Vaheed Kaacemy & Farangis Mirzad Top Songs | آهنگ های جذاب و دیدنی استاد وحید قاسمی و فرنگیس میرزاد

Vaheed Kaacemy & Farangis Mirzad Top Songs | آهنگ های جذاب و دیدنی  استاد وحید قاسمی و فرنگیس میرزاد38:52

اطلاعات دانلود و جزئیات ویدیوی Vaheed Kaacemy & Farangis Mirzad Top Songs | آهنگ های جذاب و دیدنی استاد وحید قاسمی و فرنگیس میرزاد

آپلود کننده:

Saaz o Awaz

تاریخ انتشار:

۱۴۰۴/۱/۳

بازدیدها:

301.4K

رونویسی ویدیو

گوینده 4

افتاده بازم در سر هوای دلباس دارد میل بجای افتاده بازم در سر هوای دلباس دارد میل بجای هر لحظه دارد دلبا خیالش خوش گفت و گوی خوش ما چرا

از ره زنان غافل مشه از دشمنان ترسان ما باش از دشمنان ترسان ما باش از دشمنان ترسان ما باش

گوینده 7

در فکر خود بودن خطاست در فکر خود بودن خطاست پانی با کسی آشقون در فکر خود بودن خطاست یا سر و جان در گذرد یا شق جانان

مرمی روی لرسان مباش

گوینده 4

نرم نرم اکمین

گوینده 7

بکنازه

سلسله موی دوست

هر کترین حلقه نیست

گر بزنن دم بطیر در نظرش بیدیری گر بزنن دم بطیر

موسیقی

تا دل مردم دل آدم بود و کجا غم بود تا غم دنیا بیش یا کم بود جمع ما جمع بود چای ما دم و دم و غم های ما کم بود دل ما دل ما جمع بود

گوینده 4

چای مادم غم ما کم دل ما جم بود غم ما غم ما کم بود کاسه همسایگی

تا که به ما میرسید سلسله این غزل تا به خدا میرسید کاسه همسایگی تا که به ما میرسید سلسله این غزل

تا غم دنیا میش یا کم بود جمع ما جمع بود جای ما دم بدم و غم های ما کم بود دل ما دل ما جمع بود جای ما دم غم ما کم دل ما جمع بود غم ما غم ما کم بود

گوینده 7

پکتک بازی نبود زمان سازی نبود برلب یاران بجاز حرف نموزی نبود پکتک بازی نبود زمان سازی نبود

تا دل مردم دل آدم بود و کجا غم بود

گوینده 9

تا غم دنیا بیش یا کم بود جمع ما جمع بود چای ما دم غم ما کم دل ما جمع بود غم ما غم ما کم بود غم ما کم دل ما جمع چای ما دم بود چای ما چای ما دم بود غم ما غم ما کم بود دل ما دل ما جمع بود

گوینده 4

بدان مردمه بدان مردمه دیده روشنایی دروده چونوره دلی

این همه زنده من هیچ بر جا

دیلام خون شداز دیلام خون شداز حساسا پیک جایی دروده چنوره دل پر سایان

گوینده 7

مکن حافظ از جور دوران شکایت حافظ، حافظ، حافظ مکن حافظ از جور دوران شکایت

گوینده 8

چه دانی تو ای بندکار خدایی؟ چه دانی تو ای بندکار خدایی؟ دروت چنور دل پرسایا

پرسایی

گوینده 1

روح من منجود مروانه در کیامونی شم جمالت باید گشت و پرپرزنان همه جا به همراهیت باید دورد عزیز من مهربانه قشنگ من پراموشم مکن

گوینده 4

موسیقی سرشار تمنا صداید یعنی که شکوفای شکوفا صداید تا روح خدا در نفس پاک تجاریست حض میکنم از عالم بالا

موسیقی

مثل تب و ثابت دلی آشق دلی آشق و هوایت مثل تب و ثابت دلی آشق دلی آشق و هوایت در جان غزل مستی منو صدای

در جان غزل مستی منا صدایت دنیا سر از عشق و هنر هیچ حکی نیست در نام عشق و هنر امزا صدایت صدایت صدایت صدایت

صدایت صدایت

پر میزن دورم میشه شبدر گلی مویم گلی مویم پر میزن دورم میشه شبدر گلی مویم گلی مویم از بست نوازش گر زیبا صدایت

از بسک نوازش گر زیبا صدایت تا روح خدا در نفس پاک تو جاریست بر هر دل غم دیده دل آسان

صدایت، صدایت

گوینده 7

مایده مایده چشم آکن مایده مایده پا به ما ای سرابای تو زبا مثل دریا مثل بارا مایده مایده چشم آکن مایده مایده پا به ما ای سرابای تو زبا مثل دریا مثل بارا

بدل نکشه قدم های تگیران بالای خد و بالای تگیران بدل نکشه قدم های تگیران بالای خد و بالای تگیران پیشی نم پیش چشمای کشنگه چوایی نه تماشای تگیران مایده مایده چشماتو

ای سرابای تو زیبا مثل دریا مثل بارا

با چشم من چیزه بامه خرامی تو مثل موجه دریامه خرامی با چشم من چیزه بامه خرامی تو مثل موجه دریامه خرامی هوس میرزه سر تو با پای و این نازه که هر جامه خرامی مایده مایده چشمه واکن

PYM JBZ

گوینده 4

درد و غم فراوان داری توکل به خدا گویند که دیده های حیران داری توکل به خدا گویند که غم های تو افزون گردد توکل به خدا

برای عشق تو دل بر من جان می سفارم بدان بدان که نمی ترسم بدان بدان که نمی ترسم

مهر تو زینه رفتنی نیست با یاد تو دیده خفتنی نیست حاله که مرا بود زشقت دانستنی از تو گفتنی نیست بگذشت بها روانش و دل این غنچه مگرشه گفتنی نیست

با چشمانه تو دنیا را بخانم طولای صبح فرد

بچشمانه تو دنیا را بخانم تلوی صبح فردا را بخانم تو که قامت کشیدی مثل جنگل برایت شیر دریا را بخانم نهره تو زی سینه رفتن

با یاد تو دیده خفتنی نیست حاله که مرا بود از عشقت دانستنی از تو گفتنی نیست بگذشت بها روانش و دل این غنچه مگرشه گفتنی نیست بگذشت بها روانش و دل این غنچه مگرشه گفتنی نیست

باید به نهاد هرکی درکویاش باید به نهاد هرکی درکویاش

سر اون خالی از هوا باشد همچو بیماره به دوا باشد

دل چو از دل رو با جدا باشد همچو بیماره به دوا باشد

دستیده و مندیدی

بیا میش برا چشمت به من گفت خودش خاموش و یک دنیا سخت

ازش خموش و یک دنیا سخنگو سخنگو چشم مستت را به نازم سخنگو چشم مستت را به نازم هزاران راز به یک مشگان زدن گفت دوست دیده و من دیدی

فهمیدم فهمیدی که فهمیدم ریم آهکن آنی امان

ای ماه کن آن ایمان آن دل که بردی واسه مرغ دلم راس قفاس پرواز ده پرواز ده پرواز ده

ای اختری تا بیندم ای که او که بپایندم ای اختری تا بیندم ای که او که بپایندم یا نور افشان به

مرغ دلم راست خفست پروازده پروازده پروازده

ای ماه کن آنی امان آن دل که بردی باز دیه تو باز دیه

گوینده 7

میشه در باغ دو چشمایت بشینم میشه از چشم تو خرشیده ببینم میشه در باغ دو چشمایت بشینم میشه از چشم تو خرشیده ببینم

دانه دانه گل بارانه بچینو میشه در باقی

در سوی خرشیده رو خطبا بکنو میشه یک روز در آینه اینو داره من خوب تماشا بکنم میشه از ظلف عراصانه ای تو دانه دانه گل بارانه بچینو

میشه در واقع دو چشمای تو شینا میشه از چشم تو خرشی در بی بینا موسیقی

موسیقی

دانه دانه کل بارانه بچینو میشه در باغ دو چشمایت بشینو میشه از چشم تو خرشیده ببینو میشه از زلفه عروسانه تو دانه دانه کل بارانه بچینو

میشه در باقی دو کشمای