ناگفته/ UNTold با سام اصغری

اطلاعات دانلود و جزئیات ویدیوی ناگفته/ UNTold با سام اصغری
آپلود کننده:
Sina Valiollahتاریخ انتشار:
۱۴۰۴/۷/۲۳بازدیدها:
36.6Kتوضیحات:
در ابتدا، او دربارهٔ ظاهر و فیزیک خود صحبت میکند و بهدنبال تأیید اینکه آیا او در ایران یا خارج از آن بهعنوان «خوشقیافه» شناخته میشود، است. سپس، زندگیاش در ایران و مهاجرت به آمریکا را بازگو میکند؛ از دوران کودکی در ایران، فعالیتهای ورزشی، و چالشهای خانوادگی، تا ورود به دنیای سرگرمی و مدیا در آمریکا. در ادامه، تجربههای حرفهای او در موسیقی، فیلمسازی و بازیگری را شرح میدهد، همراه با چالشهای ناشی از اختلاف فرهنگی و انتظارات صنعت سرگرمی. در نهایت، او دربارهٔ تأثیرات روانی و اجتماعی این مسیر، رابطهاش با خانواده، و انتظارات آیندهاش در ایران و آمریکا صحبت میکند.
رونویسی ویدیو
خب، لامثب فوتوشاپش گردن ها هم قیافهش فوتوشاپه، هم حیکلش فوتوشاپه، هم تیپه خب شدن نزدیک دیدیم اید وگرنه من واقعا فکر میکردم این یا ای آیه یا فوتوشاپه نمیشده اصلا اینجوری بله، مرسی از شما همه چی خوب؟ عالی، مرسی از دوتی چلو کباب میخواستی یا کل پاچه؟ چون صبح مثل اینکه یه مقدار گرست نبودی گفتی مثلا چلو کباب، کل پاچه دوست ندارم کل پ
مگه تو ایرانی نیستی؟ مگه خون آریایی تو رکاد نیست؟ کل پاچه؟ نه توی خون آریایی در جا نه نه نه نه نه نه خونو میگیره جلوشو جدی؟ آره کلاگ میکنه آدریا رو اصلا خوب نیست بسایی به این دلیل نمیخوری؟ نه یا کلا ریختشو دوست نداری؟ قیافهشو دوست ندارم مزهش اگر مثل چلوکباب بود قیافهش یاد بعضی از آدم ها میفته میبینم
امیدوارم مطلقی خاصی به کسی نمیدونه باشه در این مورد میخوام یه سری سؤال هایی ازت بپرسم که شاید مثلا خیلی ها براشون سؤال باشه خیلی ها مثلا دوست داشته باشن بدونن یه سری سؤال ها ممکنه سؤال های خیلی هاشیهی باشه که امیدوارم راحت جواب بدی بله
اولین بار کهی فهمیدی که آدم خوشقیافه و خوشتیب و خوشحکلی هستی؟ کهی بود؟ چند سالگیت بود که به این نتیجه رسیدی که نه من فرق دارم مثلا با پیتر یا عبدالله یا رضا یا حسن؟ هنوز نفهمیدم راستشو هنوز متوازی نشدی؟ نه نه ببین راستشو بخواییم
من از بچهگی ورزش میکردم تو ورزش بودم خیلی دوست داشتم تو ایران بچهگی منظورت کهه؟ چون میدونم که سیزه چارده سالگی از ایران اومدی بیرون درسته؟ درسته ولی از سه سالگی چار سالگی تو جیمناسیک بودم تو فوتبال بودم تو ورزش بودم چون درسم خوب نبود بعد یه جایی باید چیز میکنی دیگه اگه درست خوب نباشه ادقال تو ورزش باید خوب باشه یه جایی باید جبران کنی بچه آخر خانواد
برادر داری؟ سه تا خوهر دارم سه تا خوهر داری؟ از من بزرگترم ولی بهشون نگید خب نمیدونم از من هشت سال بزرگتره کچیکتری نشون بعد پشتره همه بابا خیلی تلاششو کرده که پسردارش بشه ناومید شده دیگه گفته ولش کن یه دفعه مثلا سورپورایز کرده من اشتباهی اومدم بیرون ولی خوب چیزی اومدی بیرون هر کاری که کردن و هر اتفاقی که افتاده درسته خیلی حرکت درست
هر کس قشنگی کرده به جایی بوده خیلی موفقیت آمیز بوده این تلاش آخر ببین پدر من به من گفت من همیشه دختر میخواستم ببخشید ببخشید من همیشه پسر میخواستم بعد ولی گفتش که موقعی که اولین دختری شده آورد چون میدونی که تو خانواده ای ایرانی پسر اصای دست پسر بهترین چیزه اصلا کلان
تو تاریخ ایرانی و تاریخ جهان پسر یه ذره بیشتر از دختر بوده برای این که قرار بوده هرچی خرممالی و کار و فشار و بدبختیه به نظر روشونه اون درسته ولی پدر من گفت اولین بچهش که یعنی پدر مادر من اولین بچهشونو که داشتن دختر بود پشیمون شدن که پسر میخواستن به من جوری در برای دختراش صحبت میکنه که اصلا آشقشونه
خیلی خیلی باسم جالبه و منم میفهمم یعنی من اگه یه روزی بچه بخوام که میخوام میخوام ولی خب بچه خوب responsibility داره نه بچه خوب نمیخوام میخوام پدر خوبی بباشم پدر خوب چجوریه؟ پدر خوب مثل پدر منه جدی؟ جدی چرا میگم؟ به خاطر این که
اینجوری این حرف هاییه که به من میزنه میگه اولین دخترم که اومد دیگه پسر نمیخواستم اینه که بخوادر این دلیله برای همین منم دختر میخوام هیچوقت پسر اصلا به دردم نمیخوره حالا یه پسر دار شد و بعد این پاکست رو دید و صحبتاتو شنید چی میخوایی بهش بگیری؟ اتفاقی یه دیدی مثلا دست تو نیست دست من نیست ولی خب دختری یه ذره بامزده تره دختر
بس چی میگن حتی با پدرش نزدیک تره باباییه چی روش میگن دختر میگن دختر ایرونی مثل گله چه رنگ و بوی دار دقیقا همین رو میگن من یعنی اشتباه داشتم فکر میکنم چیز دیگه گفتن بله
یه سری من اگه خاطرت باشه یه عکسی از شما گذاشتم و گفتم اگه سوالی دارید بپرسید که یه سری از سوال ها واقعا عرق شرم رو روی پیشونی من میشونه و همین نمیتونم اونا رو بپرسم ولی یه سری دیگه سوال هست که اونا رو ازت میپرسم مثلا یکی دیگه بچه ها پرسیده که بجز اونهای دیگه که سوال های خاصی پرسیدن یکی پرسیده اگه برگردی به روزی که تهران زندگی میکردی ن
یعنی اون لحظه رو ببینی به اون بچه سیزده ساله چی میگی؟ به اون بچه سیزده ساله ببین هیچ فرق نکردم از اون موقعی که سیزده ساله بودیم حتی اتفاقاتی که افتاده حتی جوری که با مسئلات زندگی برخورد میکنم
هیچ فرق نکردم هیچی نمیگم چرا هیچی نمیگم؟ بخواد این که خود پدر من چند روز پیشه که باشه داشتم صحبت میکردم میگفت زندگی یه رودخونه هست خیلی مرد جالبیه پدرم خیلی از اتفاقاتی که تو زندگی میوفته هیچ وقت جدی نمیگیره
دوست داشتم این کوالیتی شو یعنی این طرز فکر شو دوست هم نداشتم بعضی موقع ولی این حرفو که چند روز پیشا به من زد حالا فکر کنم از یه دکتور روانشناس شنیده بود تو این پادکست و این حرف خودش نبود میگفت زندگی مثل رودخونه میمونه رودخونه همینجوری داره میره بلاخره به یه دریا میرسه
حالا شاید اون وسط به یه سنگی بخوری یه چیزی بشه یه اتفاقی بیفته ولی بالاخره به دریا میرسه برای همین اون اتفاقاتی که افتاد دیگه موقعی که رد میشی رد شدی یعنی بیخیالش باش اگه روزی برسه به اون بتونم به اون بچه 13 ساله 12 ساله از ایران اومدم حرفی بزنم میگم که این اتفاقاتی که میفته تو زندگیت واسه خودت داره میفته چه خوب باشه چه بد باشه
پس برای تو در واقع میشه گفتش که این از سیزده سالگی چند سال گذاشته؟ الان سی و یک سال همه الان سی و یک سالته خب گفتم من ورزشکار خوبیم توی مدرسه خوب نیستم ریاضیم اخصوصا ولی خوب بود الان تقریبا خوب به اللوز ریاضی تونستی همراهی بکنی درسته درسته توی خونه
حضور سه تا دختر دیگه چون به هر حال خانوم ها بزرگ شده دیگه و این خودش برای من یعنی به نظر من یه فرصته چون تو میتونی نگاه متفاوتی نسبت به جامعه داشته باشه و اونم یه جامعه ای که بسته بوده
خوهرهای تو که بزرگتر از تو هم تو ایران به دنیا آمده بودن دیگه درسته؟ درسته و همونجا هم بزرگ شده بودن یعنی وقتی که تو مثلا سیزده سالت بوده خوهر کوچیکتر بیست سالش بوده درسته دقیقا توی بحران و شرایط و موقعیتی بوده که خفقان بوده، هجاب، مشکلات مدرسه، بیرون رفتن حالا اصلا تو شهر گشتن در اون زمان
براشون خیلی مشکل بوده و سخت بوده میخوام ببینم تو این چجوری میدیدی و این تفاوت رو چجوری تونستی باهاش کنار بیایی وقتی که از این همچین فضایی خارج شدی رفتی توی یک فضایی بازی مثل امریکا همه با هم در این خانوادگی من موقعی که رفتم امریکا تنها اومدم بعد از پنج سال یکی از خوهرام اومد بخوادر مشکلات مهاجرت میگن
بعد دونه دونه اومدن یه ذره با هم جدا بودیم ولی ۱۲ سال تو ایران ۵۰ سال عمره اگه متوجه بشید چی میگم بله جوکی هستش که یه نفر میگه من مثلا سال ۴۰ اینطورا که مثلا میشه ۵۶ سال پیش با ۵ نفر دوام شد تو خیابون
هنج نفر اون موقع هم پنجا نفر الان بودن ها یعنی فکر نکنید این هم فکر میکنند تفاوت کرده و فرق داره همه چی فرق داره ولی توی ایران یعنی یه هفته قبل از این که من برم ترکیه ویزا بگیرم برم امریکا ساعت مثلا یازده نصف شب بود دوتا خوهران بیرون بودن بیرون خونه
بیرون خونه بودن من و مادرم تو خونه بودیم همیشه یادم میمونه این یه چیزیه که اصلا از یادم نمیره دقیقا تو زهنم میتونم تصویر سازی بکنم یکی زنگ زد گفتش که اینا رو گشته ارشاد چیه کومیته اینا رو گرفته
بعد من بچه بودم شبیه بود که داشتی میرفتی؟ یه هفته قبل از اینکه دو هفته قبل از اینکه ما رفتیم بعد ما رفتیم من و مامانم مادرم رفتیم اینا رو تو کومیته هر جا که بودن پیک آب کنیم یعنی برشون داریم بیاریمشون رسیدیم که اونجا من خیلی بچه بودم میترسیدم ولی خب مرد خونه بودم چون پدر من امریکا بود موقع مادر من چیز بود
بعد ما رفتیم اونجا اصلا من نمیدونستم چه اتفاقی افتاده گشت ارشاد چیه اصلا اون موقع یا کومیته چیه چرا اصلا گرفتن چون ایران بعضی موقع میتونی یه لباسی ببوشی بعضی موقع نمیتونی هرکی در هر جی دلش بخواد ما رفتیم این دوتا دختر که اون موقع مثلا جوون بودن رفتیم اینا رو از کومیته گرفتیم و یکی دو ساعت هم اونجا بودیم
موقعی که اومدن بیرون حالا ما نمیگیم اونجا حتما یه کاری باید بکننه یا بزننه شلاغت بزنن یا هر کاری همین که تو رو گرفتن مثل یک مجرم درسته اونجا قراره بتون درس اسلامو بدن هجابو بدن اینو بدن ولی اینا انقدر ترسیده بودن اینا انقدر اوپریس شده بودن یعنی ازشون گرفته بودن که
من اونجا دیدم به عنوان یه پسر دوازده ساله یا همون یازده ساله اون موقع ارسنی بودم من اینو تو چهره شون دیدم هیچوقت یادم نمیره بعد الان که تو امریکا هستم خوهرهای من که اومدن تو امریکا و حتی به دوستای امریکاییم یا مثلا به دوست دخترم که مال امریکاست میگم یه حرفات رو چون خوهرهای من الان اومدن امریکا هر کاری دارن میکنن یه جایی برسن
دکتور روانپزش شدن بیزنس مومن شدن یکیشون باسه یعنی کارهایی که گرفتن من میدونم که دختری موفقی هستن و کار خودشون تونستن کارهایی که گرفتن من ده سال ده بارم همین زندگیمون برم یه دونه کار کچیلشونو نمیتونم خوهر بزرگم توی ایران که بزرگ شده بود الان تو امریکا دو سال پیش هم داشت پی ایچ دیشمی گرفت
هم تو مسابقه فیزیک زنونه رفته بود هم یه تایم کچی که دیورسش بود یعنی یه چیزی بود که مثلا همچین چیز نیده بودم رفتیم مسابقه فیزیکش نه تا میدال برد اونجا بعد پی هیچیش رو گرفت هفته دیگه اش اینش رو گرفت اون یعنی بشه میگن اوور اچیومنت بعد دوست دخترم که امریکایی این چیز رو نگاه میکرد اصلا دهنش باز مونده بود
گفت چرا اینا اینجوری هن؟ چرا اینو دوست دارن؟ گفتم به خاطر اینکه موقعی که تو ایران هن اصلا این پاسبلیدی نیستش
میدونی چی میگم اصلا نمیتونی هر چقدر تلاش هم که باسه مرد نیست چه برسه باسه زن برای همین این زنهای ایرانی که میان آمریکا و هم میتونن هر کاری میکنن که بتونن موفق بشن این تلاش مضاعفی که زنهای ایرانی یا حتی ایرانیها حالا مردا زنها وقتی میرسن به یک کشور دیگه انجام میدن برای اینکه بتونن موفق بشن یا خودشون رو برسونن به اون سطح
اولیه جامعه چون وقتی به هر حال تو مهاجرت میکنی از یک کشوری دیگه میری یه جایی دیگه که زبانشو بلد نیستی فرهنگشو بلد نیستی تفاوت هست تو در واقع از صف شروع نمیکنی تو میری زیر صف تا خودتو برسونی به صف این خودش طول میکشه برای همین انقدر فکر میکنم تعداد ایرانی های موفق هم توی کشورهای دیگه اروپا و امریکا زیاده به همین دلیله
به خاطر همه هم مردا هستن خود من که مثلا تو امریکا هستم شاید تلاش من همیشه یکی از خانوادم یعنی عموم تو امریکا زندگی میکرد من اون موقعی که اومدم امریکا گفت تو دوازده سال عقبی و اینجا یه کشوری هستش که هر دلیل دفتم بخواد با اینکه ایرانی ها رو بعد میدونن و همیشه با ایرانی ها جنگه تو میتونی همه چی بشه تو امریکا
یکی از تاب ترین یعنی اول شاید اول باشن اصلا نمیدونم من ریاضیم دوباره خوب نیست یکی از ساکسیسفل ترین موفق ترین آدم هایی که مهاجرت کردن ایرانی هن یعنی اگه تو از ده نفر هشت نفر ایرانی ها خیلی موفق هن درسته
و مخصوصا زنا به خاطر همین دلیله و من خوهران با این که هشت سال، نه سال، ده سال ازم بزرگترن من اینا رو از اون موقعی که کومیته گرفته بودشون تا این موقعی که یکی که داره پی ایچیش رو میگیره مدال داره میبره توی فیزیک یعنی دخترهایی که اون بالا بودن صد سال داشتن فیزیک کار میکنن این همه رو برد اینا رو میبینم انگار مثلا یه دختر کچلورو دارم میبینم که آره
برای اینکه راحت باشه گذاشتی سام ببین من یه داستان خیلی خنددار میگم موقعی که اومدم امریکا موقعی که از ایران میای امریکا من رفتم توی یه شهری که همه مثلا امریکایی بودن خیلی چیز بودن
با این که ایرانی بودن و اینا رو دوست داشتم ولی خب امریکا رو هم خیلی دوست داشتم از اون بچگی ها یادم یه جا میرفتم باسه ورزش سنه دفاع بود اسمش با این نوبانیات باسه ورزش بود اصلا ربطی به چیز نداشت باشگاه بود دیگه باشگاه ورزشی بود ولی خب هر چیزی که تو ایران هست به بچه دولتی مربوط باسه خودشون ولی اون باسه ورزش بود
من یه تیم فوتبال اونجا بازی میکردم سباباتری بود اون موقع تو اونجا بس من فوتبال بازی میکردی سباباتری؟ تو اکادمی اونجا بود یعنی ربطی به اون تیم داشت به همون صنایف دفاع بود حالا هرچی که میگن صنایف دوزا ولی خب بسه ورزش بود دیگه بعد از تمرینا میرفتیم استخر
من یه دونه مایو امریکا رو داشتم پرچم امریکا پرچم امریکا رو داشتم بعد میرفتم اونجا چیز میکردم بعد آدم هایی هم که اونجا بودن نمیدونم حالا بسیج بودن چی بودن اون هم نبودن دیگه اون هم جویر بودن اصلا همونجا بودن کار میکردن خوششون میومد از پرچم امریکا خیلی جالب بود باسم شاید به خاطر این که پرچم امریکا رو شورتت کرده بودین شورت فکر کنم به اون میگم اصلا نمیدونم قضیه
موقعی که رسیدم امریکا رفتم توی مدرسه خیلی مثلا امریکایی و یعنی حتی مکسیکی ها امریکا یه کشوری که از همه از همه ملیت های اطراف ولی من اونجایی که رفتیم همه امریکایی بودن قهوهی ترین پوست رنگی ترین پوستش من بودم بعد دیدم رفتم یه جا روز اول بود ایران هم که میدونید مدرسه ها میری همه مثلا تیپ میزنن و من هم اینقدر
چیز بودم انقدر اکسایدد بودم به فارسی چی میشه؟ حیجان زده بودم موقعی که رفتم قشنگ تیپ زده بودم کلیباس و کیف سامسونت کیف سامسونت تو ایران میدونین همه مدرسه اصل مهندس شدن در آینده است و مدرسه اونجا هم خیلی ریلاکس بود و خیلی همه مثلا یه تی شرت معمولی یه دانه مثلا هودی
بک بک و مثلا همه چیز بچه بودن دیگه بعد رسیدم اونجا بعد دیدم همه دارن میرن توی یه کلاس منم مثلا نمیدونستم پدر منم که ماشالله مثل من درسش خیلی خوبه هیچ چی هم به ما نگفت مثلا کلاس هشتم که میشد دبیرستان خب
یه کلاس منو گذشته بودن جلوتر چون نه چیزی دفتری اوورده بودم نه هیچی نه اوورده بودم فقط به خاطر قیافه و سنی بابای من گفته بود اینو بذارین این کلاس منم گذشته بودن یه کلاس جلوتر من رفتم اونجا دیدم همه رفتن سر کلاس زنگ خورد و بعد یه خانمی اونجا رو داشت انگلیسی حرف میزدی اصلا اون موقع؟ هیچی
هفته اول بود، چهار روز اول بود اومده بودم امریکا فقط من و پدرم بودیم، خوهرام و مادرم هنوز نایمده بودن بعد یه خانمی اونجا رفتگر بود، داشت تمیز میکرد منو نگاه کرد، گفت خب چرا نمیشی سر کلاس؟ بعد اسکراجرلم و برنامه هموش نشوندم، گفت کلاست اینجاست
ما رفتیم توی کلاسی و کلاس پر بود چون مثل ایران نمیشینن توی یه سندلی میشینن هر سندلی که باز باشه سندلی آخر یه دونه باز بود سندلی آخر بعد پرچم امریکا همون پشت بود مثلا یه پرچم امریکا همونجا بود من نیده بودم پرچم امریکا رو
بعد توی امریکا مدرسه هاش اینه که نه مثل ایران اصلا مدرسه دولتی نه قرآن درس میده نه بایبل و هیچ چی اصلا ربطی به مدرسه مذهب بخشی از درست نیست ولی مثلا چیز اینه که بلند میشن سرود ملی امریکا هم نه بهش میگن پلاجبل ایژنز مثلا دستشونو میذارن رو سینش به عنوان استیودنت اینو میخونن
ربطی به سرود ملی آمریکا نداره؟ اصلا رو سرود ملی نداره I pledge allegiance to the flag یه سرودیه که واسه مدرسه هست مثل سرود ای ایران میمونه؟ آره ولی خب اصلا دولتی نیست چیز اونی نیست بعد پدرم هم همیشه گفته ببین از ایران که میای اینا
اصلا قهوه یا رو دوست دارن اونایی که پوستشون رنگیه تو دوست دارن من یه ذره حال لاده بود که برم مدرسه اینقدر چیز نباشم هیاجن زده نباشم من نشستم اینجا دیدم بچه ها بلند شدن برگشتن شروع کردن اینو خوندن منم نمیدونستم چیه طرف من بود روبه پرچم من نشسته بودم من نشسته بودم نگاه کردم دیدم همه هم اینجا دارن نگاه میکنن اینا بگادم اه
اینا از کجا فهمیدن من اومدم اینجا از ایران؟ اینا دارن میگن مثلا خوش آمدید دارن چیز میگن تموم که شد بلند شدم اینجوری شد بچه ها نگاه کردن گفتن
میگن فاب به این حرکت یعنی fresh off the boat یعنی تازه از کشتی رسیده پیاده شده و اومده بعد من رفتم بیرون زنگ بعدی چیز بود زنگ ورزش بود بعد گفتم خب ورزش دیگه الان نشونشون میدم
رفتم اونجا دیدم یه پسری میدونی که ایرانی ها از ایران که میان ماشالله موقع دوازه سیزه سال هم بود یه پسری سیبیل و عبروه پیوسته و قیافه اصلا یه مرد پنجه ساله بود بعد دیدم ایشون هم گمه مثل من ایشون هم تو صف هی داره میخوره به جلویه مثلا خیلی گمه و اصلا نمیدونه کجاست
رفتم گفتم شما ایرانی هستید؟ من رو نگاه کرد گفت آره تو هم ایرانیی؟ داشت میلرزی گفتم آره من ایرانیم گفتش که بیا با هم باشیم حد اقل مثلا گروه و هرچی بشه بعد ما رفتیم تو آفیس دفتر گفتیم ما ایرانییم این یه ذره انگلیسی برده سه ماه تازه اومده بود بعد ما رو با هم پیر کنید یعنی ما رو با هم بتونیم با هم حد اقل بریم کلاس
ما رو گذاشتن توی یه کلاس، ما رفتیم توی یه کلاس ریاضی که فیوریت چیز منه رفتیم اونجا و این پسر قرار بود بسه من چیز کنه، ترجمه کنه خانومه گفتش که ببین وایستا بعد از کلاس من بتون اکسپوندیده بود جفتمون گمیم گفت من بتون بگم چجوریه مدرسه و مثلا کتابها رو چجوری باید بگیره خیلی خانومه نایسی هم بود یه خانومه مکسیکی، ارتگاه بود اسمش
بعد خانومه شروع کرد حرف زدن بیسی قدر صحبت میکرد با دوست من گفت حالا ترجمه کن اینم منو نگاه کرد یه چیز کوچیلو گفت نمیتونستم بند خود رو ترجمه کن و خانومه به من نگاه کرد گفت اسم چیه اسم ایشون سجاد بود گذشته بود سم سجاد سم خب کسی نمیتونه بگه سجاد و ایرانی چیز جالبی نیست
بعد منو نگاه کرد گفت اسم تو چیه؟ من یه ذره فکر کردم گفتم اسم منم سمه این منو نگاه کرد گفت اه نمیتونیم اسم من سمه نگو سمه فکر میگنن ما حالا همجیزگرا هستیم نگو این چیه؟ بعد گفتم نه اسم من حسامه ایچ و ای شو برداری میشی سم تو سجادی سجاد چرا رفتی به سم؟ بچه شو بردارم ما داشتیم جلون خانومه دوا میکردیم و اون گفت نه بذار هنری
گفت هسام بگذار هنری من گفتم نه هنری رو دوست ندارم چون اصلا ربطی بود من سم هم بگذارم سم و خلاصه سآل از جهار دادم بچک و لگت دیگه شدیم جفتمون سم خب مشکل نداشتین؟ نه دیگه گفتیم حالا آره ولی گفتیم حالا که با همیم بگیم حداقل چیزیم پسر خاله ایم که اینو فکر نکنن ما یه موقع
هم جزگره هستیم با همه همیشه و اینا اصلا ربطی هم نه هیچکی این فکر رو اصلا نمیکرد چیز هایی بود که خودتون فکر میکردین ولی دیگه از اون به بعد الان بهترین دوست همه و جدی هنوز با هم درته بادی؟ بله سد در سد بعد اسم اونم سمه اسم منم هنوز سمه ولی از سجاد کجا هنوزم بهش میگم میگم سمه سم کجا با حسام خودتون تو بین خودتون چی صدا میکنیم هم دیگه رو سجاد صداش میکنی
اسم صدا نمیکنیم اقل نزدیکیم که اسم نمیکنیم آره فوش و این چیزها تو خودت حسامی یا سم؟ من اگه برمیگشتم به اون بچه سیزده ساله میگفتم اسمتو عوض نکن چرا اسمتو عوض نکن؟ چون هیچ ربطی به اسم نداره ربطی به جوری که خودتو پریزنت میکنی چی میگن به فارسی نشون میدی داره ربطی به اسم نداره حالا اگه عبدالله باشه عوض کن
اگه محمد باشه عوض کن یه چیزی خوبه اسمو مادر پدرت باست استفاده کنم ولی حسام یه چیزه با این که اسم فارسی و عربیک هستش اسمای فارسی خیلی قشنگه جزبه اسمایی بوده که دوست داشتین دیگرش داریم ولی خب زیاد نیست حسام من زیاد ندیدم و حسام هایی که دیدم آدم های درست سابی بودن
برای همین عوضت میکنه تردرتی ما داریم حسام دروبرمون هست ولی داره یه دونه حسام معروف هم داریم که نفش الویس رو قرار بوده بازی کنه الویس پریسلی رو درسته
خوبه دیگه بدونیم که احالی سینما و خود جد آباد ایلویس پیریسی بدونن برای بودیم خوب شد عوض کردم خوب شد عوض کردم ولی اسقری رو عوض نکردم دیگه اون بدترین جیز بود ولی اسقری تو فارسی مثلا ایرانی ها یه اسم بدیه نه بد نیست بد نیست ولی مثلا شاید
اگر میخواستی برای این که راحت تلفز کنن اسم هالیوودی نیست سخته دیگه مولا هالیوودی نیست من فکر میکنم سختترین اسم هنر پیشه هالیوودی شهره آقداشلوه درسته آقداشلو رو خیلی سخته اگه بتونه کسی تلفز کنه به انگلیسی مثلا دوست دارید میتونه بگه؟ can you say شهره آقداشلو درست دارم خودت هم نمیتونی بگیر can you say that name؟ شهره آها
نه بد حالا دوباره ازش بپرسی دیگه ولی خب اسقری و به انگلیسی که میگی یه ذره ایتالیه میشه برای همین زیاد بد نیست توه چیز توه انگلیسی چون تو ایران بودم من بودم اسقری یه دوست سمیمی هم داشتم اکبری اکبری یعنی بزرگ اسقری یعنی کچیک ولی اون کچیلو بود من بزرگی بودم
تو همین الان همین مشکله هستن برای اینکه قد و بالا و هیکل و اینا همه به فامیلیه نمیخوره درسته خب همونطوری که خودت حدث میزنی خیلی از سوالات در رابطه با اکسته از اکست سوال بکنیم نکست ناراد نمیشه اینجا؟ نه نه اصلا اصلا مشکل نداره؟
خب من خودم میدونم این تیکرم بچه ها زیر نویس نکنین لطفا خودمون بین خودمون این مسئله رو حل و فصلش بکنیم و اونم متوجه نشه چیزی میگیم اصلا یه چیز دیگه میذاریم زیر نویس اینجا اگه قرار شده انگلیسی بذاریم میدونم که توی یک موزیک ویدیو در واقع آشنا شدین برانده یه
اصلا علاقه داشتی به این شخص به این هنرمند قبل از اینکه موزیک ویدیوش رو حضور داشته باشی و ببینیش و اون خوشش بیاد و بگی مثلا برنامه بذاریم و ببینیم هم دیگه رو اصلا قبلش این آدم برات آدم جذابی بود یا اگر اون موزیک ویدیو یه شکیرا هم بود ممکن بود مثلا این اتفاق با شکیرا بیفته یا مثلا با بیانسه بیفته یا یکی دیگه اینو میخوام بدونم ببین اگه سآل کنی من داستان
من یه مدتی موقعی که از ایران اومدم فوتبال بازی میکردم موقعی که رسیدم اینجا همه چیز شد امریکایی حالا من و دوستم آقای سمت توی پرانتزی سجاد اولین کاری که میکردیم صبح میرفتیم نوشابه امریکایی گید ریت میخوردیم سهردم بود فکر میگردیم مثلا امریکاییه
از فوتبال رفتم فوتبال امریکایی چون اسقری شد اکبری کلم بزرگتر شد گفتم بزرگ فوتبال امریکایی بازی کنم و دوست دختر سریتر امریکایی بشیم اسممونو عوض کردیم موقعی که فوتبال امریکایی تموم شد چیز سال بازی کردم یه ذره وزنم رفت بالاتر وزنم رفت بالاتر بعد شروع کردم کارهای فیدنس کردن وزنم اومد پایین تر قیافم شد یه ذره تو کار انترتیمنت حالا مادلینگ رو شروع کنی یا اکتین
بعد شروع کردن اطرافی هم به من گفتن برو اینجا اکتر بشو یعنی این کار رو مردم به من میگفتن من رفتم توی یه ایژنسی یه دونه ایژنسی گرفتم من رو فرستادن توی یه میوزیک ویدیو توی یه میوزیک ویدیو یه خانوم لاتین ها بود یه خانوم کیوبن بود
اون اتفاقی که با خانوم قبلیم افتاد، با اون خانوم هم افتاد بعد یه میوزیک ویدیو... اصلا کلا تو رو نباید تو موزیک ویدیو شرکت میدادن یعنی کلا هر جا که میرفتی این مشکل پیش میامده چون میوزیک ویدیو مثل کار مثلا تلویزیونی یا سینمایی نیست، خیلی سریع چیزی نمیخواد
هنر نمیخوام نگم هنری نمیخوام در واقع میشه که فیلملامه یا سناریو یا متنی نداره که تو بخوای مثلا دیالوک افزب کنی اینا درست درست مخصوصا هم باسه مثلا اگه پسر باشی خانوما میگن مثلا ما یه پسر خوشتی میخوام نقش دوست پسر همو درست کنه یه میزیک ویدیو دیگه هم رفتم که باسه گروه فیفت هارمانی بود گفتم ما آدم کارگر میخواییم باسه میزیک ویدیو
من به عنوان کارگیر رفتم اونجا و از این چیزا میزدیم و کلنگ و بیل و اینا بعد موقعی که اون میزیک ویدیو اومد بیرون خیلی مثلا مگیزینای پاپ کالچر به شی میگن تو فارسی داریم همچین چیزی حالا مثلا مجاله هایی که بیشتر اونا اکسارو میذاشتن این پسرهایی که تو این میزیک ویدیو هستن کین؟
اکس من هم خیلی منتشر شد به خاطر این که اون موقع مثلا بدن هم خوب بود و کل هم اون موقع نیست نه خب تازه خوب شده بود و اینا بعد از اون قرار بود که دیگه این کار رو بذارم کنار چون اگه بخوای بری تو تلویزون و سینما این کار جالبی نیست موسیقی و فیدیو آره
ما از اونجا ریتایرمنت رو شروع کردیم تو میزیک ویدیو و اینا یه روزی همون کسی که به من گفته بود دیگه تو اینجا نره و به من زنگ زد ایشون هم کار میکاب و هیل رو اینا میکنه یعنی کار کازمتی که مثلا تو هالیوود بوده بیست ساله و اینا به من گفت ببین من تو یه میزیک ویدیو هستم اینا دنبال پسر میگردن یه نقش مثلا
مرد چیز خانومه میگردن اگه دوست داری فانه حالا میدونم گفتم نرو ولی فانه با من هستی درکتر میوزی ویدیو هم دوست منه بیا اینجا با همه بعد من گفتم اوکی به من نگفتن کیه و خیلی از کارها رو پروژه ها رو نمیگن چه اتفاقی من رفتم
رفتم اونجا و یه میزیک ویدیو دو روزه بود خب از اون میزیک ویدیو قبلی هم یه ذره لیولش بالاتر بود پولش بالاتر بود ولی هنوز میزیک ویدیو بود بعد من هم اصلا نسبت به کی کیه و
چه آرتیست مخصوصا باسه آرتیست خانوم ها که مثلا دخترها بیشتر دوستش دارن و اینا من هم اون موقع آهنگ های گنگستری و رپ و اینا فقط گوش میدادم مردونه و اینا اصلا نمیدونستم کی بود و اسمش چی بود و چی بود اسمش رو شنیده بودم بعد حتی دفعه اول هم که من رو بردن میتش کنم اصلا پرسیدم مثلا اسم شما چیه؟
ولی خب میخواستم با عدب باشم نمیخواستم مثلا بگی من نمیشنستم تو کی هستی؟ من پرو باشم و اینا ولی خب پروی در اومد این حرف ولی خب یه چیزی بود که مثلا یه آدمیه که انقدر معروفه و چیز همه مثلا یه جوری دارن باش رفتار میکنه مثلا همه خیلی مثل یه سوپر استار مثل یه چهره که نفته شده آره مثلا همه انگار یه آدمیه که از مریخ اومده
چیزش میکنه یه آدمی که معمولی طرف و مثل دوست یا مثلا مثل یه آدم معمولی میشنسه بعضی موقع اونا میگن او عجب یه چیز جدیدیه عجب شاید این کنکشن خوبیه با من بعد اون دو روز طول کشید اون میزیک ویدیو و اینا بعد ایشون اومدن از من
یکی از آدم هایی که بسرش کار میکردن گفتن مثلا اگه شماره داری به ما بده که ما مثلا کانکتتون کنیم بعدن من هم دادم و شماره رو دادم و اومدم بیرون و خودت فکر میکردی که قرار باید زنگ بزنه تماس بگیره اصلا فکر اینا رو نمیکردم اصلا من فکر این که چه اتفاقی قرار بدش بیفته نکردی
اتفاقاتی که تو این رودخونه زندگی من افتاد مخصوصا تو امریکا که اومده بودم انقدر خوب بود که دیگه هر اتفاق خوبیم همین الان هم که بیفته الان بهترین اتفاق هم که بیفته نمیتونه از خوهرام از پدرم از خانه بودم از مهاجرتم از این که من از ایران اومدم از اون اتفاق بهتر نمیتونه بیفته یعنی من الان لاتری هم ببرم
بردی رو تایید قبل بردم تموم شده رفته هر اتفاقی بیفته میگن آیسینگ آنده کیک یعنی چی یعنی یه کیکی که هست یه گیلاس روی خامش چه زبون خوبی داریم فارسی برای همین هیچ موقع اون فکرات رو نمی کردم مخصوصا اگه خانومی باشه دختری باشه هیچوقت آدم دخترباز و آدم هول
هول میگه هول به خاطر این که خوهر داشتم نبودم و با خانوم ها خیلی راحت بودم به عنوان دوست بودم برای همه نه هیچ موقع فکر نمیکردم یکی زنگ بزنه چرا زنگ نزد دو هفته گذاشت زنگ نزد
زندگی من فرقی هم نکرد وقتی زنگ زد چی شد؟ یه تکسی به من زد مثلا کجایی میخوای با هم اگه بریم مثلا یه رسطورانی و اینا من گفتم او که من فکرم تحمل داشته بعد از یه مدتی یه نفر دیگه به من زنگ زد
خیلی با لحچه قلیز امریکایی دهاتی که بهش میگن سادرن به من گفتش که ببین من پدر اینم اینم تو اگه نمیدونی من این مثلا مریضی بیماری داره من کنترولش میکنم همه چیش با منه یعنی اون اول زنگ مثلی زد به تو قرار بذاری خیلی با تحدید این حرف ها رو به من میزد و من نمیفهمیدم همچین چیزی تو امریکا مثلا اینگاه یادم بسیجی به من زنگ زده من خندم گرفت فکرم جوکه اصلا همچین چیزی
باور نمیکردم که یکی داره به من زنگ میزنه این حرف ها رو میزنه جدی نگرفتم رفتم سر یه قراری گذاشتیم رفتیم یه رسورانی بعد ایشون هم اومدن با پنج شش نفر آدم بعد یه مثلا یه نیم ساعت اونجا بودیم بیست دقیقه اونجا بودیم تموم شد و رفت رفت؟ آره رفت تموم شد و رفت و بعد...
یه اکسی با من گرفت اکسر رو بسا من فرستاد بعد من اون موقع هیچی مثلا فکر نمی کردم که ایشون هنوز داره اتفاقی میفته اتفاقی میفته و اینا هنوز خیلی نرمال بود و اینا بعد از یه مدت هی به من پدر ایشون زنی میزد آقا تو این تست اینو بده تست اونو بده تست خون بده
یعنی باباش داشت پیگیری میکرد همه چی باباش بود چون میدونم که همه مال و انوال و ثروت همه چیش به خاطر اتفاقاتی که قبلا افتاده بوده کنترولش دست پدرش بود همین چند سال پیش در واقع قرار بوده
به خاطر یه قانونی تو امریکا هست که یکی اگه نتونه خودش چیز کنه مغرابت کنه که توی هالی وود خیلی مهمه حتی اونایی که از بچگی معروف شدن خیلی از اینا دارن ولی معمولاً باسه چیز خوبیه یکی از کمک کنه یکی نیستش که سو استفاده کنه مالا ایشون بیشتر سو استفاده بود همش سو استفاده بود ولی اون موقع من فکر نمی کردم گفتم شاید یه دلیلی داره اینجا امریکا از ایران که نی
هرکی بتونه بیاد یا او مثلا پدر بیاد چیز کنه مخصوصا خانواده مخصوصا یکی که با جوری که صحبت میکرد سوادشو نداره منم سواد ندارم سواد اکادمیک ندارم مدرسه ای ولی سواد زندگی رو دارم ایشون جفتون سواد رو داره ایشون نه سواد داشت نه تو ورزشم خوب نبود بعد
این حرفات رو که به من میزد من یه بار من رو دوت کرد خونش پدرش یعنی قبل از این که مثلا من میرفتم فقط بیرون میدیدم ایشونو سینما این اون خیلی کتاه و اینا بعد به من میگفت مثلا میرید بیرون الکول سفارش نده این الکول نمیخوره منم میفهمیدم خود دوست دخترتم از رابطه پدرش با تو یا تماس پدرش با تو با خبر بود یا نبود نبود نگفته بودی
نبود ولی خب میدونست که این کنترول یعنی همه چی از پول لالن خودشم به نگفته بود مثلا بابام با تماس گرفته نگرفته اصلا اصلا تو هم نگفتی بهش نه نمیخواستم میخواستم قضیه رو بفهمم قبل از این که من همیشه سر میکنم بفهمم چیه قبل از این که اصلا خودم چیز کنم قضاوت کنم چون یه دلیلی داره امریکا اینجا ایران نیست علاکی نیست اینو میگفتم
همیشه اینو میگفتم بعد منم آدم سالمیم نه الکول میخورم نه کار بدی میکنم یعنی خود کار بد چیه بگو ما هم نکنیم مثلا آدم سالمی هستم یعنی اگه بخواییم آره ایشونم با این بیسوادیش اینو میفهمید
یعنی حتی پیگیر منم بود حتی مثلا نزدیکی یه میلیون دولار خرش کرده بود تو این شیش اف سال که دنبال من بیان ببینم من کجا میرم ببینم من نمیرم کارهایی که میکرد خیلی کارهای عجیب و جالبی بود حالا من اینا رو بعدا فهمیدم یه بار ایشون من رو دعوت کرد تو خونهش بعد تو خونهش که رفتم یه خونه کچیلوی داشت آپارتمانی بعد تمام دیوارهای خونهش پستر دخترش بود
ولی پوستر کاری بود پوستر اکس خانوادگی نبود بعد منو نشون گفت ببین این که اینجا میبینی این منم این خودش نیست من این کارو کردم خیلی دوستش از من یه بار میخواست از من یه سآلی بکنه گفت تو به این یه ویتامین ددی یه ویتامین از من خواست یه بار من بهش دادم گفتم چرا که نه گفت به این ویتامین ددی به من دروغ نگو
من هم نگاش کردم گفتم آره بعد دوباره به من گفت به من دروغ نگو بعد گفتم من دروغ دارم بهت میگم دادم بعد من بهش گفتم ببین من آدم دروغ میگه اگه بترسه من نمیترسم چون تو الان من دوازه سالگی این چیزها رو تو ایران دیدم اموهای من پدر من من اینجوری اصلا بزرگ شدم نمیترسم
ولی اگه چیزی هست کمکی هست من بتونم بکنم خودتم میدونی من الان میدونم تو اومدی منو دنبال کردی تست ازم گرفتی تمام همه چیمون میدونی میدونم که تو منو اصلا دوست داری نمیدونم چیزی اصلا چیزی نیست که منو دوست نداشته باشی اگه دوست داری کمکی میتونی من میدونم شاید تو دوست داری چیزتو دخترتو و واقعا
من میتونم کمک کنم ولی باید بفهمم چرا نباید این ویتامین بخوره چرا نباید کافی بخوره چرا نباید این بخوره باید به من اگه بگی من میفهمم و سعی میکنم که حتی کمکشم باشن بعد از یه مدت
شروع کردم واقعا فهمیدن که چرا ایشون رفته بود اول شاید کمک لازم داشت چون از هشت سالگی کار شروع کرده بود یکی که از هشت سالگی شروع کرده زندگی رو اکسپیرنس نکرده نمیدونه چی جوریه از همه هشت سالگی هم در برای این کمک شده بود سو استفاده این کمک جریان همون ایرانه که اون موقع
یه کمکی موقعی که شاه رفته بود اینا آمده بودن کمک کنن آب و برق و مجانی بعد از ده بیس سال یهو آب و برق هم هنوزم نداریم این کمک شده و سوسته یعنی وضعیت تو بود در واقع با آب و برق مجانی رفتی بعد دیدی آب و برق هم قطعه
دکتاتور... خیلی دکتاتور حالت بود و اینا بعد... بعد از یه مدتی دیگه... خب سخت ترین قسمت زندگی مثلا با یک همچین چهره شناخته شده ای چی بود؟ زندگی با این فرد با خودش سختی های خودش رو داشت یا...
اتفاقاتی که دور و اطرافش می افتاد بیشتر سخت بود سختیش چی بود و چقدر برای تو این تأثیر گذار بود که تو تونستی از این زندگی عادی که داشتی در واقع وارد یه زندگی بشه که در واقع مرکز توجه زیر نور چراق ها و اکاس ها و فلش های
خبرنگار ها و پاپاراتسی ها و اینا هستی این چه تاثیر روی کرکتر و شخصیت تو گذاشت و سختش چی بود؟
من هیچ وقت سختی زندگی رو نمیفهمم یعنی هر اتفاقاتی که بیفته باسه خودت داره میفته بیشتر تجربه میشه تا سختی چون اگه سختی بوده جوری که برخورد کردم اون سختی رو خیلی راحت شده باسم چون هیچ وقت سو استفاده نکردم چون دیدم سو استفاده چی میشه آخرش چی میشه مثل ایشون پدرش که الان هستش
و خیلی از آدم هایی که سو استفاده میکنن میفهمم چیه و من همیشه فکر میکردم آقا من اگه از ایران اومدم تو امریکا این اتفاقات باسم میفته حالا یکی حالا نمیدونم خداه نمیدونم محمده نمیدونم جیززه نمیدونم حالا
ابراهیم کیه که داره هوای منو داره شاید هم مادر بزرگم باشه که پدرم میگفت تو آخرین عسقری هستی شاید این اسم بخواد ادامه داره برای همین شاید پدر بزرگت باشه با برنامه ازی که داری برای دختردار شدن آره دیگه خب شاید هوای منو همیشه یکی داشته خب ولی من اعتقاد داشتم که حالا آقا اگه محمد باشه آقا اگه اسلام باشه هرچی که باشه حالا اون پل سرا چی بهش میگن
اون پل که باشه اگه آدم خوبی باشی بگو اگه محمد اونجا نباشه یکی دیگه اونجا باشه نمیگه آقا تو نمیدی پنج بار نماز خوندی نمیتونی بیایی تو بهشت میگه آقا تو آدم خوبی بودی آدم خوبی بودن همیشه مثل دایرست بر میگرده حالا یه سؤال به بهشت اعتقاد داری؟ یعنی فکر میکنی تو اگه قرار باشه از این دنیا بری میری بهشت؟
جوری که الان داره دنیا پیش میده آدم های فان و آدم هایی که میگن قرار برن جهنم اونجا مثلی که مهمونیه بهتریه من بیشترم شاید برم جهنم اونجا همه آرتیست ها هستن بهش که آدم های خیلی فانی نمیرن نمیدونم شاید جهنم بهتر باشه نه به این اعتقادی ندارم حالا اگرم
اعتقاد به یونیورس دارم بیشتر چون تنها چیزی که خودش رو به من نشون داده یونیورس طبیعت در واقع یه چیزیه که مثل دایره زندگیه اگه یه کار خوبی بکنی به هیچکی نگیه هیچ اتفاقی نیفته اصلا خودشم در برش فکر نکنه همون موقع همیشه این اتفاقات میفته ولی من یه کار خوبی که کردم به هیچکی نگفتم بعضی موقع یه کار خوبی یه بار کردم
اصلا یادم رفت اومدم بیرون یه خانومی اونجا بود الان نمیخوام بگم ولی خب چون داستان قرار بگم قبل از این که برسم به ماشینم یه اتفاقایی باسم افتاد که فکر کردم نکنه بخاطر اون کاره بود
همیشه این اتفاقات رو افتاده بعد از یه کار انجام خوب که هیچکی نفهمه همیشه این بوده بنابراین اعتقادم به اون بیشتره تا بهش حالا شاید اگه بمیرم برم بهش شاید بگم بهش واقعیه سیناتو هم بیا شاید اون موقع بشه ولی ندیدم هنوز
تا حالا به این فکر کردی که بری ایران و توی ایران کار بازیگری رو مثلا ادامه بدی چون میدونم برای کاری که دوست داشتی انجام بدی کار بازیگریه دیگه یعنی دوست داشتی بارده کار سینما و بازیگری بشی کار و پروژه هم زیاد در طول این مدت حضور داشتی هم روی نتفیلیکس کار داری هم پروژه های سینما یه دیگه یه کار دیگه هم مثل که داری انجام میدی با حمید فرخنجار حمید چه نقشی د
آقای حمید که من خیلی واقعا دوستش داشتم توی ایران سینمای ایران حالا ما الان نمیگیم حالا زیر دست ایناس اوناس ولی هنرمنده ای ایران حمید فروخنشده که بازیگاری خیلی خوبه ایران اصلا من بعضی از فیلم های کومیدیش هم که دیدم کومیدی همیشه
یکی از مهمترین جانرهای سینما هست، سخترینه چون تو نمیتونی به یکی بگی تو خنده دار باش، چیجوری خنده دار باید باشه، تایمینگ داره، این داره، اون داره ایشون هم تو کار کومدی هست، هم تو کار سیریس هست، تو همه جانرها خوبه هر دوتار هم خوب بازی میکنه، من نفشت جزیشو دیدم که شاخکار بوده نفشت کومدیشو هم عالی بازی کرده که بهترین بازیگر هست، حالا چه نفش داره؟
نقش پدر منه و نقش خیلی مربوط داستان زندگی خودت نیست که داستان زندگی ایشونه بیشتر آره؟ درسته ایشونو من ایشون یه نقش خیلی خوبی بازی میکنه حالا من زیاد نمیخوام تو کار سینماییو نباید بگی چون نگواره ولی خب چون خیلی اکسایی دادم میگم حالا شاید
دیگه کاری نکنی که بعد هم آزمون درد سر تا جایی که میتونی بگو ولی ایشون و من نقش پدر و پسر رو بازی میکنیم من نقش یه کارگردانم ایشون هم نقش کارگردان قدیمی سینماه ایران و مثلا فورن فیلمه که کارای بیشتر کارای هنرمندی انجام میداده جشوار فیلمی ساخته ولی خیلی اعتقاد به جشوارها داشته من هم یه آدمی هم که بیشتر کامرشال و فیلم های بزرگ و باجت و قبول نداریم ه
کفاوت پدر و پسره که هر دوشون هنرمند هستن ولی این فیلم رو قراره کجا بسازن؟ فیلم رو قراره تو کانادا تو کانادا بعد خیلی اکسایده دهم بخاطر اینکه ایشون نقش اولشه که از ایران اومده بیرون و این هم نقش اول منه که توی یه فیلم فستیوال این فیلم باسه فستیوال درست میشه یه سوال اون سوال اولی که ازت پرسیدم که رسیدیم به این این بود که الان اگه احیاناً بری ایران
بخوای مثلا توی فیلم بازی کنی دوست داری با کدومی که بازیگر ایران هم بازی بشی؟ من چون ایرانی ها رو توی کار سینما که هستن خیلی ها مثلا توی هالیوود حتی میگیم هالیوود بهترین جایه واسه فیلم درست کردن بازی کردن هالیوود بیشتر بیزنس توریه بیشتر آدم هایی که توش هستن خیلی مثل کوینتن ترنتینو اینا درسشو نخوندن
هستیه هستیه بیشتر اونا درسش ندارن ایرانی ها هم درسشو میخونن هم هستشو میخونن اصلا از تاریخ توی ایران هنر توی ایرانی ها خیلی مهم بوده آدم های احساساتی هستم خیلی دوست دارم کار ایرانی ها رو خیلی از حتی سینما ایران هم هنوز لیولش خیلی بالاهه در
مثلا فیلم های آرت هاوس و فیلم های دیپ و حالا خیلی فیلم های گریه دار و اینا رو زیاد میسازن ولی دوست دارم دوست دارم حالا بازیگرشون نمیدونم کدومشون بهتره کدوم بازیگر ایرانی رو دوست داری حالا آقای حمید رو واقعا دوست داشتم بجز حمید که حالا قرار مابود باشه اگه اسمشو بگید من زیاد آه
یه عکس خیلی قشنگی من موقعی که ایران بودم توی تهران یه خونه داشتیم توی آپارتمان داشتیم توی خیابون گلزار توی جردن؟ نه جردن نبودش توی بغل صناعی دفاع باشه میگن نبونیات یه چیزی میگن خیابون گلزار؟ درسته حالا یکی پیدا کند بلدن ایرانی ها پیدا کند این چیزها رو یه ها دیدی مامرز گلزار رو پیدا کردن این وسط تو خیابون گلزار نه نه نه ایشون اصلا چیز
اشمون ازش این چیست؟ هیچ چی نه بگو نه حرفای مهمتری هست یه بار اونجا ما یه گروه فیلم اومدن اونجا فیلم ساختن آقای رزاد ببخشید
اسمش چیه ایشون خیلی هم دوستش دارم کومیدی کار میکنه رزا اتاران آقای رزا اتارانو واقعا دوست داشتم یه اکس هم دارم یه بار گذاشتم رو انستگرام هم خیلی از ایرانی ها میگن تو اومدی تو هالی وود برای چی اینا رو میذاری اینا رزا اتاران واقعا اون موقع فیلماشه میدیدم یا حتی الان هم که فیلماشه میبینم
خیلی خوشم میاد هنرمند خوبیه دوست دارم حالا نمیدونم اتفاق بیفته یا نه دوست داری که باش ولی اون اکسی که من بچگی داشتم گذاشتم این نبوده که خیلی از ایرانی ها شاید جفت بگیرشون بگن من آمدم هالی وود من اینم من تو فیلمم با میل گیبسون با جانچر ووتا با لجندای امریکایی برای چی بگم اکسو با یه ایرانی بذارم خب من از اونجا اومدم
من اون عکس رو با رضاعتاران گرفتم من با علی کریمی حال کردم من با علی دایی حال کردم اگه ببیننشون من بهشون میگم برای چی نباید بگم درسته ولی با اونایی که تو ایران هستن و جو میگیرشون حال نمیکنن اها مطمئن شد چون به هر حال ما در یک زمانی
یه ویدیوی چند وقت پیش اومده بود بیرون اتفاقا ویدیوی جالبیه بذار اینو واسه این ویدیو رو پهش کنم اول ببینم نظر تو راجع به این ویدیو چیه حدود ۵۰ ساله پیش یه رأیگیری بین خانوم های ایرانی کرده بودن حدود ۳۰۰۰۰ نفر خانوم هم رأی داده بودن ۵۰ مرد یعنی جذابترین مردهای ایرانی رو
مشخص کردن با رأی گیری درسته فهمی کنین نفر اول کی بوده؟ نفر اول ببینیم هفته هزار هفته هزار هفته هزار هفته هزار هفته هزار هفته هزار هفته هزار هفته هزار هفته هزار هفته هزار
جذابه این همه داره حالا من میبرمش اول اول حجز میزنی آره دیگه این مال مثلا یکی از مجله های ایران بوده زمان 50 سال 50 و خورده ی سال پیش مثلا این میگن سکسیست من لایف و پیپل مگیزین ایران بوده همون جیکیو مثلا ایران بوده و اینا آدم های سکسی خب بهروز بوسوگی بذار من از اینجا بشم فردین شماره خیلی زیاد سرامیشون
چهارمه واقعا هم ایشون آدم سکسیه بهروز ایشونم قبول دارم ایشونم قبول دارم اینم ثومه ثومه؟ دوست دارم ایشونو قبول ندارم بسه سکسیه دومی و اولی ایشونو نمیشنسم
زیاد سکسی هم نیستن ببین راستشو بخوای اون موقع عارف اول شده ناصر ملکموتی دوم بهروز وسوقی ثوم فردین چهارم الان اگه قرار باشه رأیگیری بکنن فکر میکنی تو یکی از اون افراد باشی یا نه؟
میتونه ولی ببین صادق باش ول کن قشنگ چیز میخوام ببینم تلویزیون ایران؟ مثلا فرض بگرن یه رأی گیری بکنن درسته بگن خوشتیبترین و جذابترین مردهای ایرانی درسته کیان؟ مثلا 20 نفر رو مشخص بکنن بگن رأی بدین تو جز به اون 20 نفر هستی؟ میتونم باشم میتونی باشی؟ بله فهمی کنی تو اون 20 نفر کی جزه 5 نفر اول باشه؟
خودم بگم خودتم میتونی بگی بگی منم هست منم میتونی حساب کنی البته بعد اول پدرمو بگم ناراحت میشه اگه نگم خب مرده ی زنده هر دوتاش فردین هستش آقای فردین
نه بذار زنده ها رو بگیم زنده ها زنده ها خب زیاد نمیشنسم راستشون باید با اسم بگی میتونه آقای گلزار باشه چون هنوز فن دارن تو ایران خیلی هم طرف دار داره ما قبلا فکر میکردیم رزا گلزار دیگه خوشگیافه ترین مرد ایرانیه تا با تو آشنا شدیم نظرمون اپدیت شد شد بعضی از فوتبالیست ها باشن من زیاد نمیدونم خودت چندون میشی؟
فرقی نداره واسه هم چند نومشون فرقی نداره آره اصلا واسه هم اول بشم یه بیشترون بشم فرقی نداره فکر میکنی این ظاهر و جذابیت ظاهریت چقدر در معفقیتت و در پیش برده آرزوهاد نخش داشته هیچی هیچی اگر الان مثلا تو رو بگن آقا این ریخت و قیافه و این تیپ و حیکل و اینا رو دیگه نداری
توی ایران این خیلی مهمه چون دیدیم هر که قیافه خوبی داشته باشه میره تو سینما یا تو هر کاری تو میتونه بره بخونه میتونه بره تو تلویزون میتونه بره تو چیز ولی توی
بقیه ی دنیا اصلا ربطی نداره اون به انرژی آدمه به طرز و تواناییه به تلنته به جوری که رفتار میکننه یه خانوم
من چون سه تا خوهر دارم دوست دختر دارم و خانومایی دیگر رو میبینم جذابیت مرد رو به قیافه نمیبینن چون قیافه هیچی نمیارزه اصلا ارزشی نداره این همه آدم قیافهشون خوبه ربطی به قیافه نداره ولی جوری که خودشو داره چیز میکنه نگر میداره مثلا چند روز پیش توی همین اسپای اینجا من رفته بودم تو سونا
یه بند خدایی یه کارگری اونجا داشت کار میکرد بعد من با یکی اونجا بودم حالا اسمشو نمیگم آدم خوبی هم هست یه سری هوله خودمونو خوش کرده بودیم گذشته بودیم رو زمین بعد اینجا هم تو دوبه هم خیلی هم سرویسشون خوبه سری جمع میکنن و اینا من شروع کردم هوله رو جمع کردن تو امریکا این اخلاق رو زیاد دارن حتی هنرپیش هایی که تاپی هم که من باشون دیدم اشون کار میکنم اونا هم این کار میک
من حاله ها رو جمع کردم ایشون به هم گفت این کار نکنه این کارگیره بذار این کارگیره کنه بودم این باسه مردم کارگیره نه باسه ما اون رفتار خیلی جذاب تره تا یکی بیاد قیافهش خوب باشه یا دندناش خوب باشه زاوی فکر و موهاش رو البته این چیزها رو اگه تو بگی خب درسته چون همه اینا رو داره همه اون چیزهایی که داره میگه مهم نیست و داره این لیست این لیستی که اگه معمولی بود و آدم
ایرانی هایی که بتونن بگن میگن آقای فردین بوده تختی بوده من یه داستانی شنیدم تختی گفتش که آقا من اصلو نمیتونم اسپانسر کنم چون من خاک و خل خوردم اصل نخوردم این کرکترش که کرکتر لوتیه یادمی که ثواد نداره یادمی که از خاک و خلا اومده و هنوز خودشو همونجوری منم همینجوریم
حالا نه منم جذابه جذاب نیست بعد خیلی ایرانی ها دوست دارن خودشون رو بگیرن یعنی مثلا اگه منر پیشه باشید دیدم دیگه مثلا شده بگیرن مثلا ببینی مثلا یکی از سلبریتی های ایرانی رو میبینی خودشون رو میگیرن بسه همیشه همیشه ایرانی ها تو ایرانی ها این افت میگن بهش من فکر مانم افته چون قدرت تو هیچوقت نشون نمیده یکی که مثلا میگه آقا من اینام
نمیشناسم شما رو شما چیست اسمش اوست شما سم هستید من همیشه میگم من کچکترین آدم هم باشه قبلن باش حال کرده باشم مثلا دیروز یکی رو دیدم هیچکی نمیشناختهش بند خدا رو من رفتم گفتم من فن تو هم بزرگترین واقعا بودم برای همین اکس رضاعت تارون رو من گذاشتم انستگرام
نگفتم من اومدم امریکا این کیه تو ایران برای چی اینو بذارم محل این نظرم چون خودم عشق و علاقه خودت رو اون ریشه خودت رو دوست داری و قبول داری ولی فکر کنم اینو تو ایرانی ها اگه بتونیم ببینیم تو مردم نظرمون به اون سکسی بودن مرد از قیافه میاد به کرکترش بهش میگن مسکل ندی بچه های کارگردان میگن با این که خیلی صحبت های جذابی بوده ولی به آخرش داریم نزدیک میشیم و زمان م
من صد تا دیگه سوال داشتم که ازت بپرسم که... همه رو بپرسم.
کتا میتونم جواب بدم.
کتا جواب میدونیم.
چند دقیقه وقت داریم؟ تازه داریم.
گرم میشیم.
How many minutes?
Nothing?
Sorry.
Not even five minutes?
We are actually looking after it.
Let's go five minutes more for the wrapping up.
آکی خب پنج دقیقه آخره بذار دو سه تا سوال هاشیهی ازت بپرسم تا حالا پیشنهاد بی شرمانهی بهت شده تویه مثلا شبکه های اجتماعی یکی مثلا بهت میسیج بده پیامی بده از چهرهای شناخته شده بله بله بله بله بله زیاد زیاد؟ بله زیاد یعنی مثلا بودن دخترهای ایرانی و بازیگرهای ایرانی یا چهرهای شناخته شده ایرانی به خصوص مثلا جنس مخالف که مثلا بگن
اصلا سم برای چی رفتی با این دختره؟ بله اینو چی کار داری؟ مگه من چمه؟ مگه من چمه خیلی اتفاق نیست بله خب اصلا مسیجم نیست تو کامنت هاست بیشتر مگه من چمه؟ تا حالا شده تو هم به این فکر کنی که واقعا مگه این چشه؟ نه نه؟ ایچ وقت اینجوری نشده؟ بله تا حالا شده مثلا در
به خاطر جذابیتت یا به خاطر تیپ و غیافه و ظاهرت کسی بهت حمله کنه یا توین کنه یا اتک کنه بله اصلا قضاوت از ظاهر شروع میشه هیچ وقت هم من یکی که قضاوت میکنه من قضاوت نمیکنم
میگم تو درست میگی شاید نمیشنسی شاید نمیدونی مثلا همین که چرا رفتی با این خانوم شاید پول خواست خود مثلا مردم ایران شاید بخوادر پول رفتی من میگم آقا من اگه نگاه میکردم یه جوون که بره با یکی که ده سال بزرگتره اگه هیچی ندونه اینم شاید این فکر کنه
آره درسته به هر حال با توجه به تعریف هایی که کردی از باباش که میومده و چک میکرده و شرایط که ما میدونیم که بلند کنترول پولش دستش نبوده میدونیم که تو در واقع برای این مورد نرفته بودی اگه خرجارم نمیداختن گردنتو و مثلا بگن تو بیا خرجارو بده این خودش چون در واقع میشه که به محض این که این کنترول از دست پدر گرفته شد رسید به خودش همه چی هم به پایان رسید درسته و این خودش نکته یه
شاید اون دلیلش این بوده که در واقع مخواسته یکی این کار رو انجام بده براش خب اینم یکی از سوال هایی بود که واقعا نیمی از جامعه براشون مهم بود که بدونن من خیلی دوست دارم سوال ها رو بیشتر ادامه بدیم ولی خب بذار اینجا تموم بکنیم اینو
باز هم بهت قول میدم که یه فرصت دیگه یه امکان دیگه دوباره فراهم بکنیم سوالهای بهتر و باحالتر این فیلمتو بذار بازی کنیم ببینیم این فیلمه چجوری میشه نشن پدر و فسر نمیدونم خوب فیلم بازی میکنیم میخوام ببینم در کنار مثلا یکی مثل حمید فرقنجاد چجوری مثلا این داستان شکل میگه درسته
دمت هم گرم صحبت خاصی حرفی اگر یک کسی میخوای بزنی قول چلوکباب داده بودید بریم بخوریم بریم چلوکباب و پس بریم چلوکباب و بخوریم کل پاچرم بچه ها یه سری پیشنهاد داده بودن بریم کنارش یه حرکتی بزنیم که شکم اون پرش دم همگی گرم دمت هم گرم خیلی حال دادی دمشون مگرم عزیزت فدایتو تا دفعه بعد






