DT TALK | اپیزود 03 - گفت‌وگو با مهندس علی حیدری و خانم فرزانه آزادنیا

DT TALK | اپیزود 03 - گفت‌وگو با مهندس علی حیدری و خانم فرزانه آزادنیا01:38:32

اطلاعات دانلود و جزئیات ویدیوی DT TALK | اپیزود 03 - گفت‌وگو با مهندس علی حیدری و خانم فرزانه آزادنیا

آپلود کننده:

DT TALK

تاریخ انتشار:

۱۴۰۴/۷/۲۷

بازدیدها:

255

توضیحات:

در این قسمت گفت‌وگویی داریم با زوجی که از زیر صفر شروع کردند و با وجود تمام سختی‌های مسیر، کنار هم موندند. شرکت آریوسلامت حاصل سال‌ها تلاش و همکاری این دو نفره؛ شرکتی که امروز یکی از مجموعه‌های پیشرو در زمینه تجهیزات و فناوری‌های دیجیتال دنتاله. در این گفت‌وگو از مسیر شکل‌گیری و رشد آریو سلامت، چالش‌های مالی و شخصی در دوران شروع، تا نقش آموزش و نگاه مدیریتی در توسعه شرکت صحبت می‌کنیم. همچنین به مفهوم دیجیتال ورک‌فلو و فرآیند همکاری بین دندانپزشک‌ها، لابراتوارها و شرکت‌ها از زاویه‌ای واقعی‌تر پرداخته می‌شه.

رونویسی ویدیو

گوینده 4

استارت حضور من از یه اسکای اوتوبوس شده شد.

یک سال و نیم واقعاً حتی جرابم برای خودمو نخریدیم.

پنج تا لپتاپ استوک خریدم و چک دادم بهش.

پول نداشتیم.

پول نرم افزارم حتی نداشتیم.

برای آوردن پارت اول میلینگ ها پولشون رو نداشتیم.

دقیقا یادمه چهار ماه من خونه بودم و از خونه مارکتینگ میکردم.

الان مجموعه ما از تک فروشی به پک فروشی رسید.

گوینده 1

چقدر نیاز به آموزش سیاد بود که با اون شرایط کلاس ما خور شد.

حتی بیشتر از ظرفیت ما تونستیم برگذار کنیم.

گوینده 4

به نظرنا شما تخصص هم داشته باشید.

یعنی اعتبار تو مارکت نجموزی نمیتونید محافظ باشید.

اینجا نمیدونستن برند چیه؟ اصلا نمیدونستن تا الان این آرانگه هست.

گوینده 1

ما باید برند یا اون چیز رو بیاریم.

گوینده 4

کار دست همیشه عرضنده است.

ولی تکرار پذیریش بسیار پاید.

الان داره تکنولوژی واسه انجام میده.

رفاه.

رفاه میاره.

گوینده 3

سلام من محمد نوری هستم و اینجا دیتی تاکه جایی که در کنار بزرگان دنتال در باره چالش های واقعی دندانسازی و هم گپ میزنیم مهمان این اپیزود دوتا از دوستای خوب من هم که امده شهرتشون باوت آموزش دندانسازی دیژیتاله

گوینده 4

آقای علیه هیدری و خانم فرزان آزادمیا خیلی خوش آمدیم ممنون شما محمد جان ممنون از دعوتتون امیدوارم گفت خوبی رو با هم بیتونیم استجربه بکنیم خیلی ممنونم از دعوتتون باید سا افتخار در قدمتون هستیم

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

نشد اون زمان هم ما نامزد بودیم به صلاح من خوابگاه بودم بله شون هم خوابگاه بودند یه تایمی تایمی یه هفته بیس روز گذاشته بود از گذورم توی تهران و خب یه جایی بود سمت تهران سمت جنوب شرق تهران تازه ورود پیدا کرده بودیم با چند تا از دوستان خودمون یه اتاقکی بود تازه در حقیقت تهران داشتیم تاشم کردیم

گوینده 1

یه اتاقکی بود و یه چند روزی با دوستان بودیم اون روز یه خانم آزادنیا فرزانه جان زنگ زد که خاشه بیا همدیگر ببینی تبقیه معمول ایشون وقتی عصابشون خورده آزادنیا میگن نه نه برای چی کجا بیان گفت این همه رو از شمال اومدید و تهران بیاد بیایی من رو نام زدیم نام زد بیریم دیگه یعنی فرق خره با یه اخلاق خوبی اومد

گوینده 4

تو این مسیر ها خب هر کسی سری اعتقاداتی دارد من هم خب خیلی وقتات آدم که دلش میگیره یه جورایی درادل میکنه با حالا یکی اسمشو خدا میذاره یکی اسمشو کارما میذاره حالا هر چیزی که هست

اون روز با خدا خیلی تو چالش بودیم و خیلی عصبی بودیم یادم هست داشتم بر میگشتم اومده بودم میترو میدون شهده و وایستادیم که منتظر اوتوبوس بودیم که یه مسیره باش بگیم تو همین هیل من قاید اصلا آدمیم که با غریبا زیاد دمخور نمیشم یعنی گفت نمیزنم باشم

ولی اون روز خیلی اتفاقی شد تویسکا که بودیم یه جوونی هم جلوی من بود اون صحبت رو شروع کرد آره اوتوبوس نیمده منتظر این فلافت و گفت شما چی کار میکنین؟ گفتم من تازه اومدم و دو ماله یه بیزینسی هم که بتونیم فعالیت بکنم

گفت من حسابدار یه شرکت این پلنتیم و شرکت ما استخدام میکنه ازتون خوشم و دوست دارم همکار بشیم گفتم این پلنت چیه؟ اصلا این پلنت نمیشناختن چیه

و این شد که گفتم باش رفتیم برای مصاحبه و دیدم کارم رو دوست دارم یعنی با منه کارشانست فروش استارت خورد مخاطبام رو دوست داشتم در حقیقت کاری که داره انجام میشه رو دوست داشتم لیول کار رو دوست داشتم دیدم همه همون چیزیه که من علاقه شده رو دارم

و این شد که کم کم کم کم گذشت و تقریباً الان به فلوشه دوازه سال رسیده از اون تاریخ و الان شیست سال خوردهی که شرکت خودمون رو داریم و داریم توی این موضوع فعالیت بکنیم.

عملن استارت حضور من از یه اسکای اوتوبوس شده شده.

گوینده 1

حتی این هم بگم اصلا خانواده همون هم هنوز شاید بابر نکردن که این اتفاق باعث شد که ما باید باید این هموزش باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید

نه علی جان خب توی شرکتش اولا بگم که دنتیون بود معده سفاری خیلی استادمون هستن ایشون ما رو وارد این حوضه کردن علی جان توی یکی از هولدینگ های معده سفاری مشغول به کار شدن و بعدش من رو معرفی کردم به یکی از هولدینگ های دیگرشون که اون شرکت دنتیون بود من اونجا کار میکردم به عنوان کارشناسفوش

علی جان هم اول به عنوان کارشناس فروش بود ولی از اونجایی که پله های ترقی و عادت داره خیلی یک پله دو پله درمیون تون تون تیمی کنه خیلی زود اونجا مدیر شد مدیر عامل یکی از هولینگا شد و اینجوری خودشون اگر بکن اسماش اینو بگن

گوینده 4

گفتم جرقش از اسکاوتووس استارت خورد و حالا ادامه پیدا کرد و جلو رفت و جلو رفت و علاقه مندی میشتر شد که بعد از تقریبا نزدیک به چهار سال همکاری با هولدینگ دورسانتر و مانده سفاری عزیز دکتر کریمی عزیز و دکتر حسنی عزیز که همیشه قدان زحماتشون هستن

بعد از اون وارد شرکت مگا جن شدن با مهندس ناصری عزیزم و بعد از اون که وارد مگا جن شدیم با مهندس ناصری پروژه دیژیتال مگا جن رو رو اندازی کردیم که تازه

سال 96-97 بود که من وارده مگاجن شدم و اونجا تازه دیدم دیژیتال چیه یادم هست اون موقع یه پیرینتر افتیم بود داشت تستاش اونجا انجام می شد و هنوز من پیرینتر از نزدیک ندیده بودم و یادم این که داشت یه هواپیما اونجا پیرینت می شد تقریبا یک روز کامل زمان برد و اون هواپیما پیرینت بشه با پیرینتر افتیم

از اونجای سارت خورد دفاقتمون و تازه با حوضه دیژیتال اونجا عاشنا شدم یک سری حالا برنامه هایی که با بندستان سری صحبت کردیم و جلو بردیم و دیژیتال مگا جن رو اون زمان راه اندازی کردیم

بله خدمات گاید رو عملان ستارت زدیم اون موقع یادم هست دیو نوید تقریبا نزدیک به ده ماه ستارت زده بود بعد از اون مگا جند با تکنیک اسلیب لیسش واسه گاید ها اومد رونمایی کرد از پروژه خودش خب خیلی سختی داشت ما نقداش خودمون مشتریتون شدیم

دیو نوی فکر کنم میفرستاد کوره و وردش اون زمان بحث تراحیه خورده های تک بود و کورهی ها یا شرکت های خارجی هم تا جایی که میتونستن سعی میکنن کلوس کار بکنن

واسه همین قضیه دیو نوی یادم هست اگر شما فایل می فرستد یعنی تا اسکندره خیلی کم بود اگر شما کست می فرستد اونجا اسکند می کردن و می فرستدن کوره اونجا تحرایی می کردن بعد فایل ارسال می شد اینجا پرینتر داشتن پریز می کردن و تحویل به زشک می دادن یه پروسه بسیار زمان بری بود

که حالا تو برس مگا جن ما اومده بودیم این رو تقریبا با توامنی که مسلو جان داشت و حالا از مخطایی که انجام شد تونستیم پرس اسلیو لیس رو جاب اندازیم تقریبا یک سال و نیم دو سال هم با مگا جن هم همکاری کردم چی بود پوزیشتتون تو آخرین لحظه همجا مدیر دیژیتال مگا جن بودم

یعنی چیه مدیر دیژیتال؟ یه لائن، مگا آجن دو تا لائن داشت.

یه لائن فروش این پلنت بود، یه لائن دیژیتال.

فروش مدیر، فروش دیژیتال.

مدیر در حیوط فروش دیژیتال.

ولی مدیر آمنیش دست مهندس نصری بود.

نه نه، مدیر آمنیش دست مهندس نصری بود.

گوینده 3

و زمانی که بلا فاصله آریو اومد شک گرفت؟ آه.

گوینده 4

آه، فاصله داشت؟ فاصله که چرس بکنه.

فاصله که چرس بکنه.

گوینده 1

همون تا پنج ماهه دستگی داره چی در نظر بگیر استراحت خب میخوای شما بفرمایید

گوینده 4

من تازه دارم میفهم چی به چیه شما همچنان حالا من سعی میکنم خیلی کتاب بکنم خیلی دیتیل داره من بعد سال 97 بود من آمولی هستم فرزانه جان بابولی آمول و بابول حالا دوستان که میدونن هزیه دوارو بیشتر شد

یه حالا رزومه راجب این دوتا شهر قطعا دارم تو فرهنگ بابول این طوریه که بیشتر اولین آیتمی که دوست دارن این هستش که شما صاحب منزل باشی بعد برسی حالا ادامه پروسه در اومدیتون

ما توی آمول این فرهنگمون دقیقاً برعکسه ما میگیم که اجار نشین باش و پولتو سرمایه گذاری کن پولتو کارمنده شما بیزینسمند دقیقاً همینه دقیقاً اینطور یعنی توی دوتا شهر کلن با سی کلومت با هم فاصله داریم ولی واقعاً دوتا فرهنگ متفاوت ما اون زمان خب خیلی دوست داشتن بیزینس خودمون رام بکنیم فیلا دیژیتال آشنا شدم و یه سیری جرقا به ذهنم زده بود از اون و

که نشد همکاریمونو با مگا جن با مهندس ناسلی پیش ببریم سال 97 اباخره 97 بود با اصرار فرزان خانم ما دیگه هر چی داشتیم فروختیم حالا یعنی از ماشینه زیر پامون بگیرید اصرار به اصرار خانم آزاد نیا با این که ایشون میگید تیپ کارمندی فکر می کنه نه نه بذارید بقیهشو بگن نه من همون آدمم

همونه نه بهشون گفتم که باشه یعنی شما هر کاری می کنید می کنید اول خونه گفتم بابا اجازه بده ای خورده نیست فلا همین دیگه بس همین گفتم همه چی رو فروختیم ما و واقعا به معنای واقعی از نظر مالی زیر صفر معنای واقعی و خونه خریدیم و خونه خریدیم به خاطر اینکه خرید خونه بود

در قدم خواست تیکو بزنی اینجوری بزنی این تیک نبود این چک بود واقعا برای من چک بود حالا ما یه کچولگی هم داریم حالا هشت سالش سالت نوهده شیش نوهده شیش به دنیا آمده بود ما نوهده هفت تا لاکس داریم

ترقبان یک سال شده بود مستجر بودیم اون موقع و اواخره 97 اون خونه رو گرفتیم تا اینجا زیر قرض و غلو و فلان واقعا زیر فشار بودیم و دو سه ماه بعد از گذشت سال 98 من دقیقا یادم 13 تیر سال 98 آخرین روز همکاری من با شرکت مگاجم بود و بعد از اون کم کم زیر بنای شرکت خودمون رو آریو رو

استقبال از چالش دقیقا توی زمانی بود که زندگیتون حال پرست بود بچه کشی اصلا نگم برات محمد جان من حالا اینجا دیگه دارم خیلی آدم سخت روش میگذرم چون اینجا آدم هی زعیفتن بود خودتون حالا روی همدیگر رو میشترسین یعنی من آدمی هم که تو اوج مشکلاتم هیچ وقت گله نمی کنم یعنی پیش کسی گله نمی کنم یعنی هرکی از شهرستان اگر از آمور زنگ میزن اوزای کار شده خدا رو

خدا شکر داره میبین جلو ولی در واقع چه این چیزی نبود در واقع حالا دست اون آیتم که خونه رو خریدیم بهش گفت آقا تیک خونه رو دیگه زدیم حالا بذار من بازی کنم این دست نصران بار حالا بذار من بازی کنم قبول کردم

ایده شرکت زدن به حال خودتون بودید شرکت زدن کار علکی نیست اونم تو حوضه کاری دنتار که بزرگان زیاد این وسط سرمایه داران بسیار زیاد این وسط هستن که به راحتی میتونن بازی رو عوض بکنن

به احال من همیشه این جمعه رو دوست دارم که میگن سر موش بودن بهتر از این که دوم شیر باشید.

واسه همین قضیه اومدیم بیزینسی رو انتخاب کردیم که عقبه یک مارکت بزرگ نباشه به اصطلاحات.

یه کار جدیدی باسته گفت.

حرف جدیدی برای گفتن داشته باشه.

گوینده 2

حرفی باشه کم باشه.

گوینده 4

آره و مارکتشم به نسبت کشیکه دیگه.

شما دیژیتال اون موقع مای ستارت زدیم شرکتی به سب با سی

برحال اون زمان بسیار روزهایی سختی بود حالا دارم میگم فقط به چند تا دوستای سمیمیم گفته بودم ولی الان بار اول دارم اینجا میگم چیزی نیست؟ اون زمان انقدر از ذره مالی زیر فشار بودیم من آمور یه اتاقی داریم یه کمودی داریم که واقعا به معنای واقعی من و فرزان خانم یک سال و نیم واقعا حتی جراب هم برای خودمون نخریدیم

نه اینکه نخواهیمه پولش رو نداشتیم برای بچه همون کم نداشتیم من رفته بودم آمول اون کموت قدیمی ها رو باز کرده بودم لباس های اونجا رو ورداشتم آوردم تهران دادم خیاتی حالا با یه خورده تغییراتی رو انجام دادم و اونها رو میفوشیدم

الانم با افتخار دارم میگم این وضعیه رو چون واقعا یه هدفی داشتیم یه انگیزهی واسه پیشرفت داشتیم ولی خب زیر فشار بسیار بالایی بود از ذره مالی و خب بعد از یه مدتی دیگه شد دیگه یعنی مسیر مسیری شد که هر دومون اعتقاد پیدا کردیم که مسیر مسیر درست حتی کنم از سال 98 نظرون نمیدونم با شما اشنا شدم

گوینده 3

طبعا از همون اول همینقدر کتوشهواری خستیب و همیشه اینجوری بود آره و هیچکی باورش نمیشه که این آدم یه زمانی هم سختی کشیده یه زمانی هم اونقدر همیشه گلو بل بل نبوده تبقیه چیزی که دوست داشته کار پیش نمیرفته

گوینده 1

ایشون 4-5 ماه توی خونه بودن و مثلا وقتی خانواده ها می اومدن پیش ما که ما رو ببینن از شهرستان می اومدن خب می اومدن داخل خونه می موندن 3 روز 4 روز بعد مثلا من که سرکار می رفتم جای دیگه علی جان مثلا صبتا غروب می رفتم بیرون می موندن و ساعت 56 مثلا خیلی روزایی سخت خیلی روزایی سخت

گوینده 3

من فکر میکنم یه چیزی خیلی قبام میده خیلی تعین کننده هست انگار تیراهنهای اون بناست و اون ذهنیت شما هست یعنی من فکر میکنم شما از اما اول حالا نه به طور دقیقه تا حد زیادی براتون شفافه که قراره به کجا برسید را پاش هستید یعنی اینطور نیست که یه اتفاق پیش پیاد

گوینده 4

شما خیلی اتفاقات میوفته یعنی من زمانی که وارد شرکت ها شده خیلی ها قبل تر از من هم وارد این حوضه شده بودن و هنوز هم که هنوز دوست های بسیار خوبی هستن برای من ولی هنوز هم که هنوز کارمندی دارن جلو میرن با احترام بسیارم عالی درجه یک ولی یه خورده کار را فرینی کردن بیزینس ران کردن اون هم توی این سبک و عشق اون هم با تقریبا زیر صفر کار بسیار سختید

گوینده 3

من خیلی دقیق حالا تو هر حوضی و هم صحبت تو کنیم ولی چالش های کوچولویی که تو زمانه خودشون خیلی بزرگ بودن حالا من چندتایشون میدونم یه خورده هزینه اگر میشه یکی توشو بگی هر کدومی که دوست دارید و قابل پخشه ما زمانی که شرکت رو خواستیم بزنیم اون موقع فرزانه جان خب سال 98 گفتم سیار از در مالی زیر فشار بودیم و من ازشون خواستم یه فرصت به من بده بود

گوینده 4

یه فرصت چند ماهه بده اینکه این مسیر رو بذاره من یه تاش بکنم و الا برگشت این مسیر چیز خاصی رو من از دست نمیدارم دوباره میشدم کارمند ایک از این شرکت ها و کارم ادام میداره ولی گفت این فرصت رو من بده ما

دقیقا یادمه چهار ماه من خونه بودم و از خونه مارکتینگ می کردم یک سایت بالا آورده بودم به عنوان شرکت آریو سلامت و یه پیج اینستاگرام بالا آورده بودم رفته بودم دو تا شماره یه ثابت اجارهی گرفتم که کسی اگه از بیرون زنگ می زد مثلا اوپراتور می گفت شما با شرکت آریو سلامت تمام شماره مجازی

کسی زنگ می زد فکر می کنه باید شرکت در ارتباطه مثلا گفت جهت ارتباط با واحد فروش عدد یک واحد فلان عدد دو همش دایبرت بود رو گوشیه من یعنی همه کاری که انجام می دادی و چهار ماه من یادمه فرزان خانم می رفت سر کار توی یک شرکتی کار می کردن و من کچولومون رو صبح می بردم مهد کدک

میومدم خونه شروع میکردم به مارکتینگ تماس گرفتن و کاری که میخواستیم انجام بدیم و بعد غروب میرفتم دنباله بچه ماشینم نبود با تاکسی میرفتم دنبالشو برمیگشت

بعد از چهار ماه تقریبا مسیر مشخص شد که آقایی این مسیر میتونه اتفاقات خوب بیفته و تصمیم گرفتیم که یه دفتر اجاره بکنیم یعنی همیشه میکنید خدا یه میشه یه اتاقکی هم باشه ما یه بیزینسی بکنیم یا دفتری باشه به اصلا و یه دفتر اشتراکی گرفتیم یه دفتر حروش هفتاد متری بود دوتا اتاق داشت یه دوستم تو اون اتاق

کار آیتی انجام می داد این اتاق هم حالا کاری بود که ما دفتری انجام می دادیم جاش به اون صورت خوب نبود ولی در کل واسه شروع کار هرکت به نظر من خوبی بود مهمون های اون دوستون اگر تشریف می آوردن من طوری رفتار می کردم که انگار دفتر دفتر آیتیه مهمونه ما که می آمدن اون دوستون طوری رفتم که انگار دفتر دفتر ماست و فلان از این حرف ها

یه فشاری هم واقعا رو ما بود ولی همون تایم یادمه یه اسکنری بود من اصلا خودتون میدونید دیگه اصلا ما دستگاه دست دو به هیچ عنوان کار نمی کنیم برای همین منظور یه دوستی که واقعا من یه اسکنری دارم اینو برای من حالا میتونید مشتری پیدا بکنید

من گفتم کار نمی کنم با اصرار ایشون و حالا یه مشتری هم من پیدا کرده بودم که اون همیشه هم گفتم که این دستگاه دست دوه دقیقا همون دیالوگو کپی پیس کردم براش گفتم که به این صورت من یه خیلی دارم میگیرم میدمش به شما و اون گفت آقا اوکیه موردی نداره و طبق ربال من گرفتم و اولین دستگاه نه دومی دستگاه دست دوهی بود که اون زمان اولین بود ولی بعد اون من یه دستگاه دست دوه دیگه کار کردم اون

دستگاه رو ما دادیم چند وقت که گذشت دستگاه اسکنل لابراتواری بود لنزش مشکل پیدا کرده بود و به اون دوستمون زن چون دوستمون گفته بود که گارانتیش با من خیالت راحت فیلم گفتم این رو هم به اعتبار تو دارم این کار رو میکنم و فیلم گفت اوکی و دادیم به ایشون لنزش مشکل پیدا کرده بود زنگ زندم فیلم جوا تماس من رو دیگه نمیتوند

و گفتم ببین بعدها از یک رابطه ای باش ارتباط گرفتم گفتم ببین شما اعتبار من دیر سالوردر میبرید گفت نه دستگاه دادم دیگه تموم شد دیگه فنا گفتم باش اگه اینطوریه باش و اینم بگم همون دوستم الان مشتری من از من داره دستگاه خریده و داره خدمات میگیره نه

اون زمان من لنز رو با حساب شخصیمون عوض کردیم براش ولی نذاشتیم حرفمون دوتا بشه و اون اعتبار و اون خدشه بشه وارد بشه خیلی اون موقع برام پول بود یعنی من یادمه اون موقع حوالی سال 98 رو دارم عرض میکنم 89 تومن از جیبم بقیه اون وضعی انجام دارم 89 ملیونی که خیلی برام دو سه موقع که هم اجاره بود

گوینده 1

آره اون اشتراکی ما من مایی دوتو من میدادم بیشتر آره یعنی ما چهار مایی جارمونو دادیم آره و بسیار به من فشار اومد بسیار به ما فشار اومد و ولی نزداشتم حرفم دوتاش نه خانواداد نه من مطمئنم مخالف بوده نه چرا نیست نه باقی نه دیگه خب اون طرفتاش متزرر میشد نه باشه نه والا

ولی این که من خیلی حرس خوردم و من خیلی بیشتر ناراحت شدم این درسته که می گفتم چرا این همچین برخوردی داشت و اینها و مهندس معمولا شخصیت آرون تری دارن تا من مشخص البته واسه همینشون می گفتم خب تو کاره دیگه همونطور بالا داره پایین داره گفتم خب الان تو این شرایط ما نه یه ذره

گوینده 4

خیلی سخت بود یه ذره که دروغه بگم خیلی سخت و روزایی سخت بود ولی بالاخره انجام دادیم یعنی حرفمونو به هیچ عنوان نزدیم تا تابشه سره و حرفمونو موندیم و در آیندش آورد داشت برمش میفهم

گوینده 3

چرا بارده آموزش شدید؟ چون یه گوشه یه دنج بکر بود چون شاید پولی کمتری میخواست برای راه اندازیش علاقه به محلمی بود همه اینا هیچ کدوم اینا

گوینده 1

همه اینو ولی من حالا این تا اینجا شما هم بگم بقیهش مهندس بگه مهندس هر جایی میره اول باید آموزش را میتازه یعنی اصلا جزوه ذات ایشون هستن که به خاطر این که حالا یه آموزش ارزون تر بود یا دسترست تر بود یا بیشتر کار کرده بود

خیلی به خاطر اینا نبود به خاطر این بود که گولم به آموزش اعتقاد داره واسه همین اولین چیزی که اصلا بهش فکر کردیم و شاید بگم روز اولین چیزایی که که ازش کسب درامت هم کردیم آموزش بود حالا بقیه اش رو خودتون بگید چون واقعی شد آموزش رو زعلای رمه و خیلی دوستش دارم آموزش رو حتی گفتم زمانی هم که من

گوینده 4

شهر خودم بودیم آمول بودیم و پنج سال دانشگاه تعدیس کردم خیلی علاقه داشتم بهش شرکتمون هم که استارت خورد واقعا تو باز دیژیتال هنوز هم کنوزه یه باگ بزرگ باز دیژیتال آموزش درست

به جرعت میتونم بگم در حال حاضر بالاتنی ساعت آموزشی کشور رو شرکت من داره توضعی دیژیتال با ادعای بالا دارم عرض میکنم و هنوز هم که هنوزه جزو برکت شرکت اون زمان یادمه اولین آموزش دیژیتالی که ما رو اندازیم کنی تو دفتر اشتراکی بود تو کورونا بود با چه وضعیتی

دوره سرژیکال گاید میخواستیم برگذار بکنیم دقیقا با اون پولی که گرفتیم رفتیم یه رفیقی رو پیدا کردیم یعنی با سبت نامش که پنج تا لپتاب استولی خریدم

و چک دادم بهش پول نداشتیم ای بیانه بهش دادم پنجتا لپتاب استوکی که از دو بی آورده بود ازش خریدیم و نرم افزارها رو به هر طریقی بود کانکشنه که داشتیم پول نرم افزارم حتی نداشتیم نسب کردیم و اون آموزش رو برگذار کردیم هنوز اون پنجتا لپتاب آموزشی رو هنوز هم که هنوز با افتخام تو شرکت داریم این ها آینه سنگ سبور ما این ها دیدن شرکت کجا بوده و عل

گوینده 1

ولی ببینید چقدر نیاز به آموزش سیاد بود که با اون شرایط که آدم خونه پدر مادر خودش نمی رفت ولی مثلا کلاس ما پر شد حتی بیشتر از ظرفیت ما تونستیم برگذار کنیم مثلا گفته بودیم پونزه تا فکر می کنم ده تا بود ده تا تا پونزه تا پونزه تا بود

گوینده 3

پر شد کلاس خیلی هم راحت بگیریم چی رو شما از فضایی دنتار که بیشتر شاید فروش فیکسچر بوده بسترژیکال باید بوده چی رو با خودتون یه تخصصی رو آوردید و اون را به آریو شاید یه روحی داد دبیدید واقعیتش اینه که اون چیزی که تو این چند ساله من گم کردم از داره مالی که هیچ

گوینده 4

نه نه تخصص فقط تخصص تخصصی که بود اعتباری بود که تو مارکت من پیدا کرده بود و به نظر من شما تخصص هم داشته باشید یعنی اعتبار تو مارکت نداشته باشید نمیتونید موافق باشید من واقعا باز هم میگم در راست داستان هایی که میخوندین اون مواقعی که داستانی هم بود که واقعا هنوز هم که هنوزه میتونم بگم فلسفه شرکت من با اون صورته

یادمه که داستان این طوری بود می گفتش که توی جنگلی یه شیری ادعای کرده بود که من تعمیرات ساعت دارم و همه می گفتن مگه می شه این شیر با این دست ها و انجام های زمخت خودش مگه می شه ساعت ریزبتون رو تعمیر بکنه

گفتن امکان نداره یه خورده گذشت دیدن بیزینیس این شیره گرفت خیلی سالت تو جنگل های اطراف هم خیلی سر را صدا کرد بعد یه بار از جنگلی اومده بودن که آقا چیه داستان اگه میشه یه شیر با این دست هاشو فلان به طور ساعت تعمیر بکنه و اینقدر موفق شه

رفتن و دیدن که پشت پرده ویترین شیر چند تا سنجاب هستن و سنجاب های طبامندی که با طبامندی خودشون دارن ساعت ها رو تعمیر می کنن به طرز هرفهی نتیجه گیری این داستان این بود گفت قرار نیست شما مشرف به همه موایز فنی باشید حتی در حقیقت شرط فنیش هم داشته باشید شما

مهم اینه که شما اون چهره کارزیماتیکتون رو داشته باشید عباحتتون رو داشته باشید از ویترینتون استفاده کنید برای پرزنت و موارده از این دست و یک سری از افراد متخصص رو در جایگاه درست قرار بدید و از اونها استفاده بهینه بکنید یک بیزینس رو اینجوری شکل بدید

هنوزم که هنوزه تو مباحث مثلا دیتیل نرم افساری من اصلا وارد نشدم نه این که نتونم و نخان و نشه کاملا خودتون میدونید کاملا شایدش هستش میگه تقسیم کار دیگه آره آره من مدیرم من اضافه نزد کنم نباید آموزش بدم نباید پول بگیرم خیلی ها اعتقاد به این قضیه داره که شما باید سفت و صد یک مثلا آیتم رو نرم افسار رو بدونید که راجب ای صحبت کنید

اینه هر تا جیه نپرند اون کسی که 20 درصد به بحث فنی اشراف داره و 80 درصد به بحث پریزنت و گفتمان اشراف داره موفق تر است کسی هست که 80 درصد به بحث فنی اشراف داره و 20 درصد میتونه صحبت کنه بلیان بکنه من اون 20 درصد فنیمو دارم

گوینده 3

یعنی در واقع هنر مدیریت، هنر مذاکره، هنر که نه، در واقع علم بیزینس شما میگید هشتر درصد قضیه است و بیس درصدش بود فنیه به طور واقع.

برای من بله، برای من.

خیلی موافقم، ولی من اولا تو این سنف چه دندنپوزه، چه دندنساز، چه تمنی کننده، چه مدرسا،

کاملا برعکسشون معتقدن اینکه من اگر فندیم خوب باشه همه میان دست آنباش میکنن و پیشم قدمات من باهاشم موافق نیستم واقعیت و من کنار جاهایی که نمیتونم

گوینده 1

اولا بسه فنی رو جلو ببرم تین من هست بچه های من هست خانه رو واقعا پخش میکنید خدا وکی بیتر شدم بیتر شدم نه نه کلن یه ذره ایدالگیرا هستم یعنی از فنجون چی باشه با تعیید ایشون برن وای میتون منه ایش میکنم خیلی خیلی بوده یعنی داره خیلی سعی کرده آقا ایدی داره یعنی گذشته نه هنوز هم یه ذره

خیلی نظراتشون رو دوست دارن همونطوری که توی ذهنشون چیدن مثلا این دیوار میخواییم که مثلا روش یه دکوری بزنیم نیم سانت بالا نیم سانت پایین رو دوست دارن که دست خودشون باشه

گوینده 4

اون زمان که شرکت را افتاد حالا اسم رسمی شرکت را افتاد تو شرکت کسی نبود من بودم و خانم آزاد دیم با فرزانه جان ما تو شرکتو میچرخوندیم دو نفری بودیم یه تقسیم کاری انجام بیده و این هی جلوتر اومد جلوتر اومد هی نیرو اضافه شد و بعد

خب خدا رو شکر بچه توامنی مجموع اضافه شدن که کم کم خود من هم دوست دارم این اتفاقه رو سریتر رقم بزنم دوست دارم به کارهای فکر کلام برسم راضیم از این تیم سازی که داره اتفاق میفته و هر چقدر جلوتر میره

تفیز اختیارا کاملا داره درست به نظرم انجام میشه هنوزی که فردهی سخته با فشار فرزان خانم مثلا یعنی چند وقتی بیشتر حتی فنجون قرار بود خریداری بشه میفرستادن برام گفتم نه بعدی نه بعدی نه گفتم خودتون اینو فنجونی مثلا چقدر اهمیت داره که اینجاش آبی باشه اینجاش تلایی باشه خیلی از نظر شما هم

گوینده 3

نه نفر خواستم با شما بخواهد بخواهد شوید من به علی حق میدم واقعیتش اینه خیلی عمیق بخواهد نگاه کنی توی بی تو سیاه نسبت به بی تو بی ها تفریز خیلی سخت تره شما هزار تا مشتری نداری بگی اینا نشد هزار تای دیگه

گوینده 1

اینجا مثلا ما کنیم 20 تا مشتری داشته باشی و یه نفر توی یه روز با 5 از اینا بعد صحبت کنه بیزینس میپاشه واقعا میپاشه تو حوضه این که حوضه کلی بزرگی نیست و همه همدیگر رو میشناسند و هر جای ایران باشید ما همه همدیگر رو میشناسیم که کیا دارن دیژیتال فارم میکنن یعنی اگر دست از پا خطا کنیم پر میشه در مورد آری و در مورد حالا اون

گوینده 3

برند شرکت که مهندس بسیار روش حساس هست یعنی بخشی از این تنش ها و تنش ها واضحیه نمیتونیم خیلی اگنارشون کنیم

چطور مارکتینگ میکنید؟ چطور مشتریاتون رو پیدا میکنید؟ البته من فکر میکنم آموزشی که میدید یه برکه پرورکته که اونجا اون آموزش هایی که ما داریم الان میدیم بله یه برکه یه به قول شما پرورکته که وقتی باعث میشه دوستان وارده مجموعه میشن

گوینده 4

از نحوه برخورد پرسونل فرون آموزش من نوع سبت نامش وقتی وارد میشن نوع پذیرایی کردن از اونها استقبال از اونها حتی امکان نداره سر کلاسی تو بریک تایم میباشه و من نرم با تک تکشون احوال پرسی نکنم

گوینده 1

و تک تکشون یه چند دقیقی صحبت نکنه امکان نداره یعنی تو اوج کار هم باشه این اتفاق باید گفته خیلی ها شما فکر نکنید که همه مثلا از این یا دندون بزرگ ها یا دندانسازان تاپ لیول هستن خیلی ها جبه های مثلا دانه فارغ و تحصیل یا اصلا دانشجو هستن آینده های دنت ها آینده ها هستن اصلا اون طوری نیست که به خاطر پوزیشن شغلشون فکر کنید که می آیند بر اینقدر برش

گوینده 4

چقدر مشتریاتون رو انتخاب می کنید؟ یا مشتریانتون شما رو انتخاب می کنند؟ گزینه دو دو روستره موافقه گزینه دو بیشتر ما انتخاب می شیم تا انتخاب بکنیم توضیح بدید؟ آره توضیح می دهد ما واقعیتش اینه که تا شروع کار آری و سلامت عمله با بازرگانی داخلی بود شرکتی که استارت سدیم

یعنی چی اومدیم از نمایندگی های داخلی استفاده کردیم چون خودم نیستیم وارد بکنیم پولش هم نداشت و اومدیم نماینده مثلا یه مجموعه رو که داشت تولید میکرد پرینتر رو ما به خود گرفتیم که چند سال نمایندگی چون ما داشتیم

ارزم به حضور شما شرکت تبریزی بله بله بچه های تبریز آقای نظامی آقای لیلا بودی عزیز بسیار خوبه بله شرکت مبتکرم برادرهای بسیار خوب من هستن و نواندگی شنوندن چند سال توی تهران داشتیم

و بعد از اون چند تا شاکرات وارد کننده بودن نوایندگی های مشکل فروش داشتن که ما باشون قرار داد بستیم و محصولشون رو حالا معرفی کردیم و از اعتبار اون رو حالا تخصیصی که داشتیم بعد از اون ما آمدیم تقریبا یه چند سال و بزشته یک کمکان خودم مستقیم وارد کننده شدیم

گوینده 3

یه لحظه سب کنیم حالا که صورت دوستان فبریزی هم شد چون من خودم تجربه خرید از شما داشتم بلا فاصله بعد از آموزش تصورتون اینه که اون محصول چون خوبه میفروخت چون آریا سلامت معتبر بود میفروخت یا

علی هیدری میفروخت من خودم میتونم جواب خودم رو بگم من میخواستم همینه بگم شما با عنوان ایجوزر بهتر میتونید جواب بدید شما کسی که بالاخره اون محصول رو استفاده کرد علی هیدری معافقه

آره من آریا رو نه اینکه خدایی نکرد مبتکران دستگاه های اونان دستگاه بسیار خوبی بود اصلا بنز ولی قبلش قبل اینکه اصلا استفاده بود ولی من نمیدونستم که اصلا چه شرکتی خوبه چی بده من از شخص خریدم یعنی نه از شرکت نه از اون تولید کنند همه اینا خوبند همه اشون عرضش مندند ولی دیده خودتون چیه؟ کی یا چی میفروشه؟

از آریو خرید کرد یا از علیه هیدری؟ از علیه هیدری خیلی برای من مبرهنه شما متفاوت فکر میکنید؟ کارتینیه مهندس هنوز هم ببین خیلی اینجوریه خیلی فروشمون به خاطر مثلا اسم مهندس قوامی و مهندس هیدری

گوینده 1

حالا تا حدود زیادی این دو نفر ولی الان مثلا شاید بگم یک ساله که آریو هم فروش داره نمیتونم بگم آریو فروشش سفره همش مهندس نام مهندسه ای در یه مهندس قبوم یا نه الان میتونم بگم مثلا 30% 40% آریو هم داره میفروش

گوینده 3

توی بی تو بی ها یه نقطه مدیریتی بخواهم بگم یه سری قوانین یا نقض میشن یا کمرنگ میشن کسی هم کاری بی کارشون نداره یعنی اینکه مدیرامل کار سیارمی انجام بده با بشتر ارتباط بگیره آزاده اینکه مدیرامل بفروشه آزاده یعنی ممکنه شما بگید خانم آزاد نیا هست برید با اشون صحبت کنید اشون مسئولشه از اشون بخرید

یکی سرگزه می‌گه نه حلی جا من با خود حال می‌گم من می‌خواهم از خود بخرم و شما بهش می‌گی ببین این پیرنتر خیلی خوبه می‌گه دمتی هم یکی بفرست خانم آزادنیان سه ساعت بعد توضیح بیده ببین این پنج دقیقه‌ی پیرت می‌کنه این طوری اون طوری ترش می‌گه باشه بذار بگیری می‌کنم یعنی انگار یه آرامشی لازم داره مشتری که توی بی تو سی ها نیست بله

در مورد درمت سود اگر میشه خود توضیح بدید فکر میگنم همیشه به پیشواز آینده رفتی خب طبیعتا سوده به صف میرسه و به امید آینده است تا که قرار به امید آینده باشه؟ پشت بندشه یعنی شما از کاشتهای سالهای قبل ما داریم استفاده میکنیم و سبای اون قضیه سبت شرکت که فقط آموزش نیست

گوینده 4

محصولات دیگه ای رو هم ما تو دل کار داریم واقعا شکر کرده تو بحث دیژیتال شرکت حالا مجموعه ما تو این چند ساله از تک فروشی به پک فروشی رسیده یعنی قبلها ما میمدیم روی یه دستگاه هی مزاکره میکردیم فلا ولی الان اکثر مزاکراتی که ما داریم میکنیم روی یه دستگاه نیست پک داریم صحبت میکنیم توتال سولوشن دیژیتال داریم صحبت میکنیم

و واسه این قضیه خب نیاز به جلسات مختلف داره نیاز به آگاهی مخاطب نسبت به برندی که انتخاب میکنه شرکتی که انتخاب میکنه خدماتی که اون شرکت داره در اصل اول داره خودشو پریزنت میکنه شو همه همون میدونیم هیچ ماست فروشی نمیگه ماست من ترشه همه میگه ما خوبیم ولی خب تو دل کار اون موارد خودشو نشون میده

باسه همین قضیه ما توی همین بحث آموزشی که شما میفرمایید که تلاشان از ذره درامدی نشه اون لحظه بهش نگاه کرد هزینه های دیگه داره یعنی درامد های دیگه داره سپورتش میکنه بذار بذار من نپذیرم یه من یه شاکستان میگم شما یا بپذیر یا نپذیر آیا مزید رهابتی قیمت

گوینده 3

براتون مهم هست یا نه؟ یعنی اگر سر یه میلینگی مثلا ببینید میشه صد درصد سود کرد یا پنجا درصد میایید تو اون کفه که میگه حد درصد سود ممکن رو کنم؟ اصلا اینو نمیگه آها

گوینده 1

هیچ وقت دنبال اون هر دنگ سرسور نیست دنبال اون رابطه خوبه ببین با آدم معامله میکنن یعنی اون آدم رو برای همیشه با هاش رفید میشن با هاش ارتباط طولان مدت پیدا میکنن یعنی این برایشون همیشه ارزشمند این شوان این نماجد این جوریه شوان پیکارم سر خودتون هم همینطوری بود خیلی ارزشمندتر هست تا این که اون لحظه مثلا ما ست نلیون سود بیشتری بگیریم

گوینده 3

اوکی ببینید من اصلا نمیگم مذیعت رقابتی قیمت خوب است یا بد است میگم همیشه جز مذاهی رقابتی شما بوده که قیمت ها مناسبه یعنی شما مثلا یه میلینگی رو آوردین هزینه تمام شده اش از یه میلینگی دیگه هم بالاتر بوده ولی از اون وقت ارزونتر فروختینش یعنی برای تو مهم بوده که قیمت ها مناسب بشه در نهایت واقعیت اینه که من همیشه گفتم ما ارزون کار نمیکنیم

گوینده 4

برای شرکت خیلی ها تو بحث رقابتی بحث قیمت رو مطرح میکنن بله درسته من همه اینها رو قبول دارم ولی این نمیشه که من قیمت رو به هر طریقی هست بیارم پایین حتی دقیقا معقول معقول اوکی ولی بلاخره قیمت رو بالتر ببریم بله میتونم بالتر ببرم نسبت به خدمات نسبت به خودتون میدونین نگه داشتن یه تیمه

هرفهی فندی و برای پشتیبانی و حالا مبایز مختلف چقدر حزینه بره برای یکی مجموعه بله ما میتونیم بالا سرد بریم برای این کار رو نمی کنیم واقعیت یه سود معقولی رو نسبت به تلاشی که مجموعه داره میکنه بازرگانی که داره میکنه آموزش و خدماتی که داره میده بله منطقه هم باید پشتش باشه ولی در کل بخواهم حساب بکنیم ما تلاشمون این بود که اون حس خوبه همیشه باشه

گوینده 3

و یه تبصر رو بزنم یه خود رو بتون حق بدم ما در مورد یه بیزینس صحبت نمی کنیم چون شاید دوستان ندونه اما در مورد چندین بیزینس هایی که پای سر هم شکل گرفته تو زمین شما صحبت می کنیم همیشه در افتدایی که میخواد یه برندی تسبیت بشه افتدای نمیتونه سود بالایی در یافت کنه و اونجا مارکت شیر گرفتن سهم بازاری که افراد زیادی من رو بشنستن وعظم به خرن اولویت دار

ولی جایی برای من عجیبه که مثل آموزش آموزش شما سالها توشید تسبیت شدید شما الان بگید 5 ملیون یا 50 ملیون به نظر من ازتون میخرن ولی همشون میگی ببینی کفش چقدر مثلا میگه 3 تومن پام در مورد نفری خب کنیمش مثلا 3 و 500 خودشون آره یه دلسوزیه خیلی عجیب غریبی که بقیه ندارم اصلا آموزش به موانه بیزینس نگاه نکنیم ببینیم علاقه نکنیم

گوینده 4

علاقه شخصی نگاه بکنه دوست دارم آموزش رو دوست دارم و تو حوضه کاری ما هم تو بحث دیژیتال تخ نداره واقعا و واسه همین قضیه این باعث میشه که خودمون رو هم بالا بیاریم اون زمان درانه جبانیمون شمال که بودیم خب برزش من زیاد میکردم

ازم شما الانم جهونه و یکی از ورداش هایی که میگم ورداش رزمی بود استادمون یه حرف قشنگی زد که به نظام یه حرف مدیریتی درستی زد

میگفت که من هیجا فن آخر رو پشت خودم نگه نمیدارم به این دلیل که اگر من فقط فکر کنم که تموم این فن آخر منو کسی بخواد از من یاد بگیره تموم ذهنم انرژی میره برای نگه داشتن و سیف کردن این فن برای آبگیریت کردن خودم بلاوردن خودم فن جدید یاد گرفتن خودم دیگه زمان نمیذارم

آن چیزی که بلد هستم و به شما میگم اگر میخوام همچنان استاد ببونم باید فنهای جدید یاد بگیرم جمعه درسته بسیار مدیریتیه جمعه واسه همین قضیه تو بحث آموزش ما واقعیتش حالا دوستانی که با ما در ارتباط هستن میدونن هیچ فن آخری وجود نداره واقعا اگر چیزی بلد باشیم واقعا میگیم و این باعث میشه که من ایار شرکت رو چون یکی از آیتم های مذیعته که به قدرت دارم بهش ا

و میگم همیشه باید ما تابترین باشیم یعنی همیشه سآلاتی که توی مارکت کسی نمیتونه جواب بده اینجا با جواب بده

واسه همین قضیه آموزش یکی از میارهای اصلی منه یکی از آیتم های اصلی که باش من میتونم ایار مجموعه رو بسنجم خوب من تک تک کلاسه آموزشی بعد از اون تک تکش واسه من فیدبک کلاس میاد و رو تک تک آیتم ها من حساسم یعنی اگر یکی از آیتم ها یه خورده حس بکنم که بالا کم زدن امکان نداره من برای جلسه بعد اونو مشکلش رو حل نکنم یعنی اگر مشکل مدرس باشه یا مشکل حالا فضای

واسه همین قضیه است که تو موایست آموزشی مایی خوردهی حساسیت رو داریم و اونو با عنوان بیزینس نگاه نمی کنم.

با عنوان یک آنالیزور دارم نگاه می کنم که شرکت و حیده رو آپگیریت می کنم.

گوینده 3

یه خود عمیق تر شیم در موضوع دیژیتال ورک فلو با هم صحبت کنیم چیه مهور فعالیتش چیه اصلا دیژیتال ورک فلو اومده که چی بشه میخواد عزیز کی بشه قراره به دردی کی آبخوره واقعا کلمهی که خیلی تو این چند سال به نظرم

گوینده 4

ترین شده و خیلی دارن تکرار میکنند بس شما تو هر آیتی من همیشه توی باقی صحبت ها میگم میگم شما حتی با حزینه صفر هم میتونید دیژیتالی بشید

یعنی که مثلا میگم شما میخواید یک دندان پزش کسی میخواید سرژیکال گاید بذارید میگه آقا من دیژیتالی بخواهم کار بکارم میگم جرای این پلنتتون میخواهم دیژیتالی بذارم هزینه نمیخوایید بکنین با وعده اسکنرتون با وعده پرینترتون با وعده خلا تکنیسیانتون و و و و و

کاری ندارین شما یه قالب میگیرید یا الان که اسکنر میتونن رینت بکنن یه قالب میگیرید میفرستید اونجا واسه تون اسکن میکنن کارش رو انجام میدن میفرستن با کیت جرای دیژیتال همیتونی رینت بکنید بیارید بدون اینکه هزینه دیژیتالی بدید عملا تو مجموعه تون دارین دیژیتال کار بکنید

به خواستنه دیژیتال وردفیلو چیه میشه اولشان ممکنه بعد از دوستان اون حد اقل اطلاعات اولیه نداشته باشن میشه از بگی چیه؟ مسیر دیژیتالی شدن و مسیر این که شما بخواین

گوینده 1

حالت سنتی.

گوینده 4

حالت سنتی رو تبدیل به حالت دیژیتالی بکنین.

این پروسید و کلی عرض بکنیم خواهد من از شما حالا به تفلیک بگم.

دیژیتال ورکفلوس شامل سه قسمته.

کهی، کهد، کم.

تو بحث این تقسیم بندی ها هر مجموعهی با توجه به توامندی خودش و نیاز خودش و پلن خودش بارده یکی از این حوضه ها میشه.

یا میخواد ستارو داشته باشه که سیکل کاملش میشه یا میخواد یکی از اینها رو داشته باشه اگر تو بحث کایی بخواد وارد بشه بحث اسکنر ها میاد رسد یعنی اسکنر های داخل دهانی اسکنر های لابراتاری فیس اسکن ها این ها موایس کایی هستن و حالا مواد که بیشتر دندان پزشکا تو این حوض پررنگ تر هستن تو موایس کایی اگر بخواییم وارد بشیم بحث نرم افزار ها سافتره های دیزاین

و تو اصلا کم بخواییم وارد بشیم موایس دیوائیس های مختلفه یعنی پیونیتر ها میلینک ها حالا تقسیمندی های مختلفه شما چیر ساید ویت و درای و مسیر و فرایندار کامل عوض کامل عوض بله کامل عوض میکنه این مسیر یعنی شما الان اگر تا چند سال پیش میگفتن که من یه روکش رو به شما در عرض یک ساعته به شما یه روکش دائم تحویل میدن طرف میگفتی توهم زده داره شعار میده شعاف میکنه

ولی چیر سایت سولوشن خیلی راحت خیلی راحت شما میتونید یک روکش دندان رو روکش دائم رو در ارزه یک ساعت به میمارتون تحلیل کنید چون میلینگ وست این تر که نه بحث نه گل از سرامیکا

گل از سرامیک میگویم یه سینترل میخواد یه سینترل یه شما درزایی یه سرامیک نه میشه من در سر کلاسمون اجازه میکنم قبولم قبولم میشه تایم میذاریم آقا تایم میذاریم من به شما کار یک سرات تحویل دارم حل شهر سات شهر سات سلوشن شما بحث همین گل از سرامیک ها بخوایید یا حتی پرینتر هایی که روکش دائم پرینس میکنند بله این که هست الان انجام میکنند

گوینده 3

شما گلستر رو می کنید اگر بخوایید تراش یه گلستر می کنید چقدر طول می کنید؟ من خیلی دقیق می توانم به شما بگم تراهیش تراهی خوب برای اون یه وعدیه یه رو وقت می گیره یه رو بی وقت می گیره میلینگش حدودن نیم ساعت طول می کشه به طور متوسط دستگاه مختلف بوده نیم ساعتن

کریستالایزش نه نه کریستالایزش حدوداً بیست دقیقه نیم ساعت این هم یه رو بیست دقیقه میتونید و استرینوگلزش هم و کولینگش هم حدود بیست دقیقه بیست پنیدقیقه یعنی یه دو ساعت تقریباً خیلی خیلی فشورده بخواید انجام بدید شدنی هست؟ خیلی سخت خیلی پر ریسک و برای هر درمانی هم نمیشه برای روکش دندانی بله من میخوام بگم روکش دندانی داریم صحبت میتونی

گوینده 4

تفکیه که شما میتونید انجام بدید این که شما مثلا وانده این پلند میخوایید کار بکنید از قبل میخوایید این پلند بذارید از قبل هم تررایش انجام شد روکشش آماده است شما میتونید بذارید من میخوایم بگم این پروسه وقت چیر ساید وقت تاینینگ که من بازم دارم میگم شما مثلا میگید این مباسه اینقدر طولی کشه با مطریال جدیدی که داره میاد واقعا میشه تایش گرد

گوینده 3

حالا وارده چه سایت میشم به زودی ولی اصلا فکر میکنم یه کاری که شاید به زود دو هفته یه آماده میشده الان توی چلاهایی سخت خیلی راحت میشن وارده کرد

بسیاری که به کارش داره ولی یه روزش هم کنید یه واحده یه ایمپلانتی اواتمنت رو رو گشت قبلا بخواست کسایی که در شهرستان بودن چون من در شهرستان بودم دو روز دو روز چهار روز رو میگشتید که فقط اون اواتمنته بیاد پره بشکن اون زاوی که دوستداری و بد نمیده خیلی جاها فضاش خیلی خوب نیست یا اگر فولموسه که مسیبتاش بیشتر بود بعدش چیز ریختگی کن یا حالا پیرین چی

گوینده 4

فقط همونطور که اون استفاده اواتمنت قرار برسه گاهی اوقات مبکرم بود تا چند ماه طول بگیره شگرد گفت ندارم سب کن و اینجا تقرارا دیگه همه چیز رو میشه خیلی سریع و تحت کنترول پیش خیلی میشه کنترول مثلا دارم میگرد تو بس اون اواتمنت هایی که شما فرمودی خب اواتمنت هایی حالا تای بیس یا تی بیس هایی که توی بس دیژیتال خیلی مطرح هست خیلی کم رنگ داره استفاده می

من لود فوریه دقیقا خیلی راحت میتونه برخی از آیتم ها رو تو برخی از موارد تصریب کنه کاره من معذورم اینجاست مخاطب تو بحث همین دیژیتال برگ فلو فقط دیوایس نیست فقط فروش نیست فقط نرم افسار نیست

گوینده 3

شناخت ماتریال چه گذینه هایی داره برای چه تایمی برای چه کیسی چه مخاطبی این ها مواردی هستش که قطعا نیاز به تجربه دیژیتالی داره میفهمم بروزایی به این سوال جواب بدیم شاید این جواب خوبی باشه سوال خوبی باشه منافعش به کیا میرسه به پزشک به لابراتور به بیمار به تمنی کننده

گوینده 4

این را اگه شفاف جواب بدین فکر می کنم خیلی کمک می کنم قطعا همین وسط دارن وسط این منفعتی که دارد هم شما تأمین کنندهی که من هستم دارم تأمین می کنم منفعت می برم وقتا این بازاری تعریف کردیم و تو این بازار داریم تلاش می کنیم که بیزینست بکنیم و قطعا دوباره منفعت هستیم تهش

دارم منفعت میبرم پزشک یا دندانساس هم داره منفعت میبره چرا؟ مثلا دارم میگم شما یه کاری که همون چیز که تایمین که صحبت کردی قراره به صورت روتیم دو هفته منتظر کار باشی و به قول شما اگر بخواییم حال حالت زیر کن استفاده بکنیم چلا هیچ ساعته یا به قول چلا هفت ساعته اگر دستشون برسه

با یک کیفیتی که از ازره زیبایی خیلی جذاب تر شده دقیقه کار خیلی جذاب تر شده و هزینم آنچنات افری نمی کنه به اصفق سیاق و چرا منفعت نبره پزش قطعا یوزرهای سیاد می شن بیمارهای سیاد می شن

متوجه ارزم هستید یاد خود دندانساز کاری که مثلا دارم عرض میکنم نیاز به تکنیسی هم مهور بوده خیلی دیگه نیازه حالا با کار وکس واب و موارده ها از این دست الان داره تکنولوژی واسه انجام میده رفاه میاره

منابع واقعی و آرامش داره شما با دیژیتال در ارتباط دیژیتال سفر و یکه دیگه بین و بین دیگه نداره یا سفر یک کار میکنه یک کار نمیکنه وقتی داری کار میکنه دیگه منابع انسانی خب درسته کار دست همیشه عرضنده است عرضش داره من رو اون قضیه حرفی ندارم ولی تکرار پذیریش بسیار پایین

گوینده 3

اصلا واقع بینانه همه چیز رو دیژنستال بهتر نمی کنه واقع بین باشین هواپیمایی که شما سوارش میشید با سندلیای افتضاه فعلی من نسبت به یه اوتوبوس وی آی پی که سندلیایی خیلی خوبی دارن مذیعتش اینه که همین که شما رو یک ساعته میرسون و بجای دو دو سیزد ساعت شما میدین خیلی عالی بود ولی اگه بیام خیلی ریز بگیم سندلیای کدوم بهتر بود سندلیای اوتوبوس خیلی بهتره

گوینده 1

پس حاضری دفعه با تو بس بریم میگه نه فرق ها زولفیت همه یعنی همه چیز رو از آن بهترین ولی پکه شکر میکنم خیلی رفاه میده بله این دیژیتال خب اگه دیژیتال نباشه و سنتی باشه خیلی به انسان مهبره اصلا آدمی که یه روز خالش خوب نباشه خروجی کارش خراب میشه ولی دستگاه که این چیز رو...

متوجه نمیشه مدام خوب کار میکنه تا جایی که خراب بشه دیگه خراب بشن که میبینید خرابه تعمیلش میکنه دوره درست کار میکنه این خیلی میتونه به کیفیت کار و سرعت کار و دقیقه کار و همه چیزش خیلی بهتر و دقیقه

گوینده 3

دانشگاه به عنوان یک نهادی که به نظر من مقدسه خیلی مورد احترامه چون الزامن بیزینسی نیست دیگه علمی هم هست و این علم هست که بعدا تبدیل پول میشه برای ما به عنوان این نهادی که ما

انتظار داریم ازش پیش رو باشه جلو باشه اون به ما یاد بده توی دیژیتال ورک فولو الان جایگاهش چیه؟ یعنی خیلی شفاف بخوام بپرسم آیا دیژیتالی شدن ما از مسیر دانشگاه گذشته یا از مسیر کورس های آموزشی که توی آریو و جاهای دیگه داره برگذار میشه

گوینده 4

واقعیتش اینه که تو بس تکنولوژی دانشگاه عقبه خیلی داستاناش فرمی کنه من بس تکنولوژی رو دارم عرض میکنم بس درمانی و حالا چیزایی که تو بس دانشگاه هست با اون کاری من ندارم ولی تکنولوژی به شما امکان رو این رو میده که درمانهای جذابتری همولا داشته باشید دیگه

گوینده 1

و خب یه جایی هم مغصر نیستن چون بحث بروکراسی های داخلیه که دانشگاه هایی که نمیخوام نامش رو ببرم رفتیم و خودمون گفتیم که حالا بدون دریافته هستنی چون دانشگاه هستن حاضر هستیم که این علم جدید رو بهشون منتقل کنیم چون سنت همونطوری که میدونید خیلی جلوت هست دانشگاه هست توی دیژیتالی شدن و اینها گفتن که خیلی تونی میکشه

گوینده 4

باید بارید این از قدیم بوده این پورتوکل ها خیلی از قدیم بوده همین ها مایت تدریس باشه هیچ تغییری توش مانه کنه مطونه مقدس نواد تدریم کنه آره ببین من گفتم خوردهی به بحث دانشگاه هم نمیگیرم اونو یه سبکی دارن دارن کار میکنن ولی خروجیه های دانشگاهی که داره انجام میشه خروجیه هستن که

این که من میگم هم راجبه بحشای دندان پزشگی دارم صحبت کنم دیژیتال دارم من گفتم فقط صحبتم رو دیژیتال خروجی هایی که از دانشگاه میاد بیرون هم تو بحث دندان سازی و همون دندان پزشگی خروجی هستن که باز هم به شرکت ها برای آموزش دیدن دیژیتال وابستن

و یک پک کامل نیستن که به خانتوزه دیژیتال بارد بشن و بگن که آقا من از دانشگاه فارغ تحصیل شدم مثل خیلی از ما ها که رشته ای رو خوندیم و فقط خوندیم عملا توی مارکت که اومدیم دیدیم که نه مارکت یه چیزی دیگه ایر داره میگه

فقط یه توری خونده بودیم نمیدونم فلان خونده بودیم آبا این کتابی که ترجمه شده است مالی یه فرهنگ دیگه است مالی یه چه عرض بکنم عدبیات دیگه است شرایط دیگه است بابا اینجا ایرانه فرهنگ خودمون رو داریم نمیدونم احترام خودمون رو داریم تخصص خودمون داریم و و و پس وقتی که خیلی از فرق تحصیل ها این قضیه گفتم توی بحث دیژیتال توی بحث دندان پدیشک دندان سازی ه

که وارد مارکت میشن میگن چقدر عقبی بود یعنی فکر میکنید مقابلتی هست قبلها بوده قبلها بوده من یادم هست اون زمانی که ما وارد دیژیتالشیم تو شرکت مگاجن خب بسه سرژیکال گاید بود دیگه رو نمایی کرده بودیم منی که دوستای خیلی خوبم اسمشونو نیبیارم البته اون زمان به همین گفتش که هلی ویلکون

دیژیتالی شدن یک شعاره یک تبلیغاته این فقط یه ویترینه شعه شعه آره یه شعه و من چرا باید بیماری که الان من میتونم این پلنتشو بذارم بیام قالب بگیرم بفرستم برای شما شما اسکم بکنید فلانو تراهی بکنید بعد پرینت بکنید فلانو

یه هفته معتل رو کنیم بعد بیمار بیا که شما این پلنت مثلا باید گاید من بذارم چرا باید این کار رو بکنم؟ دستمون خودش گایده آره دستمون خودش گایده جمعه معروفی که خیلی ها باید میگفتن خیلی ها میگفتن با احترام به همه توامندی اونها اون دوست عزیزمون به دو سال نرسید اسکنر تحیه کرد

نرم افزار تحیه کرد برای اینکه و بعد از یه مدتی حالا ادامهش داده یعنی حیدار گسترش میده همه رو فروختیم و به من الان به من جمعه خودش میبفتهش که من وقتی اسکنر اسکنرش یه چند رو وقتی مشکل پیش اومد بود برای آش گفت اسکنر که نبود حس کردم واقعا نمیچرخه

همه ای کسایی که عادت کردن به اسکندر اینو میگن همه اشون میگن اصلا از چند نوجه دیگه نمیتونن غالب بگیرن نمیتونن دیگه غالب گیرین خب چی را دیداره؟ یه مثالی من براتون بزنم مثال که چه عرض بکنم یه خاطر است من پدرم دوکار برنجه همجام تبلیغ بکنم دوستان برنجه خوب خواستید بکین

من خوردم خیلی خوب من خوردم خیلی خوب من خوردم خیلی خوب من خوردم خیلی خوب من خوردم خیلی خوب من خوردم خیلی خوب من خوردم خیلی خوب من خوردم خیلی خوب من خوردم خیلی خوب من خوردم خیلی خوب من خوردم خیلی خوب من خوردم خیلی خوب من خوردم خیلی خوب من خوردم خوردم خیلی خوب من خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خوردم خور

شما خیلی کماندید زیاد نمیتونم بگم کندم ولی آره اینم میشه گفت ولی زیاد نمیتونم بگم سرعت ایشون زیاد بره ماخه بره خودش ود عرضم به حضورتون که ما چند وقت پیش پیششون بودیم مثلا اون موقع من یادم اون شامال که بودم هر کاری کردم که به بابا بگم بابا این ماشین حساب قردار یه ماشین حساب یاد بگی فلانه گفت نه فقط چورت کرد

بعد ایشون هم وقت گفت پسرم یه چورتکه یاد بگیر گفتم نه بابا چورتکه میخوام چی کار بکن گذشت و گذشت ایشون حتی یه ماشین ساب هم توی مجموعهش نداشت تا اینکه من چند ساله بیشتر رفته بودم پیشش دیدم یه ماشین ساب گذاشته جلوی دقیقا میزش و اولش فکر کردم که مال کسیه جا مونده اونجا بعد گفتم که هاجی این ماشین سابه چیه که اینجا جا گذاشته بعد اخ کردم و بشین اینجا بودم چشم

نشستیم گفت ببین من همون چورتکه گفت و خب گفت ولی الان مشتری میاد من باید چورتکه میرازم به اصلا اون متوجه نمیشه من چجوری حساب کردم و همه فکرش درگیری داره فکر میکنه شاید نکنه من اشتباه حساب کردم من یه ماشین حساب میذارم جلوش میگم عزیزم شما هم حساب کن من هم حساب میکنم عدد که یکیه طبعا

حرفش این بود می گفتش که من به خاطر این که جوانه امروز چورت که بلد نیستن اجباری ماشین حساب بذارم یعنی اجباری که مارکت به پدر من با این همه در حقیقت اعتقادی که به چورت که داشت مجبور شد شاید خودش کار نکنه

گوینده 3

مجبور شد یه ماشین حساب تو مجموعه اضافه بکنه حالا دهده خیلی بگیه ابتدایی من میتونم یه سال بعدیم رو پرسم یعنی دیژیتال ورکفلو فکر میکنید واقعا دیگه یه انتخابه یا تقریبا دیگه اجباره

گوینده 1

از نظر من که اجباره یعنی وقتی شما لابراتوار ها رو میبینی که همشون دیگه اسکنر دارن دیگه پرینتر دارن میلینگ دارن اگر بخوایی که نداشته باشی و جدا از اونها باشی انگار داری خلاف جهت آب شنامی کنی از نظر من

گوینده 3

تقریبا اجباره تقریبا اجباره از دو سال بعدی من خود رو پرسم باید از جواب میگه اون میکشد همون بیشترین تومز دستی بیشترین ممانعت بیشترین بیمیلی توی دندان پزشکاست یا دندان ساسا

گوینده 1

ببینید اول که شروع به کار کردیم الان اگه میخواییم بدونید دندون پیزشکا خیلی ترقیب شدن یعنی انگار دندون سازها جلوتر بودن اگر جواب سوالتونو میخوایید از نظر من دندون سازها انگار زودتر شروع کردن به این کار با مثلا گرفتن اسکنر لابراتواری کم کم سعی کردن که دیژیتال بشن بعد با بردن میلین ماشین ها و پیرینتر ها

و زودتر وارده این حوضه شدن اونجا در نو پزشکا احساس میکنم که یه ذره چون حالا شاید تخصصهای دیگه داشت درمانی داشتن وارده حوضه تخصصی دیگه شاید نمیخواستن بشن نمیگنم تو زهنشون چی بود مقاومت میکردن

اورال اسکنر های قدیمی هم خدایش خیلی افتضا بودن خیلی بد بودن خیلی بد بودن و یکی از دلائل هم همینه چون چیزی که برای دندوپیزش اول اومد اورال اسکنر اینا اورال اسکنر ها اومدن خریدن با قیمتهای بالایی خریدن واقعا خب توانه مالیشون هم معمولا بالا بود و می خریدن اوکی بودن

بعد از این که خریدن دیدن که حالا نمیتونن باش خوب کار کنن چون هم اورال سکنر ها ضعیف بودن هم خودشون باید خیلی وقت میذاشن تا یه چیزی جدیدی رو یاد بگیرن حالا قبل از اینه که حالا مثلا ما هم بارده حوضه واردات و اینا بشیم

بعد براشون سخت بود براشون سنگیم بود می گفتن ما یه قالب بگیریم خیلی سریع تر کارمون پیش میشه دلفونی کمپایل باشه مثلا باید بیم یک ساعت تو دهنه بیمار که مثلا سریع تر بشه شما مثلا بازار به ما گفته بود پنج دقیقه برای ما شده مثلا نیم ساعت

ولی الان اصلا اینجوری نیست الان اورال سکنر ها دستگاه های بهتری شاید ارائه شدن به بازار اورال سکنر رو لازم نیست دندون پیزش فخت بذاره میتونه دستیارش انجام بده در حالی که قاله بریزی رو فکر میکنن معمولاً

کاری غالبگیری رو کار دندون پزشکو در یه وقت زیادی هم از دندون پزشکو میگرفت برای همین الان استقبال دندون پزشکو واقعا عالیه از دیژیتال که متوجه مزایاش شدن و منظر من خیلی خوب دارن به سمتش و تجهیزاتش فکر میکنم نسبت به مثلا ده سال پیش هم خیلی با کفیت نر شدن هم خیلی ارزون تر شدن چینی ها اومدن تو بازار و بازی تغییر دادن

بله مثلا یه کامپیوتری که مثلا صورت اینترنت دایلاپو مثلا بگید که اون موقع اونجوری بود خب الان چجوریه انا صورت خیلی خیلی هم خوب نیست ولی از اون زمان خیلی بهتره برای همین خب خیلی طبیعه دیگه که الان در پزشکان ترقیب شدن دوستاشونو میبینن چرا قشنگ دارن کار میکنن چرا خوب دارن کار میکنن اصلا بدون اورال سکنر نمیتونن خیلی ها دیگه کار برن یکی که اصلا به من گفته من اورال سک

گوینده 3

چون مخاطب دیتی تاک هم دندانساز ها هستن هم دندان پزشکا و خیلی کوتوه اگر بخواید بگید اولین مرحله ورود به دنیایی دیژیتال چیه خرید اسکندر گرفتن آموزش چیه دقیقا؟

میخوام برای من دیجه تر شدم چی کار باید کنم؟ آگاهیه به نظر من باید واقع بیاییم من دوستای دمتاشی که زیادی دارم که میگه خریدم هزینم کردم الان بعضی شما واقعا چیزای بدی خریدم خیلی بد ولی حتی سراخت دارم برند های خیلی خوب خریدم میگه گفته دو گوشه کلینیک گوشه مطبع اصلا به دردم نمیخوره بی کیفیه داریم اون تصکرات خیلی خوبه چجور این حرف رو میزنیم خب تو زقشون فرده ح

گوینده 4

چون اون زمانی که بالاخره اورالسکنر اومده بود خب یادم به همکاران من من خودم شخصا واقعا از روز اولی که اورالسکنر از نزدیک دیدم یعنی انقدر اون بند خدا خوب پرزنت کرده بود و اقراق کرده بود اگزجره کرده تو پرزنتش واقعا خودم رو فکر میکردم که الان یه خود اگزجرهش کنم که صبح پا میشه میده نونم میخرد صبونم آمده میکنه چایم درم میکنه فلان فلان یعنی این طرف میگفت دیگه از تم

دیگه نیاز به هزینه ی ماتریال نداره دیگه فرام خب هر کسی باشه اول کار میده خب چقدر جالب بذار حالا بخیرم تهیه بکنم خب وقتی رفت تو دل کار اون زمان دید که خب میخوام اسکم بکنم نمیشه بعد به اون شرکتم زنگ میزنن هنوز علم اون قضیه هم به اون شرکت انتقال داده نشده فقط دیوایس را آبورده

بعد زنگ میزنه اونها هم زیاد آگاهی نداره لپتاب های اون قدیم هم خب کانفیگاشون خب خیلی متفاوت تر از الان بوده به هر طریقی بود دلاخری یه اسکن هم میتونست بگیره اون زمان دیگه نمیتونست پیدا کنه لابراتوری که بتونه اسکن رو تبدیل بده اندام بکنه

و خورد تو زقش یه تایمی من خیلی هست دوستان ها خودتون هم میشه از این منو میشه اصلا که ویترین شده عملن یه دیوایس خریدن یه اسکنر خریدن حتی برخیر میلی خریدن یه ویترین شده موجودن خاک میخورد اون زمانو که دوستان هم میگو با اون هزینهی که من یادم با سیرون ها میگفت من پرداخت کردم قده یه چی بود لنکروز بود نه قده یه لنکروز اون با سیرون ها پرداخت کرده بودم

گفت الان اگر اون پولو لنکروز خریده بودم الان خیلی بیشتر درابت داشتم تکمولوژیش هم دیگه قدر میشه بله اون زمان با اشتیاغ میاد جلو با زوغ میاد جلو ولی میبینه که خروجیش خروجی مثلوبی نیست دیگه میگه دلش کن باز هم دقیقا باگ بزرگی که این وسط وجود داشت همین بود

اولین که شما انتظارتون رو از بحث دیژیتال اول باید خوب تعریف بکنید.

چه انتظاری دارید؟ قراره تو کجا پیش برید؟ قراره فقط اسکم و قالبگیریاتون رو کم بکنید؟ یا نه یک گام بالاتر میخوایید ترایه رو خودتون انجام بدید؟ حالا یا یک گام باز بالاترش یا میخوایید خودتون بسازید؟

حالا تو این ساختنه تا چه مرحله میخواییم ورید جلا؟ گفتم اینها استپایی هست که اول از همه یک دندان پزشک باید به سآلات پاسخ بده با توجه به بوجش با توجه به انتظاری که داره از خروجی که میخواد بگیره با توجه به لوکیشنی که داره و با توجه به تعداد کاری که داره مثلا واسه میلینک ها خود من شخصا میگم آقا اگر کارتون

زیر 250-300 واحده نرید سمت میلینگ برون سپاری بر شما توجیه اقتصادی بهتری داره اگر به این تعداد کفشت رسیدید اون وقت خریده یک دیبایس میلینگ میتونه براتون توجیه پذیر باشه باسم به شرط و شروطا

گوینده 3

در اون چه سایت که اشاره کردید دارم خود اشاره بازش کنم بله بله همکارای دندانساز بعضی ها شما معتقدن که این بعد ممنوع بشه فروشش به همکارای دندانکلزش و خیلی نگاه سفرویکی از این کارمار که سات میکنن این اصلا حق ندارن مستقبل چنگره دانشش رو ندارن اگر من میتونم پر دندان پشک انجام بده که اون کار دندانسازی انجام بده چرا دست کم میگیرید

دنبال فیزوشکو هم از اون طرف میگن که من برای کار تقبیل بوده میتونم با یه اگذارکت خودم کارم را به ندارم برای این لاله برای حتی دقیقا گل استرامیکا برای خیلی از کارهای ساده میتونم انجام دارم ولی اوکی من سینتر اینا به درد هم نمیخواد نمیخواد داشته باشم کارهای طولانی مقدت ولی کارهای ساده همون چرا باید لنگ کسی باشم نگاه شما این وسط

گوینده 4

این دعوایی که بوده و هست همچنان ولی یک سری حالا خط نشونهایی هم برای هم کشیدن دندونهایی هم برای هم تیز کردن تو برخیر از جلسات من اطلاع دارم که چه اولتیماتوم هایی به مثلا دارم میدن حتی دوستان دندانس هاست تا جایی که من اطلاع دارم یه سری مسوابه دارم تعریف میکنن که آقا دندان بزرگ حق داشتن اینها رو نداره فلانه

درست یا ناسعیشو من نمیتونم نظر بدم تو سنفی خودشونه ولی یه چیز رو میتونم به جراعت بگم که جله تکنولوژی و رفارشون نمیتونید بگیرید شما به جای این که بیانید مقابله بکنید سعی بکنید همدیگر رو بیارید بالا

من نظرم روی این قضیه است به جای این که من بیام انرژیون بذارم برای این که پیدا بکنم کی الان رفته دستگاه خریده فلان خریده من انقدر بیام به عنوان یک دندانساز خدمات خوب بدم بروز باشم که واسه دندان بذارش بگه آقا باست من نمیسرفه که بیام من همه کلی هم حزینه بکنم باست خدمات اون مثلا لابراتور رو نمیتونم بگیرم

خب وقتی که چنین چیزی اتفاق بیفته دندان ساز حرف خوش رو میزنه میتونه داشته باشه دندان پذشتر میتونه کار درمان رو انجام بده اگر دندان پذشتر ترقیب میشه به سمت این که بره خودش دستگاه رو در حقیقت وارد بکنه یا مثلا نصب بکنه خروجی بگیره حتما یه جایی کار میلنگه این دوتا با همدیگه یه سری دیالوک های رد و بدلش قطعا شده که باعث شده بگه آقا ایراد نداره من ا

من بحثم همینجاست که اون دندانساز هایی که الان دارا اینطوری صحبت میکنم به جای این که مصاببات بدن و نمیدونم حالا به خاندی سیر قبالی من سمت علمم من سمت دندانساز ها هم هستم من میگم دندانساز ها هم این کار رو جلو بردن این که بیاین به صورت قهری برخورد بکنید دردی رو دبانه میکنه

گوینده 3

من فکر میکنم میتونیم یه خورده به جاهای توصیل یافتر نگاه کنیم.

اروپا چی کار کرده؟ امریکا چی کار کرده؟ من خیلی خیلی تحقیق کردم.

خیلی رایجه میلینگ های چری سایت اونجا داشتن و کارهای کچون و مسلولشون خودشون رو انجام میدن اونجا تا اونجا که من اطلاع دارم والا

گوینده 4

ممنوعیتی وجود نداری که حتی دستگاهی بزرگ کرده شده باشن ولی برایشون نمی سرفه که همین یعنی انقدر حزینه های داشتن یک دستگاه رو دندان سازن انقدر میتونن با خدمات خوب با سرعت خوب با تکنولوژی خوب بیارن پایین که برای دندان بزرگ نه سرفه که بره حزینه بکنه منابع انسانیش چون شما دیوایستون هر چقدر جلوتر میره پیشیده تر میشه خدماتش و نگهداریش و منابع انسانیش و تکن

گوینده 3

من خیلی میشنستم که میلینگ خریدن الان برای استفاده هست خیلی زیاد میشنستم یعنی میگه برام نمیسرفه اصلا ماتریالی که باید دپو کنم تجریزاتش نفراتی که باید حقوق بدم چون بیزینستش نیست یه وقتایی ما زورمون نمیرسه که مسیر رو بریم به جایی این که خودم سرعتمون بیشتر بکنم میام لباسی یکی رو میکشم آه تو بیا قب تو بیا بحث واردات مثلا خود رو تو ایران دیگه اصلا جلوش رو بگ

گوینده 4

دیگر مطمئن باشید که اگر این کار رو بگونید دندون پزشگاه سراغه خریده دستگاه شما لیولاب باید داشته باشید مگه نباید لیولاب داشته باشید چرا مثلا یک دندون پزشگاه برای مثال دارم میگم بیاد با یک لابراتوری کار بکنه که سنتی داره کار میکنه

بعد خدماتش هم که داره حرای میکنه انجام میده خب معقول و میبینید دوستاش دارن یه خروجی خیلی جذاب بگیرن تو سرعت خیلی تایم خیلی کمتر متریال بهتر و حتی حزینه خیلی معقولتر ولی داره با یه مجموعه کار میکنه که خب مجموعه شاید زمانبندی حتی برخورد رفتار خیلی چیزایی که الان واسه خیلی در حقیقت فررنگه خب چرا نباید دندانستاز خوشه لیولاک بکنه

گوینده 3

من چون تو ساید هر دوتاشون هستم هم دنده پودش هم دنده ساز ما هم هستیم باقی آره نه حقو به یه طرف میدم نه واقعا هیچ کدومشون خیلی حرف اشتباهی میزنن ما خودمون این تجربه رو داشتیم که یه کاری که چلو پنگ رو سول میکشید و دیگه گفتیم خودی ها این راهی ندارد این کار واقعا به زمان ببرن

تلاش کردیم با کنترول ورک فلو دیدیم یه روزه میشن انجام داد و گفتیم واو اونها تخصیر سنگ یا تخصیر دپو تخصیر ماتریال و اینها میندازن خیلی وقتا به خاطر مدیریت زعیفه که این کار اینقدر کش پیدا میکنه اینقدر طول پیدا میکنه

میشه خیلی سریع تر انجام شد و این میشه ناراضیتی بیمار پزش عذیت میشه و پزش میگه لا برای تو لا برای تا میگه من نمیتونم میگه خب اوکی پبا تو کار نمی کنم میره سراغ یه جایی که بتونه بیمارشو رازی کنه بله دقیقا هم روال کار همین بیزینس یعنی همین به حال فرق نمی کنه دکتوری که داره درمان میکنه داره بیزینس میکنه دندانسازی که داره کار میسازه بیزینس میکنه ما داریم

گوینده 4

اصولش همینه شما دنبال یک بیزینس درست و منطقی و راحتی هستید چرا باید چالش داشته باشید؟ من میخوام میگم بحث دیژیتال و دیژیتال ورکفلو اگر درست انتخاب بشه رفاه جذابی رو به ارمغا میاره که این رفاه جذاب همه طرفی که باشده ارتباط هستن میتونن منفعت ببرن ازش

گوینده 3

میفهم ولی وسوسه نمیشه لاوراتفار فزنی یا نیک فزنی چون میدونم روابطشو داری دوستای خیلی زیادی داری که سریع میاد باید کار میکنن و نقطه شروعیت بالاست بله صف نیست خیلی بالایی خیلی میگم نقطه شروعیت خیلی بالاست واقعیتشو خودتونم دیگه میدونید شرحتشو داریم که این اتفاق بیافته ولی تو بحثه

گوینده 4

یعنی باید احساس خطر کنیم؟ نه نه از سمت مجموع ما احساس خطر تو بس خدمات نه تو بس خدمات تو نه تو بس مطبع داری یا کلینیک داری بخوای حساب بکنی هیچ علاقه من با این قضیه ندارم

خصوصای مجزایی میدونید اینها رو بله کاملا مجزا میدونم و دوست دارم وارد حوزهی باشم که بهش اشراف دارم و نمیخوام من آدم تکبادی هستم و نمیتونم به یک معقوله چند بیزینسی نگاه بکنم

یه بیزینس قوی فکر می کنم بهتر از پنجتا بیزینس زعیفه و این موقعی برای تمرکزی که شما انجام می شدید یه زمان مثال ایمیلیستی می گیه شما اگر پنجتا خرگوش رو با هم دنبال کنی یه دونه شم نمی تونی بگیری یعنی منظوری که یه دونه رو بگیر بذار یه جایی برو سراغ دو و می سه از وسط به پنجتا رو

گوینده 3

و من هم تا حقیقت عرض کردم با این که خیلی شرط محیاس واسه این قضیه به هیچ امان علاقه ندارم به سمتش برم بسیار خدماتی من چون دیدم شما رو و فکر میکنم سعی میکنید از روح خودتون بدمید به سازمانتون و فرهنگ سازمانی داشته باشید خیلی واضح نظارت های خاصی دارید سر اشعارتون و

منابع انسانیتون طبعا همه خوبن همه محترمن همه خیلی خیلی می کنم هرفهی رفتار می کند روابط کارمند کارمند کارمند مدیر

گوینده 4

کارمند مشتری چه نظارت های دقیقی دارید سرش که این فرهنگ سازمانی شکل بگیره این خط قرمزه و بچه همه میتونن من اگر خیلی پیش اومده بچه هایی که باشن من کشته میدهم واسه امروز امروز

و در ببینید من اعتقاد به این قضیه دارم مهارت و اطلاعات فنی خیلی جز اقتصابیه میشه شما با اقتصابونو کسب بکنی ولی شاکله یک نفر

فرهنگی که به حال توش بزرگ شده اونها اقتصابی نیست یعنی ذات طرفه اگر ذات درستی باشه خیلی چیزها رو من تو مجموعه ما سبری آموزش وجود داره خیلی هم وجود داره و فرصت داده بیشه ولی اگر اون خط قرمز هایی که عرض کردم خدمت شما احترام و حالا موارده از این دست نز و دیسیپلین کاری رو طرف نداشته باشه

تو مجموعه ماندگار نخواهد یکی از بچه های ما بچه های مدرس ما

از این مثال لیگه بزنم نه خواهیست بچه ما در رسو بیارم تلاششون زیر سوال نه برم یه وقتی.

یکی از بچه های ما در نبود ما با یکی از همکاران ما یه بحثی شد و در نبود من چیزی که متوجه شدم و دروبینا رو چک کردم صداش رفت بالا.

با این که اون فرد بسیار آدم در حقیقت تبامندی بود و تو مجموعا بهش وابسته بودیم

جلسه ای که باسه اونها من فرداش گذاشتم اون شب فرزانجا میدونیم من خوابم نبود.

فرداش اومدم اون جلسه ای که سریع اومدم و اون جلسه سریع گذاشتم جلسه اخراجشون فکر نکنم به یک دقیقه هم نرسید.

و گفتم شما خط قیمز رد کردید هر چقدر توامن باشین اجازه یه همکاری با مجموعه دیگه شما نداریم.

گوینده 1

خیلی حزینه کرده بودیم براشون خیلی بهشون فرصت دادم بچه هایی بودن که نیاز بود خیلی یاد بگیرن خیلی از هین هیته به دور بودن توی هیته ما قبلن کار نکرده بودن خیلی تلاش کردیم که به یک جایی برسونیم گفتم اون سبر آموزشی تو مجموع هست ولی تو سیستم شرکتی قایتا آدم بیره میم مهندس خیلی توی شرکت ما اونجوری نیستن که اصلا فکر کنین که خیلی

با بچه ها مثلا بچه های ازشون یه حساب خاص نمیبرن بچه ها اگه میخوام مرخصی بگیرم یا به من میگن آزادی هم میشه مرخصی میگم خب مثلا مدیر مستقیمشون خیلی خوب چند نفر مستقیمن با مهندس کار میکنن میگم خب باید ازشون اجازه گیرین و اینا یا نمیشه لطفا شما ما نمیشه اصلا روشون نمیشه اصلا یعنی یه احترامه یه حالا نمیدونم اسمش چه یه ترس هرکی هست خیلی حساب

گوینده 3

توجه به بسیاری خودمون همه جا همینه موفق کرد میخواد بگی خدا رو شکر کنیم من مادیرتونم یه خورده شخصیش کنیم وارد توصف فردیشیم من یکی از کاری که برای خودم جذابه همیشه انجامش میدم آدم های معتور آدم های معروف افرادی که موفقیت های جدی پیدا کردن رو حوضه فردیشون رو خیلی خیلی دقیق برسیر میکنم

بیوگرافیشون ساعت چند بلند میشن ساعت چند نیخوابن چی کارا میکنن وردش میکنن نمیکنن هیست ساعت کار میکنن پونزه ساعت همه اینا رو وردش میکنن و میدونم تقریبا همشون شبیه همه تو حد خیلی خیلی شدیدی همه شبیه همه و تنوایی واقعا ندارن یه روزتونو شجوری شروع میکنن چه ساعتی چه ساعت میخوابید چند ساعت کار میکنید چی کارا میکنید لباسانو اوتومیکا اینم بگید

گوینده 4

واقعا من کسی هم که یکی از علاقه اصلی کاره یعنی کار رو میشه سر همیشتر و واسه کاری هم که میخواهم انجام دارم یه سری مقدمه داره واقعا زودتر از همین من پا میشم با توجه که ساعت کاری شرکت نوهه من واقعا هفت و نمی هشت پا شدم

و پا میشم بلا استثنات دوش میگیرم لباس همو کامل خودم اوتو میکنم باید اوتو کنین بله توضیح باز بخواهیم باید آفشنی که آره الان عرض میکنم چون به خاطر این که بچه همون تابستونه رو دارم میگم ولی اگه تایم کلاس بچه باشه مدرسه آدریان باشه

ما شیشونیم پا میشیم سقونش آماده میکنیم این روال نه ماه هست در روال تابستان الان ما تربان هفت و نیم هشت من پا میشم دوش میگیرم لباسم قشنگ مرتب آماده و حوالی ساعت نه و نیم ده من میرم شرکت تو تا این تابستان دارم عرض میکنم و از اون سمتش خب تقریباً

تا همیشه تا زمانی که تهدیدهای طلاق و اجراگاشتن مهریه نیاد وزد من شرکت میمونم و کارها رو هند یعنی ساعت چند معمول هست؟ معمولش حوالیه من صبح که میدم شرکت ترمان دوازده ساعت تا پونزده ساعت شرکت یعنی چند میزنید درون؟

من نه و نیم ده شرکتم و شب هم برمی گردم خونه کمش گفتم دوازده ساعت حوالی ساعت ده یازده خیلی وقت اونو برطلب شرط باید کار کنه درستش همینه به خدا مردم باید زندگی کنه نه نه

گوینده 3

وارد این فاز نشین بازندش منم در مورد پس هادول بین کار و زندگی کمی صحبت کنیم بهش اعتقاد دارید؟ نه شما ندارید من در جواب مهندس رو میدم

گوینده 1

نه آقای هیداری اصلا اعتقادی ندارم فقط کار فقط به کار اعتقاد دارم و واقعا اصلا فقط کارم آقا یه چیزی همیشه به من میگه میگه که پس من بهش میگم بابا بیا بری مثلا بیا زودتر بیا خونه امشب مثلا مامان امینا میان یا مامان اتینا میان مهمه من برای کی دارم کار میکنم برای شما همیشه اینو بهش میگم میگم علی جان

خودمونیم الان هم که بازم خودمونیم ولی اگه ما نبودیم تو همینجوری کار نمی کردی به خدا به خاطر خود اصلا کار کردن جز یه ذات علیه یعنی نه به خاطر ما نه به خاطر خودش به خاطر این که دوست داره کار کنه

انگیزه داره و از ابتدا هم اینطوری بود خیلی به کار کرده خیلی به زمان زیادی در روز رو به کار کردن اختصاص داره خضاتونم بگید واه داره سقا میگه بسیار نهار نمیخوره سقونه و شام متاسفانه نه سقونه هم نمیخوره سقونه نمیخوره تو شرکت تو ریخت یه رزه

انتقال گفت صوبونه دوست دارم فقط جامعه ها خودم درست میکنم روزهای دیگه هم میتونه خوش داره یعنی تصوری که فرزانی بیا صوبونه درست بکنه؟ میریم از صبحاش هم صوبانه درست کنم خب خودش سودتر با میشه درست کنه باید چی نمیگم بازندش منم ادامه ندید صوبانه اون نهار نمیخوره؟ من هم نمیخورم چرا منو نمیگی؟

گوینده 4

خب صراحه چقدر بنده خود کار میکنه یه تقسیم کاری وجود داره دیگه من والا تا 67 هستم دیگه من کل انرژی ما از چند تا پیسکویده کنجدی هست کنجداش خیلی آره کنجداش قویه من برندشو تایید میکنم یعنی سر تقضیه پس میتونم بگم تقضیه خیلی خوبی نداری متاسفانه نه ولی حالا هست شخصی گذاشته

گوینده 1

ما همیشه تو خونه قضا داریم چون شام حتما درست میکنه برای آدریان برای آدریانم میارم آخه نمیخوره مثلا هزار بار اووردیم همینجوری مردی بابرتون نمیشه میگم کار اولویت همه چیزش هست حتی قضا خوردنش هم یعنی کار به قضا خوردن هم اولویت اینقدر فکرم درگیر شه اگر نباشه مثلا مهمانی بیاد

گوینده 4

به بهمون مهمان شده شاید این اتفاق بیفته ولی در حد شاید ولی در کل حالا صحبت بکنیم انقدر فشار کار حداقل رو خود من زیاده فکرم واقعا درگیری خیلی از مسائل میشه اصلا واقعا به تن چیزی که فکر نمی کنم مسئله یه همین ناهارونجه چیزی بارها شده خب بوده رزا اصلا آن گردیم نخورده

بعدها نمیگم خوبه آدم یه ماه بیاره نخود دو ماه خود غذا خراب میشه به چی بیاره؟ الان شما این روزم با ما نهار ندید من حرف زده ما اصلا گفتیم اصلا گفتیم اصلا شما نهار ندید ساعت شیشه الان

گوینده 3

نصبانه خوره مدام همه شجمه وارده ما حرف زدیم چیزی گفتیم اصلا؟ زد چند اومدید خب؟ شما گفتید ما روزه تحتیل تحتیل نیست شرکت داره آمدش برگذار بکنید شما تحتیل ما تحتیل نیست نه من میخواهم فقط به جاوب خوب برسن مقدار استقیم برزاش هم گفتید میخونید

گوینده 4

ورد شمال که بودم خیلی وردش میکردم یعنی روزی نبود که من وردش نکنم ولی ترمان 12-13 سالی که اومدیم تهران انقدر تمرکز کاری دارن متاسفانه متاسفانه خیلی کم شد وردشن و هفته یکی دو بار سالون و این وردون ورد ولی در حد مستومیت یعنی میریم مستومیشیم میریم تا هفته برم فوت سال چرا وردشوی سالون نمیشه؟ چرا؟ الان فوت سالون نمیشه من بعد از سوزه میرم مدافع

آدریان باید شد یه خورده حالا چند وقت هم شنا هم بریم آفرم خیلی عالیه بلنسازی من بلنسازی میرم و مدافع من میرم

زندگیتون سالمه؟ سالم یعنی چی؟ یعنی تغذیهتون چه میدونم تغذیه سالمه باشه ورزش نمیخوریم دیگه سالمه دیگه واقعیتش هم من هم فرزان خانم برای ظاهر خودم خیلی مهمیت قائلیم و چون کسی که اون بیزینسی که داریم به نظرم به یک ویترین شیک نیاز داره

که بعدش میاد با یه نفر سوال بکنه خود من سوال بکنه یعنی اینجوری بگم مرداد ماهی ما الان هوا اینقدر گرمه فلان همه دوستان آسینکوتا باشن کتو شلوار کروات زده میدم سر کار خوب؟ آره خب همینو خواهم اینجا عرض بکنم خیلی منو میبینم بگیر بابا

چی کار داری میکنی؟ ولی انظر من برای این بیزینسی که داری زحمت میکشی باید یه سختی های اینطوری هم داره قطعا داره ویترین کار باید شیک باشه و برای همین قضیه دوست دارم از ذره ظاهری فیتنسی یا هر موارد از این دست هم خیلی چیزها رایت بکارم

و چون فعالیت بدنیم یه خورده کم شده به خاطر خیلی مشغل هایی که دارم شاید یکی از دلالی که ما غذا رو کم کردیم متاسفانه میگم حالا شاید نقص کنم غذیه رو ولی یه خورده غذا و شیرینی و اونجا چیزها رو کم کردیم که از دقیقا اونجوری حفظ بگم میدونم بیزنسمان ها تنهایه های همیگی دارن

گوینده 3

ناراحتی های بزرگی دارن تصمیم گیری هاشون معمولا بشون خیلی فشار میاره و یه احتمال اینکه کلمه یه هفتورگی دوست ندم استفاده کنم ولی یه احتمال اینکه ناراحت ناراحتی هایی عمیق پیدا کنن زیاده وقتی این شکلینگ میشه چی کار میکنین؟

گوینده 4

این آهی که کشی جاو هم گرفت آخه زیاد بابا روتو که اومد بتونست هم جاو شدن خفق هم خواهیم بگیم ولی از چی گذشته شوی گذشته یکی از واقعا

سنگ سبور هایی که سنگ سبور هایی که واقعا تو با اون پنجتال لبتا هم یادم گفتی سنگ سبور نه پنجتال لبتا وقتی تو سنگ سبور هاتی خیلی وقتا ما با هم خیلی صحبت میکنیم یعنی اصلا این طور نیستش که بریم توی خلوت خودمون و فلا نه با هم خیلی صحبت میکنیم

و خیلی اتیزار با اینکه روزانه کنار هم هستیم ولی میاییم خونه خیلی از مبایز متاسفانه صحبت کاری هم داریم اشترش اشترش ولی خب آدمی هستیم که زیاد با هم صحبت حتی اگر ناراحتن باشیم قاعدتاً سعی کردیم شبیه اللکالنگ باشیم یعنی کسی که تو میره بالا تو اوجه اصابانیته اون یکی حرفی نزدنه سعی کنه آرومش بکنه و به لکسش

گوینده 1

در کل خود من وقتی اصابانی بشم اصابانی نمیشه جدید میگم خیلی کم پیش اومده یعنی شاید توی پونزه سال پنج بارم اصابانی نشده

گوینده 4

اصابانی که میشم تو خودم میریز آره من میذارم مثلا میگه من اصابان میشم مثلا زنه همین شر درست میکنه نه تو روی نشن چون بعدم بدتر میشه نه دیدن من قایتا آدمی که تو خودم میریزم و از درون دارم منفجر میشم و برای این که این منفجر شده رو مدیریت بکنم قدم میزنم واقعی خیلی به هم حس خوبی میده قدم زدن حتی تو خونه و یه وقت هایی هم موزی گوش میده

ماهین ماهین دیگه 99 درصد ماهین الان همی الان ماشین روشنگ کنی اولین آهنگ پلی میشه ماهین ادامه شما خاموش کردی ادامه شما خاموش کردی هست خویی به این میده میفرقم میفرقم و شگرد به آگنده اومدواری این سآل خیلی برمیرداش ولی خیلی دوستشم دارم برمیرداش شبیه احساس و خوشبختی میده

گوینده 3

واقع بینانه به خصوص بعد از جنگ اخیر یه خورد نراحتی همه بیشتره ابهامات بیشتره عدن و قطیت ها بیشتره میخورد الان این سؤال سؤال جدیدتری شده برای همه که چه میشه پس میپرسم آینده چقدر شامید بارید

گوینده 4

اگر آینده امیدوار نبودیم هیچ وقت این کار توسعه رو تو این همه سال ها پیش نیبردیم ما قایدن آدم هایی هستیم که مثلا ده شستی ها دیگه من چل سالم شد دیگه تاله شست و چارم و چل سالم شده زنده باشید توی سختی بزرگ شدیم توی حسرت بزرگ شدیم و به نظر من انگیزهی کنیه ده شستی داره واسه حالا پیش رفتهش و حتی حالا عباره ده هفتاری به نظر من مثلا قابل قرار است با دعایت جدید

خیلی امیدوارم به تلاشایی که داریم میکنیم شرایط بود و هست یعنی یه چیزی از خارج توان ماست کنترولش مدیریتش ولی به قول چارلی چاپلین به دخترش گفتش که شاید دنیا اون جشنی نباشه که توقعش رو داشتی بهش دعوت بشی ولی حالا که دعوت شدی تا جایی که میتونی زیبا برخص شاید شرایطی که الان ما داریم واقعا شرطی نباشه که انتظارش رو داشتیم

و حقمون نباشه ولی حالا که توش هستیم همش قر بزنیم این چیه این فلان از این حرفا تا جایی که میتونیم داریم از زندگیمون لذت میبریم به نحو خودم و گفتم خیلی امیدوارم خیلی به تلاشهی که داریم میکنیم

و اتفاق هایی که از طریق مجموعه داره رقم میخوره تلاش بچه ها و فکر هایی که تو مجموعه داره رقم میخوره خود من شخصا یه سری تارگیت گذاشتم و به نظرم تاش میکنم اون تارگیت ها رو مثلا آدم هایی نیستیم که مثلا اخبار ببینیم بگیم ما مثلا تا نهوم شهری و اقاره فنان اتفاق بیفته پس ما مثلا نفروشیم یا

گوینده 1

یعنی کلن تو این چندین سالی که ما کار کریم یک بار هم فروش رو متوقف نگردیم خیلی از همکارای ما گفتن دولار مثلا توی نوستانه اصلا هنوز ثابت نیست جنگ داره میشه فلان داره میشه ما فلان توقف فروش شدیم من فقط فکر نمیکنم ما هر هیچ تایمی ما توقف فروش نداشتیم ما الان داخل گاف صندوق شرکت سیری چکا هستش که مثلا مال دولار 46-47 تومنی هست

گوینده 4

دستگاه رو ما تحویل لدیم هنوز هم کنید تو هر شرایطی بود واقعا ما پس نکشیدیم یعنی پا پس نکشیدیم و رفتیم جلو گفتیم ایراد نداره ببینید توقع کنید یه جایی منطقی بود میگفتن که نباید این کار رو انجام بدی ولی اگر قرار بودش همیشه منطقی باشه که دیگه

گوینده 3

زندگی و بیزنس واقعیتش اینه که بیزنس یه مقدار دیوانبازی توش داره و اونه اینه خیلی آقلا بیزنسمند نمیشن معمولا کارمند میشن این موافق هم تا عده زیاد چقدر به سوال این که ماها کارمندی دوست داریم خوب جعب دارید شما الان کارمند نیستید آقل ترید آقل بودید من انداخت تو این سیاه چال ببینین

آره ولی سیاه چال هست خوبیه خوش دستشون بازی میکنم آره آره تو این سیاه چال خوش میگذره به نظرم هم بدی هایی داره هم خوبیه خوبیه هاش خیلی بیشتر آره آدم حتی دقیقا چون اینکه احساس مفید بودن رو بیشتری میکنه

گوینده 1

اینم بستگی به آدمش داره دیگه نمیتونین بگین که اونایی که مثلا کار مردن حس مفید بودنشون شاید اونا دارن اون حس خوبو دارن اصلا نمیشه کاملا نسبیه کاملا نسبیه یه آرامش کارمندی به آدم میده خودتون میبینید دیگه الان واقعا

گوینده 4

خیلی وقتا خیلی مدد اتفاق افته به همین تعتیلاتی که اتفاق می افته زمان که کارمان بودیم کیف میکردیم الان میگم وای چرا تعتیل باید باشه فلانه کلی چکش داریم کلی بدهی داریم فلان داریم کلی پلان داریم که انجام بدیم و حالا سبای اون قضیه قطعا هر انتخابی برخورش قابل احترامه ولی انتخاب ما این بود که بالاخره باردین ریسکا بشیم با همه این نوستان و همه این

گوینده 3

احتمالاتی که وجود داره توی بیزینه است ولی تصمیم هایی بود که بارد بشیم و شدیم اگر سآلی من باید میپرسیدم نپرسیدم یا دوست دارید خودتون مطرح کنید یه په آخر میکروفون دست شماست بفرما شما

گوینده 1

من که میگم که تا اینجایی کار واقعا هرچی های هیدری هم و علی جانم گفتن انقدر شرکت بهش میگم های هیدری هم سخت نمیشه گم علی هرچی علی جان گفتن واقعا چون اعتقاد داشتم بهش به قولی باش بازی کردم پشت دستش بازی کردم از این به بعد هم

برای من همینه تا اینجا جواب اون اعتمادی که هم تو زندگی داشتیم تو زندگی مشترکمون هم توی محیط کار رو خیلی خوب دادن و واقعا امیدواریم جفتمون به آینده شکل به اون بیزنس هایی که کنارش داریم ران می کنیم و حالا هنوز مطرحش نکردیم آنچنان به صورت خبر خوبی از آریون می شنویم

به همه اون پلن هایی که با هم ریختیم خیلی اعتقاد دارم و واقعا این سوالی که به آینده چقدر اعتقاد داری و چقدر امید داری خیلی زیاد من حتی اگر برای من خیلی زیاد حتی اگر جنگ بشه حتی اگر دولار بشه دیوی سزار تومن من به آینده زندگیمون و به آینده کاریمون خیلی اعتماد دارم بله شما؟

گوینده 4

حرف آخر که حرف که زیاده یعنی آدم میخواد راحت بگیم قر بزنه تا دلتون میخواد موضوعیت مختلف از آب و هوا بگیر تا موایس مختلف قر وجود داره ولی گفتم آدم هایی که انرژی مصبت هستن خودم شخصا دوست دارم دور خودم جمع بکنم چون به اندازه کافی خبرها داره بد میگه اتفاقات بد فلان فلان

آینده که خودم باید برای خودم بسازیم هیچ کس تو این مملکت برای شما فرش قرمز پند نمی کنه و این فرش قرمز رو خودمون باید برای خودمون عرضش خواهد بشین و برای هم پند بکنه خیلی بیزینس هایی که این صورت داره شکل می گیره و داره حالا توضیح پیدا می کنه واقعا نیاز به سری حمایت ها داشته و داره هممونم می دونیم ولی دلمون خوش با من حمایت ها نکنیم

اگر به خودمون اعتقاد داریم یه یالی بگم بریم تو دل کار من بازم میگم کسی که اون بالا هست قطعا حواسش هست یعنی من با تمام وجودم به این قضیه اعتقاد دارم

امیدوار باشیم واینده از انرژیای منفی که اطرافمون هست واقعا پریز کنیم چون حالمون رو بد میکنه به هم احترام بزنیم به هم خوبی کنیم و حس خوب داشته باشیم نسبت به هم دیگه اینو من تو بیزینس بارها بارها به همه بچه ها و همکار ها دارم میگم این قضیه همش پول نیست و واقعا خیلی وقتا به قول بابا برکتی که یه هزار تومن به زندگی آدم میاره شاید چند سد میلیون تومن به زندگی آدم نیاره ا

ممنونم عزت محمد جان ممنون که وقتی که گذاشتی لذت بردیم تو این چند ساعت گفتی که با هم داشتیم امیدوارم که نتیجه کار نتیجه مسلوی بوده باشه بسیار عالی و ممنون که ما رو دنبال می کنید خدا نگهدار

گوینده 3

چالشی ترین قسمت ها هر جایی بود بی خانم آزادنیا بود کلن چالش بود