نقد فیلم بوگونیا | Bugonia 2025

اطلاعات دانلود و جزئیات ویدیوی نقد فیلم بوگونیا | Bugonia 2025
آپلود کننده:
onefilmonelife | یک فیلم، یک زندگیتاریخ انتشار:
۱۴۰۴/۹/۶بازدیدها:
423توضیحات:
این ترکیب دیگر برنده نیست! نام انگلیسی: Bugonia نام فارسی: بوگونیا محصول: ۲۰۲۵ – ایالات متحده، ایرلند، بریتانیا، کرهی جنوبی ژانر: کمدی سیاه ردهی سنی: ۱۵+ مصطفی ملکی قبل از ورود به روایت بیبخار آقای «لانتیموس» در جدیدترین تجربهی سینماییاش بدون شک باید ابتدا اثر «سیارهی سبز را نجات بده!» محصول ۲۰۰۳ کرهی جنوبی را از نظر بگذرانید. بدون ورود به آن اثر تقریباً درک روایت لانتیموس مبهم است. آقای «جانگ جون-هوآن» در آن اثر تلاش کرد با روایت بسیط حتی خدایان را نیز از آفرینش زمین پشیمان کند؛ خدایانی که در کهکشان آندرومدا ساکن هستند و نسلهای بشر را تحت آزمایشهای جدید خلق کردهاند. کارگردان کرهای از طریق «بیونگ-گو»ی افسرده و دچار اضطراب اجتماعی سعی کرد وارد دنیای خلاقانهی خود شود؛ ربایش رئیس یک شرکت شیمیایی با این تصور که او یکی از بیگانگانیست که وضعیت امروز زمین در نتیجهی آزمایشهای آنهاست. آقای جانگ داستان خود را بهقدری گسترده کرده بود که مخاطب بهراحتی درگیر تاریخ بشر، زیست انسان در میان جنگها و ناامیدی خالقان انسان شود. بهنوعی او آفرینش را با تعریف خود بازتعریف کرده بود و مخاطب نیز این تعریف را بهخوبی در آغوش میگرفت. داستان آقای لانتیموس بازسازی روایت کرهای است. اما تفاوت ماجرا در اینجاست که دوئت لانتیموس-استون در ساختار این اثر به زور جا داده شده است. گویا «اما استون» طی همکاریهای مختلف با لانتیموس دیگر ارزش افزودهای برای روایتهای او بهعنوان بازیگر نقش اول ندارد. آنچه در این اثر میبینیم اصرار بیجای این دو برای ادامهدادن این همکاریست که نتیجهاش هویدایی نقصهای بازیگری استون بوده است؛ از وریلوانگلها تا زاویههای صفری که از این بازیگر در نقش «میشل» شاهد هستیم گویای این مطلب است که استون در این اثر تنها خلاقیتی که به قاب میدهد، تراشیدن موهای سر برای تأثیرگذاری روی فرش قرمزهای هنگام اکران اثر بوده است. او در نقش میشل از یکسو درگیر شخصیتپردازی عجولانه و احمقانه و در نهایت ایجازگونهی لانتیموس است و از سوی دیگر توانایی درک موجودی بیگانه و در عین حال چندبعدی را در کالبد یک انسان ندارد. اما خود لانتیموس نیز در روایتپردازی همهی تلاش خود را کرده تا بازسازیاش تبدیل به بازسازی آزادی از روایت کرهای شود. او برای این آزادسازی چه کرده؟ هیچ! لانتیموس یونانی با اداهای مضحکی که طی یک سال اخیر دچارش شده نامی یونانی را برای فیلم خود انتخاب میکند و افتتاحیه و اختتامیهی اثر را نیز به این نام ربط میدهد؛ قربانی برای خلق! او همهی تلاش خود را میکند تا از زیر سایهی اثر کرهای بیرون بیاید، اما در نهایت بازسازی این کارگردان در برابر فیلم محصول ۲۰۰۳ تبدیل به کوچهای بنبست و کثیف میشود. به آنسوی ماجرا و زاویهدید کاراکتر تدی نگاهی بیندازیم؛ فردی که دچار اضطراب و افسردگی حاصل از به کما رفتن مادر و بسیاری از مصیبتهای زندگیاش است. از سوی دیگر او طی سالها درگیر مطالعاتی در باب بیگانگان و تأثیر آنها روی زمین است و در نتیجه فرقهای دو نفره را با «دان» دچار اوتیسم تشکیل داده. او طی این سالها به قاتلی سریالی و انتقامگیر بدل شده که مخاطب در این فیلم در برابر آخرین شکار او قرار گرفته است. اما «جسی پلمنز» هم مانند اما استون دیگر ارزش افزودهای برای اثر لانتیموس ندارد. حتی اضافهشدن بازیگری دارای اوتیسم نیز نتوانسته زوج فیلم کرهای را شکلی دیگر دهد. اما سوررئالیسم برآمده از دنیای ابزورد آقای لانتیموس همان نکتهایست که میتواند باعث شود این فیلم را تماشا کنیم. لانتیموس برخلاف فیلم کرهای، ساختار خلوت اثر خود را از طریق آمیختهکردن تاریخ بشری با تاریخچهی انقراض روی کرهی خاکی تبدیل به ناامیدی بزرگی در نگاه خالقان انسان کرده است. بهنوعی او آن ناامیدی بزرگ در اثر کرهای را به ناامیدی بزرگ از انسان تقلیل داده است. بهنوعی لانتیموس زمین را از بین نمیبرد، بلکه فقط گونهی انسان را تبدیل به قربانیانی بوگونیایی برای ادامهی زیست قدرتمند دیگر گونههای جانوری میکند. شاید در همین ساختار سوررئال-ابزورد است که لانتیموس زیر لایههای پوسیدهی شخصیتپردازی، بازیگری، دنیای خلوت و یکخطی روایت توانسته کمی نفس بکشد. در هر حال این را هم فراموش نکنیم که سوررئال-ابزورد لانتیموس هر زمان که بازیگران برای دیالوگگویی دهان باز میکنند، ترک میخورد و محو میشود. #فیلمهای_2025 #Bugonia #movie #film #filmreview #moviereview لینک حمایت از کانال: حامی باش: ما را در دیگر شبکههای اجتماعی هم دنبال کنید اینستاگرام: تلگرام: توئیتر:
رونویسی ویدیو
با سلام به یک فیلم یک زندگی خوش اومدین با شما هستیم با نقد فیلم بگونیا محصول سال 2025 یارات متحده ای امریکا کوره جنوبی بریتانیا و ایلند به کارگردانی آقای لانتیموس فیلمی که
همکاری مجدد لانتیموس و اماستون رو مقابل چشمها قرار میده و دقیقا همون جاییه که قبل از اون باید ترموز این همکاری کشیده میشد همکاریی که بر اساس استعداد نبود همکاریی بود بر اساس اعتیاد به حضور یک بازیگر ستاره در هالیوود برای فیلمساز مستقل تازه به درون هالیوود نفوس کرده
از سوگولی که قبل از بیس بیس روی پرده رفت تا این سه تا اثری که با هم دیگه اثر گذروندن لانتیموس و امایستون در این اثر به ما نشون میدن که
حد یک همکاری هنری رو نمیدونن اماستان دیگه چیزی برای اراعه در دنیای سروال ابزرده آقای لانتیموس نداره بازیگر با استعدادی نیست به این دلیل اما بازیگر توانمندیه بازیگر یکه
اگر بودیالن یا لانتیموس هر کدوم از این کارگردان ها افسار این دستشون باشه کارگردان هایی که شخصیت پردازی های خودشون رو میشنسن میدونن که ذره به ذره افکار کارکتری که پرداخت گردن چه برونداد فیزیکی رو روی چهره اینها ایجاد میکنه بالای سرش باشن میتونه بهشون پاسخ مناسبی بده
یعنی بازیگر با استعدادی مثل بیکی کریپس نیست به همین دلیل ما در این اثر با تحمایه های
این همکاری مواجه میشیم مثل چایی که دم کردیم حسره نداریم یه چایی دیگه ای دم کنیم روی همون توفاله های چایی دوباره آب میرزیم جوشت میاریم یه زرداب بیرنگ مزدیگ جوش داده رو در نهایت تناول میکنیم این اثر توی دنیای سینمای لانتی موز دقیقا همچین تعریفی رو داره دوستان my company is a key job creator and economic engine of the region
حالا این مقدمه مقدمه بعدی یعنی بخش بعدی این مقدمه مربوط به ملزومات قبل از تماشای این اثر میشه اثر یه که باستازی دوستان باستازی اثری محصول سال 2003 کوره جنوبی Save the Green Planet سیاره سبز را نجات بده محصول سال 2003 به کارگردانه آقای جانجون هوان
اون چیزی که آقای جان توی اثر خودش ارائه داده بود به نظر من پکیج کاملی به نظر میرسید.
شما حتما و لزوما باید اثر سال 2003 رو مشاهده کنید تا بتونید درکی از اثر خلاصه و ایجازگونه با زرباهنگ بسیار بالای آقای لانتیموس به دست بیارید.
توی اثر آقای جان شما با یه جهان پهناوری مواجه بودید از یک پسری که دوچار افسردگی شدید و استراب اجتماعی مادری توی حالت کما داره یک دختری رو هنگام تظاهرات نجات داده؟
و اون دختر الان خیال میکنه این دوستش داره و اینها به زندگی خودشون ادامه میدن و ما از لحظه این وارده اثر میشیم که این فرد به عنوان کسی که دوچار توریه توت است و احساس میکنه آدم هایی یا موجودات بیگانی از کهکشان آندرومدا روی زمین اومدن و دارن نصر بشر رو منغرز میکنن
این میخواد یکی از اینها رو دستگیر کنه و در شبیه که ماه گرفتگی روخ میده با این بره و امپراتور آن رومدار رو ببینه و با هاش صحبت کنه در باب زمین همین قدر پلاتی ساده سرالگونه کومیدی سیاهگونه و ما رو به پیش میبره
این آدم رو میگیره.
مطالعات این رو ما در طول فیلم میبینیم.
فلشبک ها رو میبینیم.
و در نهایت پیش میره روایت تا اونجایی که ما گذری بر تاریخ بشر از نخد نظر خود کارگردان و اون پلات اندرومدا و بیگانگان و زمین تحت کنترول اونها رو روی صفحه منیتور، تلویزیون یا صفحه سینما میبینیم.
و کارگردان ما رو به پیش میبره به همین راحتی کاری که آقای جان در اثر سال 2003 کرده اینه که
کومدی رو کومدی سیاه رو با یک اثر جنایی قاتی میکنه یعنی ما یک خط روایی مخصوص کارکتر اصری داریم و یک خط روایی مخصوص بازپورس و پولیزی که از دنیای بیرون و واقعی و ملموسی که ما هر روزه میبینیم داره به تحقیقات و خودش ادامه میده تا جایی که اینها رو در یک نقطه به همدیگه میرسونه
و روایت پیش میره روایت گسترده روایت وسیع کاراترها هر کدوم برای خودشون میتونن تعریفی داشته باشن دنیایی رو خرق کنن و کارگردان این اجازه رو بهشون میده حالا توی اثر آقای لانتیموس ما با یک باستازی مواجه بودیم که توی نوشتار سیناریوش و شخصیت پردازیاش کسانی مثل اریستر و خود آقای جانگ هم دخی بودن اما نتیجه ای که ما روی پرده میبینیم
یک اثر شل و ول بی بخار بی نتیجه آش شل قلمکاری که سعی کرده توی سال 2025 همه اون چیزهایی که توی ذهن نویسنده ها توی سال 2025 وجود داشته درون هر کدوم از این کاراکترها
گنجونده بشه و تذریق بشه ما با یک تدیی مواجه هستیم که همون نقش بیانگو در اثر کرایی رو بازی میکنه با کارکتر میشل مواجه هستیم که مدیر همون شرکت بیوشیمیاییه و اینجا به جای اون دخترکی که در کنار بیانگو وجود داره ما الان پسرخاله یا پسرعمه ی تدی رو میبینیم که اوتیسم داره و اسمش دان هست و از طریق این ستا کارکتر
قرار روایت پیش بره.
یعنی اثر آقای لانتیموس تبدیل میشه به یک اثر یکسویه.
دیگه اینجا بازپرس پولیسی وجود نداره.
یه معمول پولیس از دوران کودکی کارکتر تدی وجود داره که ما رو درگیر همون سرزدن نهایی و وارد پسیده.
پرده سوم شدن روایت میکنه یعنی کشتاری که ما رو وارده پرده سوم میکنه و در نهایت از طریق این کشتار و اون فرار و در هم ریخته شدن برنامهی که تدی در ذهن داشته با کشتارهای قبلی مواجه میشیم توی اثر کوری کارگردان یک کار کرده بود
انیمیشن، جلوه های ویژه و سورالیسم رو همچون یه کلاجی به درون روایت اثر تضریف کرده بود اما اینجا آقای لانتیمون سعی میکنه مانند خیلی از آثاری که تا الان روی پرده برده اون بت بازی و پوکر فیس بودن رو به شخصیت هاش بده اما بازیگرانی که الان دارن بایشون کار میکنن انگار دیگه
دنیای لانتیموس برایشون قابل تعریف و قابل ارتقا نیست به طور مثال آقای پلمنز در نقش تدی و خانم اماستان در نقش میشه مثل اثر کوریی به من مخاطب به شمای مخاطب اون بازخورد شخصیتی رو نمیدن یعنی حتی وارد مرحله تیپسازی هم نشدن این بازیگران یه مثال خوردتر دوباره برگردیم سره
فقط چند تا وریل و انگل از ترکیب چانه این بازیگر میگیره کارگردان و ما به طور مشخص دیالوگوی این آدم رو برای اولین بار توی داستانهای لانتیموس با یک زرباهنگ آهسته تری در یک پلان که برش نداره
مشاهده میکنیم میبینیم که اماستان به لحاظ بازیگری و تکنیک های بازیگری نقص های بیشماری داره تکلم و بیان این آدم اکسانگزاری هاش بت بودن و پوکرفیس بودنش همش تا الان از طریق تزریخ های آقای لانتیموس و برش هایی که توی پلان ها ایجاد کرده در برابر ما قرار گرفته
اینجا توی این اثر هیچ ارزش افسودهی به عنوان بازیگر یکی از نقش های اصلی داستان نداره یعنی صرفا من احساس میکنم اون کل کچل کردن و تغییر جنسیت چون
آقای جنگ توی مساهبه و آقای اریستر گفته بودن که اصلا تغییر شخصیت اون مدیر شرکت به میشل به یک زن توی ذهنشون بوده برای باستازی یک اثر و این که این زن اماستان باشه یک از بدترین انتخاب های ممکن در این روایت به شما روید
هرچنک شخصیت پردازی شلخته و ایجازگونه و یک طرفه ندو طرفه و بدون اون حاله شخصیتی آقای لانتیموس هم در به وجود اومدن همچین محصولی نخش به سزایی داشته
در هر حال آقای لانتیموس روایت خودش رو به صورت ناقصی همچون اثر اول پیش میبره اما مخاطبی که اثر اول رو دیده باشه کمتر به این نخصانها توجه میکنه و دوست داره ببینه لانتیموس در نهایت میخواد چه کار کنه از طریق روایت شیک خودش از طریق روایتی که خیلی خطهای عریضی داره یعنی شما میزانسن رو که میبینید
انتخاب لوکیشن های رو که میبینید انگار اصلا لندسکیپ تر از آثار دیگه ای آقای لانتیموس محصوب میشه هرچن که مثلا ما با قاب عریضی مواجه نیستیم
همون نقطه قوت اثر کجاست که در بین همه این ضعف ها دیده نمیشه همون قدرت پرداخت سرال ابزوردیست میه که آقای لانتیموس داره هجف ها
و اون نوع استهزایی که درونش وجود داره توی آثار سینمایی مربوط به لانتیموس نسبت به
اون پیروان نظریه مسقره زمین تخت است یعنی زمینی که توی این اثر وجود داره یه زمین تخته و اون آندرومدین و اون ساکنان آندرومده ها به عنوان خالقان انسان روی زمین عملن کسانی هستن که اون پوشش روی زمین رو سراخت می کنن در نهایت و همه این نسل بشر رو منغرز می کنن توی اثر کورهی ما با
روایتی مواجه بودیم که خالقان و خدایان این زمین اصلاً کلاً از کل کره خاکی خسته شده بودن شاید یکی از اشکالات و سانتیمانتال بازی هایی که میتونیم به این اثر نسبت بدیم همین نگاه جزنگر آقای لانتیموس در تعریف بوگونیاست You know this is crazy.
You know this is wrong.
برحال اسمی که انتخاب کرده به همون یونانی بازی خودش برمیگرده و کشانی که توی نویسندگی از سر کمک کردن گفتن اما خوب اینو بذارم خیلی هم خوبه
حالا ابتدا و انتهای اثر رو یه جوری به همدیگه ربطش میدیم که این بگونی ها توی ذهن مخاطب ماندگار بشه توی یونان توی اساطیر یونانی زنبور زنبور اثر از لاشه گاف ها به وجود میاد
خرق میشه و به نوع این قربانی برای خرق شدن یک موجود زنده دیگه بهش این پروسر بهش میگن بگونیا و بگونیایی که مد نظر آقای لانتیموسه تو این اثر
همون انقراز نسل بشر و خلق شدن دوباره موجودات روبه انقرازه ما عملن با دنیای مواجه هستیم که برحال آقای لانتیموس احساس میکنه که اون گربهه باید زنده بمونه زنبوره باید زنده بمونه بشر کلن از روی زمین برداشته بشه این دشمنی با بشر
انگار ریشه ی عجیب غریبی توی اون نگاه های ۱۹۹۰ داره یعنی زمانی که
دیوار بلین فرو ریخ و بعدش جماهیر شعروی فرو پاشد این رو هر جایی که ما احساس کنیم نیازه من تکرارش میکنم این احساسه یعنی این که آقای لانتیموس انگار یه لذت زیادی برده از اون پلانی که اون گربه روی کابینت ها هست و میاد پایین و اون زنبوری که در نهایت وزوز میکنه
و همه نسل بشر روی این زمین تخت از بین رفتن یعنی اون نگاه های عجیب و غریب تزریقی به درون این اثر و نگاهی که اثر کورئی داشته یعنی ناکن شما یک سرال ابزوردی رو دارید اراعه میدید یک کومدی سیایی رو دارید اراعه میدید در نهایت توی اثر کورئی میبینید که این کومدی سیا کل نسل بشر رو درگیر میکنه
اثر برنگرد به آغاز خلقت از زمان دایناسور ها زمانی که بشر به وجود اومد بعد این بشر دوباره منغرست شد دوباره بشر رو به وجود آوردن و خودش خدا خرق میکنه خودش زمین خرق میکنه خودش انسان خرق میکنه اثر کروی اثر
جهان شمورتر و هستی شمورتر یه نسبت به اثر آقای لانتیموس آقای لانتیموس توی ذهنش گفته من همه رو از طریق دیالوگ میگم از طریق دیالوگ های بتمانند و بدون آکسان گذاری های کارکتر میشر که امایستان بازی میکنه ولی اونقدر بد این دیالوگ ها رو ارائه میده اونقدر بد زرباهنگ دیالوگ هاشو بالا میبره که حوصله مخاطب رو سر میبره دوستان
اثر آقای لانتیموس یه شطرگاف پلنگ شیک خلوت و بی سر و صدا بدون هیچ نقطه اوجیه یعنی آقای لانتیموس از بی اتفاقی میخواد اتفاق بسازه در نهایت توی پرده سبون پشیمون میشه از این اتفاق
من گفتم نقط قوت اثر همون سرال افسردیه که امزای کارگردانه و ناخاسته در اون اثر به وجود میاد شما حساب کنید که یک آدمی دوچار افسردگی حاد و استراب اجتماعی برای انتقام میره مدیری یه شرکتی که باعث به کمارفتن مادرش هست اون رو دستگیل میکنه توی ذهنش دوچار این تهوری توت هست که بله اینها از آن رو مدامدن و این روایت پیش میره اونجایی که
همه اینها تبدیل میشن به یک واقعیتی که کسی تحجب نمیکنه ازش
این دقیقا همون امزاهاییه که آقای لانتیموس توی آثار گذشته خودش داشته اما اونقدر کمرنگ شده زیر لایه های بسیار قطوری از آشفدگی و وارفدگی روایت و تلاش کارگردان برای تغییر محیط این باسزازی از اثر سال 2003 که
گاهی اوقات اگر مخاطبی متوجه این بزرگی و این امزای سروال عبزرد آقای لانتیموس نشه نباید تحجب کرد و همین سببی که ما به این اثر فقط و فقط به خاطر امزایی که آقای لانتیموس در ناخداغایش وجود داره و توی این اثر هم جریان داره
به این فیلم یکونیم از چهار داریم امیدوارم شما هم نظرات ترجمنت خودتون در باب دنیای لانتیموس آثاری که از ایشون تا الان نقص کردیم و این اثر با ما و دیگر دوستان به اشتراک بگذارین شب بسیار خوبی رو براتون آرزو میکنم وقتتون بخیر






