آرام، سه سالش بود که پشمهاش ریخت! به خاطر عارضهی عجیب و نادری به اسم آلوپِسی. سالهای کودکی و نوجوانی خیلی سخت گذشت، ولی درنهایت به جای اینکه تسلیمِ نُرمِ «زن = زُلف» بشه و خودش رو در پستوی خانه نهان کنه، تو چشم ترس زل زد و با کلهی درخشانش آشتی کرد و وارد جامعه شد. نه تنها خودش و ظاهر متفاوتش رو اِبراز میکنه، بلکه سعی میکنه زندگی رو برای کسانی که با ظاهر خودشون قهرن، اندکی بهتر کنه.