panjere | فیلم صحنه دار پنجره با هنرنمایی گوگوش و بهروز وثوقی

panjere  | فیلم صحنه دار پنجره با هنرنمایی گوگوش و بهروز وثوقی01:38:35

اطلاعات دانلود و جزئیات ویدیوی panjere | فیلم صحنه دار پنجره با هنرنمایی گوگوش و بهروز وثوقی

آپلود کننده:

Shouka Film

تاریخ انتشار:

۱۴۰۳/۱۱/۳

بازدیدها:

356.8K

رونویسی ویدیو

گوینده 12

‫سلام خانم ‫سلام ‫فرمایه چی بود؟ ‫میخواستم با آقای سالاری صحبت کنم ‫جناب آلی؟ ‫سهراب سالاری ‫ایشون امروز تو جلسه هستن؟ ‫بلی من با ایشون کار خیلی باجبی دارم ‫باید هر جور شده ایشونو ببینم ایشون ‫پیه دفعه تعمال بفرمایید

گوینده 19

بله بفرمایی یه آقای اومدن میخوام با آقای سالاری صحبت کنن میدونم ایشون تو جلسه هستن ولی کار فوریه موشی خدمتون؟ هم ۹۵۰ تا کافیه بله چطور موافقت نمیکنه؟ باید بکنن قربان ببخشون با تلفز صحبت کنید بفرمایید از اون اتاق صحبت کنید ببخشید هلو بله سلام قربان من

گوینده 12

من سهراب هستم وقتی آبادن تشریف داشتید فرمودید که... آه بله یادمه ولی چه زود خودت رسوندید فکر کردم زودتر بیان بهتره مادر چطوره؟ خوبه سرم رسوندم الان که خیلی گرفتارم امشب ساعت هفت بیه منزل ببینم چی کار میتونم برات بکنم آدرس منزل از ما چی میگی؟ چشم قربان هر طول میلی شماست

سخرا قراره بیاد اینجا برادر زدت؟ دو هفته پیش دو آبادان دیدمش بهش گفتم بیا تهران شاید بشه تو کارتونه بهش کاری بدن وقتی تهران بود دو سال پشتر هم شاگیرده اول شد اما مادرش مریض شد مجبور شد برگرده آبادان تو آبادان چی کار میکرد؟ پادو بعد راننده استشن هوتل من از این خوشم اومد که به خودش متکی بود چجور کاری میخوای بهش بدی؟ لابد یه کار سفارشه که خودشو به کلی گم کنه

من نردوانو بهش نشون میدم بال رفتنش با خودشه اتفاقا میخوام از پایین شروع کنه پایین یعنی شفری و نگهبانی از اینجور چیزا؟ دهن مردمو میشه بس؟ من اگه میخواستم به حرف مردم گوش بدم خودمم الان همون گاراجدار سابق بودم ببخشید غربن سهراب خان اومدن بگو بیاد تو فقط مجبورش نکن که مو به مو زندگی یه طور تقلید کنه ذات و خمیله آدم ها با هم فرق داره سلام

سلام صحرا خواه تو با زن ما ناشته هستی؟ بله خدمتشون رسیدم؟ جمشید پسرم سلام بشین شوهرم گفت که در آبادان توی یه هوتل کار میکردیم من اونجا راننده بودم پس چطور شد که یک مرتبه تصمیم گرفتی بیای تهران؟ اموژونم و آقای سلاری گفتن بیام منم اومدم شاید بشه در قسمت منتاجی موتور کاری بهش داد چی میگی جمشید؟ بستگی به معلومات فندیش داره

من موتور اوتوموبیل رو میتونم چشم بسته باز کنم و ببندرم این کارو خیلی وقتو که بلدم چقدر انگلیسی بلدی؟ ای یه خورده راه اوقات تو آبادان مجبور بودم با مسافرهای خارجی چند کلمه صحبت کنم فردا صبح بیا کارخونه جمشید ترچه به کارتون بیدی خیلی متکرم مادرت چطوره؟ یادم میاد وقتی پدرت مرد مادرت پیشنهاده کمکهای مالی شوهرم را رد کرد بله مادرم زن سخت گریه همیشه به من میگف

گوینده 19

آدم باید به خودش تکیه کنه بله حرف قشنگیه اما پیشرفت و ترقیب بدون کمک دیگران کار بسیار مشکلیه چی چی کار مشکلیه؟ سلام سلام سلام ابو نسان کجاست؟ بله بازم مثل همیشه گرفتاریه سر میرم تا خونه افتخار ازم بعدم مستقیم میام میه میمیم سلام جمشید بازم که بیر اومدی

آدم بیکاری مثل من، بهتره دیر بیاد که دیگران خیال کنن کار داره با از اینجور حرفات محضورم، ماشینه بگو حاضر کنن شما با ماشین خودتون میایید؟ فرد نکنید پسرتون با آدم فرصت نمیده که من با شما سلام ملک بکنم نمیخوای راه بیافتی؟ خونشونو که عوض نگردم، فکر نمی کنم جایی برای موندم وعده کردی؟ بله، فیلن تو مسافر خونم محضورت بخوام، ما امشب شام میمون هستیم و باید

گوینده 12

ایشالا یه شب دیگه که ما خونه موندنی بودیم خبره کنم فردا صبح یادت نره آره یک کار کنه

مادر عزیزم پس از تقدیم عرض سلام امیدوارم حالت خوب باشه امروز به محض ورود خدمت امو جان رسیدم شب برای شام مرا به خانشان دعوت کردن ظرف همین یکی دروز در کارخانه مشغول کارخواهم شد

گوینده 21

یادت میاد کنه ای گوند با هم نشستیم لبامونو تو سبزه با بوسه بستیم به همدیگه بزادیم که ناشه گستیم ستاره حالی میگوند با باقیمون دامن بسته مهدا کنارمون بود عجب شبیه بود عجب شبیه بود

گوینده 10

قسمت جوشکاری و رنگکاری رو توصیه بدیم و اون قسمت رو هم بهش ازاخه کردیم و مطمئنان تا یه کفه دیگه قسمت میگذاریم میزان تولید کارم برای من گذارش میرونم بسیار خدافردار داریم سلام ببینم جمشید صحبت و عزیز کارش چطوره؟ خیلی خیلی خوبه البته این کارش مواقع چیه؟ من به از تو قسمت منتجماتوری کاری بهش دارم

گوینده 20

موسیقی

گوینده 25

این دل، این دل، لونده، لونده، لونده، لونده این دل چه خطا کرد که گشتی به تو مایل نفرین بر این دل، نفرین بر این دل نفرین بر این دل، نفرین بر این دل

گوینده 15

ببینم تو زن داری؟ چه تونه اگه؟ چه؟ آخرت میبینه اینجور خونه ما یه زن هست که هر وقت میرم خونه اونو تو پنجره میری نمیشه من؟ من؟ نه نه افرادم بچه اش نباشد گفتم یکی دیگه گرفتم حالا دوتون دختر دارم راست میگی؟ دوتو زنن گرفته؟ آخرت زیاد صرفتش نکن ببین

گوینده 12

در این یه هوا شویم خانم این های پنجرشی تو رو خدا میبینی لباسمو چی کار کرد؟ علاجش بنزینه این لکیب بامونده؟ آره من بعد تلزینشم با بنزین پاک میکنم میخوایم واسه تون گیرم؟

برای تو بینزین رو بخورم اما یه سیاده شیشه کوچک نداشتم قابلی نداره بقیه اش بعدم به درد میخونه مرسی

گوینده 19

پاک شد؟ بله خیلی ممنونم ما باهم همسه ایم آها مگه چشم ندارم؟

گوینده 12

چی اماتت برده؟ داشتم نگاه میکردم چه رقصایی بردی ترده اومدی؟ نه من از آبادن اومدم ترین اومدی چی کار؟ توی کارخونه هاو تنمیک سازی کار میکردم کارخونه مار عمومه راست میدی؟ آره عدیقتی پیداست خسته شده ای؟

گوینده 19

خب، بعد چه نمیرخصی؟ آه، چه رخصی، چه دلخوشی؟ آقاده تلخه؟ خیلی سر چی؟ اگه بهت بگم، خیال میکنی دارم داستان یه فیلم واسه تعریف میکنم نیه بریم سیرما؟ فا، با یه مرد قریبه؟ در پی آزار کیستی؟ در پی آزار کی هم، فا، تو دیگه از خودت چی؟

بسیار خیلی خیلی خیلی

من که تو کارم میکنی؟ پنه اخه، کرای اتاق پوله، برق پوله، نفت خرجه، لباس و غذا پوله، دواد دکتور خیلی میکنی اینا رو بیاییم مف میدن؟ خب من فقط پرسیدم بابا خب منم جواب ددم آه آه که چقدر خوابم میاد مگه نمیخوایی بری؟ منو سر شبه به آقا رو باش ساعت یاز دست میگه تازه سر شبه میخوای بخوابیم؟ خواب خوشبه حال اونایی که شبا میتونن بخوابن من تازه باید برم سر کار ا

گوینده 9

بارون مردم از باشنگی چی داری بخوری؟ فقط جونجه کباب داری ببینم این چه اومد؟ یه نیم ساعتی میشه ببینم

نه بارون از حالا باز یاد بگیره نمیخوام تو کافه گرده بیافته تو بقل مشتری نه نه به تو چند دفعه باید بگم ببین بانو سانیا با دو سه تا چشمه هزار تا خاطر خواهد ده یاد بگیر بزن نگاه درست نگاه

دو ماه تمومی که داره تمرین میکنه هنوزم هیچی نشد سونیا اینجوری سی باز روزه میورمیده نه؟ سویت میخواد چیکار بده بره شوهر کنه نمیتونم بارون نمیتونم این سرمایه زندگی منه بزن بینم برو رومی سرانه برو بالا آهای بارون باز که اون تو محرکه گرفتی سهرکار دیگه چشم تاطیل شد اگه میذارم به عالم هنر خدمت کنیم

بگو هنشون برسه، باشو برسه هنکالش موالیه، اما چی بلده؟ بربان همه چی بلده، انواع رقصان عربی، ترکی، هندی، قاسم آبادی، کوبایی، چاچا، تویز، صداش هم بدک میده اسمش چیه؟ خانمه ترانه

گوینده 7

بگو با این آهنگ شوهر که نداره؟ نه نداره پشت بگو از اوله

گوینده 6

سر برج میتونم بهش کار دارم و شوهر میخواد بکنه بکنه اما شیش ماه اول قرار داد بچه بی بچه بعد از اون اون وقت میتونه شنیدی که چی گفت یکی دو ماه دیگه شکمت میاد بالا اینجا شو دیگه نخونده بودم نمیتونستی یه فکری بکنی زورت میاد داری پلوی قابله

گوینده 9

میکرد و اگه من داشتم بلاخره از هر جا بود گیر میابردم مثلا؟ سری اما میتونستم یه ملک شیش دهون گو بخرم آره که همه رو سری اما تو باشگاه بیلیارد و تو قمار نفله کنی قابله مابله کلی خرج داری پاس خودت خرجشو بدی جونم از کجا بدم؟ دارم که نمیدم من کار ندارم داری خوبشم داری من رو تو پول خرچ کردم تا این فقیهاش با خودته عقل تو به کار بنداز

گوینده 19

آیا رو تالا کجا بودی؟ از کار می آم خسته شدی نه؟ خیلی امشب چی کار کنی؟ منو جایی می بری؟ می بریم سینما واه چیه سینما هی سینما سرگذشت خود من یه فیلم یه دختر تنهایی سرگردان تنها شرا مندم خدایا

گوینده 20

PYM JBZ

موسیقی

گوینده 1

موسیقی

گوینده 20

موسیقی

بیشتر بیشتر

موسیقی موسیقی

گوینده 4

تو صدا کردی

گره ها کردی گره پنجره ها

گوینده 17

سلام سلام خواهش میکنم بفرمید خواهش میکنم بفرمید سلام خب برکه چطوری؟ سلام سهرام خوبم سهرام برو بالا جمشید پیسرم کارت داره

گوینده 12

چشم ادوزه هست؟ سلام جمع شد خان سلام سراب خان چه خوب کردی اومدی پیارم تا نه سه دفعه ازم خورسیده که برای امشب دوتت کردم یا نه مادرت گفتیم فلوتو بره بیا هر کدومی که دلت میخواد بفوش سلیغت نمیدونم ولی فکر میکنم سرمیه مناسب تره

بچه روز که من اینجا نمیبونم گوش کن سهرا و اگه بخوای تو زندگی احساساتی باشی هیچی نمیشه این از من قبول کن بپوشت یه آدم سخت نگیر مادرم به تشریفات خیلی پابنده شاید هم حرک داشته باشه تو باید سعی کنی یه خورده دیگرانو بفهمی انگار قدر هم دیگر هستیم نه؟ من دوزه نگرفتم بعضی وقتا دلم میخواد یه پیرنشلوار بپوشم

راه بیافتم برم تو این عرق فروشه های پایین شهر وسط جاهل ها و شفر ها و مردم آدی عرق بخورم باید بیا خفه شدم از دست این کراوات بعدم سلام علیکم خوشفختم بله امروز هوا خیلی گرمه بله بله بیشتر منو بردم کانسرت بسلامتی اتو ریسکی میخوریم؟ بله بیا

سلام سلام اونجوری نه اینجوریه ویسکی رو باید اینطوری خورد بعدم یه خورده خوش شو بشه سلام علیکم حالا شما چطوره؟ خوشمیگذره؟ بفرمایید خب متوجه شدی؟ نه بخواهم سلامتون سلامتون خوشمیگذره؟ حالا شما چطوره؟ نه دیگه اینطوری نه شما ببخشید

گوینده 3

جلوی آینه چکر می کنی؟ هم بره می کرد

گوینده 20

‫سلام جمشید ‫سلام

گوینده 12

‫بیدونی سهرات بسرم اومد؟ ‫- نه ‫گناه داری این تنگش بزنی؟ ‫سلام، من قبلا شما رو دیده بودم ‫- کجا؟ ‫- همینجا بود ‫قبلا عکستون رو توی یکی از من جلات دیده بودم ‫با مقداری تریف از سلگه شما ‫در پر برشو گلو نقاشید ‫- از گروپا میایی؟ ‫- نه، از آقادا میایی ‫- محمد اسمی؟ ‫- سلام، عموزم ‫- سلام، حالت چه صوره؟ ‫- نیستی، خوبم

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

گوینده 1

موسیقی

گوینده 1

موسیقی

گوینده 1

موسیقی موسیقی

گوینده 16

گوژه بابا یه سطح هم دنبالتون گردم بس چی؟ نخواستم این لباساتو بهت پس بنم خوب بابا موال خودت اصلا همه شروع خودت من... من میخوام بدونم تو از اینجا گوژه میدی نخواهم من بخواهم دروغو میگی دیگه؟

گوینده 19

چطوره؟ باد اخلاق اوه، چه شامی مگه شام نداشتن بهت بدم بخوری؟ دو ساعتی که با خودم میگم الان میاد یه دقیقه دیگه میاد خب بگفتم که یه خوده کار دارم با اموم کار داری تا اون اموت ما رو کشتی زبونت میخشه درمی آورده اگه میگفتی با من قرار داری؟

گوینده 12

میخواستم بگیم ترسیلم دارو به جننه ایران

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

گوینده 33

‫میبینی یه دختر محسون و بی سر پرستو ‫به چی کارایی بامیداری؟ ‫شمجامی روی چشمی با من ضرار گذاشتی ‫به چرا غلام گذاشتی

گوینده 12

ماشینی که از خط خارج شده موتورش یه مقدار فشار داشته مگه شما در قسمت موتور کنترل نکرده بودین که این کاملا ایرادش برطرف شده یا نه؟ من بخاطر همین کمپرس واشرف سرسیلند عوض کردم آه واشرف سرسیلند یه مقدار جزی از این کارو ایراد کارو برطرف میکرد در صورتی که از پیستون و رنگم کمپرس خارج میکرد و میبایی از کمپرسشم عوض میکردیم بله؟ بله؟ هوای سلاری؟ گوشه رو ن

گوینده 29

اوه سلام خانم میخواستم ازتون دعوت کنم که امشب برا شام بیا این منزل ما میخواستم دیشب بهتون بگم ولی زود گذاشتین رفتین بله شما هم که دشتین میرخصیدین منم حضورم سر رفت خوب امشب عوضش تلافیشو در میره خونه ایمارو بلدین؟ یاد میگیم میخوای ماشین بفرستم اقابت؟ خیلی متکرم راضی به زحمت تو نیستم آدرس تو بدیم من خودم هم درست بلد نیستم چون امروز اسباب کشی کردم یا قصب کنی؟

گوینده 12

خیابان امیر آباد خیابان امیر آباد کوچه سوسن شماره دوستم آقای سالاری؟ آقای سالاری؟ آقای سالاری؟ آقای سالاری؟ آقای سالاری؟

گوینده 15

خود، مستحالی، روکار، حد جدید کنید به همکنه تصویر نماده شامل شده اینجای خوبی باشی کنه که میخواهد روزی که از دست دادی شان شده

گوینده 12

سلام، سلام، سلام خانم سلام، حال سرکار چطوره؟ خیلی بسیار خیلی خوش آمدیم سلام سهرا سلام، سلام ببریم با پدر مادرم آشناس کنم بریم خوش آمدیم

گوینده 19

مادر، سهراب سالری رو بهتون معرفیم خیلی خوشحاله، شما بردر زبای مصطفی هستیم خوشبخطه، خوب لیلی جون، خودت ازشون پدیرایی کنم مسلما، الان برمیگرم خوشحاله تو به سهراب جون؟ مرسی بارویتو

گوینده 12

ببینم رفتی خونه ای تازت؟ اما من که پول ندارم اینقدر کرایه بدم آه درست میشه علباسه که برام فرستادی خیلی ممنونم اینجا من یه جورم تو کارخونه یه جوری دیگه چه جوری مثلا؟ بیدونی الان همه اینجا خیال میکنن کسی هستم اما خواهد میدونی اونجا چه کارم ببینم تو نه تو روزه چطوری میری خونه؟ با اتوبوس و کارگره من میخواستم یه ماشین برات جور کنم ولی پدرم فنوز دوده بتره کارگره فکر

عیبی نداره من اینقدر تو زندگیم اینقدر پیاده رفتم که اوتوبوس برام طیره هست شما ها چی دارین میگی؟ هایی چی داشت این درده دل میکردی خب بلاخره نگفته دیشب چرا رفتی؟ نمیگیم؟ کار داشتم جایی باید میرفتی؟ نه تو چه فکری هستی؟ خودت هست

گوینده 5

تو دنیا شهر روشه تنها میمونه

اینا دل سامرده ی من نمیدونه واسه همینه نمیگم عشقم حرومه آخه دلت مثل دلم کاسه ی خونه بخوای نخوای همینه کار زندگی واسه یاشق جز خوشی هست هرچی بگی بخوای همینه کار زندگی

گناه نداریم ما دوتا این سهر نبشه

رو پیشونیه ی عاشقان خدا نوشته همش دروغه که نوشتن تو کتابا هرکی که یارش خوشگله جاش تو بهشته تو با ی عاشق همیشه تنها میمونه اینا دل ساخرده ی من هم میدون

باسه همینه نمیگم عشقم حلومه آخه دلم مثل دلم کاسه ی خونه بخوای نخوای همینه کار زندگی

موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی

بردرزاده آقا مصطفی است

همیشه تنهاست بخوای نخوای همینه کار زهنگی باسه ناشف جز خوشی هست هرچی بگی بخوای نخوای همینه کار زهنگی

واسه واشه جز خوشی از هر چی بگیر مرغه که شادی از منا تو می گریزه

دونه دونه عشق غم از کشام میریزه برو خدا پشت و پناه در جا هستیم یادت بمونه این خاطره با سرم عزیزه نمیمیره عشق ما تا دنیا دنیا

بخوای نخوای همینه کار زندگی واسه نباید بخوریم چون خوب میدونیم عاشق پر از درد و قمه همیشه تنهاست بخوای نخوای همینه کار زندگی واسه نباید بخوریم چون خوب میدونیم بخوای نخوای همینه کار زندگی

گوینده 26

موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی

گوینده 22

باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید

گوینده 19

منو ولکدیو زدی به چاک؟ چی شده ترمی؟ میخواستی چی بشه؟ بدبخته من از اون شب شروع شد چی میگی؟ این شب بچه رو خواهد ده چشم اون لباش اینه خوبه تو رفته بود صبح دیگه طاقت نیم وردم دستتو بده من این بچه و من به نوازشی تو خیلی احتیاش داریم جز تو کسی دیگه یه تو این دانیا نداریم

چی کنی؟ برو یه روز تو دادسرا تا دبینی که با یه دختری مثل من باید چی کنی؟

گوینده 28

هر مردی که یه دختر رو گل بزنه مجبوره باهاش عروسی کنه اینو قانون میگه از کجا معلوم که مانه من باشه؟ حجالت نمی کشی؟ حیال نمی کنی؟ پس مانه کیه؟ منو کشه میبرید بلند بلند بلند بلند بلند بلند بلند بلند بلند بلند

برای شما ها چه درباره خونوادگیه؟ برای شما ها چه درباره خونوادگیه؟ برای شما ها چه درباره خونوادگیه؟

گوینده 32

همین چار تا پوشت که هم داشتی خواب نوشه جون کردیم

گوینده 19

از اولیش می دونستم که بچه نمی خواهید

خیلی مردا بچه نمیخوند خودشون از این دنیا چه خیلی دیدن که یکی دیگر رو بدبخ کنن و بیارن تو این دنیا من بچه میخونم و نبا آبرو ریزی منو ببر پلوی قابله خب چکر کنی؟ برو این تو بگو انباردارو کار دارم اسمش آقا اسکره بگو کوکب خانم اون کار داره اگه گفت از طرف کی هستی بگو منو سارو فرسته ده که تو کلبه خاطره کارم کنی

گوینده 11

چیه؟ آقا اسکر؟ بله با کوکب خانم کار دارم چی فرسته؟ سارا همون که تو کل به خاطره کار میکنه همینجا یه خود قدم بزن من حالا میام

گوینده 1

خوکب خانم واسد یه مهمون اومده چندیه؟ باش تیه نکردم خودت باش و تیگم زنه اومده یا مرده؟ مرده اومده

گوینده 5

چند وقت شد؟ من درسته میدونم میاریش تو کوچه دست راست در آخر دست چند ببینم، پول همراه تو داری چقدر؟ حالا فیلم بیا

شما همینجا باید ساختم برو بشین رو تخت

گوینده 17

از راپلا بریم وانا اون طرف کوچه هست

گوینده 1

موسیقی

گوینده 20

مگه خونه کشم جا نبود؟ چی میخواد؟ بزنم به چهار کنم بزنم به چهار کنم ما بازیم

بیا بگیر.

بیا دیو.

گوینده 8

منظورت از اون حرف چیه؟ ببین، این درسته که من با تو راه بیفتم دیام این و اون وقت تو این مهمونه ها برای اولین لفظ که پامو میذارن اما نباید فراموش دارم که کی بودم و کی هستم تو دختر ترسیب کردهی هست، یک خانواده سرشناسی ببینم، پدر مادر دازی میشن که با من گرم بگیری تا حالا میدونسته که من تو آبادان راننده بودم؟ این چیز یه قصور رو نراحت کرده

گوینده 30

من خیلی وقتی میدونم که تو غابه هم چی کنه بود.

من خیلی وقتی میدونم که تو غابه هم چی کنه بود.

من خیلی وقتی میدونم که تو غابه هم چی کنه بود.

گوینده 8

من خیلی وقتی میدونم که تو غابه هم چی کنه بود.

گوینده 31

من خیلی وقتی میدونم که تو غابه هم چی کنه بود.

گوینده 8

او میتونه کن.

نه.

شما باز که دربارتون شد.

آخو من حتی بدی مشت نزدن.

چه بریم کنیم بابا؟ فقط میخواستم بسویم که دوستش برم.

اما نباید مشته باشیم.

این دیگه چجور بشه؟ دوستش داری اما نباید مشته بشی.

موضوع این نیست جمع شد.

ببین جمع شدید من.

دلم نمیخواد که من اون پنستر دیگه حرف بزن.

آخو بعض منو که تو خبر بری.

من یه سرکارگر کارپونم.

و تبنانم میدونی که من چی بودم و چی هست ای بابا بلتون دیگه امروز پدرم دو جلسه ید مدیری یه ساعت از تو تریگ کرده راستشه نقشه هایی واسط داره فکر میکنم که میخواد بشه رئیس رسمت مخصوص یه بازیست خالص از این حرفا ریگه گیلی از من ناراحت شد باشه بهش تلفون کن تاله اتفاقا رسیده خونه باشه خیلی باشه

گوینده 31

الو الو لیلو من حرفی ندارم که بات بزنم به این گنش بازی شیر داریم

گوینده 12

آره شیر برین چی؟ به من میگی؟ اینه یکی و یکی دیگه گفت بیری تو خیلی خولی خول منم یا تو؟ خواب منم چون دارم عاشق دختری میشم که تا حالا فقط خوابش رو میدیدم اگه بهت گفتم که میخوام فکر تو از کلم بیرون کنم منظورم این نبود که دوستت ندارم تو... تو حرف آدم رو مثل دیب بارونه میفهم

شیر برنج خول دیوی چالیت هست چی داری میگی؟ از بس دوست دارم دست خودم نیست گوش کن من باید خیلی حرف دارم تالا با هیچ کسان تونستم تو زندگی به درست حرف بزنم چون هرکه حرف منو یه جور فرمیده چرا خندت گرفت؟ یاد حرفایی بابام افتادم خون

بیچاره تا روزه تبل از مرگش میگفت که هیچ وقت مادرم نمیتونه که معنی هر حرفاش چیه پس به بابات رفتی؟ آره تو زندگیش تنها بود تو تنهایی آمد بخشد من که نه؟ اما من وقتی به تو فکر میکنم بگیر نمیترسم

گوینده 14

من اصلا شوهر ندارم عروسی نکردم گریه نکنین خانم مردی که باهاش بودین کجاست؟ منو ویل کرده و رفته با پدر مادرتون صحبت کردین؟

من کسو کاری ندارم آقایی دکتر خواهش میکنم به من کمک کنی من هر کاری از دستم برمیاد براتون انجام میدم کوریم از این بابت ازتون نمیخوام به شرطی که هم به شما و بچه صدمه ای وارد نشه اما اگه از من کار دیگه ای میخواید متاسفم که از من ساخته نیست

گوینده 20

موسیقی

گوینده 12

زفرا من وظیفه دارم که به موقعیت اجتماعی و کارهای تو جدی تر فکر کنم البته این هدف موقعی عملی میشه که به تو پست مهم تری داده بشه و همین دلیله که نمیخوام سایر صحامدارای کارخونه فکر کنن که در مورد تو پارتی بازی کردم و از این حرفا

برزم، راجع به صلاحیت فنیتو این چیزا قراره که یک دو ماه دیگه تو رو برای دیدن یه دوره شش ماهه بفرستن به فرانسه سلام آقا سلام من واقعا دلم میخواد که از نظر کار و شخصیت اجتماعی چیزی کم پسرم جمشید نداشته باشی این تو زندگیتو موفقیت سلام بزرگیه دلم میخواد لیاغت خواهیتو نشون بدی پسرم بفرم از آقا آقا

گوینده 25

خواهیش نخورم به فرمی خوشیم

گوینده 12

خیلی متشکرم خیلی متشکرم خیلی متشکرم خیلی متشکرم خیلی متشکرم خیلی متشکرم خیلی متشکرم خیلی متشکرم خیلی متشکرم خیلی متشکرم خیلی متشکرم

دیگه هم رفتم هیچکدوم حاضر نشدن به هم کمک کنن داری میری مسافرت؟ هوا سه روز با همون میرم پس تکلیف من چی میشه؟ شمبه بر میگردم سر فرصد یه فکر میکنم چه فکری؟ شکم من هی داره میاد بالا خیلی خب چند در شروعش میکنی؟ من که همین الان نمیتونم کاری بکنم گفتم اگه با پول درست میشه حاضرم هر چی میشه بدم اینکه حرف بدی نیست منو داری با پول از سرت باز میکنی؟ کی بفته که میخواد تو

گوینده 19

منو بگو چه صادقه خواهید جنگ بچه رو با پول معامله کنی؟ خوبه، بگو میخوای تاجهه بشین من آجره برم، باید برم برو، کی جنه تو گرفته؟ هر جن میخوای بری، برو هر وقتی میخوای بیا وقتی بچهت به دنیا آمد، میفهمی که چه اشتباهی کردی که یه روز مجبوری تو چشمش نگاه کنی و بهش میگی که مادرش کجاست البته اگه از تو کوچه خیابورا پیداش نکنن و نذارنش پرولش کن که مثل بچه یتیما ب

لازم فقط یه هفته زن شدید باشم هیچ دلم نمیخواد که تو سجد بچم بلگستم پدر ناملون من دیگه هیچی از تو نمیخوام بعدش بچه رو برمیدارم میرم یه جایی دوری تو رو راحت میذارم که هر کاری دلت میخواد بکنی من نمیخوام از این خاطر من زندگی تصمیم بباشم منم نمیخوام که زندگی تو از هم پاشیده بشه توشم رو سبت میکنم هر طور تو بخواه تو هر وقت بگی سبت میکنم خیلی ازت ممنون

گوینده 12

مطمئن باش این خوبیتها رو هیچ وقت برامش نداری خونه که نه؟

گوینده 9

یه ایلاق ما اینه ولی مال اون آقا پسر و نومزدش نسیم دریا و شاخه ها که پر پر پر تکن بخوره آقا پسر یه توت فرنگی ور میداره میبره دم لبای قنچه یه نومزدشو میگه بخور جونم بخور دردت بدونم یارو رو خوب بوردی تو چنگه تمومفت و مجانی از دست دادی شنبه بر میگرده بر میگرده

گوینده 22

کجا برمیگرده؟ پرلو تو برمیگرده؟ کی میتونه اونو مجبورش کنه که برگرده؟ تو بی ارزه ای اما اون با ارزه هست بسته دیگه نمیخواد به هم سرکوف بزنی تو خود دست همه بی ارزه ته سرکوف بزنم معلومه که سرکوف میزنم اگه ارزه داشت یه پک بزنی بچه می کردی واسه چی کردم؟ واسه اینکه دو دستی تو رو تحویل آقا بدم که بری بهاد عشق بکنه؟ یه هفته دیگه کارت شروع میش

گوینده 9

اصلاً چرا همون وقتی که رفته بودی دم در خونه شو ساکش دستش بود و هیین پا و پا میکرد و به ساعت وامونداش نگاه میکرد و فرصت داشت که بری خونه هزار تومن دو هزار تومن برای تو پول برده بیاره چرا یک هجوم لکس بدی؟ خودم نخواستم چرا؟ نتونستم پس تو میخوای زنش به شمار قال بذاری و فراموش بکنی؟ پاشو بری محضر براوی بلم کن نمیام بلم کن بلم کن من میخوام فقط یه هفته منو عقد کن و بعدش طلاق

گوینده 12

ببینم حرف های خصوصی شما ها تمام نشوند

گوینده 29

راجع به چی گوشتن مربوزه؟ مربو تو کارم دیگه بردختی من شروع شد آقا شدن جزده رو هستم بزرگ تو یه درگان بردخت ندارد که بزنی خودشون مربوزه مربوزه مربوزه مربوزه

گوینده 1

نه، دوست داریم.

گوینده 12

بیا بگیر بخو خلا نگاه کن رفته نکه دره به نظرم یاد شغل سابقش افتاده

عزیزه دلا من و تو همگاه یاد شغل سابقه ما میافتیم یه وقتی دکونه نجارید روبروی گاراج من بود آه ولی درسته یادش بخیر چه روزگاری یاد اون شبیه که مست کردم و اومدم پشت در اتاقت گفتم آقا مصطفی یه ماشین ازت میخوام که شبونه بره فشم سی چهلتی که الوا رو که معامله کردم ورداره و بیاره خب منم که به داده آره درسته ولی بیس دفعه با مصطفی

گوینده 20

موسیقی

گوینده 1

موسیقی

گوینده 20

موسیقی

موسیقی

موسیقی

گوینده 1

موسیقی

گوینده 1

موسیقی

گوینده 13

PYM JBZ

موسیقی

گوینده 1

موسیقی

گوینده 12

شما رو تلفن میخواد بله آقای صورب سالری؟ بله خودمم یه خانم میخوام با شما حرف دارم

گوینده 19

من همین الان از تهرون اومدم تو گارش هستم اومدم بهت بگم که بهم دروغ گفتید چیشه تا؟ تو واسه کار اینجا نایمدی اومدی که با لیلی خوش بگذارونی همین الان واسه بیا یه تکلیف من رو معلوم کنی چی به تو گفت که پاش بیه اینجا؟ من آنها گرفتم نمیتونم بیام اونجا اگه تو نیایی من بیام اونجا کدوم گارشه این؟ گارشه میهن نورتو دوشان باید باید اینجا کار دارم یه کسی پرسید بگو هن

گوینده 1

موسیقی

گوینده 19

چی شده مثل دیوانه ها بلند شده اومده اینجا؟ برای اینکه تو بلند شدی با یه دختر اومدی خوشگزارونی ببینم اینو کی بهت گفته؟ هرکی گفته گفته خیالی کرده نمیتونم پیدات کنم آقا منو ول میکنه بلند میشه میاد اینجا خوشگزارونی همینه میشه باید تکلیف من و بچه ها رو معلوم کنی تو منو گل زدی و باید تو اون پس بدی خیال کردی؟ یکی تو رو پر کرده

کاری نکن چه حوار بکشم دیگه تایندام رسیده به اون خدای احد و واحد بلند میشم میرم خونه امود پیش امود زنش لیلی داد میزنم فریاد میزنم که یکی به داد من برسه تو به چه حقیقه دختر معصومه بی سفرستو گل زدی؟ به چه حقیقه این کارو کردی؟ این همشانگه چی رو به پا کردی؟ این تویی که مجبورم میکنی تو منو به این روز نشوندی بگنم من که اینجوری بودم که تو رو تو بایستم؟

گوینده 18

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

گوینده 15

موسیقی موسیقی

گوینده 1

موسیقی

گوینده 9

آلو؟ شما؟ کجا نمیخوای؟ ویلای آقای سالاری؟ بله همینجاست با که کار داری؟ با سهرابخان کار داشتم گوشی؟ یه نفر سهرابو میخواد بله؟ آلو؟ شما این سهرابخان؟ بله شما کسین؟

اسم باشه واسه بعد سهراب خان از ترانه خانم واسه تون یه پیغمو بردن از کی؟ شما که سهراب خان نیستی چرا میگه ازتی؟ من سهرابم نیستی اگه بودی ترانه خانمو میشناختی شیعتون اسمتونو بگین من دارم یوش یوش نراحت میشم

گوینده 12

این قصد شلوخش نکن باید یه خورده سب کنیم کم شد؟ بله پدر چی شده؟ هیچی برای سورا به اتفاقی افتاده؟ نه فقط این افراد تلفن کرد کارش داشت

گوینده 4

در پس پنجر تنهایی نشست

چینیه دل من شکست پیوند ما از هم گست من خاموش از غفل این دو لب دل پند

تو سراب نخده ای بیرم پشت پنجره ای هستم جدا شدیم جدا شدم

گوینده 19

‫چرا امروز همه جا خلوتی؟ ‫بس اینکه جمعه است ‫پس مخصوصا گفتی که امروز میری محضر ‫چون میدونستی جمعه است و محضرها بست است ‫من چه تخصیلی دارم که امروز جمعه است؟ ‫ببین اگه میخوای مستی شبه دادنری ‫کفرم بلا میدا ‫من که حرفی بدی نزدم ‫فقط گفتم جمعه است و محضرها بست است ‫من از همون شبه اولی که دیدمت فهمیدم ‫با یه دیوونه سر و کار دارم ‫اون قیرو فراه معدا بود

من میگم اگه دختر بود اسمشو میذاریم افثانه اگه بسر بود اسمشو میذاریم رجع اخی این اسم بابام بود که از ده اومد چرای بقالی با کرد من اون موقع شیست سالم بابام ده کرد و مورد چون مادرم مارو بزرگه بود و رفته بود وقتی بابامو داشتن خاکی میکردم

من تو بقیه آتاقی گریه میکردم چون هیچکی رو نداشتم همون آتاقی منو وردش برد خونه خودش آتاقی نه زن داشت نه بچه یازت دارم که شد منو سیغه کردم و من گذاشتم رو فرار کردم آخه رشسته بود من میترسیدم ازش مثل اینکه حواست پیش من نیست چرا؟ داشتم پیشم گوش میکردم

گوینده 28

اینگار از حرفای من بعدت اومد نه، نه، برد چرا بعدت اومد؟ نمی‌خواد بهم دروب بگی؟ آتقی که رشده بود چی شد؟ بهم سرکفت می‌زنی؟ بلا نشو، بلا نشو، بلا نشو، بلا نشو، بلا نشو، بلا نشو، بلا نشو، بلا نشو، بلا نشو، بلا نشو، بلا نشو، بلا نشو، بلا نشو، بلا نشو، بلا نشو، بلا نشو

گوینده 21

ترانه، کجایی، کجایی

گوینده 9

من با چشمهای خودم دیدم نه، نه سرم

سرم به تایی قایه فرد گیت شدم نتونستم کمک کشم اون بیچاری هایی سرشو از زیر آب درد می آورد تغلا میکرد که خفه نشد و تو با پای اینجوری سرشو میکردی زیر آب تو کی هستی؟ فرما بریم پاسکا آقای یه نفر کشته کذا میپرسی تو کی هستی؟ تو باید بگیر کی هستی؟ را بیافینم اما من اونو نکشتم دقیقا تو اونو نکشتی؟ پس لباد میخوایی بگی من اونو پاشم تو پاسکا معلوم میشه را بیاف

ما به این میگیم قتل اگه با چشمای خودت دیدی دروغ میگه چون من اصلا حلش ندارم فهمیدی؟ شاهد داری چجوری ثابت میکنی؟ مگه نمیگی که دیدی؟ پس شهادت دروغ نمیتونی بدی نه جونم من شهادت دروغ نمیتونم بدم هرچی دیدم میگم تو باید حقیقتو بگی فهمیدی؟ همین کارم میکنم بیجه مادرت شیرت داد بزرگت کرد بابر نمیکرد که یه روز سرتو بالای دار ببینه تو کی هستی؟ یا آبه هیچ دلم

خب قسمت ما این بود که یه قاتل و تحویل پنجه ادالت بود خیلی دلت میخواد یه جوری از شر من خلاص میشدی نه؟ منم رامون میکشدم میرفتم میرفتم انگار نه انگار که اینجا بودم و تو رو دیدم زنم که رفت زیر خربارا لجن که یه که دیگه درش بیاره همه چی به خوشی و خورمی تموم میشد و تو هم میرفتی سر و خونه بزندگی

از سروزت پیداست که بابا ننه داری هل یه خانواده حسابی هستی نه بابا ننه داری اگه دلت بخواد دست تو جیبت میره چیز زیادی ازت نمیخوام مثلا چقدر؟ واقعا میتونی بدی تا الان من همچین معامله نکنم زیاد نیست همش ده هزار تنها بعدم شطور دیدی نگیر قبول؟ قبل تو کجا برمیداری؟ از بانک چک امراته؟ نبه

خیلی گلکی، کوت نداری که چک داشته باشی؟ به خونه هم تلفمو کارم برام بیارم آده نشد، نشد، من پول نقض میخوام اونم همی الان یه بقیه به سرد نزدن حقیقی سوار بکنی؟ تا چی میترسی؟ من یه نفر زدم کشتم اون جورته عرف زدن ندارم کی میدونه بین من تو چه قرار مداری هست؟ من که نگفتم میترسم چرا؟ اتفاقا میترسی؟ ببین، من میگم اول بریم پاسکا که من...

باید میریم باید میریم باید میریم

تو همیشه آرکوشتی باید تو آرکوشتی باید تو آرکوشتی باید تو آرکوشتی باید تو آرکوشتی باید تو

گوینده 20

باید باید

بخور !

گوینده 22

آه، بیاییم آه، بیاییم آه، بیاییم آه، بیاییم آه، بیاییم

بیا بیا بیا بیا بیا بیا بیا بیا بیا بیا بیا

گوینده 12

‫باید شو نشون بده ‫دیناها میگن بهتون علامت بده ‫جلو اینجور، راست اینجور، چپ اینجور ‫راست، نه، نه

شما آقای سالاری هستیم؟ بله برای برادر زودتون اتفاق بدی افته بود یه زن تو مرداب قرخ شده بعدش دوای شده بین اینا ها و اینا ها فیلن تلاش میکنیم جسدی که اینا ها میگن پیدا کنیم بعد در شهردانی در مورد پرونده تفکیلاتی کنیم

گوینده 19

نمیخوادی اینجوری منو نگاه کنی مادر؟ من بدجوری نگاه نکردم میخواستم کمکت کنم

گوینده 29

من از کسی کمک نخواستم از هیچ کس من سهرابو دوست دارم برام مهم نیست که پای یه زن تو کار بوده اگه اون زنه رو کشته باشه چی؟ تو هم همینو میگی؟ تو هم خیال میکنی که سهراب یه نفر رو کشتی؟ مادر من تجربم از تو خیلی کم تری اما تو دنیا یه چیزایی هست که فقط به حس آدم مربوطه اون کسی رو نکشتی من اینو خوب میدونم راست میگی دخترم

گوینده 19

آدم وقتی یکیو دوست داره نمیتونه باور کنه که اون آدم بدیه اگرم باشه خودشو گل میزنه چون چاری دیگه ای نداره من پدرتو دوست دارم خیلی گاهی تو زندگیم اتفاق فهمیدم داره حق کسی رو فهمال میکنه زندگی یکی دیگره به هم میزنه مطمئن بودم اما با خودم میگفتم نه ابو لسن خوبه چون من میخواستم اینجوری باشه ما زنو به دنیا آمدیم که عبای شوهرامونو نبینیم چون مجبوریم خوب ب

گوینده 17

بله بله بسیار خوب فیلن گفتن که سهرا باید اونجا بمونه تا از مرکز تحقیقات بکنن پس اونو بل نمیکنن؟ فیلن نه باید تا ندیجه تحقیقات شربانی هم اونجا بمونه لیل

گوینده 1

PYM JBZ

گوینده 12

هیچ کس نتونست کاری بکنی؟ چرا میذارین اونو اینجا نگه دارن؟ خودتو کنترل کن از مرکز باید سابقه یارو رو بخوان تا انا موضوع به نفع صحراف بوده اون تکثیره نداره اون الان کجاست؟ تو اون اتاق میخوام برم ببینم اش نه نه وایسته لیلی همینجوری که نمیشه بری تو خواهیش میکنم بزن من برم یه دقیقه ببینم اش مذارت میخوام جب سروند اجازه بدین صحراف فقط یه دقیقه بیرون

آره چی؟ آره چی؟ آره چی؟ آره چی؟ آره چی؟ آره چی؟ آره چی؟

گوینده 23

من خبرنگار جرایدم و آزادم عکس بگیرم آزادی ولی با اجازه بدون اجازه نمیتونی عکس پرداری بده من

گوینده 9

از کجا معلومه؟ مقصره که تو میخوای عکس برداری و تو روزنامه چپ کنی من شکایت میکنم شما حق نداری منو اینجا نگهدارین کی گفته که من تو تهرون پرونده دارم؟ دروغ گفتم من اصلا اون آقا رو نمیشناستم اون خانوم رو نمیشناستم آقا کی گفته که من از اون پول خواستم؟ آقا منو چه به تلکه؟ اگه اون آقا بخواد به من پول بده من چه تقصیری دارم؟ ای آقا خواهش میکنم شما بینو بگی منو بلکنم

اومدین اینجا برایش تارتی بازی بکنین این را فکر کردن که چی هستن من باباشون رو در نیارم

گوینده 4

هر گریب به غربت چرا بار میشه آدم اینجا تنها میشه ناله ها بی صدا میشه

خفهگی عادی اثری از ضربه یا شکستگی دیده نمیشه آجای کرد زمنان مغروغ سه ماه حامله بوده آقای سلاری سراب چند وقت آمده تهرون؟ یک ماه قبلا چند وقت از آبادان تهرون نایمده بود؟

گوینده 24

در حدود ده سال میشه ما چکرم میتونید بفرمید از خرشی را بید تو ترانه هیچی بچه تو هم مرد بچه من؟ من بچه ندارم جناب سربان چرا؟ اگه اون نمی مرد الان تو پدر بودی من؟ من اصلا بچه هم نمیشه جناب سربان بچه مال اون آقا پسر بود خود ترانه به من گفت که سه ماه ازش آبستنه؟ بله جناب سربان

گوینده 12

سه ماهه؟ بله سخراب یه ماهه اومده تهرون و در عرض یه ماه ترانه سه ماهه ازش حامله هست؟ خوب دیگه ببرش من بچم نمیشه جناب سربان وله نمیشه شما چرا به حرف من؟ ای خدا سانیا کجا ازگه بیاد شاملت بده اون بیچاره کلی هم خرچ کرد تمام دکترهای تهرون منو جواب کردن خسته شدین آقای سالاری؟ نه خیلی ببینم شما خبرنگار هستی؟ بله

تو روزنامه تون چی میخواین بنویسین؟ یه خبر و چند تا عکس برای ستون حوادیس ببینید راستی ببینم شما در ماه چقدر درامت دارید؟ ای، شیست ست، هفت ست تومنه میشه این برای جوانی مثل شما درامت ناچیزیه شما باید ترقی کنید اتفاقا منم مثل همه جابانا دلم میخواد ترقی کنم اما با این

گوینده 24

ببخشید ممکنه لطفا یه مختصری از این اتفاقی که افتاده برای صفحه حوادث بفرمید؟ قتل نبوده حادثه بوده بله زنی به نام ترانه به اتفاق مرد جوانی به اسم سهراب مچکرم سالاری

روی مردا قایق سواری می‌کردن قایق بر می‌گرده وزن در آب خفه می‌شه و مرد نمی‌تونه اونو نجات بده جنم صدان

گوینده 11

این ساک و وسایلو مثل اینکه برای صحراب سالاری آوردن بده بهش این ساکو برای شما گذاشتن

گوینده 24

اینجا لازمش نداری چون میتونی بری برسی

گوینده 29

یه دقیقه سب کن پدر من از رفتار اونا خیلی معذرت میکنم بیتر بود این چیزا اتفاق نمیفتاد نره بس ما فرقی نمیکنیم ما الان هممون تو وضع بدی گیر کرده روسته نخور براموش بکنی

گوینده 1

موسیقی

گوینده 1

PYM JBZ