی خوبه یا خوب نیست؟ میتونستم تو نیم ساعت همه کار انجام.

ایدئالگدایی عالیه به شرط این که محلت دادید.

محلت دیدلائن دادید.

محلتش این امروز صبح باید آماده باشه.

دیگه اگر از یکی

پس ایدرالگرا باشید ولی به خودتون بگید آقا من میخوام اصلا کار با نقص انجام بدم و سریع که تعلولتون که همتر بشه.

یه مدت اینطوری تمرین کنید که کارها رو انجام بدید بعد بفرک کفیت باشید.

کارها رو انجام بدید بعد بفرک کفیت.

میدونم در هر کار این جمله ای که میاد صدق نمی کنه.

ما نمیتونیم یه ساختمون درست کنیم تهم شده بعد بفرک کفیت باشیم پیش خوب بود یا نه.

اون بحثش جداست

ولی کارهایی که ما روزانه انجام میدیم در مقیاس خودمون با من مدرس و کارافرین ها یه ایمیل میفرستیم حالا متن هم صد درست دالی نبود بعدیش رو بهتر میکنیم یه ویدیو میذاریم فوقلاده نبود دفعه بعد تحصیلش میکنیم فاجعه ای پیش نمیاد از کار بی نخص دودی کنید از امروز بگید آقا من اصلا عمدن میخواهم کارهایی با نخص انجام بدم ببینید چقدر سریع میدید صداق اون کارها من میخواهم

که جودتش رو داده بیاد کیا ولدید یک مقاله افتضاه به همسید حد دقل باید صد تا اشتباه املایی داشته باشید

خیلی تعلولتونو کم میکنه.

بیایید بشنید یه مقاله افتضاه بنویسید.

بعد میبینید افتضاه هم نشد.

بعد میبینید یه روب هم ویدائش کنید.

خیلی هم خوب شد.

نیم ساعت هم خیلی وسوس داشته باشید.

عالی شد.

تمشید.

ولی اگه از اول من ذهنیت هم اینه.

باید از اولین کلمه یک مقاله عالی بنویسید.

اصلا اون مقاله نوشته نخواهد شد.

چون نمیشه.

باید بنویسید.

بعد ویدائش ک

پس تا اینجا پنج تا راهکار دیدیم برای غلبه و تعلل و من حافظه خودم رو میخوام تست کنم ببینم یادم هست اولین نکته اینه که

از شرایط احساسی خودمون محافظت کنیم حالا روزمون رو خوب شروع کنیم از چیزهایی که استرابه زیاد میکنه دوری کنیم حد درقل در اون روزهایی که احساسیت وجود داره و میخواییم کارو عالی انجام بدیم تعلولمون خیلی کم خواهد شد دوامین ایده این بود که به جای فکر کردن به تکمیل کارها به شروع فکر کنیم آقا من نمیتونم اصلا این کارو تر اصلا از طوانم خارج برگزاری یک حمایش

همین کار رو بکنم فرلن سرگرم شم.

شروع به جای این که بخواییم تکمیل کنیم.

این هم دومین نکته بود و سهومین نکته رو که از اینجا دارم نگاه میکنم.

آمادگی ذهنی قبلی بود.

یعنی پیش مسمم باشیم که من هر چی شد این کار رو انجام میدم.

به راحتی نگیم سرم در کرد و حالم خوب نبود و یه نفر

ذهنیت هم رو به هم ریخت و اصابه هم رو به هم ریخت و باشه با اصابه به هم ریخته برید کارتون رو انجام بدید با کمر درد با سر درد برید کارتون رو انجام بدید پس آمادگی ذهنی قبلی خیلی کمک میکنه تصیه پهانگاه کیوهایی که در بچگی و از بچگی در ما شکل گرفته تا الان که اگر اینجوریه پس این کار رو انجام نمیدیم

اگر اینترنتمون کنده پس دوره آموزشی تو سایت نمیفروشیم اگر نمیدونم دوربینم خوب نیست ویدیو ضرب نمیکنم و صدها اگر بجه زیادی ندارم پس نمیتونم روش کنم پول تبلیغ ندارم این همه اشتباه است و لازمه که در خودمون تصریح کنیم و چهارمین نکته

که چند دقیقه پیش صحبت کردیم دوری از وقفه های کتا هیچ و قبل از شروع یک کار مهم حتی پنی سانیه نگیم من این کارو انجام بدم بعد شروع میکنم ولی من که شروع میکنم دنبال فراریم شاید همون فرار نیم ساعت یک ساعت طول بکشه و همون جا شرایط استاسیون عوض بشه منصحب بشیم بگیم مثلا ولش کن فردا انجام بدم این کارو

بارها پیش ماده ما در استودیو همون خسته شدیم من گفتم یک استراتی بکنیم قهوهی صفایش بدیم از بیرون کافی شاپ که یکم بهتر و خوشمزده تا با یک کیک چیزی یا بیس دقیقه طول کشته اون بیاد نیم ساعت طول کشته قهوه رو که خوردم کیک رو خوردم گفتم بلش کنید فردا خدافص من رفتم اگه همون قهوه و کیک رو نمیخوردم اون دوله اون آموزش همون جا ریکارد میشد تمام شد حالا با خستگی با

و پنجامی نیده یا راهکار دوری از کار بی نقص اصلا به خودتون روزی هزار بار بگید من نمیخوام کار بی نقص انجام بدم میخوام کارهای افتزا انجام بدم تمرین آقاران است تا آخر عمری کارهای افتزا انجام بدم فعلا تمرین کنیم که کارهای رو بریم تو دل کار رو انجام بدیم و به پایان برسونیم و آخرین جمعه ای که میخوام بگم اینه که تعلل

یک عادت تصمیم گیریه گفتیم تعریف تعلول چی بود؟ یک بار دیگه یاد آوری کنیم تصمیم به تغییر اولویت یک کار مهم با یک کار پست و کم کم این تعلول در ما عادت شده هر عادتی قابل تغییره عادت ها اگر ارسی هم باشه هر چیزی هم باشه قابل تغییره پس بیایید از همین امروز تصمیم بگیریم این عادت رو به نفع خودون عوض کنیم به جای تعلول

بریم سراغ کارها حتی ناقص حتی با شروع زعیف و کارها رو انجام بدیم بعد از یه مدت این عملگرایی عادت میشه که بلا فاصله بریم سراغ یک کار و آخرین جمله ای که میخوام بگم یک مثال خارجی انگلیسی فارسیش میشه ورزشکاران هوای خوب

راه به جایی نیبرن ورزشکارایی که میگن اگه بارون نیمد هوا خوب بود همه چی آلی بود من میدم دو چخه سوادی من میدم میدوهم ورزشکار نیستن چون در سال شد یه فصل کلن بارونی باشه یه فصل سرد باشه یه فصل خیلی گرم باشه ورزشکاران هوای خوب راه به جایی نیبرن شما ورزشکاری باشید که هر روز ورزش میکنید هوا هم هر جور بود باشه امیدوارم رو این موادت کار کنید و تعللتون غلبه کنی